شرح لمعه

جلسه سوم

شرح لمعه . 1393/04/10
00:35:49
3

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالم و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.

در بحث وضو چند بحث داشتیم: یکی «موجبات وضو» بود که شش تا بود، «واجبات وضو» که نُه تا بود، «سنن وضو» که هشت تا بود. بحث آخری که در مورد وضو داریم، شک در خود وضو و شک در طهارت است.

**شک در وضو:**
* **شکی در خود وضو:** وضو را که شروع کردم، در اثنای وضو شک می‌کنم. مثلاً من اصلاً نیت کردم یا از اول شروع کردم؟ اصلاً وضو بود یا از اول چه بود؟ یک وقتی آدم آن‌قدر ذهنش درگیر است که می‌ماند. آب را روی دستم ریختم؟ خب این باطل است و باید دوباره از اول بگیرد.
* **شک دوم، شک بعد از وضو:** وضو را که گرفته، بعد شک می‌کند. می‌گوید: «من دست چپم را شستم، پای چپم را مسح کردم، پای راستم را مسح کردم؟» شک در اعضای وضو بعد از وضو. اینجا قاعده فراغ می‌گوید که درست است، اعتنا نمی‌کند.
* **شک سوم، در حین وضو نسبت به عضو قبلی:** شک می‌کند. دارد پا را مسح می‌کشد، شک می‌کند سر را مسح کشیده یا شسته یا نه. به همین ترتیب در دست راست، وقتی دست چپش را می‌شوید (مثلاً). اینجا برمی‌گردد و عضو قبلی را که در آن شک دارد، انجام می‌دهد، به شرط اینکه آن عضو (اعضای قبل‌تر) یا خود آن عضو خشک نشده باشد. آنجا موالات از بین می‌رود. اگر موالات از بین نرفته، عضو اول فرقی نمی‌کند. اعضایی که تا به حال شسته شده، نباید خشک شده باشد. من دیدم، این دست خیس باشد، صورت خشک باشد، عیب ندارد. شک در بعضی از اعضای وضو بعد از وضو. این را هم دوباره گفتیم که به آن اعتنا نمی‌کند.
* یک وقتی پس بعد وضو شک می‌کنی که اصلاً نیت وضو کرده بودم یا نه، اعتنا نمی‌کند.
* بعد وضو شک می‌کند که من اصلاً آن عضو را انجام دادم یا نه، این هم اعتنا ندارد.
* مثلاً شک می‌کند که انجام دادم، وضو تمام نشده هنوز. اشکال ندارد. چرا شک دارد؟ اگر خیس شده، کارش درست است. آره، اگر خیس باشد که خب مشخص است که وضو گرفته. تو صحت وضویت یا بعدش که شک می‌کنی که صحیح، همان جا که دارد می‌کشد، اگر قبلی باشد، برمی‌گردد.

این هم از این.

**شک در طهارت:**

شک در طهارت هم چند نوع است.

**۱. یقین به حدث دارم، شک در طهارت بعدش:**
مثلاً یقین به حدث دارم، بعد شک می‌کنم که وضو گرفتم یا نه؟ الان تو نماز ایستاده‌ام. مشکلی پیش آمد. ماجرایی هم داشت. مشهد بودیم و رفتیم منزل یکی از اقوام افطار. بعد گفتیم برویم مسجد محل نماز بخوانیم. وقتی رفتیم مسجد محل نماز بخوانیم، دیدیم مردم دیگر نماز را خوانده‌اند. حاج آقا (روحانی) ما نیامده. آقا خواهش، آقا تو رو خدا، التماس، به پیر به پیغمبر، ما این نماز را می‌خواندیم، دوباره می‌خوانیم پشت شما. خلاصه ایستادیم به نماز. وسط نماز، خدایا، حدث و یقین دارم، طهارت بعدش را شک دارم، چه کنم؟ این‌ها نماز مغرب را خواندند، دوباره شک طهارت بعد از یقین به حدث. اینجا وضوی شما باید بروی بگیری. من آنجا چون شک در طهارتم به این نحو بود که چون همیشه می‌دانستم که یعنی بعد حدث وضو می‌گرفتم دیگر شک نبود. آره، نزدیک به یقین بوده دیگر. حالا به آن شکل اعتنا نمی‌شد. آره دیگر. حالا آنجا پرسیدیم، گفتند که اشکالی ندارد، ولی نماز بعدی رفتم وضو گرفتم. پس یقین به حدث بعد شک می‌کنم طهارت بعد این حدث آمد یا نه. چه‌کار می‌کنیم؟ حدث است. این آقا در هر صورت، حدثی یا چیزی که با آن خورش مهم است.
اول حدث را یقین دارم، شک می‌کنم بعدش طهارت آمد یا نه. یقین به حدث دارم، شک در طهارت می‌کنم، استصحاب می‌کنم حدث را. استصحاب یعنی اینکه شما وقتی یک چیزی را یقین داری، بعد شک می‌کنی، همان به یقینی که قبلش داشتی.

**۲. یقین به طهارت دارم، شک در حدث:**
حالا من یقین به طهارت دارم، شک در حدث می‌کنم. اینجا استصحاب طهارت می‌کنم. درست شد.

**۳. طهارت و حدث هر دو را می‌دانم، اما ترتیبش را نمی‌دانم:**
شق دومش: حالا طهارت را می‌دانم، هم حدث را می‌دانم، جفتش را می‌دانم. نمی‌دانم کدامش زودتر (یادم است دستشویی رفتم، یادم هست وضو گرفتم). یادم نیست اول دستشویی رفته بودم بعد وضو، یا اول وضو گرفته بودم بعد دستشویی رفتم. اینجا چه‌کار می‌کنیم؟ تکافوی دو احتمال می‌شود. تعارض می‌کنم. دو تا استصحاب.

این هم از این بحث مبحث مسائل وضو.

**احکام تخیلی:**

در احکام تخیلی پنج تا واجب داریم، دوازده تا مستحب داریم، چهارده تا مکروه.

**واجبات تخلی:**
1. **پوشاندن عورت:** اول از همه باید این آقای متخلی عورتش را بپوشاند. از ناظر محترم. اگر ناظری هست و محترم هم هست، محترم. اشکال ندارد. حیوانی چیزی است، هم قُبُل را هم دُبُر را باید از ناظر محترم بپوشاند. آقایی که دارد بفرمایید، آن عورت محسوب نمی‌شود. خود آن تقریباً نه. خود مرکزیتی که بله، مقعد. کُلش را در بر می‌گیرد. بله. فقط کُل. خیلی دُبُر گفته می‌شود اصطلاحاً به آن. ران پا را هم برای مرد به حساب آورده‌اند، ولی خب این‌ها دیگر بحث‌های فقهی‌اش را می‌طلبد. معمولاً همان دُبُر را فقط. پس ستر عورت اولین واجب است. هم قُبُل هم دُبُر از که؟ ناظر محترم.
آزمایشگاه‌ها که واقعاً ضرورت محسوب می‌شود. آزمایش ازدواج و چی و فلان و این‌ها. پشت مانیتور گذاشته. مانیتور هم گذاشته تو حال خانوادگی نشسته‌اند، نگاه می‌کنند، آقا رفت دستشویی.
2. **عدم رو به قبله یا پشت به قبله بودن:** دومیش این است که رو به قبله نباشد. با مقدم بدن، قسمت جلوی بدنش رو به قبله نباشد. این نکته‌ای است. یک وقت هستش که این آقا رو به قبله است. عورت را برمی‌گرداند. از قبله تخلیه. اشکال دارد یا نه؟ قسمت جلو بدن رو به قبله و پشت به قبله نباید. فتوای امام هست. امام فرمود که صرف برگرداندن عورت کفایت نمی‌کند. ولی درباره کراهت نیرنگ که بهش می‌رسیم، تو خورشید و ماه، به سمت خورشید و ماه نباید ادرار کرد. کراهت دارد. آنجا مقدم مهم نیست، عورت مهم است. یعنی اگر مقدم بدنش به سمت خورشید و ماه هست، ولی عورت را برگرداند، کراهت برطرف. روشن شد. نکته فنی پشتش هم نباید باشد. می‌خواهد تو ساختمان باشد، می‌خواهد تو غیر ساختمان باشد. بنا. دستشویی. طرف از ماشین پیاده می‌شود، بغل خیابان تفحصی بکند، کاری انجام بدهد که حالا مشخص. این هم سومیش. پس یکی رو به قبله، پشت به قبله نباشد.
3. **شستن بول با آب:** چهارمیش این است که بول را باید با آب حتماً بشوید. طرف می‌رود بغل خیابان، می‌کشد پایین و کارش را می‌کند و می‌کشد بالا، برمی‌گردد، با آبی چیزی. فکر می‌کند بله، این باطل. نمازی هم که بعداً می‌خواند، و بدن خودش هم نجس است. فقط باید با آب شسته بشود. حالا اضطرار. اگر دیگر حالا خیلی شرایط استثنایی باشد، دیگر اضطرار کلاً احکام را عوض می‌کند. استقبال کند و بعداً برود. دیگر حالا اگر اضطراری باشد که دستمال کاغذی داشته باشد، معمولاً دارد. حالا مگر اینکه خیلی خاصی. پس با آب باید بشوید. کر و قلیلش هم گفتیم. کر چقدر، قلیل چقدر. دو بار و سه بار مستحبی.
4. **شستن غائط با آب در صورت تعدی:** غائط کی واجب است با آب شسته بشود؟ وقتی که تعدی کرده از محل خودش، بیشتر سرایت کرده. همین که بیشتر سرایت کرد، دیگر واجب است با آب شسته شود. اگر با سنگ و کلوخ و چوب و پارچه و این‌ها جایز است. آن جوری واجب است. چه‌جوری واجب است؟ اگر تعدی کند واجب است. اگر تعدی نکند، مستحب است هم با سنگ هم با آب.
5. **شرایط سنگ و کلوخ برای طهارت:** از آن محل خودش، محل مخرج طبیعی که هست، یک مقداری غیر عرفی. یعنی هر کسی عرفاً فقط از اینجا می‌آید و محدوده‌ای که نجس می‌شود هم آنجاست. این آقا بیشتر. اگر تعدی نکند، با سنگ کلوخ پاک کند، بله. نه دیگر، مشکل دارد. مستحب است. مستحب است هم با سنگ و کلوخ، هم با آب. جفتش با همدیگر مستحب است. یکیش واجب است. فنی‌اش با همدیگر. تعجب نکردی؟ تعجب کردم. تو مسئله مهم است. اینجا می‌فرماید می‌خوانیم، بیشتر تطهیر می‌شود. از مستحبات تخلی همین است که هر دو باشد. سنگی باشد که پاک باشد، خشک باشد، نجاست را برطرف بکند، استفاده هم نشده باشد از آن. بکر باید باشد. اگر بشوید. حالا اگر قبلاً استفاده شده، کس دیگری استفاده کرده و نجس بوده، این را باید بشویی بعد از سنگ استفاده کنی. اگر آب‌کار نیست، بکر نیست، دست‌نخورده نیست. اگر دست‌خورده است، نجاستش برطرف بشود. سنگی که استفاده می‌شود و بکر باشد، سنگ باشد، خشک باشد، پاک باشد، نجاست را برطرف بکند، بکر باشد. جایی داشتیم که به صیقل‌خورده را گفته بودند ظاهراً نمی‌شود. یا اینکه استفاده شده، نشده. سنگ آره دیگر. یعنی کسی برای طهارت استفاده نکرده. طهارت یعنی اینکه بتواند نجاست را برطرف بکند. یعنی که نجاست را برطرف بکند. نجاست را از (یعنی سنگی نباشد که وقتی شما می‌کشی، نجاست باز بماند، بگیرد). از سه سنگ بیشتر هم اشکالی ندارد. کلوخ هم ریزه، هم یک مدل خاصی. الان مثال بزنم. کلوخ که خود حالت آره، خاک سفت شده. اینجوری است. گل نمی‌شود گفت. جایی که چیز می‌کنند. سیمان دیدی سفت می‌شود و فشارش بدهی باز بشود. گاهی خاک اینجوری است. خاک سفتی که نمی‌پاشد. نمی‌پاشد وقتی شما استفاده می‌کنید. آره. پس سه تا بیشتر هم می‌شود. شبیه به سه تاش حداقل. شبیه به سنگ هم می‌شود. سه تا پارچه، بله. نجاستی نباید بماند دیگر. خب شما با پارچه، دستمال کاغذی، سه تا پارچه، سه تا سفال، سه تا چوب، سه تا دستمال کاغذی. بعید نیست دستمال کاغذی در بر بگیرد. چون «و نحو ذالک من الاجسام قال عن النجس». هر چیزی که نجاست را برطرف بکند، مثل این‌ها باشد، این هم اشکالی. ایشان می‌فرمایند که آب که مطلقاً محیط زیست و بهتر از سنگ هم هست، آب اگر باشد. ولی خب باز استحبابش را می‌رسیم که مستحب است از هر دو تا استفاده شود.

این واجبات تخلی بود. یک دور با همدیگر مرور بکنیم. چیا بود واجبات تخلی؟
واجبات/محرمات تخیلی:
* ستر عورت واجب بود.
* رو به قبله، پشت به قبله، اگر بود.
* با آب حتماً باید شسته بشود. اگر غائط در چه صورت حتماً با آب باید شسته بشود؟ اگر تعدی کند. اگر تعدی نکرد با سنگ هم می‌شود.
* چند تا سنگ؟ سه تا سنگ بکر، با شرایط خاص خودش. یا بیشتر از سه تا سنگ یا شبیه سنگ.

این واجبات و محرمات تخیلی.

**مستحبات تخلی:**
بریم سراغ مستحبات تخلی.
1. **تباعد از مردم:** اولین مستحب تخیلی، تباعد از مردم است. فاصله بگیرید. وسط حال گذاشتن، دور هم نشستن و آن آقا هم دارد بدبخت زجر می‌کشد که آنجا کاری دارد می‌کند، این‌ها همه دارند می‌شنوند. فاصله داشته باشد. پیغمبر اکرم (ص) سیره‌شان این بود که وقتی که می‌خواستند تخلی بکنند، پیغمبر را نبیند. «لم یرَکَ». خود حضرت هم در حال بول و غائط. بله. حتی می‌گوید بوی مشکش کل فضا را می‌گرفت. وقتی پیغمبر اکرم تخلی می‌کردند، بوی عنبر و گلاب و مشکی بود که تو فضا منتشر می‌شد.
2. **جمع بین مطهِّرَین:** مستحب دوم، جمع بین مطهِّرَین. بله. نور مطلقه دیگر. جمع بین مطهِّرَین. پرنده روی سرشان در تمام عمرشان رد نشد. چرا؟ دیگر حالا بالاخره وصل به ملکوت. دیگر حالا شاید همان‌جور که از بالای کعبه می‌گویند رد نمی‌شود پرنده، کسی تا حالا ندیده که از سر کعبه پرنده رد شده باشد. حریم کبریایی است دیگر. بعضی علما فتوایشان هم بر این است که کافر حتی از روی کعبه با هواپیما نمی‌تواند رد بشود. از روی کعبه یعنی هواپیما دارد از روی کعبه رد می‌شود، کافر نباید تو هواپیما باشد. این حریم، حریم قدسی. آسمان هفتم. هر چقدر که بخواهد ملکوتی است. بالایش هم کسی نمی‌تواند. ابر هم بر ایشان سایه نینداخته. ابر همیشه سایه می‌انداخته. و اینکه سایه هم نداشتند خودشان.
خوب این سه تا. دارند توی سنن نبی الله. مستحب دوم، جمع بین مطهِّرَین. هم آب، هم سنگ. سنگ را ولی مقدم بکند. اگر تعدی شده، اول سنگ باشد بعد آب بریزد. این مبالغه در تنزیه. خیلی دیگر این آدم پاک می‌شود و کثافت را از خودش دور می‌کند و ازاله عین می‌کند و چیزیش هم ازش نه. خوب است. مستحب است که از هر دو استفاده. خود سنگ که پاک می‌کند اول، بعد آب می‌ریزد. یعنی بیشتر دیگر. کاملاً ضدعفونی. الان که آقا با این زندگی غربی، طرف کنار همدیگر ایستاده‌اند. بیست تا از این دستشویی کاسه نیم کاسه دارند، گندشان حالت را به هم می‌خورد. چون سال به سال دستمال کاغذی، استعمال چیزهایی.
3. **رو به نیرین نباشد:** مستحب سوم، رو به نیرین (خورشید و ماه) نباشد که این را گفتم. از به سمت نیرین نباشد. به جهت نیرین اگر باشد، اشکالی ندارد. فقط عورت نباید به سمت این داشته باشد. ماه و جان. برای خانم‌ها نه دیگر. آن‌ها مقدم بدنشان با عورت یکسان محسوب.
4. **عدم قرار گرفتن در مسیر باد:** چهارمیش این است که به سمت باد نباشد. در مسیر باد نباشد. تخلی. تخلی تو مسیر باد و پشت باد. نه. رو به باد نباشد. کولر گازی شوخی بیشتر.
5. **پوشاندن سر:** پنجمیش این است که سر را بپوشاند. از مستحبات است. مرحوم آقای نجابت دستشویی می‌خواستند. برخی مدارس بندم که کلاه گذاشته بودند. حالا الان دیگر خیلی مستحبات کمتر. جلوی در دستشویی پر کلاه بود. و بله. ایشان که خیلی ایشان می‌فرمایند که از روایات هم استنباط می‌کنند. می‌فرمایند که هم سر را بپوشاند، هم یک چیز دیگر هم روی سر بکشد. «فیَلِِمَن کَانَ حَضَرَ وُصُولَ الرَّائِحَةِ الخَبِیثَةِ اِلی دَمَاغِهِ» (تا بوی بد به مغزش نرسد). این بوی بد به مغزش. خیلی سلول‌های مغز را می‌کشد این بو. چون سم است دیگر. یعنی سم. گاز شدیدی هم هست. این‌هایی که تو کار تخلیه چاه و این‌ها هستند، می‌گویند کمترین شعله و حرارتی که به این گاز متصاعد در چاه وقتی برسد، منفجر می‌شود. به همین گاز شدید. گاز معده قوی‌ترین گاز. این به سر یک وقتی نرسد. تکلم بکند. یعنی هم کلاه بگذارد، هم یک چیزی روی سرش، پارچه‌ای، چادری. آره. جان. مقنعه که می‌گویند. این هم پنجمین مستحب.
6. **ورود با پای چپ و خروج با پای راست:** ششمیش با پای چپ وارد بشود. اگر تو ساختمان. اگر تو بیابان می‌خواهد تخلیه بکند، آخرین قدمی که می‌خواهد بگذارد و بعدش تخلیه بکند، آن آخرین قدم، قدم چپ. راست هم خارج بشود. عکس مسجد است. این هم هفتمیش که با پای راست خارج بشود.
7. **دعا در احوال مختلف:** هشتم در احوال مختلفش دعا کند. در احوال مختلف تخلی وارد شده. دعا زیاد وارد شده. هنگام دخول در دستشویی، هنگام فعل، هنگام دیدن آب، هنگام استنجاء، هنگام دست کشیدن روی شکم، هنگام بلند شدن از، هنگام خروج. تک‌تک این‌ها دعاهایی عجیب هم هست. حالا ای کاش می‌شد ما در کنار این بحث‌های فقهی، روایتش را هم می‌دیدیم که فوق‌العاده است. تو وسایل دارد که حالا نقل به مضمون می‌کند که امیرالمؤمنین می‌خواستند وارد دستشویی بشوند، خطاب به دو تا ملکشان می‌گفتند که از شما درخواست می‌کنم که داخل نیایید. خدا را قسم و شاهد می‌گیرم که کار بدی نکنم که لازم باشد شما در نامه سیئات من چیزی بنویسید. کلمه‌ای دیگر. حالا این اوج لطافت امیرالمؤمنین است. اوج لطافتشان است. اوج آن حالت بندگی، خضوع. آن که مثل ما نیستش که بگوید من عالم هستم، آقا. فکر کردی چی فلان این‌ها؟ او در مقام سوءظن به خودش همیشه دارد احساس می‌کند که من خطا بروم. دعای هشتمیش دعا بود.
8. **تکیه بر پای چپ:** نهم تکیه دادن بر پای چپ و باز کردن پای راست. تکیه دادن به پای چپ، باز کردن پای (بله دیگر). تا یک حدی باز بکند. فشار بیاورد روی پای چپ. چون معده سمت چپ است، راحت‌تر تخلیه بشود. و من این را طرحش را دادم. گفتم ای کاش بله، گفتم ای کاش مهندسی داشته باشیم، عاقلی، متفکری چیزی، سنگ دستشویی به این نفت طراحی بکنند که کسی روی پای چپ بیفتد. به محض اینکه روی سنگ می‌نشیند. خب آن دستشویی فرنگی که مشکلی که دارد. جان. به یک نحوی حالا باشد. کج باشد مثلاً. بالاتر. سنگ چپ پایین‌تر باشد. پای راست را می‌گذاری. پای چپ را پایین‌تر می‌گذارد. یک دسته هم بغلش باشد. دستش را می‌گذارد روی دسته. پای چپ پایین‌تر، پای راست بالاتر. فشار آمده. می‌آید. حالا دستشویی فرنگی که می‌گویند که زانو درد نمی‌گیری، ولی خوب تخلیه نمی‌شود. چون کامل نشسته. تو دستشویی سنتی ما زانو درد می‌گیرد، ولی خوب تخلیه می‌شود. خوب تخلیه.
9. **استبراء:** نهمین مستحب، نهمین مستحب هم تکیه دادن به پای چپ بود. دهمیش استبراء. اینجا می‌گویند مجتهد در باب طهارت اینجاست. باید تلاش بکنی. اجتهاد بکنی در اینکه قطرات بول را از محل خودش خارج، از محل بول. خب اینجا به چه نحوی است؟ این است. سه بار. سه بله. استبراء به این نحو است که شما اول فاصله مقعد تا بیخ آلت را با انگشت وسط دست چپ، از مقعد تا بیخ آلت سه بار می‌کشی. محل دوم خود آلت را سه بار با قوت فشار. مرحله سوم حشفه را خط نگاه را سه بار فشار می‌دهی. مستحب است.
10. **تنحنح (سرفه کردن):** تنحنح هم بکنید. پشت در دستشویی ایستاده. «یا ایها المتنحنح لا تنحنح». اوه اوه کردن. بله. مستحب استبراء است. در حین استبراء. مستحب است. خودش در حین استبراء هم تنحنح هم مستحب است. بله. بله. اگر شما می‌دانید که اگر استبراء نکنی، ممکن است قطره‌ای از شما بیرون بیاید که بعداً باعث نجاست بشود یا نماز تو را مشکل‌دار بکند و این‌ها، آنجا دیگر استمرار عرض کنم که آنجا هم واجب نیست، مستحب است. اگر استفاده نکردی، قطره دیدی، پاک نیست. در صورتی که بدون قطره می‌آید. آنجا هم بعید می‌دانم کسی واجب دانسته باشد. در حین نماز نجس می‌شود. اگر استبراء نکند، آنجا شاید از باب اینکه تنجیس در حین نماز حرام است و مبطل است، از آن جهت واجب. بحث‌های اجتهادی. سه بار هم تنحنح کند. پس اوه اوه. اختلاف قرائت داریم.
11. **استنجاء به دست چپ:** دوازدهم و آخرین مستحبش، استنجاء به دست چپ است. مستحب است که با دست چپ استنجاء بکند. چون برای کارهای سطح پایین دست چپ را وزن کردند. کالای سطح بالا برای دست، در دست راست. اکل و این‌ها هم با دست راست. از محل بحث خارج است. ممکن است که بگوییم آقا اضرار و حرج ایجاد. دست راست کار را انجام و با دست راست کراهت دارد. مع الاختیار. اگر اختیار دارد می‌تواند با هر دو انجام بدهد. اینجا با دست راست کراهت دارد. «لعنه من الجفا» چون جفا است. عجیبه.

خب دوازده تاش چی بود؟ می‌توانید بگویید مستحبات. هر چقدر تو ذهنتان هست بگویید. دوازده تا. همین اول. تنحنح سه بار. تنحنح در حین بر استبراء. دو نوع. بعد با پای چپ و راست وارد شدن. نحوه نشستن بود. گفتید پوشاندن سر بود. رو به نیرین نباشد. رو و پشت به باد نباشد. دیگر چی؟ استنجاء به دست چپ. فاصله گرفتن از مردم. تباعد. جمع بین مطهِّرَین. آب و سنگ. دعا.

**مکروهات تخلی:**
حالا مکروهات تخلی.
1. **بول ایستاده:** اولین مکروه، یکی ایستاده بول کند. ایستاده بول کردن مکروه است. «حذراً من تخفیف الشیطان» یا شیطان انگولکش و «متهمن تو هوا بپاشه». این هم چون نهی شده ازش. ادرارش را تو هوا آره. تو هوا بپاشد.
2. **بول در آب:** و سومیش تو آب. می‌خواهد آب جاری باشد، آب راکد باشد، فرقی نمی‌کند. چون که نهی شده برای اینکه تو آب اهلی است برای کیهان. نباید اذیت.
3. **بول در شارع:** چهارمیش حدث در شارع. بله. کراهت حدثی در شارع. اهل آب. اذیت. توی توی راه تخلیه کردن مکروه است. مسیر. مسیر مردم. مسیر رفت و آمد. تو خیابان. تو جاده. تو اتوبان. بله. جاده‌ای باشد کنار جاده که آن کراهت پیدا. روی هوا نپاشد.
4. **بول در مشرعه:** پنجمیش در مشرعه. آن مسیری که آب می‌آید. بستر رودخانه. بستر آب. توی آنجا هم مکروه است.
5. **بول در فنای خانه:** ششمیش در فنا. اطراف خانه. حیاط خانه. فضای محیط باز. فضای باز که حریم خانه محسوب می‌شود و این‌ها. توی آنجاها هم مکروه است.
6. **بول در محل اجتماع مردم:** هفتمین ملعن. محل اجتماع مردم. منزلشان. راه. جلوی در خانه‌ها. مسیر رفت و آمد. آنجا هم مکروه است.
7. **بول زیر درخت میوه‌دار:** هشتمین زیر درخت میوه‌دار. یعنی درختی که شأنش این است که میوه بدهد. ولو الان میوه ندارد، زمستان است، خشکیده. آنجا هم مکروه است. محل کراهت آن محدوده‌ای است که ممکن است به درخت برسد. ولو زیر خود درخت نباشد. خودش فاصله داشته باشد، ولی شما دیگر این عادتاً به درخت می‌رسد.
8. **بول در سایبان مسافر:** نهمی «فی النزل». سایبان مسافر. یک مسافر. محل استراحت کنند. آقا آمده خرابکاری کرد.
9. **بول در سوراخ حیوانات:** ده «جهره». «جهره» سوراخ حیوان‌ها و حشرات. بول در سوراخ حیوان‌ها و حشرات. لانه‌شان، کندوشان. این هم ده تا.
این ده تا را یک بار سریع با همدیگر بگوییم. ایستاده و تو هوا پاشیدن و مشرع. شارع. مشرع. نمی‌دانم. مال فی النزل. زیر درخت میوه‌دار. محل عمومی. تو سوراخ حیوان‌ها، حشرات. سایبان مسافران. عرض کنم که و تو هوا پاشیدن و تو آب و توی (من). این دو تا هم هست.
10. **مسواک زدن در حال تخلی:** این سه تا. سه تا دیگر هم از مکروهات تخلی. در حال تخلی مسواک زدن. دیرش شده. ماه رمضان است و خلاصه انجام می‌دهد. این مکروه است.
11. **کلام به غیر ذکر خدا:** کلام به غیر ذکر خدا. این بحث مفصلی در روایات هم خیلی قشنگ است. حتی برخی آیات را گفتند که شما نخوانید در آن حال. برخی گفتند بخوانید. از کار بحثی هست. کلام پس به غیر ذکر خدا مکروه است.
12. **خوردن و نوشیدن در تخلی:** خوردن و نوشیدن در تخلی. بله. این هم از اینجا شد. پس سیزده. یک جاهایی مجوز بهش دادند برای این کلام حین تخلی. یک سری چیزها استثنا شده. شما در حین تخلی می‌توانی حرف بزنی. آن که حالا کلام نمی‌شود. آره. کلام. یکیش حکایت اذان است. شما داری اذان. صدای اذان می‌آید، می‌شنوی. چون مستحب است که اذان که می‌شنوی، تکرار بکنی. در حین تخلی صدای اذان می‌آید. چون تکرار بکنی اشکال ندارد. مرحوم شهید ثانی می‌فرماید که ما سندی ندیدیم برای این مطلب. ذکر هم نیست. اذان ذکر نیست. چون «حیلات» دارد. «حی علی الصلا، حی علی الفلاح، حی علی خیر العمل». متصل نمی‌دانم به بحث ذکر می‌فرمایند که شهید اول گفته، ولی ما دلیلی براش پیدا.
13. **قرائت آیت الکرسی:** دومیش قرائت آیت الکرسی. آیت الکرسی می‌توانی بخوانی حین تخلی. به مطلق ذکر و حمد و شکر. این اشکالات. در هر حالی هم خوب است. پس یکی حکایت اذان. یکی آیت الکرسی. یکم ضرورت. خواندنش بهتر است. ذکر گفتن در حال تخلی. حضرت موسی خجالت می‌کشم. خدا می‌گوید ضرورت. ضرورت یعنی چی؟ یعنی برای یک نیازی که اگر من سخن نگویم و صبر کنم که کارم تمام بشود تا حرف بزنم، آن نیاز فوت می‌شود. ثانی استثنا می‌کند. صلوات بر پیغمبر. وقتی که اسم پیغمبر را می‌شنوید، آنجا هم اشکال ندارد. و حمد برای خدا. وقتی که عطسه می‌کنیم. و دیگری عطسه می‌کند. شما حمد کنید.
14. **مطلق تسمیه:** دیگری ذکر. ششمیش مطلق تسمیه. یعنی برخی گفتند که آقا، تسم، تسمیه، بسم الله. این‌ها هم مستحب.

یک چیزی که اصلاً واجب است توی حرف‌ها، وقتی به شما سلام می‌کنند، باید جوابش را بدهی. هر چند سلام کردن بر کسی که در حال تخلیه مکروه است. بیا تو دستشویی. سلام علیکم. چهار پنج نفر دارند کار می‌کنند. جواب واجب کفایی هم هست. یکی گفت. یکی بگوید. ایشان می‌فرمایند که حالا وقتی که واجب است، می‌خواهی جواب بدهی. باز هم کراهت داشته باشی، نداشته باشی، توش دو تا.

این هم از بحث وضو. بحث وضوی ما تمام. بریم سراغ بخش بعدی که می‌شود بخش غسل. استراحت مختصر. ان شاء الله الحمد.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00