متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد فال طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
کتاب صلات را بحث میکردیم. این کتاب یازده فصل داشت. فصل اولش در اعداد صلات بود، خواندیم. فصل دوم در شروط صلات بود. شروط صلات هفت چیز بود: اولیاش وقت بود که خواندیم، خدا را شکر؛ دومیاش قبله بود که آن را الحمدالله خواندیم؛ سومیاش لباس نمازگزار بود (ستر عورت) که آن را هم خواندیم؛ و بحث چهارم درباره مکان نمازگزار است که امروز انشاءالله میخوانیم، بهحول و قوه الهی.
مکان نمازگزار چند بحث دارد: یکی تعریف خود مکان (یعنی چه مکان نمازگزار؟)؛ بعد این مکان نمازگزار چه شرایطی باید داشته باشد؟ شرط اولش این است که غصبی نباشد و احکام و علم و جهل به غصبی بودن را مطرح میکنیم. شرط دوم این است که خالی از نجاست باشد (این به چه نحو باید باشد؟) مطرح میشود انشاءالله. شرط سوم این است که محل سجده پاک باشد که این اخص از مکان نمازگزار میشود؛ مکان نمازگزار اعم و محل سجده اخص است و این یک حکم ویژهتری هم بر آن بار میشود.
به مناسبت محل سجده بحث مسجد را میکنند. خلاصه آخوندی اگر از مسجد یاد آن مسجد میافتد، از این مسجد به آن مسجد میزند و میرود تو بحث مسجد. احکام نماز خواندن در مسجد، فضیلت مساجد، درجه فضیلت اینها، و بحث درباره مسجد زن که حالا بحث میشود. مستحبات مسجد درباره ساخت مسجد، استحباب خود ساختن مسجد، درباره حکم وضوخانه و گلدسته و اینجور چیزها، مستحبات و مکروهات مسجد، نماز تحیت در مسجد (که کی مستحب است و چه جور مستحب است؟ کجا مکروه و محرمات مساجد که چه چیزهایی درباره مساجد حرام است؟) درباره اینها بحث میشود. مکروهات مساجد، درباره اینها هم یک بحث مبسوطی دارند.
بعد جاهایی که نماز خواندن در آن مکروه است (که این هم تقریباً ۱۸ مورد بحث میشود)؛ یک جاهایی هم که نماز خواندن در آن مکروه نیست، دربارهاش بحث میکنیم. جلو و عقب ایستادن مرد و زن، یا همردیف ایستادنشان در مکانشان، اینها بحث میشود انشاءالله.
بعد درباره اینکه سجده بر چه چیزی صحیح است، یک بحث اینجا داریم. احکام سجده بر معدن و احکام سجده بر کاغذ که حکم سجده بر کاغذ یکخورده بحث سختی است. به مقدار لایی میکشیم و از کنارش رد میشویم. اینجا دیگر بحث سجده بر کاغذ و کاغذی که توپ باشد، تویش چیزی نوشته باشد، درباره این هم بحث میشود و این بحث ما تمام میشود.
فصل پنجم هم طهارت بدن از حدث و خبث. این فصل را هم کامل میخوانیم با همدیگر چون یک خط بیشتر نیست، قبلاً بحث گذشته است. این فصل پنجم را هم کامل میخوانیم انشاءالله.
فصل چهارم، مکان نمازگزار چیست؟ مکان نمازگزار یک تعریف کلامی دارد، تعریف فلسفی دارد؛ ما با اینها کاری نداریم. «حجمی که ایستاده است» و نمیدانم کاری نداریم. «محدودهای که اشغال کرده طرف برای اینکه نماز بخواند». مکان نمازگزار، توی رکوع و سجده و پا شدن و نشستن و اینها، همه زیر و رو، بغل و بالا و پایین و دیگر بغل، نه خیلی بغل، «محدودهای که اشغال کرده ولو پایینتر از او باشد، بر چیزهایی تکیه دارد، بر چیزی تکیه دارد». اینها همه میگویند مکان نمازگزار. روی تخت دارد نماز میخواند، روی میز دارد نماز میخواند، چه میدانم، روی فرش دارد نماز میخواند، همه اینها. روی سجاده دارد نماز میخواند، تو مسجد دارد نماز میخواند. آن مقداری که اشغال کرده، این میشود مکان نمازگزار.
این غصبی نباید باشد. بچه دوساله را، به قول قرائتی میگوید، مرجع تقلید ۸۰ ساله اگر بیاید بچه دوساله را از جایش بلند کند، نماز ۸۰ ساله باطل است. غصبی میشود و خیلی هم، خیلی یعنی گاهی پیش میآید بزرگترها و اینها، مخصوصاً تو این نمازهایی که بالاخره یک جایگاهی، بهجت (که خب شاید اصفهان آمده باشند یادشان باشد) گاهی کل طبقه اول را پر کرده بودند، جا گرفته بودند. یعنی شما میآمدی، کل طبقه اول پر بود و میرفتی صاف بالا. خب بعضی بهزور خودشان را جا میکردند. «ما میخواهیم پشت آقا نماز بخوانیم.» از طرف شخصیت مشهوری بود، بهزور خلاصه، بله. این اینجا نماز غصبی است و باطل است. خودشان نروند. یعنی چه؟ اشکال اسم نمازی که پشت آنها. کنار هم دو سه دفعه رفتم، گفتم اول، دوم، سوم.
حالا اینکه تعیین شده باشد، یکخورده محل شبهه است؛ ولی اگر جا سپرده برایش بگیرند یا خودش گرفته، کفایت میکند. حالا اگر جاهل باشد به غصب، اگر حکمش را نمیداند یعنی میداند اینجا غصبی است، میدانی اینجایی که ایستاده غصبی است، نمیداند نماز را باطل میکند. «حسین من بچه کوچک را تو مسجد زدم کنار، جایش ایستادم نماز خواندم. میدانم غصبی است، جای یکی دیگر را گرفتم؛ ولی نمیدانم که نماز را باطل میکند.» گفتم: «حالا یک گناهی دارم انجام میدهم ولی باطل نمیکند، گناه دارم میکنم.» تکلیف نسبت به حکم شرعیاش یا نسبت به حکم وضعیاش جهل دارم. اینجا نماز من آقا چیست؟ باطل. ولو نمیدانم حرام است یا ولو میدانم حرام است، نمیدانم که باطل میکند. نماز اینجا خواندم نماز. ولی اگر ندانم که اینجا غصبی است، غصبی بودن اینجا را فراموش کردم یا حکم را فراموش کردم، اینجا نمازم اشکالی ندارد. لباس غصبی هم حکم مکان غصبی را دارد، ولو عبا باشد. ولی خب جوراب و عرقچین و اینها را گفتیم دیگر جزء لباس محسوب نمیشود.
تفصیلی اینجا اشاره کردند به اینکه اگر خارج از وقت حکم غصب یا اصل غصب یادش بیاید، نمازش صحیح است. داخل وقت اگر اعاده. حالا اگر من جای غصبی باشد ولی صاحبش اجازه بدهد یا اول خواندم بعدش اجازه داد یا همان اول اجازه داد، اینجا نمازم چیست؟ درست است، اشکالی ندارد. طبق نظر مشهور فقها، اگر مجبور شدم جای غصبی نماز بخوانم، نمازم دارد قضا میشود. مجبورم دیگر یک جای غصبی نماز بخوانم، گیر کردم در مکان غصبی، من را زندانی کردند توی مکان غصبی، یکی دیگر دست و پامان را بست. خب اینجا دیگر نماز خواندن اشکالی ندارد در جای غصبی.
شرط دوم مکان نمازگزار این است که خالی از نجاست باشد. چه جور نجاستی؟ نجاست سرایتکننده. این مکانی که من دارم نماز میخوانم، ولو این بچه قبلاً اینجا ادرار کرده، من میتوانم نماز بخوانم یا نه؟ خشک شده، آها. اگر سرایت نکند به بدنم یا به لباسم. آن لباس منظور وقتی میگوییم لباس، یعنی همان لباسی که در نماز شرط است دیگر. آن بخشهایی که جوراب و عرقچین و اینها اشکال ندارد. آن لباسهایی که در نماز باید پاک باشد و به بدن مطلقش، بدن دیگر هیچ جا بدن، ولو نوک مو هم باشد، این باید طاهر. خلاصه این نباید نجاست سرایت بکند به بدن و لباسی که من تو نماز باید پاک نگهش دارم. حالا اگر خشک بشود، سرایت نکند، نماز اشکالی ندارد.
یا سرایت کند ولی به میزان معفوه. یعنی خون تو مکان من ریخته. این خونی که ریخته از لباس من، از تن من ریخته. کف دستم خونی بوده، زدم محل نماز و مکان نمازم الان خونی شده، سجاده من خونی شده، ولی به اندازه درهم بغلی نیستش. بعضی درهم مقلّب. تنم نرسد مهم است دیگر. بله آفرین. اگر سرایت نکند که هیچی. اگر سرایت بکند ولی به اندازه معفوه، یعنی منظور درهم مقلّب نیست، اینجا هم نماز اشکالی ندارد. یا اگر به جایی برسد که نماز خواندن لباسی است که برای نماز اشکال ندارد نجس باشد، مثل جوراب، آن هم اشکالی ندارد.
شرط سوم اینکه محل سجده پاک باشد. این هم دیگر باز اختصاص. اینجا دیگر آن مقداری که پیشانی در حال سجده رویش گذاشته میشود، میخواهد نجاست سرایت بکند یا نکند. نجاستش خشک باشد، میخواهد نجاستش کم باشد یا زیاد باشد. مهر، مقدار خاکی که روی زمین شما داری سجده میکنی، میخواهد نجاستش عفو شده باشد یا نشده باشد. کالای پیشانیام را برای نماز خواندن آمدهام، باید چهکار کنیم؟ اینجا بحث، اگر میشود میتواند برود تا یک فضایی جابهجا شود، برود پیشانیاش را بشورد، نجاست را برطرف کند یا مهرش را عوض کند. بهنحوی که برای هر سجدهای هی مهر عوض کند، ۲۰ تا مهر داشته باشد، هی بزند. کارهای مختلف باید انجام بدهد.
درصد ما تو سجده هیچ مقدار عفو شدهای نداریم. محل سجده، خون خودش معفوه، وقتی الان که دارد سجده میکند این پاک است. پیشانی که پاک. برای سجده بعدی دیگر نجس شده. مهر بعدی. البته اینجا باز شاید محل بحث باشد که خود اصل مهرش، چون سجده بر او. ما بگیریم سجده بر اینجایی که الان تماس دارد، بر پیشانی منظور است یا مثل مکان نمازگزار، کل محدوده؟ این هم باز محل بحث میتواند باشد. ظاهراً مقداری که یعنی تبادر این دارد که مقداری که تماس دارد با پیشانی و طاهر باشد. بله، آن در واقع متصل به ...
به این مناسبت وارد بحث مسجد میشویم. قانون میگوید سوار بر کشتی میشوید و هم میشوید و اینها، بعد از آنجا میزند قرآن به داستان هسته نوح. گریز روضهخوانی خداست. حضرت نوح گفته و گریز زده، اسم کشتی آمده. میگوید خب کشتی گفتم یاد نوح افتادم. بگذار جناب شهید میگوید: «و الأفضل المسجد و تتفاوت فی الفضیلة.» یعنی طاهر المسجد و الأفضل المسجد. از آن مسجد به این مسجد. مسجد پاک باشد، افضل مسجد، مکان نمازگزار هم بهترین جایش این است که تو مسجد بخواند.
این مسجد حالا ما بگیریم که مسجد برای مردها فقط خوب است یا مسجد برای زنها و مردها خوب است؟ فقط برای این دو تا. مسجدشان فرق میکند. برای مرد همین مسجد بیرون است، برای زن مسجدش خانهاش است. بیا بگوییم مسجد یعنی فقط مال مردها که بگوییم نه، مسجد همان معنای گستردهاش را داشته باشد، برای زنان خانهشان، برای مردها بیرون. «مسجد المرأة قعر بیتها». یکی از دوستان نماز جماعت نمیآمد، میگفت میروم خانه نماز بخوانم. این روایت را خواندم به مسجد زن، قعر خانهاش. ته خانه. خلاصه برای زن خوب است که تو خانهاش نمازش را بخواند.
مساجد از جهت فضیلت یکسان نیستند. اینها تفاوت دارد. بهترین مسجد که تویش خیلی حالا این تفاوتش هم گاهی به خاطر این است که ذاتی است، گاهی به خاطر کثرت جمعیت است. جمعیت بیشتر است، ثوابش هم بیشتر میشود. مسجدالحرام پنج نفر هم که باشند، بر همه مساجد کره زمین اشراف دارد. ولی تو محل شما یک مسجد شلوغتر است، این افضل بر آن یکی مسجدی است که خلوت است. مسجدالحرام بزرگتر، یعنی بهتر است. بله، بله. مسجد جامع اصلاً اینجوری نیست که حالا مسجد جامع میرسیم. اینکه یک عنوان مسجد جامع داشته باشد نیست. بعضی فکر میکنند مثلاً برای اعتکاف اینجا مسجد جامع. بالا سرش زده مسجد شلوغ است، محل رفت و آمد زیاد مردم دائم در رفت و آمد. الان مسجد امام حسن عسکری قم، مسجد جامع نسبت به همین مسجد جامع خودمان، بیشتر جامع است تا اینجا. آن اَجمع است. بیشتر تردد رفت و آمد دارد. مسجد اعظم چهبسا از خود مسجد امام حسن عسکری دوباره اعظم باشد و اَجمع باشد، جامعتر است. آنجایی که بیشتر تردد دارد، آنجا میشود مسجد جامع. بعید نیست الان مسجد اعظم قم، افضل مساجد تو قم باشد. نماز خواندن درش ممکن است بالاترین مساجد.
مسجدالحرام، هر یک رکعتش معادل صد هزار رکعت نماز. بعدش مسجدالنبی، هر یک رکعتش معادل ۱۰ هزار رکعت نماز. بعدش مسجد کوفه و مسجد الاقصی. مسجد الاقصی را خدا از شر صهیونیست خبیث نجات بدهد. اینها هر یک رکعتش معادل ۱۰۰۰ رکعت نماز. بعدش مسجد جامع، ولو متعدد هم باشند توی شهر شما، معادل ۱۰۰ رکعت نماز. بعدش مسجد قبیله تو محله، هر یک رکعتش ۲۵ رکعت نماز. خب چون بعضی وقتها مسجد، مسجد غریب. خونش، مسجد کرد. ثواب دارد. یا یک بخشی از خانه خود را مسجد کرده. این هم ممکن است. نوشته میگوید آقا این تکه را صیغه خواندیم مسجد کردیم. تکه پشت باطل. نه دیگر. این دیگر احکام مسعود بر او بار میشود و باید رعایت، خلاصه. البته خب بهترش این است که مصلی آدم تو خانه داشته باشد، مسجد نداشته باشد. استحباب مثلث نمازخانه باشد، مسجد نباشد. و مسجد بازار، آخریاش است. ۱۲ رکعت، یک رکعت، ۱۲ رکعت. مسیر بازار خیلی ثوابش کم است. بله، آنجا هم در را...
حالا اینجا اشارهای نکرده تو لمعه به این. ظاهراً باید اولم باشم. مخصوصاً حرم سیدالشهدا رتبه اول، خود حضرت امیر بیست هزار، مسجدالحرام. خب یک نکته انحرافی. ثواب خواندن نماز در کعبه بیشتر است یا بیرون کعبه؟ تو خود کعبه شما نماز بخوانی یا بیرون کعبه؟ بیرون کعبه آبش بیشتر است. بیرون کعبه مسجدالحرام است. کعبه ملحق مسجدالحرام میشود. خود کعبه مسجدالحرام نیست. کعبه به ملحق مسجدالحرام میشود. این قسمتهای جدیدی هم که اضافه کردند، ملحق میشود. ثواب اصلی با خود مسجدالحرام است. بعدش جاهای ملحقی. وسط وسط. بیرون بیرون مسجدالحرام یعنی آنجا که طواف میکنند و آنجا که دورش میشود. از همین خودت از در کعبه که شما بیایی بیرون، ملحقات بهشت. الان تقریباً معلوم است. بله. حتی کوه صفا. البته این هم اختلافی است. برای زنهایی که مثلاً عادت میشوند، از کوه صفا به بعد مسجدالحرام. ولی خب زنها تا خود کوه صفا میتوانند. آنها که مانع برایشان پیش میآید، کاملاً مشخص است دیگر. به ستونها قشنگ زدند. نه، مسجدالحرام دیگر. میگویم طبق فتوای مراجع تا کوه صفا میتوانند. هتل که این هتل اصلاً میدانی کجاست؟ نرفته. شما یک بار بروید هتل یعنی حداقل یک کیلومتر فاصله دارد هتل آب خود فضای حرم مدینه. نه مدینه نزدیک. ولی مکه باید با اتوبوس بیایند و بروند. تونل رد میشوند. تونل آمدیم. مخصوص انگلیسی است. برج ساعت جا داده بودم بهش اشکالی ندارد مسجدالحرام. ولی خب بالاخره آن محدوده فضیلت دارد. هی فضیلتش کمتر میشود. هرچه بیرون میآید ملحقاتش محسوب. مشخص است. داخلش و بیرون.
مسجدالنبی تو خود مکه و مدینه که طبق نظر آقا و آقای سیستانی و اینها تو کل فضای مکه آمده میشود نماز را کامل خواند؛ فقط تو مسجد. برخی مثل آقای بهجت ظاهراً به اینکه مسجدالنبی فقط محدوده اصلیاش، مسجدالحرام محدوده اصلیاش آنجا میشود کامل. به ستونها زدند. تابلو دارد اینجا محدوده اصلی مسجد نبی. جاهای دیگر هم ملحقاتش است که حکمش را پیدا میکند ولی خب ثوابش کمتر است. اقسامش مسؤول اقصا میگویند به خاطر اینکه از مسجدالحرام دوره. مسجد الاقصی بهش مسجد جامع هم گفتیم. مسجدی که تویش نماز جمعه یا نماز جماعت برپا میشود. مسجد زن هم گفتیم که خانهاش است. این یک نکته قشنگ.
ثوابی که تو خانه به زن میدهند چقدر میشود؟ این فضیلت مساجد که عوض شد. آره. بر اساس کدامش میدهند؟ شما یا میتوانی بگویی که بر اساس افضل اینها میدهند، یعنی معادل مسجدالحرام بهش بدهند؛ یا معادل ادنای اینها بدهند، مسجد بازار. یا اینکه هر کدام که قصد داشته برود و نرفته تو خانه مانده، به همان اندازه بهش ثواب میدهند. میخواست نرود تو خانه، خواند. یا مسجد بازار برود، یا مسجد قبیله برود. بر اساس هر کدام از اینها عجیب هم هست. من جایی هنوز ندیدم که حضرت زهرا سلاماللهعلیها در نماز جماعت پیغمبر شرکت کرده باشد. این خیلی چیز عجیبی است. اقتدا بکنند. چهبسا و عجیبش این است که از آنور برعکسش را داریم که مثلاً نمازها را نبودند و بعد نماز پیغمبر میآمدند سر میزدند به حضرت زهرا یا مثلاً سؤالی گاهی میپرسیدند. مسجد نبودند، پای منبر نبودند یا وحی اگر میشد امام حسن مجتبی میآمد به مادر منتقل میکرد. سریع مادر: «همین الان این نازل شد.» تو مسجد بودیم خدمت پیغمبر میآمدند. بله. حتی دارد که اصحاب صفه که جایشان هم الان مشخص است که آمدند. وهابیت یکجور کرده کسی نتواند برود آنجا. فضیلت دارد آنجا. اتفاق ستون قرعه را خیلی علاقه وهابیت ما متأسفانه شیعیان میروند آنجا در حالی که بهترین جای مسجدالنبی که افضل از همه جایش است پشت در حضرت زهرا که ثوابش قابل قیاس به جاهای دیگر نیست.
پشت این منزل امیرالمؤمنین. از جای اصحاب صفه میشود که اینها وقتی که آمدند، جزء مهاجرین بودند، هیچی پول نداشتند، هیچی هم نان نداشتند، لباس هم نداشتند. حضرت به اینها یکخورده جا دادند تو که این بس که حتی گاهی در حد عورت پوشاندن هم لباس نداشتند. پیغمبر دستور داده بودند که نماز جماعت زنها با وقفه بلند شوند و بنشینند. یعنی زودتر از مردها بلند شوند، بیایند پایین. مردها بعدش بلند شوند، بیایند پایین. یا بعد مردها مثلاً ظاهراً که اینها نبینند بدن مردها را. پشت این زنها بودند تو آن مسجد و دو تا در گذاشتند پیغمبر برای ورودی زنها، مردها. و مدرسه را آوردند تو مسجد. این هم از نکات قشنگ مسجد. ما چیزهای عجیب و غریبی داریم، روایات عجیب و غریب و معرکه.
یکی از مستحباتش این است که شب باید چراغش روشن باشد. چراغ مسجد نباید خاموش باشد و اسراف هم نیست. در مورد اینکه یک ذره اگر شما غبارش را برداری، جهنم برایت حرام میشود. کد تمیز کردن مساجد. احکام، احکام فوقالعادهای است. خب کمتر هم گفته میشود. مسجد خیلی جایگاه ندارد تو فرهنگ اسلامی. آن که حرف اول را میزند مسجد است. الان مال ما حسینیه و هیئت است که حرف اول را میزند. مثل تو حاشیه است. مسجد مال پیرمرد و پیرزنها است و بروند آنجا. بله کم شده متأسفانه. بله. در، حالا در مورد مسجد جلوتر هم میگوییم تو دوران پیغمبر که اصلاً یعنی محور کل حیاتشان بود، زندگیشان بود. هر کاری داشتند مسجد. مشکلی دارند، گرفتاری دارند. هرچه، هرچه بوده از سر زدن بوده. کی حالش خوب است، کی حالش بد است، کی مریض شده، کی گرفتاری. مال همه را از تو مسجد میفهمیدند، سر میزدند. مسجد تأمین نمیشد. وقتی مسجد فرهنگ نباشد واتساپ. جالب است. الان مثلاً واتساپ و وایبر و اینها، اگر طرف بمیرد هیچکی نمیفهمد. درست است؟ وقتی با کسی از طریق وایبر در ارتباطی، از کجا میخواهی بفهمی که مرده؟ جواب مشکل معاشرت مجازی است دیگر. مسجد جوان. بعضی شب اول قبر تو قبر هم که بگذارند میگوید آقا وایرلس رمزش چیست؟
مصوبات مسجد. مستحبی که مسجد سقف نداشته باشد. زیر آسمان نماز بخواند مستحب مؤکد هم هست. یک گوشهاش را، یک تکهاش را اگر بخواهم الان نماد مسجد اسلامی مسجد امام حسن عسکری است. مسجد سقف ندارد. یک تکههایش فقط سقف دارد. گوشههایش شبستان عسکری خودمان که دستور امام حسن عسکری ساخته شد و قدیمیتر از جمکران هم هست. احمد بن اسحاق اشعری یا قمی، ایشان که در سرپل ذهاب هم دفن است، که از اصحاب خوب و خاص اهل بیت هم بوده، ایشان به دستور امام حسن عسکری مسجد را اینجا میسازد. البته از قدیمیتر مسجد امام مجتبی است. بله. در زمان حیات مجتبی میشود از سمت بهشت معصومه میآیی به سمت داخل قم، سمت چپتان حالا خیابانش قبل میدان امام میشود به این طرف عسکری. به نظرم جور اینکه دست امام زمان ظاهراً همین امام حسن مجتبی است. در صورت این مسجد مسجدی است که قواعد اسلامی خیلی رعایت شده. آره. یعنی مسجد سقف ندارد. یک گوشههایش سقف گذاشتن که مصوب هم همین است. برای اینکه از سرما و گرما اگر خواستند محافظت بکنند، جا زیر سقف باشد. کسی نماز، دستشوییاش بیرون است. بله. خداوکیلی مسجد خوبی هم هست.
مستحبی که وضو، دستشویی نزدیک به مسجد بشود نه داخل مسجد. اول تیتری مصوبات میگوییم بعد تک تکش را بحث. گلدسته را مستحب است که کنار دیوار متصل به مسجد بسازند نه داخل مسجد. مستحب پای راست وارد بشود، با پای چپ خارج بشوی. مستحب دعاهایی که از اهل بیت رسیده موقع ورود و خروج. مستحب هر وقت وارد مسجد میشود قبل از اینکه بنشینی نماز تحیت بخوانی. مستحب وارد مسجد که میخواهی بشوی کفشت را، عصایت را اینها را وارسی کنی کثافتی، نجاستی چیزی بهش... درباره اصل ساخت مسجد که گفتیم بدون سقف باشد. خود اصل ساخت مسجد مستحب است. خیلی هم سفارش شده. حتی به اندازه گفتند که: «من بنا مسجد بنى الله له بیتاً فی الجنة.» هرکی مسجد بسازد خدا یک خانه برایش تو بهشت میسازد. قطع به اندازه آشیانه مرغ هم اگر شما یک دانه مسجد بسازی، یک خانه برایت تو بهشت میسازد. میگوید آنجایی که میآید مرغ مینشیند برای تخمگذاری بکند و اینها، این را میگویند آشیانه مرغ. خلاصه یعنی انقدر کوچک هم که باشد، شما کوچک به عنوان مسجد بسازید، خدا برایت خانه تو بهشت میسازد.
ابوعبیده میگوید که ابوعبیده حزّا میگوید من در راه مکه بودم، داشتم چند تا سنگ مسجد صاف میکردم. «سویت به احجار بهجار مسجدا.» چند تا سنگ گذاشتم، میچیدم برای اینکه به عنوان اینکه مسجد باشد آنجا. ولی به اندازه یک نفر. یکنفره است. چهار نفره، پنج نفره. مسدودیت کوچک. اینها سنت. یعنی اینجور خیلی خوب است. تو بازارهای قدیم هم مثلاً اینجور جاهایی پیدا میشود. خیلی کوچک. بله، بله. تهران تو پامنار سمت بازارها پیدا میشود. مساجد خیلی کوچک. بله. من مکه و مدینه هم دارد. مکه را کمتر ولی مدینه اینجور زیاد است. اطرافش همهاش مساجد کوچک کوچک. چند تا سنگ را چیدم به نیت مسجد. امام صادق علیهالسلام رد میشوند، گفتم: «نرجو ان یکون هذا من ذاک.» امیدوار باشم که این هم به عنوان مسجد برایم بنویسند. حضرت فرمودند: «نه.» سنگ را گذاشته دورش چیده به عنوان مسجد ساخت.
صاحب خاصی هم ندارد، به شرط اینکه حالا شرایط خودش را داشته باشد. بشود آنجا. اگر زمین موات باشد بشود احیایش کرد و مسجدش کرد و اینها. خیلی خوب است بسازیم. یک تابلوی هم کاغذی چیزی بزنید و باشد. در کنار این مستحبات ساخت مسجد. در مورد میضات بود که گفتیم وضوخانه و دستشویی که هم از حدث هم از خبث. خب طهارت از حدث چیست آقا؟ طهارت از حدث وضو. طهارت از خبث دستشویی شستن از خبث. خودت را میشویی طهارت از خبث است. وضو میگیری برای اینکه طهارت چی باشد؟ طهارت از حدث. برای جفتش. برای جفتش. الان که توی این چیزهای مال مسجدالحرام و اینها، آنجاها کمتر سمت مسجد شجره و اینها بیشتر که هم طهارت از حدث دارند هم طهارت از خبث دارند. ولی مردهشور همهشان را ببرد با این یعنی کثافتکاری فاجعهآمیز نیست آنجا. خیلی کثیفاند. در هر صورت این مستحبی که داخل مسجد نباشد مص ظاهراً منظور: مستحب است. مستحب است داخل مسجد نباشد. یک مستحب است نزدیک در باشد. داخل مسجد که اصلاً حرام است. مگر باشد اگر برای خواص اینها باشد.
دستشویی ما بگوییم دستشویی و وضوخانه به جای حدث و خبث راحتتر است. دستشویی و وضوخانه مستحب کنار در مسجد باشد. نساختن میخواهند وضوخانهاش را بسازند. دربیاورند اینجا چهکار کنم؟ اینجا دستشویی را مطلقاً نمیشود داخل مسجد قرار داد. چه ضرر به مسجد برسد چه ضرر به مسجد نرسد. وضوخانه را میشود داخل مسجد قرار داد به شرط اینکه ضرر به مسجد نرسد. مسجد امام داخلش هست. آن پایین بکنند جایش را درست بکنند. وضو حرام. دستشویی که مطلقاً حرام است. ضرر برسد یا نرسد. دستشویی وسط مسجد که دستشویی نمیشود. مشکلات جاهایی پیدا میشود ها. دستشویی وسط یعنی تو محدودهای که مسجد صیغه مسجد خواندند، دستشویی ساخت. بله، حرام. میخواهد میگوید آقا ضرر که به مسجد نرساندند. یک جایی بغل خالی بود، زمین بود. ولی توی وضوخانه خالی. اگر ضرر نرسد اشکالی ندارد. حالا دیگر اگر ساخته نمیدانم. ظاهراً اگر با ضرر به مسجد برسد که خب شاید باز مشکل پیدا.
حکم ساختن گلدسته مسجد. ما برای مسجد گلدسته بسازیم. این چه حکمی دارد؟ این مستحب است که کنار دیوار مسجد شما بسازی. اگر هنوز مسجد نساختی، دیوار مسدود. اگر مسجد را ساختی، اینجا دیگر گلدسته تو مسجد، داخل مسجد ساختنش حرام است. مستحب هم هستش که این مناره از سطح دیوار مسجد بالاتر نرود. مناره بغل سطح دیوار باشد. یعنی امام زمان بیایند اولین جایی که خراب میکنند مسجد جمکران. جمکران متأسفانه فرهنگ وهابی بین ما جا افتاده. منارههای آنچنانی. بله. تق مقدس. آدمی که کجا پولش را... مسئول مسئول وقت سالگرد. امروز ظاهراً هفدهم رمضان است. سالگرد دستور ساخت مسجد جمکران. آقای لطیفی همکار کویتی ساخت. کویتی میلیارد هزینه میگفت ما آوردیم پیش آقای صافی. تا پیش آقای صافی هم آوردیم. آقای صافی گفت ببین شما این ۲ میلیارد ممکن است برود جای دیگر از جهنم ضرر. همین پیغمبر اکرم امیرالمؤمنین از دیوار.
درباره نقش تزیین مسجد صحبت میکنیم که به نحو مطلق حرام میدانند هر نحو تزیینی. حکم وارد شدن گفتیم با پای راست بیاید با پای چپ برود. برعکس دستشویی. و تعاهد، تعهد یعنی وارسی کردن، بررسی کردن کفش. تعاهد نعله. این را نعلش را بررسی بکند. چون تو روایت دارد: «تعاهدوا نعالکم عند ابواب مساجدکم.» تو مساجد داریم جلوی در مرتب و تر و تمیز و اینها. کفشش، آنی که شبیه کفش است مثل عصا و فلان و اینها. اینها را هم بررسی کن و بیا. حالا نماز داخل مسجد. حالا دعا را هم که گفتیم که موقع ورودش دعاهایی که وارد شده را خوب جلو در مساجد بزنند، دعای و مساجد، دعای خروج از مسجد. عرض کنم که تحیت تو مسجد. مسجد معمولی که خوب نماز خواندن است. تو مسجدالحرام طواف. نماز تحیت مسجدالحرام طواف. قبل اینکه بنشینی یک طواف کن. طواف هم یک دانه که نداریم که هفت تا هفت دور. هفت شوط باید باشد یک طواف محسوب بشود. یک دور بچرخیم بیایم بنشینیم. هفت شوط بچرخ یا طواف. این همان حکم نماز تو حرم. حرم حرم یعنی محدوده مکه. اینجا تحیتش به این است که با احرام وارد بشود. تو منا شما تو منا هر وقت میروی میآیی تحیتش به این است که رمی جمره کنی، یک چند تا سنگ بیندازی. مستحب است دیگر. تا سه نماز تحیت دو رکعت قبل از نشستن تو مسجد. هنوز که ننشستی میگویند حتی اراکی تو مسجد اعظم دارند درس میدهد. چون برای درس هم که میآمده هر وقت نماز خوانده بعد درس. هر چند بار هم که میروی از مسجد بیرون میآیی تو. ولو زیاد باشد و نزدیک به هم باشد. هر سری میروی بیرون میآیی تو دوباره یک نماز صحیح مستحب بخوان.
مسجد کوفه که خیلی قشنگ است میگوید: «و من دخله کان آمنا.» دعای حضرت نوح بود و خدا مستجاب کرد برایش. میگوید اگر هزار بار هم از در مسجد کوفه بروی بیرون بیای، خدا یک امنیت جدید، ثواب جدید برایت مینویسد: «من دخله کان...» هرکی آمد توش آمن باشد. نماز تحیت میشود نماز هر نماز مستحبی دیگری باشد. لزومی ندارد نماز واجب میتواند باشد. نماز نخواندن مسجد نرو. هر وقت آمدی تو نماز نخوانده نرو. قشنگش این است. ولی بهتر است که نماز تحیت جداگانه باشد. تداخل نکند با نماز مستحبیها، نماز واجب. ولی خب اگر شما نماز مستحبی دیگری هم بخوانی یا نماز واجب نماز تحیت را دارد. بهترش خود نماز مکروه است. امام جماعت نماز واجب شروع کرده اینجا مکروه است نماز تحیت بخواند. اگر وارد میشوی میبینی که اقامه را دارد میخواند امام جماعت برای اینکه نماز را شروع بکند، اینجا مکروه است. نماز جماعت نزدیک است یعنی آنقدری نزدیک است دیگر وقت نمیشود شما بخواهی نماز تحیت بخوانی. اینجا هم مکروه.
حالا اگر کسی بدون طهارت به مسجد وارد شد یا عذر دیگری دارد، اینجا نماز تحیت نمیتواند بخواند چهکار کند؟ ذکر بگوید. ذکر خدا. در مورد مساجد چند تا چیز حرام است. من محرمات مسجد را بگویم مکروهات مسجد را هم بگویم. یک توقف استراحت بعد دیگر بحثمان را انشاءالله باز بعدش تمام.
محرمات مسجد: زخرفکاری. اولین حرام مسجد نقش و نگار و زیور و زین. بله. نقش و نگار با طلا که یقیناً حرام است. یک عده گفتند با طلا و غیر آن هر نحو تزیین مسجد حرام است. تک تک من فقط فهرستش را بگویم بعد باز دوباره اشاره. دومیاش نقاشی کردن مسجد با عکس اشیای دارای روح. گل و بلبل و گلشکن و بلبل بکشند، گنجشک بکشند، پرنده پرنده گاهی میکشند توی فضای حرام است. اگر غیر روح، ارواح نباشد، از روح نباشد اینجا اشکالی ندارد. درخت، جنگل، چه میدانم. ولی روح اگر باشد شیر و ببر و فلان و پلنگ. نجس کردن مسجد و وسایل مسجد مثل فرش و اینها. این هم حرام است. ولی چیز نجس آوردن تو مسجد حرام نیست. پوشک تو پوشک هم نجاست مسجد حرام ولی اگر میدانی که این احتمال پس دادن دارد پس بده. شما فعل حرام انجام ندهی.
نجس بردن سنگریزههای مسجد. تو مسجد سنگ کوچولو برداریم ما خودمان ببریم. سنگهای کوچولو ریزه میزه. حالا بعضیها مهر میبرند. میآیند مسجد گوهرشاد. حاج آقا من گروهی گفتم یا امام رضا این مهر را میبرم قرآن حرم را ببرم. بله. متأسفانه نمیشود. آقا حرام است همهاش. خب این سنگریزه مسجد چگونه است که فرش مسجد حساب میشود؟ بردنش حرام است. اگر جزء زباله و خاکروبه مسجد محسوب میشود، بردنش مستحب هم هست. خاک مسجد هم حکم سنگریزه را دارد. این چهار تا محرمات مسجد بود. تک تک اینها را هم یک اشارهای بهش بکنیم. پس چه چیزهایی بود؟ زخرفکاری، نقش و نگار، نجس کردن، بردن سنگریزه.
اول زخرفکاری. ساخت، رسیدگی و زر و زیور و تجملات و اینها. شهید اول چند و چند جور فتوا دادند. چون کتاب لمعه گفتند که آقا فقط با طلا حرام است. تو کتاب ذکری گفتند طلا و غیر طلا حرام است. تو کتاب بیان گفته که اگر روح دارد حرام است. چارج چهار تا فتوای مختلف داده شهید اول. ولی خب شهید ثانی میفرماید که همان ما روحدار بگیریم بهتر است. این است که حالا میخواهد با طلا باشد یا با غیر طلا. چون دارای روحش همه جا حرام است. نقاشی دارای روح تو کتاب متاجر بهش میرسیم انشاءالله اشاره میکند به هر نحو که باشد. شکل شما روحدار را اگر بخواهی بکشی، این حرام است. نقاشیاش، مجسمهاش که دیگر هیچی. نقاشیاش هم حرام میداند شهید هم اول هم شهید ثانی. ولی خب مراجع فعلی نظرشان این نیست.
درباره سنگریزه مسجد جان. حالا من اگر سنگریزه از مسجد ببرم، برگرداندنش واجب فوری است به شرط اینکه حالا شما میتوانی به خودمان مسجد برگردانیم. میتوانی به یک مسجد دیگر ببریم. در یک صورت برگرداندن به همان مسجد واجب است اینکه این مسجد نیاز دارد، مسجد دیگری هم نیاز ندارد. من از مسجد الف بردم سنگریزه را، خاک و مهر و هرچی. باید سریع برگردانم به مسجد الف. مسجد ب اگر مسجد ب احتیاج دارد، میتوانم آنجا بدهم. اگر مسجد ب احتیاج، مسجد الف هم احتیاج دارد فقط الف را برگردانم. وسایل مسجد هم همینجور است. این هم از بحث محرمات مسجد.
مکروهات مسجد چند تا چیز هم هست که درباره مسجد مکروه است. تقریباً ۱۱ تا چیز میشود. مسجد بلند بسازند مکروه است. مستحبی که در حد متوسط ساختمانهای شهر باشد، همارتفاع بقیه باشد. بغل دیوارش رفته بالا. مساجد ما فکر کنم ندیده باشیم مسجد اسلامی تا حالا تقریباً که بخواهیم بگوییم مثل کدام مسجد. آن بخشی که مال دستور معصوم نبوده که این گنبد گلدسته و اینهایش خرابش کرده. دستور معصوم بوده واقعاً مسجد مانده. یعنی همسطح با بقیه شهر. آب دهان و آب بینی تو مسجد انداختن مکروه است. اگر این کار را کرد کفارهاش این است که دفنش کند، رویش خاک بریزد.
بلند کردن صدا بیش از حد معمول حتی برای قرائت قرآن. قاری قرآن بزند مکروه است. مناجات میگیرند داد میزنند. روضهخوانی اینها. شهید دستگاه رضوانالله علیه میفرماید که یکی رفت تو مسجد و سحر بود و مشغول عبادت شد. از پشتش صدایی میآید گفتش که کسی کلی گریه و زاری که برای اینکه این آدم برود بیرون بگوید که من سحر رفتم مسجد. این آقا را دیدم چقدر گریه، چه حال خوشی داشت. میگفت که نماز تمام شد کلی گریه جیغ داد شیون اصلاً دیگر غش و ضعف و اینها. گفت خاک بر سر کسی که کلی ریا کرد. برای صدا را بیش از حد معمول بالا بیاور ولو برای قرائت قرآن کراهت دارد.
شپش مسجد را بکش کراهت دارد. اگر این کار را کرد برایش خاک بریزد. صنعت مسجد. خادر مسجد. اینجا حرم امن الهی است. بله. از باب تمیزش خب فرق میکند. حکمش کلاً مطلق صنعت تو مسجد کار کردن. چیز درست کردن. الان کلاسهای آموزش نقاشی و خیاطی اینها را آوردند تو مساجد برای زنهای حائض. تغییر کاربری دادن خیلی عجیب. الان که طبقه پایینشان را اجاره میدهند چلوکبابیها. یک حالی میکنند پولدارها میروند پایین پولها میآیند بالا. نماز آخرالزمان است. مجتمعی باشد، یک ورزشگاه هم کنارش باشد. یک سال متأسفانه دیگر چه صنعتگری کلاً کراهت دارد تو مسجد. تراشیدن تیر هم که خب دیگر مصداق صنعتگری هم هست. این هم کتاب فروختن. شهید میفرماید که صنعت بلال عبارت ایشان را یک لحظه گم کردم. «و بری و نبل فی عمل صناعة.» حالا کتاب فروختن عمل صناعة محسوب نمیشود. یک کاری بکن. یک چیزی دارد درست میکند برای ساختن چیز. عرض کنم که ششمیش راه دادن بچهها و دیوانهها به مسجد. دیوانه مسجد بدی کراهت دارد. بچه تو مسجد بیاری کراهت دارد. فقط به شرط اینکه به طهارتش اطمینان. به طهارت اینها اطمینان نداشته باشد. یعنی هر لحظه ممکن است که خلاصه سیلی راه بیفتد زیرشان نجس بکنند. ممیز نباشند. طهارت از نجاست، نجاست را تشخیص ندهند و اینها. ولی اگر بچه ممیز است خودش میفهمد. بالغ نیست ولی میفهمد نجاست و طهارت. دستشویی داشته باشد میرود دستشویی نجس نمیکند. این چیزها حالیش میشود. نه تنها بد نیست بلکه بهتر هم هست. اصلاً ثواب دارد بچه را بیاوریم مسجد برای نماز باید عادت بکند. تمرینی عبادتش برای مسجد باید عادت بکند و تمرینی. ۷۰ سالگی مسجد نمیآید. مورد داشتیم این مسجد آمده یک پیرزن سرش داد زده الان ۳۰ ساله که مسجد آقا قضاوت تو مسجد مکروه است. قضاوت در مسجد مکروه. میخواهد تو این قضاوت جدال باشد یا نباشد. میخواهد قضاوتش همیشگی باشد یا اتفاقی. برخی گفتند که اگر همیشگی باشد کراهت دارد. اگر اتفاقی حالا آمد تو مسجد دو نفر آمدند گفتند که نظارت اشکالی ندارد. و اگر جایگاه درست کند برای خودش تو مسجد جایگاه قضاوت هم باشد این کراهت دارد. خب آقا مسجد دکة القضای حضرت امیر وسط مسجد هم گذاشتن و جایگاه قضاوت حضرت امیر. توجیه کردند گفتند که از ایشان اختصاصاً کراهت برداشته شده. توجیه منظور یک نوع خاصی از قضاوت که توش داد و بیداد و دعوا اینها باشد. مال حضرت داد و بیداد دعوا نبود کشکی. شهید ثانی میفرماید که اینجا بگوییم که آقا حضرت برای عبادت مسجد میآمدند. توجیه کرد. گاهی موردی مراجعه میشد برای قضاوت و اینها. ازت قضا. پس تو مسجد به قضاوت میکردند ظاهراً قضاوت در مسجد به این نحو کراهت نداشته باشد. شاید حتی شهود را میآوردند حتی آنجا عملیات پیاده میکردند تو آن دکة التشهد که ما تو یک روز ۸ بار این داستان را شنیدیم تو مسجد کوفه داشتیم نماز. ۸ سال کاروان آمدند داستان جدید در مورد آقای قاضی کلی یاد میگیریم چیزهای جدیدی که در تاریخ خلاصه. ظاهراً قضاوت در مسجد کراهت نداشته باشد. حالا از اینجور برداشت میشود. در صورت بقیه مکروهات مسجد.
آقا یک چیزی گم شده تو مسجد اعلام کنید. هم به نحو انشاد هم به نحو نشدان. انشاد بگو فلان چیز پیدا شده هرکی گم کرده بیاید بگیرد. نشدان بگو فلان چیز گم شده هرکی پیدا کرده بیاید بدهد. اینها تو مسجد اعلام کردنش کراهت دارد. آقا به ما میگویند محلهای عمومی اعلام کنید. اگر چیزی گم شده یا پیدا شده در مسجد بزنیم یا جلو در مسجد اعلام بکنیم. شعر خواندن در مسجد کراهت دارد. پیغمبر از این کار نهی کرده و فرمودند به این آدم بگویند: «فضل الله ف...» خلاصه خدا دهانت را خرد کند. پیغمبر از این کار نهی کرده ولی یک سری چیزها شعرهاش اشکال ندارد. اگر شعر موعظه موعظهای باشد عبرتانگیزی باشد. طرفداری قرآن میخواند یا لغتی را میخواهد تفسیر بکند. در این شعر این لغت اینجور ترجمه شده. این موعظه مثلاً در این شعر هست. اینها را گفتند تو مسجد اشکال ندارد. متن اهل بیت پیغمبر اکرم امام حسین. مراسم گفتند که اشکالی ندارد. این شعری که گفتم منظور شعرهای عرب است که توش موعظه و رحمت و اینها نبوده. بیشتر هم شعرهای س... بوده آن زمان اصلاً. خلاصه گر روزی رسد دستم به حبیبم و خلاصه اینها از اینجور حرفها.
یکی دیگر از کراهتهای مسجد صحبت کردن تو مسجد درباره حرفهای دنیوی. آقای یارانهها را ریختند. کی میریزند؟ امشب میریزند؟ ساعت ۱۲ فلان است؟ چیست؟ غرض اصلی مسجد منافات دارد. خانه تو اعتکاف خیلی مهم است. مکروهات مسجد و اینها تو اعتکاف باید اینها را گفت رعایت بکنند مردم. شعرهای چرت و پرت نخوان. حالا طرف مینشیند واتساپ اعتکاف کلاً تو واتساپ است. اعتکاف در واتساپ. صدای فیسبوک. ننشینند اینها اعتکاف تو فیسبوک است با غرض همه چی. خلاصه اینها بخش مکروهات مسجد. بحث بعدیمان مکروهات نماز. اگر غرض اخروی و منافع عباد در نظر گرفته بشود اشکالی ندارد. برای بحثهای جزئی خونریزی اگر تهمت اینها باشد که یقیناً حرام. بحث بیخود است. چرت و پرت است. بیثمری که لغو، ثمر دنیوی و اینها است. حرفهای دنیا است اینها کراهت. الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد فال طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
کتاب صلات را بحث میکردیم. این کتاب یازده فصل داشت. فصل اولش در اعداد صلات بود، خواندیم. فصل دوم در شروط صلات بود. شروط صلات هفت چیز بود: اولیاش وقت بود که خواندیم، خدا را شکر؛ دومیاش قبله بود که آن را الحمدالله خواندیم؛ سومیاش لباس نمازگزار بود (ستر عورت) که آن را هم خواندیم؛ و بحث چهارم درباره مکان نمازگزار است که امروز انشاءالله میخوانیم، بهحول و قوه الهی.
مکان نمازگزار چند بحث دارد: یکی تعریف خود مکان (یعنی چه مکان نمازگزار؟)؛ بعد این مکان نمازگزار چه شرایطی باید داشته باشد؟ شرط اولش این است که غصبی نباشد و احکام و علم و جهل به غصبی بودن را مطرح میکنیم. شرط دوم این است که خالی از نجاست باشد (این به چه نحو باید باشد؟) مطرح میشود انشاءالله. شرط سوم این است که محل سجده پاک باشد که این اخص از مکان نمازگزار میشود؛ مکان نمازگزار اعم و محل سجده اخص است و این یک حکم ویژهتری هم بر آن بار میشود.
به مناسبت محل سجده بحث مسجد را میکنند. خلاصه آخوندی اگر از مسجد یاد آن مسجد میافتد، از این مسجد به آن مسجد میزند و میرود تو بحث مسجد. احکام نماز خواندن در مسجد، فضیلت مساجد، درجه فضیلت اینها، و بحث درباره مسجد زن که حالا بحث میشود. مستحبات مسجد درباره ساخت مسجد، استحباب خود ساختن مسجد، درباره حکم وضوخانه و گلدسته و اینجور چیزها، مستحبات و مکروهات مسجد، نماز تحیت در مسجد (که کی مستحب است و چه جور مستحب است؟ کجا مکروه و محرمات مساجد که چه چیزهایی درباره مساجد حرام است؟) درباره اینها بحث میشود. مکروهات مساجد، درباره اینها هم یک بحث مبسوطی دارند.
بعد جاهایی که نماز خواندن در آن مکروه است (که این هم تقریباً ۱۸ مورد بحث میشود)؛ یک جاهایی هم که نماز خواندن در آن مکروه نیست، دربارهاش بحث میکنیم. جلو و عقب ایستادن مرد و زن، یا همردیف ایستادنشان در مکانشان، اینها بحث میشود انشاءالله.
بعد درباره اینکه سجده بر چه چیزی صحیح است، یک بحث اینجا داریم. احکام سجده بر معدن و احکام سجده بر کاغذ که حکم سجده بر کاغذ یکخورده بحث سختی است. به مقدار لایی میکشیم و از کنارش رد میشویم. اینجا دیگر بحث سجده بر کاغذ و کاغذی که توپ باشد، تویش چیزی نوشته باشد، درباره این هم بحث میشود و این بحث ما تمام میشود.
فصل پنجم هم طهارت بدن از حدث و خبث. این فصل را هم کامل میخوانیم با همدیگر چون یک خط بیشتر نیست، قبلاً بحث گذشته است. این فصل پنجم را هم کامل میخوانیم انشاءالله.
فصل چهارم، مکان نمازگزار چیست؟ مکان نمازگزار یک تعریف کلامی دارد، تعریف فلسفی دارد؛ ما با اینها کاری نداریم. «حجمی که ایستاده است» و نمیدانم کاری نداریم. «محدودهای که اشغال کرده طرف برای اینکه نماز بخواند». مکان نمازگزار، توی رکوع و سجده و پا شدن و نشستن و اینها، همه زیر و رو، بغل و بالا و پایین و دیگر بغل، نه خیلی بغل، «محدودهای که اشغال کرده ولو پایینتر از او باشد، بر چیزهایی تکیه دارد، بر چیزی تکیه دارد». اینها همه میگویند مکان نمازگزار. روی تخت دارد نماز میخواند، روی میز دارد نماز میخواند، چه میدانم، روی فرش دارد نماز میخواند، همه اینها. روی سجاده دارد نماز میخواند، تو مسجد دارد نماز میخواند. آن مقداری که اشغال کرده، این میشود مکان نمازگزار.
این غصبی نباید باشد. بچه دوساله را، به قول قرائتی میگوید، مرجع تقلید ۸۰ ساله اگر بیاید بچه دوساله را از جایش بلند کند، نماز ۸۰ ساله باطل است. غصبی میشود و خیلی هم، خیلی یعنی گاهی پیش میآید بزرگترها و اینها، مخصوصاً تو این نمازهایی که بالاخره یک جایگاهی، بهجت (که خب شاید اصفهان آمده باشند یادشان باشد) گاهی کل طبقه اول را پر کرده بودند، جا گرفته بودند. یعنی شما میآمدی، کل طبقه اول پر بود و میرفتی صاف بالا. خب بعضی بهزور خودشان را جا میکردند. «ما میخواهیم پشت آقا نماز بخوانیم.» از طرف شخصیت مشهوری بود، بهزور خلاصه، بله. این اینجا نماز غصبی است و باطل است. خودشان نروند. یعنی چه؟ اشکال اسم نمازی که پشت آنها. کنار هم دو سه دفعه رفتم، گفتم اول، دوم، سوم.
حالا اینکه تعیین شده باشد، یکخورده محل شبهه است؛ ولی اگر جا سپرده برایش بگیرند یا خودش گرفته، کفایت میکند. حالا اگر جاهل باشد به غصب، اگر حکمش را نمیداند یعنی میداند اینجا غصبی است، میدانی اینجایی که ایستاده غصبی است، نمیداند نماز را باطل میکند. «حسین من بچه کوچک را تو مسجد زدم کنار، جایش ایستادم نماز خواندم. میدانم غصبی است، جای یکی دیگر را گرفتم؛ ولی نمیدانم که نماز را باطل میکند.» گفتم: «حالا یک گناهی دارم انجام میدهم ولی باطل نمیکند، گناه دارم میکنم.» تکلیف نسبت به حکم شرعیاش یا نسبت به حکم وضعیاش جهل دارم. اینجا نماز من آقا چیست؟ باطل. ولو نمیدانم حرام است یا ولو میدانم حرام است، نمیدانم که باطل میکند. نماز اینجا خواندم نماز. ولی اگر ندانم که اینجا غصبی است، غصبی بودن اینجا را فراموش کردم یا حکم را فراموش کردم، اینجا نمازم اشکالی ندارد. لباس غصبی هم حکم مکان غصبی را دارد، ولو عبا باشد. ولی خب جوراب و عرقچین و اینها را گفتیم دیگر جزء لباس محسوب نمیشود.
تفصیلی اینجا اشاره کردند به اینکه اگر خارج از وقت حکم غصب یا اصل غصب یادش بیاید، نمازش صحیح است. داخل وقت اگر اعاده. حالا اگر من جای غصبی باشد ولی صاحبش اجازه بدهد یا اول خواندم بعدش اجازه داد یا همان اول اجازه داد، اینجا نمازم چیست؟ درست است، اشکالی ندارد. طبق نظر مشهور فقها، اگر مجبور شدم جای غصبی نماز بخوانم، نمازم دارد قضا میشود. مجبورم دیگر یک جای غصبی نماز بخوانم، گیر کردم در مکان غصبی، من را زندانی کردند توی مکان غصبی، یکی دیگر دست و پامان را بست. خب اینجا دیگر نماز خواندن اشکالی ندارد در جای غصبی.
شرط دوم مکان نمازگزار این است که خالی از نجاست باشد. چه جور نجاستی؟ نجاست سرایتکننده. این مکانی که من دارم نماز میخوانم، ولو این بچه قبلاً اینجا ادرار کرده، من میتوانم نماز بخوانم یا نه؟ خشک شده، آها. اگر سرایت نکند به بدنم یا به لباسم. آن لباس منظور وقتی میگوییم لباس، یعنی همان لباسی که در نماز شرط است دیگر. آن بخشهایی که جوراب و عرقچین و اینها اشکال ندارد. آن لباسهایی که در نماز باید پاک باشد و به بدن مطلقش، بدن دیگر هیچ جا بدن، ولو نوک مو هم باشد، این باید طاهر. خلاصه این نباید نجاست سرایت بکند به بدن و لباسی که من تو نماز باید پاک نگهش دارم. حالا اگر خشک بشود، سرایت نکند، نماز اشکالی ندارد.
یا سرایت کند ولی به میزان معفوه. یعنی خون تو مکان من ریخته. این خونی که ریخته از لباس من، از تن من ریخته. کف دستم خونی بوده، زدم محل نماز و مکان نمازم الان خونی شده، سجاده من خونی شده، ولی به اندازه درهم بغلی نیستش. بعضی درهم مقلّب. تنم نرسد مهم است دیگر. بله آفرین. اگر سرایت نکند که هیچی. اگر سرایت بکند ولی به اندازه معفوه، یعنی منظور درهم مقلّب نیست، اینجا هم نماز اشکالی ندارد. یا اگر به جایی برسد که نماز خواندن لباسی است که برای نماز اشکال ندارد نجس باشد، مثل جوراب، آن هم اشکالی ندارد.
شرط سوم اینکه محل سجده پاک باشد. این هم دیگر باز اختصاص. اینجا دیگر آن مقداری که پیشانی در حال سجده رویش گذاشته میشود، میخواهد نجاست سرایت بکند یا نکند. نجاستش خشک باشد، میخواهد نجاستش کم باشد یا زیاد باشد. مهر، مقدار خاکی که روی زمین شما داری سجده میکنی، میخواهد نجاستش عفو شده باشد یا نشده باشد. کالای پیشانیام را برای نماز خواندن آمدهام، باید چهکار کنیم؟ اینجا بحث، اگر میشود میتواند برود تا یک فضایی جابهجا شود، برود پیشانیاش را بشورد، نجاست را برطرف کند یا مهرش را عوض کند. بهنحوی که برای هر سجدهای هی مهر عوض کند، ۲۰ تا مهر داشته باشد، هی بزند. کارهای مختلف باید انجام بدهد.
درصد ما تو سجده هیچ مقدار عفو شدهای نداریم. محل سجده، خون خودش معفوه، وقتی الان که دارد سجده میکند این پاک است. پیشانی که پاک. برای سجده بعدی دیگر نجس شده. مهر بعدی. البته اینجا باز شاید محل بحث باشد که خود اصل مهرش، چون سجده بر او. ما بگیریم سجده بر اینجایی که الان تماس دارد، بر پیشانی منظور است یا مثل مکان نمازگزار، کل محدوده؟ این هم باز محل بحث میتواند باشد. ظاهراً مقداری که یعنی تبادر این دارد که مقداری که تماس دارد با پیشانی و طاهر باشد. بله، آن در واقع متصل به ...
به این مناسبت وارد بحث مسجد میشویم. قانون میگوید سوار بر کشتی میشوید و هم میشوید و اینها، بعد از آنجا میزند قرآن به داستان هسته نوح. گریز روضهخوانی خداست. حضرت نوح گفته و گریز زده، اسم کشتی آمده. میگوید خب کشتی گفتم یاد نوح افتادم. بگذار جناب شهید میگوید: «و الأفضل المسجد و تتفاوت فی الفضیلة.» یعنی طاهر المسجد و الأفضل المسجد. از آن مسجد به این مسجد. مسجد پاک باشد، افضل مسجد، مکان نمازگزار هم بهترین جایش این است که تو مسجد بخواند.
این مسجد حالا ما بگیریم که مسجد برای مردها فقط خوب است یا مسجد برای زنها و مردها خوب است؟ فقط برای این دو تا. مسجدشان فرق میکند. برای مرد همین مسجد بیرون است، برای زن مسجدش خانهاش است. بیا بگوییم مسجد یعنی فقط مال مردها که بگوییم نه، مسجد همان معنای گستردهاش را داشته باشد، برای زنان خانهشان، برای مردها بیرون. «مسجد المرأة قعر بیتها». یکی از دوستان نماز جماعت نمیآمد، میگفت میروم خانه نماز بخوانم. این روایت را خواندم به مسجد زن، قعر خانهاش. ته خانه. خلاصه برای زن خوب است که تو خانهاش نمازش را بخواند.
مساجد از جهت فضیلت یکسان نیستند. اینها تفاوت دارد. بهترین مسجد که تویش خیلی حالا این تفاوتش هم گاهی به خاطر این است که ذاتی است، گاهی به خاطر کثرت جمعیت است. جمعیت بیشتر است، ثوابش هم بیشتر میشود. مسجدالحرام پنج نفر هم که باشند، بر همه مساجد کره زمین اشراف دارد. ولی تو محل شما یک مسجد شلوغتر است، این افضل بر آن یکی مسجدی است که خلوت است. مسجدالحرام بزرگتر، یعنی بهتر است. بله، بله. مسجد جامع اصلاً اینجوری نیست که حالا مسجد جامع میرسیم. اینکه یک عنوان مسجد جامع داشته باشد نیست. بعضی فکر میکنند مثلاً برای اعتکاف اینجا مسجد جامع. بالا سرش زده مسجد شلوغ است، محل رفت و آمد زیاد مردم دائم در رفت و آمد. الان مسجد امام حسن عسکری قم، مسجد جامع نسبت به همین مسجد جامع خودمان، بیشتر جامع است تا اینجا. آن اَجمع است. بیشتر تردد رفت و آمد دارد. مسجد اعظم چهبسا از خود مسجد امام حسن عسکری دوباره اعظم باشد و اَجمع باشد، جامعتر است. آنجایی که بیشتر تردد دارد، آنجا میشود مسجد جامع. بعید نیست الان مسجد اعظم قم، افضل مساجد تو قم باشد. نماز خواندن درش ممکن است بالاترین مساجد.
مسجدالحرام، هر یک رکعتش معادل صد هزار رکعت نماز. بعدش مسجدالنبی، هر یک رکعتش معادل ۱۰ هزار رکعت نماز. بعدش مسجد کوفه و مسجد الاقصی. مسجد الاقصی را خدا از شر صهیونیست خبیث نجات بدهد. اینها هر یک رکعتش معادل ۱۰۰۰ رکعت نماز. بعدش مسجد جامع، ولو متعدد هم باشند توی شهر شما، معادل ۱۰۰ رکعت نماز. بعدش مسجد قبیله تو محله، هر یک رکعتش ۲۵ رکعت نماز. خب چون بعضی وقتها مسجد، مسجد غریب. خونش، مسجد کرد. ثواب دارد. یا یک بخشی از خانه خود را مسجد کرده. این هم ممکن است. نوشته میگوید آقا این تکه را صیغه خواندیم مسجد کردیم. تکه پشت باطل. نه دیگر. این دیگر احکام مسعود بر او بار میشود و باید رعایت، خلاصه. البته خب بهترش این است که مصلی آدم تو خانه داشته باشد، مسجد نداشته باشد. استحباب مثلث نمازخانه باشد، مسجد نباشد. و مسجد بازار، آخریاش است. ۱۲ رکعت، یک رکعت، ۱۲ رکعت. مسیر بازار خیلی ثوابش کم است. بله، آنجا هم در را...
حالا اینجا اشارهای نکرده تو لمعه به این. ظاهراً باید اولم باشم. مخصوصاً حرم سیدالشهدا رتبه اول، خود حضرت امیر بیست هزار، مسجدالحرام. خب یک نکته انحرافی. ثواب خواندن نماز در کعبه بیشتر است یا بیرون کعبه؟ تو خود کعبه شما نماز بخوانی یا بیرون کعبه؟ بیرون کعبه آبش بیشتر است. بیرون کعبه مسجدالحرام است. کعبه ملحق مسجدالحرام میشود. خود کعبه مسجدالحرام نیست. کعبه به ملحق مسجدالحرام میشود. این قسمتهای جدیدی هم که اضافه کردند، ملحق میشود. ثواب اصلی با خود مسجدالحرام است. بعدش جاهای ملحقی. وسط وسط. بیرون بیرون مسجدالحرام یعنی آنجا که طواف میکنند و آنجا که دورش میشود. از همین خودت از در کعبه که شما بیایی بیرون، ملحقات بهشت. الان تقریباً معلوم است. بله. حتی کوه صفا. البته این هم اختلافی است. برای زنهایی که مثلاً عادت میشوند، از کوه صفا به بعد مسجدالحرام. ولی خب زنها تا خود کوه صفا میتوانند. آنها که مانع برایشان پیش میآید، کاملاً مشخص است دیگر. به ستونها قشنگ زدند. نه، مسجدالحرام دیگر. میگویم طبق فتوای مراجع تا کوه صفا میتوانند. هتل که این هتل اصلاً میدانی کجاست؟ نرفته. شما یک بار بروید هتل یعنی حداقل یک کیلومتر فاصله دارد هتل آب خود فضای حرم مدینه. نه مدینه نزدیک. ولی مکه باید با اتوبوس بیایند و بروند. تونل رد میشوند. تونل آمدیم. مخصوص انگلیسی است. برج ساعت جا داده بودم بهش اشکالی ندارد مسجدالحرام. ولی خب بالاخره آن محدوده فضیلت دارد. هی فضیلتش کمتر میشود. هرچه بیرون میآید ملحقاتش محسوب. مشخص است. داخلش و بیرون.
مسجدالنبی تو خود مکه و مدینه که طبق نظر آقا و آقای سیستانی و اینها تو کل فضای مکه آمده میشود نماز را کامل خواند؛ فقط تو مسجد. برخی مثل آقای بهجت ظاهراً به اینکه مسجدالنبی فقط محدوده اصلیاش، مسجدالحرام محدوده اصلیاش آنجا میشود کامل. به ستونها زدند. تابلو دارد اینجا محدوده اصلی مسجد نبی. جاهای دیگر هم ملحقاتش است که حکمش را پیدا میکند ولی خب ثوابش کمتر است. اقسامش مسؤول اقصا میگویند به خاطر اینکه از مسجدالحرام دوره. مسجد الاقصی بهش مسجد جامع هم گفتیم. مسجدی که تویش نماز جمعه یا نماز جماعت برپا میشود. مسجد زن هم گفتیم که خانهاش است. این یک نکته قشنگ.
ثوابی که تو خانه به زن میدهند چقدر میشود؟ این فضیلت مساجد که عوض شد. آره. بر اساس کدامش میدهند؟ شما یا میتوانی بگویی که بر اساس افضل اینها میدهند، یعنی معادل مسجدالحرام بهش بدهند؛ یا معادل ادنای اینها بدهند، مسجد بازار. یا اینکه هر کدام که قصد داشته برود و نرفته تو خانه مانده، به همان اندازه بهش ثواب میدهند. میخواست نرود تو خانه، خواند. یا مسجد بازار برود، یا مسجد قبیله برود. بر اساس هر کدام از اینها عجیب هم هست. من جایی هنوز ندیدم که حضرت زهرا سلاماللهعلیها در نماز جماعت پیغمبر شرکت کرده باشد. این خیلی چیز عجیبی است. اقتدا بکنند. چهبسا و عجیبش این است که از آنور برعکسش را داریم که مثلاً نمازها را نبودند و بعد نماز پیغمبر میآمدند سر میزدند به حضرت زهرا یا مثلاً سؤالی گاهی میپرسیدند. مسجد نبودند، پای منبر نبودند یا وحی اگر میشد امام حسن مجتبی میآمد به مادر منتقل میکرد. سریع مادر: «همین الان این نازل شد.» تو مسجد بودیم خدمت پیغمبر میآمدند. بله. حتی دارد که اصحاب صفه که جایشان هم الان مشخص است که آمدند. وهابیت یکجور کرده کسی نتواند برود آنجا. فضیلت دارد آنجا. اتفاق ستون قرعه را خیلی علاقه وهابیت ما متأسفانه شیعیان میروند آنجا در حالی که بهترین جای مسجدالنبی که افضل از همه جایش است پشت در حضرت زهرا که ثوابش قابل قیاس به جاهای دیگر نیست.
پشت این منزل امیرالمؤمنین. از جای اصحاب صفه میشود که اینها وقتی که آمدند، جزء مهاجرین بودند، هیچی پول نداشتند، هیچی هم نان نداشتند، لباس هم نداشتند. حضرت به اینها یکخورده جا دادند تو که این بس که حتی گاهی در حد عورت پوشاندن هم لباس نداشتند. پیغمبر دستور داده بودند که نماز جماعت زنها با وقفه بلند شوند و بنشینند. یعنی زودتر از مردها بلند شوند، بیایند پایین. مردها بعدش بلند شوند، بیایند پایین. یا بعد مردها مثلاً ظاهراً که اینها نبینند بدن مردها را. پشت این زنها بودند تو آن مسجد و دو تا در گذاشتند پیغمبر برای ورودی زنها، مردها. و مدرسه را آوردند تو مسجد. این هم از نکات قشنگ مسجد. ما چیزهای عجیب و غریبی داریم، روایات عجیب و غریب و معرکه.
یکی از مستحباتش این است که شب باید چراغش روشن باشد. چراغ مسجد نباید خاموش باشد و اسراف هم نیست. در مورد اینکه یک ذره اگر شما غبارش را برداری، جهنم برایت حرام میشود. کد تمیز کردن مساجد. احکام، احکام فوقالعادهای است. خب کمتر هم گفته میشود. مسجد خیلی جایگاه ندارد تو فرهنگ اسلامی. آن که حرف اول را میزند مسجد است. الان مال ما حسینیه و هیئت است که حرف اول را میزند. مثل تو حاشیه است. مسجد مال پیرمرد و پیرزنها است و بروند آنجا. بله کم شده متأسفانه. بله. در، حالا در مورد مسجد جلوتر هم میگوییم تو دوران پیغمبر که اصلاً یعنی محور کل حیاتشان بود، زندگیشان بود. هر کاری داشتند مسجد. مشکلی دارند، گرفتاری دارند. هرچه، هرچه بوده از سر زدن بوده. کی حالش خوب است، کی حالش بد است، کی مریض شده، کی گرفتاری. مال همه را از تو مسجد میفهمیدند، سر میزدند. مسجد تأمین نمیشد. وقتی مسجد فرهنگ نباشد واتساپ. جالب است. الان مثلاً واتساپ و وایبر و اینها، اگر طرف بمیرد هیچکی نمیفهمد. درست است؟ وقتی با کسی از طریق وایبر در ارتباطی، از کجا میخواهی بفهمی که مرده؟ جواب مشکل معاشرت مجازی است دیگر. مسجد جوان. بعضی شب اول قبر تو قبر هم که بگذارند میگوید آقا وایرلس رمزش چیست؟
مصوبات مسجد. مستحبی که مسجد سقف نداشته باشد. زیر آسمان نماز بخواند مستحب مؤکد هم هست. یک گوشهاش را، یک تکهاش را اگر بخواهم الان نماد مسجد اسلامی مسجد امام حسن عسکری است. مسجد سقف ندارد. یک تکههایش فقط سقف دارد. گوشههایش شبستان عسکری خودمان که دستور امام حسن عسکری ساخته شد و قدیمیتر از جمکران هم هست. احمد بن اسحاق اشعری یا قمی، ایشان که در سرپل ذهاب هم دفن است، که از اصحاب خوب و خاص اهل بیت هم بوده، ایشان به دستور امام حسن عسکری مسجد را اینجا میسازد. البته از قدیمیتر مسجد امام مجتبی است. بله. در زمان حیات مجتبی میشود از سمت بهشت معصومه میآیی به سمت داخل قم، سمت چپتان حالا خیابانش قبل میدان امام میشود به این طرف عسکری. به نظرم جور اینکه دست امام زمان ظاهراً همین امام حسن مجتبی است. در صورت این مسجد مسجدی است که قواعد اسلامی خیلی رعایت شده. آره. یعنی مسجد سقف ندارد. یک گوشههایش سقف گذاشتن که مصوب هم همین است. برای اینکه از سرما و گرما اگر خواستند محافظت بکنند، جا زیر سقف باشد. کسی نماز، دستشوییاش بیرون است. بله. خداوکیلی مسجد خوبی هم هست.
مستحبی که وضو، دستشویی نزدیک به مسجد بشود نه داخل مسجد. اول تیتری مصوبات میگوییم بعد تک تکش را بحث. گلدسته را مستحب است که کنار دیوار متصل به مسجد بسازند نه داخل مسجد. مستحب پای راست وارد بشود، با پای چپ خارج بشوی. مستحب دعاهایی که از اهل بیت رسیده موقع ورود و خروج. مستحب هر وقت وارد مسجد میشود قبل از اینکه بنشینی نماز تحیت بخوانی. مستحب وارد مسجد که میخواهی بشوی کفشت را، عصایت را اینها را وارسی کنی کثافتی، نجاستی چیزی بهش... درباره اصل ساخت مسجد که گفتیم بدون سقف باشد. خود اصل ساخت مسجد مستحب است. خیلی هم سفارش شده. حتی به اندازه گفتند که: «من بنا مسجد بنى الله له بیتاً فی الجنة.» هرکی مسجد بسازد خدا یک خانه برایش تو بهشت میسازد. قطع به اندازه آشیانه مرغ هم اگر شما یک دانه مسجد بسازی، یک خانه برایت تو بهشت میسازد. میگوید آنجایی که میآید مرغ مینشیند برای تخمگذاری بکند و اینها، این را میگویند آشیانه مرغ. خلاصه یعنی انقدر کوچک هم که باشد، شما کوچک به عنوان مسجد بسازید، خدا برایت خانه تو بهشت میسازد.
ابوعبیده میگوید که ابوعبیده حزّا میگوید من در راه مکه بودم، داشتم چند تا سنگ مسجد صاف میکردم. «سویت به احجار بهجار مسجدا.» چند تا سنگ گذاشتم، میچیدم برای اینکه به عنوان اینکه مسجد باشد آنجا. ولی به اندازه یک نفر. یکنفره است. چهار نفره، پنج نفره. مسدودیت کوچک. اینها سنت. یعنی اینجور خیلی خوب است. تو بازارهای قدیم هم مثلاً اینجور جاهایی پیدا میشود. خیلی کوچک. بله، بله. تهران تو پامنار سمت بازارها پیدا میشود. مساجد خیلی کوچک. بله. من مکه و مدینه هم دارد. مکه را کمتر ولی مدینه اینجور زیاد است. اطرافش همهاش مساجد کوچک کوچک. چند تا سنگ را چیدم به نیت مسجد. امام صادق علیهالسلام رد میشوند، گفتم: «نرجو ان یکون هذا من ذاک.» امیدوار باشم که این هم به عنوان مسجد برایم بنویسند. حضرت فرمودند: «نه.» سنگ را گذاشته دورش چیده به عنوان مسجد ساخت.
صاحب خاصی هم ندارد، به شرط اینکه حالا شرایط خودش را داشته باشد. بشود آنجا. اگر زمین موات باشد بشود احیایش کرد و مسجدش کرد و اینها. خیلی خوب است بسازیم. یک تابلوی هم کاغذی چیزی بزنید و باشد. در کنار این مستحبات ساخت مسجد. در مورد میضات بود که گفتیم وضوخانه و دستشویی که هم از حدث هم از خبث. خب طهارت از حدث چیست آقا؟ طهارت از حدث وضو. طهارت از خبث دستشویی شستن از خبث. خودت را میشویی طهارت از خبث است. وضو میگیری برای اینکه طهارت چی باشد؟ طهارت از حدث. برای جفتش. برای جفتش. الان که توی این چیزهای مال مسجدالحرام و اینها، آنجاها کمتر سمت مسجد شجره و اینها بیشتر که هم طهارت از حدث دارند هم طهارت از خبث دارند. ولی مردهشور همهشان را ببرد با این یعنی کثافتکاری فاجعهآمیز نیست آنجا. خیلی کثیفاند. در هر صورت این مستحبی که داخل مسجد نباشد مص ظاهراً منظور: مستحب است. مستحب است داخل مسجد نباشد. یک مستحب است نزدیک در باشد. داخل مسجد که اصلاً حرام است. مگر باشد اگر برای خواص اینها باشد.
دستشویی ما بگوییم دستشویی و وضوخانه به جای حدث و خبث راحتتر است. دستشویی و وضوخانه مستحب کنار در مسجد باشد. نساختن میخواهند وضوخانهاش را بسازند. دربیاورند اینجا چهکار کنم؟ اینجا دستشویی را مطلقاً نمیشود داخل مسجد قرار داد. چه ضرر به مسجد برسد چه ضرر به مسجد نرسد. وضوخانه را میشود داخل مسجد قرار داد به شرط اینکه ضرر به مسجد نرسد. مسجد امام داخلش هست. آن پایین بکنند جایش را درست بکنند. وضو حرام. دستشویی که مطلقاً حرام است. ضرر برسد یا نرسد. دستشویی وسط مسجد که دستشویی نمیشود. مشکلات جاهایی پیدا میشود ها. دستشویی وسط یعنی تو محدودهای که مسجد صیغه مسجد خواندند، دستشویی ساخت. بله، حرام. میخواهد میگوید آقا ضرر که به مسجد نرساندند. یک جایی بغل خالی بود، زمین بود. ولی توی وضوخانه خالی. اگر ضرر نرسد اشکالی ندارد. حالا دیگر اگر ساخته نمیدانم. ظاهراً اگر با ضرر به مسجد برسد که خب شاید باز مشکل پیدا.
حکم ساختن گلدسته مسجد. ما برای مسجد گلدسته بسازیم. این چه حکمی دارد؟ این مستحب است که کنار دیوار مسجد شما بسازی. اگر هنوز مسجد نساختی، دیوار مسدود. اگر مسجد را ساختی، اینجا دیگر گلدسته تو مسجد، داخل مسجد ساختنش حرام است. مستحب هم هستش که این مناره از سطح دیوار مسجد بالاتر نرود. مناره بغل سطح دیوار باشد. یعنی امام زمان بیایند اولین جایی که خراب میکنند مسجد جمکران. جمکران متأسفانه فرهنگ وهابی بین ما جا افتاده. منارههای آنچنانی. بله. تق مقدس. آدمی که کجا پولش را... مسئول مسئول وقت سالگرد. امروز ظاهراً هفدهم رمضان است. سالگرد دستور ساخت مسجد جمکران. آقای لطیفی همکار کویتی ساخت. کویتی میلیارد هزینه میگفت ما آوردیم پیش آقای صافی. تا پیش آقای صافی هم آوردیم. آقای صافی گفت ببین شما این ۲ میلیارد ممکن است برود جای دیگر از جهنم ضرر. همین پیغمبر اکرم امیرالمؤمنین از دیوار.
درباره نقش تزیین مسجد صحبت میکنیم که به نحو مطلق حرام میدانند هر نحو تزیینی. حکم وارد شدن گفتیم با پای راست بیاید با پای چپ برود. برعکس دستشویی. و تعاهد، تعهد یعنی وارسی کردن، بررسی کردن کفش. تعاهد نعله. این را نعلش را بررسی بکند. چون تو روایت دارد: «تعاهدوا نعالکم عند ابواب مساجدکم.» تو مساجد داریم جلوی در مرتب و تر و تمیز و اینها. کفشش، آنی که شبیه کفش است مثل عصا و فلان و اینها. اینها را هم بررسی کن و بیا. حالا نماز داخل مسجد. حالا دعا را هم که گفتیم که موقع ورودش دعاهایی که وارد شده را خوب جلو در مساجد بزنند، دعای و مساجد، دعای خروج از مسجد. عرض کنم که تحیت تو مسجد. مسجد معمولی که خوب نماز خواندن است. تو مسجدالحرام طواف. نماز تحیت مسجدالحرام طواف. قبل اینکه بنشینی یک طواف کن. طواف هم یک دانه که نداریم که هفت تا هفت دور. هفت شوط باید باشد یک طواف محسوب بشود. یک دور بچرخیم بیایم بنشینیم. هفت شوط بچرخ یا طواف. این همان حکم نماز تو حرم. حرم حرم یعنی محدوده مکه. اینجا تحیتش به این است که با احرام وارد بشود. تو منا شما تو منا هر وقت میروی میآیی تحیتش به این است که رمی جمره کنی، یک چند تا سنگ بیندازی. مستحب است دیگر. تا سه نماز تحیت دو رکعت قبل از نشستن تو مسجد. هنوز که ننشستی میگویند حتی اراکی تو مسجد اعظم دارند درس میدهد. چون برای درس هم که میآمده هر وقت نماز خوانده بعد درس. هر چند بار هم که میروی از مسجد بیرون میآیی تو. ولو زیاد باشد و نزدیک به هم باشد. هر سری میروی بیرون میآیی تو دوباره یک نماز صحیح مستحب بخوان.
مسجد کوفه که خیلی قشنگ است میگوید: «و من دخله کان آمنا.» دعای حضرت نوح بود و خدا مستجاب کرد برایش. میگوید اگر هزار بار هم از در مسجد کوفه بروی بیرون بیای، خدا یک امنیت جدید، ثواب جدید برایت مینویسد: «من دخله کان...» هرکی آمد توش آمن باشد. نماز تحیت میشود نماز هر نماز مستحبی دیگری باشد. لزومی ندارد نماز واجب میتواند باشد. نماز نخواندن مسجد نرو. هر وقت آمدی تو نماز نخوانده نرو. قشنگش این است. ولی بهتر است که نماز تحیت جداگانه باشد. تداخل نکند با نماز مستحبیها، نماز واجب. ولی خب اگر شما نماز مستحبی دیگری هم بخوانی یا نماز واجب نماز تحیت را دارد. بهترش خود نماز مکروه است. امام جماعت نماز واجب شروع کرده اینجا مکروه است نماز تحیت بخواند. اگر وارد میشوی میبینی که اقامه را دارد میخواند امام جماعت برای اینکه نماز را شروع بکند، اینجا مکروه است. نماز جماعت نزدیک است یعنی آنقدری نزدیک است دیگر وقت نمیشود شما بخواهی نماز تحیت بخوانی. اینجا هم مکروه.
حالا اگر کسی بدون طهارت به مسجد وارد شد یا عذر دیگری دارد، اینجا نماز تحیت نمیتواند بخواند چهکار کند؟ ذکر بگوید. ذکر خدا. در مورد مساجد چند تا چیز حرام است. من محرمات مسجد را بگویم مکروهات مسجد را هم بگویم. یک توقف استراحت بعد دیگر بحثمان را انشاءالله باز بعدش تمام.
محرمات مسجد: زخرفکاری. اولین حرام مسجد نقش و نگار و زیور و زین. بله. نقش و نگار با طلا که یقیناً حرام است. یک عده گفتند با طلا و غیر آن هر نحو تزیین مسجد حرام است. تک تک من فقط فهرستش را بگویم بعد باز دوباره اشاره. دومیاش نقاشی کردن مسجد با عکس اشیای دارای روح. گل و بلبل و گلشکن و بلبل بکشند، گنجشک بکشند، پرنده پرنده گاهی میکشند توی فضای حرام است. اگر غیر روح، ارواح نباشد، از روح نباشد اینجا اشکالی ندارد. درخت، جنگل، چه میدانم. ولی روح اگر باشد شیر و ببر و فلان و پلنگ. نجس کردن مسجد و وسایل مسجد مثل فرش و اینها. این هم حرام است. ولی چیز نجس آوردن تو مسجد حرام نیست. پوشک تو پوشک هم نجاست مسجد حرام ولی اگر میدانی که این احتمال پس دادن دارد پس بده. شما فعل حرام انجام ندهی.
نجس بردن سنگریزههای مسجد. تو مسجد سنگ کوچولو برداریم ما خودمان ببریم. سنگهای کوچولو ریزه میزه. حالا بعضیها مهر میبرند. میآیند مسجد گوهرشاد. حاج آقا من گروهی گفتم یا امام رضا این مهر را میبرم قرآن حرم را ببرم. بله. متأسفانه نمیشود. آقا حرام است همهاش. خب این سنگریزه مسجد چگونه است که فرش مسجد حساب میشود؟ بردنش حرام است. اگر جزء زباله و خاکروبه مسجد محسوب میشود، بردنش مستحب هم هست. خاک مسجد هم حکم سنگریزه را دارد. این چهار تا محرمات مسجد بود. تک تک اینها را هم یک اشارهای بهش بکنیم. پس چه چیزهایی بود؟ زخرفکاری، نقش و نگار، نجس کردن، بردن سنگریزه.
اول زخرفکاری. ساخت، رسیدگی و زر و زیور و تجملات و اینها. شهید اول چند و چند جور فتوا دادند. چون کتاب لمعه گفتند که آقا فقط با طلا حرام است. تو کتاب ذکری گفتند طلا و غیر طلا حرام است. تو کتاب بیان گفته که اگر روح دارد حرام است. چارج چهار تا فتوای مختلف داده شهید اول. ولی خب شهید ثانی میفرماید که همان ما روحدار بگیریم بهتر است. این است که حالا میخواهد با طلا باشد یا با غیر طلا. چون دارای روحش همه جا حرام است. نقاشی دارای روح تو کتاب متاجر بهش میرسیم انشاءالله اشاره میکند به هر نحو که باشد. شکل شما روحدار را اگر بخواهی بکشی، این حرام است. نقاشیاش، مجسمهاش که دیگر هیچی. نقاشیاش هم حرام میداند شهید هم اول هم شهید ثانی. ولی خب مراجع فعلی نظرشان این نیست.
درباره سنگریزه مسجد جان. حالا من اگر سنگریزه از مسجد ببرم، برگرداندنش واجب فوری است به شرط اینکه حالا شما میتوانی به خودمان مسجد برگردانیم. میتوانی به یک مسجد دیگر ببریم. در یک صورت برگرداندن به همان مسجد واجب است اینکه این مسجد نیاز دارد، مسجد دیگری هم نیاز ندارد. من از مسجد الف بردم سنگریزه را، خاک و مهر و هرچی. باید سریع برگردانم به مسجد الف. مسجد ب اگر مسجد ب احتیاج دارد، میتوانم آنجا بدهم. اگر مسجد ب احتیاج، مسجد الف هم احتیاج دارد فقط الف را برگردانم. وسایل مسجد هم همینجور است. این هم از بحث محرمات مسجد.
مکروهات مسجد چند تا چیز هم هست که درباره مسجد مکروه است. تقریباً ۱۱ تا چیز میشود. مسجد بلند بسازند مکروه است. مستحبی که در حد متوسط ساختمانهای شهر باشد، همارتفاع بقیه باشد. بغل دیوارش رفته بالا. مساجد ما فکر کنم ندیده باشیم مسجد اسلامی تا حالا تقریباً که بخواهیم بگوییم مثل کدام مسجد. آن بخشی که مال دستور معصوم نبوده که این گنبد گلدسته و اینهایش خرابش کرده. دستور معصوم بوده واقعاً مسجد مانده. یعنی همسطح با بقیه شهر. آب دهان و آب بینی تو مسجد انداختن مکروه است. اگر این کار را کرد کفارهاش این است که دفنش کند، رویش خاک بریزد.
بلند کردن صدا بیش از حد معمول حتی برای قرائت قرآن. قاری قرآن بزند مکروه است. مناجات میگیرند داد میزنند. روضهخوانی اینها. شهید دستگاه رضوانالله علیه میفرماید که یکی رفت تو مسجد و سحر بود و مشغول عبادت شد. از پشتش صدایی میآید گفتش که کسی کلی گریه و زاری که برای اینکه این آدم برود بیرون بگوید که من سحر رفتم مسجد. این آقا را دیدم چقدر گریه، چه حال خوشی داشت. میگفت که نماز تمام شد کلی گریه جیغ داد شیون اصلاً دیگر غش و ضعف و اینها. گفت خاک بر سر کسی که کلی ریا کرد. برای صدا را بیش از حد معمول بالا بیاور ولو برای قرائت قرآن کراهت دارد.
شپش مسجد را بکش کراهت دارد. اگر این کار را کرد برایش خاک بریزد. صنعت مسجد. خادر مسجد. اینجا حرم امن الهی است. بله. از باب تمیزش خب فرق میکند. حکمش کلاً مطلق صنعت تو مسجد کار کردن. چیز درست کردن. الان کلاسهای آموزش نقاشی و خیاطی اینها را آوردند تو مساجد برای زنهای حائض. تغییر کاربری دادن خیلی عجیب. الان که طبقه پایینشان را اجاره میدهند چلوکبابیها. یک حالی میکنند پولدارها میروند پایین پولها میآیند بالا. نماز آخرالزمان است. مجتمعی باشد، یک ورزشگاه هم کنارش باشد. یک سال متأسفانه دیگر چه صنعتگری کلاً کراهت دارد تو مسجد. تراشیدن تیر هم که خب دیگر مصداق صنعتگری هم هست. این هم کتاب فروختن. شهید میفرماید که صنعت بلال عبارت ایشان را یک لحظه گم کردم. «و بری و نبل فی عمل صناعة.» حالا کتاب فروختن عمل صناعة محسوب نمیشود. یک کاری بکن. یک چیزی دارد درست میکند برای ساختن چیز. عرض کنم که ششمیش راه دادن بچهها و دیوانهها به مسجد. دیوانه مسجد بدی کراهت دارد. بچه تو مسجد بیاری کراهت دارد. فقط به شرط اینکه به طهارتش اطمینان. به طهارت اینها اطمینان نداشته باشد. یعنی هر لحظه ممکن است که خلاصه سیلی راه بیفتد زیرشان نجس بکنند. ممیز نباشند. طهارت از نجاست، نجاست را تشخیص ندهند و اینها. ولی اگر بچه ممیز است خودش میفهمد. بالغ نیست ولی میفهمد نجاست و طهارت. دستشویی داشته باشد میرود دستشویی نجس نمیکند. این چیزها حالیش میشود. نه تنها بد نیست بلکه بهتر هم هست. اصلاً ثواب دارد بچه را بیاوریم مسجد برای نماز باید عادت بکند. تمرینی عبادتش برای مسجد باید عادت بکند و تمرینی. ۷۰ سالگی مسجد نمیآید. مورد داشتیم این مسجد آمده یک پیرزن سرش داد زده الان ۳۰ ساله که مسجد آقا قضاوت تو مسجد مکروه است. قضاوت در مسجد مکروه. میخواهد تو این قضاوت جدال باشد یا نباشد. میخواهد قضاوتش همیشگی باشد یا اتفاقی. برخی گفتند که اگر همیشگی باشد کراهت دارد. اگر اتفاقی حالا آمد تو مسجد دو نفر آمدند گفتند که نظارت اشکالی ندارد. و اگر جایگاه درست کند برای خودش تو مسجد جایگاه قضاوت هم باشد این کراهت دارد. خب آقا مسجد دکة القضای حضرت امیر وسط مسجد هم گذاشتن و جایگاه قضاوت حضرت امیر. توجیه کردند گفتند که از ایشان اختصاصاً کراهت برداشته شده. توجیه منظور یک نوع خاصی از قضاوت که توش داد و بیداد و دعوا اینها باشد. مال حضرت داد و بیداد دعوا نبود کشکی. شهید ثانی میفرماید که اینجا بگوییم که آقا حضرت برای عبادت مسجد میآمدند. توجیه کرد. گاهی موردی مراجعه میشد برای قضاوت و اینها. ازت قضا. پس تو مسجد به قضاوت میکردند ظاهراً قضاوت در مسجد به این نحو کراهت نداشته باشد. شاید حتی شهود را میآوردند حتی آنجا عملیات پیاده میکردند تو آن دکة التشهد که ما تو یک روز ۸ بار این داستان را شنیدیم تو مسجد کوفه داشتیم نماز. ۸ سال کاروان آمدند داستان جدید در مورد آقای قاضی کلی یاد میگیریم چیزهای جدیدی که در تاریخ خلاصه. ظاهراً قضاوت در مسجد کراهت نداشته باشد. حالا از اینجور برداشت میشود. در صورت بقیه مکروهات مسجد.
آقا یک چیزی گم شده تو مسجد اعلام کنید. هم به نحو انشاد هم به نحو نشدان. انشاد بگو فلان چیز پیدا شده هرکی گم کرده بیاید بگیرد. نشدان بگو فلان چیز گم شده هرکی پیدا کرده بیاید بدهد. اینها تو مسجد اعلام کردنش کراهت دارد. آقا به ما میگویند محلهای عمومی اعلام کنید. اگر چیزی گم شده یا پیدا شده در مسجد بزنیم یا جلو در مسجد اعلام بکنیم. شعر خواندن در مسجد کراهت دارد. پیغمبر از این کار نهی کرده و فرمودند به این آدم بگویند: «فضل الله ف...» خلاصه خدا دهانت را خرد کند. پیغمبر از این کار نهی کرده ولی یک سری چیزها شعرهاش اشکال ندارد. اگر شعر موعظه موعظهای باشد عبرتانگیزی باشد. طرفداری قرآن میخواند یا لغتی را میخواهد تفسیر بکند. در این شعر این لغت اینجور ترجمه شده. این موعظه مثلاً در این شعر هست. اینها را گفتند تو مسجد اشکال ندارد. متن اهل بیت پیغمبر اکرم امام حسین. مراسم گفتند که اشکالی ندارد. این شعری که گفتم منظور شعرهای عرب است که توش موعظه و رحمت و اینها نبوده. بیشتر هم شعرهای س... بوده آن زمان اصلاً. خلاصه گر روزی رسد دستم به حبیبم و خلاصه اینها از اینجور حرفها.
یکی دیگر از کراهتهای مسجد صحبت کردن تو مسجد درباره حرفهای دنیوی. آقای یارانهها را ریختند. کی میریزند؟ امشب میریزند؟ ساعت ۱۲ فلان است؟ چیست؟ غرض اصلی مسجد منافات دارد. خانه تو اعتکاف خیلی مهم است. مکروهات مسجد و اینها تو اعتکاف باید اینها را گفت رعایت بکنند مردم. شعرهای چرت و پرت نخوان. حالا طرف مینشیند واتساپ اعتکاف کلاً تو واتساپ است. اعتکاف در واتساپ. صدای فیسبوک. ننشینند اینها اعتکاف تو فیسبوک است با غرض همه چی. خلاصه اینها بخش مکروهات مسجد. بحث بعدیمان مکروهات نماز. اگر غرض اخروی و منافع عباد در نظر گرفته بشود اشکالی ندارد. برای بحثهای جزئی خونریزی اگر تهمت اینها باشد که یقیناً حرام. بحث بیخود است. چرت و پرت است. بیثمری که لغو، ثمر دنیوی و اینها است. حرفهای دنیا است اینها کراهت. الحمدلله رب العالمین.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهارم
شرح لمعه
جلسه پنجم
شرح لمعه
جلسه ششم
شرح لمعه
جلسه هفتم
شرح لمعه
جلسه هشتم
شرح لمعه
جلسه دهم
شرح لمعه
جلسه یازدهم
شرح لمعه
جلسه دوازدهم
شرح لمعه
جلسه سیزدهم
شرح لمعه
جلسه چهاردهم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...