شرح کتاب تحریر الوسیله

جلسه چهارم

00:54:12
65

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
**بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. **

مسئله سوم، به نظرم می‌آید که قبل از تعطیلات، من فقط تیکه‌ی آخرش را اشاره بکنم که حضرت امام (ره) حدیثی می‌آورند که این حدیث هم، آن‌جوری که در ذهن من است، از امام عسکری (علیه‌السلام) باید باشد که حضرت فرمودند: «مَن کَانَ مِنَ الفُقَهَاءِ صائناً لِنَفسِهِ، حَافِظاً لِدِینهِ، مُطِیعاً لِاَمرِ مَولَاه، فَعلَی العَوامِ أَن یُقَلِّدُوهُ». یعنی: «هر یک از فقیهان که صیانت نفس دارد و دین خود را حفظ می‌کند و مطیع امر مولایش باشد، بر عوام است که از او تقلید کنند.»

کسی که فقیه باشد، صیانت نفس داشته باشد، حافظ دینش باشد، مخالف هوای نفس خودش باشد، مطیع امر مولایش باشد؛ این پنج به عهده عوام است که از این آقا تقلید کنند، قشنگ واژه تقلید آمده این‌جا. حضرت امام (رضوان‌الله‌علیه) در «تحریر» از این استفاده می‌فرمایند که این‌ها شرایط مرجع تقلید است که فقیه باشد و صیانت نفس داشته باشد. دیگر حالا بحث سندش را این‌جا ما نداریم. در بحث‌های استدلالی، نیم‌استدلالی بحث امام ... بله بله! همه... خب این را حالا بحث‌های سندش و این‌ها، دیگر بحث‌های تخصصی می‌شود که ما این‌جا بنا بر بحث تخصصی نداریم.

از این مسئله چهارم وارد می‌شویم که: «یَجُوزُ العُدُولُ بَعدَ تَحَقُّقِ التَّقلیدِ مِنَ الحَیِّ اِلَی الحَیِّ المُسَاوِی وَ یَجِبُ العُدُولُ اِذَا کَانَتِ الثَّانِی أعلَمَ عَلَی الأحوِتِ.»

می‌فرمایند که عدول... مسئله عدول؛ ما می‌توانیم عدول بکنیم یا نه؟ حالا این‌جا معمولاً فقها، خود حضرت امام هم، یعنی در رساله بعد از این‌که شرایط مرجعیت را مطرح کردند، در رساله خودشان می‌آیند و بحث احراز این را مطرح می‌کنند؛ چه شکلی می‌شود این شرایط را در کسی احراز کرد؟ ولی در «تحریر» این‌جا، چون ایشان متناسب با «الوسیله» مرحوم ابوالحسن نوشته‌اند این را، این‌جا آن نظم رساله را ندارد؛ چون رساله متناسب با “عروه” رساله‌ای است که مراجع می‌نویسند و متناسب با “عروه” است. آقا در این کتابشان، امام (ره) در اول این کتاب «تحریر»شان می‌فرمایند که: «سوال کردند از امام، تاریخشم ۱۹/۲/۶۲: در صورتی که حواشی حضرت‌عالی بر عروه با متن تحریر اختلاف داشته باشد، کدام را مقدم بداریم؟ اگر احیاناً حاشیه بر عروه فتوایی را فقط متعرض بود، ملاک عمل قرار گیرد یا خیر؟» تحریرالوسیله مقدم است. تحریر مقدم بر رساله در حاشیه بر عروه. بله، اگر در تحریر نبود معتبر است و باید عمل شود. یعنی فتوای امام (ره) آنی است که در «تحریر» آمده است. اگر در «تحریر» نبود، آنی که در رساله «تحریر» است؛ فتوای امام (ره) در تحریر...

عرض کنم که این‌جا امام (ره) نمی‌روند سراغ بحث احراز شرایط مرجع، هرچند بعداً در مورد این بحث می‌شود. این‌جا امام (ره) می‌روند روی بحث عدول، عدول از یک مجتهد به مجتهد. خب، ما می‌توانیم از یک مجتهد –حالا تقلید می‌کردیم یا یکی را اتخاذ کردیم– می‌توانیم از او عدول بکنیم به دیگری یا نمی‌شود؟

می‌فرمایند که بعد از تحقق تقلید، یعنی اصلاً تقلید محقق شد. یعنی شما در یک مسئله اگر کسی تقلید بکند، دیگر مقلد صرف رساله خریدن و این‌ها نیستم. من تو دلم نیت کردم و این آقا را قبول دارم و رساله‌اش را خریدم، این‌ها نمی‌شود. "تقلید" یعنی در یک مسئله من به نظر این آقا عمل بکنم، این می‌شود تقلید. همین که من در یک مسئله نظر ایشان را برای خودم پیاده کردم، تقلید است. حالا بعد از تحقق تقلید... پس این‌که می‌گوییم تحقق تقلید، این است: عمل به یک مسئله.

بعد از تحقق تقلید، جایز است عدول. یعنی نه تنها عدول جایز است، بلکه حتی بعد از تحقق تقلید هم عدول از کی به کی؟ از «حیّ» (زنده) به «حیّ مساوی». حتی در نظر بحث اعلمیت نیست. اعلم اگر باشد که واجب است. اگر اعلم هم نباشد، بین چند نفر است، چند نفر... این‌ها در مظان مرجعیت‌اند. چند نفر، یعنی حالا یا شاید شرایطی که حالا بعداً عرض می‌شود؛ با شرایطی که دارد، چند نفر صلاحیت مقام مرجعیت را دارند.
خب، یک وقتی هستش که یک نفر بین چند نفر، یعنی چند نفر مجتهدند، یک نفر بین این‌ها می‌درخشد، خب این می‌شود اعلم، یعنی مشخص است. در دوران شیخ اعظم، شیخ انصاری، خب شیخ انصاری است و این همه شاگرد! خب مشخص است که این همه شاگرد که مجتهدند و فقیه، تقلید کردند، در شهرستان‌ها می‌روند و امورات مردم را به عهده می‌گیرند. ولی خب معلوم است که اعلم کیست. این‌جا اعلمیت مشخص است.

یا آخوند خراسانی، این همه… خب، در بین شاگردان آخوند شما می‌بینید که آقای بروجردی هست، مرحوم... عرض کنم که نائینی، مرحوم عرض کنم خدمت شما که آقا ضیاء عراقی هست، این شخصیت‌های برجسته و معتبر که ۴۰۰ تا مجتهد در درس مرحوم آخوند خراسانی شرکت می‌کردند. خب این‌ها همه مجتهدند، ولی معلوم است که این‌ها همه شاگردهای آخوندند، یعنی استاد آخوند است. بحث اعلمیت مشخص است.
ولی در یک دوره‌ای مثل دوره ما، ما این‌جا اعلمیت برایمان محرز نیست، مخصوصاً الان. یعنی چند نفری هستند و همه در یک رده از احتمال، یعنی قوت اعلمیتشان در یک حد است.
انتخاب کردید شما. به فتوای امام (ره) می‌توانید از مساوی به مساوی، حیّ از حیّ به حیّ مساوی عدول بکنید، بحث عدول مشکل ندارد.
اگر دومی اعلم باشد بنابر احتیاط احوط، احتیاط واجب می‌دانند بر احوط این را که واجب است. احتیاط واجب را بر این می‌گذارند که شما خلاصه باید از این مجتهد به مجتهد اعلم... اصطلاح احوط عرض شد قبلاً، احوط یعنی همان احتیاط، احتیاط بیشتر. که در آخر آمده، بستگی دارد که احوط کجا بیاید. یک وقتی از اول فتوا را با احوط می‌گویند، یک وقتی هستش که فتوا را می‌دهند، بعد احوط می‌دهند. یعنی یک وقتی مشروط می‌کنند. ببینید چند تا قسم داریم: یک وقت فتوا را می‌دهند، بعد یک قیدی می‌زنند با احوط. نمی‌شود احتیاط مستحب. ولی یک وقتی هستش که اصلاً کل فتوا را "احوط" است:
«یَجِبُ العُدُولُ اِذَا کَانَ الثَّانِی أعلَمَ عَلَی الأحوِتِ»
همه‌اش بنایش روی احوط است. یعنی بنابر احوط واجب است که اگر دومی اعلم است به او مراجعه شود. این را می‌گویند احتیاط واجب، یعنی فتوایی در آن نیست. از اول احتیاط داده‌اند. این دیگر از سیاق کلام فهمیده می‌شود.

یکی از جاهایی که سخت است رساله خواندن، نیاز به نگاه انسان سالم دارد. امروز می‌دیدم در کلمات مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت (ره) خیلی عبارت جالبی بود، واقعاً نکته فهمیدند. ایشان فرمودند که ۱۰ میلیون شیعه در ترکیه ما داریم، یک نفر نیست که برای آن‌ها رساله بخواند و به آن‌ها یاد دهد. در زمان آقای بهجت (ره) کی بود و چی بود و این‌ها... ما در ترکیه ۱۰ میلیون شیعه داریم، شاید شاید ۱۰ نفر نباشند دیگر، حالا به چه نحوی به ایشان اطلاع داده بودند چه جور... شاید ۱۰ نفر نباشند که رساله به این‌ها یاد بدهند. همیشه که خود رساله تعلیمیه… از این عبارت‌های بهجت معلم می‌خواهد در رساله تقلید. لذا عموم مردم مراجعه‌شان به رساله کم است. اصلاً نمی‌توانند، یعنی وقتی مراجعه می‌کنی نمی‌تواند تشخیص بدهد. یعنی عموم مردم مسائلشان را سعی می‌کنند با مراجعه و تماس... یا تماس بگیرند با دفتر مرجع تقلید، یا مراجعه کنند به یک روحانی، کسی که عالم احکام شرعی است و با او چقدر ضعیفیم در همین رساله. یعنی همه بنای حوزه به فضای فقه و این‌هاست و بزرگ‌ترین و مهم‌ترین خروجی حوزه هم همیشه رساله‌های عملیه و مراجع تقلیدند. در همین‌اش ما ضعیفیم، نمی‌توانیم این را به مردم برسانیم، یاد بدهیم. بله بله. ما باید یک کاری بکنیم. یعنی آن ظرافت‌های تبلیغی و آن هنرهایی که لازمه این "هلال احمر" در بحث‌های این شکلی را الان ما فراوان در متن «تحریر» داریم. این کلماتی که امام (ره) می‌فرماید: «علی الاحوط»، «الاحوط»، فلان، «خلاف احتیاط است»، فلان است. بحث شود یعنی چی؟ روی آن کار شود. خب، این فتوای حضرت امام (رضوان‌الله‌علیه) است. ولی وقتی فتوا بود بعدش احتیاط آمد: احتیاط مستحب.

در مورد تحقق تقلید من به نظرم می‌آید که این‌جا یک اصطلاحی را بحث بکنیم. در مورد عدول می‌خواهید اول نظر حضرت آقا را بررسی بکنیم؟ اعلمیت... حالا جلسه قبل در مورد اعلمیت بحث شد که نظر امام (ره) به چه نحوی است. ولی این‌جا از این عبارت برمی‌آید که احتیاط واجب داده‌اند دیگر. خلاصه برمی‌آید که نظر داشتند به بحث اعلمیت در بحث عدول.
عرض کنم که حضرت آقا می‌فرمایند که یک سری جاها می‌شود عدول کرد، یک سری جاها نمی‌شود. مقام معظم رهبری ایشان می‌فرمایند که آن مواردی که می‌شود عدول کرد، عدول می‌خواهیم به غیر اعلم. عدول به اعلم که در آن بحثی نیست، یعنی حتی شبهه‌ی وجوب دارد. جایز که هست هیچی، بلکه شبهه‌ی وجوب دارد، آن که هیچی.
بحث در مورد این‌که من از مساوی به مساوی، از اعلم به پایین‌تر که خب مسلم است، در این هیچ بحثی نیست که نمی‌شود. شما از کسی که عالم‌تر است، می‌خواهی بیایی بروی سراغ کسی که پایین‌تر است از پایین‌تر. بالاتر مشخص و رجحان دارد، رجحانش مشخص است. حالا به حد وجوب است یا استحباب یا هرچه، آن هم بحث.
مطلب این است که تو از مساوی... تو مسائلی که مجتهد اعلم فتوا ندارد و غیر اعلم در آن مسئله احتیاط نکرده است و فتوای صریح دارد. پس چی شد الان؟ یک مسئله، مجتهد ما اعلم است. ببینید، الان ما می‌خواهیم اصلاً می‌خواهیم ببینیم به غیر اعلم می‌شود مراجعه کرد یا نه؟ حالا از اعلم به غیر اعلم می‌شود مراجعه کرد؟ بله، در کجا؟ وقتی که این اعلم در این مسئله فتوا نداده. یعنی این آقا اعلم است، ولی در این مسئله فتوا نداده. بله، می‌پرسی از نور چراغ‌قرمز چه حکایتی؟ فتوا ندارد. غیر اعلم در آن مسئله احتیاط نکرده و فتوای صریح دارد.
غیر اعلم... یعنی ما الان یک اعلم داریم، یک غیر اعلم. یک مسئله‌ای داریم، این اعلم ما فتوا نداده. غیر اعلم فتوا داده، حتی در حد احتیاط هم نبوده، فتوای صریح روشن نظرش را داده. این‌جا می‌شود در این مسئله از این اعلم به غیر اعلم عدول کرد. (البته این‌جا باید ترتیب «الاعلم فالاعلم» را، یعنی الان این اعلم من فتوا ندارد، من دیگر بروم... در هر ... در این رده‌های پایین هرکه را گیر آوردم؟ یا نه! درجه دوم علمیت، درجه سوم اعلمیت، به ترتیب این اعلم فالاعلم را باید... )

پس چی شد خواهش می‌کنم؟ خیلی خوب است. جایی که ما می‌توانیم که از اعلم... آن‌جایی که اعلم به ترتیب دارد، این‌جا فضا دارند. پس چی شد؟ می‌توانیم به غیر اعلم مراجعه بکنیم. بنابر احتیاط واجب باید درجه دوم اعلمیت... یعنی اصل جواز عدول در آن بحثی نیست. می‌شود از... یعنی فتوا داده‌اند رهبر انقلاب (حفظه‌الله) فتوا داده‌اند که از اعلم به غیر اعلم با این شرط می‌شود عدول کرد.
فقط یک جایش را فتوا نداده‌اند آقا: "ترتیب" شرط در اعلمیتِ من است. احتیاط واجب است که ترتیب را هم مراجعه کنید. وگرنه فتوای ایشان این است که اگر شما کسی را اعلم دانستید. الان من رهبر انقلاب را مثلاً اعلم می‌دانم، از ایشان تقلید می‌کنم. ایشان می‌فرماید که: «شما وقتی من در یک مسئله‌ای را فتوا ندادم و مجتهد دیگری هست که او احتیاط هم ندارد و فتوا داده، آن‌جا عدول می‌تواند... » عدول. حالا من یکی دیگر را گیر آوردم. ببینید، می‌خواهم با جزئیات. این‌جوری باید مسئله‌خوانی کرد. نمی‌شود مسئله را گفت. قشنگ مسئله حل شود با مثال و تطبیق.

حالا من الان رهبر انقلاب را اعلم می‌دانستم، ایشان در یک مسئله‌ای نظر نداده. درست شد؟ مثلاً حالا بر فرض اصلاً این مثال وجود خارجی ندارد، فقط می‌خواهیم که تطبیق بدهیم مسئله حل شود. مثلاً در مورد این‌که متعه در جمهوری اسلامی بدون ثبت محضری درست است؟ فرض بر این می‌گیریم که ایشان در این مسئله فتوایی ندارند. یعنی ما مراجعه کردیم به رساله‌ی ایشان، به دفتر زنگ زدیم، چیزی نگفتند. این‌ور آن‌ور، هر راهی که بود هیچ فتوایی نیست. آقا نظری نداده‌اند. این‌جا الان طبق نظر خود ایشان من می‌توانم به یک مجتهد دیگر مراجعه کنم. حالا به این مجتهد دیگری که می‌توانم مراجعه بکنم، آها! پنج تا مجتهد داریم، این‌ها در این پنج تا دو نفر رده اول‌اند. سه نفر رده دوم. حالا من می‌خواهم از آن... ببینید در این پنج نفر، چهار نفر گفته‌اند که جایز نیست. یک نفر گفته جایز است. آن یک نفری که گفته جایز است در طبقه دوم است. می‌توانم؟ آها! اول. احسنتم. احتیاط واجب رهبر انقلاب این است که: «ترتیب اعلمیت باید حفظ شود.»

این هم خودش باز پیدا می‌کند احتیاط. پیدا کنم در همین مسئله از او تقلید کنم، باز بیایم بروم... آره، این خیلی خوب باید مسئله حلاجی شود. در نظر امام (ره) در رساله‌شان را ملاحظه بفرمایید. جلسه‌ی قبلی گفتیم ایشان می‌فرمایند که: «به احتیاط واجب باید از مجتهدی تقلید کرد که حدیثی در دنیا نباشد و از مجتهد دیگر اعلم.» امام (ره) احتیاط واجب.

حالا جلوتر می‌فرمایند که: «اگه شناخت اعلم مشکل باشه...» حالا ببینید ما چون بحثمان این‌ها را خیلی نکات را بعداً می‌آید. ولی ما یک وقت‌هایی ناچاریم که از متن «تحریر» یک خورده فاصله بگیریم و نکات را از بیرون توضیح بدهیم. باعث می‌شود که اول بحث یک خورده کند پیش برود، بعد یک دفعه ۲۰ مسئله. این‌ها را قبلاً گفتیم، دیگر نیازی نیست باید بشود. لذا یک وقتی ممکن است این شکلی بشود. از بیرون لازم است یک سری اصطلاحات را توضیح داد. الان خود بحث اعلمیت و امام (ره) نظر مبارکشان به چه نحوی است؟
امام (ره) می‌فرمایند که: «اگه اعلمیت بشود تشخیص داد، ممکن باشد، قابلیت باشد، امکانش باشد که بشود اعلم را تشخیص داد، خب، این‌جا این‌جا تازه احتیاط واجب داده است.» تازه آن وقتی که می‌شود اعلم را تشخیص داد، احتیاط واجب داده‌ام که باید از کسی تقلید شود که گمان به اعلمیت دارد. پس احتیاط واجب که وقتی بشود تشخیص داد اعلمیت را، از کی تقلید کند؟ از کسی که گمان به اعلمیت دارد. حتی اگر احتمال ضعیفی هم بدهی که کسی اعلم است و بدانی دیگری از او اعلم نیست، به احتیاط واجب باید از او تقلید کنی.

یعنی الان ما پنج تا مجتهد داریم، یک احتمال ضعیف می‌دهم که در این پنج تا یک نفر اعلم است. یعنی نسبت به آن چهار تا یقین داریم که آن آقایون نسبت به این آقا اعلم که نیستند. پنج تا فقیه داریم. فقیه «الف» و «ب» و «جیم» و «دال» و «ه». حالا در این پنج نفر من می‌دانم که آقای «الف» (احتمال ضعیفی می‌دهم) که ایشان از بقیه اعلم باشد. یقین دارم که آن چهار تا ایشان اعلم نیستند. «الف» باید تقلید کنی. درست شد؟
اگه چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند... حالا ما بین این پنج تا آقای الف و ب و جیم را داریم. می‌دانیم که این... دیگر این‌جا آن دال و ه می‌روند کنار. بین این سه تا باید شما یکی را انتخاب کنی. درست شد؟ یعنی منحصراً دیگر بین این سه تا می‌ماند. چون شما می‌دانید که مجتهد الان بین این سه تا است. درست است؟
الان ما پنج تا مجتهد داریم، پنج نفر هستند که این‌ها را به عنوان مرجع تقلید، مثلاً جامعه مدرسین معرفی... شبهه‌ی اعلمیت بین سه نفرشان است، بین دو نفرشان معلوم نیست. من می‌روم سراغ چهارم؟ نخیر. امام (ره) احتیاط واجب می‌دهند به این‌که شما وقتی می‌گویی الف و ب، این‌ها احتمال بیشتری هست روی انتخاب. نظر امام را می‌خواهیم بفهمیم.
این از این. حالا در بحث عدول عرض کنم خدمت شما که بحث تحقق تقلید که داشتیم، این‌جا امام فرموده بودند که: «بعد از تحقق تقلید...» این را من یک توضیحی بدهم روشن شود. هنوز بحث رهبر انقلاب تمام نشده. خب، ببخشید خیلی پراکنده شد. دوباره برگردم.
چی بود؟ امام فرمودند: «عدول از مساوی، از حیّ به حیّ مساوی، اگه احتمال اعلمیت داده بشه.» حالا رهبر معظم انقلاب در عدول نظرشان، بحث عدول از اعلم به غیر اعلم می‌شود جایی که ایشان فتوا ندهد، او فتوا داده و احتیاط هم نداده و صراحت دارد.
برای احتیاط واجب باید دومی... در مسائلی که فتوای غیر اعلم مخالف فتوای اعلم نباشد. ما این‌جا دو تا فتوا: آقای اعلم این را گفته، غیر اعلم هم این را گفته. شما می‌توانی عدول بکنی به غیر اعلم به نظر رهبر انقلاب، چون فتوای اعلمت هم همین است.
در مسائلی که فتوای اعلم مخالف احتیاط و فتوای غیر اعلم موافق احتیاط است. یعنی مورد سوم. پس اولی چی شد؟ وقتی که اعلم فتوا نداده، غیر اعلم فتوا داده. دومی وقتی که فتوای جفتشان یکی است. سومی وقتی که اعلم فتوایی داده و فتوای او مخالف احتیاط و غیر اعلم فتوایش فتوای موافق احتیاط است.
یعنی این آقا گفته که شما نمازتان این‌جوری بخوانید، آن آقا گفته احتیاطاً همین‌جوری بخوانید. همان‌جوری بخوانید. فتوای اعلم را هم دارم، یک چیزی اضافه‌تر هم درست کرده‌اند موافق با احتیاط. این سه تا حالت. پس من توانستم از اعلم به غیر اعلم.
فتوای اعلم به غیر اعلم مخالف می‌شود باشی؟ یا احتیاط ... درست است؟ مخالف با... بله. فتوای اعلم مخالف احتیاط است، فتوای غیر اعلم موافق. این سه تا... این سه تا از اعلم به غیر اعلم چی بود؟
حالا دو جا داریم که عدول جایز نیست:
۱. عدول از مجتهد زنده به مجتهد دیگر بنابر احتیاط واجب جایز نیست. حالا مگر این‌که وی فاقد یکی از شرایط مرجعیت باشد. یعنی الان من اصلاً از یک مجتهد زنده می‌توانم به یک مجتهد دیگر مراجعه بکنم؟ نه مطلقاً.
به یک مجتهد دیگر می‌خواهم مراجعه بکنم. حالا ایشان در قید بعدی می‌فرمایند که: «رجوع به مجتهد میّت بعد از عدول از او به مجتهد زنده در مسائلی ...» خوب ببینید، شما اصلاً عدول نمی‌توانی بکنی، مگر این‌که این آقایی که ازش تقلید کردی یکی از شرایط مرجعیت را از دست داده باشد. درست شد؟ مثلاً مرجع دوم اعلم از مرجع اول باشد. یعنی شما می‌بینید که این مرجع دوم... مرجع اول اعلمیت را نداشت، تقلید می‌کردید. بعد برای شما بعد یک مدتی مشخص می‌شود که ایشان اعلمیت نداشت، یعنی یکی دیگر اعلم است. درست شد؟
و فتوای او در مسئله‌ای مخالف فتوای مجتهد اول باشد. یعنی مرجع دوم اعلم از مرجع اول است که الان یک آقای دیگر پیدا شد، این آقا نسبت به اینی که الان من داشتم ازش تقلید می‌کردم، اعلم است. و او یک فتوایی دارد که مخالف با این فتوای این آقایی است که من داشتم ازش تقلید می‌کردم. این‌جا.
وگرنه از یک مجتهد زنده به یک مجتهد دیگر زنده و مرده در هر صورت نمی‌شود. حالا این مال این‌جاست. حالا من متن اختصاراتشان را می‌گویم. این مال رساله‌ی آموزشی ایشان است که دفتر آقا هم تأیید کرده و مهر زده‌اند. اولش مهر... خلاصه‌ی مهر اولش هست. البته از این جهت که این زودتر چاپ شده، یعنی مؤخر به ما نزدیک‌تر است، می‌شود گفتش که اعتنا به آن بیشتر می‌شود. ولی حالا ما متن استفتائات ایشان را هم نگاه می‌کنیم. چون بالاخره مقلد ایشان زیاد است. من خودم مقلد ایشانم. بله. بالاخره باید فتوای ایشان قشنگ حل شود. ببینیم که نظر شریفشان به چه نحوی است.

پس چی شد؟ این‌جا عدول جایز است از یک مجتهد به مجتهد زنده و مجتهد دیگر بنا بر احتیاط واجب. رجوع به مجتهد میّت بعد از عدول از او به مجتهد زنده... ببینید، من یک مجتهد میّت داشتم ازش تقلید می‌کردم. ایشان از دنیا رفتند. عدول کردم به یک مجتهد حیّ. درست شد؟ حالا دوباره می‌خواهم رجوع کنم به آن مجتهد میّت در مسائلی که عدول شده، دیگر جایز نیست.
یعنی من در این مسئله عدول کردم از آن میّت. در مسئله‌ی خمس مجتهد میّت فلان چیز خمس را قائل بود. بعداً که ایشان از دنیا رفتند، من به یک مجتهد دیگر آمدم تقلید کردم. ایشان در آن مسئله قائل به خمس داشتن فلان چیز نیست. من در این مسئله عدول کردم. نحوه‌ی مشاهده دوم در همین مسئله عرض کنم خدمتتان اشاره شد که احتیاط باید بشود. ولی اگر عدول بشود، حالا عدولش ظاهراً واجب نیست.

ما یک وقت هستش ما عدول نمی‌کنیم. یک وقت هستش که از مرجع به واسطه‌ی مرجع حیّ داریم تقلید می‌کنیم. امام خمینی (ره) هم به واسطه‌ی آقای خامنه‌ای (حفظه‌الله) یک بحث است. یک وقت هستش که از آن مرجع قبلی در این مسئله عدول کرده‌ام، در این مسئله به این مرجع. این‌جا دیگر نمی‌توانم برگردم. این غیر از آن وقتی است که من به واسطه‌ی مرجع حیّ دارم از مرجع میّت تقلید می‌کنم.
صرف گمان به ناهماهنگی فتاوای مرجع تقلید با زمان و دشواری عمل به فتاوای او سبب جواز عدول از مجتهد اعلم به مجتهد دیگر نیست. مراجع فتاوایشان فرق می‌کند، این‌ها با زمان هماهنگ نیست، با شرایطمان هماهنگ نیست، یا دشواری عمل فتاوایش سخت است. مرجع دیگر جوان‌پسند‌تر است، این به‌روزتر است، این فلان‌تر است... این‌ها دلیل عدول نمی‌شود. بحث اعلمیت مطرح است.

خب، این هم از این. ببینیم از رساله، از استفتائات رهبر معظم انقلاب (حفظه‌الله) بحث عدول را چه جور مطرح کرده‌اند؟
می‌گویند که: «تا به حال در من...» سوال‌ها را می‌خوانم: «پرسیده‌اند که تا حالا ما داشتیم از میّت... بقای بر تقلید از میّت داشتیم به اجازه‌ی مجتهدِ غیر اعلم. یعنی مرجع قبلی‌ام از دنیا رفته بود. به واسطه‌ی مجتهدِ غیر اعلم داشتم از آن مجتهد میّت... اگر اجازه‌ی مجتهدِ اعلم شرط بقا بر تقلید از میّت است، آیا عدول به اعلم و طلب اجازه برای بقای بر میّت بر ما واجب است؟ الان باید بروم از آن اعلم اجازه بگیرم؟ من از غیر اعلم اجازه گرفته بودم برای بقا.»
حالا بروم از اعلم اجازه بگیرم برای میّت؟ می‌فرمایند که: «اگر فتوای غیر اعلم موافق با فتوای اعلم باشد، بله. مسئله این دو تا یکی است، عمل به فتوای غیر اعلم اشکالی ندارد، نیازی به عدول به اعلم نیست.» پس آن مسئله که گفتیم فتواشان یکی باشد، با این سوال الان روشن شد یعنی چی.

«آیا عدول از مجتهد اعلم در مسائل مستحدثه از جهت عدم توانایی وی بر استنباط صحیح در این نمونه مسائل جایز است؟»
الان یک سری مسائل جدید پیش آمده در مورد بیمه و بانک و فلان و این‌ها، ماهواره. بعد مجتهد ما پیرمرد، بنده‌خدا، ایشان دیگر در این مسائل نمی‌تواند ورود پیدا بکند. دیگر دوره‌اش گذشته و نمی‌تواند وارد شود و فلان و این‌ها. من می‌توانم با این‌که اعلمم هست، می‌توانم در این مسائل مستحدثه بروم سراغ یک غیر اعلم؟ «توانایی ما، توانایی استنباط و این‌ها؟»
جواب: ا«گـر مقلّد قصد عمل به احتیاط و یا قدرت آن را ندارد و مجتهد اعلم دیگری در آن مسئله فتوا دارد، بر مقلّد عدول و تقلید از او واجب است.»
الان من نمی‌خواهم عمل به احتیاط بکنم. احتیاط بکنم، درست شد؟ و قدرت یا قدرت احتیاط را ندارم. من یکی از آن‌ها را باید عمل بکنم. من یک فتوا می‌خواهم آقا، این جایز هست یا نیست؟ قدرت و آن را ندارم یا نمی‌خواهم احتیاط بکنم یا قدرت و آن را. درست شد؟ حالا من مجتهد اعلمِ من دخول در این بحث نکرده. می‌توانم احتیاط بکنم. می‌گویم: «آقا این کار واجب؟» بانکداری، مثلاً من الان این‌جا حقوق بگیرم از این بانک یا نگیرم؟ سود بانکی است. احتیاطاً نمی‌روم پول بگذارم بانک. مجتهد من در این مسئله ورود پیدا نکرده. من می‌توانم احتیاط بکنم. کارمندم. این‌جا مجتهد من که اعلم است در این مسئله دخول نکرده، وارد نشده در مسائل، قدرت نداشته. یک مجتهد غیر اعلم هست که او فتوا داده به صراحت. درست شد؟ «مجتهد اعلم دیگری...» همان ترتیب مجتهد اعلم دیگر در مسئله این‌جا واجب است که من عدول کنم در این مسئله. ببینم چیست.
نکته خیلی مهم: «درجه بعدی، اعلم.» این هم از بحثمان امروز. اگر بتوانیم این را تمامش بکنیم، یک مسئله را حل کرده باشیم. حالا باز جلسه‌ی بعدی دوباره برمی‌گردیم. یک سری هست و عجله‌ای برای این‌که این بحث زود تمام شود، نداریم. ۱۰ سال هم طول بکشد، ما هیچ مشکلی... یک مسئله هم یاد بگیریم در راه خداوند. فقط مسئله خوب حل شود، روشن شود که چی می‌خواهند. بزرگانی که زحمت کشیدند. این‌ها محصول ۳۰ سال، ۴۰ سال، گاهی ۵۰، ۶۰ سال مطالعه و زحمت علمی این آقایون شده، یک مسئله، یک احتیاط واجب، یک احتیاط. ۶۰ سال زحمت کشیده‌اند. شده یک احتیاط مستحب. که آقا... فتوا! خیلی قیمتی‌اند حاصل عمرها. نه مثل من. عمر کسی مثل آقای بهجت (ره)، عمر کسی مثل امام خمینی (ره). آن عمرهای شریف محصول شده این رساله‌ها. بله. چه زحمتی کشیده‌اند برای این‌که استنباط بکنند مسائل را به دست ما برسانند! سنگینی وظیفه و سنگینی فقاهت بود که ما برویم دنبالش فقیه بشویم، این‌ها از دوش ما برداشتند. ان‌شاءالله گذشتگانشان را رحمت بکنیم و زندگانشان را ان‌شاءالله امثالشان را بیشتر.

سوال بعدی: «در عدول از یکی از فتاوای امام خمینی (ره)، آیا واجب است به فتوای مجتهدی که از او اجازه گرفته‌ام رجوع کنم؟»
من الان یک فتوایی از امام خمینی (ره) بوده. امام (ره) از دنیا... من می‌خواهم در این مسئله عدول بکنم. عدول خواستم بکنم، حتماً باید به کسی عدول بکنم که من به اجازه‌ی او از امام خمینی (ره) تقلید می‌کنم؟ امام خمینی (ره) مجتهد میّت من است (رحمت‌الله‌علیه). یک مجتهد حیّ دارم. به واسطه‌ی مجتهد حیّ دارم از امام (ره) تقلید می‌کنم. اگر خواستم در یک مسئله‌ای از امام خمینی (ره) عدول بکنم، حتماً باید به همین مجتهدی که به واسطه‌ی او دارم از امام (ره) تقلید می‌کنم مراجعه بکنم یا به هر کس دیگر می‌توانم مراجعه بکنم؟
«احتیاط در رجوع به فتوای همان مجتهد است.» احتیاط به این است که همین مجتهدی که شما ازش اجازه گرفتی. «مگر آن‌که مجتهد دیگر زنده، اعلم از آن مجتهد و فتوای او در مسئله‌ی مورد عدول مخالف فتوای مجتهد اول باشد.»
کیف احتیاط واجب در این صورت رجوع به مجتهد اعلم. مگر این‌که چی؟ یک مجتهدی باشد که هم زنده باشد، هم اعلم از این مجتهدی باشد که شما دارید به واسطه‌اش اجازه گرفتی، فتوایش هم در این مسئله، در مسئله‌ی مورد عدول، مخالف فتوای مجتهد اول باشد.
یعنی الان شما از مجتهد، به واسطه‌ی مجتهد «الف» داری از امام خمینی (ره) تقلید می‌کنی. یک مجتهد «ب» هست که این هم زنده است، هم اعلم از مجتهد «الف» است. همین مسئله‌ای که شما می‌خواهی عدول بکنی. «ب» از «الف» اعلم است. من به واسطه‌ی «الف» دارم از امام (ره) تقلید می‌کنم. درست؟ نه نه، امام (ره) که از دنیا رفته. یک مجتهد حیّ دارم، «الف». من به واسطه‌ی ایشان دارم از امام خمینی (ره)...
«ب» از «الف» اعلم و زنده هم هست. در این مسئله‌ای که می‌خواهم عدول بکنم، آن فتوایش غیر از فتوای «الف» است. این‌جا واجب است که من فتوای «ب» را عمل می‌کنم. نکته مهم! یعنی اصل بر این است که شما فتوای «الف» را عمل بکنید. مگر این حالت «الف» را ملاحظه بکنید. مگر این‌که یکی باشد، «ب» باشد که اعلم از «الف» باشد، فتوایش هم مخالف... مخالف هم باشد. البته آخر این‌جا واجب داده‌اند.
یک همچین مجتهدی باشد و یک همچین فتوایی داشته باشد. احتیاط واجب این است که شما حرف مجتهد «ب» را گوش بدهید.

«بریم سراغ نکته. سوال کرده‌اند که آیا عدول از اعلم به غیر اعلم جایز است؟»
فرمودند که: «احتیاط واجب در عدم عدول از مجتهد زنده به مجتهد دیگر است.» یعنی اصل عدول از یک مجتهد زنده به یک مجتهد دیگر، اصلش، چه مساوی، چه اعلم به پایین‌تر، اصل مراجعه از عدول از یک مجتهد زنده به مجتهد دیگر، احتیاط واجب یعنی این‌که این جایز نیست. «مخصوصاً در صورتی که مرجع تقلید اول اعلم باشد.» مخصوصاً وقتی اعلم باشد دیگر، این دیگر به طریق اولی احتیاط واجب بر این صادق است. بله بله. یعنی حتی از اعلم به غیر اعلم به نظرم کسی جایز ندانسته. ما بخواهیم پیدا بکنیم، در ذهن نیست که مرجعی باشد که جایز دانسته باشد فتوای دیگری را مراجعه بکنید.
کسی بیاید که فتوا بدهد. ببینید الان این‌که صرف این‌که ایشان اطلعات واجب داده، به این معنی نیست که می‌خواهی می‌خواهی شما به همین عمل کن، می‌خواهی برو به فتوای مرجع دیگری عمل بکن. درست شد؟ خب، این‌جا فتوا می‌خواهم. برای این‌که کسی جایز دانسته باشد، ما فتوا به نظر می‌آید که نداشته باشیم، کسی جایز...
کسی که مقلد امام خمینی (ره) بوده و بر تقلید ایشان باقیست، آیا در بعضی از موارد می‌تواند فتوای سایر مراجع را عمل کند؟
من مقلد امام (ره). در برخی مسائل می‌خواهم الان به واسطه‌ی مرجع دارم از امام (ره) تقلید می‌کنم. می‌توانم در یک سری مسائل از این مجتهد دیگر تقلید بکنم؟ مثلاً این‌که آیا تهران از بلاد کبیره محسوب می‌شود یا خیر؟ مثلاً یک همچین مسئله‌ای.
«عدول از تقلید امام راحل، ولو در بعضی مسائل، به مجتهد زنده‌ی جامع‌الشرایط جایز است.» شما می‌توانید اصلاً کلاً از امام (ره) عدول بکنید به مجتهد زنده. «یا در بعضی مسائل عدول. ولی اگر اعتقاد داری که ایشان از مراجع زنده اعلم‌اند، احتیاط این است که بر تقلید امام باقی بمانید.» یعنی شما اگر می‌دانید که این‌ها همه پایین‌تر از امام (ره) هستند، احتیاط بر این است که عدول نکنی از امام (ره). یعنی حتی احتیاط بر این است که عدول کلی نکنی، عدول در مسئله هم نکنیم. «احتیاط آن است که بر تقلید امام باقی بماند.» به نظر می‌آید که احتیاط واجب است دیگر. چون احتیاط بعد از فتوا نیست. احتیاط در خود جواز...

«در جوانی ملتزم به احکام شرعی، در گذشته قبل از بلوغ سن تکلیف، مقلد امام بودم، ولی این تقلید مبتنی بر بینه‌ی شرعی نبود. بعد از مدتی به مرجع دیگری عدول کردند، در حالی که این عدول هم صحیح نبود. بعد از درگذشت آن مرجع به حق جنابعالی عدول کردم. لطفاً حکم تقلید از آن مرجع و حکم اعمالم در آن مدت و حکم و دسته‌ای از اعمال...»
شما که بر اساس فتوای امام (ره)، چه در حال حیات با برکت وی و چه بعد از رحلت ایشان، بنا بر تقلید بر... بنا بر بقای بر تقلید از امام (ره) انجام گرفته، «محکوم به صحت است.» آنی که شما به فتوای امام (ره) عمل کردید، در حال حیات عمل کردید، یا بعد از حیات ایشان انجام شده و مطابق با فتوای امام (ره) بود، این... «در اعمالی که به تقلید غیر منطبق با موازین شرعی از مرجع دیگری انجام شده، اگر منطبق با فتوای کسی که هم‌اکنون باید از او تقلید کنیم باشد، محکوم به صحت است.»
یعنی من از یک کسی تقلید کردم که نمی‌توانستم به او عدول کنم. درست. در یک برهه‌ای به یک کسی که نمی‌توانستم بهش عدول بکنم. من امام (ره) از دنیا رفتند، عدول کردم به مرجع «ب». این مرجع «ب». بعداً فهمیدم که عدول من به یک مرجع «ب» درست نبوده، آمدم سراغ مرجع «جیم». حالا این مرجع «جیم» که من آمدم مقلد شدم، این‌هایی که در دوره‌ی مرجعیت من مقلد این آقا بودم، این‌ها چی می‌شود؟
«اگر در آن مدتی که شما مقلد آقای «ب» بودی که «ب» صلاحیت عدول را نداشت، عملی انجام دادی که موافق با فتوای آقای «جیم» است، این درست است وگرنه قضای آن‌ها بر شما واجب است.»
یعنی شما در دوره‌ای که از آقای «ب» تقلید می‌کردی، کاری انجام دادی که آقای «جیم» این را باطل می‌داند، بله. مثلاً شما آقای بهجت (ره) مثلاً غسل از پایین به بالا را باطل می‌دانند. به کسی عدول کردی که او صلاحیت نداشت. بعداً فهمیدی باید به آقای بهجت (ره) عدول می‌کردی. پایین به بالا می‌کردم، نماز ۱۵ روزه گرفتن باطل است دیگر. باید قضا... مشکل همین است.
«در حال حاضر شما بین بقای بر تقلید از امام (ره) و بین عدول به کسی که بر اساس موازین شرعی شایسته‌ی تقلید می‌دانید...» کلام به این آقا می‌فرمایند. خب، این هم از... یک پنج دقیقه وقت داریم. بله بله.

حالا نظر بقیه‌ی آقایون را هم می‌آوریم. حالا جالب‌تر از این هم می‌شود. بله، خیلی جالب. حالا نظر مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت (رضوان‌الله‌علیه). نظر ایشان بررسی می‌شود مطابق با فتوای حضرت امام (ره). آی بهجت (ره) نظر شریفشان به چه نحوی است؟ بنابر این شد که چهار تا مرجع را بررسی بکنیم: امام (ره)، رهبر معظم انقلاب (حفظه‌الله)، مجموعه‌ی بهجت (ره)، آقای سیستانی (حفظه‌الله). این چهار بزرگوار را ان‌شاءالله نظراتشان را بررسی بکنیم، ببینیم که چی می‌گویند. خیلی نزدیکند. این طرف هم امام (ره)، آقای فاضل (رحمت‌الله‌علیه) و آقای مکارم (حفظه‌الله) و این‌ها... خیلی ممنون.

آقای بهجت (ره) سیاقشان غیر از این دو بزرگوار است. یعنی سیاق امام (ره) با رهبر انقلاب (حفظه‌الله)، آقای فاضل (رحمت‌الله‌علیه) و این‌ها به هم نزدیک است. سیاق سیستانی (حفظه‌الله)، آقای تبریزی (رحمت‌الله‌علیه) و این‌ها به هم نزدیک است. آقای وحید (حفظه‌الله) و بقیه و این‌ها سیستم کاملاً مجزایی دارند. (رضوان‌الله‌علیه) بله واقعاً.
«به ابتهاج می‌آید وقتی مواجه می‌شود با آرای ایشان.» هم در مسائل اخلاقی، هم در مسائل... رضوان خدا در مورد ایشان.
می‌فرمایند که آقای بهجت (ره) (روحی فداه) می‌فرمایند: «اگر شناختن اعلم مشکل باشد و انسان گمان به اعلم بودن کسی...» اعلم را تشخیص بدهیم، گمان می‌کنیم که کسی اعلم است، «در صورتی که گمانش به حد اطمینان برسد باید ازش تقلید کرد.»
امام (ره) فرمودند که: «همین صرف گمان، حتی احتمال ضعیف هم که باشد، احتیاط واجب این است که تقلید...» گمان اگر بیاید بالا، اطمینان باشد، یعنی دیگر ۹۰، ۹۵ درصد باشد، این‌جا دیگر واجب است، واجب، فتواست. شما کسی که ۸۰-۹۰ درصد احتمال می‌دهد که او اعلم است، ازش تقلید.
«این بلکه اگر اطمینان برایش حاصل نشد...» حالا من اطمینان ندارم، ۸۰-۹۰ درصد نیست، ۶۰-۷۰ درصد. «بعید نیست ترجیح کسی که فقط به اعلم بودن او گمان دارد یا احتمال می‌دهد.» یعنی این‌جا هم باز دوباره ما بالاخره شما بین ۵ نفر، یک نفرشان ۷۰ درصد احتمال اعلمیت می‌داند. اطمینان نیست. ظَن (گمان) است. اطمینان، ما یک ظَن داریم، یک اطمینان داریم، یک ظَن داریم، یک شک. شک ۵۰-۵۰. ولی در فقه ما اطمینان داریم. بین ظَن و یقین یک چیزی داریم به اسم اطمینان، ۹۵ درصد. یقین نداریم. همیشه اطمینان است. یعنی کم پیش می‌آید کسی نسبت به یک چیزی ۱۰۰ درصد. ۹۵ الان شما یقین دارید که فرزند پدرتان هستید؟ آها! یقین چیست؟ یعنی الان شما ۲-۳ درصد احتمال خلاف نمی‌دهید؟ باشد. «پرورشگاه آورده بوده، در این منزل آدم.» الان ۲-۳ درصد احتمال می‌دهد که یک وقت کسی بیاید این را بگوید. احتمال نیست که آدم بخواهد بهش اهمیتی بدهد. یعنی در حد ۴-۵ درصد. این را می‌گویند اطمینان. یعنی انسان ۹۰ درصد، ۹۵ درصد خیالش جمع است. نود به بالا می‌شود اطمینان. ظَن بین ۵۰ تا ۹۰. تا ۹۰ می‌شود ظَن. ظَن هم که می‌شود ۶۰.

اطمینان هم که حاصل است. شما یک وقتی اطمینان داری به این‌که کسی اعلم است. حالا اطمینان نداریم. ظَن. خب، شما الان بین چند نفر، یک نفر و ۷۰ درصد داری احتمال می‌دهی که اعلم است. آن‌که اصلاً دیگر احتمالی نیست. فرمودند که: «بعید نیست ترجیح کسی... بعید نیست.» می‌شود ازش احتیاط مستحب. فتوا است. «لا یَخْلُو»، «لا یَبْعُد». بعید نیست. فتوا مستحب است که فقط ولی بهتر این است که در این صورت به قول کسی عمل کنی که موافق احتیاط باشد. موافق احتیاط باشد. «اما اگه احتمال ضعیفی هم بده که کسی اعلمه...» پس آن‌جا چی شد؟ در مسئله‌ی قبلی، نکته‌ی قبلی، من احتمال این را می‌دهم که این آقا اعلم باشد این‌جا. ولی تا جایی که می‌شود من اگر راه احتیاط دارم، قول کسی که او موافق با احتیاط باشد و فلان. یعنی شما اگر نظر کسی عمل بکنید که موافق است با احتیاط، یعنی من اگر بروم مقلد آقای «الف» بشوم، این بیشتر موافق است با احتیاط. این آقای «ب» این احتمال اعلمیتش هست، ولی اگر من از «الف» تقلید بکنم، یعنی از این جهت که خیالم راحت‌تر است، خیالم جمع‌تر است که صلاحیت دارد. من شاگرد آقایی باشم، یعنی مثلاً مثالش این است: شاگرد یک آقایی هستم، درس خارجش می‌روم، بعد می‌بینم که مثلاً این آقا خیلی آدم ملای خوب است. از یک آقایی تقلید می‌کردم، بعد می‌بینم که این استاد ما خیلی آدم...
نمی‌شناسد هیچ‌کس، هیچ اسم... اعلم باشد، ۶۰ درصد، ۷۰ درصد. اطمینان نیست‌ها. احتمال، ظنی. ولی از آن‌ور اگر قول همین مراجعی که زنده‌اند و مشهورند، فلان، این‌ها قول یکی از این‌ها را عمل بکنیم، موافق‌تر است با احتیاط. با این‌که من آن‌جا احتمال بیشتر می‌دهم. ولی خب این آقایون دیگر همه می‌گویند و همه تأیید کرده‌اند و این دیگر همه رقم حل است و دفتر دارد، راحت‌تر است، می‌توانم بروم سوال بپرسم چی کنم. این آقا دسترسی دارم، نه رساله دارد. این برنامه بیشتر موافق احتیاط است، این را عمل می‌کنم.
«اما اگه احتمال ضعیفی هم بده که کسی اعلم و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید کند.» احتیاط ضعیفی هم بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست، باید از او تقلید کند.
خب، اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران... همان نظر حضرت امام (ره). ما بین ۵ نفر، ۳ نفر را... این ۳ تا اعلم از بقیه‌ی ۵ نفر صلاحیت مرجعیت دارند، ولی ۳ تاشان اعلم‌اند. همین ۳ نفر متعیناً باید از یکی از این ۳ تا تقلید کرد.

دو تا مجتهد داریم، این‌ها مساوی‌اند. می‌شود انسان در مسائلی که ارتباطی با هم ندارند، بعضی مسائل از یکی... الان ما دو تا مساوی داریم. خب، «الف» و «ب» مساوی‌اند. مسائلی که به هم ربطی ندارد. نه این‌که من خمسم را نصفش را از این آقا تقلید کنم، آن‌جایی که این آقا ساده گرفته از این آقا. آن‌جایی که آن آقا ساده گرفته از آن آقا. خمس و ارث ربطی به هم ندارد، ولی در خود خمس. مثلاً این‌جایی که آقا ایشان گفته هبه خمس ندارد، از این آقا تقلید می‌کنم. آن‌جایی که گفته حقوق کارمند، تقلید می‌کنم. مساوی. در خمس ایشان اصلاً بقیه‌اش مساوی، ولی ایشان در خمس از همه قوی‌تر است. در ارث از همه قوی‌تر است. این‌جا اقوالی هست که اصلاً ارث از همین آقا تقلید کرد. مسائلی که به هم ربطی ندارد. طبق نظر مسائل عظیم و «وسائل».

عدول از مجتهد زنده به مجتهد دیگر. خب، این‌ها را گفتیم برای این‌که ببینیم نظر ایشان در مورد عدول چیست. «اگه دو تا مجتهد مساوی باشند در اعلمیت در جمیع مسائل.» یعنی حتی اگر در یک بخشی کسی اعلم باشد، این دیگر مساوی بودن خارج می‌شود. این هم نکته مهم. یعنی مساوی من حیث‌المجموع و مساوی. یا در بعضی مسائلی که ارتباطی با هم ندارد. یا در همه مسائل، و مساوی باشند در اعلمیت. یا در مسائلی که ارتباطی با هم ندارد، این‌ها مساوی باشند در تمام مسائل با همدیگر مساوی باشند.
ثبت یا در مسائلی که با هم ربطی ندارد، ارتباطی ندارد. این‌ها با هم مساوی. یکی در خمس قوی است، یکی در ارث قوی است. باز این آقا در زکات قوی است، آن آقا در بیع قوی است. در این‌جا عدول از مجتهد زنده به یک مجتهد مساوی زنده. مجتهد زنده روی مجتهد مساوی زنده این‌جا جایز است. با این شرایط که ... خب، ولی دوره‌ی ما فقها مساوی ... نمی‌شود واقعاً تشخیص داد که کی کجا اعلم است. چیزها ... زحمت کشیده‌اند. مسلماً یکی اعلم است. یعنی نمی‌شود که از جهت عقلی‌اش، نمی‌شود دو نفر دقیقاً مساوی باشند. آن‌که مشخص. ولی روی حساب این‌که ما وقتی ملاحظه می‌کنیم می‌بینیم که خب این آقا نه شبهه. حالا بحث احراز مرجعیت بعداً برسیم. با آن راه‌هایی که باید احراز کرد مرجعیت کسی را احتمال دارد که کی اعلم است؟ مثل همین دوره خودمان، هیچ شبهه‌ای، هیچ اعلمیتی، هیچ شیوعی، هیچی نیست که این اعلم است. در دوره‌ی آقای گلپایگانی (رحمت‌الله‌علیه)، خب آقای گلپایگانی. در دوره‌ی آقای اراکی (رحمت‌الله‌علیه). ولی در دوره‌ی بعد از این بزرگواران دیگر یک شهرت نسبی داشتند که آقا مثلاً ایشان. ولی الان در مراجع که هستند نمی‌شود واقعاً. یا حداقل بین سه چهار نفر که آن‌ها مشهورترند. این‌ها مساوی‌اند؟ بله، هرچند پیش خدا حتماً خوب.

ولی «احوط بعد از این... آقای وحید احوط می‌دهند.» احوط، «ترک عدول است.» احتیاطش می‌شود احتیاط چی؟ «مستحب.» مگر به... یعنی شما از مساوی به مساوی، احتیاط مستحب این است که عدول نکنی. مگر این‌که اعلم باشد. خب، آقا حالا ما اعلم نداریم، ولی اورع (با ورع‌تر) داریم. هم می‌تواند مثل اعلم. یعنی یک ملاک ترجیح می‌شود. بسیار خوب. این هم از نظر شریف و مبارک مرحوم آیت‌الله‌العظمی. ورعش بیشتر است. اورع را می‌شود حکم اعلم را بهش داد. اگر اورع بود، این هم می‌شود مثل اعلم. یعنی مساوی به مساوی نمی‌شود. مگر این‌که یکی اعلم باشد یا یکی اورع باشد. در این صورت می‌شود از مساوی به مساوی عدول کرد. به این مسائل به ما عنایت بفرمایند. الحمدلله رب‌العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب تحریر الوسیله