متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری، و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
مسئله پنجم کتاب شریف تحریرالوسیله حضرت امام (رضوان الله علیه) این است که در مسئله پنجم میفرمایند: **«یجب تقلید الاعلم مع الامکان علی الاحوط»** یعنی میفرمایند که اگر امکان و دسترسی به اعلم باشد. این امکان خودش چند معنا میتواند داشته باشد. یکی اینکه تشخیص اعلم ممکن باشد، یکی هم اینکه تقلید از اعلم ممکن باشد. خب، یک وقت هست که مثلاً میشود کسی را اعلم تشخیص داد، ولی اعلم مثلاً تبعید است یا دسترسی به او نیست، زندان است، در یک کشور دیگری است مثلاً که هیچ راه ارتباطی با او نیست. انسان تشخیص میدهد و میداند که او اعلم است، ولی نمیتواند با او ارتباطی برقرار کند.
اگر دسترسی و امکان برای تقلید از اعلم باشد، حضرت امام میفرمایند که «علی الاحوط» اینجا واجب است تقلید کند. این "احوط" احتیاط مستحب به نظر میآید. ابتدا، خلاصه این حکم را مبتنی بر احتیاط میکنند. البته قبلاً یک اشارهای به آن شد که حضرت امام در رساله به این نحو میفرمایند که اگر شناختن اعلم ممکن باشد، به احتیاط واجب باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودنش دارد. توی رساله احتیاط واجب اینجا "احوط" یجب و "علی الاحوط" آمده است. بله، اینجا میتواند احتیاط واجب باشد. یعنی از ابتدا فتوایی ندادهاند، از ابتدا احتیاط دادهاند. بله، این هم احتیاط واجب. پس احتیاط واجب در بحث تقلید از اعلم دادهاند. برخی دیگر فتوا دادهاند اما حضرت امام **«یجب الفحص عنه»** نیز گفتهاند؛ یعنی باید برای شناختن این کسی که میخواهد از او تقلید بکند، تفحص بکند، بررسی بکند. همینجوری از قیافه یکی خوشم آمد، اسم یک نفر را شنیدم، مثلاً دیدم رفیقم از این تقلید میکند، از این شخصیت، از این عالم؛ اینها هیچکدام دلیل نمیشود. باید تفحص و بررسی بکند که چه کسی صلاحیت مرجعیت را دارد، حتی مثلاً صلاحیت اعلمیت را هم تفحص و بررسی بکند.
**«و اذا تساوی المجتهدان فی العلم او لم یعلم الاعلم منهما تخیِّر بینهما»**
اگر دو تا مجتهد در علم مساوی باشند یا اینکه اعلم میان آن دو معلوم نباشد. خب، این دو حالت: هر دو خیلی عالماند و به یک اندازه عالم. یک وقت هست که به یک اندازه عالماند، یعنی در یک مسئله مشابه ما هر دو را محک زدیم، جداجدا دیدیم که این آقا یک جوری استدلال میآورد، یک جور قوت بحث دارد دقیقاً همینقدر قوت بحث و قوت استدلالش همینقدر است. در همین موضوع تصور کنید کسی در یک موضوع خیلی قوت از خودش نشان میدهد، دیگری در موضوع دیگر. اینجا میشود حالتی که تشخیص داده نمیشود اعلم بین این دو. خب، اینجا مخیر میشود بین این دو تا.
**«و اذا کان احدهما اورع او الاولا و الاحوط اختیار»**
اگر یکی از این دو، یکی از این دو مجتهد، ورع یا عدالتش بیشتر باشد، اینجا حضرت امام میفرمایند که اولی و احوط این است که او را اختیار بکند که همان احتیاط واجبی است که میگویند. پس امام هم مثل مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت ورع را ملاک میدانند برای اینکه کسی صلاحیت بیشتری نسبت به کس دیگری داشته باشد. یعنی اگر مساوی بودند، خب حالا یک نفر ورعش را ما بررسی میکنیم، بیشتر است و یکی عادلتر است. اینجا از اونی که عادلتر است انسان تقلید میکند، از اونی که «اورع» است تقلید میکند.
**«و اذا تردد بین شخصین یحتمل اعلمیه احدهما تعیین تقلیده علی الاحوط»**
وقتی که مردد بود بین دو شخص، احتمال اعلمیت یکی از آن دو را بدهد، «معیناً». یعنی اینجا مردد بین دو نفر شده است، احتمال میدهد که یک نفر بیش از آن یکی، نه اینکه هرکدامش احتمال داده بشود. یعنی یک 10 درصدی بیشتر از دیگری مثلاً. یک نفر را من مثلاً 50 درصد احتمال اعلمیت برایش قائلم، یک نفر را 60 درصد. بین این دو نفر میدانم که این دو تا هر دو مرجعاند، ولی یک نفر احتمال 60 درصدی دارد، یک نفر احتمال 50 درصدی. یعنی حالا در قیاس این دو نفر با هم، یکی نسبت به دیگری «معیناً» فقط یکیشان، نه هردو. نه اینکه هم این را احتمال اعلمیت بدهم از یک جهات، هم آن را از جهات دیگر. نه، لزوماً یکیشان احتمال اعلمیت درش بیشتر است. حضرت امام میفرمایند که اینجا «علی الاحوط» دوباره احتیاط واجب بر این است که تقلید تعیین پیدا کند در این فردی که احتمال اعلمیتش را میدهد. یعنی مرجع الف و مرجع ب شکّی نیست، ولی من مرجع الف را یک مقدار احتمال بیشتر میدهم، یک مقدار احتمال. اینجا بنابر احتیاط واجب در نظر حضرت امام تعیین پیدا میکند تقلید از همین مرجع الف که انسان «معیناً» او را اعلم میداند، احتمال اعلمیتش را.
خب، این از متن "تحریر" حضرت امام. که حالا مسئلهاش را ما در رساله حضرت امام قبلاً خوانده بودیم و بحث اعلمیت و اینها را هم اشاره کرده که برخی قائل به اعلمیت بودند و نبودن، و اینها نکاتی بود که قبلاً عرض شد. حالا در نظر حضرت آقا هم که بحث اعلمیت را که تو ذهنمان هست، پرداختیم بهش و اشاره کردیم که ایشان اعلم هستند یا نیستند. حضرت آقا میفرمایند که تواناتر است و به عبارت دیگر کسی است که نسبت به سایر مراجع قدرت بیشتری برای استنباط احکام الهی داشته و بهتر بتواند احکام شرعی را از ادله استنباط کند و همچنین نسبت به اوضاع زمان خودش به مقداری که در تشخیص موضوعات احکام و ابراز نظر فقهی مؤثر است، آگاهتر باشد.
خب، حضرت آقا قائل به ایناند که بنابر احتیاط واجب باید اعلم باشد. ایشان هم حضرت امام را واجب میدانند. دلیلش را هم بنای عقلا و حکم عقل میدانند. خب، انسان بداند یک نفر واردتر است و دیگری مرجوح، یکی راجح و دیگری مرجوح است. یک نفر واردتر است. هر دو متخصص، توان دسترسی به هر دو هم دارد، توان تقلید از هر دو هم دارد. خب، عقل میگوید از اونی که واردتر است تقلید کند. میشود احتیاط واجب. حالا احتیاط واجب، فتوا به وجوب تقلید از اعلم بنابر احتیاط واجب، در آن مسائل کجاست؟ مال آنجایی که فتوای اعلم با فتوای غیر اعلم اختلاف دارد. آنجایی که اختلاف ندارند که ضرورتی نیست برای اینکه شما نظر آن کسی که کارشناستر است را گوش دهی. آنجایی که اختلاف هست، عقل میگوید نظر آن کسی که کارشناستر است را گوش بده. **«و بصرف احتمال عدم وجود شرایط معتبره فی الاعلم لا یجوز البناء و العمل به فی موارد الاختلاف بل یجب الاحتیاط»** یعنی صرف اینکه احتمال دهد که شرایط معتبر در اعلم این وجود ندارد (غیر اعلم است)، صرف احتمال اینکه احتمال میدهم اعلم همه شرایط را نداشته باشد، این دلیل نمیشود که بخواهیم برویم سراغ غیر اعلم. این هم از این مسئله.
**مسئله ششم:**
**«و اذا انحصر الاعلم فی شخصین و لم یتمکن من تعیین احدهما تعیّن الأخذ بالاحتیاط او العمل بأحوط القولین منهما علی الأحوط مع تمکّنه»**
حالا بین پنج تا مرجع تقلید، اعلمیت منحصر در دو نفر است. ما پنج تا مرجع تقلید داریم، ولی اعلمیت منحصر در دو نفر است. ولی معلوم نیست، یعنی نمیشود تعیین کرد که «الا و بلا» الف اعلم است یا «الا و بلا» ب اعلم است. تمکن از تعیین نداریم. در دسترس ما نیست. برایمان فراهم نیست. نمیتوانیم. راهش بسته است برای اینکه تشخیص دهیم کدامیک از اینها اعلم است. اینجا چهکار میکنیم؟ اینجا تعیّن پیدا میکند «اخذ به احتیاط». این هم باز دوباره: یا احتیاط، یا عمل به «احوط القولین». یعنی یا بین این دو نفر احتیاط کند یا آن قولی که مناسبتر است با احتیاط است. احتیاط بیشتر بین آن دو نفر، آن کسی که فتاوایش مناسبتر با احتیاط بیشتر تناسب با احتیاط دارد. پس یا بین این دو نفر احتیاط کند یا یکی از این دو را ازش تقلید بکند که او احتیاط بیشتری، به احتیاط نزدیکتر است، او احوط است.
خود این را که حضرت امام میفرمایند که اینجا یا احتیاط کند یا احوطالقولین را بگیرد، خود این دوباره فتوا نیست. خود این احتیاط وجوبی است. تازه همین هم باز باید تمکن برایش باشد. من تمکن از احتیاط داشته باشم، تمکن از اینکه احوطالقولین را بگیرم، داشته باشم. اگر تمکنش هست، بنابر احوط، همین کار را انجام بدهم. وقتی دو نفر بین این همه مجتهد، دو نفر منحصراً اینها همه میگویند اینها اعلمند. 50 درصد میگویند الف، 50 درصد میگویند ب. پس منحصراً یا الف اعلم است یا ب. من چهکار کنم؟ احتیاط کنم بین الف و ب یا چهکار کنم؟ آن فتوای الف یا ب که موافقتر است با احتیاط، همان را بگیرم؟ به شرط اینکه باز تمکن از اینها هم باشد. تازه همه اینها دوباره چی بود؟ احتیاط. **«فانه یتخیر بینهما»** اما اگر نشد، یعنی تمکن ما نداشتیم، اینجا مخیر بین دو تا میشود. یعنی من تمکن از احتیاط نداشتم یا تمکن از اینکه بفهمم کدامیک از این دو بزرگوار احوطالقولین دارد، قولش به احتیاط نزدیکتر است، تمکن از این نداشتم. فقط میدانم منحصراً یا الف اعلم است یا ب. نه میتوانم احتیاط کنم، نه بین این دو تا تشخیص دهم. اینجا باز دوباره مخیر میشوم. چه الف را، چه ب. کلاً از یکی از این دو تا تقلید بکنم، مشکلی نیست. این هم از این مسئله.
**مسئله هفتم: «یجب علی العامی تقلید الاعلم فان افتا بوجوده لا یجوز له تقلید غیره فی المسائل و ان افتا بجواز تقلید غیر الاعلم تخیر بین تقلیده و تقلید غیره»**
بر عامی واجب است. عامی یعنی کی؟ یعنی کسی که مجتهد نیست، غیر مجتهد است. بر عامی واجب است که از اعلم تقلید کند در مسئله وجوب تقلید اعلم. پس اگر **«فإن أفتی بوجوبه لا یجوز له تقلید غیره فی المسائل»** و اگر اعلم فتوا داد به این وجوب، یعنی وجوب تقلید از خودش، جایز نیست برای او تقلید از غیر اعلم در سایر مسائل. **«و أن أفتی بجواز تقلید غیر الأعلم تخیره بین تقلیده و تقلید غیره»**. دقیق و ظریف میفرمایند که اگر فقیه اعلم، حالا فرض بر این است که ما اعلم داریم و تمکن از شناخت او و تمکن از تقلید هم داریم. حالا عامی برای بحث اعلمیت از اعلم تقلید کند. اگر اعلم گفت: "حتماً باید از اعلم تقلید کنی"، اینجا همین قول را، همین اعلم را عمل کند و از اعلم تقلید کند. اگر اعلم اجازه داد از غیر اعلم تقلید کردن، آنجا برود سراغ غیر اعلم. یعنی یک واسطه اعلم، خلاصه، بخورد. اگر رفت و آن اعلم اجازه نداد رجوع به غیر اعلم را، که باید همین آقای اعلم بماند. اگر اجازه داد، اینجا میتواند به غیر اعلم مراجعه بکند. خب، میتواند مراجعه بکند. امروز مخیر است بین اینکه همین از همین اعلم تقلید کند یا از غیر اعلم.
**«و لا یجوز له تقلید غیر الاعلم اذا افتی بعدم وجوب تقلید الاعلم»**
اگر آن آقای اعلم فتوا داد که شما فقط باید از اعلم تقلید کنی، این آقای عامی رفت از غیر اعلم تقلید کرد، این چه حکمی دارد؟ میفرمایند که این تقلید جایز نیست. اگر اعلم تقلید از غیر اعلم را جایز نمیدانست و عامی رفت از غیر اعلم تقلید کرد، تقلید او باطل است، تقلید او درست نیست، صحیح نیست، جایز نیست.
**«لو افتی بوجوب تقلید الاعلم یجوز الأخذ بقوله لکنه لا من جهه حجیّه قوله بل لکونه موافقاً للاحتیاط»**
بله، اگر غیر اعلم تقلید اعلم را واجب دانست، اینجا میشود به فتوایش عمل کرد. نه از این جهت که قول او حجیت دارد، بلکه از این جهت که فتوایش موافق با احتیاط است. پس تو همین یک مسئله فقط تقلیدش جایز است. تو همین یک مسئله وجوب تقلید اعلم. یعنی من آمدم از اعلم تقلید کردم، چرا؟ چون قبلاً از یک غیر اعلمی تقلید میکردم و آن غیر اعلم فتوا داد که باید از اعلم تقلید کنیم. این یکیاش تو تقلید برای من جایز است. خب، تو تقلید همین یکی برای من جایز است. یعنی قول این مجتهد غیر اعلم توی یکی حجت بود؟ نخیر، حجت نبود. اصلاً صلاحیت تقلید نداشت طبق این بیان. تا وقتیکه اعلم بود، غیر اعلم صلاحیت تقلید نداشت. حضرت امام قبلاً احتیاط واجب داده بودند، «احوط» فرموده بودند، ولی اینجا اصل مسئله را به یک نحوی برمیگردانند که "کانه" باید اعلمی که حالا متمکن است و دسترسی بهش هست و شرایط همه هست و اینها و شناخته شده از اعلمیتش محض این قیود را ما میفهمیم از فتوا، این اعلم باید واسطه بخورد در تقلید از غیر اعلم. درست است اصل تقلید از او «علی الأحوط» است، ولی برای تقلید از غیر اعلم در صورتی که تمکن از اعلم باشد و اعلم جایز نداند، گیر پیدا میکند. ما در تقلید از اعلم احتیاط واجب دادیم. تقلید از غیر اعلم جایز است یا جایز نیست؟ درش حرف است. اگر اعلم متمکن از تقلید از غیر اعلم نبودیم یا بودیم، اعلم جایز دانست تقلید از غیر اعلم را و ما رفتیم سراغ غیر اعلم، حالا اشکال ندارد تقلید از آن طرف. من اگر از غیر اعلم تقلید کردم در همین که او گفته برو از اعلم تقلید کن، تو همین یک مسئله ازش تقلید کردن، این یک مسئله که تقلید کردن درست است. بله، چرا؟ چون قول این غیر اعلم حجت بود؟ نخیر. از جهت اینکه کلام او موافق با احتیاط است. یعنی در واقع ما به قول آن مجتهد عمل نکردیم، به احتیاط عمل کردیم. پس غیر اعلم صلاحیت تقلید نداشت؟ صلاحیت تقلید داشت. از این باب بود که ما به احتیاط عمل کردیم. این هم مسئله هفتم.
**مسئله هشتم: «اذا کان المجتهدان متساویین فی العلم یتخیر العامی فیرجع الی ایهما کما یجوز له التبعیض فی المسائل و اخذ بعضها من احدهما و بعضها من الآخر»**
مسئله هشتم این است که میفرمایند وقتی دو تا مجتهد در علم مساوی باشند، اینجا عامی مخیر است در رجوع به هرکدامشان که مساویاند، به هرکدام از این دو تا که خواست میتواند عامی مراجعه کند. همانجور که برایش تبعیض در مسائل جایز است. حضرت امام تبعیض در مسائل را جایز میدانند. یعنی میشود بعضی مسائل را از یک فقیه تقلید کرد، وقتی که هر دو مساویاند. خب، ما الان دو تا مساوی داریم. خب، اینجا چهکار میکنیم؟ من میتوانم یک سری ابواب را از این آقا تقلید کنم، یک سری ابواب را هم از آن آقا. همانجور که میشود کلاً مخیّر که کلاً از این آقا تقلید کنم یا کلاً از آن آقا تقلید کنم. مخیّرم که جزءاً از این آقا تقلید کنم و جزءاً از او تقلید کنم. یعنی هم میتوانم صد درصد مسائل را از این آقا تقلید کنم و میتوانم صد درصد مسائل را از آن آقا. و میتوانم 50 درصد از این تقلید کنم، 50 درصد از آن. میتوانم 60 درصد از این، 40 درصد؛ 70 از این، 30 از او. در هر صورت، بین دو تا مساوی، من مخیّرم هرکدام را خواستم اخذ کنم. تبعیض در مسائل اشکالی ندارد. بعضی را از یکی بگیرم، بعضی را از دیگری. این هم از این نکته که نکته خیلی مهم و خوبی بود. پس در نظر امام جایز است. مگر اینکه امام را مثلاً مساوی با مجتهد دیگر دانستیم. یعنی اول امام را تقلید میکردیم، بعد دیدیم که مجتهد دیگری هم هست در حد امام، مساوی با امام. اینجا من میتوانم بعضی مسائل را از امام بگیرم، بعضی مسائل را از غیر، از همان شخص دیگری که مساوی با امام میدانم.
ولی خب، نمیشود در یک باب؛ یعنی یک باب را دیگر از او باید تقلید کند. ظاهراً اینجور است، بعدها میرسد که عرض خواهیم کرد. خب، من مثلاً تو یک باب، هر مسئلهای دلم خواست دیگر تو یک مثلاً باب خمس، چهار تا مسئلهاش از این، چهار تا مسئله یا نه. کل باب را، باب خمس را از این آقا، باب صلات را از آن آقا. باب صلات را میتوانم 2000 تا مسئله که ما در باب صلات داریم 1600 تایش از یکی، 400 تا از یکی تقلید کنم یا نه. کل باب صلات را میشود از یکی، باب زکات از دیگری، باب خمس و دیگری. بابا، در موردش بیشتر صحبت بکنیم انشاءالله. بین دو تا فقیه مساوی، مجتهد مساوی، عامی مخیّر است که به هرکدامشان مراجعه کند و تبعیض هم اشکالی ندارد.
**مسئله نهم: «یجب علی العامی فی زمان الفحص عن المجتهد الاعلم ان یعمل بالاحتیاط»**
ما گفتیم باید فحص کند دیگر. تو این دوره فحص چهکار کنیم؟ مثلاً این آقا دارد یک هفته فرض کنید یک هفته دارد تحقیق میکند یا حداقل یک روز میخواهد از دو تا عادل بپرسد. حالا عرض میکنیم، روش به دست آوردن اینکه بفهمد که کسی صلاحیت تقلید دارد یا ندارد، راههایی دارد که حالا عرض خواهیم کرد. حالا مثلاً من از دو تا عادل دارم میپرسم. پیام دادم، به یک عادل دیگر پیام دادم. اینها تا فردا صبح باید جواب بدهند دیگر. مثلاً جوابم ندهند. من الان تا فردا صبح چهکار کنم؟ الان مجتهد ندارم، مقلد ندارم، از کی تقلید کنم؟ امام میفرمایند که اینجا تو این دوره فحص که دارد از مجتهد تفحص از مجتهد میکنیم که اصلاً مجتهد کیست. تفحص از اعلم میکنم. خب، مسئله اعلم را امام شرط دانستند دیگر، اگر خواست تقلید بکند باید اعلم واسطه بشود، وساطت بخورد به شرط اینکه اعلم خلاصه همان قیودی که عرض کردیم. حالا من دارم بحث میکنم، تو دوره فحص چهکار کنم؟ هنوز که مقلد ندارم، مرجع تقلید ندارم یا اعلم را نمیدانم کیست. واجب است که به احتیاط عمل کند. تو این دوره، اینجا دیگر احتیاط واجب است. تو دوره فحص دیگر احتیاط واجب است. تعیّن دارد. چون نه مقلد، نه مجتهد. راه سومش هم فقط منحصراً احتیاط است. چیز دیگری دیگر نیست. باید حتماً احتیاط کند.
**«و کذا فی فرض الفحص الثانی الاحتیاط فی فتاوی الذین یحتمل اعلمیتهم»**
خب، این خیلی. حالا یک وقت هست من مجتهدها را میشناسم، دارم تفحص از اعلم میکنم. خب، حالا چهکار کنم اینجا؟ خب راحتتر است. تفحص از مجتهد میکنم. یک وقت هست تفحص از اعلم میکنم. این دو تا تفاوت دارد. وقتی دارم تفحص از اعلم میکنم بین مجتهدینی که احتمال اعلمیتشان در فتوای اینها، احتیاط کنم. من مطلقاً احتیاط کنم. در مورد مجتهد، وقتی تفحص از مجتهد میکنم میتوانم، یعنی باید. لکن احتیاط، فرض بر این است که من الان مجتهدی نمیشناسم. کسی را نمیشناسم که صلاحیت مرجعیت داشته باشد. ولی در اعلمیت، من میشناسم کسانی که صلاحیت تقلید داشته باشند. احتمال اعلمیت هم میدهم. منحصراً هنوز اعلم را کشف نکردم. دارم تفحص میکنم. اینجا احتیاط من چی میشود؟ احتیاط من به این نحو میشود که باید بین فتوای همین کسایی که احتمال اعلمیتشان داده میشود، آنجا احتیاط بکنم و احوط اقوال را بگیرم. مثلاً یک نفر یک بار تسبیحات اربعه را واجب دانسته، یک نفر سه بار. من احتیاط بکنم در این اقوال. چهکار بکنم؟ آن سه بار را عمل بکنم. سه بار که عمل بکنم، خب بین این مجتهدین به فتوای همه عمل کردهام. همین بحثی که قبلاً در مورد احتیاط عرض کردیم. که مثلاً من اگر جانب حرمت را رعایت بکنم، کراهت را هم حتماً عمل کردهام و استحباب را هم مثلاً خلاصه چیزی فوت نشده، مشکلی برایم پیدا نشده یا وجوب را اگر عمل کردم، آن استحباب را حتماً عمل کردهام. بین دو نفری که یکی قائل به وجوب بوده، یکی قائل به اباحه. من آنی که واجب را عمل کردم، حتماً آن فتوای اباحه را هم دارم. در هر صورت آن جنبه احتیاط را ملاحظه بکند. اینکه عرض میشود در دوره تفحص احتیاط بکند، یعنی همین. تفحص از مجتهد، احتیاطش میشود همان آب. تفحص از اعلم، احتیاطش میشود بین همان مجتهدینی که احتمال اعلمیتشان داده میشود.
**مسئله دهم: «یجوز تقلید المفضول فی المسائل التی فتوایه فتو الاعلم فیها، بل فی ما لا یعلم تخالفهما فی الفتوی»**
این هم خیلی مهم است. بیانات رهبر معظم انقلاب هم، مقام معظم رهبری هم بود. ما "مفضول" هم کسی است که مورد فضیلت واقع شده، یعنی فاضلتر نیست. فاضل و مفضول است. او فاضلتر است، این میشود مفضول. حالا من از این مفضول، از غیر اعلم، میتوانم تقلید کنم؟ بله، کجاها؟ تو مسائلی که فتوای غیر اعلم با فتوای افضل تو آن مسائل موافق باشد. اگر مسائلی باشد غیر اعلم با اعلم تو مسائل حرفشان یکی است، اشکال ندارد. چون آن فتوای اعلم از من فوت نشده، از دستم نرفته، آن را هم من حیثیت کردم، آن را هم به دست آوردم، آن را هم از من فوت نشده. بلکه در آنجایی که اختلاف این دو تا در فتوا دانسته نمیشود هم اشکالی ندارد. این یعنی من هنوز علم ندارم که افضل و مفضول با هم تو این مسئله اختلاف داشته باشند. اگر میدانم با هم موافقاند، آنجا که حتماً جایز است. اگر علم به مخالفت ندارم، یعنی هنوز برایم یقین حاصل نشده که این دو، یعنی اعلم با غیر اعلم تو این مسئله اختلاف دارند. هنوز برایم علم حاصل، علم به اختلاف این دو تا حاصل نشده. اینجا هم میتوانم به فتوای غیر اعلم عمل بکنم و تقلید بکنم از غیر اعلم. اینجا هم جایز است. پس تقلید در غیر اعلم در این شرایط اشکالی میشود که عرض خواهد شد انشاءالله.
**مسئله یازدهم: «اذا لم یجد للعالم فی مسئله من المسائل یجوز الرجوع فی تلک المسأله الی غیره مع رعایت الاعلم فعلی الأحوط»**
میفرمایند که وقتی که اعلم در مسئلهای از مسائل فتوا نداشت. قبل از بیانات رهبر معظم انقلاب عرض شده دیگر. حالا داریم متن "تحریر" را میخوانیم و با سرعت پیش میرویم. در یک مسئلهای به هر دلیلی اعلم فتوا نداده است، من میتوانم در این مسئله به غیر اعلم مراجعه بکنم. بنابر احتیاط واجب باید دوباره تو همین «الاعلم فالاعلم» را رعایت بکنم. حضرت امام میفرمایند که تو همینجا هم احتیاط واجب این است که «الاعلم» رعایت بشود. اعلم تو این مسئله فتوا نداده. بعد از اعلم، یک اعلم درجه دو داریم، یک اعلم درجه سه داریم، یک اعلم درجه چهار داریم. من اعلم درجه یک را میدانم فتوا نداده. خب، برم حالا از اعلم درجه چهار تقلید کنم؟ نخیر.
**مسئله دوازدهم:**
که مسئله آخر امشب باشد، این را هم بخوانیم. **«من ليس له اهليّة الافتاء ثم التفت وجب عليه العدول و اذا قلد الاعلم ثم صار غيره اعلم منه علي الاحوط في المسائل التي يعلم تفصيلا مخالفتهما»**
این آقای مقلد از کسی تقلید کرد که او اهلیت فتوا نداشت. فکر میکرد صلاحیت دارد. یک مدت تقلید کرد، بعداً برایش روشن شد، التفات پیدا کرد که این آقا صلاحیت اهلیت فتوا ندارد، صلاحیت تقلید ندارد. اینجا عدول واجب است. باید عدول کند. "احوط" حالا من یک مدت از کسی تقلید میکردم، بعد مدتی فهمیدم او اعلم نبوده، اعلم از غیر اعلم بوده. بعداً برای من روشن شد. اینجا هم بنابر احتیاط واجب، این روی مسئله احتیاط واجب است. عدول به اعلم واجب است. واجبی که باید به اعلم برگردد.
**«اذا قلد الاعلم ثم صار غيره اعلم منه علي الاحوط في المسائل التي يعلم تفصيلا مخالفتهما في الرأي»**
این خیلی خوب است، خیلی جالب است. حالا من یک مدت از کسی تقلید میکردم که اعلم بود. حالا یک کسی آمد از این آقا زد جلو. خوب درس خواند، زحمت کشید، استاد دید، اینور و آنور تحقیقات فراوان شبانهروزی، یک غیر اعلمی آمد از این اعلم زد جلو. این غیر اعلم اعلم شد نسبت به این اعلم. یعنی مرجع الف اعلم بود، آقای ب که غیر اعلم بود، زحمت کشید، آمد شد اعلم نسبت به الف. از الف هم اعلم، از الف هم عالمتر. حالا اینجا بنابر «احوط» یعنی احتیاط واجب بر این است که در آن مسائلی که علم تفصیلی در مخالفت این دو تا را در آنها دارد، یعنی میداند علم تفصیلی، اجمالاً نه. ببینید، اجمالاً این که من میدانم در یک سری مسائل با هم اختلاف دارند، خب حتماً در یک سری مسائل اختلاف دارد. آن را کار نداریم. تفصیلاً میدانم در فلان مسئله، این آقایی که تازه اعلم شده با آن آقایی که قدیم اعلم بود، اختلاف دارد. امام میفرمایند احتیاط واجب بر این است که از این آقایی که تازه اعلم شده، تو این مسئلهای که علم تفصیلی داریم، تو این مسئله از این آقایی که تازه اعلم شده تقلید بکند به شرط اینکه علم تفصیلی داشته باشد.
خدا انشاءالله تکالیفمان را آشنا بفرماید. الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری، و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
مسئله پنجم کتاب شریف تحریرالوسیله حضرت امام (رضوان الله علیه) این است که در مسئله پنجم میفرمایند: **«یجب تقلید الاعلم مع الامکان علی الاحوط»** یعنی میفرمایند که اگر امکان و دسترسی به اعلم باشد. این امکان خودش چند معنا میتواند داشته باشد. یکی اینکه تشخیص اعلم ممکن باشد، یکی هم اینکه تقلید از اعلم ممکن باشد. خب، یک وقت هست که مثلاً میشود کسی را اعلم تشخیص داد، ولی اعلم مثلاً تبعید است یا دسترسی به او نیست، زندان است، در یک کشور دیگری است مثلاً که هیچ راه ارتباطی با او نیست. انسان تشخیص میدهد و میداند که او اعلم است، ولی نمیتواند با او ارتباطی برقرار کند.
اگر دسترسی و امکان برای تقلید از اعلم باشد، حضرت امام میفرمایند که «علی الاحوط» اینجا واجب است تقلید کند. این "احوط" احتیاط مستحب به نظر میآید. ابتدا، خلاصه این حکم را مبتنی بر احتیاط میکنند. البته قبلاً یک اشارهای به آن شد که حضرت امام در رساله به این نحو میفرمایند که اگر شناختن اعلم ممکن باشد، به احتیاط واجب باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودنش دارد. توی رساله احتیاط واجب اینجا "احوط" یجب و "علی الاحوط" آمده است. بله، اینجا میتواند احتیاط واجب باشد. یعنی از ابتدا فتوایی ندادهاند، از ابتدا احتیاط دادهاند. بله، این هم احتیاط واجب. پس احتیاط واجب در بحث تقلید از اعلم دادهاند. برخی دیگر فتوا دادهاند اما حضرت امام **«یجب الفحص عنه»** نیز گفتهاند؛ یعنی باید برای شناختن این کسی که میخواهد از او تقلید بکند، تفحص بکند، بررسی بکند. همینجوری از قیافه یکی خوشم آمد، اسم یک نفر را شنیدم، مثلاً دیدم رفیقم از این تقلید میکند، از این شخصیت، از این عالم؛ اینها هیچکدام دلیل نمیشود. باید تفحص و بررسی بکند که چه کسی صلاحیت مرجعیت را دارد، حتی مثلاً صلاحیت اعلمیت را هم تفحص و بررسی بکند.
**«و اذا تساوی المجتهدان فی العلم او لم یعلم الاعلم منهما تخیِّر بینهما»**
اگر دو تا مجتهد در علم مساوی باشند یا اینکه اعلم میان آن دو معلوم نباشد. خب، این دو حالت: هر دو خیلی عالماند و به یک اندازه عالم. یک وقت هست که به یک اندازه عالماند، یعنی در یک مسئله مشابه ما هر دو را محک زدیم، جداجدا دیدیم که این آقا یک جوری استدلال میآورد، یک جور قوت بحث دارد دقیقاً همینقدر قوت بحث و قوت استدلالش همینقدر است. در همین موضوع تصور کنید کسی در یک موضوع خیلی قوت از خودش نشان میدهد، دیگری در موضوع دیگر. اینجا میشود حالتی که تشخیص داده نمیشود اعلم بین این دو. خب، اینجا مخیر میشود بین این دو تا.
**«و اذا کان احدهما اورع او الاولا و الاحوط اختیار»**
اگر یکی از این دو، یکی از این دو مجتهد، ورع یا عدالتش بیشتر باشد، اینجا حضرت امام میفرمایند که اولی و احوط این است که او را اختیار بکند که همان احتیاط واجبی است که میگویند. پس امام هم مثل مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت ورع را ملاک میدانند برای اینکه کسی صلاحیت بیشتری نسبت به کس دیگری داشته باشد. یعنی اگر مساوی بودند، خب حالا یک نفر ورعش را ما بررسی میکنیم، بیشتر است و یکی عادلتر است. اینجا از اونی که عادلتر است انسان تقلید میکند، از اونی که «اورع» است تقلید میکند.
**«و اذا تردد بین شخصین یحتمل اعلمیه احدهما تعیین تقلیده علی الاحوط»**
وقتی که مردد بود بین دو شخص، احتمال اعلمیت یکی از آن دو را بدهد، «معیناً». یعنی اینجا مردد بین دو نفر شده است، احتمال میدهد که یک نفر بیش از آن یکی، نه اینکه هرکدامش احتمال داده بشود. یعنی یک 10 درصدی بیشتر از دیگری مثلاً. یک نفر را من مثلاً 50 درصد احتمال اعلمیت برایش قائلم، یک نفر را 60 درصد. بین این دو نفر میدانم که این دو تا هر دو مرجعاند، ولی یک نفر احتمال 60 درصدی دارد، یک نفر احتمال 50 درصدی. یعنی حالا در قیاس این دو نفر با هم، یکی نسبت به دیگری «معیناً» فقط یکیشان، نه هردو. نه اینکه هم این را احتمال اعلمیت بدهم از یک جهات، هم آن را از جهات دیگر. نه، لزوماً یکیشان احتمال اعلمیت درش بیشتر است. حضرت امام میفرمایند که اینجا «علی الاحوط» دوباره احتیاط واجب بر این است که تقلید تعیین پیدا کند در این فردی که احتمال اعلمیتش را میدهد. یعنی مرجع الف و مرجع ب شکّی نیست، ولی من مرجع الف را یک مقدار احتمال بیشتر میدهم، یک مقدار احتمال. اینجا بنابر احتیاط واجب در نظر حضرت امام تعیین پیدا میکند تقلید از همین مرجع الف که انسان «معیناً» او را اعلم میداند، احتمال اعلمیتش را.
خب، این از متن "تحریر" حضرت امام. که حالا مسئلهاش را ما در رساله حضرت امام قبلاً خوانده بودیم و بحث اعلمیت و اینها را هم اشاره کرده که برخی قائل به اعلمیت بودند و نبودن، و اینها نکاتی بود که قبلاً عرض شد. حالا در نظر حضرت آقا هم که بحث اعلمیت را که تو ذهنمان هست، پرداختیم بهش و اشاره کردیم که ایشان اعلم هستند یا نیستند. حضرت آقا میفرمایند که تواناتر است و به عبارت دیگر کسی است که نسبت به سایر مراجع قدرت بیشتری برای استنباط احکام الهی داشته و بهتر بتواند احکام شرعی را از ادله استنباط کند و همچنین نسبت به اوضاع زمان خودش به مقداری که در تشخیص موضوعات احکام و ابراز نظر فقهی مؤثر است، آگاهتر باشد.
خب، حضرت آقا قائل به ایناند که بنابر احتیاط واجب باید اعلم باشد. ایشان هم حضرت امام را واجب میدانند. دلیلش را هم بنای عقلا و حکم عقل میدانند. خب، انسان بداند یک نفر واردتر است و دیگری مرجوح، یکی راجح و دیگری مرجوح است. یک نفر واردتر است. هر دو متخصص، توان دسترسی به هر دو هم دارد، توان تقلید از هر دو هم دارد. خب، عقل میگوید از اونی که واردتر است تقلید کند. میشود احتیاط واجب. حالا احتیاط واجب، فتوا به وجوب تقلید از اعلم بنابر احتیاط واجب، در آن مسائل کجاست؟ مال آنجایی که فتوای اعلم با فتوای غیر اعلم اختلاف دارد. آنجایی که اختلاف ندارند که ضرورتی نیست برای اینکه شما نظر آن کسی که کارشناستر است را گوش دهی. آنجایی که اختلاف هست، عقل میگوید نظر آن کسی که کارشناستر است را گوش بده. **«و بصرف احتمال عدم وجود شرایط معتبره فی الاعلم لا یجوز البناء و العمل به فی موارد الاختلاف بل یجب الاحتیاط»** یعنی صرف اینکه احتمال دهد که شرایط معتبر در اعلم این وجود ندارد (غیر اعلم است)، صرف احتمال اینکه احتمال میدهم اعلم همه شرایط را نداشته باشد، این دلیل نمیشود که بخواهیم برویم سراغ غیر اعلم. این هم از این مسئله.
**مسئله ششم:**
**«و اذا انحصر الاعلم فی شخصین و لم یتمکن من تعیین احدهما تعیّن الأخذ بالاحتیاط او العمل بأحوط القولین منهما علی الأحوط مع تمکّنه»**
حالا بین پنج تا مرجع تقلید، اعلمیت منحصر در دو نفر است. ما پنج تا مرجع تقلید داریم، ولی اعلمیت منحصر در دو نفر است. ولی معلوم نیست، یعنی نمیشود تعیین کرد که «الا و بلا» الف اعلم است یا «الا و بلا» ب اعلم است. تمکن از تعیین نداریم. در دسترس ما نیست. برایمان فراهم نیست. نمیتوانیم. راهش بسته است برای اینکه تشخیص دهیم کدامیک از اینها اعلم است. اینجا چهکار میکنیم؟ اینجا تعیّن پیدا میکند «اخذ به احتیاط». این هم باز دوباره: یا احتیاط، یا عمل به «احوط القولین». یعنی یا بین این دو نفر احتیاط کند یا آن قولی که مناسبتر است با احتیاط است. احتیاط بیشتر بین آن دو نفر، آن کسی که فتاوایش مناسبتر با احتیاط بیشتر تناسب با احتیاط دارد. پس یا بین این دو نفر احتیاط کند یا یکی از این دو را ازش تقلید بکند که او احتیاط بیشتری، به احتیاط نزدیکتر است، او احوط است.
خود این را که حضرت امام میفرمایند که اینجا یا احتیاط کند یا احوطالقولین را بگیرد، خود این دوباره فتوا نیست. خود این احتیاط وجوبی است. تازه همین هم باز باید تمکن برایش باشد. من تمکن از احتیاط داشته باشم، تمکن از اینکه احوطالقولین را بگیرم، داشته باشم. اگر تمکنش هست، بنابر احوط، همین کار را انجام بدهم. وقتی دو نفر بین این همه مجتهد، دو نفر منحصراً اینها همه میگویند اینها اعلمند. 50 درصد میگویند الف، 50 درصد میگویند ب. پس منحصراً یا الف اعلم است یا ب. من چهکار کنم؟ احتیاط کنم بین الف و ب یا چهکار کنم؟ آن فتوای الف یا ب که موافقتر است با احتیاط، همان را بگیرم؟ به شرط اینکه باز تمکن از اینها هم باشد. تازه همه اینها دوباره چی بود؟ احتیاط. **«فانه یتخیر بینهما»** اما اگر نشد، یعنی تمکن ما نداشتیم، اینجا مخیر بین دو تا میشود. یعنی من تمکن از احتیاط نداشتم یا تمکن از اینکه بفهمم کدامیک از این دو بزرگوار احوطالقولین دارد، قولش به احتیاط نزدیکتر است، تمکن از این نداشتم. فقط میدانم منحصراً یا الف اعلم است یا ب. نه میتوانم احتیاط کنم، نه بین این دو تا تشخیص دهم. اینجا باز دوباره مخیر میشوم. چه الف را، چه ب. کلاً از یکی از این دو تا تقلید بکنم، مشکلی نیست. این هم از این مسئله.
**مسئله هفتم: «یجب علی العامی تقلید الاعلم فان افتا بوجوده لا یجوز له تقلید غیره فی المسائل و ان افتا بجواز تقلید غیر الاعلم تخیر بین تقلیده و تقلید غیره»**
بر عامی واجب است. عامی یعنی کی؟ یعنی کسی که مجتهد نیست، غیر مجتهد است. بر عامی واجب است که از اعلم تقلید کند در مسئله وجوب تقلید اعلم. پس اگر **«فإن أفتی بوجوبه لا یجوز له تقلید غیره فی المسائل»** و اگر اعلم فتوا داد به این وجوب، یعنی وجوب تقلید از خودش، جایز نیست برای او تقلید از غیر اعلم در سایر مسائل. **«و أن أفتی بجواز تقلید غیر الأعلم تخیره بین تقلیده و تقلید غیره»**. دقیق و ظریف میفرمایند که اگر فقیه اعلم، حالا فرض بر این است که ما اعلم داریم و تمکن از شناخت او و تمکن از تقلید هم داریم. حالا عامی برای بحث اعلمیت از اعلم تقلید کند. اگر اعلم گفت: "حتماً باید از اعلم تقلید کنی"، اینجا همین قول را، همین اعلم را عمل کند و از اعلم تقلید کند. اگر اعلم اجازه داد از غیر اعلم تقلید کردن، آنجا برود سراغ غیر اعلم. یعنی یک واسطه اعلم، خلاصه، بخورد. اگر رفت و آن اعلم اجازه نداد رجوع به غیر اعلم را، که باید همین آقای اعلم بماند. اگر اجازه داد، اینجا میتواند به غیر اعلم مراجعه بکند. خب، میتواند مراجعه بکند. امروز مخیر است بین اینکه همین از همین اعلم تقلید کند یا از غیر اعلم.
**«و لا یجوز له تقلید غیر الاعلم اذا افتی بعدم وجوب تقلید الاعلم»**
اگر آن آقای اعلم فتوا داد که شما فقط باید از اعلم تقلید کنی، این آقای عامی رفت از غیر اعلم تقلید کرد، این چه حکمی دارد؟ میفرمایند که این تقلید جایز نیست. اگر اعلم تقلید از غیر اعلم را جایز نمیدانست و عامی رفت از غیر اعلم تقلید کرد، تقلید او باطل است، تقلید او درست نیست، صحیح نیست، جایز نیست.
**«لو افتی بوجوب تقلید الاعلم یجوز الأخذ بقوله لکنه لا من جهه حجیّه قوله بل لکونه موافقاً للاحتیاط»**
بله، اگر غیر اعلم تقلید اعلم را واجب دانست، اینجا میشود به فتوایش عمل کرد. نه از این جهت که قول او حجیت دارد، بلکه از این جهت که فتوایش موافق با احتیاط است. پس تو همین یک مسئله فقط تقلیدش جایز است. تو همین یک مسئله وجوب تقلید اعلم. یعنی من آمدم از اعلم تقلید کردم، چرا؟ چون قبلاً از یک غیر اعلمی تقلید میکردم و آن غیر اعلم فتوا داد که باید از اعلم تقلید کنیم. این یکیاش تو تقلید برای من جایز است. خب، تو تقلید همین یکی برای من جایز است. یعنی قول این مجتهد غیر اعلم توی یکی حجت بود؟ نخیر، حجت نبود. اصلاً صلاحیت تقلید نداشت طبق این بیان. تا وقتیکه اعلم بود، غیر اعلم صلاحیت تقلید نداشت. حضرت امام قبلاً احتیاط واجب داده بودند، «احوط» فرموده بودند، ولی اینجا اصل مسئله را به یک نحوی برمیگردانند که "کانه" باید اعلمی که حالا متمکن است و دسترسی بهش هست و شرایط همه هست و اینها و شناخته شده از اعلمیتش محض این قیود را ما میفهمیم از فتوا، این اعلم باید واسطه بخورد در تقلید از غیر اعلم. درست است اصل تقلید از او «علی الأحوط» است، ولی برای تقلید از غیر اعلم در صورتی که تمکن از اعلم باشد و اعلم جایز نداند، گیر پیدا میکند. ما در تقلید از اعلم احتیاط واجب دادیم. تقلید از غیر اعلم جایز است یا جایز نیست؟ درش حرف است. اگر اعلم متمکن از تقلید از غیر اعلم نبودیم یا بودیم، اعلم جایز دانست تقلید از غیر اعلم را و ما رفتیم سراغ غیر اعلم، حالا اشکال ندارد تقلید از آن طرف. من اگر از غیر اعلم تقلید کردم در همین که او گفته برو از اعلم تقلید کن، تو همین یک مسئله ازش تقلید کردن، این یک مسئله که تقلید کردن درست است. بله، چرا؟ چون قول این غیر اعلم حجت بود؟ نخیر. از جهت اینکه کلام او موافق با احتیاط است. یعنی در واقع ما به قول آن مجتهد عمل نکردیم، به احتیاط عمل کردیم. پس غیر اعلم صلاحیت تقلید نداشت؟ صلاحیت تقلید داشت. از این باب بود که ما به احتیاط عمل کردیم. این هم مسئله هفتم.
**مسئله هشتم: «اذا کان المجتهدان متساویین فی العلم یتخیر العامی فیرجع الی ایهما کما یجوز له التبعیض فی المسائل و اخذ بعضها من احدهما و بعضها من الآخر»**
مسئله هشتم این است که میفرمایند وقتی دو تا مجتهد در علم مساوی باشند، اینجا عامی مخیر است در رجوع به هرکدامشان که مساویاند، به هرکدام از این دو تا که خواست میتواند عامی مراجعه کند. همانجور که برایش تبعیض در مسائل جایز است. حضرت امام تبعیض در مسائل را جایز میدانند. یعنی میشود بعضی مسائل را از یک فقیه تقلید کرد، وقتی که هر دو مساویاند. خب، ما الان دو تا مساوی داریم. خب، اینجا چهکار میکنیم؟ من میتوانم یک سری ابواب را از این آقا تقلید کنم، یک سری ابواب را هم از آن آقا. همانجور که میشود کلاً مخیّر که کلاً از این آقا تقلید کنم یا کلاً از آن آقا تقلید کنم. مخیّرم که جزءاً از این آقا تقلید کنم و جزءاً از او تقلید کنم. یعنی هم میتوانم صد درصد مسائل را از این آقا تقلید کنم و میتوانم صد درصد مسائل را از آن آقا. و میتوانم 50 درصد از این تقلید کنم، 50 درصد از آن. میتوانم 60 درصد از این، 40 درصد؛ 70 از این، 30 از او. در هر صورت، بین دو تا مساوی، من مخیّرم هرکدام را خواستم اخذ کنم. تبعیض در مسائل اشکالی ندارد. بعضی را از یکی بگیرم، بعضی را از دیگری. این هم از این نکته که نکته خیلی مهم و خوبی بود. پس در نظر امام جایز است. مگر اینکه امام را مثلاً مساوی با مجتهد دیگر دانستیم. یعنی اول امام را تقلید میکردیم، بعد دیدیم که مجتهد دیگری هم هست در حد امام، مساوی با امام. اینجا من میتوانم بعضی مسائل را از امام بگیرم، بعضی مسائل را از غیر، از همان شخص دیگری که مساوی با امام میدانم.
ولی خب، نمیشود در یک باب؛ یعنی یک باب را دیگر از او باید تقلید کند. ظاهراً اینجور است، بعدها میرسد که عرض خواهیم کرد. خب، من مثلاً تو یک باب، هر مسئلهای دلم خواست دیگر تو یک مثلاً باب خمس، چهار تا مسئلهاش از این، چهار تا مسئله یا نه. کل باب را، باب خمس را از این آقا، باب صلات را از آن آقا. باب صلات را میتوانم 2000 تا مسئله که ما در باب صلات داریم 1600 تایش از یکی، 400 تا از یکی تقلید کنم یا نه. کل باب صلات را میشود از یکی، باب زکات از دیگری، باب خمس و دیگری. بابا، در موردش بیشتر صحبت بکنیم انشاءالله. بین دو تا فقیه مساوی، مجتهد مساوی، عامی مخیّر است که به هرکدامشان مراجعه کند و تبعیض هم اشکالی ندارد.
**مسئله نهم: «یجب علی العامی فی زمان الفحص عن المجتهد الاعلم ان یعمل بالاحتیاط»**
ما گفتیم باید فحص کند دیگر. تو این دوره فحص چهکار کنیم؟ مثلاً این آقا دارد یک هفته فرض کنید یک هفته دارد تحقیق میکند یا حداقل یک روز میخواهد از دو تا عادل بپرسد. حالا عرض میکنیم، روش به دست آوردن اینکه بفهمد که کسی صلاحیت تقلید دارد یا ندارد، راههایی دارد که حالا عرض خواهیم کرد. حالا مثلاً من از دو تا عادل دارم میپرسم. پیام دادم، به یک عادل دیگر پیام دادم. اینها تا فردا صبح باید جواب بدهند دیگر. مثلاً جوابم ندهند. من الان تا فردا صبح چهکار کنم؟ الان مجتهد ندارم، مقلد ندارم، از کی تقلید کنم؟ امام میفرمایند که اینجا تو این دوره فحص که دارد از مجتهد تفحص از مجتهد میکنیم که اصلاً مجتهد کیست. تفحص از اعلم میکنم. خب، مسئله اعلم را امام شرط دانستند دیگر، اگر خواست تقلید بکند باید اعلم واسطه بشود، وساطت بخورد به شرط اینکه اعلم خلاصه همان قیودی که عرض کردیم. حالا من دارم بحث میکنم، تو دوره فحص چهکار کنم؟ هنوز که مقلد ندارم، مرجع تقلید ندارم یا اعلم را نمیدانم کیست. واجب است که به احتیاط عمل کند. تو این دوره، اینجا دیگر احتیاط واجب است. تو دوره فحص دیگر احتیاط واجب است. تعیّن دارد. چون نه مقلد، نه مجتهد. راه سومش هم فقط منحصراً احتیاط است. چیز دیگری دیگر نیست. باید حتماً احتیاط کند.
**«و کذا فی فرض الفحص الثانی الاحتیاط فی فتاوی الذین یحتمل اعلمیتهم»**
خب، این خیلی. حالا یک وقت هست من مجتهدها را میشناسم، دارم تفحص از اعلم میکنم. خب، حالا چهکار کنم اینجا؟ خب راحتتر است. تفحص از مجتهد میکنم. یک وقت هست تفحص از اعلم میکنم. این دو تا تفاوت دارد. وقتی دارم تفحص از اعلم میکنم بین مجتهدینی که احتمال اعلمیتشان در فتوای اینها، احتیاط کنم. من مطلقاً احتیاط کنم. در مورد مجتهد، وقتی تفحص از مجتهد میکنم میتوانم، یعنی باید. لکن احتیاط، فرض بر این است که من الان مجتهدی نمیشناسم. کسی را نمیشناسم که صلاحیت مرجعیت داشته باشد. ولی در اعلمیت، من میشناسم کسانی که صلاحیت تقلید داشته باشند. احتمال اعلمیت هم میدهم. منحصراً هنوز اعلم را کشف نکردم. دارم تفحص میکنم. اینجا احتیاط من چی میشود؟ احتیاط من به این نحو میشود که باید بین فتوای همین کسایی که احتمال اعلمیتشان داده میشود، آنجا احتیاط بکنم و احوط اقوال را بگیرم. مثلاً یک نفر یک بار تسبیحات اربعه را واجب دانسته، یک نفر سه بار. من احتیاط بکنم در این اقوال. چهکار بکنم؟ آن سه بار را عمل بکنم. سه بار که عمل بکنم، خب بین این مجتهدین به فتوای همه عمل کردهام. همین بحثی که قبلاً در مورد احتیاط عرض کردیم. که مثلاً من اگر جانب حرمت را رعایت بکنم، کراهت را هم حتماً عمل کردهام و استحباب را هم مثلاً خلاصه چیزی فوت نشده، مشکلی برایم پیدا نشده یا وجوب را اگر عمل کردم، آن استحباب را حتماً عمل کردهام. بین دو نفری که یکی قائل به وجوب بوده، یکی قائل به اباحه. من آنی که واجب را عمل کردم، حتماً آن فتوای اباحه را هم دارم. در هر صورت آن جنبه احتیاط را ملاحظه بکند. اینکه عرض میشود در دوره تفحص احتیاط بکند، یعنی همین. تفحص از مجتهد، احتیاطش میشود همان آب. تفحص از اعلم، احتیاطش میشود بین همان مجتهدینی که احتمال اعلمیتشان داده میشود.
**مسئله دهم: «یجوز تقلید المفضول فی المسائل التی فتوایه فتو الاعلم فیها، بل فی ما لا یعلم تخالفهما فی الفتوی»**
این هم خیلی مهم است. بیانات رهبر معظم انقلاب هم، مقام معظم رهبری هم بود. ما "مفضول" هم کسی است که مورد فضیلت واقع شده، یعنی فاضلتر نیست. فاضل و مفضول است. او فاضلتر است، این میشود مفضول. حالا من از این مفضول، از غیر اعلم، میتوانم تقلید کنم؟ بله، کجاها؟ تو مسائلی که فتوای غیر اعلم با فتوای افضل تو آن مسائل موافق باشد. اگر مسائلی باشد غیر اعلم با اعلم تو مسائل حرفشان یکی است، اشکال ندارد. چون آن فتوای اعلم از من فوت نشده، از دستم نرفته، آن را هم من حیثیت کردم، آن را هم به دست آوردم، آن را هم از من فوت نشده. بلکه در آنجایی که اختلاف این دو تا در فتوا دانسته نمیشود هم اشکالی ندارد. این یعنی من هنوز علم ندارم که افضل و مفضول با هم تو این مسئله اختلاف داشته باشند. اگر میدانم با هم موافقاند، آنجا که حتماً جایز است. اگر علم به مخالفت ندارم، یعنی هنوز برایم یقین حاصل نشده که این دو، یعنی اعلم با غیر اعلم تو این مسئله اختلاف دارند. هنوز برایم علم حاصل، علم به اختلاف این دو تا حاصل نشده. اینجا هم میتوانم به فتوای غیر اعلم عمل بکنم و تقلید بکنم از غیر اعلم. اینجا هم جایز است. پس تقلید در غیر اعلم در این شرایط اشکالی میشود که عرض خواهد شد انشاءالله.
**مسئله یازدهم: «اذا لم یجد للعالم فی مسئله من المسائل یجوز الرجوع فی تلک المسأله الی غیره مع رعایت الاعلم فعلی الأحوط»**
میفرمایند که وقتی که اعلم در مسئلهای از مسائل فتوا نداشت. قبل از بیانات رهبر معظم انقلاب عرض شده دیگر. حالا داریم متن "تحریر" را میخوانیم و با سرعت پیش میرویم. در یک مسئلهای به هر دلیلی اعلم فتوا نداده است، من میتوانم در این مسئله به غیر اعلم مراجعه بکنم. بنابر احتیاط واجب باید دوباره تو همین «الاعلم فالاعلم» را رعایت بکنم. حضرت امام میفرمایند که تو همینجا هم احتیاط واجب این است که «الاعلم» رعایت بشود. اعلم تو این مسئله فتوا نداده. بعد از اعلم، یک اعلم درجه دو داریم، یک اعلم درجه سه داریم، یک اعلم درجه چهار داریم. من اعلم درجه یک را میدانم فتوا نداده. خب، برم حالا از اعلم درجه چهار تقلید کنم؟ نخیر.
**مسئله دوازدهم:**
که مسئله آخر امشب باشد، این را هم بخوانیم. **«من ليس له اهليّة الافتاء ثم التفت وجب عليه العدول و اذا قلد الاعلم ثم صار غيره اعلم منه علي الاحوط في المسائل التي يعلم تفصيلا مخالفتهما»**
این آقای مقلد از کسی تقلید کرد که او اهلیت فتوا نداشت. فکر میکرد صلاحیت دارد. یک مدت تقلید کرد، بعداً برایش روشن شد، التفات پیدا کرد که این آقا صلاحیت اهلیت فتوا ندارد، صلاحیت تقلید ندارد. اینجا عدول واجب است. باید عدول کند. "احوط" حالا من یک مدت از کسی تقلید میکردم، بعد مدتی فهمیدم او اعلم نبوده، اعلم از غیر اعلم بوده. بعداً برای من روشن شد. اینجا هم بنابر احتیاط واجب، این روی مسئله احتیاط واجب است. عدول به اعلم واجب است. واجبی که باید به اعلم برگردد.
**«اذا قلد الاعلم ثم صار غيره اعلم منه علي الاحوط في المسائل التي يعلم تفصيلا مخالفتهما في الرأي»**
این خیلی خوب است، خیلی جالب است. حالا من یک مدت از کسی تقلید میکردم که اعلم بود. حالا یک کسی آمد از این آقا زد جلو. خوب درس خواند، زحمت کشید، استاد دید، اینور و آنور تحقیقات فراوان شبانهروزی، یک غیر اعلمی آمد از این اعلم زد جلو. این غیر اعلم اعلم شد نسبت به این اعلم. یعنی مرجع الف اعلم بود، آقای ب که غیر اعلم بود، زحمت کشید، آمد شد اعلم نسبت به الف. از الف هم اعلم، از الف هم عالمتر. حالا اینجا بنابر «احوط» یعنی احتیاط واجب بر این است که در آن مسائلی که علم تفصیلی در مخالفت این دو تا را در آنها دارد، یعنی میداند علم تفصیلی، اجمالاً نه. ببینید، اجمالاً این که من میدانم در یک سری مسائل با هم اختلاف دارند، خب حتماً در یک سری مسائل اختلاف دارد. آن را کار نداریم. تفصیلاً میدانم در فلان مسئله، این آقایی که تازه اعلم شده با آن آقایی که قدیم اعلم بود، اختلاف دارد. امام میفرمایند احتیاط واجب بر این است که از این آقایی که تازه اعلم شده، تو این مسئلهای که علم تفصیلی داریم، تو این مسئله از این آقایی که تازه اعلم شده تقلید بکند به شرط اینکه علم تفصیلی داشته باشد.
خدا انشاءالله تکالیفمان را آشنا بفرماید. الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
در حال بارگذاری نظرات...