لعل روانبخش

جلسه سی و یکم

00:32:51
126

در این مجموعه جلسات، قرآن به‌عنوان معجزه زنده الهی معرفی می‌شود؛ کتابی منسجم، بی‌تناقض و فراتر از توان بشر. با روشی عمیق و عقلانی می‌آموزید چگونه قرآن را درست بفهمید، شبهات را پاسخ دهید و از تفسیر به رأی عبور کنید. مسیر انس با قرآن، از قرائت و تدبر تا شفا و هدایت قلبی، به‌صورت کاربردی ترسیم می‌شود. این جلسات شما را از خداشناسی ذهنی عبور می‌دهد و به توحید زنده، خداپرستی واقعی و معنای تازه‌ای از زندگی می‌رساند

معرفی
* عالم هستی عین ربط و تعلق به خداست؛ اراده‌اش را که بردارد، همه چیز نابود می‌شود. [01:07]

* ادعای پوچ سازنده تایتانیک: «خدا هم نمی‌تواند این کشتی را غرق کند»؛ کشتی در اولین سفر غرق شد. [02:25]

* خدا، ملائکه و اولوالعلم شاهدند که جز او خدایی نیست؛ عالِم واقعی کسی است که به این شهود رسیده باشد. [07:00]

* خداوند «قائم به قسط» است؛ قیومیت او بر هستی، عین عدالت و حکمت است. [09:20]

* خداشناسی واقعی، درک قیومیت خداست؛ اوست که بین انسان و قلبش حائل می‌شود. [13:30]

* آیت‌الکرسی، سید آیات قرآن است؛ چون «حی» و «قیوم» را با تمام لوازمش تبیین می‌کند. [16:35]

* اسامی اصحاب کهف، حرز و امان است؛ چون خودشان ۳۰۰ سال در حرز و امان الهی زیستند. [18:46]

* کرسی خداوند، نه یک صندلی، که نماد فرمانروایی و احاطه کامل او بر تمام ذرات هستی است. [27:10]
خلاصه
همۀ عالم خلقت عین ربط به خدای متعال است و قوامش به اوست. ما همچون صورت‌های ذهنی هستیم که تا خدا ما را اراده کند، هستیم و با برداشتن اراده‌اش، هیچ می‌شویم. اما انسان مغرور این را فراموش می‌کند. سازندۀ کشتی تایتانیک با غرور گفت: «خدا هم نمی‌تواند این کشتی را غرق کند.» اما دیدید که در اولین سفرش، با همۀ عظمتش، غرق شد. این است سرانجام تکیه بر غیر خدا. در مقابل، به اولیای الهی بنگرید. در آیت‌الکرسی، سید آیات قرآن، می‌خوانیم که خداوند «حی و قیوم» است و «کرسیِ» فرمانروایی‌اش بر همۀ عالم حاکم است. این قیومیت در کربلا نیز جاری بود. آنگاه که سیدالشهدا (ع) در گودال قتلگاه تنها ماند، هیچ تکیه‌گاهی جز همان خدای حی و قیوم نداشت. همۀ عالم به ارادۀ او می‌چرخد، اما در آن لحظه، گویی همۀ اسباب دنیوی از کار افتاده بود و حسین (ع) غریبانه، با بدنی پاره‌پاره، مظهر تام توکل بر همان پروردگاری بود که حفظ آسمان‌ها و زمین او را خسته نمی‌کند.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین. لعنت‌الله‌علی‌القوم‌الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
خوب، مطلب آخر درس سوم است. درس سوم ان‌شاءالله، ان‌شاءالله، ان‌شاءالله دارد تمام می‌شود. رسیدیم به این مطلب که همه عالم خلقت، عالم کثرات، مظهر قیومیت خدای متعال است؛ چرا که همه قوامشان به خدای متعال است. عین ربطشان به خدای متعال است. همه موجودات وجودشان وجود ربطی است. عین ربط که وجود ربطی عین ربط است. و ساعتی قبل عرض کردم، در جلسه قبلی اشاره کردم، مثل چیزهایی که ما در تصورمان می‌آید، صورت‌های علمی. شما تصور که می‌کنید، همه قوام آن موجود به شماست. تا به آن توجه دارید، تا بودنش را اراده کردید، تا تصورش کردید، حتی برای اینکه نابود شود کار دیگری لازم نیست. همین که تصورتان را بردارید، نابود می‌شود. اراده‌تان را بردارید. نه اینکه اراده کنید که نابود شود، اراده‌تان برای اینکه باشد، آن اراده دیگر نباشد، کد اراده دیگر من که اراده کنید که نباشد. اراده کرده بودید باشد، اراده‌تان را بردارید، تمام. این‌جوری هستی برای خدا.
بعد ببینید این موجود با این ضعفش چقدر برای خدا شاخ و شانه می‌کشد. کشتی تایتانیک را وقتی درست کردند، سازنده‌اش برگشت گفت: «خدا هم نمی‌تواند این کشتی را غرق کند.» اولین سفری که رفت، غرق شد. در منابع آمریکایی سرچ بیاور. جالب است. چرا این‌جور ادعا داشتند؟ تویش هم همه قدرتمندها و ثروتمندها بودند. اولین سفری که رفت، غرق شد.
«ام‌بی‌سی» گفته این‌ها. «ام‌بی‌سی نیوز» استفاده کنیم. منبعش را بگیریم. کشتی دیگر بوده، ولی این بیشتر معروف شده. این جمله را نگفته بوده. شاهد «ام‌بی‌سی» به ما گفته که ام‌بی‌سی می‌گوید که این را گفته بوده: «کشتی‌ای است که غرق نمی‌شود.» تامس امروز منابع خبری گفت که کسی این گفته این حرف‌ها؟ ناخدای تایتانیک معروف که این‌جوری گفته. بعید نیست دیگر، به هر حال. چون کشتی تایتانیک کشتی عجیبی بود. گفتی غرق نمی‌شود. کشتی که غرق نمی‌شود. حالا این به دلالت التزامی دلالت دارد که خدا نمی‌تواند غرق کند. بعضی‌ها هم نقل کرده‌اند که به دلاچی مطابقی همین را گفته دقیقاً: «غرق نمی‌...» چی می‌گوید؟ که می‌گوید که معروف است، ولی نمی‌شود قطعی گفت. حالا اصل هر پس روشن است؛ یعنی این مطلبی که گفته که غرق -کشتی‌ای که غرق نمی‌شود- به دلالت التزامی منظور است.
بله، و جالب این است که در اولین سفرش غرق می‌شود. یعنی این کشتی که این‌جور دلشان بهش قرص و خوش است، در همان اولین باری که می‌آید در دریا غرق می‌شود. همه هم کشته می‌شوند. و چقدر مجهز بوده آن کشتی. چقدر کشتی گران‌قیمتی بوده. گردش تفریحی بین‌المللی بوده؛ یعنی می‌توانسته مثلاً صدها کیلومتر روی آب باشد. و مثلاً چند طبقه کشتی بوده. یک طبقه رستوران بوده، طبقه‌ای هتل بوده، طبقه‌ای فلان بوده. سوار شدید شما؟ کجا سوار شدید؟ آمریکا، تایلند.
خب این هم از این. پس آقا، همه موجودات ارتباط قیومی دارند. قوام وجودشان به حضرت حق است. دوام وجود خدای متعال. در مورد این قائم بودن خدا بر همه چیز، این‌طور می‌فرماید: «شهد الله». از آیات فوق‌العاده‌ای است. ظاهراً همین آیه بوده. وقتی می‌خواسته نازل بشود، ملائکه می‌چسبند به عرش، می‌گویند که خدایا ما را نازل نکن. طاقت دوری نداریم. بعد خدای متعال به این‌ها وعده می‌دهد، می‌گوید: «عوضش هر کسی که شما را قرائت کند، تلاوت کند، شما را، من بهش این‌قدر فضیلت می‌دهم و این‌قدر مثلاً بهش عنایت می‌کنم و این‌ها.» این‌ها راضی می‌شوند که بیایند پایین و هر کسی که این آیه را قرائت می‌کند، از قرائتش چند هزار فرشته خلق می‌شود. خیلی آیه عجیبی است. و عجیب‌تر اینکه خودش را شاهد گرفته: «شهد الله انه لا اله الا هو». خدا شاهد است که جز خدا کسی نیست. «و الملائکه»؛ ملائکه هم شاهدند. «و اولوا العلم»، علما هم شاهدند. خدا علما را کنار خودش گفته. در این آیه عالم بر اساس آیه آن کسی است که شهود کرده که «لا اله الا هو»؛ یعنی علامه طباطبایی، یعنی سید علی قاضی، یعنی آیت‌الله پهلوانی، یعنی این بزرگان. او را بهش می‌گویند اولوالعلم. یعنی انگار تا به اینجا نرسد، اولوالعلم نیست. این‌جوری دلالت این شکلی دارد. اولوالعلم واقعی، بقیه مجاز از باب مشابهت بالاخره لفظی که اولوالعلم واقعی می‌گویند این‌ها هم همان لفظ را تلفظ می‌کنند. این‌ها می‌گویند خدا. فقط لفظشان شبیه اوست. آن خدا که می‌گوید، همه وجودش داد می‌زند خدا. آقای بهجت وقتی می‌گوید خدا، همه وجودش داد می‌زند خدا. من که می‌گویم خدا، فقط این کلمه خ و دال و الف شبیه بهجت. اولوالعلم آن‌های این، که «شهده شهید لا اله الا هو»؛ شاهد شهود کرده. خدا، ملائکه و اولوالعلم. خدا شاهد است که جز او کسی نیست. «قائماً بالقسط». در حالی که قیام به قسط کرده. «لا اله الا هو العزیز الحکیم». جز او الهی نیست. او هم عزیز است، هم حکیم. دوباره دارد. دوباره یک بار دیگر: «لا اله الا هو العزیز».
خوب، علامه می‌فرمایند که در جلد دو، صفحه ۳۳۰ و ۳۳۱ از این آیه استفاده می‌شود که خدا قائم بر همه موجودات است. این می‌شود همان حضور قیومی حق تعالی در همه عالم. همه چیز قوامشان به اوست. این پرده پرده نیست. این پرده پرده‌ای که به اوپرده است، قوام پرده بودنش به اوست. قوام وجودش، قوام ماهیتش، قوام رنگش، قوام اثرش. اینکه مانع حضور آفتاب و نور در این جلسه شده، پرده مانع نشده که خدای پرده با ظهور در این پرده مانع شده است از اینکه آفتاب در این کلاس بیاید. اگر این دارد کار می‌کند، اثر داشته، که این کلاس را تاریک کرده، اثرش به خاطر این است که قیام او بر این بوده که این اثر دارد. قیام اسم شافی در دارو است که دارو درمان می‌دهد. قیام اسم شافی در دارو که دارو درمان می‌دهد. او قیام دارد، قائماً با... با همه هست. قیامش هم با قسط است، با عدل. قیامش با عدل همراه است. عین عدالت است. هیچ‌جا قیامش، قیامی نیستش که از حق و عدالت و انصاف خارج باشد. ممکن است آن هم مصادیقش باشد، ولی خود کلمه قسط دایره وسیعی دارد. خداوند قائم به قسط. شما را هم دعوت کرده که «کونوا قوامین بالقسط». شما هم قوام به قسط. امام زمان هم قیامشان، قیام به قسط است.
بله، این شرک خفی است. حاج آقا فرمودند که در حرم یک جوانی از من پرسید: «اینکه می‌گویند که الخیر فی ما وقع، این مال کیست؟» الخیر فی ما وقع؛ خیر در آن چیزی که واقع شده. «چنانچه رخ داده، خیر بوده.» مال کیست که آنی که برایشان اتفاق افتاده، خیر بوده؟ بهش گفتم: «برای همه است، ولی درکش برای همه نیست.» برای همه «الخیر فی ما وقع»، ولی تعداد کمی هستند که این را می‌فهمند. «کل خیر فی ما وقع»؛ یعنی مسئله این است که تفاوت موحد و غیر موحد در ادراک موحد است. وگرنه همش یکی است. عالم که عوض نمی‌شود که شما اعتقاد داشته باشید یا نداشته باشید، همین است. همه عالم همین است. فقط آن موحد می‌فهمد که چه خبر است. آن غیر موحد می‌گوید: «دارو من را خوب کرد.» «دکتر دستش سبک بود.» «دکتر خوب بود.» «دکتر بلد بود.» «دکتر دارو این‌جور بود.» «آن قرص آن‌طور بود.» موحد می‌گوید: «دکتر را کی خلق کرد؟ کی بین دکتر و درکش حائل بود؟» «و اعلموا ان الله یحول بین المرء و قلبه». کی بین دکتر و قلب دکتر حائل بود که به دکتر گفت: «دکتر، مراجعه کن به علمت»؟ بعد تو علم دکتر هم این مطلب را روشن کرد، روشن نگه داشت که: «بدان این دارو برای آن مرض است.» و بعد دوباره دکتر از این علمش به خودش که مراجعه کرد، این را یافت و اعلام کرد. این وسط کی همه این کارها را انجام داد؟ «یحول بین المرء و قلبه». همش کار خدا بود. قیوم می‌شود این.
یکی از پزشک‌های بزرگ پزشکی گفت: «همین گفته بندگان ساده‌لوح این‌جوری می‌گویند که مثلاً آره، این دستش خوب است، یا پشتش.» خدای تعالی به دلیل اینکه عزیز است، قائم بر هر چیزی است. چرا گفت: «لا اله الا هو العزیز الحکیم»؟ چون عزیز است، قائم بر هر چیزی است. و چون حکیم است، در هر چیزی عدالت را اعمال می‌کند. یعنی آن «قائماً بالقسط»، «قائماً»ش برمی‌گردد به اسم عزیز خدا. «بالقسط»ش برمی‌گردد به اسم حکیم خدا. به همین علت آخرش به عزیز حکیم تمام شده است. عزیز خدا شکست‌ناپذیر است. خدا نمی‌گذارد یک چیزی غیر از آنی که خودش اراده کرده، محقق شود. این می‌شود عزیز بودن خدا. چون این‌گونه است، قائم بر هر موجودی است تا آن برنامه‌ای که خودش دارد را پیاده کند. طاعون را که خودش اراده کرده، محقق شود. این می‌شود قائم بودن او که برمی‌گردد به عزیز بودنمان. این قائم بودنش است. یک قیوم بودن هم که داشتیم که اصلاً کل کائنات به او قوام داشت. پس هم قیوم است، هم قائم. امام زمان هم مظهر قائم بودن خدا است. مظهر قائم به قسط. این خیلی بحث مفصلی دارد، برای نیمه شعبان به دردتان می‌خورد. با این منبر قائم به قسط. روز امامت امام زمان این بحث را، شبیه به این را داشتیم. مشهد بله نه. گذاشتن ص.
خوب، با توجه به آنی که در مورد صفت حی و رحیم و حی و قیوم گفتیم، اینجا می‌شود به اهمیت آیت‌الکرسی پی برد. حالا آقا سید، آیات قرآن چه آیه‌ای است؟ آیت‌الکرسی. سید آیات خود قرآن. سید الکلام، بله، سید آیت قرآن. آقا، این نرم‌افزار جامع الاحادیث را دیدید؟ جامع الاحادیث را. نرم‌افزار اندرویدیش وقتی که رویش می‌زنید، باز که می‌شود، این پایین یک چیزی دارد: گفت‌وگو با احادیث. اینجا می‌زنید، بعد می‌نویسید مطلب را. این جدید است، آره، هوش مصنوعی. شما مطلب می‌نویسید، مضمون حدیث را می‌نویسید، برایتان پیدا می‌کند، می‌آورد. الان می‌پرسم ازش که آیه کرسی سید آیات قرآن است. این سرچ. «آیت منها آیت هیه سیدة آیات القرآن و هی آیت الکرسی». روایت از پیغمبر اکرم است. سریع کلماتش را سرچ کنید. فارسی بهش می‌گویی، خودش برایت می‌آورد. انگلیسی پیدا کرد، مال من چیزی نیست. آره، یک روایت دیگر هم دارد. آقا از امیرالمؤمنین: «والقرآن سید الکلام و سورة البقرة سید القرآن و آیة الکرسی سید السورة البقرة فیها خمسون کلمة فی کل کلمة برکة.» آیت‌الکرسی ۵۰ کلمه است که هر کلمه‌اش برکت است. امروز این موضوع را داشتم کار می‌کردم، با این موضوع مواجه شدم. موضوع جالبی است.
حالا اسامی اصحاب کهف را اگر شما جایی بنویسید، آن محل محفوظ می‌شود. حرز می‌شود. حرز که کمتر کسی بهش توجه دارد. اسمایشان، اسامی اصحاب کهف. حتی اسم سگشان، «قطمیر». اسمش به ترکی می‌خورد. این‌ها را شما اسم‌هایشان را بنویسید، باعث حرز می‌شود در آنجا. چرا؟ چون خود این‌ها در حرز الهی بودند. ۳۰۰ سال کسی نتوانست به آنجا تجاوز بکند، به این‌ها آسیب بزند. اسامی اصحاب کهف معتاد بشوید، بنشینید فقط حدیث بخوانید و ما را دعا کنید. این خیلی خوب است. اسامی اصحاب کهف خیلی کار قوی شده و ان‌شاءالله قوی‌تر هم بشود. هفت نفر. اسم سگشان قطمیر: «تملیخا، مکشولینا، مشلینا، مهرنوش، دبرنوش، سارینوش، راعی». آره. از احادیث آورد. دیگر عالی است. دیگر در تفسیر کنز الدقائق از امیرالمؤمنین (علیه السلام) : «انهم سبعة و ثامنهم کلبهم». هفت. تفاسیر قوی است دیگر. نکته‌ای که گفتم شنیدید؟ نکته‌اش این بود که این‌ها چون در حرز الهی بودند. ماشینت. اسم این‌ها را بنویسی، خود آن ماشین. این‌ها اسم‌اند دیگر. این‌ها اسم‌هایی‌اند که حرز ایجاد می‌کنند. چون خودشان مظهر در امان الهی‌اند. این‌ها چون خودشان در امان الهی بودند، اسمشان هم که جایی می‌آید، امان الهی جاری می‌شود. ۳۰۰ سال در امان الهی بودند، شوخی نیست آقا. ۳۰۰ سال. سیل بوده، زلزله بوده، حشره بوده، برف بوده، زمستان بوده، تابستان بوده. ۳۰۰ سال آقا. ۳۰۰ سال آدم یک جا بماند، کل استخوان‌هایش خشک می‌شود. ریش آدم ۳۰۰ سال نزنی ریش‌هایت را. کل وقتی بیدار می‌شوی، کل آن محیط غار را ریش یک آدم پر کرده باشد. ۳۰۰ سال ریش‌هایش را نزده. دستشویی ۳۰۰ سال نرفته. ۳۰۰ سال هیچی نخورده. ۳۰۰ سال آب نخورده آقا. ۳۰۰ سال چه جوری می‌شود کسی آب نخورد؟ آقای دکتر. خیلی اصحاب کهف خیلی عجیب. اسم‌هایشان که جایی باشد، این رحمت و حفظ و حرز الهی جاری می‌شود.
«۵۰۰ سال از دنیا می‌رود، اما اماته الله عام». یادگاری دیگر. یک «عام» داریم، یک «سنه» داریم. «سنه» و «سال»، ولی تفاوت دارد. سبحان‌الله. از این قرآن چه کتابی! در سوره مبارکه بقره می‌فرماید که یادگاری بهتان می‌گویم. آیه ۲۵۹: «فاماته الله معت آم ثم بعثه». خدا صد سال او را میراند، دوباره زنده‌اش کرد. پرسید: «کم لبثت؟» چقدر بودی؟ «قال لبثت یوم او بعض یوم.» یک روز یا مقداری از روز. فرمود: «لبثت عام.» صد سال اینجا بودی. «فانظر الی طعامک و شرابک لم یتسن.» صد سال اینجا افتاده بودی، غذا و شرابتم صد سال کنارت بود. بر تو صد عام گذشت، ولی از این طعام و شراب حتی یک سنه هم نگذشت. تفاوتش چیست؟ تفاوتش این است که «سنه» آن سالی است که چروک می‌کند، پیر می‌کند، فرسوده می‌کند. پس معلوم می‌شود یک گردش ایام دارد. آن گردش ایام بهش می‌گویند «عام». ما چون این دو تا را با هم می‌بینیم، فکر می‌کنیم هر وقت گردش ایام هست، آن فرسودگی و کهنگی و پیر شدن و این‌هم باهاش. دو تا چیز است. این از لحاظ زمانی ۳۰ ساله سن طبیعی و سن مثلاً طرف ۴۰ سالش است، می‌گویند این سن فلانش ۵۰ ساله، سن فلانش ۳۰. عام و سنه. می‌گوید تو «معت آم» اینجا بودی، طعام و شرابتم «معت آم» اینجا بود، ولی حتی یک سنه هم بر این‌ها نگذشت. قشنگ بود. خدا خوبه نه؟ قبول دارید؟ خیلی خوب است. قرآن. چی؟ سن بیولوژی، سن بیولوژیک. فتنه زمانی. خیلی این برای داستان امام هم خیلی به درد می‌خوره‌ها. ائمه سن زمانی‌شان با سن بیولوژیک‌شان فرق می‌کند. هر یک روزی که بر امام می‌گذرد، به اندازه یک سال بقیه رشد می‌کند. به اندازه یک ماه بقیه. هر یک روز به اندازه یک ماه بقیه. هر یک ماه به اندازه یک سال بقیه. سگی بود؟ بله نه، دیگر این حمار مال عزیر. این عزیر که حماره‌اش باهاش بود. آن سگشان باهاشان بود. خیلی قرآن خیلی زیباست.
خب، حالا می‌رویم سراغ... حالا این همه آیات قرآن اعجاب‌انگیز است. سید آیات قرآن چیست؟ آیت‌الکرسی. چرا شده سید آیات قرآن؟ چون حی و قیوم را با هم آورده. غیر از آیت‌الکرسی داریم؟ نداریم؟ این چیزم داستانی باهاش داریم. این لغت‌نامه. آیه دوم آل عمران هم داریم: «الله لا اله الا هو الحی القیوم.» ولی آن ادامه‌اش را ندارد. آیه ۲ آل عمران. «للحمّار قیوم» در سوره طه داریم. ولی «لا اله الا هو الحی القیوم»ی که ادامه‌اش فروع این حی و قیوم گفته باشد نداریم. خصوصاً آن «له ما فی السماوات و ما فی الارض». این فقط مال این است. این را توضیح همان حی و قیوم می‌شود دیگر. «لا تأخذه سنة و لا نوم». و اصل داستان آیت‌الکرسی هم همان خود کلمه کرسی‌اش است دیگر. آیت‌الکرسی: «وسع کرسیه السماوات و الارض». کرسی خدا وسعتش به اندازه آسمان‌ها و زمین است. کرسی کجاست؟ کرسی آنجایی است که از آنجا فرمانروایی می‌کند. خب این خدا این‌جوری نیستش که یک جایی در آسمان داشته باشد، از آنجا فرمان صادر می‌کند. خدا بر هر موجودی قائم است. کرسی‌اش هم بر هر موجودی سوار است. کرسی خدا همین الان روی ماست. روی سر ماست، روی گردن ماست، روی وجود ماست، روی حقیقت ماست، روی هویت ماست. کرسی خدا بر کل هویت ما سوار است. بر کل حقیقت ما سوار است. از آنجا دارد فرمانروایی می‌کند. «وسع کرسیه السماوات و الارض». نمی‌شود. عظمت آیت‌الکرسی. صندلی منبر خدا. بعد می‌گویند خدا خیلی هم چاق است. بعد روی کرسی می‌نشیند. بعد این کرسی هم قرچ قرچ صدا می‌دهد، دارد می‌شکند. بعد شب‌های جمعه با الاغش می‌آید روی پشت‌بام خانه‌ها. خر خدا می‌آید چیز می‌خورد، می‌آید علف. این قبل از شب برمی‌گردد. درست است. قبل از اینکه شب بشود برمی‌گردد. این آن موقع بوده. کل عمرش باید اینجا بماند. چرا؟ چون یک جای دنیا که شب است همیشه. بنابراین از یک طرف همه صفات کمالی ذاتی را دارد. از یک طرف دیگر چون بر همه مخلوقات قیوم است و هیچ سستی در کار خدا نیست، در حفظ آسمان و زمین سستی راه ندارد. همه صفات کمالی فعلی را به طور حکیمانه خدا علی عظیمه در خلقت مستمر خودش هستی را بر اساس علم بی‌حد و حصرش پیش می‌برد. وقتی خدا این‌جور بود، باید پرستید خدا را. سزاوار ستایش و پرستش است. هم حمد، هم عبودیت مال همچین خدایی را باید ستایش کرد. همچین خدایی را باید پرستش کرد.
درست شد؟ پس این شد کمالات خدا. کمالات خدا. قیومیت خدا بود که کل هستی را آفرید و اداره کرد و دائماً به تمام ذرات هستی توجه دارد. یک ذره به یک طرف متمایل نمی‌شود. از یک طرف غافل بشود. به همه مساوی اشراف و احاطه دارد. حواسش به همه این‌ها کامل هست. علی‌الدوام به تمام لایه‌های وجودش، به تمام ابعاد وجودش اشراف دارد. دائماً توجه دارد. دائماً دارد تأمین نیاز می‌کند. دائماً یک ذره کوتاهی نسبت به یک ذره از موجودات عالم ندارد. حکیمانه دارد رسیدگی می‌کند به موجودات عالم. علی و عظیم و بر اساس علم نامحدودش در این هستی را اداره می‌کند و پیش می‌برد. تربیت می‌کند موجودات. ربوبیت می‌کند موجودات. «لا اله الا هو الحی القیوم، لا تأخذه سنة و لا نوم، له ما فی السماوات و ما فی الارض، یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم الا بما شاء، وسع کرسیه السماوات». یک ذره خسته‌اش نمی‌کند حفظ و نگهداری آسمان‌ها و زمین. این همه ذرات. این همه موجودات. فقط دنیایش، زمینش این‌قدر پیچیده است که تا میلیاردها سال دیگر فهمیده نمی‌شود توی همین زمین چه خبر است. که این یک ذره‌ای است از کهکشان راه شیری، که کهکشان راه شیری یک ذره از آسمان اول، که از آسمان اول یک ذره‌ای در برابر آسمان دوم، آسمان دوم به سوم، سوم به چهارم. کهکشان. یعنی خیلی بزرگ. و خسته نمی‌شود از حفظ این‌ها. «لا یئودهما حفظهما و هو العلی العظیم». چرا؟ چون علی عظیم است. علو دارد. آنی که علو ندارد، آنی که علی نیست، خسته می‌شود از نگهداری این آسمان‌ها و زمین. این هم شد آیت‌الکرسی. این هم شد درس سوم. خوب.
ما بر اساس وقت خودمان هنوز چند دقیقه وقت داریم. اگر شماها حال ندارید که تمامش کنیم. اگر حال دارید درس چهارم هم شروع کنیم. تعارف هم نکنید. راحت باشید. تمامش کنیم.
خوب، و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.

-----------------------------

منابع:

[آیه قرآن] سوره آل عمران، آیه ۲ — «اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ» (خداست که هیچ معبودی جز او نیست؛ زنده و برپادارنده است.)

[آیه قرآن] سوره نساء، آیه ۱۳۵ (و آیات دیگر) — «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ...» (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، همواره به عدل و داد قیام کنید...)

[آیه قرآن] سوره بقره، آیه ۲۵۵ — «...وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ» (...کرسی او آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آن دو بر او گران و دشوار نمی‌آید و او بلندمرتبه و بزرگ است.)

[آیه قرآن] سوره انفال، آیه ۲۴ — «...وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ...» (...و بدانید که خدا میان انسان و دلش حایل می‌شود...)

[آیه قرآن] سوره آل عمران، آیه ۱۸ — «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» (خدا که همواره به عدل و داد، قیام دارد، گواهی می‌دهد که هیچ معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش [نیز گواهی می‌دهند که] هیچ معبودی جز او نیست؛ آن توانای شکست‌ناپذیر و حکیم.)

[داستان/حکایت تاریخی] سازنده کشتی تایتانیک ادعا کرده بود که این کشتی غرق‌شدنی نیست و برخی نقل کرده‌اند که گفته بود حتی خدا هم نمی‌تواند آن را غرق کند، اما کشتی در اولین سفر خود غرق شد. [https://farsnews.

[داستان/حکایت تاریخی] علامه طباطبایی می‌فرمایند که خدا قائم بر همه موجودات است و این همان حضور قیومی حق تعالی در عالم است.(المیزان،جلد ۲، صفحه ۳۳۰ و ۳۳۱).

[حدیث/روایت] از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: «آیه‌ای در قرآن است که سیده آیات قرآن است و آن آیت‌الکرسی است.» (طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دار الثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.)

[حدیث/روایت] از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: «قرآن، سید کلام است و سوره بقره، سید قرآن و آیت‌الکرسی، سید سوره بقره است که در آن پنجاه کلمه است و در هر کلمه‌اش برکتی است.» (مستدرک الوسائل , جلد۴ , صفحه۳۳۶)

[داستان/حکایت تاریخی] نوشتن اسامی اصحاب کهف (تملیخا، مکشولینا، مشلینا، مهرنوش، دبرنوش، سارینوش، راعی و سگشان قطمیر) به عنوان حرز عمل می‌کند، زیرا آن‌ها ۳۰۰ سال در حرز الهی بودند. (تفسیر کنز الدقائق از امیرالمؤمنین)

[داستان/حکایت تاریخی] در داستان حضرت عزیر (ع)، خداوند او را صد سال میراند و سپس زنده کرد. خداوند به او نشان داد که در این صد سال («مِائَةَ عَامٍ»)، بر طعام و شراب او حتی یک «سنه» (سالی که فرسودگی می‌آورد) نیز نگذشته است. (سوره مبارکه بقره، آیه ۲۵۹)
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00