جلسه دوم: اخوت؛ حلقه گمشده قدرت واقعی
00:38:54
«دلسوز» سفری است از آیات قرآن تا عمق دل انسان؛ از سوره «بلد» تا «حدید» و «ماعون»، از رحمت نبوی تا اشک عاشورایی امام حسین (علیهالسلام). در این جلسات، رحمت الهی نه در کلمات، بلکه در زندگی معنا میشود؛ از زکات و صبر تا دلسوزی، انصاف و مهربانی اجتماعی. هر گفتار آمیزهای از تفسیر ناب، روایتهای اهل بیت (علیهمالسلام) و تجربه زیستهی ایمان است؛ ایمانی که عمل میکند، میفهمد، میبخشد و میگرید. «دلسوز» روایتی است از دینِ زنده و انسانِ دلسوز؛ برای آنان که میخواهند ایمان را در زندگی لمس کنند، نه فقط بشنوند
معرفی
تاکید بر حفظ پیوند اخوت و پرهیز از جوّ احساسی و هیجانی![00:28]
خطر حمله شیطان از سمت راست، با دغدغهی وظیفه، که سماخوت است![5:30]
از دیدگاه اسلام، عدد و عده موضوعیت ندارد، اصل خیط اخوت است.[7:00]
خطر مدیران بلاتکلیف و بیبرنامه، به عنوان آفت وحدت و اخوت در جامعه![9:50]
«نخ اخوت»؛ نقطهی افتراق میان دموکراسی با نظام ولائیست.[16:45]
تحلیلی بر جریان عددسازی در انتخابات ریاستجمهوری.[21:20]
عامل اصلی در حفظ نخ اخوت، انگیزه و نگاه مشترک است، نه تعداد و کثرت![30:30]
خطر حمله شیطان از سمت راست، با دغدغهی وظیفه، که سماخوت است![5:30]
از دیدگاه اسلام، عدد و عده موضوعیت ندارد، اصل خیط اخوت است.[7:00]
خطر مدیران بلاتکلیف و بیبرنامه، به عنوان آفت وحدت و اخوت در جامعه![9:50]
«نخ اخوت»؛ نقطهی افتراق میان دموکراسی با نظام ولائیست.[16:45]
تحلیلی بر جریان عددسازی در انتخابات ریاستجمهوری.[21:20]
عامل اصلی در حفظ نخ اخوت، انگیزه و نگاه مشترک است، نه تعداد و کثرت![30:30]
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
**بسم الله الرحمن الرحیم**
سال ۷۹، برای دشمن کاری ندارد چهار نفر را تحلیل کند و بیاورد وسط، بگوید: "رهبری مظلوم واقع شده است." و این چهار نفر بشوند ابزار دست دشمن و طرح رهبری را خراب کنند. رهبری میخواهد این «تعداد کم» را با اخوت کنار هم نگه دارد. وقتی این تعداد کم، این بستر را کنار هم نگه داشتند، آن «تعداد زیاد» را نیز بعدها به این جمع اضافه میکنند.
خداوند آیتالله بهجت را رحمت کند؛ ایشان فرمود: "اولش سه نفر بودند، ولی با تقیه این سه نفر کنار هم ماندند. آن سه نفر تبدیل شد به ۳۰۰ میلیون." امروز اگر آن روز، آن سه نفر تکلیف انجام نمیدادند، دیگر هیچی نمیشد. به تعداد نیست، به عدد نیست. از دست رفته! بعضیهاشان هم آدمهای هیجانی، ساده، نادان، کمسواد هستند. آدمهای پخته، اهل فکر، اهل مطالعه، خیلی توشان کم است. اهل دقت، اهل نظر، اهل بررسی، امام منتظر میگفت: "تو صلاحیت نداری. چرا؟ آدم احساسی هستی. هرکه هرچه میگوید تحریکت میکند." خیلی نکته مهمی است. باسوادی زود تحریک میشود، زود به هیجان میآید با اولین چیزی که میخواند و میبیند. و الان هم که فضا کاملاً آشفته است و دیگر هر لحظه از یک جایی یک خبری، تحلیلی میآید: "حاج آقا فلانی گفت..."
اینها را رهبری در این بیانیه داد که همه نفاقهاشان اینجاست. شبکهی یهودند، ریختند وسط! آقا، یک فکری، یک تأملی، یک دقتی! تا تو فکرت را بکنی، همه را بردهاند کربلا. آقا، یک تبیانی میخواهد، یک بررسی میخواهد. پشیمان میشوی، خودت ضایع میشوی. خیلی اینجور داشتیم دیگر. یک حرکت شتابزده انجام میشود. رهبری میخواهد مدیریت بکند، یک موضعی میگیرد، این میرود توی آمپاس.
«سفارت عربستان گرفتن»، «آقا عصبانی شدن»، گفتند: داستان، داستان معاویه و یزید است. این قضیه شیخ نمر بود دیگر، رفتند گردن شهیدش کردند که ایشان هم به نظرم، حالا با اینکه شهید و عزیز و اینها، ولی به هر حال میشد بهتر کار بکنیم. نیجریه را نگاه کنید. بعد از زکزاکی که چند میلیون شیعه کرده بود، الان آمارهای نهایی که دیروز پریروز میخواندم، خیلی دردناک است: ۲۰ میلیون! به نظرم دیروز آمار میدیدم، نیجریه پریروز محبوبترین کشور آمریکا بود. توی کدام کشورها محبوب است؟ اسرائیل ۸۰ درصد محبوبیت، نیجریه ۷۹ درصد محبوبیت! آمده بود پایین. ترکیه مثلاً ۳۰ درصد محبوبیت. نیجریهای که مهد تشیّع اینجوری از دست رفت، به صرف احساسات و یک شور و یک جو، خوب مدیریت پختهای میخواهم.
خلاصه آقا، شیخ نمر اگر کشته شود، دیگر این معاویه نیست و یزید و اینها... ما باید موضع علنی بگیریم و بریزیم سفارت را بگیرید و دادگاهی شدن هم. آقا موضع رسمی علیه اینها گرفتند. دولت روحانی هم که به شدت علیه اینها استفاده کرد. خیلی بد! بعد آن مداح با آن حاج آقایی که با همدیگر خیلی رفیق بودند و این اصلاً شاگرد جلسهاش بود، داد و بیداد شده بودند، با همدیگر بحث کردند که: "این تو به ما گفتی. ما روی حرف تو آمدیم." بعد دیدیم آقا مخالف کل از هم پاشید.
اول که شروع کردم به کار فرهنگی، توی یک عید غدیر، ۵۰ هزار نوجوان دور هم جمع کردیم. آدم بفرستید تو جلسه شرکت کنید، واقعیت دارد. توی کرج ۵۰ هزار نوجوان. شیطان از سمت چپ ماها معمولاً وارد نمیشود. از سمت راست. مقاومت، عرق بخور، زنا بکن، برو زنبازی کن... ما را همش با احساس وظیفه و احساس دغدغه وارد میکند و بعضاً کارهایی میکنی بدتر از کاری که اونا میکنند. خجالت میکشد، من از کار خودم افتخار میکنم. او عرق میخورد. خب، آخوند که دارد عرق میخورد، من تهمت میزنم که بدتر از عرقخوری است و افتخار میکنم تهمت زدن. اینها بریدن این رشتهای است که قرار است تمام کار انبیا روی این رشته سوار بشود. تمام آن نقش، آن قالی را همین رگ و رگ قرار است سوار بشود. رشته را تیکهتیکه، کوچولو کوچولو، آرام آرام میبرد، با چی؟ با احساس وظیفه. «اللهم تقبل منا». کاری که معاویه نمیتواند بکند. خیلی حرفها!
پس آقا، توی نگاه دموکراسی، مردم یک عددند. عدد کار میکند. توی نگاه الهیاتی اسلامی، نه. عدد موضوعیت ندارد. ایشان چه میگوید: "عدد اگرچه فوق حد نهایت بوده باشد." تو بگو عدد بینهایت. تو بگو آمریکا ۴۰۰ میلیارد نیرو دارد، آدم دارد، سرباز دارد. عدد کار نمیکند. چه کار میکند؟ "مادامی که مرتبط نشوند به خط اخوت، در حکم غیرت و مباشرت است." روح! تا اینها با نخ اخوت به هم گره نخورند، تمام این عدد بینهایت است. این عدد، چند میلیارد عدد پراکنده از همدیگر است. سرجمع نمیشود. سرجمع شدن مهم است: "تحسبهم جمیعاً و قلوبهم شتّی ذلک بأنهم قوم." یک ماه بحث اینها هیچ وقت با هم جمع نمیشود. اینها یک عدد عدد چشم پرکنیم. ۱۰۰ میلیون، ۱۰ هزار، ۱۶ میلیون، ۴۰ میلیون. عدد. ۴۰ میلیون عدد روی هم آمده یا ۴۰ میلیون عدد از هم سواد؟ ۴۰ میلیون عدد از هم جدا که یک دونه هم حساب نمیشود. ولی پنج تا روی هم آمده: "ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مئتین." نظام عدد دارد به هم میریزد. خدا کاملاً خلاف همه بدیهیات هر آدمیزاد، یک چیزی که قرآن دارد میگوید، میگوید: "۲۰ تا به ۲۰۰ تا غلبه میکند." به بچه سه ساله هم که بگویی: "آقا، خالیبندی دروغ!" ۲۰ تا قویترند یا ۲۰۰ تا؟ معلوم است. نه. خدا گفته ۲۰ تا. ۲۰ تایی به هم پیوسته، ۲۰ تای متصل. بله، این استدلال دارد، این عقلانی است. شما یک میلیون قطره پراکنده داشته باش، کار نمیکند. هزار تا قطره به هم متصل داشته باش، کار میکند. بله، حالا کدامش بیشتر است؟ هزار قطره بیشتر کارآمدتر است یا یک میلیون قطره؟ میگوید: "تو داری مغالطه عدد میکنی با من." مغالطه عدد به عدد. چرا نگاه میکنی؟ عدد که کارایی ندارد. عدد که کار نمیکند. معدود کار میکند. معدود چه شکلی کار میکند؟ با اتحاد، با پیوست، با یکدل شدن، با یک اراده شدن، با یک تصمیم قاطع داشتن، با یک عزم جزم داشتن.
ادامه متن از این قرار است: البته گفتم، یک سم برای وحدت را به هم میزنند. یک سم به هم خوردن این وحدت هم آدمهای بلاتکلیف، مدیران بلاتکلیف هستند. فاجعه است. بیچاره میکند مملکت. "مذاکره نکنیم؟ چه کار کنیم؟" این تصمیم برای جنگ ندارد، تمام شد. "من تصمیمش را دارم." آن دوست میماند چه کار کند.
خواننده شهید «دینار» بهش گفته بود «خطای محاسباتی» که رهبری میفرمایند، آثار خرابیهای سرسامآوری توشه. آدم خوبی است آخه بنده خدا! دلسوز است، حُسن نظر دارد. دلسوز است. نمیشود بهش گفت خائن است. نمیشود گفت روی برنامه دارد طرح دشمن را قدم به قدم پیاده میکند، ولی چون بلاتکلیف است، برنامه درست هم نمیگذارد اجرا شود. علیالاُصول نظر دیگری. خیلی همهچیز به هم ورمیشود.
سم اخوت و همدلی و عزم یگانه، یک بخشاش آدمهای نقزن، کمصبر، کمتدبیر، کمعمق که این یکدستی کار را به هم میزنند. یک طرفش هم آدمهای بیتدبیرند، آدمهای بیعزم، آدمهای بیبرنامه، باری به هر جهت. اینها دو تا سم اخوت. اخوت شکل نگیرد، هر چقدر عده داشته باشی، عدهات فرآوری متشتت میشود. تشدد تعداد هر چقدر هم که زیاد باشد، تا وقتی با خط اخوت به هم متصل نشوند، نخ اخوت وصل نکند، در حکم "غیر" محسوب میشوند و مباینت.
این تفاوت داستان دموکراسی و ولایت نظام ولایت است. توی دموکراسی، انتخابات و اینکه بلدم هستم انتخابات چه شکلی عددسازی بکند. حالا یا به دروغ، تقلب و تخلف و این حرفهاست. یا نه، واقعاً رای میسازد. مردم احساسات و هیجاناتی دارند، حب و بغضهایی دارند. خدا خیر بده، به جلیلی اگر نبود، توی هر انتخاباتی که جلیلی باشد، ما گزینه داریم. چرا؟ چون یک تصویر کثیف بلد است بسازد. با آن تصویر کثیف، آیتالله اعدام، قتل عام، نوار صوتی منتظری در آمد. بعضیها چقدر نحسن! یعنی تا ۲۰ سال بعد مرگشان، هنوز دارند. ۵۰ ساله مرده. فوتبالبازی، جام جهانی و استادیوم و فحش. خانواده منحوس که گفته میشود یکی ۵۰ ساله مرده، هنوز ضررش برای مملکت هست. بحثهای عمیق معنوی توشه. سرچشمه رذالت وقتی که میشود، جاری میشود در تاریخ. وقتی فانی در ابلیس میشود، این به موازات ابلیس و حضور ابلیس توی تاریخ ادامه دارد. تا ابلیس هست، پهلوی هست.
خیلی از آنور تا جبهه انبیا هست، شیخ مفید هست، امام خمینی هست، رهبر شهید هست. چه کار میکند؟ میآید این را فعالش میکند دم انتخابات، عدد باهاش میگیرد. بُرد شما توی این عدد نیست که فکر کنید بعد ماها توی همین نظام محاسباتی میافتیم که این دوقطبی میشود، بروند دور دوم، این را فلانی باشند، آن رای میآورد؛ آن را فلانی باشند، آن رای نمیآورد. از اول اصلاً استدلالشان به ورود آقای قالیباف و اینها با اینکه میدانستند آرا زیاد است و تفاوت دارد. اولش هم یک حرفی بود که آقا هرکه بیشتر بود بماند، هرکه کمتر بود برود. حالا این قضیه آیا ولایت حداد، آقای قالیباف وارد شدن بیشتر بود بمان، هرکه رایش کمتر بود برو. تا یک روز قبل انتخابات هر سه تایشان بودند و بعضاً با هم اختلاف نظر هم داشتند و گاهی به هم هم چیزی میانداختند. و محسن رضایی توی مناظره، آقای حداد روز آخر کشید کنار، اعلام هم نکرد به نفع کی. و ولایتی به نفع مذاکره و روحانی صحبت کرد و یکی از عوامل نیاوردن روحانیان ولایتی بود. خدا رحمت کند آیتالله مهدوی، استاد عزیزمان، یک جملهای به من گفت. خیلی ترسناک! به من گفتش که ولایتپذیری این آقایان باید از عارف یاد میگرفتند. او در ولایت خاتمی بود. اینها به ظاهر در ولایت خامنهای بودند. او ولایت خاتمی صادقتر بود تا ولایت اینها به ولایت خامنهای. رضوانالله علیه.
خدمت شما عرض کنم که آنی که کار میکند عدد نیست که بعد شما دم انتخابات بگویی من چه کار کنم عدد رای ببرم بالا. البته این هم هنر میخواهد کسی بلد باشد آیتالله قتل عام درست کردن از آقای رئیسی چرکیش کردند، سیاهش کردند انتخابات. انتخابات بعدی آن اخوت است. کار عدد دیگر نه آقای رئیسی برای اینکه عدد برای خودش ببرد بالا نه خودش تلاشی میکرد جز برنامههایش، نه کسی برایش کاری. بماند که چقدر واقعاً مظلومیت این آدم دردناک! دور دومش هم که آمد با آن همه خدمات و با آن گندهایی که روحانی زده بود و آلترناتیو روحانی ایشان بود و مردم دیده بودند. چهار و نیم میلیون انتخابات، ۴۸ درصد مشارکت. چهار و نیم میلیون رای باطله. چهار و نیم میلیون نفر بعد از رئیس جمهور باطله. رئیس جمهور میشود نفر دوم! آرای باطله بود. نفر سوم آقای رضایی بود. بعد چهار و نیم میلیون رای باطله. ببینید، وقتی یکی را سیاه میکنند چه میشود؟ طرف میگوید: "آقا، میدانم روحانی بد میخواهم رای بدهم، چه کار کنم؟ نمیتوانم به رئیسی رای بدهم." این شگردهای کثیف سیاسی اینجوریها.
حالا آقا، پادزهر این چیست؟ پادزهر این عددسازی توی انتخابات، یک هفته قبل انتخابات فعال کردن این غرایز و این شهوات و این داستانها، ضعف تحلیل سیاسی در مردم چیست؟ شعار بدیم! به جای اینکه این دست اونا باشد ما دست بگیریم. چرا فیلترینگ و پزشکیان، خطای محاسباتی این آقایان، فیلترینگ حرف میزند، مغزم سوت میکشید. چرا این کارت از دست اونا خارج نمیشود؟ این گفتمان اونا ضریب پیدا میکند. میگویند: "ببینید چه گندی زدیم که اینها توانستند در بیایند." ولی آخه این نه! یعنی جلیلی.
پادزهر این چیست؟ آقا، پادزهر این اخوت است. توی هر مجموعهای، اون عامل رشد و موفقیتش در برابر اینها. داشته باشید. خیلی اینها شاید یک روزی حالا با یک دقت بیشتری به این مطالب بپردازید. برای ما که محصول یک عمر است، یعنی یک عمر کار تشکیلاتی و بالاخره درگیریهای اینجوری و اینها داشتند. البته اصل مطلب مال ایشان است. حالا داریم زور میزنیم که بفهمیم آنی که یک مجموعه را گلیمش را از آب بیرون میکشد، با همه سختیها، با همه گرفتاریها پیش میبرد، عده کمش را افزایش میدهد. آن آسیبها را، آن خطرات و آن مشکلات و چالهها را ازش رد میکند، آن چه توی آن مجموعه است؟ آن اخوت، آن مجموعه، یکدلی و عشق تو آن مجموعه. این هم آثار مادی دارد هم آثار معنوی دارد. آن آثار معنویش، رحمتی که از جانب خدای متعال جاری میشود. فیضیه که جاری میشود. حمایت و نصرتی که جاری میشود. آثار مادیش هم یک سد قدرتمند ایجادش کم است.
برگ را میخواهم از توی آب بکشم بیرون. فیلم خیلی جذاب است. محیّرالعقول است. آب میبرد، قلاب میکنند. آن یکی دستش را میاندازد به این برگهها. اینها همه میکشندش. خیلی عجیب است ها؟ ناموس خلقت است اینها. فطرت عالم است. خدا عالم را این شکلی آفریده. اینها نظام عالم است. هر تشکیلاتی که این ساختار را داشته باشد، این ساختار برقرار است. تعداد بالا نیست. افزایش نیرو مشکلی حل نمیکند. کمبود نیروی انسانی داریم؟ بله، نیروی انسانی باید افزایش پیدا کند. واقعاً هم کم بوده، درست است. ولی کمبود نیرو، حل آن مشکلات مجموعه با افزایش نیرو نیست. تا وقتی یک جزم یگانه، یک عزم یگانه، یک تدبیر و برنامه یگانه، یک عشق و هدف یگانه توی اینها نباشد، ۱۰۰ نفر بهش اضافه میشوند، چالش میشود ۱۰۰ تا. هر آدمی که اضافه میشود، یک چالش اضافه میشود. اینها تا حالا سه نفر بودند، این سه تا با هم چالش داشتند. شدند ۵ تا. هر پنج تا با هم چالش دارند. هنوزم فکر میکنند مشکلشان کمبود نیروی انسانی است. شما همان سه تایی که هستید، یکی بشوید، بعد اضافه کنید. یکی شدن یعنی آقا، همه یک نگاه، یک تحلیل، یک فکر. اینکه باز یک حرف میآید: "همه باید تشکیلاتی! اراده تشکیلات! دستور از بالاست! تشکیلات! اینها همهشان فدایی مریم و مسعود. مریم گفته، مسعود گفته. تمام شد." با تحلیل روی تحلیل مریم و مسعود، نداریم. یاد گرفتم غلط کردی. استفاده کنند. تبر زدن به ولایت با دید وسیع، با نظرات کارشناسی، اقوال مختلف. حسین سر استدلال دارد، حرف دارد. استدلال به همراه سابقه. یک رزومه، پشتوانه.
طرف تجربه دارد کاری. نه اینکه همینجور از یک فوق تخصص زر زدن، دکترا. هیچ گوشهای هم هیچ غلطی تا حالا نکرده. هیچ جایی حضور فعال و مثمر ثمری با دو نفر آدم توی مسجد کنار هم نتوانسته یک ماه دوام بیاورد. یک کسی «خانم فلانی» که شما گفتید منظورت کی بود؟ گفتم: "فلانی، فامیل ما، مادر فلانی." دوباره میکروفون دست گرفته و داد و بیداد و فحش و فضاحت و اینها. خانواده تو تعاملت با بچهات مشکل داری، تو تعاملت با همسر مشکل، با همسایه مشکل داری. نسبت به اصلاح تعامل جمهوری اسلامی با همسایگان خودش دارد نظریهپردازی میکند. پیکر خونت لااقل داشته باش. که بشود کلان، بلد نیست. ولی در حد خونش موفق بوده. روش کم نمیشود.
نکتهاش این است که این چیزی که این خط را به هم نگه میدارد، آن تعداد فرع قضیه است. آن انگیزه مشترک، آن علاقه مشترک، آن هدف مشترک، آن نگاه مشترک. نگاه مشترک به معنای "از بالا دستور آمد و تمام" نیست. نگاه بسته و بنبستمحور. کلمه قشنگی به کار برد. البته سوءاستفاده میشود از این کلمه. ولایتبسندگی. ولایتبسندگی لازم نیست ماها دیگر بررسی بکنیم و مشاوره و حرف و نظر و استدلال. یک نفر به جای همهمون استدلال. نظام فرعونی: "ما اِریکم اِلا." لازم نیست شما فکر کنید. من خودم. انبیا آمدند تعطیل شده را راه بیندازند، تعطیل بشود. ولایت. خیلی عرض میکنم. اینها برای کسی که میخواهد کنشگری در سطح کلان انجام بدهد، موقعیت خاص قرار نگیرید.
صفایی توی نوجوانی میخواندم، یک اردو آمدیم، با بچههای دانشگاه امیرکبیر. من ۲۰ سالم بود آن موقع. بعد ما به عنوان روحانی کاروان بودیم و اینها. بچههای ورودیشان بودند سال ۸۷. توی اردو خوردیم به چالش بزرگ فضای اینها. فکر اینها. باختم خودمو. خالی کردم. من یکتنه با این ۴۰۰ تا دانشجو. فاصلههای فکری. خیلی تازه اینها کسانی بودند که قبول کرده بودند مشهد بیایند و امام رضا را زیارت کنند. اولهای احمدی نژاد بود. فضا پر از تنش، دیگر ایام منتهی به فتنه ۸۸ بود. جو خیلی سنگین. فضای دانشگاه امیرکبیر، ترین دانشگاه تهران. زندانیهای دانشجویی، زندانی مال امیرکبیر. من خودمو باختم یکهو. بعد از صفایی که مطالعه کردم، افتادم. یکی از این دوستانمون که الان مسئولیتی داریم، برگشتم گفتم که الان فهمیدم این چیزی که صفایی گفت یعنی چی. گفتم صفایی میگوید که برای اصلاح جامعه باید روی صالحان مسلم و فاسدان مفسد کار کنیم. صالحان بیخاصیت و فاسدان بیخاصیت وقتت را روی اینها نگذار. استراتژیام عوض شد. بازی از الان عوض شد. استراتژی عوض شد. اردوی بعدی فضا عوض شد. دانشگاه را دست گرفتیم. آخوندی که رفته بود توی خوابگاه دانشگاه را دست گرفته بود. آقای مستشاری گفته بود به من گفتند: "فلان دانشگاه را دست گرفته." برویم و دموکراسی و عده و عده یارانهها را کی میدهند. ولی وقتی میآیی تو کار حرفی که پشتوانه دارد، پشتوانه به استدلال و تجربه دارد، یکهو ساختار کارت را عوض میکند. نظریه صالحان مسلم و فاسدان مفسد. از اینور بچههای کنشگر حزباللهی، از آنور کسانی که کنشگر توی فضای ضدانقلابی بودند. با ضدانقلاب معمولی وقت تلف نمیکردم. من گفتم: "رئیستون کیه؟" فاسد مفسد. او را باید گرفت. او را که میگیری، یک خوابگاه توی دستت است. "مسلمان نیستم، ولی مرید فلانیم." آتئیست بود. این سیاست است. بعد دیگر از بقیه قضیه دهم این سیاست عده، مقدمه بر عده وابسته است به اخوت.
ساختار مدیریت، سیاستهای کلان داشته باشی، تحلیل سیاسی داشته باشی. آقا مجتبی پشت وزارت خارجه شعار میدهند. نظر شما چیست؟ رفتم، گفتش که: "من شک کردم. خواستم از شما بپرسم." گفتم: "مگر نمیخواهی دست رهبری را پر کنی؟ دست آقا مجتبی پر بشود که اگر مثلاً مذاکرات مسیرش اشتباه رفت، به پشتوانه مردم ایستادگی کند؟" گفتم: "آن مردمی که ایشان میخواهد به پشتوانهاش ایستادگی بکند، همینهایی که کف خیابانند. تو اینها را نگه دار، تکثیرش بکن. دست رهبری را پر میکنیم." ولی این حرکتی که تا به حال اینجا انجام شده، باعث شده که همین خیابان را خلوت کرد. آن محل اتکا، او دارد خالی میشود. برعکس دارد میشود. آن چیزی که به پشتوانهاش میخواهد مدیریت بکند، از دستش در میآوری. او پشتوانه مدیریت شعار شما فحشی که پشت وزارت خارجه میدهید، نیست. عدد جانفدایی تأثیر دارد. این عین جمله ایشان است: "عدده نقش دارد." اینها میروند مذاکره، ولی عدد جانفدا تعیین میکند نتیجه مذاکره را. یعنی چی؟ البته بازم بحث عدد نیستها. عدد فرع اخوت است. میخواهم بگویم این میشود آن سیاست دایره. این اخوت را تکثیر کن. یکی از چیزهایی که من اصلاً ندیدم این چندان انجام بشود، همه دعوا و درگیری و چرخش اطلاعات همین بین تقریباً ۱۰، ۱۵ میلیون خودمان است. ما مشغول خودمان. یک شعاع ۱۰، ۱۵ میلیونی هی داریم تبادل اطلاعات میشویم. ۳۰، ۴۰ میلیونی که آماده است برای گفتگو و الان زمینه تحول، زمینه تنبّه درش هست، رها شده.
بابا! وقتی اینستا باز شده، فالوورهای ۹ و نیم میلیونی پهلوی که البته چهار و نیم میلیونش فیک است، ۵ میلیونش فیک است، ۴۶ درصد فالوور فیک است. آن فالوورها ۴۰۰، ۵۰۰ هزار تا آنفالو شده از بعد باز شدن اینترنت. "اینترنت که باز بشود انقلاب میشود." این یعنی چه؟ یعنی فضای جامعه به شدت آماده شده برای عبور از پهلوی، برای زدن پهلوی توی انقلاب. بعد "شهادت آقا"، یکی از عوامل شهادت آقا جریان پهلوی بوده. یکی از دلایل حضور مردم توی خیابان پهلوی بوده. شما از این فرصت چه استفادهای کردید برای حذف تا ابد پهلوی از گفتمان و ذهن و سیاست و فکر مردم؟ تقریباً میتوانم بگویم صفر. آلترناتیو برای اینها فقط پهلوی بود. نابود بشوند. اینها مشکل کار است.
**السلام علیک یا اباعبدالله الحسین**
**بسم الله الرحمن الرحیم**
سال ۷۹، برای دشمن کاری ندارد چهار نفر را تحلیل کند و بیاورد وسط، بگوید: "رهبری مظلوم واقع شده است." و این چهار نفر بشوند ابزار دست دشمن و طرح رهبری را خراب کنند. رهبری میخواهد این «تعداد کم» را با اخوت کنار هم نگه دارد. وقتی این تعداد کم، این بستر را کنار هم نگه داشتند، آن «تعداد زیاد» را نیز بعدها به این جمع اضافه میکنند.
خداوند آیتالله بهجت را رحمت کند؛ ایشان فرمود: "اولش سه نفر بودند، ولی با تقیه این سه نفر کنار هم ماندند. آن سه نفر تبدیل شد به ۳۰۰ میلیون." امروز اگر آن روز، آن سه نفر تکلیف انجام نمیدادند، دیگر هیچی نمیشد. به تعداد نیست، به عدد نیست. از دست رفته! بعضیهاشان هم آدمهای هیجانی، ساده، نادان، کمسواد هستند. آدمهای پخته، اهل فکر، اهل مطالعه، خیلی توشان کم است. اهل دقت، اهل نظر، اهل بررسی، امام منتظر میگفت: "تو صلاحیت نداری. چرا؟ آدم احساسی هستی. هرکه هرچه میگوید تحریکت میکند." خیلی نکته مهمی است. باسوادی زود تحریک میشود، زود به هیجان میآید با اولین چیزی که میخواند و میبیند. و الان هم که فضا کاملاً آشفته است و دیگر هر لحظه از یک جایی یک خبری، تحلیلی میآید: "حاج آقا فلانی گفت..."
اینها را رهبری در این بیانیه داد که همه نفاقهاشان اینجاست. شبکهی یهودند، ریختند وسط! آقا، یک فکری، یک تأملی، یک دقتی! تا تو فکرت را بکنی، همه را بردهاند کربلا. آقا، یک تبیانی میخواهد، یک بررسی میخواهد. پشیمان میشوی، خودت ضایع میشوی. خیلی اینجور داشتیم دیگر. یک حرکت شتابزده انجام میشود. رهبری میخواهد مدیریت بکند، یک موضعی میگیرد، این میرود توی آمپاس.
«سفارت عربستان گرفتن»، «آقا عصبانی شدن»، گفتند: داستان، داستان معاویه و یزید است. این قضیه شیخ نمر بود دیگر، رفتند گردن شهیدش کردند که ایشان هم به نظرم، حالا با اینکه شهید و عزیز و اینها، ولی به هر حال میشد بهتر کار بکنیم. نیجریه را نگاه کنید. بعد از زکزاکی که چند میلیون شیعه کرده بود، الان آمارهای نهایی که دیروز پریروز میخواندم، خیلی دردناک است: ۲۰ میلیون! به نظرم دیروز آمار میدیدم، نیجریه پریروز محبوبترین کشور آمریکا بود. توی کدام کشورها محبوب است؟ اسرائیل ۸۰ درصد محبوبیت، نیجریه ۷۹ درصد محبوبیت! آمده بود پایین. ترکیه مثلاً ۳۰ درصد محبوبیت. نیجریهای که مهد تشیّع اینجوری از دست رفت، به صرف احساسات و یک شور و یک جو، خوب مدیریت پختهای میخواهم.
خلاصه آقا، شیخ نمر اگر کشته شود، دیگر این معاویه نیست و یزید و اینها... ما باید موضع علنی بگیریم و بریزیم سفارت را بگیرید و دادگاهی شدن هم. آقا موضع رسمی علیه اینها گرفتند. دولت روحانی هم که به شدت علیه اینها استفاده کرد. خیلی بد! بعد آن مداح با آن حاج آقایی که با همدیگر خیلی رفیق بودند و این اصلاً شاگرد جلسهاش بود، داد و بیداد شده بودند، با همدیگر بحث کردند که: "این تو به ما گفتی. ما روی حرف تو آمدیم." بعد دیدیم آقا مخالف کل از هم پاشید.
اول که شروع کردم به کار فرهنگی، توی یک عید غدیر، ۵۰ هزار نوجوان دور هم جمع کردیم. آدم بفرستید تو جلسه شرکت کنید، واقعیت دارد. توی کرج ۵۰ هزار نوجوان. شیطان از سمت چپ ماها معمولاً وارد نمیشود. از سمت راست. مقاومت، عرق بخور، زنا بکن، برو زنبازی کن... ما را همش با احساس وظیفه و احساس دغدغه وارد میکند و بعضاً کارهایی میکنی بدتر از کاری که اونا میکنند. خجالت میکشد، من از کار خودم افتخار میکنم. او عرق میخورد. خب، آخوند که دارد عرق میخورد، من تهمت میزنم که بدتر از عرقخوری است و افتخار میکنم تهمت زدن. اینها بریدن این رشتهای است که قرار است تمام کار انبیا روی این رشته سوار بشود. تمام آن نقش، آن قالی را همین رگ و رگ قرار است سوار بشود. رشته را تیکهتیکه، کوچولو کوچولو، آرام آرام میبرد، با چی؟ با احساس وظیفه. «اللهم تقبل منا». کاری که معاویه نمیتواند بکند. خیلی حرفها!
پس آقا، توی نگاه دموکراسی، مردم یک عددند. عدد کار میکند. توی نگاه الهیاتی اسلامی، نه. عدد موضوعیت ندارد. ایشان چه میگوید: "عدد اگرچه فوق حد نهایت بوده باشد." تو بگو عدد بینهایت. تو بگو آمریکا ۴۰۰ میلیارد نیرو دارد، آدم دارد، سرباز دارد. عدد کار نمیکند. چه کار میکند؟ "مادامی که مرتبط نشوند به خط اخوت، در حکم غیرت و مباشرت است." روح! تا اینها با نخ اخوت به هم گره نخورند، تمام این عدد بینهایت است. این عدد، چند میلیارد عدد پراکنده از همدیگر است. سرجمع نمیشود. سرجمع شدن مهم است: "تحسبهم جمیعاً و قلوبهم شتّی ذلک بأنهم قوم." یک ماه بحث اینها هیچ وقت با هم جمع نمیشود. اینها یک عدد عدد چشم پرکنیم. ۱۰۰ میلیون، ۱۰ هزار، ۱۶ میلیون، ۴۰ میلیون. عدد. ۴۰ میلیون عدد روی هم آمده یا ۴۰ میلیون عدد از هم سواد؟ ۴۰ میلیون عدد از هم جدا که یک دونه هم حساب نمیشود. ولی پنج تا روی هم آمده: "ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مئتین." نظام عدد دارد به هم میریزد. خدا کاملاً خلاف همه بدیهیات هر آدمیزاد، یک چیزی که قرآن دارد میگوید، میگوید: "۲۰ تا به ۲۰۰ تا غلبه میکند." به بچه سه ساله هم که بگویی: "آقا، خالیبندی دروغ!" ۲۰ تا قویترند یا ۲۰۰ تا؟ معلوم است. نه. خدا گفته ۲۰ تا. ۲۰ تایی به هم پیوسته، ۲۰ تای متصل. بله، این استدلال دارد، این عقلانی است. شما یک میلیون قطره پراکنده داشته باش، کار نمیکند. هزار تا قطره به هم متصل داشته باش، کار میکند. بله، حالا کدامش بیشتر است؟ هزار قطره بیشتر کارآمدتر است یا یک میلیون قطره؟ میگوید: "تو داری مغالطه عدد میکنی با من." مغالطه عدد به عدد. چرا نگاه میکنی؟ عدد که کارایی ندارد. عدد که کار نمیکند. معدود کار میکند. معدود چه شکلی کار میکند؟ با اتحاد، با پیوست، با یکدل شدن، با یک اراده شدن، با یک تصمیم قاطع داشتن، با یک عزم جزم داشتن.
ادامه متن از این قرار است: البته گفتم، یک سم برای وحدت را به هم میزنند. یک سم به هم خوردن این وحدت هم آدمهای بلاتکلیف، مدیران بلاتکلیف هستند. فاجعه است. بیچاره میکند مملکت. "مذاکره نکنیم؟ چه کار کنیم؟" این تصمیم برای جنگ ندارد، تمام شد. "من تصمیمش را دارم." آن دوست میماند چه کار کند.
خواننده شهید «دینار» بهش گفته بود «خطای محاسباتی» که رهبری میفرمایند، آثار خرابیهای سرسامآوری توشه. آدم خوبی است آخه بنده خدا! دلسوز است، حُسن نظر دارد. دلسوز است. نمیشود بهش گفت خائن است. نمیشود گفت روی برنامه دارد طرح دشمن را قدم به قدم پیاده میکند، ولی چون بلاتکلیف است، برنامه درست هم نمیگذارد اجرا شود. علیالاُصول نظر دیگری. خیلی همهچیز به هم ورمیشود.
سم اخوت و همدلی و عزم یگانه، یک بخشاش آدمهای نقزن، کمصبر، کمتدبیر، کمعمق که این یکدستی کار را به هم میزنند. یک طرفش هم آدمهای بیتدبیرند، آدمهای بیعزم، آدمهای بیبرنامه، باری به هر جهت. اینها دو تا سم اخوت. اخوت شکل نگیرد، هر چقدر عده داشته باشی، عدهات فرآوری متشتت میشود. تشدد تعداد هر چقدر هم که زیاد باشد، تا وقتی با خط اخوت به هم متصل نشوند، نخ اخوت وصل نکند، در حکم "غیر" محسوب میشوند و مباینت.
این تفاوت داستان دموکراسی و ولایت نظام ولایت است. توی دموکراسی، انتخابات و اینکه بلدم هستم انتخابات چه شکلی عددسازی بکند. حالا یا به دروغ، تقلب و تخلف و این حرفهاست. یا نه، واقعاً رای میسازد. مردم احساسات و هیجاناتی دارند، حب و بغضهایی دارند. خدا خیر بده، به جلیلی اگر نبود، توی هر انتخاباتی که جلیلی باشد، ما گزینه داریم. چرا؟ چون یک تصویر کثیف بلد است بسازد. با آن تصویر کثیف، آیتالله اعدام، قتل عام، نوار صوتی منتظری در آمد. بعضیها چقدر نحسن! یعنی تا ۲۰ سال بعد مرگشان، هنوز دارند. ۵۰ ساله مرده. فوتبالبازی، جام جهانی و استادیوم و فحش. خانواده منحوس که گفته میشود یکی ۵۰ ساله مرده، هنوز ضررش برای مملکت هست. بحثهای عمیق معنوی توشه. سرچشمه رذالت وقتی که میشود، جاری میشود در تاریخ. وقتی فانی در ابلیس میشود، این به موازات ابلیس و حضور ابلیس توی تاریخ ادامه دارد. تا ابلیس هست، پهلوی هست.
خیلی از آنور تا جبهه انبیا هست، شیخ مفید هست، امام خمینی هست، رهبر شهید هست. چه کار میکند؟ میآید این را فعالش میکند دم انتخابات، عدد باهاش میگیرد. بُرد شما توی این عدد نیست که فکر کنید بعد ماها توی همین نظام محاسباتی میافتیم که این دوقطبی میشود، بروند دور دوم، این را فلانی باشند، آن رای میآورد؛ آن را فلانی باشند، آن رای نمیآورد. از اول اصلاً استدلالشان به ورود آقای قالیباف و اینها با اینکه میدانستند آرا زیاد است و تفاوت دارد. اولش هم یک حرفی بود که آقا هرکه بیشتر بود بماند، هرکه کمتر بود برود. حالا این قضیه آیا ولایت حداد، آقای قالیباف وارد شدن بیشتر بود بمان، هرکه رایش کمتر بود برو. تا یک روز قبل انتخابات هر سه تایشان بودند و بعضاً با هم اختلاف نظر هم داشتند و گاهی به هم هم چیزی میانداختند. و محسن رضایی توی مناظره، آقای حداد روز آخر کشید کنار، اعلام هم نکرد به نفع کی. و ولایتی به نفع مذاکره و روحانی صحبت کرد و یکی از عوامل نیاوردن روحانیان ولایتی بود. خدا رحمت کند آیتالله مهدوی، استاد عزیزمان، یک جملهای به من گفت. خیلی ترسناک! به من گفتش که ولایتپذیری این آقایان باید از عارف یاد میگرفتند. او در ولایت خاتمی بود. اینها به ظاهر در ولایت خامنهای بودند. او ولایت خاتمی صادقتر بود تا ولایت اینها به ولایت خامنهای. رضوانالله علیه.
خدمت شما عرض کنم که آنی که کار میکند عدد نیست که بعد شما دم انتخابات بگویی من چه کار کنم عدد رای ببرم بالا. البته این هم هنر میخواهد کسی بلد باشد آیتالله قتل عام درست کردن از آقای رئیسی چرکیش کردند، سیاهش کردند انتخابات. انتخابات بعدی آن اخوت است. کار عدد دیگر نه آقای رئیسی برای اینکه عدد برای خودش ببرد بالا نه خودش تلاشی میکرد جز برنامههایش، نه کسی برایش کاری. بماند که چقدر واقعاً مظلومیت این آدم دردناک! دور دومش هم که آمد با آن همه خدمات و با آن گندهایی که روحانی زده بود و آلترناتیو روحانی ایشان بود و مردم دیده بودند. چهار و نیم میلیون انتخابات، ۴۸ درصد مشارکت. چهار و نیم میلیون رای باطله. چهار و نیم میلیون نفر بعد از رئیس جمهور باطله. رئیس جمهور میشود نفر دوم! آرای باطله بود. نفر سوم آقای رضایی بود. بعد چهار و نیم میلیون رای باطله. ببینید، وقتی یکی را سیاه میکنند چه میشود؟ طرف میگوید: "آقا، میدانم روحانی بد میخواهم رای بدهم، چه کار کنم؟ نمیتوانم به رئیسی رای بدهم." این شگردهای کثیف سیاسی اینجوریها.
حالا آقا، پادزهر این چیست؟ پادزهر این عددسازی توی انتخابات، یک هفته قبل انتخابات فعال کردن این غرایز و این شهوات و این داستانها، ضعف تحلیل سیاسی در مردم چیست؟ شعار بدیم! به جای اینکه این دست اونا باشد ما دست بگیریم. چرا فیلترینگ و پزشکیان، خطای محاسباتی این آقایان، فیلترینگ حرف میزند، مغزم سوت میکشید. چرا این کارت از دست اونا خارج نمیشود؟ این گفتمان اونا ضریب پیدا میکند. میگویند: "ببینید چه گندی زدیم که اینها توانستند در بیایند." ولی آخه این نه! یعنی جلیلی.
پادزهر این چیست؟ آقا، پادزهر این اخوت است. توی هر مجموعهای، اون عامل رشد و موفقیتش در برابر اینها. داشته باشید. خیلی اینها شاید یک روزی حالا با یک دقت بیشتری به این مطالب بپردازید. برای ما که محصول یک عمر است، یعنی یک عمر کار تشکیلاتی و بالاخره درگیریهای اینجوری و اینها داشتند. البته اصل مطلب مال ایشان است. حالا داریم زور میزنیم که بفهمیم آنی که یک مجموعه را گلیمش را از آب بیرون میکشد، با همه سختیها، با همه گرفتاریها پیش میبرد، عده کمش را افزایش میدهد. آن آسیبها را، آن خطرات و آن مشکلات و چالهها را ازش رد میکند، آن چه توی آن مجموعه است؟ آن اخوت، آن مجموعه، یکدلی و عشق تو آن مجموعه. این هم آثار مادی دارد هم آثار معنوی دارد. آن آثار معنویش، رحمتی که از جانب خدای متعال جاری میشود. فیضیه که جاری میشود. حمایت و نصرتی که جاری میشود. آثار مادیش هم یک سد قدرتمند ایجادش کم است.
برگ را میخواهم از توی آب بکشم بیرون. فیلم خیلی جذاب است. محیّرالعقول است. آب میبرد، قلاب میکنند. آن یکی دستش را میاندازد به این برگهها. اینها همه میکشندش. خیلی عجیب است ها؟ ناموس خلقت است اینها. فطرت عالم است. خدا عالم را این شکلی آفریده. اینها نظام عالم است. هر تشکیلاتی که این ساختار را داشته باشد، این ساختار برقرار است. تعداد بالا نیست. افزایش نیرو مشکلی حل نمیکند. کمبود نیروی انسانی داریم؟ بله، نیروی انسانی باید افزایش پیدا کند. واقعاً هم کم بوده، درست است. ولی کمبود نیرو، حل آن مشکلات مجموعه با افزایش نیرو نیست. تا وقتی یک جزم یگانه، یک عزم یگانه، یک تدبیر و برنامه یگانه، یک عشق و هدف یگانه توی اینها نباشد، ۱۰۰ نفر بهش اضافه میشوند، چالش میشود ۱۰۰ تا. هر آدمی که اضافه میشود، یک چالش اضافه میشود. اینها تا حالا سه نفر بودند، این سه تا با هم چالش داشتند. شدند ۵ تا. هر پنج تا با هم چالش دارند. هنوزم فکر میکنند مشکلشان کمبود نیروی انسانی است. شما همان سه تایی که هستید، یکی بشوید، بعد اضافه کنید. یکی شدن یعنی آقا، همه یک نگاه، یک تحلیل، یک فکر. اینکه باز یک حرف میآید: "همه باید تشکیلاتی! اراده تشکیلات! دستور از بالاست! تشکیلات! اینها همهشان فدایی مریم و مسعود. مریم گفته، مسعود گفته. تمام شد." با تحلیل روی تحلیل مریم و مسعود، نداریم. یاد گرفتم غلط کردی. استفاده کنند. تبر زدن به ولایت با دید وسیع، با نظرات کارشناسی، اقوال مختلف. حسین سر استدلال دارد، حرف دارد. استدلال به همراه سابقه. یک رزومه، پشتوانه.
طرف تجربه دارد کاری. نه اینکه همینجور از یک فوق تخصص زر زدن، دکترا. هیچ گوشهای هم هیچ غلطی تا حالا نکرده. هیچ جایی حضور فعال و مثمر ثمری با دو نفر آدم توی مسجد کنار هم نتوانسته یک ماه دوام بیاورد. یک کسی «خانم فلانی» که شما گفتید منظورت کی بود؟ گفتم: "فلانی، فامیل ما، مادر فلانی." دوباره میکروفون دست گرفته و داد و بیداد و فحش و فضاحت و اینها. خانواده تو تعاملت با بچهات مشکل داری، تو تعاملت با همسر مشکل، با همسایه مشکل داری. نسبت به اصلاح تعامل جمهوری اسلامی با همسایگان خودش دارد نظریهپردازی میکند. پیکر خونت لااقل داشته باش. که بشود کلان، بلد نیست. ولی در حد خونش موفق بوده. روش کم نمیشود.
نکتهاش این است که این چیزی که این خط را به هم نگه میدارد، آن تعداد فرع قضیه است. آن انگیزه مشترک، آن علاقه مشترک، آن هدف مشترک، آن نگاه مشترک. نگاه مشترک به معنای "از بالا دستور آمد و تمام" نیست. نگاه بسته و بنبستمحور. کلمه قشنگی به کار برد. البته سوءاستفاده میشود از این کلمه. ولایتبسندگی. ولایتبسندگی لازم نیست ماها دیگر بررسی بکنیم و مشاوره و حرف و نظر و استدلال. یک نفر به جای همهمون استدلال. نظام فرعونی: "ما اِریکم اِلا." لازم نیست شما فکر کنید. من خودم. انبیا آمدند تعطیل شده را راه بیندازند، تعطیل بشود. ولایت. خیلی عرض میکنم. اینها برای کسی که میخواهد کنشگری در سطح کلان انجام بدهد، موقعیت خاص قرار نگیرید.
صفایی توی نوجوانی میخواندم، یک اردو آمدیم، با بچههای دانشگاه امیرکبیر. من ۲۰ سالم بود آن موقع. بعد ما به عنوان روحانی کاروان بودیم و اینها. بچههای ورودیشان بودند سال ۸۷. توی اردو خوردیم به چالش بزرگ فضای اینها. فکر اینها. باختم خودمو. خالی کردم. من یکتنه با این ۴۰۰ تا دانشجو. فاصلههای فکری. خیلی تازه اینها کسانی بودند که قبول کرده بودند مشهد بیایند و امام رضا را زیارت کنند. اولهای احمدی نژاد بود. فضا پر از تنش، دیگر ایام منتهی به فتنه ۸۸ بود. جو خیلی سنگین. فضای دانشگاه امیرکبیر، ترین دانشگاه تهران. زندانیهای دانشجویی، زندانی مال امیرکبیر. من خودمو باختم یکهو. بعد از صفایی که مطالعه کردم، افتادم. یکی از این دوستانمون که الان مسئولیتی داریم، برگشتم گفتم که الان فهمیدم این چیزی که صفایی گفت یعنی چی. گفتم صفایی میگوید که برای اصلاح جامعه باید روی صالحان مسلم و فاسدان مفسد کار کنیم. صالحان بیخاصیت و فاسدان بیخاصیت وقتت را روی اینها نگذار. استراتژیام عوض شد. بازی از الان عوض شد. استراتژی عوض شد. اردوی بعدی فضا عوض شد. دانشگاه را دست گرفتیم. آخوندی که رفته بود توی خوابگاه دانشگاه را دست گرفته بود. آقای مستشاری گفته بود به من گفتند: "فلان دانشگاه را دست گرفته." برویم و دموکراسی و عده و عده یارانهها را کی میدهند. ولی وقتی میآیی تو کار حرفی که پشتوانه دارد، پشتوانه به استدلال و تجربه دارد، یکهو ساختار کارت را عوض میکند. نظریه صالحان مسلم و فاسدان مفسد. از اینور بچههای کنشگر حزباللهی، از آنور کسانی که کنشگر توی فضای ضدانقلابی بودند. با ضدانقلاب معمولی وقت تلف نمیکردم. من گفتم: "رئیستون کیه؟" فاسد مفسد. او را باید گرفت. او را که میگیری، یک خوابگاه توی دستت است. "مسلمان نیستم، ولی مرید فلانیم." آتئیست بود. این سیاست است. بعد دیگر از بقیه قضیه دهم این سیاست عده، مقدمه بر عده وابسته است به اخوت.
ساختار مدیریت، سیاستهای کلان داشته باشی، تحلیل سیاسی داشته باشی. آقا مجتبی پشت وزارت خارجه شعار میدهند. نظر شما چیست؟ رفتم، گفتش که: "من شک کردم. خواستم از شما بپرسم." گفتم: "مگر نمیخواهی دست رهبری را پر کنی؟ دست آقا مجتبی پر بشود که اگر مثلاً مذاکرات مسیرش اشتباه رفت، به پشتوانه مردم ایستادگی کند؟" گفتم: "آن مردمی که ایشان میخواهد به پشتوانهاش ایستادگی بکند، همینهایی که کف خیابانند. تو اینها را نگه دار، تکثیرش بکن. دست رهبری را پر میکنیم." ولی این حرکتی که تا به حال اینجا انجام شده، باعث شده که همین خیابان را خلوت کرد. آن محل اتکا، او دارد خالی میشود. برعکس دارد میشود. آن چیزی که به پشتوانهاش میخواهد مدیریت بکند، از دستش در میآوری. او پشتوانه مدیریت شعار شما فحشی که پشت وزارت خارجه میدهید، نیست. عدد جانفدایی تأثیر دارد. این عین جمله ایشان است: "عدده نقش دارد." اینها میروند مذاکره، ولی عدد جانفدا تعیین میکند نتیجه مذاکره را. یعنی چی؟ البته بازم بحث عدد نیستها. عدد فرع اخوت است. میخواهم بگویم این میشود آن سیاست دایره. این اخوت را تکثیر کن. یکی از چیزهایی که من اصلاً ندیدم این چندان انجام بشود، همه دعوا و درگیری و چرخش اطلاعات همین بین تقریباً ۱۰، ۱۵ میلیون خودمان است. ما مشغول خودمان. یک شعاع ۱۰، ۱۵ میلیونی هی داریم تبادل اطلاعات میشویم. ۳۰، ۴۰ میلیونی که آماده است برای گفتگو و الان زمینه تحول، زمینه تنبّه درش هست، رها شده.
بابا! وقتی اینستا باز شده، فالوورهای ۹ و نیم میلیونی پهلوی که البته چهار و نیم میلیونش فیک است، ۵ میلیونش فیک است، ۴۶ درصد فالوور فیک است. آن فالوورها ۴۰۰، ۵۰۰ هزار تا آنفالو شده از بعد باز شدن اینترنت. "اینترنت که باز بشود انقلاب میشود." این یعنی چه؟ یعنی فضای جامعه به شدت آماده شده برای عبور از پهلوی، برای زدن پهلوی توی انقلاب. بعد "شهادت آقا"، یکی از عوامل شهادت آقا جریان پهلوی بوده. یکی از دلایل حضور مردم توی خیابان پهلوی بوده. شما از این فرصت چه استفادهای کردید برای حذف تا ابد پهلوی از گفتمان و ذهن و سیاست و فکر مردم؟ تقریباً میتوانم بگویم صفر. آلترناتیو برای اینها فقط پهلوی بود. نابود بشوند. اینها مشکل کار است.
**السلام علیک یا اباعبدالله الحسین**
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...