متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
ِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. الحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبِی القاسِمِ المُصطَفَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلَی القَومِ الظّالِمینَ مِنَ الآنَ اِلَی قِیامِ یَومِ الدّین.
بحث غسل را شروع کردیم. فصل اول، وضو بود. فصل دوم، غسل بود. غسل شش موجب داشت: جنابت، استحاضه، نفاس، مسّ میت، مرگ. این شش بحث جنابت را گفتیم. امروز میخواهیم بحث حیض را شروع بکنیم انشاءالله.
حیض یکی از چیزهایی است که غسل را واجب میکند؛ یعنی برای نماز، شما باید بعد از حیض، بعد از پاک شدن از حیض، غسل بکنی تا بتوانی با آن، یعنی عبادت، طهارت مبیحه میخواهد. حالا چند تا بحث اینجا داریم در بحث حیض، خیلی نموداری.
یک، تعریف حیض را میخواهیم بگوییم.
سن دیدن حیض را میخواهیم بگوییم.
اقل و اکثر حیض را میخواهیم بگوییم.
رنگ حیض را میخواهیم بگوییم.
بعد میخواهیم بگوییم اگر از ده روز بیشتر بشود که اکثرش است، اینجا باید چهکار بکند.
بعد تقسیمبندی داریم. زنهای حائض به شش دسته تقسیم میشوند: "ذاتالعاده" که ذاتالعاده سه قسم است: "وقتیه و عددیه"، "وقتیه خالی"، "عددیه خالی". این شد سه دسته. دسته چهارم، "ذاتالتمیز". حالا اینها همه را توضیح میدهیم انشاءالله. ذاتالتمیز هم مثل اوست حکمش. "مبتدئه" و "مضطربه". شد شش تا: وقتیه و عددیه، وقتیه، عددیه، ذاتالتمیز، مبتدئه، مضطربه. این شش تا را در مورد اینها بحث میکنیم که هرکدامش اگر از ده روز بیشتر دیدند، باید چه حکمی را اجرا بکنند.
بحثی که داریم، محرمات بر حائض است که نه چیز است. چیزی که بر زن حائض حرام است را میگوییم انشاءالله.
بعد مکروهات بر حائض. چند تا چیزی که بر زن حائض مکروه است، چهار تا چیز است به نظرم. اذان حائض مکروه است را انشاءالله میگوییم.
یک مستحبی هم درباره حائض عرض میکنیم.
بعد اینکه حائض چه وقتی باید عبادت را ترک بکند، این را انشاءالله میگوییم.
چه نمازهایی را باید قضا بکند، این را هم میگوییم.
این بحث کلی ما در حیض بود. الان دیگر روشن شد چه میخواهیم بگوییم.
اولین بحثی که داریم، تعریف حیض است. تعریف حیض این است که زنی خون ببیند. این خون هم حالا ویژگیهایش را میگوییم؛ رنگش را، اینها را جلوتر میرسیم.
فاصله سنی زن که در این سن خون میبیند. اگر زن قرشی نبطی باشد، این فاصله تا شصت سالگی خون میبیند. اگر این دو تا نباشد، فاصله نه تا پنجاه سالگی خون میبیند.
نبطی کیست؟ قرشی از طرف پدر به نذر بن کنانه میرسد، طایفه قریش محسوب میشوند. قرشی هم اعم از هاشمیه. هاشمی سادات محسوب میشوند. قرشی لزوماً سید نیست. قرشی ممکن است تا شصت سالگی خون ببیند ولی سیده هم نباشد. بحث هاشمی بحثی است که در کتاب خمس انشاءالله مفصل در موردش بحث میکنیم که هاشمی هم از پدر میشود هاشمی باشد، هم از مادر. ولی فقط خمس بهش تعلق نمیگیرد اگر از خمس تعلق میگیرد. حالا این هاشمی پس یک شاخهای از قرشی است، ولی در قرشی ما الان بحثی که داریم در کتاب حیض، بخش حیض این است که از طرف پدر باید به او متصل باشد.
نبطیه یا نبطی مال یک قبیلهای از بین مسیلها، آن سیلگاههای عراقین بودند؛ عراق عجم و عراق عرب، ما بین بیابانها، یک طایفهای بودند، زندگی میکردند توی آن تنبت، توی آن درهها و چالهها و اینها. اینها قوم که حالا حکمش مشهور است، ولی شهید ثانی میفرماید که ما دلیلی برایش پیدا نکردیم. پس اصل بر این است که نبطی را هم مساوی بدونیم با بقیه. نظر شهید اول بر این است که نبطی هم تا شصت سالگی خون میبیند. نظر شهید ثانی بر این است که فقط قرشی است که تا شصت سالگی، زن قرشی تا شصت سالگی خون میبیند. نظر مشهوری است، ولی ما سندی برایش پیدا نکردیم. این هم از سن حیض، روشن.
بحث دومی که داریم درباره اقل و اکثر حیض است. اقل حیض چند روزه؟ سه روز. یعنی از سه روز کمتر اگر خون ببیند، حیض محسوب نمیشود. دو روز دید، قطع شد. روز اولی که دیده بود، نماز نخواند. دو روز شد. روز سوم دوباره خون دید. این دو روزی که نماز نخوانده است را قضا کند، چون حیض محسوب نمیشود. احکامش خیلی دقیق است، فوقالعاده احکام دقیقی است و سختترین بخش کتاب طهارت هم هست. خب، سه روز متوالی باید باشد. اگر بین ده روز سه روز باشد، کفایت نمیکند. توی ده روز، سه روز از ده روز را دیده، یعنی از اول ماه، روز دهم، روز دوم دیده، روز هفتم دیده، روز نهم دیده، مثلاً قبل، باریکالله. این حیض محسوب نمیشود.
بعد، سه روز متوالی. اکثر حیض ده روز است. از ده روز بیشتر اگر باشد، باز دوباره حیض محسوب نمیشود. حالا میگوییم از ده روز بیشتر اگر ببیند، وقتی عددی باشد، حکمی دارد؛ وقتیه حکمی دارد، عددیه حکمی دارد، ذاتالتمیز حکمی دارد، مبتدئه و مضطربه هم حکم خاصی، اسم خاصی ندارد. بیشتر از ده روز فعلاً بنا بر این است که حیض نیست. حالا چی نیست؟ میگوییم اگر مثلاً فقط هفت روز این طرف همیشه حائض میشد، حالا بیشتر از ده روز دیده، هفت روزش را حیض حساب میکند، سه روزش را استحاضه و بیشترش را هم استحاضه. قبل سه روز چی میشود؟ حساب میشود. قبل سه روز هیچی حساب نمیشود. یک سری توضیحات ریزهکاری خیلی سر جای خودش بهش میرسیم. الان اصل بحث جا بیفتد. پس مازاد بر ده روز هم حیض نیست.
رنگ حیض چیست؟ سیاه یا سرخ، غالباً هم همراه فشار و حرارت است. هر وقت که بشود حکم به حیض کرد، حکم به حیض میکنیم. برای اینکه بتوانیم بشود حکم به حیض کرد، یعنی چی؟ میگوییم هر وقت بشود حکم به حیض کرد، حکم به حیض میکنیم. این بشود یعنی چی؟ این بشود یعنی اینکه در چند بخش باشد.
یکی در حال زن؛ حال زن به نحوی است که میشود حکم بر حیض کرد برایش.
یکی در مدت؛ مدتی که خون دیده.
یکی در دوامش.
یکی در وصفش.
یکی در محلش.
در حال زن، یعنی بالغه باشد و یائسه نباشد. میشود حکم به حیض کرد. خب، اگر بالغه نیست، خون دیده، ولی بالغ نیست یا خون دیده ولی یائسه، نمیشود حکم به حیض کرد. پس این در حال.
در مدتش؛ کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نمیشود حکم به حیض کرد.
در دوامش؛ سه روز متوالی، غیرمتوالی اگر باشد، نمیشود حکم کرد.
در وصف؛ اگر قوی باشد و خونها متمایز از همدیگر باشد، میشود حکم به حیض کرد.
در محلش؛ خب، این اختلافی است که فقط از یک محل خون حیض خارج میشود یا ممکن است از جای دیگری هم خون خارج بشود. اگر قائل به این باشیم که فقط از یک جا خارج میشود، این خودش باز دوباره میتواند برای ما حکم به حیض بیاورد. پس حکم به حیض میکنیم. تا این جایش روشن بود. هر جایش گیری، ابهامی هست، بگویید؛ رد نشویم از مبحث، چون اگر هرچی مبحث اینجا حل نشود، جلوتر برویم بیشتر گیر میافتیم.
محلش هم محل خروج خون از فرج باشد یا به دو بلند هم بشود خون خارج؟ محلش یکی میشود. اصلاً سر یک سری مشکلات و بیماریها و مسائلی. به دو طرف؟ آها. یکی میشود قبل دو بار، یکی میشود بعد. خب، آنجا دیگر اگر دو بر هم خون خارج نشود، وقتی فقط از قبول خارج شده، اینجا میشود حکم به حیض کرد و حکم به حیض. حالا اگر از ده روز تجاوز نکرد، آن سه روز آخرش را اگر سه روز کمتر باشد، دیگر حیض نمیشود. این هم از تجاوز.
تجاوز نکرد. خون میآمد از یک روز تا ده روز مال وقتی است که وقتیه نباشد؛ یعنی این خانم حائض شده، از یک روز، یعنی یک روز خون دیده تا ده روز خون دیده. تا ده روز هم تمام شد، حساب میکنیم. حالا ابهام دارد الان این مطلبی که اینجا گفتیم. این مال وقتی است که وقتیه نباشد؛ یعنی همیشه این خانم هفت روز مثلاً میدیده یا عددیه یا ببخشید، عددیه یا وقتیه نباشد. وقتیه مال وقتی است که این همیشه این خانم اول ماه میدیده. آها.
بحث بعدیمان درباره این است که خون از ده روز تجاوز بکند. این تکهاش سخت است. تکه یعنی ما اینجا بحثمان سخت میشود. بعد دیگر در محرمات بر حائض و اینها دیگر بحثمان ساده میشود. این یک تکه بحث خیلی فنی و جای کار دارد.
آن شش قسمی که گفتیم، مال اینجاست. خب، شش قسمت اول را مینویسیم، تعریف میکنیم، بعد تکتک بحث میکنیم، فرقهایشان را با همدیگر میگوییم، بعد میرویم در ریزهکاریهایشان. یک جاهایی خیلی، تازه این کتاب، کتاب مختصر ماست. کتاب "لمعه"، کتاب "لمعه" که فوقالعاده مختصر است. شرح "لمعه" که باز دوباره خیلی، این خیلی مباحث مطالبش را نپرداختیم. در همین بحث وضو و اینها خیلی مباحث بیشتر از اینها هست که حتی در "تحریر" امام و کتابهای دیگر، مثلاً مباحثش بیشتر از این است. در حد آشنایی اجمالی و یک خرده میخواهیم آشنا بشویم با اینکه بحث قرشی و نبطی که گفتیم، یک خرده پشت احکام دستمان بیاید که این به کجا بند است. در همین حد است فقط.
زن حائض را به دو قسم کلی تقسیم میکنیم: "ذاتالعاده" یا "ذاتالتمیز". یعنی این خانم یا تمیز، یا عادت. عادتش روشن است، مشخص است، یا عادتش مشخص نیست. خونها را میشود از همدیگر تمیز بکند. قوی و ضعیف دارد. بعضی روزها قویتر است، بعضی روزها ضعیفتر است.
ذاتالعاده، روزهایش یا مشخص است، یا زمانش مشخص است، یا عددش مثلاً مشخص.
تقسیم که گفتیم، وقتیه و عددیه، وقتیه عددیه. مثلاً دو ماه پشت سر هم، ماه اول روز اول ماه تا هفتم ماه، هفت روز دید؛ یعنی هم وقت حائض شدنش، اینها میگویند که بهترین رحم برای بارداری، دیگر وقتی که منظم بشود، دیگر کاملاً آماده میشود برای بارداری و هر چقدر که این مشکلاتش بیشتر باشد، به عقیم بودن مثلاً نزدیکتر است.
این خانم هم وقتش روشن است، همیشه اول ماه میشود؛ یعنی دو ماه پشت سر هم بشود، دیگر میگوییم همیشه دو ماه پشت سر هم اول ماه شد و روزهایش هم هفت روز بود، وقتی و عددی.
حالا اول ماه، دو ماه پشت سر هم اول ماه شد، ولی در یکیش هفت روز بود، در یکی هشت روز بود. این چی؟ میگوییم وقتیه.
دو ماه پشت سر هم هفت روز بود، ولی در یکیش اول ماه بود، یکی وسط ماه بود. این را چی میگویی؟ عددیه. روشن شد؟
العاده حادثن. اولین بار، دومین بار. این عادت چقدر طول باید بکشد؟ ملاک چقدر است؟ آن اگر دفعه اولش است، مبتدئه میشود. اولین بارش، تا اینکه دستش بیاید که به چه نحوی است. سری اولش حالا مبتدئه. اگر ماه دوم که شد، بررسی میکنیم. دید که اگر حالا یا وقتیه است، ذاتالعاده هست یا نیست. احکامش جداست کاملاً از همدیگر. اگر نبود، ذاتالتمیز.
ذاتالتمیز نبود، مضطربه مثلاً ممکن است باشد یا همان مبتدئه. چند روز جلو میافتد. یک ماه، یک ماه شمسی قمری میشود. یک دیگر. حالا به هر نحوی که میخواهیم حساب بکنیم. اگر امروز هفتم، مثلاً هفت روز هم ادامه داشت، چهاردهم. پنج روز آخرش. اول از تمام شدن دوره حیضش بیست و چهار روز میشود. فروردین شام یک رمضان، یک رمضان حائض شد تا هفتم رمضان. ماه بعدش یک شوال تا هفتم. از هفته.
این هم ذاتالتمیز. این چند نوع خون میبیند. حالا این حکم چند نوع خون دیدن ذاتالتمیز بهش ملحق میشود. دو نوع ملحق میشود. از اقسامش نیست. دو قسم ملحقاتش است: مبتدئه یا مبتدئه. جفتشان درست است و مضطربه.
مبتدئه کیست؟ گفتم خون را از همدیگر تمیز میدهد. چند روز قوی میبیند، چند روز ضعیف. چون عادت مشخصی ندارد. پس اگر منظم نبود، منظم نیست، ولی خود خون را میتواند از همدیگر تفکیک بکند. چند روز ضعیف میبیند، چند روز بودار میبیند، چند روز بی بو میبیند. ملاکهای مختلف که حالا میگویم. میتواند ذاتالتمیز باشد. حکم بار نمیشود دیگر. خودش ذات قویتر ذاتالتمیز است. مرخص دارد دیگر. اگر نظمی اصلاً نداشت، بله. اگر نظمی نداشت، والا نظم را میآوریم. خود خون که نظمش به این است که قوی هست یا ضعیف. اینها. و میشود از همدیگر تفکیک کرد.
حالا در مبتدئه عادتش به مقدار معین قرار نگرفته. یک ماه سه روز میشود، یک ماه پنج روز میشود، یک ماه هفت روز میشود. نمیشود این جوری. مشکل خانم از اینجا شروع میشود و خیلی هم زیاد است، مواردی که مراجعه میکنند. مبتدئه دو قسم است. میگوید همین که مقدار معین ندارد یا اینکه دفعه اولش است.
شهید ثانی میفرماید که دفعه اولش مشهورتر است؛ یعنی معمولاً مبتدئه را میگویند به همین دفعه اولی. توضیحش را میرسیم بعداً که چرا ما دو قسم گفتیم. آن یکی قسم بعداً یک فروعاتی بر آن بار میشود. پس ما فعلاً مشهورتر را قبول داریم در اینکه دفعه اولش است که میبیند. مبتدئه را میدانیم.
مبتدئه مقدار معین ندارد. نمیداند چند روزه. نمیداند چند روز باید بگیرد. چقدر میشود؟ آها. باریکالله. نمیداند چون یا حالا دفعه اولش است یا چون کلاً وقت معینی ندارد. مثلاً اصلاً زمانبندی ندارد. یک ماه روز هفتم ماه میشود. سه روز میشود. حال منظم بوده. حالا از این بینظمی وقت و عددش را فراموش کرده. فراموش کرده. نظم ندارد را بیشتر میشود برای مبتدئه حملش کرد. نخود ذاتالتمیز هم میشود حمل کرد. نظم ندارد ولی میتواند از همدیگر تفکیک کند.
مضطربه هم دو قسم است. مضطربه یا وقت و عادتش را فراموش کرده یا اینکه خون زیاد میبیند ولی مستقر نمیشود. هی دو روز میبیند، قطع میشود. یک روز میبیند، قطع. طول ماه، کل ماه خون دیده ولی مکرر نبوده، متوالی نبوده. اینها. روشن شد؟ اقسامش؟ دو تا دیگر. مضطربه دو تا. مبتدئه دو تا. بله. جفتش را حساب کردی. هم مبتدئه دو تا شد. مبتدئه. نمیداند. یکی نمیدانم حالا یا به خاطر اینکه دفعه اولش است، معین نیست. هی میچرخد، جابهجا میشود. مضطربه یا فراموش کرده. مکرر زیاد ولی متوالی نیست. بله.
این دستهبندی در کتاب نیست. اینها را داشته باشید برای ازدواج و عده. این احکام آنجا خیلی به درد میخورد. شما برای کسی که ازدواج موقت کرده و آن کسی که صاحب عقد بوده، یعنی شوهر عقد را بخشیده، ادامه او را. به محض اینکه او میبخشد، از آنجا دو تا "طور" باید واقع بشود. برای زن، دو بار حیض ببیند و پاک بشود تا بشود. با او ازدواج کرد.
اگر عقد دائم بوده، از همان لحظه که طلاق میگیرد، سه تا "طور" باید برایش واقع بشود. اگر شوهرش کاری ندارد. حالا این احکام آنجا به درد میخورد. از کجایش را حیض حساب کند. کدامش را حیض حساب کند. یک روز خون دیده، قطع شده. آن یک روز که خون دیده، اول حیضش بود. اقل "طور" هم داریم. این هم نکته خیلی مهمی است. اقل حیض داریم. اقل "طور" داریم.
حیض از سه روز کمتر نمیشود. طهارت از ده روز کمتر نمیشود؛ یعنی ما بین دو تا حیض حداقل ده روز فاصله میشود. درست شد؟ اقل طهارت ده روز است.
یک مسئله طلبگی هم داریم. آنکه ممکن است که یک خانمی در ازدواج موقت بوده، سه روز حائض بشود. ده روز پاک بشود. سه روز حائض بشود و پاک بشود، میشود چند روز؟ شانزده روز. بشود شانزده روز عقدش کرد.
اقل حیض سه روز است. اقل طهارت هم ده روز است. دو تا حیض دیده، پاک شده. این منظم هم میتواند باشد. بله دیگر. این دیگر وقتی و عددی است دیگر. نه، اصلاً در ازدواج موقت که تا آخرش، تا آخر عده مهلت دارد. هر وقت که رجوع کند دوباره.
ازدواج دائم هم که سه تا "طور".
بریم سراغ بقیه بحث. روشن بود دیگر؟ وقتیه، عددیه. تعداد و زمان جفتش یکسان. در وقتیه، زمان فقط بود. در دو ماه پشت سر هم. در عددیه، تعداد فقط. یعنی هفت روز میبیند، زمانش عوض میشود. در وقتیه، اول ماه میبیند ولی یک وقت هفت روز، یک وقت هشت روز. در وقتیه و عددیه هم اول ماه میبیند، هم هفت روز میبیند. دیگر از همه منظمتر است.
فرق بین وقتیه و عددیه با عددیه. این دو تا با همدیگر چه فرقی میکنند؟ همه بحث ما الان در مورد چیست؟ آقا، گم نشویم ها. حمید. درباره وقتی که از ده روز تجاوز بکند. نهایتش اینکه سه روز آخرش را فقط حیض میگیریم. تمیز باشد یا هرچی باشد، چون زمانش مشخص نیست. نمیدانی این خانم سه روز میشود، چهار روز میشود، پنج روز میشود. اقلش را حساب میکنیم برایش. ولی اقلش را در کل ده روز، سه روز آخرش را حساب میکنیم.
ببین، الان این خانم ده روز خون دیده، ولی مثلاً مبتدئه است. درست شد؟ الان ما کل ده روزش نمازهایش پرید. میگوییم نه. اقل حیض را برایش حساب میکنیم. سه روزش را یقین داریم که حائض بوده. بقیهاش را شک داریم. در بقیهاش حکم برائت جاری میکنیم. اصل این است که در بقیهاش حائض نبوده.
کدام سه روز؟ سه روز آخر. در سه روز آخر اگر روزه گرفته، بعد بعداً قضا به جا بیاورد. سه روز آخر نمازهایش اگر خوانده، باطل بوده. درست شد؟ در سه روز آخر و خیلی کارهای دیگر که حالا به هر حائض حرام است، بر او هم حرام است. حیض حساب میکنیم. بقیهاش را هفت روزش را. آن هفت روز قبلش را اگر روزههایش را خورده، بعداً قضا به جا بیاورد، چون آنها حیض محسوب نمیشده.
حالا اگر از ده روز تجاوز کرد، این تقسیمبندیها را داشتیم. میخواهیم بحث بکنیم. هر کدام از این شش قسم بیشتر از ده روز دیده. حائض هست، ولی ما با اینها الان در بیشتر از ده روزشان کار داریم. حالا تا اینجاش که فشار نیامده که نترسید ها. اصلاً نگران نباشید. روال خوبی انشاءالله پیش میرویم.
اذیت هم نشود. در وقتیه و عددیه به محض اینکه خون دید، حکم به حیض میکند. بیشتر به محض اینکه خون دید. بله. از آن اولی که خون دید، حکم به حیض میکند. وقتیه و عددیه هم هست. عددش هم مشخص بوده. تا عددش را حساب میکند. بعدش دیگر هرچی خون دیده، استحاضه حساب میشود. روشن شد؟
اگر الان شد هشت روز. همیشه هفت روز میدیده. این ماه دوازده روز. اگر وقتیه و عددیه بوده، تا ده روز، تا ده روز جا دارد. دو ماه دیده بوده. دو ماه وقتیه و عددیه بوده. درست شد؟ ماه سوم این جوری شده. احکام وقتیه. نه، نه. این جوری نیست که یک ماه که عوض شد، دوباره احکامش هم عوض بشود که دوباره از این ماه دوباره به هم ریخته. یعنی در همان دو ماه به هم ریخته بوده. معین در ماه، یک ماه اول سه روز شد اول ماه. در ماه دوم هفت روز شد آخر ماه. ماه سوم هنوز با اینکه به هم ریخته، فعلاً هنوز وقت عددی است تا ماه دوم. بعد از آن هم دوباره به هم بریزد. وقتی هفت روزش را میگیرد. تا هفت روز دید. حالا اگر از ده روز بیشتر شد، همه آنچه که از هفت روز بیشتر دید، استحاضه میکند.
اگر از ده روز بیشتر نشد، از هفت روز. اگر از ده روز بیشتر باشد، از هفت روز. باریکالله. حالا برسیم به، برسیم به استحاضه کثیر. آن وقت میفهمیم اینها چی میکشند.
پس در وقتیه و عددیه چی شد؟ روز اولی که خون دیده را حساب میکند. از ده روز بیشتر شد، دوباره تکرار مبحث برای اینکه خوب تثبیت بشود. از ده روز بیشتر شد. از آن روز اولی که خون دیده بود و حساب کرد تا آن زمانی که همیشه میبینی که مثلاً هفت روزش بود. از هفت روز به بعد دیگر هر چقدر دارد میبیند و دیده را، همه را استحاضه حساب میکند. این در وقتیه.
اگر عددیه باشد، در عددیه اختلاف است. شهید ثانی میفرماید مثل وقتیه و عددیه حساب میکنیم. عددیه خالی هفت روز بوده. در دو ماه نظم نداشته. حالا ماه سوم اول ماه، ماه اول اول ماه دیده بود. ماه دوم وسط ماه دیده. ماه سوم آخر ماه دیده، ولی هفت روز دیده؛ یعنی هفت روزش را میدانسته که بوده. الان دوازده روز شده. این هم برگردد به نظر شهید ثانی، برگردد همان هفت روزش را حساب بکند. حیض مابعدش را استحاضه. درست.
به نظر شهید اول این مثل مضطربه است که احکامش بعداً میآید. به روایات عمل بکند. روایت سه دسته میکند: یک سه روز و ده روز حساب میکند، یک ماه سه روز، یک ماه ده روز یا هفت روز هفت روز حساب میکند یا شش روز شش روز حساب میکنیم انشاءالله.
عددیه یا به نظر شهید ثانی مثل وقتیه و عددی است، مثل قسم اول. به نظر شهید ثانی. به نظر شهید اول چی؟ مثل مضطربه.
اهل بیشتر از اینها حرف دارند. کتابهای فقهیشان، تحری، عروه، مراجع. خانم دیگر حالا این کتاب احکام بانوان معمولاً نوشتند. حالا اگر وقتیه باشد چی؟ قاطی نمیکنید که؟ من دارم روی تخته مینویسما. سرعتمان را آوردم پایین. ببین، مطلب سنگینی نیست. فروعاتش با هم قاطی نشود، مهم است. تشخیص زنها سخت است. همین است که الان کدام یکی از اینها هست. فعلاً فقط میخواهیم که با مسائل کلی فرعی آشنا بشویم.
وقتیه، وقتی یکی بود، عدد ثابت نبود. روزش همیشه اول ماه میشود. مثلاً زمان. آفرین. اینکه وقت را تعیین میکند. یکی مثل وقتیه هست. عددیه هست. تعداد روزهایش. این دقیقاً بعد هفت روز مطلقاً هیچی نمیبیند. یک ترشح اینها را حساب میکند. نه دیگر. آنها حساب نمیشود. عین خود خون، مگر اینکه در دو ماه اول هم اگر دید، هفت روز دید. روز هشتم دارد استحاضه میبیند؛ یعنی میدانی که استحاضه.
ملاکهایی هست. روشن شد؟ خیلی زرد است مثلاً، سست. جدای از ملاکات اینهایی که گفتید. تعاریف و اینها که حکمشان بیشتر از فلان میشود، استحاضه و اینها. فشارش اینها هم کاملاً متفاوت. این گرم است، آن سرد است. آن با فشار میآید، آن به سستی میآید. آن سرخ، این زرد.
هفت روز خون دیده. روز هشتم دارد استحاضه میبیند. درست شد؟ حالا این باعث میشود که حکم چی بشود؟ همان هفت روزه. ولو در ماه دوم مثلاً دوباره باز هفت روزی سه روز استحاضه. دوباره همان عددیه میشود. هفت روزش سر جای خودش هست. قاطی نشود بحثها با همدیگر. کیفیت استحاضه بود. مدل مثلاً وقتیه و عددیه تعریف میشود. طرف بله. بازم حیض حساب میشود. کیفیت خون توجهی نباید بکنم.
حالا حکم وقتیه چیست؟ وقتیه عددیه حکمش روشن بود. در مورد عددیه حکمش را گفتیم. شهید اول فرمود مثل مضطربه به روایات عمل بکند. شهید ثانی فرمود که مثل وقتیه و عددیه عمل بکند.
حکم وقتیه حالا چیست؟ وقتیه میگویند اگر از ده روز تجاوز کرد، نمیتواند ماه قبل رجوع کند؛ یعنی یکی از دو تا عدد ماه قبل را نمیتواند بگیرد. یک ماه هفت روزه، یک ماه هشت روز دیده. وقتش فقط یکسان است. نمیتوانی بگویی که ماه قبلی هشت روز دیدم، این ماه هشت روزش را حیض حساب میکنم. ماه بعدش را استحاضه، چون عدد متفاوت است. هیچکدام از دو عدد قبلی را نمیتواند بگیرد. ولی این فایده را دارد که به محض اینکه خون دید، اول حیضش دستش است. آخرش دستش نیست. صاحب عادت وقتیه و عددیه است.
بعد این فایده هم به این شرط است که حکم مضطربه حیض شدن با دیدن خون نباشد. شرط اینکه این حکمش همین است که اولین روزی که درست شد. اول حیض را میداند، چون ما بعداً میرسیم مضطربه در اولش هم یک وقتهایی گیر است. الان حساب میکنم دو روز قبل، دو روز سه روز قبل، سه روز بعد. مثلاً ما باید این را فقط بدانیم که فرق وقتیه با مضطربه، یعنی برای اینکه وقتیه مضطربه نشود، مثل مضطربه نشود، این شرط باید داشته باشد که ما در مضطربه حکممان این باشد که حیض شدنش با دیدن خون نباشد. مضطربه با دیدن خون حائض نمیشود. خودش باید حساب بکند حیضش را. مثلاً آره. متعددی متوالی چون دیده دیگر نمیتواند حساب بکند که از آن روز اولی که دیدم، چون یک روزی قطع شده. دو روز دیگر باز قطع شده. یعنی از یک وقتی میخواهد حساب بکند. اگر این شرط باشد در مضطربه، ما وقتیه این مزیت را بر مضطربه دارد که اول حیضش را میتواند حساب بکند. روشن شد؟ به شرط اینکه ما در مضطربه شرط بدانیم که دیدن خون ملاک نیست برای اینکه اول حیضش باشد.
این بحث گفتیم دیگر. این مثل مضطربه میشود. فقط اولش روشن است. آخرش را باید برسیم.
این سه تا نوعمان تمام شد. ذاتالعاده. احکامش را گفته. خود ذاتالعاده کی بود؟ رجوع میکنیم، ولی آن سختتر است. این سادهتر.
اول پیش خود ذاتالعاده کی بود؟ دو ماه پشت سر هم خون مساوی میدید. درست؟ حالا یا زمانش مساوی بود یا عددش مساوی بود یا جفتش.
ذاتالتمیز مساوی نمیبیند. زمانش مساوی نه، عددش نه یا هر دو. یعنی یک وقتی عددش مساوی نیست.
حالا این دیگر. بریم سراغ ذاتالتمیز. هستید آقا؟ در بحث نمیخواهد آنتراک بدهیم؟ خسته نشدید؟ یک آنتراک بدهیم بعد ذاتالتمیز شروع کنیم. یک صلوات بفرستید.
ِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. الحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبِی القاسِمِ المُصطَفَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلَی القَومِ الظّالِمینَ مِنَ الآنَ اِلَی قِیامِ یَومِ الدّین.
بحث غسل را شروع کردیم. فصل اول، وضو بود. فصل دوم، غسل بود. غسل شش موجب داشت: جنابت، استحاضه، نفاس، مسّ میت، مرگ. این شش بحث جنابت را گفتیم. امروز میخواهیم بحث حیض را شروع بکنیم انشاءالله.
حیض یکی از چیزهایی است که غسل را واجب میکند؛ یعنی برای نماز، شما باید بعد از حیض، بعد از پاک شدن از حیض، غسل بکنی تا بتوانی با آن، یعنی عبادت، طهارت مبیحه میخواهد. حالا چند تا بحث اینجا داریم در بحث حیض، خیلی نموداری.
یک، تعریف حیض را میخواهیم بگوییم.
سن دیدن حیض را میخواهیم بگوییم.
اقل و اکثر حیض را میخواهیم بگوییم.
رنگ حیض را میخواهیم بگوییم.
بعد میخواهیم بگوییم اگر از ده روز بیشتر بشود که اکثرش است، اینجا باید چهکار بکند.
بعد تقسیمبندی داریم. زنهای حائض به شش دسته تقسیم میشوند: "ذاتالعاده" که ذاتالعاده سه قسم است: "وقتیه و عددیه"، "وقتیه خالی"، "عددیه خالی". این شد سه دسته. دسته چهارم، "ذاتالتمیز". حالا اینها همه را توضیح میدهیم انشاءالله. ذاتالتمیز هم مثل اوست حکمش. "مبتدئه" و "مضطربه". شد شش تا: وقتیه و عددیه، وقتیه، عددیه، ذاتالتمیز، مبتدئه، مضطربه. این شش تا را در مورد اینها بحث میکنیم که هرکدامش اگر از ده روز بیشتر دیدند، باید چه حکمی را اجرا بکنند.
بحثی که داریم، محرمات بر حائض است که نه چیز است. چیزی که بر زن حائض حرام است را میگوییم انشاءالله.
بعد مکروهات بر حائض. چند تا چیزی که بر زن حائض مکروه است، چهار تا چیز است به نظرم. اذان حائض مکروه است را انشاءالله میگوییم.
یک مستحبی هم درباره حائض عرض میکنیم.
بعد اینکه حائض چه وقتی باید عبادت را ترک بکند، این را انشاءالله میگوییم.
چه نمازهایی را باید قضا بکند، این را هم میگوییم.
این بحث کلی ما در حیض بود. الان دیگر روشن شد چه میخواهیم بگوییم.
اولین بحثی که داریم، تعریف حیض است. تعریف حیض این است که زنی خون ببیند. این خون هم حالا ویژگیهایش را میگوییم؛ رنگش را، اینها را جلوتر میرسیم.
فاصله سنی زن که در این سن خون میبیند. اگر زن قرشی نبطی باشد، این فاصله تا شصت سالگی خون میبیند. اگر این دو تا نباشد، فاصله نه تا پنجاه سالگی خون میبیند.
نبطی کیست؟ قرشی از طرف پدر به نذر بن کنانه میرسد، طایفه قریش محسوب میشوند. قرشی هم اعم از هاشمیه. هاشمی سادات محسوب میشوند. قرشی لزوماً سید نیست. قرشی ممکن است تا شصت سالگی خون ببیند ولی سیده هم نباشد. بحث هاشمی بحثی است که در کتاب خمس انشاءالله مفصل در موردش بحث میکنیم که هاشمی هم از پدر میشود هاشمی باشد، هم از مادر. ولی فقط خمس بهش تعلق نمیگیرد اگر از خمس تعلق میگیرد. حالا این هاشمی پس یک شاخهای از قرشی است، ولی در قرشی ما الان بحثی که داریم در کتاب حیض، بخش حیض این است که از طرف پدر باید به او متصل باشد.
نبطیه یا نبطی مال یک قبیلهای از بین مسیلها، آن سیلگاههای عراقین بودند؛ عراق عجم و عراق عرب، ما بین بیابانها، یک طایفهای بودند، زندگی میکردند توی آن تنبت، توی آن درهها و چالهها و اینها. اینها قوم که حالا حکمش مشهور است، ولی شهید ثانی میفرماید که ما دلیلی برایش پیدا نکردیم. پس اصل بر این است که نبطی را هم مساوی بدونیم با بقیه. نظر شهید اول بر این است که نبطی هم تا شصت سالگی خون میبیند. نظر شهید ثانی بر این است که فقط قرشی است که تا شصت سالگی، زن قرشی تا شصت سالگی خون میبیند. نظر مشهوری است، ولی ما سندی برایش پیدا نکردیم. این هم از سن حیض، روشن.
بحث دومی که داریم درباره اقل و اکثر حیض است. اقل حیض چند روزه؟ سه روز. یعنی از سه روز کمتر اگر خون ببیند، حیض محسوب نمیشود. دو روز دید، قطع شد. روز اولی که دیده بود، نماز نخواند. دو روز شد. روز سوم دوباره خون دید. این دو روزی که نماز نخوانده است را قضا کند، چون حیض محسوب نمیشود. احکامش خیلی دقیق است، فوقالعاده احکام دقیقی است و سختترین بخش کتاب طهارت هم هست. خب، سه روز متوالی باید باشد. اگر بین ده روز سه روز باشد، کفایت نمیکند. توی ده روز، سه روز از ده روز را دیده، یعنی از اول ماه، روز دهم، روز دوم دیده، روز هفتم دیده، روز نهم دیده، مثلاً قبل، باریکالله. این حیض محسوب نمیشود.
بعد، سه روز متوالی. اکثر حیض ده روز است. از ده روز بیشتر اگر باشد، باز دوباره حیض محسوب نمیشود. حالا میگوییم از ده روز بیشتر اگر ببیند، وقتی عددی باشد، حکمی دارد؛ وقتیه حکمی دارد، عددیه حکمی دارد، ذاتالتمیز حکمی دارد، مبتدئه و مضطربه هم حکم خاصی، اسم خاصی ندارد. بیشتر از ده روز فعلاً بنا بر این است که حیض نیست. حالا چی نیست؟ میگوییم اگر مثلاً فقط هفت روز این طرف همیشه حائض میشد، حالا بیشتر از ده روز دیده، هفت روزش را حیض حساب میکند، سه روزش را استحاضه و بیشترش را هم استحاضه. قبل سه روز چی میشود؟ حساب میشود. قبل سه روز هیچی حساب نمیشود. یک سری توضیحات ریزهکاری خیلی سر جای خودش بهش میرسیم. الان اصل بحث جا بیفتد. پس مازاد بر ده روز هم حیض نیست.
رنگ حیض چیست؟ سیاه یا سرخ، غالباً هم همراه فشار و حرارت است. هر وقت که بشود حکم به حیض کرد، حکم به حیض میکنیم. برای اینکه بتوانیم بشود حکم به حیض کرد، یعنی چی؟ میگوییم هر وقت بشود حکم به حیض کرد، حکم به حیض میکنیم. این بشود یعنی چی؟ این بشود یعنی اینکه در چند بخش باشد.
یکی در حال زن؛ حال زن به نحوی است که میشود حکم بر حیض کرد برایش.
یکی در مدت؛ مدتی که خون دیده.
یکی در دوامش.
یکی در وصفش.
یکی در محلش.
در حال زن، یعنی بالغه باشد و یائسه نباشد. میشود حکم به حیض کرد. خب، اگر بالغه نیست، خون دیده، ولی بالغ نیست یا خون دیده ولی یائسه، نمیشود حکم به حیض کرد. پس این در حال.
در مدتش؛ کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نمیشود حکم به حیض کرد.
در دوامش؛ سه روز متوالی، غیرمتوالی اگر باشد، نمیشود حکم کرد.
در وصف؛ اگر قوی باشد و خونها متمایز از همدیگر باشد، میشود حکم به حیض کرد.
در محلش؛ خب، این اختلافی است که فقط از یک محل خون حیض خارج میشود یا ممکن است از جای دیگری هم خون خارج بشود. اگر قائل به این باشیم که فقط از یک جا خارج میشود، این خودش باز دوباره میتواند برای ما حکم به حیض بیاورد. پس حکم به حیض میکنیم. تا این جایش روشن بود. هر جایش گیری، ابهامی هست، بگویید؛ رد نشویم از مبحث، چون اگر هرچی مبحث اینجا حل نشود، جلوتر برویم بیشتر گیر میافتیم.
محلش هم محل خروج خون از فرج باشد یا به دو بلند هم بشود خون خارج؟ محلش یکی میشود. اصلاً سر یک سری مشکلات و بیماریها و مسائلی. به دو طرف؟ آها. یکی میشود قبل دو بار، یکی میشود بعد. خب، آنجا دیگر اگر دو بر هم خون خارج نشود، وقتی فقط از قبول خارج شده، اینجا میشود حکم به حیض کرد و حکم به حیض. حالا اگر از ده روز تجاوز نکرد، آن سه روز آخرش را اگر سه روز کمتر باشد، دیگر حیض نمیشود. این هم از تجاوز.
تجاوز نکرد. خون میآمد از یک روز تا ده روز مال وقتی است که وقتیه نباشد؛ یعنی این خانم حائض شده، از یک روز، یعنی یک روز خون دیده تا ده روز خون دیده. تا ده روز هم تمام شد، حساب میکنیم. حالا ابهام دارد الان این مطلبی که اینجا گفتیم. این مال وقتی است که وقتیه نباشد؛ یعنی همیشه این خانم هفت روز مثلاً میدیده یا عددیه یا ببخشید، عددیه یا وقتیه نباشد. وقتیه مال وقتی است که این همیشه این خانم اول ماه میدیده. آها.
بحث بعدیمان درباره این است که خون از ده روز تجاوز بکند. این تکهاش سخت است. تکه یعنی ما اینجا بحثمان سخت میشود. بعد دیگر در محرمات بر حائض و اینها دیگر بحثمان ساده میشود. این یک تکه بحث خیلی فنی و جای کار دارد.
آن شش قسمی که گفتیم، مال اینجاست. خب، شش قسمت اول را مینویسیم، تعریف میکنیم، بعد تکتک بحث میکنیم، فرقهایشان را با همدیگر میگوییم، بعد میرویم در ریزهکاریهایشان. یک جاهایی خیلی، تازه این کتاب، کتاب مختصر ماست. کتاب "لمعه"، کتاب "لمعه" که فوقالعاده مختصر است. شرح "لمعه" که باز دوباره خیلی، این خیلی مباحث مطالبش را نپرداختیم. در همین بحث وضو و اینها خیلی مباحث بیشتر از اینها هست که حتی در "تحریر" امام و کتابهای دیگر، مثلاً مباحثش بیشتر از این است. در حد آشنایی اجمالی و یک خرده میخواهیم آشنا بشویم با اینکه بحث قرشی و نبطی که گفتیم، یک خرده پشت احکام دستمان بیاید که این به کجا بند است. در همین حد است فقط.
زن حائض را به دو قسم کلی تقسیم میکنیم: "ذاتالعاده" یا "ذاتالتمیز". یعنی این خانم یا تمیز، یا عادت. عادتش روشن است، مشخص است، یا عادتش مشخص نیست. خونها را میشود از همدیگر تمیز بکند. قوی و ضعیف دارد. بعضی روزها قویتر است، بعضی روزها ضعیفتر است.
ذاتالعاده، روزهایش یا مشخص است، یا زمانش مشخص است، یا عددش مثلاً مشخص.
تقسیم که گفتیم، وقتیه و عددیه، وقتیه عددیه. مثلاً دو ماه پشت سر هم، ماه اول روز اول ماه تا هفتم ماه، هفت روز دید؛ یعنی هم وقت حائض شدنش، اینها میگویند که بهترین رحم برای بارداری، دیگر وقتی که منظم بشود، دیگر کاملاً آماده میشود برای بارداری و هر چقدر که این مشکلاتش بیشتر باشد، به عقیم بودن مثلاً نزدیکتر است.
این خانم هم وقتش روشن است، همیشه اول ماه میشود؛ یعنی دو ماه پشت سر هم بشود، دیگر میگوییم همیشه دو ماه پشت سر هم اول ماه شد و روزهایش هم هفت روز بود، وقتی و عددی.
حالا اول ماه، دو ماه پشت سر هم اول ماه شد، ولی در یکیش هفت روز بود، در یکی هشت روز بود. این چی؟ میگوییم وقتیه.
دو ماه پشت سر هم هفت روز بود، ولی در یکیش اول ماه بود، یکی وسط ماه بود. این را چی میگویی؟ عددیه. روشن شد؟
العاده حادثن. اولین بار، دومین بار. این عادت چقدر طول باید بکشد؟ ملاک چقدر است؟ آن اگر دفعه اولش است، مبتدئه میشود. اولین بارش، تا اینکه دستش بیاید که به چه نحوی است. سری اولش حالا مبتدئه. اگر ماه دوم که شد، بررسی میکنیم. دید که اگر حالا یا وقتیه است، ذاتالعاده هست یا نیست. احکامش جداست کاملاً از همدیگر. اگر نبود، ذاتالتمیز.
ذاتالتمیز نبود، مضطربه مثلاً ممکن است باشد یا همان مبتدئه. چند روز جلو میافتد. یک ماه، یک ماه شمسی قمری میشود. یک دیگر. حالا به هر نحوی که میخواهیم حساب بکنیم. اگر امروز هفتم، مثلاً هفت روز هم ادامه داشت، چهاردهم. پنج روز آخرش. اول از تمام شدن دوره حیضش بیست و چهار روز میشود. فروردین شام یک رمضان، یک رمضان حائض شد تا هفتم رمضان. ماه بعدش یک شوال تا هفتم. از هفته.
این هم ذاتالتمیز. این چند نوع خون میبیند. حالا این حکم چند نوع خون دیدن ذاتالتمیز بهش ملحق میشود. دو نوع ملحق میشود. از اقسامش نیست. دو قسم ملحقاتش است: مبتدئه یا مبتدئه. جفتشان درست است و مضطربه.
مبتدئه کیست؟ گفتم خون را از همدیگر تمیز میدهد. چند روز قوی میبیند، چند روز ضعیف. چون عادت مشخصی ندارد. پس اگر منظم نبود، منظم نیست، ولی خود خون را میتواند از همدیگر تفکیک بکند. چند روز ضعیف میبیند، چند روز بودار میبیند، چند روز بی بو میبیند. ملاکهای مختلف که حالا میگویم. میتواند ذاتالتمیز باشد. حکم بار نمیشود دیگر. خودش ذات قویتر ذاتالتمیز است. مرخص دارد دیگر. اگر نظمی اصلاً نداشت، بله. اگر نظمی نداشت، والا نظم را میآوریم. خود خون که نظمش به این است که قوی هست یا ضعیف. اینها. و میشود از همدیگر تفکیک کرد.
حالا در مبتدئه عادتش به مقدار معین قرار نگرفته. یک ماه سه روز میشود، یک ماه پنج روز میشود، یک ماه هفت روز میشود. نمیشود این جوری. مشکل خانم از اینجا شروع میشود و خیلی هم زیاد است، مواردی که مراجعه میکنند. مبتدئه دو قسم است. میگوید همین که مقدار معین ندارد یا اینکه دفعه اولش است.
شهید ثانی میفرماید که دفعه اولش مشهورتر است؛ یعنی معمولاً مبتدئه را میگویند به همین دفعه اولی. توضیحش را میرسیم بعداً که چرا ما دو قسم گفتیم. آن یکی قسم بعداً یک فروعاتی بر آن بار میشود. پس ما فعلاً مشهورتر را قبول داریم در اینکه دفعه اولش است که میبیند. مبتدئه را میدانیم.
مبتدئه مقدار معین ندارد. نمیداند چند روزه. نمیداند چند روز باید بگیرد. چقدر میشود؟ آها. باریکالله. نمیداند چون یا حالا دفعه اولش است یا چون کلاً وقت معینی ندارد. مثلاً اصلاً زمانبندی ندارد. یک ماه روز هفتم ماه میشود. سه روز میشود. حال منظم بوده. حالا از این بینظمی وقت و عددش را فراموش کرده. فراموش کرده. نظم ندارد را بیشتر میشود برای مبتدئه حملش کرد. نخود ذاتالتمیز هم میشود حمل کرد. نظم ندارد ولی میتواند از همدیگر تفکیک کند.
مضطربه هم دو قسم است. مضطربه یا وقت و عادتش را فراموش کرده یا اینکه خون زیاد میبیند ولی مستقر نمیشود. هی دو روز میبیند، قطع میشود. یک روز میبیند، قطع. طول ماه، کل ماه خون دیده ولی مکرر نبوده، متوالی نبوده. اینها. روشن شد؟ اقسامش؟ دو تا دیگر. مضطربه دو تا. مبتدئه دو تا. بله. جفتش را حساب کردی. هم مبتدئه دو تا شد. مبتدئه. نمیداند. یکی نمیدانم حالا یا به خاطر اینکه دفعه اولش است، معین نیست. هی میچرخد، جابهجا میشود. مضطربه یا فراموش کرده. مکرر زیاد ولی متوالی نیست. بله.
این دستهبندی در کتاب نیست. اینها را داشته باشید برای ازدواج و عده. این احکام آنجا خیلی به درد میخورد. شما برای کسی که ازدواج موقت کرده و آن کسی که صاحب عقد بوده، یعنی شوهر عقد را بخشیده، ادامه او را. به محض اینکه او میبخشد، از آنجا دو تا "طور" باید واقع بشود. برای زن، دو بار حیض ببیند و پاک بشود تا بشود. با او ازدواج کرد.
اگر عقد دائم بوده، از همان لحظه که طلاق میگیرد، سه تا "طور" باید برایش واقع بشود. اگر شوهرش کاری ندارد. حالا این احکام آنجا به درد میخورد. از کجایش را حیض حساب کند. کدامش را حیض حساب کند. یک روز خون دیده، قطع شده. آن یک روز که خون دیده، اول حیضش بود. اقل "طور" هم داریم. این هم نکته خیلی مهمی است. اقل حیض داریم. اقل "طور" داریم.
حیض از سه روز کمتر نمیشود. طهارت از ده روز کمتر نمیشود؛ یعنی ما بین دو تا حیض حداقل ده روز فاصله میشود. درست شد؟ اقل طهارت ده روز است.
یک مسئله طلبگی هم داریم. آنکه ممکن است که یک خانمی در ازدواج موقت بوده، سه روز حائض بشود. ده روز پاک بشود. سه روز حائض بشود و پاک بشود، میشود چند روز؟ شانزده روز. بشود شانزده روز عقدش کرد.
اقل حیض سه روز است. اقل طهارت هم ده روز است. دو تا حیض دیده، پاک شده. این منظم هم میتواند باشد. بله دیگر. این دیگر وقتی و عددی است دیگر. نه، اصلاً در ازدواج موقت که تا آخرش، تا آخر عده مهلت دارد. هر وقت که رجوع کند دوباره.
ازدواج دائم هم که سه تا "طور".
بریم سراغ بقیه بحث. روشن بود دیگر؟ وقتیه، عددیه. تعداد و زمان جفتش یکسان. در وقتیه، زمان فقط بود. در دو ماه پشت سر هم. در عددیه، تعداد فقط. یعنی هفت روز میبیند، زمانش عوض میشود. در وقتیه، اول ماه میبیند ولی یک وقت هفت روز، یک وقت هشت روز. در وقتیه و عددیه هم اول ماه میبیند، هم هفت روز میبیند. دیگر از همه منظمتر است.
فرق بین وقتیه و عددیه با عددیه. این دو تا با همدیگر چه فرقی میکنند؟ همه بحث ما الان در مورد چیست؟ آقا، گم نشویم ها. حمید. درباره وقتی که از ده روز تجاوز بکند. نهایتش اینکه سه روز آخرش را فقط حیض میگیریم. تمیز باشد یا هرچی باشد، چون زمانش مشخص نیست. نمیدانی این خانم سه روز میشود، چهار روز میشود، پنج روز میشود. اقلش را حساب میکنیم برایش. ولی اقلش را در کل ده روز، سه روز آخرش را حساب میکنیم.
ببین، الان این خانم ده روز خون دیده، ولی مثلاً مبتدئه است. درست شد؟ الان ما کل ده روزش نمازهایش پرید. میگوییم نه. اقل حیض را برایش حساب میکنیم. سه روزش را یقین داریم که حائض بوده. بقیهاش را شک داریم. در بقیهاش حکم برائت جاری میکنیم. اصل این است که در بقیهاش حائض نبوده.
کدام سه روز؟ سه روز آخر. در سه روز آخر اگر روزه گرفته، بعد بعداً قضا به جا بیاورد. سه روز آخر نمازهایش اگر خوانده، باطل بوده. درست شد؟ در سه روز آخر و خیلی کارهای دیگر که حالا به هر حائض حرام است، بر او هم حرام است. حیض حساب میکنیم. بقیهاش را هفت روزش را. آن هفت روز قبلش را اگر روزههایش را خورده، بعداً قضا به جا بیاورد، چون آنها حیض محسوب نمیشده.
حالا اگر از ده روز تجاوز کرد، این تقسیمبندیها را داشتیم. میخواهیم بحث بکنیم. هر کدام از این شش قسم بیشتر از ده روز دیده. حائض هست، ولی ما با اینها الان در بیشتر از ده روزشان کار داریم. حالا تا اینجاش که فشار نیامده که نترسید ها. اصلاً نگران نباشید. روال خوبی انشاءالله پیش میرویم.
اذیت هم نشود. در وقتیه و عددیه به محض اینکه خون دید، حکم به حیض میکند. بیشتر به محض اینکه خون دید. بله. از آن اولی که خون دید، حکم به حیض میکند. وقتیه و عددیه هم هست. عددش هم مشخص بوده. تا عددش را حساب میکند. بعدش دیگر هرچی خون دیده، استحاضه حساب میشود. روشن شد؟
اگر الان شد هشت روز. همیشه هفت روز میدیده. این ماه دوازده روز. اگر وقتیه و عددیه بوده، تا ده روز، تا ده روز جا دارد. دو ماه دیده بوده. دو ماه وقتیه و عددیه بوده. درست شد؟ ماه سوم این جوری شده. احکام وقتیه. نه، نه. این جوری نیست که یک ماه که عوض شد، دوباره احکامش هم عوض بشود که دوباره از این ماه دوباره به هم ریخته. یعنی در همان دو ماه به هم ریخته بوده. معین در ماه، یک ماه اول سه روز شد اول ماه. در ماه دوم هفت روز شد آخر ماه. ماه سوم هنوز با اینکه به هم ریخته، فعلاً هنوز وقت عددی است تا ماه دوم. بعد از آن هم دوباره به هم بریزد. وقتی هفت روزش را میگیرد. تا هفت روز دید. حالا اگر از ده روز بیشتر شد، همه آنچه که از هفت روز بیشتر دید، استحاضه میکند.
اگر از ده روز بیشتر نشد، از هفت روز. اگر از ده روز بیشتر باشد، از هفت روز. باریکالله. حالا برسیم به، برسیم به استحاضه کثیر. آن وقت میفهمیم اینها چی میکشند.
پس در وقتیه و عددیه چی شد؟ روز اولی که خون دیده را حساب میکند. از ده روز بیشتر شد، دوباره تکرار مبحث برای اینکه خوب تثبیت بشود. از ده روز بیشتر شد. از آن روز اولی که خون دیده بود و حساب کرد تا آن زمانی که همیشه میبینی که مثلاً هفت روزش بود. از هفت روز به بعد دیگر هر چقدر دارد میبیند و دیده را، همه را استحاضه حساب میکند. این در وقتیه.
اگر عددیه باشد، در عددیه اختلاف است. شهید ثانی میفرماید مثل وقتیه و عددیه حساب میکنیم. عددیه خالی هفت روز بوده. در دو ماه نظم نداشته. حالا ماه سوم اول ماه، ماه اول اول ماه دیده بود. ماه دوم وسط ماه دیده. ماه سوم آخر ماه دیده، ولی هفت روز دیده؛ یعنی هفت روزش را میدانسته که بوده. الان دوازده روز شده. این هم برگردد به نظر شهید ثانی، برگردد همان هفت روزش را حساب بکند. حیض مابعدش را استحاضه. درست.
به نظر شهید اول این مثل مضطربه است که احکامش بعداً میآید. به روایات عمل بکند. روایت سه دسته میکند: یک سه روز و ده روز حساب میکند، یک ماه سه روز، یک ماه ده روز یا هفت روز هفت روز حساب میکند یا شش روز شش روز حساب میکنیم انشاءالله.
عددیه یا به نظر شهید ثانی مثل وقتیه و عددی است، مثل قسم اول. به نظر شهید ثانی. به نظر شهید اول چی؟ مثل مضطربه.
اهل بیشتر از اینها حرف دارند. کتابهای فقهیشان، تحری، عروه، مراجع. خانم دیگر حالا این کتاب احکام بانوان معمولاً نوشتند. حالا اگر وقتیه باشد چی؟ قاطی نمیکنید که؟ من دارم روی تخته مینویسما. سرعتمان را آوردم پایین. ببین، مطلب سنگینی نیست. فروعاتش با هم قاطی نشود، مهم است. تشخیص زنها سخت است. همین است که الان کدام یکی از اینها هست. فعلاً فقط میخواهیم که با مسائل کلی فرعی آشنا بشویم.
وقتیه، وقتی یکی بود، عدد ثابت نبود. روزش همیشه اول ماه میشود. مثلاً زمان. آفرین. اینکه وقت را تعیین میکند. یکی مثل وقتیه هست. عددیه هست. تعداد روزهایش. این دقیقاً بعد هفت روز مطلقاً هیچی نمیبیند. یک ترشح اینها را حساب میکند. نه دیگر. آنها حساب نمیشود. عین خود خون، مگر اینکه در دو ماه اول هم اگر دید، هفت روز دید. روز هشتم دارد استحاضه میبیند؛ یعنی میدانی که استحاضه.
ملاکهایی هست. روشن شد؟ خیلی زرد است مثلاً، سست. جدای از ملاکات اینهایی که گفتید. تعاریف و اینها که حکمشان بیشتر از فلان میشود، استحاضه و اینها. فشارش اینها هم کاملاً متفاوت. این گرم است، آن سرد است. آن با فشار میآید، آن به سستی میآید. آن سرخ، این زرد.
هفت روز خون دیده. روز هشتم دارد استحاضه میبیند. درست شد؟ حالا این باعث میشود که حکم چی بشود؟ همان هفت روزه. ولو در ماه دوم مثلاً دوباره باز هفت روزی سه روز استحاضه. دوباره همان عددیه میشود. هفت روزش سر جای خودش هست. قاطی نشود بحثها با همدیگر. کیفیت استحاضه بود. مدل مثلاً وقتیه و عددیه تعریف میشود. طرف بله. بازم حیض حساب میشود. کیفیت خون توجهی نباید بکنم.
حالا حکم وقتیه چیست؟ وقتیه عددیه حکمش روشن بود. در مورد عددیه حکمش را گفتیم. شهید اول فرمود مثل مضطربه به روایات عمل بکند. شهید ثانی فرمود که مثل وقتیه و عددیه عمل بکند.
حکم وقتیه حالا چیست؟ وقتیه میگویند اگر از ده روز تجاوز کرد، نمیتواند ماه قبل رجوع کند؛ یعنی یکی از دو تا عدد ماه قبل را نمیتواند بگیرد. یک ماه هفت روزه، یک ماه هشت روز دیده. وقتش فقط یکسان است. نمیتوانی بگویی که ماه قبلی هشت روز دیدم، این ماه هشت روزش را حیض حساب میکنم. ماه بعدش را استحاضه، چون عدد متفاوت است. هیچکدام از دو عدد قبلی را نمیتواند بگیرد. ولی این فایده را دارد که به محض اینکه خون دید، اول حیضش دستش است. آخرش دستش نیست. صاحب عادت وقتیه و عددیه است.
بعد این فایده هم به این شرط است که حکم مضطربه حیض شدن با دیدن خون نباشد. شرط اینکه این حکمش همین است که اولین روزی که درست شد. اول حیض را میداند، چون ما بعداً میرسیم مضطربه در اولش هم یک وقتهایی گیر است. الان حساب میکنم دو روز قبل، دو روز سه روز قبل، سه روز بعد. مثلاً ما باید این را فقط بدانیم که فرق وقتیه با مضطربه، یعنی برای اینکه وقتیه مضطربه نشود، مثل مضطربه نشود، این شرط باید داشته باشد که ما در مضطربه حکممان این باشد که حیض شدنش با دیدن خون نباشد. مضطربه با دیدن خون حائض نمیشود. خودش باید حساب بکند حیضش را. مثلاً آره. متعددی متوالی چون دیده دیگر نمیتواند حساب بکند که از آن روز اولی که دیدم، چون یک روزی قطع شده. دو روز دیگر باز قطع شده. یعنی از یک وقتی میخواهد حساب بکند. اگر این شرط باشد در مضطربه، ما وقتیه این مزیت را بر مضطربه دارد که اول حیضش را میتواند حساب بکند. روشن شد؟ به شرط اینکه ما در مضطربه شرط بدانیم که دیدن خون ملاک نیست برای اینکه اول حیضش باشد.
این بحث گفتیم دیگر. این مثل مضطربه میشود. فقط اولش روشن است. آخرش را باید برسیم.
این سه تا نوعمان تمام شد. ذاتالعاده. احکامش را گفته. خود ذاتالعاده کی بود؟ رجوع میکنیم، ولی آن سختتر است. این سادهتر.
اول پیش خود ذاتالعاده کی بود؟ دو ماه پشت سر هم خون مساوی میدید. درست؟ حالا یا زمانش مساوی بود یا عددش مساوی بود یا جفتش.
ذاتالتمیز مساوی نمیبیند. زمانش مساوی نه، عددش نه یا هر دو. یعنی یک وقتی عددش مساوی نیست.
حالا این دیگر. بریم سراغ ذاتالتمیز. هستید آقا؟ در بحث نمیخواهد آنتراک بدهیم؟ خسته نشدید؟ یک آنتراک بدهیم بعد ذاتالتمیز شروع کنیم. یک صلوات بفرستید.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...