شرح لمعه

جلسه هفتم

شرح لمعه . 1393/04/24
00:21:04
3

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.

بحث تعیین قبله را داشتیم. قبله اهل عراق را بررسی کردیم. قبله اهل شام، اهل مغرب و اهل یمن را هم اشاره بکنیم، بعد درباره این بحث می‌کنیم که اگر هیچ اماره و نشانه‌ای نداشته باشیم، آنجا باید چه‌کار بکنیم.

قبله اهل شام مثل قبله اهل عراق است. اهل عراق ستاره جُدَی را بر منکب (کتف) راستشان قرار می‌دهند؛ اهل شام باید به منکب چپشان قرار دهند. یک راهش این است، یا ستاره سُهیل را وقتی که طلوع می‌کند - نه در اوج طلوعش، اوج طلوعش روی نصف‌النهار می‌افتد - وقتی اول طلوعش است، بین دوتا چشمشان قرار بدهند. در افق، آنجا می‌شود قبله. ستاره سهیل، خدمتتان عرض کنم که حالا درباره اینکه این ستاره سهیل چیست، من جایی ندیدم چیزی گفته باشد. عرض کنم که این را هم پس در حالت ابتدای طلوعش بین دوتا چشم قرار بدهند. اینجا جهت قبله شام فهمیده می‌شود. شهید ثانی می‌فرماید به جای منکب، روی پشت دوش چپ بیفتد. آنجا زاویه‌اش دقیق‌تر و با قواعد نجومی هم بهتر جور درمی‌آید.

بحث علامت قبله را دیگر اهل مغرب و اهل یمن را شاید برای ما ضرورتی نداشته باشد. سریع‌تر می‌خوانیم و از کنارش رد می‌شویم. اهل مغرب این‌ها ستاره ثریا را - مغرب مثل اتیوپی و سودان، کجای غرب مکه می‌شود؟ شما چهار طرف کعبه چهار تا رکن داریم دیگر؛ یکی بهش می‌گویند رکن مغربی، یکی می‌گویند رکن شامی، یکی می‌گویند رکن یمانی و یکی هم رکن حجر - ستاره ثریا که همین پروین ماست، خوشه پروین، عرض کنم که ثریا تو همان ثریا... آره همان کوچک، کوچک، شش تا هفت عدد ثریاست. ثریا برای اهل مغرب، بله. باید علم هیئت لازم داریم. قدیم جزو علوم رسمی حوزه بوده، الان اصلاً نیست. معنایی ندارد. آخرالزمان گناه که زیاد بشود، خدا یک کاری می‌کند که دیگر نتوانند تشخیص بدهند، مخصوصاً در مورد عید فطر، روز عید را نتوانند تشخیص بدهند. ستاره ثریا را موقع طلوعش بیندازد طرف راستش، ستاره ایوب را هم موقع طلوعش بیندازد طرف... آنجا مابین این دوتا می‌شود جهت قبله کسی که در مغرب است. ایوب هم که "سروش زآن تشنگان هنوز به ایوب می‌رسد فریاد العطش ز طفلان کربلا، بیابان کربلا" این ایوب می‌شود همان ستاره سروش. سروش وارد نیستیم در علم هیئتش. اینجا منظور از مغرب هم گفتیم شهرهای غربی مثل اتیوپی و سودان است، نه کشور مغرب مثل مراکش و این‌ها که کشور منظور نیست، این شهرهایی مثل امشب آفریقا به این سمتش بیفتد، اتیوپی و سودان.

برای یمن، یمن مقابل شام است. اینجا باید ستاره سهیل را در شام بین دوتا چشم قرار می‌دادند، در یمن پشت قرار می‌دهند، بین دوتا کتف قرار می‌دهند. دقیقاً برعکس. یمن و شام دقیقاً برعکس هم‌اند. ببینید اگر شام اینجا، کعبه اینجا باشد، یمن دقیقاً اینجاست. اول طلوعش. اول طلوع سهیل، زمان ذکر نشده. حالا باید بررسی کرد. بله، اهل یمن می‌توانند ستاره جُدَی را هم بیندازند گوش راستشان. آن‌ها کتف چپشان می‌انداختند. شامی‌ها دقیقاً نشانه‌هایی که برای شامی‌ها بود، برعکسش برای یمنی‌ها می‌شود. به گوش راست از آن تشخیص می‌دهند. خب، شهید ثانی یک سری اشکالات کرده بر علامت قبله یمن، هم به اینکه خود شهید اول جای دیگر به نحو دیگر گفته و هم یک سری نکات ریزی گفته که دیگر ما صلاح نمی‌بینیم در این بحث وارد شویم.

حالا کوفه و شام ممکن است برویم برای جنگ، دیگر یمن این‌ها که کار نداریم. یاران حضرت هم در یمن... بله، اصلاً اصل... بله، اصل ظهور روی دست یمنی‌ها می‌چرخد. جَنَّات مصادف با ظهور سفیانی که شش ماه، شش ماه منتهی به ظهور امام زمان است. در رجب ظاهر می‌شود، در همان رجب هم یمانی ظاهر می‌شود با سپاه عظیمی که این‌ها باعث... نخیر، که این‌ها باعث می‌شوند مکه را از دست آل سعود، حالا آل سعود نگوییم، از دست آن بازماندگان عبدالله که می‌میرند و بعداً دعوایشان می‌شود و این‌ها که حضرت می‌آیند سخنرانی می‌کنند. بعد شش ماه ظاهراً برداشت می‌شود، محرم است. بله، کفشدوزکی را دو هفته قبلش می‌کشند بین رکن و مقام. حضرت شبی که سخنرانی می‌کنند که شب جمعه است و ظاهراً شب عاشوراست آن سال. رفتیم توی بحث ظهور. اشکال ندارد، جذاب است این بحث.

برخی روایات و نقل‌هایی که هست، این اهل مکه که از این آل هستند و باقی مانده‌اند و با هم درگیرند، این‌ها از سفیانی درخواست می‌کنند که سپاه بفرستد که حضرت را قلع و قمع بکنند. و می‌گوید که یاران امام زمان هم به شکل حاجی قبلاً آمده‌اند، سپاهیان و این‌ها، نیروهای اطلاعاتی. بعداً توی مکه اسلحه‌هایشان را بیرون می‌کشند و حضرت به محض اینکه اعلامش می‌کنند، این‌ها می‌آیند یک حلقه خلاصه‌ مراقبتی و حفاظتی دور حضرت تشکیل می‌دهند و حضرت می‌فرمایند که "سفیانی سپاه بفرستد، من صبر می‌کنم تا امری که جدم رسول‌الله پیش‌بینی کرده محقق بشود" که این‌ها می‌آیند و سپاه سفیانی خسف پیدا می‌کند، زمین این‌ها را می‌بلعد در یک مسیر نزدیک ترکیه. بعد از آن درگیری می‌شود توی مکه، سپاه یمانی از یمن می‌آیند و مکه را اولین جایی است که برای حضرت می‌گیرند. مکه که در تصرف یمانی قرار گرفت، حضرت می‌آیند به سمت کوفه که عراق را دربیاورند از دست آن کسانی که اصل حکومت زیر دست سفیانی است، ولی خودش حاکم مستقل دارد. خیلی عجیب است شرایط فعلی. ان‌شاءالله که محقق در صورت کوفه و بعد می‌گویند که پشت مرز اهواز با سعید خراسانی دیدار می‌کند حضرت. ظاهراً حالا تطبیق نمی‌دهیم. بله، بله، به مناسبت یمن، بحث ادامه جذاب است که خودش بحث بشود. همه دوست دارند بقیه دربیایند که چی می‌شود.

حالا ما غیر از این راه‌هایی که گفتیم که می‌شد تشخیص داد، اولش این بود که خب، یک محرابی باشد که معصوم درش نماز خوانده یا از طریق قواعد نجومی و چیزهایی که برای اهل علم نجوم معتبر است، مثل جی‌پی‌اس و فلان و این‌ها، قبله‌نما و این‌ها، از این‌ها تشخیص بدهیم. یا از این علامت‌هایی که در روایات برای شهرها ذکر کردند که این‌ها را هم گفتیم. و می‌شود تکیه کرد بر قبله آن شهری که مردم مسلمان درش نماز می‌خوانند. قبله رایجشان می‌شود اعتنا کرد. مخصوصاً همان نماز. لازم نیست حالا هر کسی در شهری بیاید خودش اگر مردم به یک طرف نماز می‌خوانند و این رایج بوده سالیان سال، حتماً بیا جهت قبله را پیدا کند، بلکه مگر اینکه یقین داشته باشد که قبله این شهر اشتباه است که اینجا باید جهت قبله را تشخیص بدهد. می‌تواند در مورد اینکه در مورد میزان انحرافش هم تحقیق بکند، مثلاً یک خورده به سمت چپ باید باشد، به سمت راست اجتهاد کند. هرچند که یقین هم نداشته باشد که اشتباه دارند نماز می‌خوانند، یک خورده شاید چپ و راستش باشد.

قبله بلد که می‌گوییم بهش اعتنا بکند، یعنی اینکه آن سمتی که محراب مسجد شهر و قبرهای مسلمان‌ها و نظیر این‌ها مثل دستشویی‌شان و این توی‌ش بوده، از آنجا تشخیص بدهد که سالیان سال این‌ها دیگر به این جهت دارند. تشخیص نداده‌اند. در این چند صد سال، ده‌ها ساله که دارند اشتباه نماز می‌خوانند. بلد فرقی نمی‌کند شهر بزرگ باشد، شهر کوچک باشد. شهر کوچک روستا است، کف. ولی سه تا چیز را نمی‌شود قبله قرار داد: محراب در یک شهری باشد که معلوم نیست اهلش مسلمان‌اند یا... یا قبرهای این‌ها را، این هم نمی‌شود. قبر یا قبر یکی یا دوتا مسلمان توی شهری که اکثرش مسلمان نیستند. درست شد؟ توی قبرستانی مثلاً کشور خارجی چهار تا مسلمان به این جهت دفن کردند، ملاک نیست برای اینکه ما به آن جهت نماز بخوانیم قبله باشد. یک مسجدی هم که مسیر کم رفت و آمد مسلمان‌هاست، محرابی اگر دارد، آن هم باز نمی‌شود بهش اعتنا کرد. اینجا "قلیله المار" به قول ایشان.

اگر ما هیچ‌کدام از این علامت‌ها را، نه محراب معصوم را داشتیم، نه قواعد نجومی را، شهری هستیم که به آن نشانه‌های روایات هم - شام و یمن و عراق و فلان و این‌ها نیست - مشهد می‌خواهیم نماز بخوانیم. نشانه‌هایش هم... نگ... و از طرفی این ویژگی دیگر هم ندارد. محرابی که همیشه مسلمانان نماز خوانده‌اند مثلاً، یا اینکه خودمان بخواهیم تشخیص بدهیم و این‌ها، یا قبر مسلمان فلان این‌ها. این‌ها را نداریم، اینجا چه‌کار می‌کنیم؟ اینجا تقلید می‌کنیم. اول تقلید می‌کنیم از قول کسی که آشناست. می‌خواهد مرد باشد، می‌خواهد زن باشد، می‌خواهد عبد باشد، می‌خواهد آزاد باشد. آخرش دیگر امارات، قلاده. اگر امارات نبود، آنجا تقلید می‌کند. محراب وقتی هست و قبر وقتی هست، بله، دیگر حالا بحث دیگری است. پس وقتی که نشد، دسترسی نداشتیم، آنجا تقلید می‌کنیم از کسی که عادل هم باید باشد. حالا مرد باشد یا زن، آزاد باشد.

کجاهاست که ما دیگر نمی‌توانیم و بعد تقلید بکنیم؟ یک وقتی که ما مانع داریم از اینکه این امارات را تشخیص بدهیم، مثل ابر هست، نمی‌توانیم تشخیص بدهیم، هوا ابری است. یک وقتی که در خود نمازگزار مانع باشد. گاهی مانع از امارات، گاهی مانع در خود نمازگزار است، مثل این کور. یک وقتی جهل به امارات دارد، بلد نیست، عامی است، این روایات این‌ها را بلد نیست. و این هم نکته قشنگش، به شرط اینکه وقت یاد گرفتنش کم باشد. اگر وقت یاد گرفتنش زیاد است، باید برود یاد بگیرد و به این امارات عمل بکند، بعد اگر نشد تقلید بکند. نکات مهمی است. حالا اگر عادل نبود، عادل نبود یعنی آدم‌های که بالاخره در عدالتشان شک است، اینجا به چهار طرف باید نماز بخواند. رتبه‌بندی را دیدید دیگر. اول محراب معصوم و علامت‌های نجومی و عمل به روایات و تشخیص قبور مسلمین و محراب مسلمین و این‌ها. نبود، عادل نبود، چهار طرف. بله، درس نخوانده بود. بله، زاویه قائمه باشد، نه اینکه حالا من چهار طرف را یک خورده یکیش این‌ور کج بود، یک خورده جان. از هر... فقط چهار تا زاویه قائمه. بله. اگر عاجز است، به هر میزان که می‌تواند چهار تا را عاجز است درباره نماز خواندن به چهار طرف. این نظر مشهور فقهاست، ولی می‌فهمند که مدرکش ضعیف، سندش ضعیف. شهید ثانی می‌فرمایند که ولی خواندن به چهار طرف این چیز خوبی است، چون که اینجا دیگر شما برایتان علم تفصیلی حاصل می‌شود، دیگر یقین حاصل می‌شود که بالاخره توی یکی از چهار تا قبله بود تا چهل و پنج درجه‌اش هم که بخشیده شده است. بله، تا چهل و پنج چند درجه به راست، چهل و پنج درجه به چپ بخشیده شده است. تقریباً چهل و پنج درجه. بله، از کلام اشکال ندارد. تا نود درجه را نود درجه اشکال می‌دانند، کمتر از نود درجه. ولی ظاهراً از عبارت چهل و پنج درجه اشکال... مسیری که ایستاده‌ای، چهل و پنج درجه این طرف، چهل و پنج درجه آن طرف از قبله، این تا چهل و پنج درجه‌اش اشکالی ندارد. حالا بالاخره این چهار طرفی که خواندی بالاخره گرفته، حل است آنجا. ولو چون مستقیم هم که خواندی مثلاً سمت چپ خواندی، سمت چپت به زاویه سی درجه به راستش باید می‌خواندی تا قبله بود. چهل و پنج درجه را گفتیم که اشکالی ندارد. حل است.

یک بحث دیگر هم داریم مثل وقتی که کسی نمازگزاری که چند تا لباس نجس دارد، یک لباس طاهر توی این‌ها دارد. چهار تا شورت دارد، سه تایش نجس است، یکیش پاک است. یادش نیست کدامش پاک است. با هر چهار تا باید نماز بخواند. یقین پیدا کند که آنی که پاک بوده... بله، عبرت پیدا کند آنی که پاک است. گفتند این از نظر سند مرسل است، ولی خب اشکالی ندارد. روایتش ارشادی است. آدم با عقل خودش هم همین را می‌فهمد. روایت ارشادی یعنی که اینجا گفته این را، سندش حالا قوی باشد، ضعیف باشد، خیلی مطرح نیست. سید بن طاووس، رضوان‌الله‌علیه، ایشان می‌فرمایند که نمی‌خواهد به چهار طرف نماز بخواند، اینجا قرعه بیندازیم. قرعه را داریم. یک بحث فقهی هم هست سر جای خودش. ولی شهید ثانی می‌فرماید که این نظر ایشان قول نادری است، هرچند که قرعه برای کارهای مشکل و مشتبه سفارش شده است. بله، بله، مال قرن هفت، شهید اول شاگرد علامه حلی، شهید ثانی هم که باز دوباره با دو سه واسطه شاگرد شهید اول می‌شود. اینجا هم پس قول سید بن طاووس که قرعه بیندازیم، ما عمل...

حالا اگر آقا نماز را خواند، جهت قبله اشتباه. اگر این جهت قبله اشتباه بود، به خاطر این بود که اول تحقیق کرده بود، تفحص که بر سر امارات و این‌ها، بعد خواند دید جهت قبله اشتباه بود. یا اینکه یک عادلی بهش گفت خواند، جهت قبله اشتباه بود. یادش رفته بود که جهت قبله را تحقیق بکند، خواند. اینجاها نمازش اگر انحرافش کم باشد، اشکالی ندارد. بله. اگر نمازی که خوانده کاملاً به سمت راست یا چپ، یعنی نود درجه فاصله دارد، اگر داخل وقت است، اعاده کند. داخل وقت نیست، وقتش گذشته، دیگر اعاده لازم نیست. نکته خیلی مهمی است ها. بعد از وقت فهمیدی امام، نماز قبلی را که به این جهت خواندیم، قبله این‌وریه. طبق نظر شهید ثانی اعاده نمی‌خواهد، قضا نمی‌خواهد. ولی اگر مستدبر بود، کلاً پشت خواند، یعنی دستشویی را آمد نگاه کرد. از دستشویی می‌خواست تشخیص بدهد، این دو طرف که نیست، پس قبله این‌ور است. به این‌ور ایستاد. بعد نمازش که تمام شده بود، وقتش هم گذاشته. اگر داخل وقت است، باید اعاده کند. خارج از وقت هم است، باید قضایش را به‌جا بیاورد. اینجا دیگر قضایش را لازم. شهید ثانی می‌فرماید که اقوا این است که اعاده نماز در داخل وقت مطلقاً لازم است. یعنی که هم مستدبر باشد، هم جهت اشتباه خوانده باشد، هم نود درجه باشد. در هر صورتش. فقط یک مسئله، مشهور فقها گفتند هر انحرافی که مقابل قبله نباشد، یعنی به نود درجه نرسد، به چپ و راست نرسد، این ملحق به همان حکم خود نقطه چپ و راست می‌شود. هر انحرافی که از نقطه راست و چپ خارج شده تا به نقطه جنوب و قبله برسد، حکم قبله را دارد. نود درجه کمتر از نود درجه که اشاره بحث دوم ما بود درباره قبله بخت را گفتیم، قبله را هم گفتیم. فصل دوم بود. بخش سوم ستر عورت است که ان‌شاءالله خواهیم خواند. الحمدلله.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00