لعل روانبخش

جلسه بیست و پنجم : برهان فقر؛ جامع‌ترین راه خداشناسی

00:42:00
115

در این مجموعه جلسات، قرآن به‌عنوان معجزه زنده الهی معرفی می‌شود؛ کتابی منسجم، بی‌تناقض و فراتر از توان بشر. با روشی عمیق و عقلانی می‌آموزید چگونه قرآن را درست بفهمید، شبهات را پاسخ دهید و از تفسیر به رأی عبور کنید. مسیر انس با قرآن، از قرائت و تدبر تا شفا و هدایت قلبی، به‌صورت کاربردی ترسیم می‌شود. این جلسات شما را از خداشناسی ذهنی عبور می‌دهد و به توحید زنده، خداپرستی واقعی و معنای تازه‌ای از زندگی می‌رساند

معرفی
* خدا ساعت‌ساز بازنشسته نیست؛ او هر لحظه جهان را از نو خلق و مدیریت می‌کند! [00:50]

* سیستم عامل هک نشدنیِ عالم، خداست. او مدیر مقتدر و شکست‌ناپذیرِ کل شبکه است! [03:47]

* جوش و خروش دائمی و هدفمند ذرات عالم برای رسیدن به غایت کمال؛ در زنجیره‌ هستی هیچ موجودی بیکار نیست [05:52]

* مالکیت مطلق بدنمان برای خداست؛ برای اموال او در چهره و انداممان تعیین تکلیف نکنیم [16:28]

* حتی خورشید از من و تو مسلمان‌تر است؛ تنها موجود بی‌نماز و یاغی در کائنات انسان است! [17:50]

* علی (ع) خودِ «آیت‌الله العظمی» است و جدا کردن امیرالمؤمنین از خدا، حماقت محض خوارج! [18:18]

* درسِ قرآن دادن به «قرآن ناطق»؟! گستاخی در برابر علی(ع) عینِ افترا بستن به خداست [20:30]

* نتانیاهو از چنگال خدا قِسِر در نمی‌رود؛ سنتِ «املاء» مقدمه‌ قطعیِ نابودی اسرائیل است. [27:55]

* این آتش نیست که می‌سوزاند، خداست! قابل توجه کسانی که به جای درک حضور الهی در جهان، تنها به دنبال ماده و ظاهرند! [29:56]
خلاصه
خداوند لحظه‌به‌لحظه در حال خلق و تدبیر این عالم است و این‌گونه نیست که ما را آفریده و رها کرده باشد. او قیوم ماست و تمام هستی در قبضهٔ قدرت اوست. قرآن می‌فرماید: «لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ»؛ هم آفرینش از آنِ اوست و هم فرمان. او حق دارد برای مخلوقش تعیین تکلیف کند و ما مملوک او هستیم. اما خوارج با کج‌فهمی، شعار «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ» را در برابر امیرالمؤمنین سر دادند، غافل از آنکه علی (ع) قرآن ناطق و آیت‌الله العظمی است. آنان حقیقت را ندیدند و بر امام زمانشان شوریدند.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و ائمتهم و سلم
طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین
بحث سر این بود که نیاز به خدای متعال، نیازی دائمی است و این‌طور نیست که خدای متعال خلق کرده باشد و رها کرده باشد؛ بلکه هر لحظه مراقبت می‌کند، نگهداری می‌کند، بلکه هر لحظه خلق می‌کند. خدای متعال هر لحظه در حال خلق ماست؛ آن‌به‌آن خلق می‌کند، آن‌به‌آن فیض جاری می‌کند، آن‌به‌آن توجه دارد. یک لحظه از ما غافل نیست. اگر بندگی کنیم، او را بپرستیم، به او توجه کنیم، از او تشکر کنیم، تسلیم او باشیم، مطیع دستور او باشیم، یک توجه دیگری هم نصیب ما خواهد شد از جانب او. یک رحمت دیگری هم نصیب ما خواهد شد؛ آن رحمت، رحمت خاصه است.
آیاتی از قرآن بیان می‌کند که خداوند هم خلق کرده است و هم تدبیر می‌کند. تدبیر جدا نیست از آفرینش. لحظه به لحظه همه موجودات، هم در اصل به وجود آمدنشان به خدای متعال وابسته‌اند و هم در بقا، وابسته به خدای متعال‌اند. قرآن کریم در آیه ۵ سوره زمر این‌طور می‌فرماید: «خلق السماوات و الارض». آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. «بار ملابس است». (ملابسه یعنی در این لباس، در این فضا، در این ساختار، در ساختار حق، در لباس حق.) «یکور اللیل علی النهار و یکور النهار علی اللیل و سخر الشمس و القمر»؛ شب و روز و ماه و خورشید را... «کل مسما الا هو العزیز الغفار». آسمان‌ها و زمین را خلق کرده است و خودش دارد مدیریت می‌کند. شب را، روز را، خورشید را، ماه را. همه را دارد تنظیم می‌کند. همه را دارد جاری می‌کند برای یک «اجل مسمایی»؛ به سمت یک مقصدی و زمان خاصی که آنجا به هر حال برسند این موجودات به آن نقطه. اوست که عزیز غفار است.
خیلی زیباست این اسم‌های خدا که آخر آیات می‌آید؛ اصلاً یک‌هو فضا را عوض می‌کند. خدا هم عزیز است و هم غفار. کسی نمی‌تواند برنامه خدا را به هم بزند، او عزیز است. کسی نمی‌تواند برنامه را به هم بزند. در عین حال اگر تو برنامه، اشکالی، ایرادی، سستی، نقصی، چیزی از طرف او ایجاد بشود، او غفار هم هست؛ هم عزیز و هم غفار. خب، علامه در جلد ۱۷، صفحه ۲۳۶ می‌فرمایند که این آیه بعد از بیان خلقت آسمان و زمین بلافاصله صحبت از تدبیر شب و روز و خورشید و ماه می‌کند. خدا فقط خالق نیست، مدبر هم هست. تدبیر هم «تکوین» است. «اذا الشمس کورت»؛ آن حالتی که پنهان می‌شود، مخفی می‌شود، تاریک می‌شود. شب را می‌آورد روی روز، روز را می‌آورد... تکویر شب بر روز، تکویر روز بر شب؛ یعنی روز را می‌آورد شب را کنار می‌زند، شب را می‌آورد روز را کنار می‌زند.
در آیه ۴ سوره سجده هم که علامه در جلد ۱۶، صفحه ۴۴ این نکته را می‌فرمایند، می‌فرماید: «الله الذی خلق السماوات و الارض و ما بینهما فی ستۀ ایام». خدا آسمان‌ها و زمین را خلق کرد. «ثم استوی علی العرش»؛ بعد مستقر بر عرش شد. «مالکم من دونها من ولیا و لا شفیعًا افلا تتذکرون»؛ شما غیر از او نه ولی دارید و نه شفیع دارید. چرا تذکر پیدا نمی‌کنید؟ خب، از طرف دیگر، مطالعه در نظام هستی ما را به اینجا می‌رساند که همه اجزای عالم به هم متصل‌اند؛ طوری که یک موجود در مسیر وجودی‌اش موجود دیگری را هم به کمال می‌رساند. یعنی آقا، همه دارند به سمت کمال می‌روند و بقیه را هم به سمت کمال می‌برند. کمال هیچ‌کدام در ناقص کردن بقیه نیست. خورشید دارد کامل می‌شود. خورشید در کمال است. حالا خورشید را نگوییم، بگوییم گیاه. یک گیاه وقتی که دارد به کمال می‌رسد، این خاک را هم به کمال می‌رساند. برای خاک هم فایده دارد دیگر. انرژی را دارد می‌گیرد و به خاک می‌دهد. نور را می‌گیرد و به خاک می‌دهد. برای محیط زیست هم فایده دارد. یک گیاه وقتی رشد می‌کند، هوا هم بهتر می‌شود؛ اکسیژن می‌دهد، دی‌اکسید کربن می‌گیرد. خدمت شما عرض کنم که برای آب آن منطقه فواید دارد، برای حیوانات آن فواید دارد، برای اکوسیستم آن منطقه فواید دارد، برای انسان فواید دارد. خودش دارد کامل می‌شود و به بقیه موجودات هم کمال می‌رساند. خلقت خدا این شکلی است. سلسله موجودات مثل یک زنجیری است که وقتی اولین حلقه‌اش به طرف هدف حرکت می‌کند، آخرین حلقه سلسله هم می‌رود به سمت سعادت و هدفش. همه با هم حرکت می‌کنند.
توسط نام علامه در جلد ۷، صفحه ۳۰۰ تا ۳۰۲ دارد، می‌فرمایند: بعد مثالی می‌زند: انسان دارد بهره می‌برد از یک نظامی که در حیوانات و نباتات جاری است. نباتات دارند بهره می‌برند از یک نظامی که در زمین جاری است، در محیط اطرافشان جاری است. برای همین، عقل به این نتیجه می‌رسد که اجزای این نظام متصل‌اند. آفریننده این هستی، ذات هر موجودی را طوری قرار داده تا اثر ویژه‌ای از او سر بزند. ذات هر موجودی یک اثری دارد. هر موجودی اثری دارد؛ گیاه یک اثری دارد، حیوان یک اثری دارد، آب یک اثری دارد، خاک یک اثری دارد، باد یک اثری دارد، آتش یک اثری دارد. اثرات فرق می‌کند؛ خورشید یک اثری دارد، ماه یک اثری دارد، ستاره یک اثری دارد. یک وظیفه خاصی را هر کدام از این‌ها در طول زندگی‌اش انجام می‌دهد، یک وظیفه‌ای را که از او خواسته‌اند دارد به جا می‌آورد و همه این مراحل را دارد در یک چهارچوب معین، در یک قضا و قدر خاصی طی می‌کند.
خلاصه اینکه آقا، خالقی که هستی بخشیده به این عالم، خودش دارد حکمرانی می‌کند، حکومت می‌کند. صفر تا صد این عالم دست اوست. مدیریت دست اوست. تدبیر عالم دست کسی است که خودش خلق کرده است. در سوره اعراف، آیه ۵۴ فرمود: «له الخلق و الامر». همه خلق و همه امر از آن اوست. یعنی همان‌طور که تو خلقت هیچ‌کس هیچ‌کاره‌ای نیست، هر جور دلش بخواهد خلق می‌کند. البته روی حکمت خلق می‌کند؛ «یخلق ما یشاء». البته این «و ما یشاء» ما می‌گوییم خدا دلش بخواهد. خب، چرا باید دلش بخواهد؟ چرا دلبخواهی است؟ آن دلبخواهی او با دلبخواهی ما فرق می‌کند. دلبخواهی ما اثر جهل و لذت آنی و سطحی‌نگری و ظاهرنگری‌مان است. الان مثلاً من بستنی دلم می‌خواهد، تو زمستان با این گلوی گرفته. ایشان هم می‌خواهد آقا سید، این دلم می‌خواهد عین مفسده است، ضرر است. تو این سرما، با این گلو، با این اوضاع، با این قیمت‌ها، پول بدهم؟ بروم... آقا، با این پولت را جمع کن برو یخچال بخر. پول بستنی‌ها را کم کن. حالا درد چاقو که می‌شه... چاقو بخر. چاقو به درد بخور. کاسه بخر برای سرما خوبه؛ کله‌پاچه. این می‌شود دلبخواهی‌های ما. ولی دلبخواهی‌های خدا چیست آقا؟ عین حکمت است، عین عقل است. خدا جز عقلانیت که ندارد. خدا عقلانیت محضه. خدا حکمت محضه. خدا علم محضه. آنچه می‌خواهد مطابق است دقیقاً با آنچه که باید باشد، با آنچه که درست است، با آنچه که خدا حق محضه. «ذلک بأن الله هو الحق و أن ما تدعون من دونه هو الباطل». پس تو خلقش هر طور بخواهد خلق می‌کند.
وضعان اوس کل خلق از آن اوست. کل امر هم از آن اوست. حکمرانی این عالم با اوست؛ هم امر تکوینی و هم امر تشریعی. فرق امر تکوینی و تشریعی چیست؟ نظام تکوینی عالم «بود و نبود» است. عالم «باید و نباید» است. در تکوینی بین اراده خدا و محقق شدن هیچ فاصله‌ای نیست؛ «کن فیکون». در تشریعی بین اراده خدا و محقق شدن ما هم آن وسطیم. خدا باید بخواهد، ما هم باید بخواهیم و عمل کنیم، تا محقق بشود. می‌شود تشریعی، دین خداست. به خورشید می‌گوید برو صبح شدن و نشدن دست خداست. هیچ‌کسی دخالت ندارد در اینکه صبح بشود یا نشود. ولی در قضا شدن نماز صبح و قضا نشدنش من و شما دخیل‌ایم. به خورشید می‌گوید برو. به من و تو هم می‌گوید. همان‌که به خورشید گفته برو، به من و شما می‌گوید پاشو. آن می‌آید، ما هم می‌خوابیم. آره، او تکویناً می‌آید، ما هم تشریعاً می‌خوابیم. او امر تکوینی را اطاعت می‌کند، ما امر تشریعی را عصیان می‌کنیم. درست شد؟ چرا؟ برای اینکه تحقق نماز صبح به اراده من و شما هم بستگی دارد، به کار من و شما بستگی دارد. اگر تکوینی بود، خودش اراده می‌کرد، من و شما پا می‌شدیم، می‌خواندیم، تمام. ولی تکوینی نیست، تشریعی است.
بحث اثر اینکه تشریع در بقیه موجودات و حیوانات را می‌خواستم بگویم که مثلاً این حیوانات که تسبیح می‌کنند، «کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ». قرآن می‌گوید همه موجودات صلاتشان را می‌دانند. یعنی تنها موجود بی‌نماز عالم انسان است. باعث فایده می‌شود با آن کسی که نمی‌کند. ضرر و این‌جوری توضیح داده بشود که یعنی چی که حالا اگر اختیار و اراده‌ای هست که می‌پذیرند، آن چه اراده‌ای است، چه اختیاری؟ پذیرشش به چه معناست؟ نپذیرد چطور می‌شود؟ درست شد؟
خلاصه آقا جان، از بعضی آیات و روایات فهمیده می‌شود که تشریع در بقیه موجودات هم هست. «اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجد الملائکه کلهم اجمعون الا ابلیس ابی و استکبر». خب، این امر تکوینی بوده یا تشریعی بوده؟ آها، این یک بحث مفصلی علامه طباطبایی دارد که این تکوینی، تشریعی. ان‌شاءالله حیاتی باشه، المیزان را شروع کنیم. یک چیز جدید، به هر حال. در ملائکه هم مثلاً بحث فطرس را، آیت‌الله... آیت‌الله جوادی خوب قبول داشتند حدیث فطرس را. معلوم می‌شود تخطی در... البته ملائکه الارض را از ملائکه السماء جدا می‌کنند، می‌گویند ملائکه زمین برایشان عصیان فرض است. ملائکه آسمان. قرآن تصریح کرده که: «یا فعلون ما یؤمرون». هر چه دستور بهشان داده بشود انجام می‌دهند، معصوم‌اند. ولی برای ملائکه الارض شاید بحث جدا باشد و فطرس را بشود قبول کرد که تازه تخطی هم در مورد آن‌ها معنای خودش را می‌دهد. شریعت در مورد آن‌ها معنای خودش را می‌دهد. اراده معنای خودش را می‌دهد. اطاعت، عصیان معنای خودش را می‌دهد. به هر حال این می‌شود عالم امر.
پس هم خلق از آن اوست. «لهو» مقدم هم شده. فقط مال اوست خلق و امر. چرا؟ چون خلق کرده، اختیارش را دارد، دستور با اوست. او حق دارد بگوید چیکارش کن. مال اوست. او می‌گوید آقا این را اینجا استفاده نکن، این را بر مخلوق من عارض نکن. آقا مثلاً چه می‌دانم، تیغ به صورتت نیاد. مثلاً می‌گویم: صورت ریشت را، آقای مرد، محاسنت را نزن. مال من است. خلق کردم. امر می‌کنم. مخلوق من است. این پوست مال تو نیست، این چهره مال تو نیست، مال من است. من بهت دادم. «له الخلق و الامر». من می‌گویم روی صورت تو چی باشه چی نباشه. من می‌گویم پوشش چه مدلی باشه. من می‌گویم این موها را باهاش چکار کن. من می‌گویم این زیبایی‌های اندامت را باهاش چکار کن. این رحم را من بهت دادم. من تعیین تکلیف می‌کنم باهاش چکار بکنی. و همین‌طور، حالا این یک بخشی بود. همه هستی، همه کائنات از آن من است و من دستور می‌دهم. به امر تکوینی، همه موجودات دارند فرمان مرا می‌برند. به امر تشریعی هم می‌برند. یک نفر این وسط ظلوم کفور است. کفار جهول. او هم تویی. یک نفر عصیان می‌کند در این هستی، او هم تویی. عمرم برای تو آفریدم. او هم تویی. آقا رسول خوب: «الا له الحکم». حکم هم از آن اوست. حکومت، دستور، حاکم علی الاطلاق خدای متعال است. «ان الحکم الا لله». حالا خوارج خوب نمی‌فهمیدند معنایش را. خدا را وقتی یک چیزی جدا فرض می‌کنند، فکر می‌کنند مثلاً یک خدا داریم، یک دوربین داریم، یک میز داریم، یک صندلی داریم. بعد می‌گوید که مثلاً باید یک علی داریم، یک پیغمبر داریم. بعد می‌گوید که: «الحکم لله، لا لک یا علی!». حکم مال خداست، مال تو نیست. علی هم مال خداست، علی هم نور خداست، علی هم آیت‌الله العظمی است. علی هم همه وجودش لبریز از خداست. عنانیتی در او نیست، تعینی در او نیست، عینیتی در او نیست. هر آنچه می‌بیند خداست، هر آنچه می‌گوید خداست، هر آنچه می‌شنود خداست، هر آنچه می‌داند خداست. لبریز از نور حق. این علی نیستش که حرف می‌زند. تو ای ظاهربین جاهل نادان، علی می‌بینی. بعد تازه علی را هم یکی شکل بقیه می‌بینی. برای تو علی و معاویه هم با هم فرقی ندارند. تفاوت ۸۰ کیلو است. آن ۷۰ کیلو است. تفاوت بین علی و معاویه را این می‌دانی؟ چقدر آدمیزاد احمق است؟ این نیست علی. علی این نیست. علی نور حق است. علی آیت‌الله العظمی است. مال‌الله. آیت هی اکبر منی. خدا! آیه‌ای از من بزرگ‌تر ندارد علی. علی بن ابی‌طالب (سلام‌الله علیه). این است. وقتی این شد، هر آنچه که او می‌گوید، «ان الحکم الا لله». این اصلاً در وجود او «ان الحکم الا لله» تثبیت شده. تو فکر کردی «ان الحکم الا لله» را بهتر از ولی می‌فهمی؟ تو با یک مفهوم و لفظ «ان الحکم الا لله» مواجهی. این آیه تو قلب امیرالمؤمنین. او با تمام ذرات وجودش دارد فریاد می‌زند: «ان الحکم الا لله». بعد تو تازه می‌خواهی بیایی آیه را به علی یاد بدهی. بعد تازه می‌گویی علی به آیه عمل نمی‌کند، مرتد شده. سبحان‌الله! سبحان‌الله از این همه جهل، از این همه حماقت، از این همه مظلومیت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام). از این همه مظلومیت حقیقت قرآن را، قرآن ناطق را می‌خواهی بیایی به او قرآن یاد بدهی. بعد داری مؤاخذه‌اش می‌کنی که به قرآن عمل نکرده. او هم کی؟ او هم چی؟ محکمات قرآن. علی محکمات قرآن را نمی‌فهمد؟ واضحات قرآن را عمل نمی‌کند؟ «ان الحکم الا لله» جز محکمات است. از جهتی، از یک جهت جز متشابهات است. از این جهت که این «لله»ش یعنی خدا و نه پیغمبر و علی، جز متشابهات می‌شود. از آن جهت که حکم از آن الله است، جز محکمات است. الله را اگر درست تصور کنی، حکم را درست تصور کنی، بالوجدان فریاد می‌زنی که اگر الله این است و حکم این است، مشخص است که حکم همه‌اش مال خداست. ولی این‌که الله از پیغمبر جدا باشد، از امام جدا باشد، این می‌شود جز متشابهات. باز آیات دیگری داریم: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم». آن می‌آید توضیح می‌دهد این را که این حکم از آن دیگران هم هست. آن دیگران، دیگران نیستند. دارد افترا علی‌الله.
حالا بحث‌های معارف ناب قرآنی است که کمتر متأسفانه بهش پرداخته می‌شود. بحث افترا علی‌الله. تو آیات قرآن سنگین‌ترین و «من اقلم من افتری علی الله کذبا و ظلمًا». ظالم‌ترین آدم کسی است که افترا ببندد. مصادیق افترا بر خدا خیلی مصادیق جالبی است؛ یکی‌اش همین است. تو می‌گویی که آقا، به ظاهر نمی‌فهمیم، داریم افترا علی‌الله می‌بندیم. می‌گوید که علی، حکم مال خداست، مال تو نیست. یعنی چی؟ یعنی این‌که من در تشخیص این آیه بیشتر از تو می‌دانم، بهتر از تو می‌دانم. یعنی خدا کسی را جان پیامبر قرار داد، وصی پیامبر قرار داد که در تشخیص و فهم یک آیه از این ابله فلان، که نهروانی، اهل کوفه، خارجی، از این کمتر فهم؟ معاذالله. افترا علی‌الله نیست؟ خدا به پیغمبر گفت: دست این را بگیر بالا. ولایتش را اعلام کن. دین را با او کامل می‌کنم. نعمت را با او تمام می‌کنم. اگر ابلاغ نکنی، رسالت را انجام نداده‌ای. سه روز برایش بیعت گرفت. «ان کان هذا هو الحق فانزل علینا حجاره من السماء» را در مورد او نازل کرد. برای او انجام داد. آیه ولایت برای او فرستاد. آیه رکوع برایش فرستاد. آیه مباهله. آیه لیله المبیت فرستاد. در مورد کسی که از فهم ابتداییات قرآن عاجز است، نمی‌فهمد. در برابر حکم خدا نباید... حکم خدا در وصف همچین کسی این همه آیه فرستاده. برای ولایت همچین کسی این همه محکم‌کاری کرده. گفته اگر اعلام نکنید، دین را کامل نکردید. بحث علی نیست. افترا علی‌الله. ما خیلی بحث افترا علی‌الله را ساده گرفتیم. بدعت مثلاً... تلفظ نامفهوم این‌ها خیلی کم است. به خدا. این همه هی تأکید دارد، بیست، سی تا آیه داریم در مورد افترا علی‌الله. این‌ها همه‌اش مصداق افترا علی‌الله است. در سوره مبارکه صف می‌فرماید: اون‌هایی که می‌گویند پیغمبر ساحر است، افترا علی‌الله دارند می‌بندند. چرا؟ چون می‌گویند خدا ساحر فرستاده. خدا ساحر می‌فرستد؟ خدا ساحر را به پیغمبری مبعوث کرده؟ روشن است آقا، خلاصه: «ان الحکم الا لله». حکم فقط مال خداست. «له الحکم». «والله یحکم لا معقب لحکمه». خدا حکم می‌کند و تعقیب‌کننده‌ای هم بابت حکم او نیست. کسی ندارد پیگرد قانونی برای خدا داشته باشد. تعقیبش بکند. بهش بگوید که برای چی این را حکم کردی، برای چی آن را حکم نکردی؟ این‌جور حکم می‌کردی بهتر بود. مُعقبی (عقوبت‌کننده‌ای) برای حکم خدا در ازای حکمش عقوبت نمی‌شود. سؤال از او نمی‌شود. پاسخ به کسی نمی‌دهد. بازخواست نمی‌شود. چون بهتر از این نبود، بهتر از این نمی‌شود.
«هو قائم علی کل نفس بما کسبت». او قائم است بر هر نفسی، آن وقتی که آن نفس در حال کسب است. خدا حاضر است و قائم است بر ما. حضور دارد و قیام دارد. تو همان لحظه‌ای که ما داریم با نفسمان چیزی را کسب می‌کنیم. انقدر اشراف و حضور و احاطه‌اش بالاست. و در سوره مبارکه بقره آیه ۱۴۸ آیه‌ای داریم که خب، این از آیات مهم قرآن است. علامه خیلی به این آیه اشاره دارد: «و لکل وجهۀ هو مولیها». هر موجودی یک وجهه‌ای دارد. یعنی وجهش به یک سمتی است. هر یک وجهه‌ای دارد که خدا دارد او را به آن سمت می‌گرداند. معلوم شد آقا، هر موجودی یک غایتی دارد که خدای متعال برای آن غایت خلقش کرده است و تقدیراتش را به سمت آن غایت قرار داده است و حرکتش را به سمت آن غایت قرار داده است و خودش هم دارد می‌برد.
روشن. با این توضیحاتی که داده شد، می‌شود گفتش که از نظر عقل و آیات قرآن، خالق این جهان هم خالق است و هم قیوم. قیوم ماست. تکیه‌گاه ماست. پناه ماست. آن‌به‌آن با ماست. «هو معکم این ما کنتم». محیط بر ماست. اشراف دارد. نظارت دارد. تسلط دارد. کاملاً در چنگ قدرت اوست. در قبضه قدرت اوست. در احاطه اوست. از ما غافل نمی‌شود. از دستش در نمی‌رویم. «مَن حُکُومَتُکَ» آفرین. بنابراین، نباید درباره این‌جور تصوری داشته باشیم که او جهان هستی را آفریده و نشسته طرف و نگاه می‌کند و منتظر است که قیامت بشود. عصبانی‌ام از دست ما هست، کاری هم از دستش بر نمی‌آید. گذاشته قیامت تلافی کند. الان که از دست من در رفتید، ولی یک روز برمی‌گردید اینجا پیش من. آنجا پدرتان را در می‌آورد. نه. همه‌اش در چنگ قدرت اوست. اگر هم اجازه داده که گناه انجام بشود، طغیان انجام بشود، خود همین هم سنتی دارد. خود همین هم حکمتی دارد. سنت املا، سنت تدریج، سنت استدراج، سنت امهال، سنت‌های الهی، سنت ابتلا. معلوم است از دست او در نرفته. رژیم صهیونیستی از دست خدا در نرفته. نتانیاهو گفته بود: «خود خدام». دیگه خدا ان‌شاءالله به حق این ساعت، به همین زودی زود، خبر نابود شدن رژیم صهیونیستی و تیکه‌تیکه شدن نتانیاهو را به ما برساند.
مخلوقات هم بدون نیاز به خالقشان ما تصور کنیم که می‌توانند زندگی کنند، کارهایشان را انجام بدهند و خدا هیچ دخل و تصرفی در کارهایشان ندارد. می‌شود همان ساعت‌ساز لاهوتی که قبلاً در موردش صحبت شد. درجه نباید نگاه استقلالی به اسباب داشت. چون خدا قیوم این‌هاست و بدون قدرت و اراده الهی نمی‌توانند تأثیر داشته باشند. تمام موجودات اگر اثر دارند، به اراده خدا اثر دارند. به اجازه و اذن خدا اثر دارند. آتش به اذن خدا می‌سوزاند. به واسطه آتش می‌سوزاند. خدا می‌سوزاند. من که خدا آتش را خلق کرده، آتش می‌سوزاند... نه، آتش که چیزی... آتش قیوم آتش خداست. «بورک مَن فی النار و مَن حولها». مبارک است آن‌کس که در آتش است. «بورک مَن فی النار». خدا تو آتش است. ما چون ذهنمان مادی است، می‌گوییم تو آتش است یعنی چی؟ چون باز مادی، مادی تصور می‌کنیم یک چیزی را که توی یک چیز دیگر است. نه، این توی اون است. این مادی نیست. این مثل روح است که توی اسم ماست. این مثل نور است که توی آب است. مثال دنیایی‌اش که خیلی خوب است این است: شما یک لیوان آب دارید. توی این لیوان آب، نور کجایش است؟ لای مولکول‌هایش است. تو هر مولکولی دو تا هیدروژن داریم و یک اکسیژن. نور متخلل شده.

--------------------------

منابع:

[آیه قرآن] سوره زمر، آیه ۵ — «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ ۖ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ ۖ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ»

[آیه قرآن] سوره رعد، آیه ۴۱ — «...وَاللَّهُ يَحْكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ...» (و خدا حکم می‌کند و برای حکم او بازدارنده‌ای نیست.)

[آیه قرآن] سوره رعد، آیه ۳۳ — «أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَىٰ كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ...» (آیا کسی که بر هر نفسی با آنچه انجام داده، مسلّط و حاکم است...)

[آیه قرآن] سوره بقره، آیه ۱۴۸ —«وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا...» (و برای هر کسی قبله‌ای است که وی رو به آن می‌ایستد.)

[آیه قرآن] سوره حدید، آیه ۴ — «...وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ...» (و او با شماست هر جا که باشید.)

[آیه قرآن] سوره نمل، آیه ۸ — «...أَن بُورِكَ مَن فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» (که پربرکت باد آنکه در [محدوده] آتش و آنکه پیرامون آن است، و منزّه است خدا که پروردگار جهانیان است.)

[آیه قرآن] سوره سجده، آیه ۴ — «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ»

[آیه قرآن] سوره نحل، آیه ۵۰ — «...وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» (و آنچه را به آن مأمور می‌شوند، انجام می‌دهند.

[آیه قرآن] سوره انعام، آیه ۵۷ (و آیات دیگر) — «...إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ...» (حکم و فرمان جز برای خدا نیست.)

[آیه قرآن] سوره اعراف، آیه ۵۴ — «...أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ ۗ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» (آگاه باشید که آفریدن و فرمان [نافذ در همه هستی] از آنِ اوست. پربرکت و سودمند است خدا که پروردگار جهانیان است.)

[آیه قرآن] سوره حج، آیه ۶۲ — «ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ»

[آیه قرآن] سوره بقره، آیه ۱۱۷ (و آیات متعدد دیگر) — «...إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ» (هنگامی که کاری را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: «باش»، پس بی‌درنگ می‌شود.)

[آیه قرآن] سوره نور، آیه ۴۱ — «...كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ...» (همه آنان نماز و تسبیح خود را می‌دانند.)

[آیه قرآن] سوره بقره، آیه ۳۴ (و آیات مشابه) — «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ» (و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید.» پس همه سجده کردند، جز ابلیس که سر باز زد و تکبّر ورزید و از کافران شد.)

[آیه قرآن] سوره نساء، آیه ۵۹ — «...أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ...» (ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا اطاعت کنید و از پیامبر و صاحبان امرتان [که امامان معصوم‌اند] اطاعت کنید.)

[آیه قرآن] سوره انفال، آیه ۳۲ — «وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاءِ...» (و [یاد کن] هنگامی را که [مشرکان] گفتند: «خدایا! اگر این [قرآن] همان حق از سوی توست، پس بر ما سنگ‌هایی از آسمان بباران...»)

[آیه قرآن] سوره انعام، آیه ۲۱ (و آیات متعدد دیگر) — «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ...» (و ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بسته یا آیاتش را تکذیب کرده کیست؟)

[داستان/حکایت تاریخی] علامه طباطبایی می‌فرمایند که آیه ۵ سوره زمر با ذکر تدبیر شب و روز و خورشید و ماه پس از بیان خلقت، نشان می‌دهد که خدا فقط خالق نیست، بلکه مدبر هم هست. (المیزان، جلد ۱۷، صفحه ۲۳۶)

[داستان/حکایت تاریخی] علامه طباطبایی می‌فرمایند که همه اجزای عالم به هم متصل هستند و در مسیر کمال خود، موجودات دیگر را نیز به کمال می‌رسانند؛ مانند گیاهی که هم خودش کامل می‌شود و هم برای خاک، هوا، حیوانات و انسان فایده دارد. (المیزان، جلد ۷، صفحه ۳۰۰ -۳۰۲).

[داستان/حکایت تاریخی] خوارج خطاب به امیرالمؤمنین (ع) شعار می‌دادند: «الحکم لله، لا لک یا علی!» (حکم مخصوص خداست، نه برای تو ای علی!). (خطبه 58 نهج البلاغه)

[داستان/حکایت تاریخی] در سوره صف، کسانی که معجزات پیامبر را «سحر» می‌خوانند، به عنوان افرادی معرفی شده‌اند که به خدا افترا می‌بندند. (سوره مبارکه صف، آیه ۷)
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00