۞ امام صادق (ع) می فرمایند:
علم و دانش به يادگيرى نيست، بلكه نورى است که خداوند آن را در دل كسى كه مى‏ خواهد او را هدايت كند قرار می دهد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » پادکست
  • شناسه : 4359
  • 08 اسفند 1399 - 16:36
  • 1658 بازدید
Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

متن پادکست:

« واقعیت یا جذابیت »

خداوند امتحاناتش به‌گونه‌ای است که تمام واقعیت­ها را غیر جذاب نشان می­دهد، تا امتحان کند.

خدا خواسته است ببیند تا چند نفر طرفدار واقعیت هستند. برخی با خیالات و توهمات زندگی می­کنند. این افراد دوست ندارند نزدیک شوند.

امیرالمؤمنین در خطبه قاصد در نهج‌البلاغه فرمود: خداوند حج، کعبه و مکه را در بی­فایده­ترین و بدترین سرزمین که ازنظر آب‌وهوا است، قرارداد. هیچ سبزه­زار و آبادی در آنجا وجود نداشت. حضرت می­فرمایند: خداوند می­توانست مابین آبشارها، جنگل­ها و این موارد حج را قرار دهد؛ ولی در سرزمینی مابین گرما قرارداد.

خداوند این کار را نمود تا مشاهده کند چند نفر به دلیل جذابیت و چند نفر به دلیل واقعیت به این سرزمین می­آیند. اگر خیلی جذاب باشد، انسان­ها دیگر به خود حج کاری نداشتند و به دلیل جذابیت آن به این سرزمین رفته­اند. این­ها می­گفتند که پیامبری که ما می­دانیم به این شکل نیستند. اصلاً پیامبر باید پولدار باشد. پیامبر باید وضعش خوب باشد. باید ایشان باغ، گنج و به قول امروزی­ها، شاسی‌بلند داشته باشد. می­گفتند شما که پیامبر هستید، چرا دستبند طلا ندارید به حضرت موسی (ع) هم می­گفتند که چرا زمانی که شما می­آیید، خدم‌وحشم، نوکر، سپاه و تشکیلات ندارید. چرا پولدارها طرفدار شما نیستند. هر فردی هم که عاشق شما می­شود، از پایین‌شهر و مناطق محروم و حاشیه شهرها می­باشند. چرا از مناطق بالا و از کارخانه­دارها و سرمایه­دارها طرفدار شما نیستند.

به حضرت نوح (ع) می­گفتند که ما با اصل پیامبری مشکل نداریم؛ ولی شما پیامبر نیستید. حضرت ابراهیم (ع) را هم قبول داشتند و به پیامبر اکرم (ص) هم می­گفتند ما شمارا به‌عنوان پیامبر قبول نداریم.

ببینید شهید مطهری خیلی زیبا می­فرمایند: این اشکالات برای آن­ها ازآنجا شروع‌شده بود که تدریجاً برای ابراهیم از خزانه وهم و خیال خود برای او سیمایی ساخته بودند که با یک بشر چندان قابل تطبیق نبود. این افراد یک ابراهیم توهمی برای خودشان قبول داشتند و ابراهیم واقعی را قبول نداشتند. بعد شهید مطهری یک جمله بسیار زیبایی در اینجا می­فرمایند: برخی از افراد دوست دارند با برخی از افراد از دور ارتباط بگیرند و خیلی نزدیک نشوند؛ چون آن شبهی که از دور قبولش دارند و دوستش دارند، برای آن فرد جذاب­تر است تا آن فردی که بخواهد از نزدیک ببیند. دوست دارد همانی که دوست دارد احساسش کند، همان باشد و خیلی نزدیک نمی­رود.

شهید مطهری می­فرمایند که برخی از افراد با خیالات و توهمات زندگی می­کنند. این افراد خیلی دوست ندارند، نزدیک شوند. این افراد دوست دارند همانی که در ذهنشان است و با خودشان فکر می­کنند، همان خدایی که خودشان با خودشان ساختند، همان باشد. برخی از افراد فکر می­کردند انبیاء باید این شکلی باشند و زمانی که می­آید یک ابری دور ایشان راه بیافتد و با پروژکتور دور آن فرد نور بیندازند. ملائکه پشت ایشان راه بروند و حیوانات پیش این افراد خم بشوند. این ماجراها نیست. پیامبر باید متصل به وحی باشد و واقعیت­ها را خبر داشته باشد.

دیدگاه خود را بنویسید:

۱ دیدگاه

  1. چقدر نوشته هاتون به دل و.جان من میشینه،خدای مهربون تا انقلاب امام زمان عج الله حفظ تون کنه،امین