شرح کتاب تحریر الوسیله

جلسه ششم

00:48:57
60

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

مسئله سیزدهم در کتاب شریف «تحریر» حضرت امام رضوان الله علیه. عرض شد که چون خیلی از نکات را از مسائل قبلی گفتیم، سرعت بیشتری داریم. متن جلسه قبل ما تقریباً نُه مسئله را عرض کردیم. ان‌شاءالله در جلسه اول با سرعت، مسائل بیشتری را عرض خواهیم کرد و آخر بحث، دیگر مراجعه می‌کنیم به اختلاف‌های جزئی که بین امام و سایر مراجع هست، ان‌شاءالله بررسی خواهیم کرد.

**تقلید المیت ابتدائاً نعم یجوز البقاء علی تقلیده بعد تحققه بالعمل ببعض المسائل مطلقاً ولو فی المسائل التی لم یعمل بها علی الظاهر.**

تقلید از میت ابتدائاً جایز نیست، یعنی من ابتداً بروم الان از یکی از مراجع که از دنیا رفته تقلید کنم. بقا بر تقلید میت جایز است. از مجتهدی تقلید می‌کردیم و او از دنیا رفت. پس بقا و شرایط آن بعد از اینکه تحقق پیدا کند. در مورد تحقق تقلید نکته‌ای عرض شد، حالا ان‌شاءالله امروز هم اگر فرصت بشود، در مورد تحقق تقلید از رساله امام (ره) و دیگران نکاتی را عرض خواهم کرد که این هم مسئله خوبی است. تحقق تقلید یعنی چه و با مثال آن را حل می‌کنیم.

از بحث‌های خیلی خوب هم بقا بر تقلید میت، بعد از تحقق تقلید جایز است. به عمل به بعضی مسائل. تحقق آن یعنی چه؟ یعنی به بعضی از مسائل عمل کرده باشد. این می‌شود تحقق تقلید. مطلقاً جایز است از میت. پس بقا بر تقلید میت جایز است مطلقاً، ولو در مسائلی که قبلاً عمل نکرده. این هم نکته خیلی خوب. پس بر تقلید میت حتماً در آن چیزهایی که تا حالا از او تقلید می‌کردم، نه؛ چون تو در یک مسئله از این میت تقلید می‌کردی، هزار تا مسئله را تقلید نمی‌کردی، حالا که از دنیا رفت، می‌توانی حتی در این هزارتایی هم که از دنیا رفته، بعد از مرگش، در این هزار تا هم تقلید کنی، هیچ اشکالی نیست.

علی الظاهر، علی الظاهر جایز است. ظاهراً علی الظاهر اصطلاحی نیست که خیلی برای احتیاط واجب و اینها به کار رفته باشد، می‌شود فتوا استنباط کرد. به نظر می‌آید که بوی فتوا می‌دهد. علی الظاهر، نه دیگر، احتیاط مستحب فتوایی هست و احتیاطی هست. ولی اینجا اصلاً فتوایی نیست، یعنی کلاً یک تیکه است، همه را با همدیگر منوط به، مثلاً مقید به علی الظاهر کردن. حالا علی الظاهر خیلی احتیاط واجب نمی‌آید. همه را با همدیگر گفتند: "علی الاحوط واجب". همه متعلق بر "احوط" است. ولی اگر گفتند: "این مسئله این‌جور است، احتیاط این است که این‌جور بکند"، شما مخیر هستید بین اینکه به فتوا عمل کنید یا به احتیاط. احتیاط مستحب، مقلد مخیر است بین اینکه به فتوا عمل کند یا به احتیاط. مخیر بین این دو. ولی اگر احتیاط واجب شد، مخیر بین اینکه به این عمل کند یا به فتوای دیگری. خب این هم نکته مهم.

**و یجوز الرجوع الی الحی الاعلم و الرجوع احوط.**

این هم خیلی نکته است. علی الظاهر اینجا خیلی بوی احتیاط و این‌ها نمی‌دهد. بیشتر بوی فتوا می‌دهد. حالا اصطلاحی است که باید بررسی بشود، ببینیم در لسان علما معمولاً به چه نحوی ذکر شده. بنده حالا خیلی از این بوی احتیاط به مشامم نمی‌رسد. احساس می‌کنم که متمایل به فتواست. این "علی الظاهرش" از بابت مطلقش است، وگرنه اصلش که تویش هیچ بحثی نیست. تویش که فتواست، یعنی اصل بقای بر تقلید میت؛ اینکه اصلاً هیچ گیری تویش نیست. مطلق بودنش، یعنی حتی مسائلی که من تقلید نکردم، توی این همه. چون اختلافی نیست، توی این هم می‌شود تقلید کرد. توی همین هم می‌شود علی الظاهر. حالا شاید احتیاط باشد، ولی خیلی تمایلش به فتوا بیشتر است تا احتیاط.

و رجوع به حی اعلم هم جایز است. حالا مرجع من از دنیا رفت، من می‌توانم بعد از ایشان به اعلم مراجعه کنم؟ بله، جایز است. "الاحوط رجوعه" یعنی احتیاط مستحب رجوع به اعلم زنده است. یعنی فتوا به جواز، احتیاط مستحب به چیست؟ به رجوع احوط. رجوع. احوط رجوعه. بعد فتوا آمده بود. فتوا را داده بودند: "جان احوط، رجوع. الرجوع احوط." هیچ فرقی نمی‌کند. نکته مهم این است که فتوایی بیاید و ربط به آن فتوا داشته باشد. فتوا بیاید، بعداً مرتبط با همان فتوا، احتیاطی بخورد می‌شود احتیاط. ولی اگر از اول جمله ای بیاید، تویش نیست. همه را از اول بنیانش را گذاشتن روی احتیاط. احتیاط را اول جمله آورده باشند یا احتیاط آخر جمله. رجوع جایز است، احوط این است که رجوع؛ یعنی رجوع احوط است. خب، جواز فتوا بود، امام فتوایشان را دادند. شما می‌توانید یا به فتوا عمل کنید یا به احتیاط. احتیاط مستحب رجوع است، وگرنه اصلش جایز است. اگر اساس را بر احتیاط گذاشته باشند، می‌شود احتیاط.

**و لا یجوز بعد ذلک الرجوع الی فتاوی المیت ثانیاً علی الاحوط.**

می‌فرمایند که حالا اگر من رجوع کردم، یعنی مرجع من از دنیا رفت و حالا از این میت، حالا اینجا می‌توانم دوباره برگردم به فتوای میت؟ "علی الاحوط" رجوع جایز نیست. اینجا دیگر می‌شود چی؟ "علی الاحوط" اینجا دیگر رجوع جایز نیست. احتیاط واجب بر این است که نمی‌تواند.

**و لا الی حیِّ آخر کذلک الا الی اعلم من الأوّل.**

حالا من می‌توانم به یک حی دیگر مراجعه کنم؟ مرجع ما از دنیا رفت. من رفتم سراغ مرجع حی، مقلد او شدم. حالا به نظرم می‌رسد که بروم سراغ یکی دیگر. اولش است دیگر، تازه مرجع عوض می‌کنیم و اینها. نیست. اگر اعلم باشد، می‌شود رجوع کرد. آها، که اینجا باز دوباره و بنا بر احوط، واجب است. باز اینجا کل فتوا فتوایی نیست. همه را متعلق کردند بر احوط، یعنی احتیاط واجب این است که اصلاً بحث اعلم را بارها اشاره کردیم که امام رجوع، رجوع به، یعنی اگر من مرجع من از دنیا رفت، از مرجع دیگری تقلید کردم. مرجع دیگری هست که از اعلم از این مرجع الان باشد، بنا بر احتیاط واجب، همان اعلم کلاً امام بحث رجوع به اعلم را واجب می‌دانند. (جان؟ بله، بله، می‌تواند نروَد که به شرط آنکه مرجع دیگری باشد که فتوا داده باشد). این نکته مهمی است. وقتی احتیاط واجب دادند به این معنا نیستش که می‌توانی نرو‌ی، مخیری عمل کنی یا نکنی. نه، مخیری یا این را عمل کنی یا عمل به فتوای مرجع دیگری کنی، به شرط آنکه حالا باید بگردیم مرجع دیگر ببیند که فتوای خلاف این داده باشد یا ممکن است همه مراجع احتیاط واجب داده باشند. به همین دلیل خیلی مهم بود ها. دقت می‌طلبید.

احتیاط واجب که شد، یعنی کَشک. احتیاط واجب یعنی یا ایشان یا دیگری. خب، مثلاً بحث تراشیدن ریش. همه مراجع احتیاط واجب دادند به اینکه تراشیدنش حرام است. چه حرفی است؟ واجب دارد؟ مرجع دیگری سراغ داری که او جایز دانسته باشد، برو از او تقلید کن. دلت خواست عمل کن، دلت نخواست عمل نکن. نه، اصلاً به این معنا نیست. دلت خواست حرف من را گوش بده، دلت خواست یک کارشناس دیگر. اشاره. خیلی وقت توجه نمی‌شود متأسفانه.

**و یعتبر ان یکون البقاء بتقلید الحی.**

خود این بقا؛ من از مرجع تقلید می‌کردم، ایشان مرحوم شد. می‌خواهم بقا داشته باشم برای ایشان. خود بقا باید به واسطه مرجع حی. همین که از دنیا رفت، باید برود سراغ یک مرجع حی. آیت الله فلانی از دنیا رفتند. از دنیا می‌رود، تقلید می‌کنند دیگر. آقا، به محض اینکه ایشان از دنیا رفت، شما باید بروی سراغ یک مرجع حی. اگر آن حی اجازه داد، می‌توانی از همان میت تقلید کنی. اگر اجازه نداد، که از خودش باید تقلید کنی. یعنی باید سریعاً به محض اینکه مرجع شما از دنیا رفت، بروی سراغ مرجع حی. این خیلی نکته مهمی است ها. (تا فلان مرجع تقلید دنیا خبر فوت فلان مرجع "انا لله و انا الیه راجعون") فلان مرجع از دنیا رفت. همان‌جا شما باید نیت کنی. اگر هم سراغ نداری بعد ایشان الان و فلان اینها می‌شود دوران فحص که حالا جلسه قبل اشاره شد، در دوران فحص باید احتیاط شود. بعد از این: "آقا، کی اعلمه؟" حالا دو روز، سه روز وقت برد. تو این دو سه روز باید چکار کنم؟ باید احتیاط. نکات خیلی مهم، ریزه‌کاری‌ها. یک وقت‌هایی خودمان، بعد از من شیخ علی آقای صافی این جوری هست، بعد از خودشان مرجعی را معرفی می‌کنند. صاحب جواهر بعد از خودشان شیخ اعظم را معرفی کردند. این خیلی خوب است. ولی اگر نشد، خب حالا اگر مساوی بودند که باز آنجا هم احتیاج به بحث و اینها دارد که خب، مرجع از دنیا رفتند. باید بررسی شود. فرض، فلو **"بقیه علی تقلید المیت من دون الرجوع الی الحی لذی یفتی به جواز."**

یک جاهایی، جاهای پدر در بیار است در رساله‌ها که می‌خوانیم، از همین‌جاهاست. واقعاً من دوست دارم فایل‌های صوتی این جلسات به عموم مردم برسد. واقعاً دوست دارم که این بحث گوش داده بشود. واقعاً ما چیزی مهم‌تر از واجبات نداریم. خیلی ساده داریم می‌گوییم. بدون اصطلاحات و بدون فنی بودن. شفاف و روشن که این مسائل امام می‌فرمایند: "اگر کسی مرجع دنیا رفت، بدون واسطه مرجع حی از آن مرجع میت دارد تقلید می‌کند، این مثل کسی است که انگار تقلید نمی‌کند." چقدر مشکل پیدا می‌شود! چقدر مشکل! چون تو این بیست سالی که امام سی سالی که ما از دنیا رفتند، انگار تقلید نکرد. الان که فهمیدی، تقلید کنی، سی سال نمازها، غسل‌ها، وضوها، خمس‌ها، زکات. عرض خواهیم کرد که وقتی کسی تقلید نمی‌کرده، حالا رو به تقلید می‌آورد، احکام قبلی‌اش چه می‌شود. ان‌شاءالله می‌گوییم تو مسائل بعدی. خیلی اگر باقی بر تقلید میت بود، باقی بر تقلید میت بود بدون رجوع به زنده‌ای که فتوا به جواز آن دهد، آن چه بود؟ من بقای بر تقلید مثل کسی است که اصلاً تقلید نکرده. واقعاً تن آدم می‌لرزد اینجا. یکی از آن مسائل خیلی.

حالا مشکل این است که برخی از مراجع حی اصلاً جایز نمی‌دانند. یعنی مرجع قبل از آقای بروجردی از دنیا رفت. خب الان فقط یک مرجع شناخته شده اعلم، حسن قبول دارند آقای بروجردی. حالا من دارم بقای بر تقلید مرجع قبلیم می‌کنم در حالی که مرجع حیِ زنده اصلاً قبول ندارد. حالا چه اتفاقی می‌افتد؟ تقلید کرده‌ام. این سی سال کلاً اعمال باطل است. باطل. یک وقت شما بدون حی بوده، بعد سی سال می‌روی سراغ مرجع حی، اشکال ندارد. زنده بودن یکی از... خب این هم مسئله خیلی خوب. باید بگوییم به مردم. باید بگوییم مسائل و گفته... خب، مسئله چهاردهم.

حالا اینجاها یک سری نکات هست در مورد مرجع حی و فلان و اینها. یک نکته را عرض بکنم. یک نکته را از بحث‌های قبلی عرض بکنم، بعد بیاییم ببینیم بحث بقای بر تقلید میت چی فرمودند علما. یک بحث دیشب داشتیم از حضرت امام. حضرت امام فرموده بودند که تبعیض در مسائل اشکالی ندارد. دو تا رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: تبعیض تقلید، یعنی تقلید و قسمت قسمت کردن و در هر قسمت از احکام مجتهد آن قسمت تقلید کرده. خب ایشان می‌گویند که مجتهد آن قسمت ممکن است که یک کسی باشد در یک باب مجتهد. الان کار به جایی برسد که مثلاً ما ده تا مجتهد داریم، ده تا مجتهد مُتَجزّی. یک نفر تو صلات مجتهد است. بعید هم نیست تا چند سال دیگر کار به اینجا برسد، با این ضعف علمی که تو فضای حوزه داریم، متأسفانه بعید نیست تا چند سال دیگر کار به اینجا برسد. یک نفر مجتهد در صلات، یک نفر مجتهد در زکات است، یکی مجتهد در خمس است، یکی مجتهد در بیع است، یکی مجتهد. من اینجا تبعیض در تقلید می‌کنم.

اصلاً بحث اعلمیت دیگر نیست، بحث خودِ اصلِ اجتهاد. یک نفر توی صلات مجتهد است و در سایر ابواب اجتهاد ندارد. کار نکرده. بررسی تفصیل نکرده. قوه اجتهاد را که نمی‌شود بگوییم تو یک بابی اجتهاد دارد. تو قوه، وقتی می‌آیم یعنی می‌تواند استنباط کند، ولی این استنباطش بالقوّه است. بالفعل شدنش یک بحث دیگر است. وقتی که می‌آید ادله را بررسی می‌کند، ایشان آمده فقط ادله صلات را بررسی کرده، نرفته سراغ ادله سایر کتاب‌ها. بالفعل شدنش فقط کتاب نماز بوده. درست؟ اینجا یک نفر رو نماز مجتهد است. یک نفر توی بیع مجتهد است. یک نفر توی اجاره، یکی تو نکاح، یکی... من می‌آیم تا از هر کدام از این‌ها که تو آن کتابی که مجتهدند، تقلید می‌کنم. این می‌شود تبعیض در تقلید. رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: مقلد می‌تواند هر قسمت از احکام شرعی را از مجتهدی که تو آن قسمت تبحر و مهارت دارد. حالا بحث تبحر پیش می‌آید. مجتهدند، ولی یکی توی بابی تبحر بیشتری دارد. بیشتر کار کرده. کتاب خمسم مجتهد است، ولی سی سال روی کتاب صلات کار کرده. خب، یکی دیگر تو کتاب صلات هم مجتهد است، ولی سی سال روی کتاب خمس کار کرده. مثلاً عبادات را از مجتهدی، معاملات را از مجتهد دیگر تقلید کند یا احکام فردی را از یکی، احکام اجتماعی اقتصادی را از دیگری تقلید کند. بلکه اگر اعلمیت هر یک از مجتهدان در مسائلی که مکلف بنا دارد تو مسائل شرعی کند، محرز بشود، بنا بر احتیاط واجب، تبعیض در تقلید در صورت اختلاف فتوا در مسائل مورد نیاز مقلد واجب است. برای من محرز بشود که توی یک کتابی یکی اعلم است، تو یک کتاب دیگر یکی دیگر اعلم است و می‌دانم که این اختلاف فتوا با همدیگر دارند. اینجا بنا بر احتیاط واجب. بنا بر نظر رهبر معظم، بنابر احتیاط واجب من باید بروم از اعلم هر بابی تقلید کنم. این هم نکته. نظر امام مساوی به مساوی و اشکالی نداشت.

این مسئله سیزدهم چند تا نکته داشت. باید این‌ها را عرض بکنیم از فتاوای علما. نکته اول بحث تحقق تقلید. اصلاً تحقق تقلید یعنی چه؟ امام فرمودند که اگر کسی از مرجع میت تقلید کند و محقق بشود تقلیدش، این دیگر می‌تواند باقی بماند. من رساله بخرم. تو عروه مرحوم صاحب، همین قدر که رساله بخرید، محقق می‌شود. عمل باید بکند. تحقق تقلید یعنی چه؟ من همین قدر که تو دلم نیت کنم از فلانی تقلید بکنم، این می‌شود تحقق تقلید یا باید به یک مسئله عمل بکنیم؟ خب، این البته اختلافی است. نظرات مختلف پیرامونش هست. من فتوایی از حضرت امام را عرض بکنم و از این فتوا تا حدی مسئله برای ما روشن می‌شود. حالا خود این فتوا خیلی صریح در این مسئله نیست ولی تا حدی به ما کمک می‌کند. روشن می‌شود بحث تحقق تقلید و این‌ها. یعنی حضرت امام رضوان الله علیه می‌فرمایند که اول مسئله را می‌خوانم از رساله‌شان: "اگر مجتهد اعلم تو مسئله فتوا بدهد، مقلد او، مجتهد، مجتهد اعلم فتوا داده، من مقلد این آقا، یعنی کسی که ازش تقلید می‌کند، نمی‌تواند. من از این آقا تقلید می‌کنم. این آقا در یک مسئله فتوا، فتوا داده. من می‌توانم تو این مسئله بروم سراغ احتیاط. آنی که فلان طور عمل بشود. اگر احتیاط داد، احتیاط مستحب. فتوا داشت. احتیاط واجب داد: در رکعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه تسبیحات اربعه، یعنی سبحان الله و الحمدلله. و احتیاط داده، احتیاط واجب سه بار گفتن تسبیحات اربعه را. مقلد باید یا به این احتیاط که احتیاط واجب بهش می‌گویند عمل کند و سه مرتبه یا بنا بر احتیاط واجب فتوای مجتهدی که اعلم از مجتهد اعلم کمتر و از مجتهدهای دیگر بیشتره. یعنی مجتهد اعلم درجه دو، اعلم درجه یک، درجه دو، درجه سه، درجه چهار. امام می‌فرمایند که اگر مرجعی توی مسئله‌ای احتیاط داده بود، من می‌توانم به احتیاط او عمل کنم یا به احتیاط، یا به فتوای اعلم درجه دو عمل کند."

پس اگر او یک مرتبه گفتن رو کافی بداند، می‌تواند یک مرتبه بگوید. و همچنین اگر مجتهد اعلم بفرماید: "مسئله محل تأمل" یا "محل اشکال" خوب، محل تأمل یا محل اشکال هم این‌ها می‌شود چی؟ احتیاط. می‌شود محل تأمل. محل تأمل ایشان رو عمل کنی یا می‌توانی به مرجع دیگری. تأمل و محل اشکال مثل احتیاط واجب است. یک نکته: فتوا، احتیاط، علم. اگر فتوا داده، اگر احتیاط داده، یا احتیاط خودش را عمل کنیم، یا فتوای اعلم دوم. حالا امام در این بحث اعلم درجه دو البته احتیاط واجب داده بودند. تو خود این هم احتیاط واجب. یا به احتیاط اعلم عمل کند یا بنا بر احتیاط واجب به فتوای اعلم دوم. این یک نکته. ولی از این اعلم دوم، این اعلم دوم دیگر نباید احتیاط باشد. این باید فتوا باشد. یعنی اعلم دوم فتوا دادی، من مخیرم بین احتیاط اعلم اول و فتوای اعلم دوم. مسئله از رساله امام داریم. چند تا نکته را عرض می‌کنیم که بحث تحقق تقلید و بقا بر میت و این‌ها روشن شود. اگر مجتهد اعلم بعد از آن که در مسئله فتوا داده، احتیاط. مثلاً بفرمایید: "ظرف نجس را یک مرتبه تو آب کُر بشورم، پاک است. اگرچه احتیاط این است که سه مرتبه بشورم." من اول فتوا را داد. یک بار شستم، ظرف نجس پاک می‌شود. "احتیاط این است که سه بار بشورم." من اینجا مخیرم بین اینکه به فتوا عمل کنم یا به احتیاط خود آن مجتهد. دیگر نه مجتهد. من می‌توانم همین یکی عمل کنم یا سه بار را. درست شد؟ مقلدش نمی‌تواند تو آن مسئله فتوای مجتهد دیگری را رفتار کند، بلکه باید مستحب. یک قیدی می‌زنند حضرت امام آخر این بحث می‌فرمایند که: "نمی‌تواند از فتوای مجتهد دیگر تبعیت کند، مگر اینکه فتوای مجتهد نزدیک‌تر باشد به مجتهد من مرجع من احتیاط مستحب داده. من دیگر نمی‌توانم از مرجع دیگری تقلید کنم، مگر اینکه آن مرجع دیگر فتوایش بیشتر موافق با احتیاط باشد." یعنی اگر حرف او را گوش بدهم، حرف مرجع خودم هم گوش دادم. مثلاً بر فرض یک مجتهد دیگری هست گفته چهار، گفته هفت. من اگر هفت بار بشورم حتماً فتوای مجتهد خودم با احتیاط. دیگر اینجا می‌توانم به حرف او. نمی‌تواند تو احتیاط مستحب فتوای مرجع دیگر عمل بکند. فتوای مجتهد نزدیک‌تر به احتیاط باشد. خب، این هم مسئله.

مسئله بعد. پس اول اصلاً بحث فتوا روشن شد. اینی که می‌گوییم محقق بشود، می‌گوییم به فتوا عمل کند. نکته خیلی مهم. معلوم شد به فتوا عمل کنی یعنی چه. تحقق فتوا، تحقق تقلید به عمل به فتوا. اگر عمل به فتوا باشد، یعنی به فتوای واجب یک آقا تقلید کرده بودم، درست؟ من یک آقایی را تازه آمده بودم، می‌خواستم از ایشان تقلید کنم. تو یک مسئله احتیاط واجب ایشان رو عمل کردم. از آن کسی که تقلید از فتوا رو شرط می‌دونه، می‌گه اینجا تقلید محقق. ریزه‌کاری‌هاست ها. ریزه‌کاری‌های خیلی واقعاً. نه، چون من دارم عرض می‌کنم. بحث رساله‌خوانی از بحث‌های غریب است. در حالی که باید رساله خوانی باب باشد توی مساجد، توی حوزه‌های علمیه، رساله بخوانند. یعنی واقعاً عمل به این کتاب اخلاق، عرفان، همه‌چی هست. آدم اگر مقید باشد به اینکه رساله را بفهمد، دنیا آخرتش.

تقلید میت ابتدائاً جایز نیست. اینکه عرض کردیم از متن تحریر. حالا از... ولی بقای بر تقلید میت اشکالی ندارد و باید بقا بر تقلید میت به فتوای مجتهد زنده و کسی که در بعضی از مسائل به فتوای مجتهدی عمل کرده، بعد از مردن در همه مسائل ازش تقلید کند. من کتاب صلات رو تا حالا فقط این مرجع تقلید کرده بودم، مقلد او ولی بودم‌ها. مقلد تبعیضی نبودم. نصف این، نصف او. تو تبعیضی اگر باشد، مثلاً من یک باب از این آقا حل می‌کردم، یک بار از یک کسی دیگر، آن حالا از دنیا رفت. آقایی که کتاب صلات ازش تقلید می‌کردم، از دنیا رفت. حالا من می‌توانم همه رو بیایم بروم از ایشان. کتاب صلات، در صلات، در کتاب صلات از ایشان تقلید. ولی عرض کنم که رجوع بکنم، یا باید بر همین کتاب صلاتم یک مجتهد دیگری پیدا کنم، اعلم پیدا کنم و اینها بعد از ایشان. ریزه‌کاری است که حالا تو بحث باید دقت. حالا من باید تقلید کردم. گفتند: "ولو یک مسئله تقلید کردن، دیگر بعد از مرگ رو همش تقلید بکنم." لزومی ندارد که این حتماً آن‌هایی که تا حالا عمل کرده. قید زدن: "هر کدام که تو دوران حیات آقا تقلید کرده، بعد از مرگ می‌تواند باقی باشد." نه، چون اصل تقلید اگر محقق شده باشد که گفتیم اصل تقلید محقق شدنش به عمل به فتواست. اصل تقلید اگر محقق شده باشد، می‌تواند برایش باقی بماند و در همه مسائل ازش تقلید بکند. تقدیر، حتی یکی از بله، یک فتوا عمل کند. قرار شد که ما نظر برخی بزرگان را اینجا عرض بکنیم، اختلاف آرا، رهبر معظم انقلاب و برخی مراجع دیگر.

حالا یک عبارت از رهبر معظم انقلاب عرض بکنم که این خیلی خوب است. قیمتی است در مورد همین فرق فتوا و احتیاط. ایشان می‌فرمایند که عبارت‌های "فیه اشکال"، "احتیاط"، "فیه اشکال"، "مشکلون"، "لا یخلو من اشکال" این‌ها همه دلالت بر احتیاط دارد. ولی عبارت "لا اشکال فیه"، "لا اشکال فیه" دلالت بر فتوا دارد. "لاشکال" دلالت بر فتوای صحیح است. این نکته خوب از رهبر معظم. به نظر می‌آید که بله، آقایان همه همین "جایز نیست" و "حرام است" هم با همدیگر فرقی و "حرام است".

حالا من فتوای آقای سیستانی رو بخونم و آیت بهجت. تو جلسه‌ای بود ما سراغ سایر فقها. افتاده تو سرازیری، سراشیبی آخرش است و تقلید ان‌شاءالله تا دو سه جلسه، کتاب طهارت اصطلاح. "اگه مجتهدی که انسان ازش تقلید می‌کند دنیا بره، حکم بعد فوت او حکم زنده بودنشه. بنابراین اگه اعلم از مجتهد زنده باشه باید با علم به اختلاف در مسائل محل ابتلا ولو اجمالاً بر تقلیدش باقی بمونه." از دنیا رفت. خب، الان حکم تقلید بعد از مرگ این آقا، حکم تقلید قبل از مرگ تفاوتی ندارد. حالا آن آقایی که از دنیا رفته، از این مرجع مراجع زنده یا مرجع زنده اعلم است و من می‌دانم که این‌ها اختلاف با همدیگر دارند. اجمالی باشد، یعنی اجمالاً می‌دانم بالاخره تو یکی دو تا مسئله که اختلاف دارن با همدیگر. اینجا باید چکار بکنم؟ باید از همان مرجع میت تقلید کنم. اعلم از اینه. اینجا ذکر نکردم. آن‌هایی که نظر ایشان، همه که اینو نگفتن، نظر ایشان است. باشد. از خودمان تقلید می‌کنیم. بلکه واجب است قبول کند. یعنی چی؟ یعنی که مثل من فرض کنید بحث سر این است که الان امام که مرجع میت هستند و مراجع حی، کی اعلم است؟ نه تنها اشکال ندارد، بلکه اگر شما می‌دانید بین امام و این مراجع حی، حتی اگر اجمالاً بدونید که یک اختلافی تو یک سری مسائل هست، اینجا واجب است که از همان امام. امام بودم و شما بین امام و آقای سیستانی. امام از دنیا رفتند و الان آقای سیستانی مرجع. اگر شما ایشان را اعلم می‌دانستید که اصلاً نباید سراغ من بیایند دیگر. واسطه یا مثلاً آقای سیستانی بعد از ۱۲۰ سال از دنیا رفتند، مراجع دیگری هستند. ایشان فتوایشان بر این بود که اگر مرجعی اعلم است، شما بعد از این حتی اگر مراجع، یعنی اجازه هم نمی‌خواهند. خب، شما از میت تقلید کردید دیگر. یکی از مسائلی که تقلید کردید همین بوده. اگر مرجع شما اعلم است از مرجع میت، شما اعلم از مراجع حی هستید، از همان اعلم تقلید کنید. حالا استثنایی بر فرض از دنیا رفتند، مراجع بعدی همه پایین‌تر از آقای سیستانی بودند. من دیگر بدون اینکه بخواهم از کسی واسطه بخورد. خاصیتش اینجا است. میت زنده مهدی اعلم از دیگران. اینجا باید بر همان اعلم بماند. بعد پنج سال، اینجا دیگر به همین الان باید، جلسه قبل توضیح دادیم که اگر حتی شما از یک کسی از اعلم تقلید کردید، این آقا الان اعلم است. یک مجتهد دیگر آمد، زحمت کشید، زد جلو. امیرالمؤمنین مثلاً بهش عنایت کرد، یک شبه شده فلان شیخ اعظم. حالا اگر بین این مجتهد میت و مجتهد حی، این مجتهد حی اعلم از مجتهد میت، مجتهد زنده رجوع کرد. اگر اعلمیتی در بین آن‌ها معلوم نشود یا مساوی باشند، معلوم نیست کدام اعلمند، میت اعلم بوده یا مساوی‌اند. ایشانم شاگرد امام بود، ایشانم شاگرد امام بود. ایشانم شهید امام هشتم. تو یک حد ایران. مخیرم. عمل خودم با فتوای هر کدام تطبیق. مگر جایی که علم اجمالی یا قیام حجت اجمالی دارم بر تکلیف، مثل موارد اختلاف در قصر و تمام که بنا بر احتیاط واجب باید رعایت هر دو فتوا را بکند. مثلاً یک جایی آقا می‌گوید نماز شکسته بخوان. آقا می‌گوید نماز را کامل بخوان. هر دو هم مساوی‌اند. من چکار می‌کنم؟ احتیاط. مساوی به مساوی البته. می‌توانم من دیگر رجوع نکنم. وقتی مرجع قبولی طبق فتوای سیستانی وقتی مرجع قبلیم مساوی با این مرجع زنده، دیگر رجوع نمی‌خواهم. اعلم که هیچی. اعلم که واسه ایشان خیلی شفاف بود. در مورد مساوی مخیر. تازه حالا اینجا یک جمله ایشان دارند که خیلی مهم است. می‌فرمایند: "مراد از تقلید در صدر این مسئله تقلید محقق شدن تقلید چیست؟ صرف التزام به متابعت از فتوای مجتهد معین است. نه عمل کردن به دستور ایشان." حتی عمل به فتوا را هم لازم نمی‌داند. التزام به متابعت کافی است. "نیت کردم از این آقا تقلید کنم. رساله‌اش را خریدم." با خودم قصدش را. نظر آقای سیستانی به این است که صرف التزام به متابعت از فتوای مجتهد معین، یک نفر معین کردم، قصد دارم از ایشان تقلید کنم، کافی برای تقلید. حالا این آقا از دنیا رفت، من بعدش می‌توانم به همه مسائل ایشان عمل کنم. نه، عمل کردن به دستورشان.

آقا بهجت چی می‌فرمایند؟ آقای بهجت مسئله خیلی طول و دراز است. حالا من ده دقیقه بتوانم کلش را جمع بکنم، تمام بشود. حیات رو شرط می‌دانند. یعنی می‌گویند برای ابتدای تقلید باید از مجتهد زنده تقلید کرد. اما اگر مرجع در اینکه آیا می‌تواند بر تقلیدش باقی بماند یا باید با مشاهده زنده مراجعه کند، اختلاف پس اگر کسی در این مسئله مشترک با نظر خودش عمل می‌کند وگرنه طبق نظر مجتهد زنده اعلم عمل می‌کند. وقتی مرجعیت دنیا رفت، دیگر باید بروی سراغ مرجع زنده اعلم. این باقی بودن بر تقلید میت در مسائلی که آن‌ها تقلید عمل کرده است در صورتی که مجتهد از دنیا رفته با مجتهد زنده از نظر علمی مساوی باشند، بنا بر اقوا جایز است. این آقا از دنیا رفت، من از فتاوای ایشانم تقلید می‌کردم. آن آقای مجتهد میت با این مجتهد حی مساوی است. بنا بر اقوا جایز است. احوط، اقوا این‌ها همه دیگر، اصطلاحات احتیاط واجب. هرچند با اجازه مجتهد دیگر و تقلید باقی بوده و عمل کرده باشد. من از یک آقایی تقلید می‌کردم. او از دنیا رفت. به یک واسطه از آن آقای میت قبلی تقلید کردم. حالا این واسطه که مرجع حی من می‌شد، ایشانم از دنیا رفت. یعنی من از مرجع الف تقلید می‌کردم. بعداً به واسطه مرجع ب از مرجع الف تقلید. بعداً مرجع ب هم از دنیا رفت. من می‌توانم هنوز رو آن الفیه باشم؟ یعنی از ایشان چون تقلید می‌کردم، می‌توانم باشد. مشکلی به شرط آنکه مرجع حی مساوی باشد. اگر مجتهدی که از دنیا رفته اعلم باشد. میت اعلم بشود از حی، یعنی مرجع. یک مرجع داشتم از دنیا رفت، یک مرجع الان هست. حالا الف اعلم از ب. حالا الف اعلم از ب. چکار کنیم؟ واجب بر تقلیدش باقی بماند. آقای بهجت می‌فرمایند: واجب. و اگر مجتهد زنده بعداً اعلم شد. مرجع الف از دنیا رفت. بعد یک مرجع ب داریم. الف از ب اعلم است. من بر الف می‌مانم. یک آقای جیمی بعد ده سال آمد اعلم از الف شد. اگر مسائلی را از مجتهد میت یاد گرفته و بنا داشته عمل کند، چنانچه عمل نکرد، حالا من آقا از آن مرجع میت یاد گرفتم، حتی به فتوا عمل نکردم. یعنی این آقا می‌گفتش که مثلاً، یعنی گفتم: قصد دارم از این آقا تقلید کنم. عمل می‌کردم. اهل احتیاط نبودم. اهل تقوا، خدا، پیغمبر نبودم. الف. درست؟ اینجا همین است که من قصد داشتم و در قصد خودم، در نیتم، آن آقا رو مرجع خودم می‌دانستم. ولو یک شک در عمل کردن. اگر عمل نکرده یا شکی در عمل کردن دارد. یعنی یادم نمی‌آید به این عمل کردم یا نکردم. باز هم مهم نیست. اینجا نمی‌تواند در آن مسائل یاد گرفته و بنا داشته عمل کند. اگر عمل نکردی یا شک در عمل کردن داریم. عمل. یک شک دارد که وقتی که فهمید عملکرد یا نکرد، اینجا نمی‌تواند تو آن مسائل بر تقلید باقی بماند. عمل مسئله مهم است. حتی اگر شک هم بکند که عملکرد نکرده. باز باید برای اینکه عمل نکرده، اعلم باشد. این تفاوت. کی؟ ایشان عمل را شرط می‌داند، عمل را مایه تحقق تقلید می‌دانند. یعنی مجتهد الف نسبت به مجتهد ب اعلم بوده. من فتوای آن آقا رو می‌دانستم ولی عمل من اینجا دیگر باید از این مشاهده بکنم. تو این مسائلی که عمل نکرده‌ام. دایره حتی آن‌هایی هم که عمل نکرده تقلید تقلید کند. متفاوت، متفاوت عملکرد. تسمه، نه دیگر. عملکرد، عمل نکرده.

این مسئله رو تمام کنیم از فتوای آقای بهجت. "شخصی که مقلد مرجعی بوده و بعد از وفات او بر طبق نظر مرجع دیگری بر تقلید مانده، ولی در بعضی، بعضی از فتاوی حالا مثال می‌زنند، به مرجع دوم عدول کرد. بعد از وفات مرجع دوم در صورت بقا نمی‌تواند در این مسائل به مرجع اول برگردد." چی شد؟ من از مجتهد الف تقلید می‌کردم. از دنیا رفت. آمدم سراغ مجتهد ب. آقای مجتهد ب تو یک سری مسائل فتوایشان با مشاهده اول فرق می‌کرد. مثل چی؟ مثل بلاد کبیره، شب مهتاب، یا فلان کبیره. مثلاً برخی که در بلاد کبیره بحث وطن گرفتن در بلاد کبیر مثلاً شهری بزرگه، شما یک وطن بگیری. وقتی قائل بودند دیگر شما در تهران نیت کردی جنوب تهران باشی. ده روز جنوب تهران باشی. اگر تو این ده روز بری شرق تهران. بلاد کبیر این جوری. حالا بحث کبیر. حالا مرجع الف با مرجع ب. مرجع الف از دنیا رفت. من بروم سراغ مرجع ب. مرجع ب اختلاف با مرجع الف اختلاف داشت. تو این اختلاف من عدول کردم از الف به ب. حالا آقای ب از دنیا رفت. من می‌آیم سراغ مرجع جیم. می‌توانم تو آن اختلاف‌هایی که به ب رو کرده بودم، برگردم دوباره؟ حالا بعد از ب به الف نمی‌شود. روشن است. ولی می‌تواند به تقلید مرجع دوم باقی. مقلد الف بود. بعد بعد الف آمد سراغ ب. ب با الف اختلاف داشت. توی آن اختلافاتی که رجوع به ب کرد. رجوع به ب کرد. بعد از وفات ب تو آن اختلافاتی که رجوع کرده بود به ب، دیگر نمی‌تواند برگردد به کسی که مقلد مرجعی بوده و بعد از وفات او به فتوای مرجع دیگری بر تقلید اول باقی مانده. خب، دیگر فکر کنم وقتمان تمام شده دیگر. این تیکه از رساله آقای بهجت را باید بگذاریم برای نصف مسئله مانده. این را ان‌شاءالله یکشنبه. "کسی که مقلد مرجعی بوده..." یک خط گذاشتیم ما که بدانیم. تا اینجای مسئله بهجت خوانده بودیم. ان‌شاءالله جلسه بعد بحث می‌کنیم. حالا باز نکاتی هست دیدید لابلای مسائل در آمد که تقلید و محقق شدن تقلید یعنی چی. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب تحریر الوسیله