شرح لمعه

جلسه هشتم

شرح لمعه . 1398/12/11
00:15:03
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. خب، بنا بود که ما ادامه کتاب «دیات» را محضر دوستان بخوانیم. به خاطر شرایط خاصی که پیش آمده و مسئله کرونا و مسائل از این قبیل، فعلاً ظاهراً از زیارت رفقا محرومیم و باید به همین نحو به‌صورت غیرحضوری بحث را داشته باشیم. خب، خیلی لطف آن فضای حضوری را ندارد. از طرفی، اما مسافر بودیم و الان دقایقی است که رسیدیم. آخرین شبم هست و باید فایل را به دوستان بدهیم تا جلسه امروزمان از دست نرود و رفقا بتوانند بحث امروز را به دست بیاورند. لذا حالا سعی می‌کنیم که کمتر، یعنی دو صفحه بیشتر نخوانیم، با سرعت بیشتر؛ چون دیگر بالاخره گفتگوها و این‌ها نیست. توی حالا یک ربع، بیست دقیقه دو صفحه را خدمت دوستان داشته باشیم. باز اگر سؤالی، نکته‌ای بود، دوستان ان‌شاءالله در فضای مجازی منتقل می‌کنند و پاسخگوی عزیزان خواهیم بود.

تا مسئله یازدهم را با هم خواندیم. مسئله یازدهم در مورد «ذُبیّه» است که یک نفر در داخل ذبیّه بیفتد. ذبیّه گودال شیر است و آن حفره‌ای است که برای شکار شیر می‌کنند. این هم که به آن می‌گویند «ذبیّه» به خاطر این است که این را جای بلندی حفرش می‌کنند. اصل ذبیّه از «زاویه» است، آنجایی که آب دیگر بالاتر از آن نمی‌آید و به بالای آن مسلط نمی‌شود. در مثال هم دارد: «بلغ السیل الزُبا»؛ سیل به زبا رسید. این همین است. قله بلند که دیگر به آنجایی که سیل نمی‌تواند برسد، به آنجا هم رسید؛ یعنی خیلی از حد گذراند و به نقطه اوج و نهایی رسید. این را می‌گویند ذوب.

حالا یک نفر افتاد توی این گودال شیر، در این ذوباب، و به نفر دومی آویزان شد و نفر دوم به سوم، سوم به چهارم. همگی افتادند توی این حفره و در این ذوباه و شیر هم همه این‌ها را درید و خورد. در روایت محمد بن قیس از امام باقر علیه‌السلام، از قول امیرالمؤمنین علیه‌السلام، روایتی (نقل شده) که امیرالمؤمنین آنجا حکم کردند که نفر اول طعمه شیر و هیچ‌کسی لازم نیست که دیه‌اش را بدهد. خویشان این نفر اول یک‌سوم دیگر را به نفر دوم پرداخت می‌کنند. نفر دوم دو سوم دیه را به نفر سوم، نفر سوم یک دیه کامل را به نفر چهارم پرداخت (می‌کند).

به این روایت عمل کردند، ولی تطبیق این روایت با اصول مسلم فقهی کمی دشوار است؛ چون که طبق نظر شهید ثانی، محمد بن قیس «مشترک» است. مشترک یعنی بین ثقه و غیرثقه. ما محمد بن قیس ثقه داریم، هم محمد بن قیس غیرثقه. و می‌شود گفتش که حکم روایتم مربوط به یک مورد خاصی بوده؛ یعنی از باب «قضیه فی الواقعه» بوده. بهتر است که به مضمون روایت عمل نکنیم، مطلقاً؛ چه در مورد گودال شیر باشد، چه در مورد چاه باشد. قضیه در مورد یک چاه شیر، یک حفره شیری که آن حفره هم خاص بود و مال یک جای خاصی، نه اینکه مطلقاً اگر تو همچین شرایطی توی چاله‌ای نفر اول افتاد، دومی را کشید، دومی سومی، سومی...

نظر شهید، توجیهی اینجا در مورد این روایت صورت گرفته. آن هم این است که فرد اول را کسی نکشته. خون خودش هدر بوده. در واقع، دومین نفر، اول را کشته. خود نفر دومی هم سومی و چهارمی را کشته. لذا دیه دومی بین سه نفر پخش شده. نفر اول و سوم و چهارم به خاطر جنایتی که به او وارد شده، مستحق دریافت دیه است. سومی را دو نفر کشتند: اولی و دومی. نفر سوم یک نفر را کشته که همان نفر چهارم است. لذا به خاطر این جنایتی که به او وارد شده، دو سوم دیه را مستحق (است) و یک‌سومش هم به خاطر اینکه به نفر چهارم جنایت وارد کرده، باز دیه ساقط می‌شود. باز از این طرف، نفر چهارم را سه نفر کشتند: اولی، دومی، سومی. لذا استحقاق دریافت دیه کامل را دارد. نفر چهارم.

شهید ثانی این توجیه می‌فرمایند که این در واقع داریم علت برای چیزی می‌آوریم که خودش محل نزاع است؛ چون اگر کسی یکی دیگر را بکشد، لازمش این نیست که دیه‌اش از کسی که خودش او را کشته، کم بشود. اگر مثلاً ایکس، ایگرگ را بکشد یا این بد دوباره، یعنی ایکس ایگرگ را بکشد، ایگرگ هم زد را بکشد، اینجا دیه ایگرگ از ایکس که قاتلش است، کم نمی‌شود. لذا این فرض اصلاً خودش اصل محل نزاع است.

برخی فقها گفتند که اینجا دیه چهارمی به عهده آن سه تای اول به طور مساوی است؛ هر کدام یک‌سوم باید بدهند. چون هر سه نفر این‌ها مشترکاً سر قتل بودند. و این هم که امام دیه نفر چهارم را به سومی نسبت داده، فقط به خاطر این است که دومی یک‌سوم دیه را از نفر اول طلبکار است که بعد از اینکه دریافتش کرد، یک‌سوم دیگر به او اضافه می‌شود و آن را به نفر سوم می‌دهد. آن وقت نفر سوم هم یک‌سوم دیگر به آن اضافه می‌کند که می‌شود دیه کامله و می‌دهد به نفر چهارم.

حالا نظر شهید ثانی نسبت به این قول این است که اولاً با ظاهر روایت اصلاً سازگاری ندارد؛ چون در روایت این بود که نفر سوم باید دیه کامله را مستقلاً بدهد. ضمن اینکه این توجیه در مورد آن دو نفره دوم و سوم قابل اجرا نیست؛ چون اگر شما قائل به حرف شدی، این قول شما استلزامش این است که یک دیه سومی هم به عهده آن دو نفر اول باشد که نفر اول و دوم باشد و یعنی آن فرد سوم دیه‌اش بیاید به عهده اول و دوم. دیه نفر دوم هم همه‌اش بیاید به عهده نفر اول. خب، همچین مطلبی هم درست نیست. قبلاً گفته شد که این که دومی نسبت به سومی قاتل باشد، این دخالت ندارد در اینکه بخواهد حق ساقط بشود، حقش نسبت به نفر قبلش. درست است قاتل نسبت به آن یکی است، ولی حقش نسبت به این یکی که از بین نمی‌رود. مگر اینکه فرض بکنیم که یک شخصی روی یکی دیگر افتاده؛ یعنی مثلاً آن شخصی که روی نفر دوم افتاده که می‌شود نفر سومی که افتاده بود، نفر دوم. این باعث شده که شیر نفر دوم را بدرد. خب، اینجا این توجیه به ذهن نزدیک می‌شود، می‌شود قبولش کرد. ولی باز این فرض هم با ظاهر روایت جور درنمی‌آید. این هم نکته.

اینجا بحث بعدی. یک روایت دیگری داریم که از سهل بن زیاد از ابن شمعون. سهل بن زیاد نقل کرده از عبدالله عصام از مثمع از امام صادق علیه‌السلام که امیرالمؤمنین علیه‌السلام این‌جور حکم کردند: دو نفر اول یک‌چهارم دیه، ربع دیه. نفر دوم ثلث دیه. نفر سوم نصف دیه. نفر چهارم دیه کامل داشته باشد. همه این‌ها را هم چه کسی باید بدهد؟ عاقله باید بدهند. عاقله آن کسانی که روی هم افتادند و همه با هم به کام شیر رفتند، همهشان پرداخت (می‌کنند).

توجیه کردند که این گودال ادواناً کنده شده بوده و این هم که این‌ها توسط شیر دریده شدند، به خاطر ازدحامشان بوده. طوری بوده که مانع فرار هر کدام از این‌ها می‌شده. لذا نفر اول به خاطر اینکه افتاده در گودال و آن سه تای دیگر هم روی او افتاده و افتادند روی این بنده خدا و همه افتادند در گودال و مردند، آن سه تای دیگر خب، این نفر اول به خاطر اینکه آن سه تای دیگر روی او افتاده بودند، آن سه تای دیگر در واقع چون می‌افتند، باید سه‌چهارم (دیه را بدهند). یعنی سه‌چهارم سبب قتلشند. لذا سه‌چهارم دیه این بابا ساقط می‌شود. یک‌چهارم می‌ماند که می‌افتد به عهده آنی که گودال را کنده.

نفر اول نسبت به نفر دوم به خاطر اینکه نفر اول این را کشید که یک‌سوم سبب (بود) و دو نفر دیگر هم افتادند روی او که نفر سوم و چهارم بودند، آن هم دو سوم سبب بودند. این سه‌ رکن اسباب مرگ او. این سه تا باز خود نفر دوم باعث شده که نفر سوم و چهارم روی او بیفتند. لذا دو سوم دیه‌اش ساقط می‌شود. یک‌سوم دیه برای نفر دوم باقی می‌ماند که می‌افتد به عهده نفر (اول). نفر سوم هم به خاطر اینکه دومی او را کشیدتش و نفر چهارم روی او افتاده، می‌میرد. نصف سبب می‌شوند. نفر چهارم چون خود این نفر سوم او را کشیده و انداخته روی او. لذا باز این یک‌دوم از بین می‌رود و آن نصف دیگر می‌ماند که می‌افتد به عهده نفر دوم. باز نفر چهارم هم چون نفر سوم این را کشیده و انداخته روی او، لذا دیگر این کامله می‌افتد روی همان نقطه نفر (چهارم).

شهید ثانی می‌فرمایند که درست این است که بگوییم که سند این روایت ضعیف است. در واقع لازم نیست که ما بخواهیم این‌جور توجیهاتی داشته باشیم. چرا سند روایت ضعیف است؟ چون سهل بن زیاد اهل سنت بوده. ابن شمعون هم اهل غلو بوده. عصام هم ضعیف بوده. لذا ما روایت را اصلاً رد بکنیم. چه با این طوری چه بدون تو. این بهتر است.

شهید اول هم این روایت را به خاطر این رد کرده که این جنایت یا عمدی است یا شبه‌عمد. و در هر دو تای این‌ها عاقله مسئول پرداخت دیه نیستند. در قتل خطایی مسئولیت (هست). ضمن اینکه در روایت هم آمده که مردم سر این در واقع ذبیّه جمع شدند و به شیر نگاه می‌کردند. این منافات دارد با اینکه بخواهد آن حافر، آنی که گودال را حفر کرده، چیزی به عهده‌اش بیاید، بخواهد آن ضامن باشد. جهالت در کار نبوده. قرار نبوده. چطور اینجا می‌خواهد حافر مکلف باشد به اینکه یک‌چهارم دیه نفر اول را (بدهد).

خب، از کنار این دو تا روایت که رد بشویم، آن قول متجه این است که بگوییم که آقا، هر کدام از این‌ها ضامن همه دیه آن کسی که روی او قرار گرفته و در گودال او را کشیده روی خودش و آورده در گودال. هر کدام این‌ها سبب مستقل بودند برای اتلاف طرف. هر کدام مستقل قتل آن کسی است که با خودش کشیده توی گودال. نظر علامه حلی در تحریر هم همین مسئله است. ایشان هم به همین نظر رسیده، به همین (نظر) اختیار کرده در تحریر.

خب، برای امروزمان به این نحو، این بخش کفایت می‌کند. تند خواندیم و احتمالاً بالاخره بعضی جاهایش محل سؤال است برای رفقا. به حساب اینکه ما دیگر فایل را باید تحویل می‌دادیم، سریع سعی کردیم که بحث را به یک جایی برسانیم که لااقل تا امروز تمام نشده. لااقل به حسب روز عرفی ما به ساعت ۲۴ نرسیدیم، این فایل را بتوانیم به دوستان (برسانیم).

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00