متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
**بسم الله الرحمن الرحیم**
**فصل دوم: درباره غسل**
موجبات غسل شش چیز است: جنابت، حیض، استحاضه، نفاس، مس میت و نجاست مرگ (یعنی مسّ میت نجس). اینجا به مناسبت نکات ریزی اشاره شده است که ما فعلاً نمیگوییم و سر بحث خودش مطرح میشود.
**اولین موجب غسل: جنابت**
خود جنابت چند بحث دارد:
۱. موجبات جنابت
۲. محرمات بر جنب
۳. مکروهات بر جنب
۴. واجبات غسل
۵. مستحبات جنابت
۶. بحث استبراء
۷. بحث غسل ترتیبی
۸. حدث در بین غسل
این چند بحث را در غسل جنابت در این چند دقیقه انشاءالله بحث خواهیم کرد.
**موجبات جنابت دو چیز است:**
۱. انزال
۲. غیبوبت حشفه
**۱. انزال:** مشخص است، یعنی منی خارج شود. چه در خواب انزال کرده باشد و چه در بیداری، هر دو موجب جنابت میشود.
**۲. غیبوبت حشفه:** یعنی دخول صورت گیرد؛ به اندازه ختنهگاه داخل شود. بنده دقیقاً آنجا که ختنه شده به بالا. این خیلی مهم است، دقت بفرمایید. اگر مقداری هم از آن مقدار مقدر (ختنهگاه) قطع شده باشد، (اگر کسی ختنهگاهش قطع شده، بریده شده، چیز بریده است، به قول امروزیها) به میزان تقدیری او باید حساب کند.
**نکات مهم در غیبوبت حشفه:**
* میخواهد از قُبُل دخول کرده باشد یا از دُبُر دخول کرده باشد، هر دو باعث میشود.
* خیلیها فکر میکنند حتماً باید انزال شده باشد. خیر، دخول هم برای مرد و هم برای زن، هر دو غسل را برایشان واجب میکند.
* چه در انسان باشد چه در حیوان باشد، چه در زنده باشد چه در مرده باشد، چه در فاعل باشد چه در قابل باشد.
* چه انزال هم بکند یا نکند، ملاک، دخول به همین میزان حشفه است که داخل شود.
* بر هر دو طرف (فاعل و قابل) واجب میشود.
* اگر طرف ناظر محترم (حیوان) بر این فاعل، غسل دارد و قابل (یعنی حیوانی که مورد دخول قرار گرفته) بر خود حیوان غسل ندارد. بدتر از غسل دارد، آن حیوان را باید بسوزاند. حالا ماجراهایی دارد و احکامی دارد که باید به آن پرداخت.
**محرمات بر جنب:**
**۱. قرائت عزائم:** عزائم چیست؟ چهار سوره سجدهدار: سوره سجده، فصّلت، علق، نجم. این چهار سوره بر جنب حرام است که بخواند؛ حتی یک آیهاش را، حتی «بسم الله»اش را، حتی یک حرف از «بسم الله» را به نیت این سورهها. لذا در جنب بودن، خواندن دعای کمیل (به خاطر اینکه «أفمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً» این آیه مال سور سجدهدار است) این آیه را نباید بخواند. اگر دعای کمیل میخواند، (اگر جنب یا زن حائض است)، نباید بخواند. زن حائض هم اگر دعای کمیل بخواند، کلش را بخواند حرام است، نباید بخواند، چون مال عزائم است. نکته مهم: فرقی نمیکند حتی یک حرفش را به نیت این بخواند، حرام است. بله، اول عزائم، حتی «بسم الله»اش. سوره علق را «بسم الله»اش را بگوید، این مال سوره فصّلت به نظرم اگر اشتباه نکنم (سجده، فصّلت، نجم). برگرد بگو آقا در قرآن داریم که «ألم یعلم بأن الله یری؟» آقا شما جنب یا حائضی، حق نداری این را بخوانی. حرام است بر این. این خیلی نکته مهمی است.
**۲. لَبس در مساجد:** لبث (توقف) در مساجد، الا مسجدین. مسجدین چیست؟ مسجدالحرام و مسجدالنبی. برای جنب توقف در تمام مساجد حرام است. عبور از مساجد حلال است. از مسجدین عبور هم حرام است. آن قدم زدنش مال مساجد معمولی است که قدم میزند، توقف ندارد، از یک در میآید و از در دیگر میرود، همین جوری قدم زنان خارج شود، قدم زنان برود بیرون. این جوری اشکالی ندارد. خیلی عظیماند و اعظماند، بلکه حتی عبور هم بر جنب حرام است.
**۳. چیزی گذاشتن در مساجد:** این هم مطلق است. پس یکی ماندن در مساجد مطلق بود، یکی چیزی گذاشتن در مساجد مطلق است. ولو به اینکه از بیرون چیزی را بدهد در داخل مسجد، مسجد. چیزی گذاشتن، ولو داخل هم نرود. از بیرون به نحوی بگذارد. درست شد؟ مثلاً یه چیزی دارد سر میخورد، میرود؛ یه فرغونیه دارد سر میخورد، میرود. یکی دارد میبرد، این را میگذارد روی فر... ممکن است ببرند تو مسجد، یک تکه آجر مال مسجد است. این آقای جنب بیرون میگذارد مسجد. ولو به این باشد که طرف داخل مسجد هم اصلاً نیاید، از بیرون بفرستد. ولی از مسجد چیزی برداشتن حرام نیست برای او.
**۴. مسّ خط مصحف:** مسّ خط قرآن. مسّ بکند کلمات، حروفش، حتی تشدیدش، حتی همزهاش هم بر او حرام است. با یک بخشی از بدنش که روح درش حلول کرده است. ولو به این باشد که گوشش بخورد به یک آیهای. گاهی طرف ایستاده، جنب یا حائضه، روی دیواری، خیابانی، آیه قرآنی نوشته، واسه تکیه داده بهش. باید مانع باشد. یعنی خود بدن تماس پیدا کند. یعنی اگر کسی دستکش دستش کند یا چیزی بله، بله. روایتی اتفاقاً هست که امام جواد علیه السلام (ع) یک کنیزی آمد و گفت من فلان مشکل را دارم، زانوم آب آورده. حضرت دستکش دست گرفتند یا عبا بر روی زانوی آن طرف گذاشتند و خوب شد. پس به هر بخشی از بدن که روح در آن حلول کرده، مصحف را بخواهد مسّ بکند، هر چیش را، در جنب حرام است.
**۵. اسم خدای متعال:** به هر زبانی. «الله». بین پرچم ما (پرچم جمهوری اسلامی) دست به پرچم زدن حرام است. کشتی گرفت، خیس عرق، وضو دارد یا ندارد؟ پرچم میاندازد عقبش را. بله دیگر، اگر وضو ندارد به «الله» نباید بخورد. اگر جنب که حرام است. بدون وضو خوردن به هر زبانی هم باشد، «گاد» باشد، «الله» باشد، هرچی باشد، «In the name of God». این هم از این. اسم پیغمبر و یکی از اهل بیت هم به همین نحو حرام است به مکتوبش. ولو اگر روی پول باشد، روی درهم باشد، روی دینار باشد، هرچی. روش پشت پول نوشته مثلاً ۵۰۰۰ تومن. پیامبر اعظم (ص) فرمودند که اگر علم در ثریا باشد... چرا دیگر؟ اسم. حالا مگر اینکه بگوییم اسم پیغمبر مخصوص در همان اسامی خاص باشد. حالا دیگر محل بحث، جای بحث اجتهادی. اشکالی... میلاد امیرالمؤمنین یا آن عید غدیر، میگفت طرف میلاد امیرالمؤمنین به دنیا آمد، گذاشتند میلاد.
**مکروهات بر جنب:**
**اولیش: خوردن و نوشیدن.** این خیلی نکته قشنگ و مهمی هم هست. پس مستحبات بر (محرمات بر) جنب چه بود؟ لمس در مساجد مطلقاً، عبور در دو تا مسجد، چیزی گذاشتن (همه مساجد)، و مسّ خط قرآن، اسم خدا، اسم پیغمبر، اسم اهل بیت. اینها بر جنب حرام است. اذان هم که قرائتش، عرض کنم که مکروهاتش است.
**اولین مکروه: خوردن و نوشیدن.** تا وقتی مزمزه و استنشاق نکرده کراهت دارد. جنب بخواهد چیزی بخورد، چیزی بنوشد، اگر مزمزه و استنشاق کرد یا وضو گرفت، کراهت خوردن و نوشیدن ازش برداشته میشود. خیلی نکته قشنگی اینجا دارد. اگر جنب مزمزه و استنشاق کرد یا وضو گرفت، دیگر چیزی خوردن برایش مکروه نیست. آره با همدیگر. بله، استنشاق یا وضو. هر خوردن و... این تیکهاش خیلی مهم است. هر خوردن و نوشیدنی وضوی جدیدی میخواهد و مزمزه و استنشاق جدید. مگر اینکه عرفاً محسوب شود یک نشستن و یک خوردن. اگر یک میوه خورد، رفت ده دقیقه دیگر بخواهد یک میوه دیگر بخورد، باز وضو بگیرد و... این فقط کراهتش را برطرف میکند. «مُبیحه» است. مبیحه عبادات دو نوع: عبادات مبیحه، عبادات غیر مبیحه. این صفحه اول کتاب طهارت بود که ما نخواندیمش. مبیحه یعنی مانع برای نماز را برطرف میکند. مانعی که برای نماز است، برطرف میکند، وضو برای جنب مبیحه نیست، کراهت را فقط برطرف میکند. آفرین. ولی وضوی جنب مبیحه نیست. مستحاضه هم (مستحیض هم) زنی که استحاضه است، او هم (مستحیضه، زنی که استحاضه شده) او هم کراهت فقط برطرف میشود با وضو. مبیحه برایش غسل است. برای غسل جنابت مبیح است. بله، گفتند اگر کسی چیزی بخورد در حالی که جنب است و وضو و استنشاق و اینها نکرده، خوف برص بر او میرود. پیسی بگیرد و فقر. این کار را نکند. پس مکروهات: خوردن و نوشیدن مگر اینکه مزمزه و استنشاق یا وضو کند. این دو تا در... نه، مستح ... مفعولش میشود. اسم فاعلش مختار.
**سومین مکروه: خواب جنب.** خواب مکروه است، مگر اینکه وضو بگیرد. اینجا دیگر فقط وضو هم دارد و این هم باز دوباره وضوش غیر مبیح است.
**چهارمین مکروه: رنگ کردن (خضاب).** حالا با حنایی، با هرچی دیگر. ریشش را رنگ کند، سرش را رنگ کند، رنگ کردن برای او مکروه است. خضاب کرده هم جنب بشود، مکروه است. رنگ کرده، حالا میخواهد انزال کند، جنب. مکروه است. آره، اول پاک بشود. اول رنگ را بشورد. شستن. خضاب کرده، رنگ، رنگ گذاشته، رنگ کرده.
**پنجمین مکروه: قرائت مازاد بر هفت آیه.** از هفت آیه بیشتر اگر بخواند کراهت دارد. بخواند بالاتر از این دیگر کراهت دارد. حمد بالاتر از این کراهت دارد. شهید ثانی میفرماید که حالا اگر یک آیه را دوبار بخواند چی؟ میفهمه دو تا قله. برخی گفتند که دو تا آیه محسوب میشود، وقتی گفتند یک آیه. این هم در تمام اوقات جنابتش است. در تمام وقت جنابتش هفت آیه اجازه دارد. نه، تو یک بار که داری میخوانی سوره، هفت آیهای بخواند تمام میشود. یا از اولی که جنب شده تا آخری که رفع جنابت میشود، تو این مدت هفت تا آیه بیشتر کراهت دارد.
**ششمین مکروه: عبور در مساجد.** کراهت دارد. گفتیم کجایش حرام بود؟ دو تا مسجد. بقیه مساجد کراهت دارد. مسجد گوهرشاد، کسی از صحن قدس میآید، میرود تو صحن گوهرشاد، از مسجد دارد رد میشود، کراهت دارد اگر جنب باشد. بله، آن دو تا دالان هم مسجد است. زن حائض هم در حد عبور برایش اشکالی ندارد و کراهت. وضو نه دیگر. دو تا در داشته باشد، از یک در بیاید، از یک در دیگر برود، اگر اشکالی ندارد. طبق نظر شهید ثانی از همان در بیاید، به شرط اینکه عرفاً نگویند دارد تو مسجد میچرخد، بگویند رفت دارد برمیگردد. در این حدش کراهت دارد، حرام نیست. واجبات... مکروه است. ماندن اگر باشد، حرام است. طرف که عبور محسوب میشود و مکروه محسوب میشود. بله.
**واجبات غسل:** خیلی ساده است.
**اولین واجبش: نیت.** نیت هم گفتیم سه تا یا... «تقرب» اشتباه است. اشتباه. همین مبیحهای که گفتیم مانع را بر میدارد. باید مقارن باشد این نیت. نیتش قبل از غسلش نباشد. واجبات غسل، چه واجباتی دارد غسل؟ غسل جنابت. این مال کلیه غسلهاست، ولی خب الان بحث غسل جنابت. جنابت همین شش تایی که گفتیم. غسل مس میت واجب میشود. خود میت هم که حالا خودش دیگر خودش را غسل نمیدهد، دیگری. مقارن هم باید باشد. نیت قبل غسل نباشد، بعد هم نباشد. به محض اینکه دارد شروع میکند نیت را داشته باشد. بله. نه نظر علمای الان نیست ها. اشکال ندارد. همان جا متوجه داری چه کار میکنی. آفرین. نیت یعنی همین. آقای گلپایگانی بوده، سید جمال. خونه بلند شدی، رفتی به نیت غسل. وقتی که رفتی زیر دوش، دیگر یادت نبود که داری... نیتت این باطل. به محض اینکه جزئی از سر یا گردن. عمومی. به محض اینکه جزئی از سر یا گردن (غسل ترتیبی) این نکته مهمی است. تو غسل ترتیبی به محض اینکه آب روی سر یا گردن دارد میآید باید نیت بکند. تو غسل التماسی به محض اینکه آب با یک بخشی از بدن دارد تماس پیدا میکند. آره، آب تماس پیدا کرد، همان جا نیتش را میکند. بقیه را هم بدون فاصله در بر بگیرد. بقیه اعضا هم سریع بیاید توسل التم. سر و گردن به آب رسید، همان جا نیتش همراهش. پس نیت داشته باشد. نیتش هم مقارن باشد.
**دومین واجب: شستن سر و گردن.** و بعدش اول سر و گردن را بشوید. مهم هم نیست سر را اول بشوید بعد گردن را، یا اول گردن را بشوید. بعد. آقای بهجت ترتیب را واجب میدانند، ولی شهید ثانی و خیلی از بزرگان ترتیب را تو تو اعضای غسل ترتیب واجب است. اول سر و گردن، بعد سمت راست، بعد سمت چپ. تو خود اینها دیگر ترتیب واجب نیست. سر و گردن از بالا به پایین بشویی، از پایین به بالا، چپ به راست، طرف راست. اول پایین را بشویی بعد بالا. اگر ترتیب واجب نباشد، یک کسی توی مسیری، تو مسافرتی جنب شده، سر و گردنش را زیر شیر... زیر شیر بعد میآید دستش را تا کتف یک جا میشورد، پایش هم تا مثلاً ران یک جا دیگر میشورد. بعد میرود دستشویی، مثلاً کمرش و پشتش را اینها را آب میگیرد و چهار پنج جای مختلف هم که شرط نیست. چهار پنج مختلف، تکه تکه میشورد. این غسلش درست است. کارش. یعنی موالات هرچند از مستحباتش هست، یک جایی هم واجب میشود که میگوید موالات وقتش کس کرده. بعد فقط همین عضو، اگر عضو آخر باشد، نه دیگر. اگر ترتیب را شرط ندانیم همان تکه را فقط. خب این ترتیبش مثل اعضای غسل در وضو، غسل و مسح بود دیگر. یک جایی شستنی بود، یک جای کشیدنی بود. جای کشیدنی (مسح کشیدنی) ترتیب نداشت. شما از هر طرف میخواستید. اعضای غسل خود غسل ما شبیه اعضای مسح شبیه اعضای غسل وضو نیست. روشن شد. جای شستنی را جای مسح کشیدن بالا پایین نداشت. غسل طرف راست، بعدش طرف چپ.
**سومین واجب: شستن سمت راست بدن.** عرض کنم خدمتتون که عورت را هم تابع هر دو طرف دانستند. هم سمت راست باید عورت شسته بشود، هم سمت چپ. عضو بغل را هم بشویی از باب مقدمه واجب. یک خورده بالاتر از آرنج، مقدمه واجب. مقدمه واجب یعنی قشنگ یقین پیدا کنید که از جایی که واجب شروع شده، شما آنجا را به جا آوردی. ناف هم بله دیگر، میتواند تابع هر دو طرف. البته مقدمه واجب میشود شست.
**چهارمین واجب: شستن سمت چپ بدن.**
**پنجمین واجب: برطرف کردن موانع.** این است که شما تخلیل کنی. دوباره بحث تخلیل را داریم. آنجا تخلیل شعر بود که مو را کنار بزنی که آب به صورت برسد. اینجا تخلیل مانع. مانع نداشته باشی. چسبی، رنگی. بله، گاهی یک قطره سر سوزن چسب قطرهای. برای خود بنده پیش آمد. بعد یک هفته ده روز از چسب قطرهای استفاده کردم. روی ناخنم یک خورده جلایش مانده. تمام نماز این ده روز را دوباره اعاده کردیم. گاهی آدم یک سر سوزن پشتش است، پشت کمرش چسب. مثلاً رفته حجامت کرده. این قدر سر سوزن چسب مانده. کس دیگری میبیند تو استخر میگوید خود چسب پشتت است. همه نمازها را باید قضا کند تو این چند وقت. روزه هم اگر گرفته بعد دوباره قضا کند. چرا تو مغازه؟ بله دیگر، مانع داشته، غسلش درست نبوده. بله، مسجد رفته، نشسته بود، بسا خوانده. تو وضو، نمازش با عرض کنم خدمتتون رنگ، یک سر سوزن رنگ باشد به تن آدم. یقین داشته باشی همان موقع بوده دیگر. چیزی نباید حاکی از این باشد. احتمال بشود داد که ممکن است حالا امروز باشد که اگر ما احتمالاً امروز داده، امروز تو نمازش را... پس مانع وصول آب، رسیدن آب به پوست نباید باشد. آب باید راحت به پوست برسد. این هم پنج تا واجباتش. چه بود؟ نیت مقارن باشد، غسل (سر و گردن، سمت راست، سمت چپ)، مانع را برطرف کردن. در مشترک هم که گفتیم.
**مستحبات غسل:** این دیگر خیلی بحث شیرینی است. یک و نیم سطر هم بخوانیم و دیگر دوستان خسته نشوند.
**اولین مستحب: استبراء.** این از مستحبات غسل واجب نیست. استبراء. استبراء اینجا فرق میکند. استبراء اینجا به ادرار کردن است. آنجا به برات بول گرفتن بود. یعنی بول صورت گرفته. میخواهی شما دیگر اگر قطرهای مانده در آلت، آن را خارج بکنی. باریکالله. اینجا استبراء بر این است که دیگر توی آلت منی نمانده باشد. فقط هم مال کسی است که انزال کرده، نه برای مطلق جنب. اگر دخول کرده (غیبوبت حشفه شده)، توش استبراء مستحب نیست. اگر انزال کرده، استبراء مستحب است با ادرار تا اثر منی خارج شود. آفرین. آن هم مستحب است دوباره اجتهاد بکند. مجتهد در کتاب طهارت میشود. مشتری در کتاب طهارت، بری تنحنح کنی. خلاصه اعیان نجس است یا اعیان از بزرگان است ولی از نجسه. شوخیها علما. یکی درس بودیم یکی گفت استاد ما مجتهدیم، گفت بله، ولی در کتاب طهارت. عرض کنم که اینجا دوباره استبراء مستحب است. برای زنی که جنب، استبراء مستحب. قول یک قولی هست که مستحب میداند زنی که جنب، استبراء به چه نحو استبراء بکند؟ مرد از همان جایی که منی خارج شده دارد استبراء میکند. میخواهد آلت را از منی تخلیه بکند. ولی زن که با بولش استبراء زن به این است که دست را بر فرج بگذارد و به عرض فشار بدهد تا هرچی در داخل هست (حالا چند بارش را گفته نشده) فاستبرء، عرض استبراء میکند که هرچی داخل هست بیرون.
**دومین مستحب غسل: مزمزه و استنشاق.** چقدر این حکم مهم است. همه جای دل ما هم اصلاً تو زندگیمان محل نمیگذاریم بهش. غسل جنابت کنی، اول یک خورده مزمزه استنشاق کن. اول سه بار دستت را بشور. بعد مزمزه استنشاق کن. دستت را هم از مچ اول سه بار از مچ بشور، مزمزه و استنشاق کن. بعد حالا شهید ثانی میفرماید که یک قول دیگری هست که مرحوم شهید اول هم گفته این است که دستت را از آرنج اول سه بار بشور، بعد مزمزه و بله، در حد موضوع صورتم هم مزمزه و استنشاق.
**پنجمین مستحب غسل: موالات.** موالات برای غسل روز مستحبات است. کجا واجب بود؟ موالات تو وضو. حالا تو خود همین غسل هم یک جاهایی واجب میشود. یک وقتی هستش که شما وقت ضیق است. یعنی عبادتی که میخواهی انجام بدهی، عبادت را انجام بدهی یا اینکه زنی که استحاضه شده دارد غسل میکند، برود عبادت انجام بدهد. این میترسد که اگر بخواهد بین اعضای غسل فاصله بیندازد، ما بینش دوباره حدث بشود، خون ببیند، این هم برایش موالات واجب است. نذر بکند. نذر کردی که من غسلم را میخواهم پشت سر هم بگویم. این هم دوباره واجب میشود. جاهایی که غسل موالات مستحب است، چون سرعت در خیر است. این هم خیلی استدلال قشنگی است. میگوید خیرات و اینها، این خیرات سبقت گرفتی، مفسدهای هم ما بینش پیش نیاید.
**ششمین مستحب: باز کردن موهای بافتهشده زن.** این است که زنی که موهایش را بافته، موقع غسل جنابت موهایش را باز بکند. جان؟ واجب نیست، مستحب است. چه باز بکنیم؟ همش که بالاخره به سر باید آب برسد دیگر. وقتی به سر میرسد، به دلالت التزامی به موها هم میرسد. گیرم سرای موها خشک است. سر مردی که موهایش بافته نیست. فقط زن، چون روایت مخصوص زن قاعدتاً. بله.
**هفتمین مستحب: سه بار شستن هر عضو.** این است که هر کدام از اعضای غسل را سه بار انجام بدهی. جزو مستحبات. سر و گردن سه بار بشویی، سمت راست بدن سه بار، سمت چپ بدن هم سه بار. و اینی که تمام غسل را... جان؟ همین را میخواهیم بگوییم حالا. سه کاسه نیست. سه لیتر، سه کیلو. ساع، سابا میشود. حالا خیلی کم، شما در حد اینکه آب به پوست. بعضی با دستمال غسل کردند، ولی شما دستمال نمناک داشته باشید که کل بدنت را بکشد. وضو باید جاری بشود. آب کم بوده. اینش را یادم رفت. تنگ آب بود. ورزیش. این لنگه را زد تو تنگ. رفت با همین لنگی، رضوان خدا. پس کل غسل را هم با همه مستحباتش، از جمله تثلیث و حتی این سه بار شستنش را همه را با یک آب انجام بدهد. اذیت بیشتر نشود. میشود ۳ لیتر. که پیغمبر اکرم از پیامبر اکرم (ص) روایت شده که خیلی هم ۳ لیتر کم است. الان گفتند متوسط حمام یک ایرانی ۶۰، ۶۰ لیتر مصرف میکند. یک حمام ۵ دقیقهای هفت دقیقه ایرانی میرود ۶۰ لیتر مصرف میشود. سنسور دارد. اصلاً تو بعضی کشورها به محض اینکه زیر دوش میآید میگفتش که یک محاسبهای شده بود. بله، یک کسی محاسبه کرده بود که ما چند ساعت از عمرمان را تو حمام هستیم. یک درسی بودیم، استاد میگفت پیامبر اکرم (ص) فرمودند وضو با یک مد (۷۵۰ گرم)، غسل با یک ساع. بعد پیغمبر اکرم (ص) فرمودند که بعداً اقوامی بعد من میآیند که این مقدار را کم میشمارند. اینها خلاف بر سنت من هستند و اونی که بر سنت من ثابت باشد، با من در حوض خواهد بود. پیامبر اکرم (ص) فرمودند.
**مباحث باقیمانده:**
سه تا بحث اینجا میماند:
۱. رطوبت دیدن بعد از استبراء
۲. غسل التماسی
۳. حدث اصغر وسط غسل
این سه تا بحثمان بماند. بحثمان تمام. بحث غسل جنابت.
**رطوبت دیدن بعد از استبراء:**
آقا کسی که با انزال جنب شده بود، استبراء هم کرد. بعد از استبراء رطوبت. حالا استبراءش یا به بول بود یا به اجتهاد بود (یعنی چون نمیتوانست ادرار بکند، ادرار نداشت)، او استبراء اجتهادی کرد (تنحنح و... کرد) یا دست کشیدن و این. خلاصه این آقایی که استبراء کرده (جنب به انزال هم بوده)، الان که رطوبت دیده بعد از استبراء (حالا استبراءش هم گفتیم چه استبراء به بول بوده، چه استبراء به اجتهاد)، این دیگر به رطوبت اعتنا نمیکند. اگر استبراء نکرده (یعنی میتوانسته بول بکند، نکرد یا بول نداشته، میتوانسته استبراء اجتهادی بکند، نکرد)، الان که غسل کرده، آمده بیرون، استبراء نکرده، رطوبت میبیند، دوباره برگردد غسل. فقط این استبراء اجتهادی فقط تنحنح است یا نه خود همان مستحب است؟ خودمان دست کشیدن. مجتهد در کتاب طهارت یعنی همین دست میکشد. اگر بعد از بول، ادرار کرده بود، این خیلی قشنگ. خوب گوش بدهید. جنب به انزال بود، انزال کرده بود، جنب شده بود. رفت استبراء به بول کرد، ولی استبراء اجتهادی نکرده بود. آمد بعدش رطوبت دید. این فقط برایش وضو واجب است. وضو بگیرد. بله، حالا اگر میتوانست بول کند، بول نکرد. فقط اجتهاد، استبراء اجتهادی کرد، بعد برگرد. نمازی که قبل از این رطوبت خوانده، نمازش صحیح است. این هم از این بحث.
**غسل التماسی:**
بحث دومش غسل التماسی که ترتیب نادیده گرفته میشود. زیر باران شدید انجام داد. باران شدید دارد میآید، آدم نیت غسل التماسی میکند. کل بدن شسته. یک جا. تو عرف بگویند یکباره بدن شسته شد. شهید. ایستادهای، تنت کلاً خیس است. یک لحظه غسل التماسی میکنیم. خیس. بله، غسل چون بدن. ولی عضو واحد من که مانع داشته باشد، به یک نحوی شما لباس زیاد تنته که نمیرسد به پوست.
**حدث اصغر وسط غسل:**
بحث آخر که این دیگر این هم خیلی بحث مبتلا بهی است. در حین غسل جنابت، کسی حدث اصغر از او سر بزند (حالا یا به بول یا به ریح یا به غائط، به هر نحوی که باشد). اکبر جنابت، اصغر همین بول و ریح. این آقایی که حدث اصغر ازش سر زده، به نظر شهید اول دوباره باید برگردد غسلش را از اول انجام بدهد. به نظر شهید ثانی غسلش درست است. این هم. ایشان میفرماید که این هم فقط مال غسل جنابت است که اگر در... شهید ثانی میفرماید نظر من این است. یک رساله جداگانه هم برایش نوشتم. ایشان میگوید: من یک کتاب نوشتم درباره اینکه کسی وسط غسل جنابت ازش حدث اصغر سر بزند و آنجا بحث کردم و اثبات کردم که فقط یک وضو میخواهد و آن هم فقط برای غسل جنابت است که وضو میخواهد. بقیه غسلها که اصلاً درست است. شما غسل جنابت، وسط غسل جنابت نه، حدث اصغر ازت سر بزند، به نظر شهید ثانی غسل درست است. سمت راست بدن را شسته بود، سمت راست بدن شسته بود، ریحی از او خارج شد. سمت چپ بدنم میشورد. بعدش یک وضو میگیرد. صحت غسل. باید وضو واجب است. نماز که درست است. برای نماز درست است. صحت غسل میگوید غلط، خراب نمیشود. خراب میشود. خراب. فقط یک وضو. غیر غسل جنابت اگر از حدث اصغر سر بزنید که دیگر وضو هم نمیخواهد. شما غسل مس میت داری میکنی، غسل دیگر درست است. وضو.
**و الحمدلله**
**بسم الله الرحمن الرحیم**
**فصل دوم: درباره غسل**
موجبات غسل شش چیز است: جنابت، حیض، استحاضه، نفاس، مس میت و نجاست مرگ (یعنی مسّ میت نجس). اینجا به مناسبت نکات ریزی اشاره شده است که ما فعلاً نمیگوییم و سر بحث خودش مطرح میشود.
**اولین موجب غسل: جنابت**
خود جنابت چند بحث دارد:
۱. موجبات جنابت
۲. محرمات بر جنب
۳. مکروهات بر جنب
۴. واجبات غسل
۵. مستحبات جنابت
۶. بحث استبراء
۷. بحث غسل ترتیبی
۸. حدث در بین غسل
این چند بحث را در غسل جنابت در این چند دقیقه انشاءالله بحث خواهیم کرد.
**موجبات جنابت دو چیز است:**
۱. انزال
۲. غیبوبت حشفه
**۱. انزال:** مشخص است، یعنی منی خارج شود. چه در خواب انزال کرده باشد و چه در بیداری، هر دو موجب جنابت میشود.
**۲. غیبوبت حشفه:** یعنی دخول صورت گیرد؛ به اندازه ختنهگاه داخل شود. بنده دقیقاً آنجا که ختنه شده به بالا. این خیلی مهم است، دقت بفرمایید. اگر مقداری هم از آن مقدار مقدر (ختنهگاه) قطع شده باشد، (اگر کسی ختنهگاهش قطع شده، بریده شده، چیز بریده است، به قول امروزیها) به میزان تقدیری او باید حساب کند.
**نکات مهم در غیبوبت حشفه:**
* میخواهد از قُبُل دخول کرده باشد یا از دُبُر دخول کرده باشد، هر دو باعث میشود.
* خیلیها فکر میکنند حتماً باید انزال شده باشد. خیر، دخول هم برای مرد و هم برای زن، هر دو غسل را برایشان واجب میکند.
* چه در انسان باشد چه در حیوان باشد، چه در زنده باشد چه در مرده باشد، چه در فاعل باشد چه در قابل باشد.
* چه انزال هم بکند یا نکند، ملاک، دخول به همین میزان حشفه است که داخل شود.
* بر هر دو طرف (فاعل و قابل) واجب میشود.
* اگر طرف ناظر محترم (حیوان) بر این فاعل، غسل دارد و قابل (یعنی حیوانی که مورد دخول قرار گرفته) بر خود حیوان غسل ندارد. بدتر از غسل دارد، آن حیوان را باید بسوزاند. حالا ماجراهایی دارد و احکامی دارد که باید به آن پرداخت.
**محرمات بر جنب:**
**۱. قرائت عزائم:** عزائم چیست؟ چهار سوره سجدهدار: سوره سجده، فصّلت، علق، نجم. این چهار سوره بر جنب حرام است که بخواند؛ حتی یک آیهاش را، حتی «بسم الله»اش را، حتی یک حرف از «بسم الله» را به نیت این سورهها. لذا در جنب بودن، خواندن دعای کمیل (به خاطر اینکه «أفمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً» این آیه مال سور سجدهدار است) این آیه را نباید بخواند. اگر دعای کمیل میخواند، (اگر جنب یا زن حائض است)، نباید بخواند. زن حائض هم اگر دعای کمیل بخواند، کلش را بخواند حرام است، نباید بخواند، چون مال عزائم است. نکته مهم: فرقی نمیکند حتی یک حرفش را به نیت این بخواند، حرام است. بله، اول عزائم، حتی «بسم الله»اش. سوره علق را «بسم الله»اش را بگوید، این مال سوره فصّلت به نظرم اگر اشتباه نکنم (سجده، فصّلت، نجم). برگرد بگو آقا در قرآن داریم که «ألم یعلم بأن الله یری؟» آقا شما جنب یا حائضی، حق نداری این را بخوانی. حرام است بر این. این خیلی نکته مهمی است.
**۲. لَبس در مساجد:** لبث (توقف) در مساجد، الا مسجدین. مسجدین چیست؟ مسجدالحرام و مسجدالنبی. برای جنب توقف در تمام مساجد حرام است. عبور از مساجد حلال است. از مسجدین عبور هم حرام است. آن قدم زدنش مال مساجد معمولی است که قدم میزند، توقف ندارد، از یک در میآید و از در دیگر میرود، همین جوری قدم زنان خارج شود، قدم زنان برود بیرون. این جوری اشکالی ندارد. خیلی عظیماند و اعظماند، بلکه حتی عبور هم بر جنب حرام است.
**۳. چیزی گذاشتن در مساجد:** این هم مطلق است. پس یکی ماندن در مساجد مطلق بود، یکی چیزی گذاشتن در مساجد مطلق است. ولو به اینکه از بیرون چیزی را بدهد در داخل مسجد، مسجد. چیزی گذاشتن، ولو داخل هم نرود. از بیرون به نحوی بگذارد. درست شد؟ مثلاً یه چیزی دارد سر میخورد، میرود؛ یه فرغونیه دارد سر میخورد، میرود. یکی دارد میبرد، این را میگذارد روی فر... ممکن است ببرند تو مسجد، یک تکه آجر مال مسجد است. این آقای جنب بیرون میگذارد مسجد. ولو به این باشد که طرف داخل مسجد هم اصلاً نیاید، از بیرون بفرستد. ولی از مسجد چیزی برداشتن حرام نیست برای او.
**۴. مسّ خط مصحف:** مسّ خط قرآن. مسّ بکند کلمات، حروفش، حتی تشدیدش، حتی همزهاش هم بر او حرام است. با یک بخشی از بدنش که روح درش حلول کرده است. ولو به این باشد که گوشش بخورد به یک آیهای. گاهی طرف ایستاده، جنب یا حائضه، روی دیواری، خیابانی، آیه قرآنی نوشته، واسه تکیه داده بهش. باید مانع باشد. یعنی خود بدن تماس پیدا کند. یعنی اگر کسی دستکش دستش کند یا چیزی بله، بله. روایتی اتفاقاً هست که امام جواد علیه السلام (ع) یک کنیزی آمد و گفت من فلان مشکل را دارم، زانوم آب آورده. حضرت دستکش دست گرفتند یا عبا بر روی زانوی آن طرف گذاشتند و خوب شد. پس به هر بخشی از بدن که روح در آن حلول کرده، مصحف را بخواهد مسّ بکند، هر چیش را، در جنب حرام است.
**۵. اسم خدای متعال:** به هر زبانی. «الله». بین پرچم ما (پرچم جمهوری اسلامی) دست به پرچم زدن حرام است. کشتی گرفت، خیس عرق، وضو دارد یا ندارد؟ پرچم میاندازد عقبش را. بله دیگر، اگر وضو ندارد به «الله» نباید بخورد. اگر جنب که حرام است. بدون وضو خوردن به هر زبانی هم باشد، «گاد» باشد، «الله» باشد، هرچی باشد، «In the name of God». این هم از این. اسم پیغمبر و یکی از اهل بیت هم به همین نحو حرام است به مکتوبش. ولو اگر روی پول باشد، روی درهم باشد، روی دینار باشد، هرچی. روش پشت پول نوشته مثلاً ۵۰۰۰ تومن. پیامبر اعظم (ص) فرمودند که اگر علم در ثریا باشد... چرا دیگر؟ اسم. حالا مگر اینکه بگوییم اسم پیغمبر مخصوص در همان اسامی خاص باشد. حالا دیگر محل بحث، جای بحث اجتهادی. اشکالی... میلاد امیرالمؤمنین یا آن عید غدیر، میگفت طرف میلاد امیرالمؤمنین به دنیا آمد، گذاشتند میلاد.
**مکروهات بر جنب:**
**اولیش: خوردن و نوشیدن.** این خیلی نکته قشنگ و مهمی هم هست. پس مستحبات بر (محرمات بر) جنب چه بود؟ لمس در مساجد مطلقاً، عبور در دو تا مسجد، چیزی گذاشتن (همه مساجد)، و مسّ خط قرآن، اسم خدا، اسم پیغمبر، اسم اهل بیت. اینها بر جنب حرام است. اذان هم که قرائتش، عرض کنم که مکروهاتش است.
**اولین مکروه: خوردن و نوشیدن.** تا وقتی مزمزه و استنشاق نکرده کراهت دارد. جنب بخواهد چیزی بخورد، چیزی بنوشد، اگر مزمزه و استنشاق کرد یا وضو گرفت، کراهت خوردن و نوشیدن ازش برداشته میشود. خیلی نکته قشنگی اینجا دارد. اگر جنب مزمزه و استنشاق کرد یا وضو گرفت، دیگر چیزی خوردن برایش مکروه نیست. آره با همدیگر. بله، استنشاق یا وضو. هر خوردن و... این تیکهاش خیلی مهم است. هر خوردن و نوشیدنی وضوی جدیدی میخواهد و مزمزه و استنشاق جدید. مگر اینکه عرفاً محسوب شود یک نشستن و یک خوردن. اگر یک میوه خورد، رفت ده دقیقه دیگر بخواهد یک میوه دیگر بخورد، باز وضو بگیرد و... این فقط کراهتش را برطرف میکند. «مُبیحه» است. مبیحه عبادات دو نوع: عبادات مبیحه، عبادات غیر مبیحه. این صفحه اول کتاب طهارت بود که ما نخواندیمش. مبیحه یعنی مانع برای نماز را برطرف میکند. مانعی که برای نماز است، برطرف میکند، وضو برای جنب مبیحه نیست، کراهت را فقط برطرف میکند. آفرین. ولی وضوی جنب مبیحه نیست. مستحاضه هم (مستحیض هم) زنی که استحاضه است، او هم (مستحیضه، زنی که استحاضه شده) او هم کراهت فقط برطرف میشود با وضو. مبیحه برایش غسل است. برای غسل جنابت مبیح است. بله، گفتند اگر کسی چیزی بخورد در حالی که جنب است و وضو و استنشاق و اینها نکرده، خوف برص بر او میرود. پیسی بگیرد و فقر. این کار را نکند. پس مکروهات: خوردن و نوشیدن مگر اینکه مزمزه و استنشاق یا وضو کند. این دو تا در... نه، مستح ... مفعولش میشود. اسم فاعلش مختار.
**سومین مکروه: خواب جنب.** خواب مکروه است، مگر اینکه وضو بگیرد. اینجا دیگر فقط وضو هم دارد و این هم باز دوباره وضوش غیر مبیح است.
**چهارمین مکروه: رنگ کردن (خضاب).** حالا با حنایی، با هرچی دیگر. ریشش را رنگ کند، سرش را رنگ کند، رنگ کردن برای او مکروه است. خضاب کرده هم جنب بشود، مکروه است. رنگ کرده، حالا میخواهد انزال کند، جنب. مکروه است. آره، اول پاک بشود. اول رنگ را بشورد. شستن. خضاب کرده، رنگ، رنگ گذاشته، رنگ کرده.
**پنجمین مکروه: قرائت مازاد بر هفت آیه.** از هفت آیه بیشتر اگر بخواند کراهت دارد. بخواند بالاتر از این دیگر کراهت دارد. حمد بالاتر از این کراهت دارد. شهید ثانی میفرماید که حالا اگر یک آیه را دوبار بخواند چی؟ میفهمه دو تا قله. برخی گفتند که دو تا آیه محسوب میشود، وقتی گفتند یک آیه. این هم در تمام اوقات جنابتش است. در تمام وقت جنابتش هفت آیه اجازه دارد. نه، تو یک بار که داری میخوانی سوره، هفت آیهای بخواند تمام میشود. یا از اولی که جنب شده تا آخری که رفع جنابت میشود، تو این مدت هفت تا آیه بیشتر کراهت دارد.
**ششمین مکروه: عبور در مساجد.** کراهت دارد. گفتیم کجایش حرام بود؟ دو تا مسجد. بقیه مساجد کراهت دارد. مسجد گوهرشاد، کسی از صحن قدس میآید، میرود تو صحن گوهرشاد، از مسجد دارد رد میشود، کراهت دارد اگر جنب باشد. بله، آن دو تا دالان هم مسجد است. زن حائض هم در حد عبور برایش اشکالی ندارد و کراهت. وضو نه دیگر. دو تا در داشته باشد، از یک در بیاید، از یک در دیگر برود، اگر اشکالی ندارد. طبق نظر شهید ثانی از همان در بیاید، به شرط اینکه عرفاً نگویند دارد تو مسجد میچرخد، بگویند رفت دارد برمیگردد. در این حدش کراهت دارد، حرام نیست. واجبات... مکروه است. ماندن اگر باشد، حرام است. طرف که عبور محسوب میشود و مکروه محسوب میشود. بله.
**واجبات غسل:** خیلی ساده است.
**اولین واجبش: نیت.** نیت هم گفتیم سه تا یا... «تقرب» اشتباه است. اشتباه. همین مبیحهای که گفتیم مانع را بر میدارد. باید مقارن باشد این نیت. نیتش قبل از غسلش نباشد. واجبات غسل، چه واجباتی دارد غسل؟ غسل جنابت. این مال کلیه غسلهاست، ولی خب الان بحث غسل جنابت. جنابت همین شش تایی که گفتیم. غسل مس میت واجب میشود. خود میت هم که حالا خودش دیگر خودش را غسل نمیدهد، دیگری. مقارن هم باید باشد. نیت قبل غسل نباشد، بعد هم نباشد. به محض اینکه دارد شروع میکند نیت را داشته باشد. بله. نه نظر علمای الان نیست ها. اشکال ندارد. همان جا متوجه داری چه کار میکنی. آفرین. نیت یعنی همین. آقای گلپایگانی بوده، سید جمال. خونه بلند شدی، رفتی به نیت غسل. وقتی که رفتی زیر دوش، دیگر یادت نبود که داری... نیتت این باطل. به محض اینکه جزئی از سر یا گردن. عمومی. به محض اینکه جزئی از سر یا گردن (غسل ترتیبی) این نکته مهمی است. تو غسل ترتیبی به محض اینکه آب روی سر یا گردن دارد میآید باید نیت بکند. تو غسل التماسی به محض اینکه آب با یک بخشی از بدن دارد تماس پیدا میکند. آره، آب تماس پیدا کرد، همان جا نیتش را میکند. بقیه را هم بدون فاصله در بر بگیرد. بقیه اعضا هم سریع بیاید توسل التم. سر و گردن به آب رسید، همان جا نیتش همراهش. پس نیت داشته باشد. نیتش هم مقارن باشد.
**دومین واجب: شستن سر و گردن.** و بعدش اول سر و گردن را بشوید. مهم هم نیست سر را اول بشوید بعد گردن را، یا اول گردن را بشوید. بعد. آقای بهجت ترتیب را واجب میدانند، ولی شهید ثانی و خیلی از بزرگان ترتیب را تو تو اعضای غسل ترتیب واجب است. اول سر و گردن، بعد سمت راست، بعد سمت چپ. تو خود اینها دیگر ترتیب واجب نیست. سر و گردن از بالا به پایین بشویی، از پایین به بالا، چپ به راست، طرف راست. اول پایین را بشویی بعد بالا. اگر ترتیب واجب نباشد، یک کسی توی مسیری، تو مسافرتی جنب شده، سر و گردنش را زیر شیر... زیر شیر بعد میآید دستش را تا کتف یک جا میشورد، پایش هم تا مثلاً ران یک جا دیگر میشورد. بعد میرود دستشویی، مثلاً کمرش و پشتش را اینها را آب میگیرد و چهار پنج جای مختلف هم که شرط نیست. چهار پنج مختلف، تکه تکه میشورد. این غسلش درست است. کارش. یعنی موالات هرچند از مستحباتش هست، یک جایی هم واجب میشود که میگوید موالات وقتش کس کرده. بعد فقط همین عضو، اگر عضو آخر باشد، نه دیگر. اگر ترتیب را شرط ندانیم همان تکه را فقط. خب این ترتیبش مثل اعضای غسل در وضو، غسل و مسح بود دیگر. یک جایی شستنی بود، یک جای کشیدنی بود. جای کشیدنی (مسح کشیدنی) ترتیب نداشت. شما از هر طرف میخواستید. اعضای غسل خود غسل ما شبیه اعضای مسح شبیه اعضای غسل وضو نیست. روشن شد. جای شستنی را جای مسح کشیدن بالا پایین نداشت. غسل طرف راست، بعدش طرف چپ.
**سومین واجب: شستن سمت راست بدن.** عرض کنم خدمتتون که عورت را هم تابع هر دو طرف دانستند. هم سمت راست باید عورت شسته بشود، هم سمت چپ. عضو بغل را هم بشویی از باب مقدمه واجب. یک خورده بالاتر از آرنج، مقدمه واجب. مقدمه واجب یعنی قشنگ یقین پیدا کنید که از جایی که واجب شروع شده، شما آنجا را به جا آوردی. ناف هم بله دیگر، میتواند تابع هر دو طرف. البته مقدمه واجب میشود شست.
**چهارمین واجب: شستن سمت چپ بدن.**
**پنجمین واجب: برطرف کردن موانع.** این است که شما تخلیل کنی. دوباره بحث تخلیل را داریم. آنجا تخلیل شعر بود که مو را کنار بزنی که آب به صورت برسد. اینجا تخلیل مانع. مانع نداشته باشی. چسبی، رنگی. بله، گاهی یک قطره سر سوزن چسب قطرهای. برای خود بنده پیش آمد. بعد یک هفته ده روز از چسب قطرهای استفاده کردم. روی ناخنم یک خورده جلایش مانده. تمام نماز این ده روز را دوباره اعاده کردیم. گاهی آدم یک سر سوزن پشتش است، پشت کمرش چسب. مثلاً رفته حجامت کرده. این قدر سر سوزن چسب مانده. کس دیگری میبیند تو استخر میگوید خود چسب پشتت است. همه نمازها را باید قضا کند تو این چند وقت. روزه هم اگر گرفته بعد دوباره قضا کند. چرا تو مغازه؟ بله دیگر، مانع داشته، غسلش درست نبوده. بله، مسجد رفته، نشسته بود، بسا خوانده. تو وضو، نمازش با عرض کنم خدمتتون رنگ، یک سر سوزن رنگ باشد به تن آدم. یقین داشته باشی همان موقع بوده دیگر. چیزی نباید حاکی از این باشد. احتمال بشود داد که ممکن است حالا امروز باشد که اگر ما احتمالاً امروز داده، امروز تو نمازش را... پس مانع وصول آب، رسیدن آب به پوست نباید باشد. آب باید راحت به پوست برسد. این هم پنج تا واجباتش. چه بود؟ نیت مقارن باشد، غسل (سر و گردن، سمت راست، سمت چپ)، مانع را برطرف کردن. در مشترک هم که گفتیم.
**مستحبات غسل:** این دیگر خیلی بحث شیرینی است. یک و نیم سطر هم بخوانیم و دیگر دوستان خسته نشوند.
**اولین مستحب: استبراء.** این از مستحبات غسل واجب نیست. استبراء. استبراء اینجا فرق میکند. استبراء اینجا به ادرار کردن است. آنجا به برات بول گرفتن بود. یعنی بول صورت گرفته. میخواهی شما دیگر اگر قطرهای مانده در آلت، آن را خارج بکنی. باریکالله. اینجا استبراء بر این است که دیگر توی آلت منی نمانده باشد. فقط هم مال کسی است که انزال کرده، نه برای مطلق جنب. اگر دخول کرده (غیبوبت حشفه شده)، توش استبراء مستحب نیست. اگر انزال کرده، استبراء مستحب است با ادرار تا اثر منی خارج شود. آفرین. آن هم مستحب است دوباره اجتهاد بکند. مجتهد در کتاب طهارت میشود. مشتری در کتاب طهارت، بری تنحنح کنی. خلاصه اعیان نجس است یا اعیان از بزرگان است ولی از نجسه. شوخیها علما. یکی درس بودیم یکی گفت استاد ما مجتهدیم، گفت بله، ولی در کتاب طهارت. عرض کنم که اینجا دوباره استبراء مستحب است. برای زنی که جنب، استبراء مستحب. قول یک قولی هست که مستحب میداند زنی که جنب، استبراء به چه نحو استبراء بکند؟ مرد از همان جایی که منی خارج شده دارد استبراء میکند. میخواهد آلت را از منی تخلیه بکند. ولی زن که با بولش استبراء زن به این است که دست را بر فرج بگذارد و به عرض فشار بدهد تا هرچی در داخل هست (حالا چند بارش را گفته نشده) فاستبرء، عرض استبراء میکند که هرچی داخل هست بیرون.
**دومین مستحب غسل: مزمزه و استنشاق.** چقدر این حکم مهم است. همه جای دل ما هم اصلاً تو زندگیمان محل نمیگذاریم بهش. غسل جنابت کنی، اول یک خورده مزمزه استنشاق کن. اول سه بار دستت را بشور. بعد مزمزه استنشاق کن. دستت را هم از مچ اول سه بار از مچ بشور، مزمزه و استنشاق کن. بعد حالا شهید ثانی میفرماید که یک قول دیگری هست که مرحوم شهید اول هم گفته این است که دستت را از آرنج اول سه بار بشور، بعد مزمزه و بله، در حد موضوع صورتم هم مزمزه و استنشاق.
**پنجمین مستحب غسل: موالات.** موالات برای غسل روز مستحبات است. کجا واجب بود؟ موالات تو وضو. حالا تو خود همین غسل هم یک جاهایی واجب میشود. یک وقتی هستش که شما وقت ضیق است. یعنی عبادتی که میخواهی انجام بدهی، عبادت را انجام بدهی یا اینکه زنی که استحاضه شده دارد غسل میکند، برود عبادت انجام بدهد. این میترسد که اگر بخواهد بین اعضای غسل فاصله بیندازد، ما بینش دوباره حدث بشود، خون ببیند، این هم برایش موالات واجب است. نذر بکند. نذر کردی که من غسلم را میخواهم پشت سر هم بگویم. این هم دوباره واجب میشود. جاهایی که غسل موالات مستحب است، چون سرعت در خیر است. این هم خیلی استدلال قشنگی است. میگوید خیرات و اینها، این خیرات سبقت گرفتی، مفسدهای هم ما بینش پیش نیاید.
**ششمین مستحب: باز کردن موهای بافتهشده زن.** این است که زنی که موهایش را بافته، موقع غسل جنابت موهایش را باز بکند. جان؟ واجب نیست، مستحب است. چه باز بکنیم؟ همش که بالاخره به سر باید آب برسد دیگر. وقتی به سر میرسد، به دلالت التزامی به موها هم میرسد. گیرم سرای موها خشک است. سر مردی که موهایش بافته نیست. فقط زن، چون روایت مخصوص زن قاعدتاً. بله.
**هفتمین مستحب: سه بار شستن هر عضو.** این است که هر کدام از اعضای غسل را سه بار انجام بدهی. جزو مستحبات. سر و گردن سه بار بشویی، سمت راست بدن سه بار، سمت چپ بدن هم سه بار. و اینی که تمام غسل را... جان؟ همین را میخواهیم بگوییم حالا. سه کاسه نیست. سه لیتر، سه کیلو. ساع، سابا میشود. حالا خیلی کم، شما در حد اینکه آب به پوست. بعضی با دستمال غسل کردند، ولی شما دستمال نمناک داشته باشید که کل بدنت را بکشد. وضو باید جاری بشود. آب کم بوده. اینش را یادم رفت. تنگ آب بود. ورزیش. این لنگه را زد تو تنگ. رفت با همین لنگی، رضوان خدا. پس کل غسل را هم با همه مستحباتش، از جمله تثلیث و حتی این سه بار شستنش را همه را با یک آب انجام بدهد. اذیت بیشتر نشود. میشود ۳ لیتر. که پیغمبر اکرم از پیامبر اکرم (ص) روایت شده که خیلی هم ۳ لیتر کم است. الان گفتند متوسط حمام یک ایرانی ۶۰، ۶۰ لیتر مصرف میکند. یک حمام ۵ دقیقهای هفت دقیقه ایرانی میرود ۶۰ لیتر مصرف میشود. سنسور دارد. اصلاً تو بعضی کشورها به محض اینکه زیر دوش میآید میگفتش که یک محاسبهای شده بود. بله، یک کسی محاسبه کرده بود که ما چند ساعت از عمرمان را تو حمام هستیم. یک درسی بودیم، استاد میگفت پیامبر اکرم (ص) فرمودند وضو با یک مد (۷۵۰ گرم)، غسل با یک ساع. بعد پیغمبر اکرم (ص) فرمودند که بعداً اقوامی بعد من میآیند که این مقدار را کم میشمارند. اینها خلاف بر سنت من هستند و اونی که بر سنت من ثابت باشد، با من در حوض خواهد بود. پیامبر اکرم (ص) فرمودند.
**مباحث باقیمانده:**
سه تا بحث اینجا میماند:
۱. رطوبت دیدن بعد از استبراء
۲. غسل التماسی
۳. حدث اصغر وسط غسل
این سه تا بحثمان بماند. بحثمان تمام. بحث غسل جنابت.
**رطوبت دیدن بعد از استبراء:**
آقا کسی که با انزال جنب شده بود، استبراء هم کرد. بعد از استبراء رطوبت. حالا استبراءش یا به بول بود یا به اجتهاد بود (یعنی چون نمیتوانست ادرار بکند، ادرار نداشت)، او استبراء اجتهادی کرد (تنحنح و... کرد) یا دست کشیدن و این. خلاصه این آقایی که استبراء کرده (جنب به انزال هم بوده)، الان که رطوبت دیده بعد از استبراء (حالا استبراءش هم گفتیم چه استبراء به بول بوده، چه استبراء به اجتهاد)، این دیگر به رطوبت اعتنا نمیکند. اگر استبراء نکرده (یعنی میتوانسته بول بکند، نکرد یا بول نداشته، میتوانسته استبراء اجتهادی بکند، نکرد)، الان که غسل کرده، آمده بیرون، استبراء نکرده، رطوبت میبیند، دوباره برگردد غسل. فقط این استبراء اجتهادی فقط تنحنح است یا نه خود همان مستحب است؟ خودمان دست کشیدن. مجتهد در کتاب طهارت یعنی همین دست میکشد. اگر بعد از بول، ادرار کرده بود، این خیلی قشنگ. خوب گوش بدهید. جنب به انزال بود، انزال کرده بود، جنب شده بود. رفت استبراء به بول کرد، ولی استبراء اجتهادی نکرده بود. آمد بعدش رطوبت دید. این فقط برایش وضو واجب است. وضو بگیرد. بله، حالا اگر میتوانست بول کند، بول نکرد. فقط اجتهاد، استبراء اجتهادی کرد، بعد برگرد. نمازی که قبل از این رطوبت خوانده، نمازش صحیح است. این هم از این بحث.
**غسل التماسی:**
بحث دومش غسل التماسی که ترتیب نادیده گرفته میشود. زیر باران شدید انجام داد. باران شدید دارد میآید، آدم نیت غسل التماسی میکند. کل بدن شسته. یک جا. تو عرف بگویند یکباره بدن شسته شد. شهید. ایستادهای، تنت کلاً خیس است. یک لحظه غسل التماسی میکنیم. خیس. بله، غسل چون بدن. ولی عضو واحد من که مانع داشته باشد، به یک نحوی شما لباس زیاد تنته که نمیرسد به پوست.
**حدث اصغر وسط غسل:**
بحث آخر که این دیگر این هم خیلی بحث مبتلا بهی است. در حین غسل جنابت، کسی حدث اصغر از او سر بزند (حالا یا به بول یا به ریح یا به غائط، به هر نحوی که باشد). اکبر جنابت، اصغر همین بول و ریح. این آقایی که حدث اصغر ازش سر زده، به نظر شهید اول دوباره باید برگردد غسلش را از اول انجام بدهد. به نظر شهید ثانی غسلش درست است. این هم. ایشان میفرماید که این هم فقط مال غسل جنابت است که اگر در... شهید ثانی میفرماید نظر من این است. یک رساله جداگانه هم برایش نوشتم. ایشان میگوید: من یک کتاب نوشتم درباره اینکه کسی وسط غسل جنابت ازش حدث اصغر سر بزند و آنجا بحث کردم و اثبات کردم که فقط یک وضو میخواهد و آن هم فقط برای غسل جنابت است که وضو میخواهد. بقیه غسلها که اصلاً درست است. شما غسل جنابت، وسط غسل جنابت نه، حدث اصغر ازت سر بزند، به نظر شهید ثانی غسل درست است. سمت راست بدن را شسته بود، سمت راست بدن شسته بود، ریحی از او خارج شد. سمت چپ بدنم میشورد. بعدش یک وضو میگیرد. صحت غسل. باید وضو واجب است. نماز که درست است. برای نماز درست است. صحت غسل میگوید غلط، خراب نمیشود. خراب میشود. خراب. فقط یک وضو. غیر غسل جنابت اگر از حدث اصغر سر بزنید که دیگر وضو هم نمیخواهد. شما غسل مس میت داری میکنی، غسل دیگر درست است. وضو.
**و الحمدلله**
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...