متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
بخش بعدی کتاب طهارت که غسل پنجم و ششم واجب است در فصل غسل، بخش غسل مسّ میت و غسل میت. اینها دو بحثی است که ما داریم.
مسّ میت:
بعد از اینکه اولاً میت، آدم (انسان) باشد، نه غیر انسان. غیر انسان هرچند نجس است، ولی مسّش غسل نمیآورد. فقط انسان است که مسّش غسل میآورد. او هم بعد از اینکه از دنیا رفته و بدنش سرد شده و هنوز غسلش تمام نشده. اگر هنوز بدنش سرد نشده و شما دست به او بزنی، غسل بر تو واجب نمیشود. یا اگر بدنش سرد شده، ولی سه غسل را به او دادهاند و شما به او دست بزنی، غسل بر تو واجب نمیشود. مابین این دو حالت، یعنی بدنش سرد شده، ولی هنوز غسلش ندادهاند.
سه نفر هم استثنا هستند:
یکی شهید است که شما اگر به او دست بزنی، در هر صورتی، بله، دیگر بخش آخر بحث شهید، مسّ میتش غسل ندارد. معصوم را خدا روزی کند که آدم دست بزند به معصوم، به جسد معصوم. بله، اینها غسل ندارد. میت هم بعد از سه غسل، غسل دارد.
انشاءالله اگر خدا نصیب کند، مثلاً، بله، اینها علاوه بر غسل برای نماز، وضو هم آدم میخواهد. اگر مسّ میت کرده، صرف اینکه رفت و غسل کرد و آمد بیرون، کفایت نمیکند. این نکته فرعی را فقط در ذهنتان داشته باشید. در غسلها، ما هیچ غسلی را مُجزی از وضو نمیدانیم. یعنی غسل کفایت بکند از وضو، فقط غسل جنابتی است که کفایت میکند. یک قول ضعیفی هم هست که غسل جمعه را برخی مراجع، بیشتر الان به نظرم کمتر، شاید کسی نباشد، آقای خویی نظرشان بر این بوده. برخی دیگر هم بوده غسل جمعه هم کفایت از وضو میکند.
این میت هم باید انسان باشد، مسلمان هم باشد یا در حکم مسلمان. این هم توضیحش میآید بعداً در بخش احکام میت. مرگش هم باید مرگ معهود شرعی باشد. مرگ طبی ملاک نیست. مرگ طبی مثل همین مرگ مغزی و اینها که میگویند آقا مرده است با دستگاه دارد کار میکند، مرگ شرعی مهم است. کرم جسد را دیگر بشود گذاشت در خاک. یعنی چه؟ تنفس میکند، علائم حیات به دستگاه، میت بزنی میت مسّ میت.
این آقای میت، عبارت حالا این شخصی که سه بار غسلش دادند. این میت بعد از سه بار، من دست بزنم بهش... یک بحثی که همین دست من که با او تماس پیدا کرده، عضوی که باهاش تماس پیدا کرده، صورتش را بوسیدم بعد از سه غسل. نجس؟ حاج احمد آقا که مثلاً صورت امام را، بعد مثلاً او هم در عکس معروفش مال قبل از سرد شدن بدن امام. اینجا من دست بزنم، دستم را باید بشویم یا نه؟ شهید ثانی میفرماید واجب است که. شهید اول میفرماید واجب نیست. بعد سه تا غسل، همین محلّه، دیگر غسل نمیخواهد. شستن خود دست، خود این دست، خود این محل، خود این دست یا محلی که تماس پیدا کرده را باید بشویم. دیگر حالا غسلش که برداشته شده، بعد غسلهای سهگانه، واجب نیست.
یکی قبل از اینکه بدنش سرد بشود، با او تماس پیدا کند. شهید ثانی میفرماید که بله، باید دستت را بشویی. دستم خیس نیست، نجس نیست، ولی باید بشویی. به خاطر نجاست نیست، تماس با نجس پیدا کرده. دستت نجس نیست، اگر دستت خیس باشد نجس میشود دستت. این خود عضو را فقط غسل میخواهد. غسل برای یک عضو.
ما بحثمان این است که اگر طرف بدنش سرد شده، غسلش ندادند، کل بدنش را باید غسل کنیم. اگر هنوز سرد نشده، آن عضوی که با او تماس پیدا کرده، باید غسل داده بشود. اگر سه تا غسلش داده شده، اینجا دیگر بحث است. یک عده گفتند باز هم آن محلی که تماس پیدا کرده. شهید اول میفرماید واجب نیست. گرم است، بعد اگر دست بزند، باز هم اختلافی، آنجا اختلاف است. شهید اول اینجا واجب نمیداند. در حالت گرم، اختلاف بین شهید ثانی و شهید اول در این حالت. بین شهید اول و برخی فقها. یعنی نظر شهید ثانی با شهید اول. شهید اول میفرماید در هر دو حالت میفرماید واجب نیست. شهید ثانی در قبل از اینکه بدنش سرد بشود، میفرماید واجب است. بعد از اینکه سه تا غسل دادند، میگویند واجب نیست.
هر عضوی از بدن میت که استخوان دارد، در حکم میت است. استخوان ندارد مثل مو و فلان و اینها، در حکم میت نیست. عضو اگر جدا بشود. لب یک عضوی از میت جدا شده. این آقا مرده، پایش هم قطع شده و مرده. پایش جداگانه غسل میخواهد. خودش جداگانه غسل میخواهد. دو تا را هم باید با هم دفن کنیم. هر عضوی از بدن میت که استخوان دارد، در حکم میت است. آن وقتی که استخوان ندارد، گوش و استخوان، گوشش قطع شده یک تیکه این پایین گوش، درست شد. اصلاً کلاً از انسان زنده هم عضوی که جدا بشود و استخوان داشته باشد، در حکم میت است. کسی دستش قطع شده. این را خیلیها نمیدانند، چون روح درش حلول کرده، شاید بشود از جهت نجاست نه. دفن میخواهد و غسل مسّ میت در این بخشش است.
دکتر پای کسی را قطع میکند، دست کسی را قطع میکند. مثلاً طرف مشکلی دارد، دیابت دارد، مثلاً پایش را قطع میکند. دست این آقای دکتر که با این پا تماس پیدا کرده، الان غسل مسّ میت بر دکتر واجب است. خود این پا هم باید غسل داده بشود در غسالخانه. فرقی ندارد عضو سردش که جدا شده از انسان. الان میتی بریده. یعنی چه؟ یعنی مرده را بریدهاند یا اینکه الان زنده بوده؟ در هر دو تایش. فکر کن حالا زنده باشی و بریدهاند، سر انگشت طرف را میاندازند در سطل آشغال. در بیمارستان دفن بشود و غسل داده بشود. حتی اگر که پای یکی از دوستانمان قطع شد. پدرش از من پرسید چیکار کنم؟ سردخانه است. گفتم باید غسلش بدهند، دفنش بکنند. حالا در اینکه کفن هم بخواهد یا نه، این هم باز محل سؤال است.
منفجر میشود، شهید شده. شهید در معرکه نبود، منفجر شد. شهید دستغیب (رضوان الله علیه) همیشه یک تیکه کفنشان اضافه داشتند. بهشان گفتند آقا این تیکه اضافه واسه کفن چیست؟ وقتی ایشان منفجر میشود، خدا رحمت کند. بعد یک هفته میآیند در خواب کسی، یک هفته ده روز. میگویند که یک تیکه از بدن من در دیوار فلان جا مانده. تیکه کفنی که ایشان اضافه گذاشته بوده به چه درد خورد؟ شهید اشرفی هم (رضوان الله علیه)، ایشان هم تیکه تیکه از بدنشان پیدا میشود. اصفهان دفن میکنند. یک تیکهاش را کرمانشاه. به هر دو جا میرسد. حالا اگر استخوانی باشد که گوشت ندارد، پس فردا منفجر شدن زیاد داریم، چیکار کنیم؟ اگر شهید معرکه است که هیچی. اگر شهید معرکه نیست، اعضایی که پیدا میشود اینها غسل واجب است. تا آن حدی که هست جمع میکنیم، بعداً اگر پیدا شد نبش قبر میشود. بهش ملحق میشود.
یک جای دیگر. رأس مبارک حضرت اباعبدالله الحسین. این مبحث از اختلاف نظری که ملحق شد یک جای دیگر دفن. اقوالی است که حالا روضه از متن روایت جاء. اختلافی که همان شام دفن کردند یا مدینه دفن کردند یا کربلا ملحق کردند یا در کوفه. نظر قویتر ظاهراً به این است که در نجف دفن کردند. بله. شیخ عباس و حضرت امام اینها نظرشان به این بوده که همانجاست.
شهید اول. اگر یک استخوانی باشد که گوشت ندارد، استخوان خالی از استخوانی. ما جسد پیدا کردیم. گرفتی چی میگویم؟ دیگر جسد. آفرین. هیچی. گوشت حکم میت است. بله. بعد چون غسل دادن وابسته به استخوان و گوشت و اینها نیست. این قول ضعیف است. چه انسانی قبول ندارد. این بحث مسّ میت.
میرویم سراغ بحث خود میت. احکام میت واجب بر ما. بله، غسلش واجب است. حالا این استخوانها را به چه نحو غسل میدهند؟ الان که از شهدا، شهید معرکهاند. غسل ولی حالا اگر بعد یک کسی بعد چندین سال مثلاً پیدا بشود، به چه نحوی غسلش بزنیم؟ خودش محل سؤال است. سمت راستش را جابهجا بپاشد و متلاشی بشود. بله. حالا اگر به هم متصل باشد آن استخوان بشکند و اینها، خودش دیه شکستن استخوان میت، دیه بحثهای خودش را میطلبد. بله. بحثهای فقهی اینجوری خیلی دقیق است.
ربط احکام اموات:
بخش اولش در مورد احتضار. حالت قبل از جان دادن طرف.
بخش دوم در مورد غسل که غسل چند بخش است. حالا یکی واجبات آنی که میخواهد غسل بدهد. یکی واجبات آن کسی که دارد به او غسل میرسد و مستحباتی برایش در نظر گرفته شده.
بخش سوم کفن میت. واجباتی دارد، مستحباتی دارد. بحث کافور را داریم آنجا.
بخش چهارم نماز بر میت. وجوبش کیست؟ بر چه میتی نماز واجب است؟ بعد خود نماز میت چه واجباتی دارد؟ چه چیزهایی از نماز میت برداشته شده؟ مستحبات دفن داریم.
میآییم سراغ دفن میت. بحث آخر ماست. اینکه دفن به چه نحو واجب است و مستحبات دفن. این بخش ماست.
دیگر بخش یک بخش کوچک در مورد تیمم که آن هم خیلی کوتاه و مختصر و جمع و جور. انشاءالله دیگر کتاب طهارت را تمام میکنیم. آخر کتاب طهارت هستیم. بخش اموات. بخش شیرین و منبهی است. خیلی واقعاً انسان تحت تأثیر قرار میگیرد.
بخش اولش، بخش احتضار. احتضار به معنای سوق دادن. مرحوم شهید ثانی تعبیر قشنگی دارد. میفرماید: «أعان الله علیه و ثبتنا بالقول» خدا ما را آن لحظه کمک بکند و بر آن حرف ثابت ما را نگه دارد. وقتی که در مورد سوق میدهند به سمت عالم برزخ. لحظه احتضار.
این را هم که احتضار میگویند یا به خاطر اینکه مرگ حاضر شده یا به خاطر اینکه ملائکی که موکل این شخصاند حاضر شدهاند یا به خاطر اینکه برادران و آشناها حاضر میشوند که آن طرف دارد جان میدهد.
یک واجب کفایی دارد احتضار. واجب کفاییاش این است که طرف را پایش را به سمت قبله کنند. یعنی یک جوری که اگر بنشیند صورتش رو به قبله باشد. این واجب کفایی است. بله. محتضر را رو به قبله که میگویند. مرحوم شیخ انصاری را ایشان یک مشکلی داشتند موقع جان دادن. ازشان هی مدفوع خارج میشد. هی ایشان را رو به قبله میکردند. ایشان خودش را کج میکرد. لحظه احتضار رو به قبله باشی. ایشان فرمود: «شما وظیفه خودتان را انجام بدهید. من وظیفه خودم را انجام رعایت کنم.» جمع فقهی. حالا در آن رده همه اینها را مراعات میکند.
دقت! واجب کفایی. در خوابیدن هم که ما مثل محتضر مستحب است بخوابیم یا مثل «کلمه فی القبر» میت در قبر. صورتش سمت راست رو به قبله. محتضر پایش رو به قبله. ظاهراً هر دو تایش مستحب است. ولی تأکید بیشتر روی «کلمه فی القبر» رو به قبله باشد. سمت راست به سمت راست بخوابد، صورت. من عجیب بود لحظه اولی که بار اولی که کعبه را دیدم. نمیدانم حس خاصی بود. خیلی یاد لحظه احتضار و موقعی که در قبر اینها افتادم. وقتی که آدم در قبر قرار است رو به قبله بشود. بله. آن لحظه که آدم صورتش را رو به قبله میکنند و اینها. خدا کمکمون کنه انشاءالله.
خوب، باید به پشت بخوابانند. دو تا کف پایش را هم به طرف قبله. نحوی که عرض کردم قرار بدهند. چه کسی باید این کار را انجام بدهد؟ اولاً که فرقی نمیکند این میت میخواهد کوچک باشد یا بزرگ باشد. در هر دو تایش واجب است. بچه باشد، بزرگ باشد. اینها در هر دو تایش باید رو به قبله. بعد اختصاصی به ولی او هم ندارد. حالا میخواهد ولی انجام بدهد او را رو به قبله بکند یا اینکه غیر ولی او را رو به قبله بکند. ولی ولی و آنهایی که پیش میتاند، اینها مورد تأکیدند. هر کسی که خبر دارد که این آقا در حال جان دادن است، بر او واجب کفایی است. یک نفر هم که انجام بدهد از بقیه برداشته میشود.
معصیت در حال جان دادن است. سریع چند روز پیش به ما زنگ زدند. طرف خیلی حال مضطری داشت. گفت: «آقا همین الان یک محتضر داریم، چیکار باید بکنیم؟ اینجوری.» پدربزرگش. «چی باید بخوانیم؟ چه کاری باید انجام بدهیم؟» وقتی ما شوخی میکردیم، گفتیم: «محتضر خود را به ما بسپارید، خوب طرف جان میدهد، راحت خلاص میکنیم. یک یاسین، یک صافات میخوانیم در گوش، تلقین میکنیم. پا میشویم.»
یک بنده خدا سخت دارد جان میدهد. چند روز است خانواده خیلی اذیت میشوند. لگن میگذارند و جمع میکنند اینها. «چیکار کنیم؟» بنده خدا راهی بشود. خلاصه شب دوم ماه رمضان هم بود. ما را برداشتند بردند و بعد افطار بود. نشستیم پدربزرگ خانممان بود. برادر خانممان. بله. عدیله را یادم نیست ولی یاسین صافات خواندیم و در گوشش شهادتین را تلقین کردم و یک قطره اشک از کنار چشمش آمد و. برادرزاده خانم گفتم که: «آقا تسلیت عرض میکنم، پدربزرگتان از دنیا رفت. تمام شد.» به همین راحتی. بله. دیگر تمام.
دهان بسته بشود. فک و تازه با یک چیزی هم دور سر دستمالی ببندند فک را نگه دارند. «التفت الساق بالساق» تعبیر قرآنی عجیبی است. ساق به ساق میخورد. یعنی شاید دقیق باشد این که وقت احتضار، وقت جان دادن ما. یکی دارد سخت جان میدهد. کی سخت جان دادن است که آن کاری که عزرائیل انجام میدهد، آن کار نیستش. یکی از علمای بزرگ که حالا اسمش را میشناسید. نماز مغرب ایشان خواند. ماه رجب داشتیم خواند و نافلههایش را هم خواند و افتاد دست و پا میزند بنده خدا. نحوه سختی. گفتند که این علامت این نیستش که ایشان دارد بد جان میدهد. بعد گفتند که ماهی هم در دریا دست و پا میزند. اولین حس بدن است، ولی چون تخلیه میشود این به معنای کالای بدی کرده احتمالاً اخذ میشود که بدن باشد.
به یکی گفتند که دوست داری چه جور جان بدهی؟ گفتش که: «مثل پدرم، در خواب و با آرامش. نه مثل مسافرهایش، در بیداری و با اضطراب.» راننده بوده، خواب بوده. بقیه میت را تجهیزش بکنند. چون احترامش این گونه اقتضا میکند. اگر مرگش مشکوک است هنوز نمیدانی مرده یا نه، این باید تا سه روز صبر بکنیم. واجب هم هست. ولی اگر در این سه روز معلوم شد که مرده، حالا از کجا فهمیدیم که مرده؟ یا رنگش مشخص شد عوض شد. اولین کسی مرد دفنش نکنید. یک حجامتش بکنید. اگر زنده نشد، دفنش کنید. حجامت اثر. خب حالا این الان که به قول استاد میگفتش که الان زنده زنده در گور میگذارند. دیگر همین قدر که قلب کار نمیکند. چند ساعت باید تا سه روزش را صبر کنید، ببینیم که شاید طرف زنده بشود. حالش چی باشد؟ چقدر دارو از سردخانه برمیگردانند. این بخار میزند. طرف چطور زنده. سکته اصلاً فشار ممکن است که طرف دوباره برگردد.
عرض کنم که حالا ماجرای خیلی قشنگی دارد. در خاطراتش نقل کرده که یک آقایی سکته کرده بود از دنیا رفت. بعداً برای رهبری این آقا تعریف میکرد. قاری قرآن بود. ازش فیلم بسازند در صدا و سیما. این را بگویید. ازش فیلمش را بسازند. آقا سه بار از من پرسید: «دوباره بگید، یک بار دیگر خواهشاً بگید. یک بار دیگر دقیقتر بگید ماجرایی که دیدی چیا دیدی.» خیلی تعجب کردند. گفت: «آن لحظه که از بدنم جدا شدم، سکته کردم و رفتم بالا و شب شهادت امام صادق بود.» حالا مفصل است. حالا نمیخواهم وقت درس خواندن به اینجا بگذرد.
میگوید که: «یک آقایی آمدند کنار من و بردند بالا و دیدم جمعیتی و همه چشمشان به عالم بالا و حالت فقیر و مضطر. دو فرشته کنارشان بود. یک آقای خیلی زیباروی، خورده سمین، درشت بودند و من را با خودشان بردند بالا. فقر محض. واقعاً حس مرگم اگر کسی تجربه کرده باشد، میداند. یک لحظه احساس میکند که هیچ هیچ هیچ. در یک فضای خلاء محض دارد میرود به سمت جایی که نمیداند کجاست. یک حس عجیبی.» در هر صورت بعد گفت: «آنجا یک لحظه فقر و اینها بود. قاری قرآن هم بوده. میگوید آن آیه "و نزل من القرآن" را دیدم با صدای خودم دارد پخش میشود. کسی که قرائتهای خودم را میخواندم. بعد یک لحظه من را دوباره برگرداندند. میخواستند من را ببرند. بعد آن آقا فرمودند که ایشان باید برگردد. گفت تا گفتم باید برگردد که چشم باز کردم که دور و برم دارند نعره میزنند و تکبیر میگویند و خوشحال و فلان و اینها. برگشتم به جسم.»
بعد آقا فرموده بودند که ایشان یا امام صادق بودند یا امیرالمؤمنین بودند. همه چیزش با نشانهها و روایات موجود درمیآید و هم از ایشان گزارش تهیه کنید، بگویید مردم ببینند چه. خب خیلی مفصل است. حالا خیلی قشنگ با جزئیات. در صورت تا سه روز در کتاب خاطرههای آموزنده آقای ریشهری تا سه روزش احتمال هست که طرف دوباره زنده بشود.
اگر چهره کاملاً تغییر کرده باشد، دیگر مشخصات مرده. یک سری نشانهها دارد که این فهمیده میشود مرده. دو تا شقیقه فرو میرود. بینی خم میشود. پوست صورت میت کشیده میشود. کف، نه کف دست از، از جا در رفتن کف دست از مچ. شل شدن دو تا پا و بیضه. خود دو تا بیضه بالا بیاید. پوستش شل بشود. اینها همه علامت مرگ است.
این بحث احتضار ما مستحباتی دارد. احتضار ۱۰ تا مستحب دارد و دو تا مکروه دارد که این را عرض میکنیم. بحثمان در احتضار تمام.
اول این است که او را ببرند به سمت جایی که مصلای او بوده. مصلی به هر دو تا گفته میشود. یکی به اینکه محلی که درش نماز میخوانده. یکی به سجاده. همیشه آنجا طرف نماز میخوانده. خب ملائکه جان محتضر آنجا راحتتر جان بدهد. نه محتضر لحظه جان دادن میت هم حالا بله. جایی ندیدم من نه. خلاصه مصلی یا جانماز. جانمازش. طرف را میخوابانند.
مستحب دومی که شهادتین را برایش تلقین بکنند و اقرار به ائمه دوازدهگانه. این محتضر هم تکرار بکند. از دل بگذراند. اگر نمیتواند تکرار بکند از دل فقط بگذراند.
مستحب سوم این است که منتظر بهترین محتضر. اگر دیگر شما محتضر معمولاً از پا شروع میکند به سرد شدن. شما میبینی که خرخر دارد سرد میشود بدنش. لحظات آخرش انتظار نمیشود. هنوز زنده است. یک چند لحظه آخرش. اینها را همه را خودمان میبینیم یک روزی. تک تک اینها را. خدا تلقین کلمات فرج. کلمات فرج را به طرف تلقین. «لا اله الا الله الحلیم الکریم، سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین» تلقین کنند و بهترین چیز این است که آخرین کلمهای که بهش تلقین میشود «لا اله الا الله» باشد. چون کسی که آخرین کلامش «لا اله الا الله» باشد، «دخل الجنه» وارد بهشت میشود.
چهارمیش این است که پیش محتضر قرآن بخوانند. هم قبل از جان دادنش هم بعد جان دادنش. برای اینکه هم تبرک هم شیاطین دفع بشوند. این سختترین چیز همین است که مرحوم حضرت امام میفرمود. استاد ما آیت الله شاهآبادی میفرمود: «شیطان هرچی زور دارد لحظه آخر میزند.» لحظه آخر هرچی جان دارد و هرچی زور دارد میزند برای اینکه یک سر سوزن کم کند و برای اینکه نگذاری یک سر سوزن ببری موقع جان دادن. دم احتضار. هرچی از دنیا دارند بدهند. یک مو ایمان بگیرند ببرند. نمیشود.
حضرت امام برای همین لحظات آخر، روزهای آخر با اینکه در همه نوهها و بچهها اینها سید علی آقا بیشتر از همه. اولین روزهای آخر حاج احمد آقا فرمودند که: «علی را دیگر نیاورید پیش من، میخواهم بروم. من مسافرم. نبین تعلقی پیدا نکند که شیطان لحظه آخر آن یک کسی در آن رده، در آن رده حضرت امام نگران این هم. لحظه آخر. بله، شیاطین میآیند. قرآن خواندن شیاطین دفع بشوند از این محتضر. خصوصاً یاسین و صافات قبل از جان دادن شخص که این کمک میکند به اینکه راحت جان بدهد.
پنجمیش این است که اگر شب مرده این محتضر، برایش چراغ روشن کنند. شهید ثانی میفرماید که ما جایی ندیدیم که شب مرده برایش چراغ روشن کند. ولی در مورد این یک روایت ضعیفی داریم که شبی که مرده، مرده، آن شبش را برایش چراغ روشن کنند. در مورد این داریم. ولی اینکه شب مرده باشد این جوری.
ششم این است که چشمش را ببندند تا چهرهاش بد نشود.
هفتمیش این است که دهانش را ببندند و چانهاش را هم با سرب ببندند که دستمالی که این چهرهاش از هم نپاشد.
دستهایش را کنارش دراز کند. پاهایش را هم دراز کند تا غسل و کفنش راحت باشد.
نهمیش این است که با پیراهنی بپوشانندش یا در یک پارچهای بپوشانند که این عمل به سیره پیغمبر اکرم و عجیب. پیغمبر اکرم فاطمه بنت اسد را در لباس خودشان گذاشتند. سؤال شد: «یا رسول الله چرا این کار را میکنی؟» فرمودند که: «میخواهم روز قیامت عریان محشور نشود.» مادر امیرالمؤمنین، مادر ۱۲ امام. روز قیامت عریان محشور.
دهمیش این است که زود تجهیزش بکنند و کارهایش را زودتر انجام بدهند که مرده اذیت نشود و زودتر دفن کردنش برایش بهتر است.
جنب و حائض مکروه است پیش محتضر باشند. چون ملائکه اذیت میشوند. وقتی که طرف جان بدهد. وقتی جان داد دیگر بخواهند بیایند کنار جسدش بنشینند، کراهتی ندارد. و اینکه آهن یا چیز سنگین هم روی شکمش اگر بگذارند کراهت دارد. حالا به خاطر طب و مداوا و اینها، اینها را موقع احتضار ازش جدا بکنند. البته ایشان میفرماید که ما روایتی در این زمینه نداریم. چیزهای دیگر هم غیر آهن، چیزهای سنگین غیر آهن. شهید ثانی میفرماید کراهت ندارد. برخی فقها میگویند کراهت ندارد.
بحث غسل:
من یک اشارهای بهش بکنم تا یک جایش برسانیم. تا سر غسل واجبات مستحبات غسل میت برسانیم. انشاءالله اگر بشود سریع دیگر بقیهاش باشد برای جلسه بعد. میت را باید اگر مسلمان است. میت غیر مسلمان غسلش واجب نیست. یا مسلمان باشد یا در حکم مسلمان. خب وهابی را مثلاً مسلمان نمیدانیم. این را لازم نیست غسلش بدهیم. یا مسیحی را یا یهودی و زرتشتی را. اینها را. بهایی را. اینها غسلش واجب نیست. دارند واجب نیست. حالا اگر کسی پیدا کرد در خیابان و خواست غسلش بدهد، در حکم مسلمان اگر بشود واجب میشود. اگر نه که حالا شاید مستحب.
چه کسانی در حکم مسلمانند؟
چهار گروهاند که در حکم مسلمانند:
بچه یا دیوانهای که از پدر یا مادر مسلمان به دنیا آمده. مادر غیر مسلمان ممکن است. این خود غسل، کلاً احترام مسلم در نظر. تهران بهایی میآورند دفن میکنند. نمیدانم. نمیشناسم. سنی دفن میکنند، مسلمان میدانیم. احکام غسل و کفن و اینها برایشان بار میشود. ولی خب هستند بعضاً حتی از این عرض کنم که آشوریها و ارمنیها و فلان در قبرستان هنوز یادم هست شما در قبرستان بهشت زهرا اگر دیده باشی نباید دفن بشود دیگر. حالا این را باید مراعات بشود. غسل نباید داده بشوند. نباید دفن بشوند. نباید داده بشوند نه. یعنی که نباید واجب است. یعنی اینکه غسلشان واجب نیست. من که غسل ندادنشان واجب است. در قبرستان مسلمانان. ۹.
پس بچه دیوانه از پدر یا مادر مسلمان است، این غسل باید داده بشود. حکم مسلمان را داریم.
بچهای که در کشور اسلامی پیدا شده. بچه سر راهی است. این هم حکم در حکم مسلمان.
بچه که در کشور غیر اسلامی پیدا شده، ولی در آن کشور مسلمانی هست یا مسلمانانی هست که احتمال بچه مال اینهاست. این هم در حکم مسلمان است.
بچه کافری که در جنگ به دست مسلمانی اسیر شده و تابع این میشود که او را اسیر کرده. تابع همان میشود که در اسیر کرده یا نه؟ نظر شهید اول اینکه تابع همان میشود و غسل هم بر واجب میشود.
برخی فرقهها هستش که ما حکم میکنیم به اینکه ولو به ظاهر ادعای اسلام بکنند، ولی اینها کافرند. غسل.
یکی خوارج. کسانی که بر امام خروج کردهاند.
یکی دیگر ناصبی. دشمن اهل بیت. رسماً توهین میکند به اهل بیت. مثل همین وهابی شاه شاهین نجفی (لعنت الله).
یکی هم مجسم. کلاً مجسم کسی که قائل به اینکه خدا جسم دارد. برخی فرقههای اهل سنت هستند این جوری. از حکم مسلمان خارج و ندارد.
یک بحثی که داریم این است که زنازادهای که باباش مسلمان بوده. پدر مسلمانی زنا کرد و بچه زناکاری، زنازادهای به دنیا آمد. این بچه ملحق میشود، تابع به این پدر مسلمان هست یا نیست؟ یک عده گفتند نیست. یک عده گفتند چون از نطفه او مسلمان است و در لغت به کسی که از نطفه هرکی باشد میگویند که این در حکم اوست، تابع اوست. پس در اسلامش تابع آن مرد مسلمان است. ضمن اینکه اگر دختر باشد با این آقا نمیتواند ازدواج بکند. اگر پسر باشد با زنی که این آقا باهاش زنا کرد نمیتواند ازدواج بکند. خود اینها دلالت بر این است که بچه همان آقا محسوب میشود و حکمش حکم مسلمان. پس زنازاده مسلمان را هم مطابق مسلمان میدانیم و غسلش.
بچه غسل دارد یا نه؟ بچه اگر از چهار ماه رد شده باشد، غسل واجب است. چهار ماه از بعد از به دنیا آمدن. اینجا تعبیر ولی خب ما جاهای دیگر داریم که غسل ندارد. حالا بعد از جهتی هم گفتند که کمتر از چهار ماه باشد در پارچه میپیچند. ظاهراً باید چهار ماه متولد باشد نه چهار ماهه جنین. چون چهار ماه جنین که اصلاً چیزی نیست که شما بخواهی پارچه بپیچی. بچه هنوز کامل البته شکل گرفته. ولی حالا اینها باید اختلاف باید بررسی بشود که این چهار ماه جنین یا چهار ماه بعد. در صورت اگر چهار ماه یا بیشتر داشته باشد، در حکم مسلمان است و غسل بدهند. نداشته باشد، غسل ندارد. در یک پارچه میپیچند و دفن.
این هم در مورد غسل. غسل سه تاست. این بحث خیلی مهم است. این را گوش بدهید و دیگر بحثمان تمام. این همان است که ما اگر ببرندمان در قبرستان میخواستیم ناظر باشیم به غسل دادن اینها. اینها را باید دقت بکنیم.
غسل اول با سدر.
غسل دوم با کافور.
غسل سوم با آب خالص.
غسل اول آبی است که درش یک مقداری سدر داشته باشد به قدری که آب مضاف نشود. درش دیده بشود. در کافور هم همین جور. کافور درش دیده بشود، ولی مضاف نشود. و در آب خالص این است که چیزی قاطیش نداشته باشد. نه اینکه حتماً باید هیچی نداشته باشد. نه اینکه خالص بودن شرط است. یعنی چیزی خالص باشد. فرق. باریکلا.
حالا این هم مثل غسل جنابتی است. یا ترتیبی یا التماسی. یا طرف یک باره در آب میاندازیم و بیرون میآوریم. یا اینکه سر و گردنش را اول میشوییم بعد سمت راست بدنش بعد سمت چپ. سدرش چقدر باشد؟ سدر آن مقداری که کمترینش این است که بگویند در این آب سدر هست. آب را از مطلق بودن خارج نکن. مضاف نکن. کافور هم.
حالا اینی که دارد غسل میدهد باید نیت بکند. واجب است. این شخصی که دارد غسل میکند نیت بکند. از متن شهید اول این جور برداشت میشود که این طرف اگر برای هر سه تا غسل یک نیت بکند، همان برای هر غسل جدا جدا باید یک نیت. کسی که دارد غسل میدهد اگر یک نفر است خودش نیت میکند و کس دیگری هم حق ندارد نیت بکند. نیت دیگری در او کفایت نمیکند. همان که دارد نیت میکند. اگر چند نفرند چند نفر همه در ریختن آب شریکند. مثل غسلی که برای مرحوم آیت الله سید عبدالله جعفری دادند. ما آنجا بودیم. حاج آقای نجفی، حاج آقای وزیری، حاج آقای صالحان داشتند ایشان را غسل میدادند. یکی دو نفر دیگر هم بودند. گاهی همه آب میریختند. گاهی یک نفر آب میریخت بقیه دست میکشیدند که به اعضا برسد. اگر یک نفر دارد. اگر همه دارند آب میریزند این همه باید نیت کنند. اگر یک عده آب میریزند یک عده میت را برمیگردانند که آب برسد به جاهایش و اینها، آن کسی که آب میریزد فقط نیت میکند. بقیه هم مستحب است که نیت. اگر چند نفر به ترتیب در هر کدام یک تیکه میشوید. یکی یک خورده بالا را دست را دارد آب میکشد میرود بعدی. آن یکی میآید روی پهلویش را میکشد. خب موالات هم که شرط نیست درش دیگر. این هم میدانند اینجا. هر کدام باید در ابتدای غسل دادن خودش نیت بکند. روشن شد دیگر.
این بحث اولویت در غسل با وارث است. ولو دیگران از اقوام نزدیکش باشند، ولی آنی که ارث میبرد اولویت با اوست که غسل بدهد. بهتر این است که همان که ارث میبرد غسل بدهد. اگر یک نفر است همان یک نفر. اگر چند نفرند مذکرها نسبت به مؤنثها مقدم. بالغ نسبت به غیر بالغ مقدم است. یعنی در این چند نفری که ارث میبرند مذکرهاشان نسبت به مؤنثها اولویت دارند. عرض کنم که زن باشد، مذکر حالا میگوییم در مورد بالغ نسبت به غیر بالغ. پدر نسبت به پسر، نسبت به این میت. پدر ارث میبرد. پسر هم ارث. پدرش مقدم و پدر نسبت به جد مقدم.
باید جنسیت یکسان باشد. آنی که غسل میدهد و آنی که غسل میشود. اذیت رجولیت انوسیت. مردانگی و زنان. جنسیتشان یکی باشد. مست. نه این واجب است برای جنسیت یکی. میرسیم به در مورد فقط زن و شوهر جایز است. در مورد محرم بعد از اینکه جنس نبود، از همجنس او نبود، اینجا محرم از دنیا میرود. پسر اگر داشته باشد، داماد اولویت پسر است. نخیر. نه پسر. حالا میرسیم. ولی میت از لحاظ جنسیت اگر متفاوت باشد با میت، این به همجنس میت اجازه غسل دادن. ولایت سر جای خودش هست به کسی اجازه غسل میت واجب است. من غسلش دادم. آمد از میت اجازه از ولی اجازه. اجازه داد انجام میشود.
فقط یک جا استثنا دارد. مرد میتواند دختر سه ساله را غسل بدهد و کلاً هم عریان باشد آن دختر. زن میتواند پسر سه ساله را غسل بدهد و آن پسر هم عریان باشد. غسالخانه شلوغ پلوغ است. سه ساله آوردند. زنانه خلوت، مردانه شلوغ است. پسر سه ساله را میدهند زنها میشویند. اشکالی هم ندارد. کمتر هرچه. بله. همجنس هم باشد که بشود این را غسل بدهد. ولی باید انتهای حد سه سالش روز فوتش باشد. نه اینکه از وقتی که مرده چند روزی که میخواهیم غسلش بدهند سه ساله شده باشد در این چند روز. درست شد. وقتی مرده باید سه ساله باشد. فیلم عنوان رجولیت انوسیت بر اینها صدق. در فقط مساوات غاسل و میت که این همجنس باید باشند. آنی که غسل و میت.
یک مورد استثنا داریم: زن و شوهر میتوانند همدیگر را غسل بدهند. این چه در حال اضطرار چه در حال اختیار. اگر مرد زنش را غسل بدهد خودش ولایت دارد. اولویت هم دارد نسبت به احکام زن از همه اولی است که همه کارهایش را خود شوهرش انجام بدهد. اگر زن دارد مردش را غسل میدهد، اینجا آن کسی که اولویت دارد از او اجازه میگیرد. ولی میت و بر این حساب اجازه را که گرفت انجام.
یک عده گفتند آقا باید زن و شوهر همدیگر را از روی غسل بدهند. چون درست است که نگاه به بدن دیگری حرام نیست. این هم بحثی است. بعضی قبرستانها میگویند آقا من شنیدم این بعضی شهرها مثلاً خیلی بیشتر. زن طرف را در قبر گذاشتهاند. میگویند که دیگر شوهرش حق ندارد بیاید نگاهش بکند. دیگر نامحرم شدید به هم. مرده. این نیست. نامحرم نیست. حتی غسلش هم میتواند بدهد. یک نگاهی بکنم. خلاصه وسایل ماجراها. اینجا از روی لباس ولی باید غسل بدهند. از عریان نمیتوانند همدیگر را هرچند که به همدیگر محرم. این نظر مشهور است.
حالا لباس هر کدام اگر در حال غسل دادن دیگری لباسش نجس شده، چون تا غسل سوم او طرف نشود او پاک نیست دیگر. میت. آبی که روی شما میریزی. عصاره آب هم نجس است. بعد غسل. یعنی غسل سوم که تمام شد دیگر الان این پاک است. آبی به او سرایت بکند پاک است. وگرنه نجس است. تمام نشده. لابلای این شستن آب بریزد روی لباس من. پاک شدهاش نیاز به فشار ندارد. آن عصارهای که گفتیم فشاری که میخواهد. اینجا فشار لازم ندارد. آن لباسی که برای سه تا عورت میت گذاشتهاند آن هم فشار نمیخواهد. در اثر شستن در این سه بار آب بهش میرسد. خودش بعداً در حکم چیزهایی است که فشار دادنش ممکن نیست. کسی ببیند کنار میدهند آب میآید و حتماً باید آب بریزد.
گفت که یک آقایی میخواست از دنیا برود. از اولیای خدا آمد پیش آن رفیقش گفت: «فلانی من فردا دارم از دنیا میروم. فقط یک مسئلهای، من این انگشت پای کوچکم میچسبد به انگشت بغلیش. استادم مواظب باش آب بهش برسد.» احکام را مراعات میکرده. بله. متأسفانه خب الان طرف مثلاً تاتو هم کرده. خالکوبی هم دارد. مشکلات این جوری هم هست. خودش مانع برای غسل است. دیگر حالا بعضی وقتها مثل اینکه سنگ پا آن قدر میکشند تا حالا. این اگر باز دوباره پوست طرف کنده بشود پوستش دیه. بله. نه. اگر روی پوست باشد مانع غسل است. اگر زیر پوست برود که مانع.
عرض کنم که این حالا خلاصه مانع از غسل باشد. اگر روی غسل اگر زن هم فرقی نمیکند که یک مسئله خیلی مهم. زن فرقی نمیکند که آزاد باشد یا کنیز. مدخوله باشد یا غیر مدخوله. هنوز بهش دخول نکرده. طلاق رجعی اگر داده باشد، این زن در حکم همسر مرده است. با اینکه طلاق شده، عده هم تمام شده. شما میدانید طلاق میدهد در این سه تا طوری که گفتیم این هنوز فرصت مرد، فرصت برگشت است و میتواند بدون عقد برگردد. اگر عده تمام شده هنوز طلاق رجعی است. میتواند بیاید عقد بخواند. حالا اگر دوباره عقد کرد، طلاق داد تا سه طلاق. سه طلاق که صورت گرفت سه طلاقی میشود و طلاق بائن میشود. دیگر ابدی میشوند به همدیگر. محلل میخواهد. محلل میخواهد. بله. محلل که آن فیلمی که ساخته بودند شهید مطهری هم نقدش کرده. فیلم محلل. مسجد پول میگرفت حلال میکرد.
طرف عدهاش هم تمام شده. طلاق رجعی داده. زن میتواند بیاید غسلش بدهد شوهر را. تازه یک قولی هست که حتی اگر شوهر کرده هم. شوهر کرده میتواند شوهر قبلی را بیاید غسل بدهد. مال سه طلاقه اولش است. در طلاق دوم طلاق رجعی است. طلاق رجعی طلاق اول یا دوم. شوهرم دارد. زن. زن با اینکه شوهردار است میتواند بیاید این شوهر قبلی را غسل بدهد. شهید شوهرم. بله. ولی میتواند. نظر ایشان. نظر فقهای امامیه این است که میشود این کار را کرد. مولا هم میتواند کنیزش را غسل بدهد. کنیز هم میتواند مولایش را غسل بدهد. به شرط اینکه این کنیزه از مولایش بچه دار شده باشد و قبل از مرگ مولا هم با کس دیگری ازدواج نکرده باشد.
اگر ما همجنس نداشتیم در غسل دادن، نوبت به محرم میرسد. محرم کیست؟ محرم کسی است که ازدواج با او همیشه، همیشه برای شما حرام است. هرکی که همیشه ازدواجش با او بر شما حرام است میشود محرم. البته بعضیها هم هستند که همیشگی بر شما حرام نیستند. خواهر زن. خواهر زن محرم نیست. واسه همین آنی که همیشگی حرام است، محرم میشود. کی؟ خویشاوند نسبی، خویشاوند رضاعی و مصاهره. این هم بحث مهمی است. به سه طریق آدم با کسی محرم میشود. یا به وسیله نسب، نسبش به او میرسد. پدر، مادر، عمو. سبب ازدواج میکند. پدر زن، مادر زن. اینها. مادر شوهر، پدر زن که حالا محرم هست. پدر شوهر، مادر زن و مادر مادر زن. مادر پدر زن. مادر پدر پدر زن. مادر پدر مادر و برعکسش. اینها همه نسبیاند و مصاهره. خود ازدواج و این داماد و عروس اینها به همدیگر هم حلال میشوند و پدر مادرهاشان به هم حلال میشوند. حرام میشود. برعکس. یعنی محرم میشوند. حرام ابدی میشوند به همدیگر.
اگر ما در غسل دادن همجنس نداشتیم، نوبت به محرم میرسد. باید محرم. اگر بیشتر از سه سال دارد از روی لباس غسلش بدهد. اگر محرم نداشت بین پسر و داماد. اگر محرم نداشت. اگر همجنس نداشت، فرقی نمیکند. میخواهد پسر باشد داماد. اینجا پسر باز دوباره مقدم است. چون گفتیم که وارث مقدم است. داماد که ارث نمیبرد. پسر. فقه در مشت من است. آقا دیدی گفتم جوابت را دادم. میگویم که وارث مقدم است. پس پسر مقدم.
بله. حالا اگر آقا نه محرم بود نه هم. چیکار میکنیم؟ همجنسش نبود. غسل بدهد از مسلمان کافر باید غسل بدهد. بله. ما همجنس مسلمان. این آقا در کشور دنیا رفته. اصلاً مسلمان اینجا نیست. محرم هم اینجا ندارد. مأموریت فرستادیم آقا رفته در یوگوسلاوی مثلاً در روستایی. آنجا هم سکته کرده مرده. نه از فامیلهایش کسی هست نه همجنسش. فقط خانمش آنجا هست. حالا مثلاً خانمشان که میتواند غسل بدهد. دخترش فقط هست. حالا دخترش هم که محرم است باز میتواند غسل بدهد. خواهر مثلاً زن، زن داداشش باهاش است. حالا به چه نحوی بوده این زن داداش هم نه محرم است و نه اینکه همجنس است. نامحرم. همجنس است. اینجا چیکار میکنی؟ کافر. فقط کافرش را داریم. مسلمان نیست. مسلمان نیست. مسلمان نداریم. نداریم. اگر باشد که همان غسل میدهد. نداریم. اینجا این کافر تا مقداری که مرد کافر مرد مسلمان غسل. زن کافر زن مسلمان را غسل میدهد. فقط ترتیب بهش یاد میدهند. حالا نیتش را چیکار کنیم؟ نظر مشهور. بله دیگر. نیت را چیکار کنیم؟ نیت را میگویند آقا نمیخواهد کافر. نیت نمیخواهد. همین فقط صورت و هیئت غسل را انجام بدهد.
محققی زمان که نه. این غسل مسلمان اصلاً توسط کافر صورت نمیگیرد. روایاتش هم ضعیف است. چون نیت هم ندارد طرف. حکم شهید را انشاءالله جلسه بعد حکم شهید را اشاره میکنیم. دیگر بحث غسل و کفن و اینها دیگر انشاءالله.
الحمدلله رب.
بسم الله الرحمن الرحیم.
بخش بعدی کتاب طهارت که غسل پنجم و ششم واجب است در فصل غسل، بخش غسل مسّ میت و غسل میت. اینها دو بحثی است که ما داریم.
مسّ میت:
بعد از اینکه اولاً میت، آدم (انسان) باشد، نه غیر انسان. غیر انسان هرچند نجس است، ولی مسّش غسل نمیآورد. فقط انسان است که مسّش غسل میآورد. او هم بعد از اینکه از دنیا رفته و بدنش سرد شده و هنوز غسلش تمام نشده. اگر هنوز بدنش سرد نشده و شما دست به او بزنی، غسل بر تو واجب نمیشود. یا اگر بدنش سرد شده، ولی سه غسل را به او دادهاند و شما به او دست بزنی، غسل بر تو واجب نمیشود. مابین این دو حالت، یعنی بدنش سرد شده، ولی هنوز غسلش ندادهاند.
سه نفر هم استثنا هستند:
یکی شهید است که شما اگر به او دست بزنی، در هر صورتی، بله، دیگر بخش آخر بحث شهید، مسّ میتش غسل ندارد. معصوم را خدا روزی کند که آدم دست بزند به معصوم، به جسد معصوم. بله، اینها غسل ندارد. میت هم بعد از سه غسل، غسل دارد.
انشاءالله اگر خدا نصیب کند، مثلاً، بله، اینها علاوه بر غسل برای نماز، وضو هم آدم میخواهد. اگر مسّ میت کرده، صرف اینکه رفت و غسل کرد و آمد بیرون، کفایت نمیکند. این نکته فرعی را فقط در ذهنتان داشته باشید. در غسلها، ما هیچ غسلی را مُجزی از وضو نمیدانیم. یعنی غسل کفایت بکند از وضو، فقط غسل جنابتی است که کفایت میکند. یک قول ضعیفی هم هست که غسل جمعه را برخی مراجع، بیشتر الان به نظرم کمتر، شاید کسی نباشد، آقای خویی نظرشان بر این بوده. برخی دیگر هم بوده غسل جمعه هم کفایت از وضو میکند.
این میت هم باید انسان باشد، مسلمان هم باشد یا در حکم مسلمان. این هم توضیحش میآید بعداً در بخش احکام میت. مرگش هم باید مرگ معهود شرعی باشد. مرگ طبی ملاک نیست. مرگ طبی مثل همین مرگ مغزی و اینها که میگویند آقا مرده است با دستگاه دارد کار میکند، مرگ شرعی مهم است. کرم جسد را دیگر بشود گذاشت در خاک. یعنی چه؟ تنفس میکند، علائم حیات به دستگاه، میت بزنی میت مسّ میت.
این آقای میت، عبارت حالا این شخصی که سه بار غسلش دادند. این میت بعد از سه بار، من دست بزنم بهش... یک بحثی که همین دست من که با او تماس پیدا کرده، عضوی که باهاش تماس پیدا کرده، صورتش را بوسیدم بعد از سه غسل. نجس؟ حاج احمد آقا که مثلاً صورت امام را، بعد مثلاً او هم در عکس معروفش مال قبل از سرد شدن بدن امام. اینجا من دست بزنم، دستم را باید بشویم یا نه؟ شهید ثانی میفرماید واجب است که. شهید اول میفرماید واجب نیست. بعد سه تا غسل، همین محلّه، دیگر غسل نمیخواهد. شستن خود دست، خود این دست، خود این محل، خود این دست یا محلی که تماس پیدا کرده را باید بشویم. دیگر حالا غسلش که برداشته شده، بعد غسلهای سهگانه، واجب نیست.
یکی قبل از اینکه بدنش سرد بشود، با او تماس پیدا کند. شهید ثانی میفرماید که بله، باید دستت را بشویی. دستم خیس نیست، نجس نیست، ولی باید بشویی. به خاطر نجاست نیست، تماس با نجس پیدا کرده. دستت نجس نیست، اگر دستت خیس باشد نجس میشود دستت. این خود عضو را فقط غسل میخواهد. غسل برای یک عضو.
ما بحثمان این است که اگر طرف بدنش سرد شده، غسلش ندادند، کل بدنش را باید غسل کنیم. اگر هنوز سرد نشده، آن عضوی که با او تماس پیدا کرده، باید غسل داده بشود. اگر سه تا غسلش داده شده، اینجا دیگر بحث است. یک عده گفتند باز هم آن محلی که تماس پیدا کرده. شهید اول میفرماید واجب نیست. گرم است، بعد اگر دست بزند، باز هم اختلافی، آنجا اختلاف است. شهید اول اینجا واجب نمیداند. در حالت گرم، اختلاف بین شهید ثانی و شهید اول در این حالت. بین شهید اول و برخی فقها. یعنی نظر شهید ثانی با شهید اول. شهید اول میفرماید در هر دو حالت میفرماید واجب نیست. شهید ثانی در قبل از اینکه بدنش سرد بشود، میفرماید واجب است. بعد از اینکه سه تا غسل دادند، میگویند واجب نیست.
هر عضوی از بدن میت که استخوان دارد، در حکم میت است. استخوان ندارد مثل مو و فلان و اینها، در حکم میت نیست. عضو اگر جدا بشود. لب یک عضوی از میت جدا شده. این آقا مرده، پایش هم قطع شده و مرده. پایش جداگانه غسل میخواهد. خودش جداگانه غسل میخواهد. دو تا را هم باید با هم دفن کنیم. هر عضوی از بدن میت که استخوان دارد، در حکم میت است. آن وقتی که استخوان ندارد، گوش و استخوان، گوشش قطع شده یک تیکه این پایین گوش، درست شد. اصلاً کلاً از انسان زنده هم عضوی که جدا بشود و استخوان داشته باشد، در حکم میت است. کسی دستش قطع شده. این را خیلیها نمیدانند، چون روح درش حلول کرده، شاید بشود از جهت نجاست نه. دفن میخواهد و غسل مسّ میت در این بخشش است.
دکتر پای کسی را قطع میکند، دست کسی را قطع میکند. مثلاً طرف مشکلی دارد، دیابت دارد، مثلاً پایش را قطع میکند. دست این آقای دکتر که با این پا تماس پیدا کرده، الان غسل مسّ میت بر دکتر واجب است. خود این پا هم باید غسل داده بشود در غسالخانه. فرقی ندارد عضو سردش که جدا شده از انسان. الان میتی بریده. یعنی چه؟ یعنی مرده را بریدهاند یا اینکه الان زنده بوده؟ در هر دو تایش. فکر کن حالا زنده باشی و بریدهاند، سر انگشت طرف را میاندازند در سطل آشغال. در بیمارستان دفن بشود و غسل داده بشود. حتی اگر که پای یکی از دوستانمان قطع شد. پدرش از من پرسید چیکار کنم؟ سردخانه است. گفتم باید غسلش بدهند، دفنش بکنند. حالا در اینکه کفن هم بخواهد یا نه، این هم باز محل سؤال است.
منفجر میشود، شهید شده. شهید در معرکه نبود، منفجر شد. شهید دستغیب (رضوان الله علیه) همیشه یک تیکه کفنشان اضافه داشتند. بهشان گفتند آقا این تیکه اضافه واسه کفن چیست؟ وقتی ایشان منفجر میشود، خدا رحمت کند. بعد یک هفته میآیند در خواب کسی، یک هفته ده روز. میگویند که یک تیکه از بدن من در دیوار فلان جا مانده. تیکه کفنی که ایشان اضافه گذاشته بوده به چه درد خورد؟ شهید اشرفی هم (رضوان الله علیه)، ایشان هم تیکه تیکه از بدنشان پیدا میشود. اصفهان دفن میکنند. یک تیکهاش را کرمانشاه. به هر دو جا میرسد. حالا اگر استخوانی باشد که گوشت ندارد، پس فردا منفجر شدن زیاد داریم، چیکار کنیم؟ اگر شهید معرکه است که هیچی. اگر شهید معرکه نیست، اعضایی که پیدا میشود اینها غسل واجب است. تا آن حدی که هست جمع میکنیم، بعداً اگر پیدا شد نبش قبر میشود. بهش ملحق میشود.
یک جای دیگر. رأس مبارک حضرت اباعبدالله الحسین. این مبحث از اختلاف نظری که ملحق شد یک جای دیگر دفن. اقوالی است که حالا روضه از متن روایت جاء. اختلافی که همان شام دفن کردند یا مدینه دفن کردند یا کربلا ملحق کردند یا در کوفه. نظر قویتر ظاهراً به این است که در نجف دفن کردند. بله. شیخ عباس و حضرت امام اینها نظرشان به این بوده که همانجاست.
شهید اول. اگر یک استخوانی باشد که گوشت ندارد، استخوان خالی از استخوانی. ما جسد پیدا کردیم. گرفتی چی میگویم؟ دیگر جسد. آفرین. هیچی. گوشت حکم میت است. بله. بعد چون غسل دادن وابسته به استخوان و گوشت و اینها نیست. این قول ضعیف است. چه انسانی قبول ندارد. این بحث مسّ میت.
میرویم سراغ بحث خود میت. احکام میت واجب بر ما. بله، غسلش واجب است. حالا این استخوانها را به چه نحو غسل میدهند؟ الان که از شهدا، شهید معرکهاند. غسل ولی حالا اگر بعد یک کسی بعد چندین سال مثلاً پیدا بشود، به چه نحوی غسلش بزنیم؟ خودش محل سؤال است. سمت راستش را جابهجا بپاشد و متلاشی بشود. بله. حالا اگر به هم متصل باشد آن استخوان بشکند و اینها، خودش دیه شکستن استخوان میت، دیه بحثهای خودش را میطلبد. بله. بحثهای فقهی اینجوری خیلی دقیق است.
ربط احکام اموات:
بخش اولش در مورد احتضار. حالت قبل از جان دادن طرف.
بخش دوم در مورد غسل که غسل چند بخش است. حالا یکی واجبات آنی که میخواهد غسل بدهد. یکی واجبات آن کسی که دارد به او غسل میرسد و مستحباتی برایش در نظر گرفته شده.
بخش سوم کفن میت. واجباتی دارد، مستحباتی دارد. بحث کافور را داریم آنجا.
بخش چهارم نماز بر میت. وجوبش کیست؟ بر چه میتی نماز واجب است؟ بعد خود نماز میت چه واجباتی دارد؟ چه چیزهایی از نماز میت برداشته شده؟ مستحبات دفن داریم.
میآییم سراغ دفن میت. بحث آخر ماست. اینکه دفن به چه نحو واجب است و مستحبات دفن. این بخش ماست.
دیگر بخش یک بخش کوچک در مورد تیمم که آن هم خیلی کوتاه و مختصر و جمع و جور. انشاءالله دیگر کتاب طهارت را تمام میکنیم. آخر کتاب طهارت هستیم. بخش اموات. بخش شیرین و منبهی است. خیلی واقعاً انسان تحت تأثیر قرار میگیرد.
بخش اولش، بخش احتضار. احتضار به معنای سوق دادن. مرحوم شهید ثانی تعبیر قشنگی دارد. میفرماید: «أعان الله علیه و ثبتنا بالقول» خدا ما را آن لحظه کمک بکند و بر آن حرف ثابت ما را نگه دارد. وقتی که در مورد سوق میدهند به سمت عالم برزخ. لحظه احتضار.
این را هم که احتضار میگویند یا به خاطر اینکه مرگ حاضر شده یا به خاطر اینکه ملائکی که موکل این شخصاند حاضر شدهاند یا به خاطر اینکه برادران و آشناها حاضر میشوند که آن طرف دارد جان میدهد.
یک واجب کفایی دارد احتضار. واجب کفاییاش این است که طرف را پایش را به سمت قبله کنند. یعنی یک جوری که اگر بنشیند صورتش رو به قبله باشد. این واجب کفایی است. بله. محتضر را رو به قبله که میگویند. مرحوم شیخ انصاری را ایشان یک مشکلی داشتند موقع جان دادن. ازشان هی مدفوع خارج میشد. هی ایشان را رو به قبله میکردند. ایشان خودش را کج میکرد. لحظه احتضار رو به قبله باشی. ایشان فرمود: «شما وظیفه خودتان را انجام بدهید. من وظیفه خودم را انجام رعایت کنم.» جمع فقهی. حالا در آن رده همه اینها را مراعات میکند.
دقت! واجب کفایی. در خوابیدن هم که ما مثل محتضر مستحب است بخوابیم یا مثل «کلمه فی القبر» میت در قبر. صورتش سمت راست رو به قبله. محتضر پایش رو به قبله. ظاهراً هر دو تایش مستحب است. ولی تأکید بیشتر روی «کلمه فی القبر» رو به قبله باشد. سمت راست به سمت راست بخوابد، صورت. من عجیب بود لحظه اولی که بار اولی که کعبه را دیدم. نمیدانم حس خاصی بود. خیلی یاد لحظه احتضار و موقعی که در قبر اینها افتادم. وقتی که آدم در قبر قرار است رو به قبله بشود. بله. آن لحظه که آدم صورتش را رو به قبله میکنند و اینها. خدا کمکمون کنه انشاءالله.
خوب، باید به پشت بخوابانند. دو تا کف پایش را هم به طرف قبله. نحوی که عرض کردم قرار بدهند. چه کسی باید این کار را انجام بدهد؟ اولاً که فرقی نمیکند این میت میخواهد کوچک باشد یا بزرگ باشد. در هر دو تایش واجب است. بچه باشد، بزرگ باشد. اینها در هر دو تایش باید رو به قبله. بعد اختصاصی به ولی او هم ندارد. حالا میخواهد ولی انجام بدهد او را رو به قبله بکند یا اینکه غیر ولی او را رو به قبله بکند. ولی ولی و آنهایی که پیش میتاند، اینها مورد تأکیدند. هر کسی که خبر دارد که این آقا در حال جان دادن است، بر او واجب کفایی است. یک نفر هم که انجام بدهد از بقیه برداشته میشود.
معصیت در حال جان دادن است. سریع چند روز پیش به ما زنگ زدند. طرف خیلی حال مضطری داشت. گفت: «آقا همین الان یک محتضر داریم، چیکار باید بکنیم؟ اینجوری.» پدربزرگش. «چی باید بخوانیم؟ چه کاری باید انجام بدهیم؟» وقتی ما شوخی میکردیم، گفتیم: «محتضر خود را به ما بسپارید، خوب طرف جان میدهد، راحت خلاص میکنیم. یک یاسین، یک صافات میخوانیم در گوش، تلقین میکنیم. پا میشویم.»
یک بنده خدا سخت دارد جان میدهد. چند روز است خانواده خیلی اذیت میشوند. لگن میگذارند و جمع میکنند اینها. «چیکار کنیم؟» بنده خدا راهی بشود. خلاصه شب دوم ماه رمضان هم بود. ما را برداشتند بردند و بعد افطار بود. نشستیم پدربزرگ خانممان بود. برادر خانممان. بله. عدیله را یادم نیست ولی یاسین صافات خواندیم و در گوشش شهادتین را تلقین کردم و یک قطره اشک از کنار چشمش آمد و. برادرزاده خانم گفتم که: «آقا تسلیت عرض میکنم، پدربزرگتان از دنیا رفت. تمام شد.» به همین راحتی. بله. دیگر تمام.
دهان بسته بشود. فک و تازه با یک چیزی هم دور سر دستمالی ببندند فک را نگه دارند. «التفت الساق بالساق» تعبیر قرآنی عجیبی است. ساق به ساق میخورد. یعنی شاید دقیق باشد این که وقت احتضار، وقت جان دادن ما. یکی دارد سخت جان میدهد. کی سخت جان دادن است که آن کاری که عزرائیل انجام میدهد، آن کار نیستش. یکی از علمای بزرگ که حالا اسمش را میشناسید. نماز مغرب ایشان خواند. ماه رجب داشتیم خواند و نافلههایش را هم خواند و افتاد دست و پا میزند بنده خدا. نحوه سختی. گفتند که این علامت این نیستش که ایشان دارد بد جان میدهد. بعد گفتند که ماهی هم در دریا دست و پا میزند. اولین حس بدن است، ولی چون تخلیه میشود این به معنای کالای بدی کرده احتمالاً اخذ میشود که بدن باشد.
به یکی گفتند که دوست داری چه جور جان بدهی؟ گفتش که: «مثل پدرم، در خواب و با آرامش. نه مثل مسافرهایش، در بیداری و با اضطراب.» راننده بوده، خواب بوده. بقیه میت را تجهیزش بکنند. چون احترامش این گونه اقتضا میکند. اگر مرگش مشکوک است هنوز نمیدانی مرده یا نه، این باید تا سه روز صبر بکنیم. واجب هم هست. ولی اگر در این سه روز معلوم شد که مرده، حالا از کجا فهمیدیم که مرده؟ یا رنگش مشخص شد عوض شد. اولین کسی مرد دفنش نکنید. یک حجامتش بکنید. اگر زنده نشد، دفنش کنید. حجامت اثر. خب حالا این الان که به قول استاد میگفتش که الان زنده زنده در گور میگذارند. دیگر همین قدر که قلب کار نمیکند. چند ساعت باید تا سه روزش را صبر کنید، ببینیم که شاید طرف زنده بشود. حالش چی باشد؟ چقدر دارو از سردخانه برمیگردانند. این بخار میزند. طرف چطور زنده. سکته اصلاً فشار ممکن است که طرف دوباره برگردد.
عرض کنم که حالا ماجرای خیلی قشنگی دارد. در خاطراتش نقل کرده که یک آقایی سکته کرده بود از دنیا رفت. بعداً برای رهبری این آقا تعریف میکرد. قاری قرآن بود. ازش فیلم بسازند در صدا و سیما. این را بگویید. ازش فیلمش را بسازند. آقا سه بار از من پرسید: «دوباره بگید، یک بار دیگر خواهشاً بگید. یک بار دیگر دقیقتر بگید ماجرایی که دیدی چیا دیدی.» خیلی تعجب کردند. گفت: «آن لحظه که از بدنم جدا شدم، سکته کردم و رفتم بالا و شب شهادت امام صادق بود.» حالا مفصل است. حالا نمیخواهم وقت درس خواندن به اینجا بگذرد.
میگوید که: «یک آقایی آمدند کنار من و بردند بالا و دیدم جمعیتی و همه چشمشان به عالم بالا و حالت فقیر و مضطر. دو فرشته کنارشان بود. یک آقای خیلی زیباروی، خورده سمین، درشت بودند و من را با خودشان بردند بالا. فقر محض. واقعاً حس مرگم اگر کسی تجربه کرده باشد، میداند. یک لحظه احساس میکند که هیچ هیچ هیچ. در یک فضای خلاء محض دارد میرود به سمت جایی که نمیداند کجاست. یک حس عجیبی.» در هر صورت بعد گفت: «آنجا یک لحظه فقر و اینها بود. قاری قرآن هم بوده. میگوید آن آیه "و نزل من القرآن" را دیدم با صدای خودم دارد پخش میشود. کسی که قرائتهای خودم را میخواندم. بعد یک لحظه من را دوباره برگرداندند. میخواستند من را ببرند. بعد آن آقا فرمودند که ایشان باید برگردد. گفت تا گفتم باید برگردد که چشم باز کردم که دور و برم دارند نعره میزنند و تکبیر میگویند و خوشحال و فلان و اینها. برگشتم به جسم.»
بعد آقا فرموده بودند که ایشان یا امام صادق بودند یا امیرالمؤمنین بودند. همه چیزش با نشانهها و روایات موجود درمیآید و هم از ایشان گزارش تهیه کنید، بگویید مردم ببینند چه. خب خیلی مفصل است. حالا خیلی قشنگ با جزئیات. در صورت تا سه روز در کتاب خاطرههای آموزنده آقای ریشهری تا سه روزش احتمال هست که طرف دوباره زنده بشود.
اگر چهره کاملاً تغییر کرده باشد، دیگر مشخصات مرده. یک سری نشانهها دارد که این فهمیده میشود مرده. دو تا شقیقه فرو میرود. بینی خم میشود. پوست صورت میت کشیده میشود. کف، نه کف دست از، از جا در رفتن کف دست از مچ. شل شدن دو تا پا و بیضه. خود دو تا بیضه بالا بیاید. پوستش شل بشود. اینها همه علامت مرگ است.
این بحث احتضار ما مستحباتی دارد. احتضار ۱۰ تا مستحب دارد و دو تا مکروه دارد که این را عرض میکنیم. بحثمان در احتضار تمام.
اول این است که او را ببرند به سمت جایی که مصلای او بوده. مصلی به هر دو تا گفته میشود. یکی به اینکه محلی که درش نماز میخوانده. یکی به سجاده. همیشه آنجا طرف نماز میخوانده. خب ملائکه جان محتضر آنجا راحتتر جان بدهد. نه محتضر لحظه جان دادن میت هم حالا بله. جایی ندیدم من نه. خلاصه مصلی یا جانماز. جانمازش. طرف را میخوابانند.
مستحب دومی که شهادتین را برایش تلقین بکنند و اقرار به ائمه دوازدهگانه. این محتضر هم تکرار بکند. از دل بگذراند. اگر نمیتواند تکرار بکند از دل فقط بگذراند.
مستحب سوم این است که منتظر بهترین محتضر. اگر دیگر شما محتضر معمولاً از پا شروع میکند به سرد شدن. شما میبینی که خرخر دارد سرد میشود بدنش. لحظات آخرش انتظار نمیشود. هنوز زنده است. یک چند لحظه آخرش. اینها را همه را خودمان میبینیم یک روزی. تک تک اینها را. خدا تلقین کلمات فرج. کلمات فرج را به طرف تلقین. «لا اله الا الله الحلیم الکریم، سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین» تلقین کنند و بهترین چیز این است که آخرین کلمهای که بهش تلقین میشود «لا اله الا الله» باشد. چون کسی که آخرین کلامش «لا اله الا الله» باشد، «دخل الجنه» وارد بهشت میشود.
چهارمیش این است که پیش محتضر قرآن بخوانند. هم قبل از جان دادنش هم بعد جان دادنش. برای اینکه هم تبرک هم شیاطین دفع بشوند. این سختترین چیز همین است که مرحوم حضرت امام میفرمود. استاد ما آیت الله شاهآبادی میفرمود: «شیطان هرچی زور دارد لحظه آخر میزند.» لحظه آخر هرچی جان دارد و هرچی زور دارد میزند برای اینکه یک سر سوزن کم کند و برای اینکه نگذاری یک سر سوزن ببری موقع جان دادن. دم احتضار. هرچی از دنیا دارند بدهند. یک مو ایمان بگیرند ببرند. نمیشود.
حضرت امام برای همین لحظات آخر، روزهای آخر با اینکه در همه نوهها و بچهها اینها سید علی آقا بیشتر از همه. اولین روزهای آخر حاج احمد آقا فرمودند که: «علی را دیگر نیاورید پیش من، میخواهم بروم. من مسافرم. نبین تعلقی پیدا نکند که شیطان لحظه آخر آن یک کسی در آن رده، در آن رده حضرت امام نگران این هم. لحظه آخر. بله، شیاطین میآیند. قرآن خواندن شیاطین دفع بشوند از این محتضر. خصوصاً یاسین و صافات قبل از جان دادن شخص که این کمک میکند به اینکه راحت جان بدهد.
پنجمیش این است که اگر شب مرده این محتضر، برایش چراغ روشن کنند. شهید ثانی میفرماید که ما جایی ندیدیم که شب مرده برایش چراغ روشن کند. ولی در مورد این یک روایت ضعیفی داریم که شبی که مرده، مرده، آن شبش را برایش چراغ روشن کنند. در مورد این داریم. ولی اینکه شب مرده باشد این جوری.
ششم این است که چشمش را ببندند تا چهرهاش بد نشود.
هفتمیش این است که دهانش را ببندند و چانهاش را هم با سرب ببندند که دستمالی که این چهرهاش از هم نپاشد.
دستهایش را کنارش دراز کند. پاهایش را هم دراز کند تا غسل و کفنش راحت باشد.
نهمیش این است که با پیراهنی بپوشانندش یا در یک پارچهای بپوشانند که این عمل به سیره پیغمبر اکرم و عجیب. پیغمبر اکرم فاطمه بنت اسد را در لباس خودشان گذاشتند. سؤال شد: «یا رسول الله چرا این کار را میکنی؟» فرمودند که: «میخواهم روز قیامت عریان محشور نشود.» مادر امیرالمؤمنین، مادر ۱۲ امام. روز قیامت عریان محشور.
دهمیش این است که زود تجهیزش بکنند و کارهایش را زودتر انجام بدهند که مرده اذیت نشود و زودتر دفن کردنش برایش بهتر است.
جنب و حائض مکروه است پیش محتضر باشند. چون ملائکه اذیت میشوند. وقتی که طرف جان بدهد. وقتی جان داد دیگر بخواهند بیایند کنار جسدش بنشینند، کراهتی ندارد. و اینکه آهن یا چیز سنگین هم روی شکمش اگر بگذارند کراهت دارد. حالا به خاطر طب و مداوا و اینها، اینها را موقع احتضار ازش جدا بکنند. البته ایشان میفرماید که ما روایتی در این زمینه نداریم. چیزهای دیگر هم غیر آهن، چیزهای سنگین غیر آهن. شهید ثانی میفرماید کراهت ندارد. برخی فقها میگویند کراهت ندارد.
بحث غسل:
من یک اشارهای بهش بکنم تا یک جایش برسانیم. تا سر غسل واجبات مستحبات غسل میت برسانیم. انشاءالله اگر بشود سریع دیگر بقیهاش باشد برای جلسه بعد. میت را باید اگر مسلمان است. میت غیر مسلمان غسلش واجب نیست. یا مسلمان باشد یا در حکم مسلمان. خب وهابی را مثلاً مسلمان نمیدانیم. این را لازم نیست غسلش بدهیم. یا مسیحی را یا یهودی و زرتشتی را. اینها را. بهایی را. اینها غسلش واجب نیست. دارند واجب نیست. حالا اگر کسی پیدا کرد در خیابان و خواست غسلش بدهد، در حکم مسلمان اگر بشود واجب میشود. اگر نه که حالا شاید مستحب.
چه کسانی در حکم مسلمانند؟
چهار گروهاند که در حکم مسلمانند:
بچه یا دیوانهای که از پدر یا مادر مسلمان به دنیا آمده. مادر غیر مسلمان ممکن است. این خود غسل، کلاً احترام مسلم در نظر. تهران بهایی میآورند دفن میکنند. نمیدانم. نمیشناسم. سنی دفن میکنند، مسلمان میدانیم. احکام غسل و کفن و اینها برایشان بار میشود. ولی خب هستند بعضاً حتی از این عرض کنم که آشوریها و ارمنیها و فلان در قبرستان هنوز یادم هست شما در قبرستان بهشت زهرا اگر دیده باشی نباید دفن بشود دیگر. حالا این را باید مراعات بشود. غسل نباید داده بشوند. نباید دفن بشوند. نباید داده بشوند نه. یعنی که نباید واجب است. یعنی اینکه غسلشان واجب نیست. من که غسل ندادنشان واجب است. در قبرستان مسلمانان. ۹.
پس بچه دیوانه از پدر یا مادر مسلمان است، این غسل باید داده بشود. حکم مسلمان را داریم.
بچهای که در کشور اسلامی پیدا شده. بچه سر راهی است. این هم حکم در حکم مسلمان.
بچه که در کشور غیر اسلامی پیدا شده، ولی در آن کشور مسلمانی هست یا مسلمانانی هست که احتمال بچه مال اینهاست. این هم در حکم مسلمان است.
بچه کافری که در جنگ به دست مسلمانی اسیر شده و تابع این میشود که او را اسیر کرده. تابع همان میشود که در اسیر کرده یا نه؟ نظر شهید اول اینکه تابع همان میشود و غسل هم بر واجب میشود.
برخی فرقهها هستش که ما حکم میکنیم به اینکه ولو به ظاهر ادعای اسلام بکنند، ولی اینها کافرند. غسل.
یکی خوارج. کسانی که بر امام خروج کردهاند.
یکی دیگر ناصبی. دشمن اهل بیت. رسماً توهین میکند به اهل بیت. مثل همین وهابی شاه شاهین نجفی (لعنت الله).
یکی هم مجسم. کلاً مجسم کسی که قائل به اینکه خدا جسم دارد. برخی فرقههای اهل سنت هستند این جوری. از حکم مسلمان خارج و ندارد.
یک بحثی که داریم این است که زنازادهای که باباش مسلمان بوده. پدر مسلمانی زنا کرد و بچه زناکاری، زنازادهای به دنیا آمد. این بچه ملحق میشود، تابع به این پدر مسلمان هست یا نیست؟ یک عده گفتند نیست. یک عده گفتند چون از نطفه او مسلمان است و در لغت به کسی که از نطفه هرکی باشد میگویند که این در حکم اوست، تابع اوست. پس در اسلامش تابع آن مرد مسلمان است. ضمن اینکه اگر دختر باشد با این آقا نمیتواند ازدواج بکند. اگر پسر باشد با زنی که این آقا باهاش زنا کرد نمیتواند ازدواج بکند. خود اینها دلالت بر این است که بچه همان آقا محسوب میشود و حکمش حکم مسلمان. پس زنازاده مسلمان را هم مطابق مسلمان میدانیم و غسلش.
بچه غسل دارد یا نه؟ بچه اگر از چهار ماه رد شده باشد، غسل واجب است. چهار ماه از بعد از به دنیا آمدن. اینجا تعبیر ولی خب ما جاهای دیگر داریم که غسل ندارد. حالا بعد از جهتی هم گفتند که کمتر از چهار ماه باشد در پارچه میپیچند. ظاهراً باید چهار ماه متولد باشد نه چهار ماهه جنین. چون چهار ماه جنین که اصلاً چیزی نیست که شما بخواهی پارچه بپیچی. بچه هنوز کامل البته شکل گرفته. ولی حالا اینها باید اختلاف باید بررسی بشود که این چهار ماه جنین یا چهار ماه بعد. در صورت اگر چهار ماه یا بیشتر داشته باشد، در حکم مسلمان است و غسل بدهند. نداشته باشد، غسل ندارد. در یک پارچه میپیچند و دفن.
این هم در مورد غسل. غسل سه تاست. این بحث خیلی مهم است. این را گوش بدهید و دیگر بحثمان تمام. این همان است که ما اگر ببرندمان در قبرستان میخواستیم ناظر باشیم به غسل دادن اینها. اینها را باید دقت بکنیم.
غسل اول با سدر.
غسل دوم با کافور.
غسل سوم با آب خالص.
غسل اول آبی است که درش یک مقداری سدر داشته باشد به قدری که آب مضاف نشود. درش دیده بشود. در کافور هم همین جور. کافور درش دیده بشود، ولی مضاف نشود. و در آب خالص این است که چیزی قاطیش نداشته باشد. نه اینکه حتماً باید هیچی نداشته باشد. نه اینکه خالص بودن شرط است. یعنی چیزی خالص باشد. فرق. باریکلا.
حالا این هم مثل غسل جنابتی است. یا ترتیبی یا التماسی. یا طرف یک باره در آب میاندازیم و بیرون میآوریم. یا اینکه سر و گردنش را اول میشوییم بعد سمت راست بدنش بعد سمت چپ. سدرش چقدر باشد؟ سدر آن مقداری که کمترینش این است که بگویند در این آب سدر هست. آب را از مطلق بودن خارج نکن. مضاف نکن. کافور هم.
حالا اینی که دارد غسل میدهد باید نیت بکند. واجب است. این شخصی که دارد غسل میکند نیت بکند. از متن شهید اول این جور برداشت میشود که این طرف اگر برای هر سه تا غسل یک نیت بکند، همان برای هر غسل جدا جدا باید یک نیت. کسی که دارد غسل میدهد اگر یک نفر است خودش نیت میکند و کس دیگری هم حق ندارد نیت بکند. نیت دیگری در او کفایت نمیکند. همان که دارد نیت میکند. اگر چند نفرند چند نفر همه در ریختن آب شریکند. مثل غسلی که برای مرحوم آیت الله سید عبدالله جعفری دادند. ما آنجا بودیم. حاج آقای نجفی، حاج آقای وزیری، حاج آقای صالحان داشتند ایشان را غسل میدادند. یکی دو نفر دیگر هم بودند. گاهی همه آب میریختند. گاهی یک نفر آب میریخت بقیه دست میکشیدند که به اعضا برسد. اگر یک نفر دارد. اگر همه دارند آب میریزند این همه باید نیت کنند. اگر یک عده آب میریزند یک عده میت را برمیگردانند که آب برسد به جاهایش و اینها، آن کسی که آب میریزد فقط نیت میکند. بقیه هم مستحب است که نیت. اگر چند نفر به ترتیب در هر کدام یک تیکه میشوید. یکی یک خورده بالا را دست را دارد آب میکشد میرود بعدی. آن یکی میآید روی پهلویش را میکشد. خب موالات هم که شرط نیست درش دیگر. این هم میدانند اینجا. هر کدام باید در ابتدای غسل دادن خودش نیت بکند. روشن شد دیگر.
این بحث اولویت در غسل با وارث است. ولو دیگران از اقوام نزدیکش باشند، ولی آنی که ارث میبرد اولویت با اوست که غسل بدهد. بهتر این است که همان که ارث میبرد غسل بدهد. اگر یک نفر است همان یک نفر. اگر چند نفرند مذکرها نسبت به مؤنثها مقدم. بالغ نسبت به غیر بالغ مقدم است. یعنی در این چند نفری که ارث میبرند مذکرهاشان نسبت به مؤنثها اولویت دارند. عرض کنم که زن باشد، مذکر حالا میگوییم در مورد بالغ نسبت به غیر بالغ. پدر نسبت به پسر، نسبت به این میت. پدر ارث میبرد. پسر هم ارث. پدرش مقدم و پدر نسبت به جد مقدم.
باید جنسیت یکسان باشد. آنی که غسل میدهد و آنی که غسل میشود. اذیت رجولیت انوسیت. مردانگی و زنان. جنسیتشان یکی باشد. مست. نه این واجب است برای جنسیت یکی. میرسیم به در مورد فقط زن و شوهر جایز است. در مورد محرم بعد از اینکه جنس نبود، از همجنس او نبود، اینجا محرم از دنیا میرود. پسر اگر داشته باشد، داماد اولویت پسر است. نخیر. نه پسر. حالا میرسیم. ولی میت از لحاظ جنسیت اگر متفاوت باشد با میت، این به همجنس میت اجازه غسل دادن. ولایت سر جای خودش هست به کسی اجازه غسل میت واجب است. من غسلش دادم. آمد از میت اجازه از ولی اجازه. اجازه داد انجام میشود.
فقط یک جا استثنا دارد. مرد میتواند دختر سه ساله را غسل بدهد و کلاً هم عریان باشد آن دختر. زن میتواند پسر سه ساله را غسل بدهد و آن پسر هم عریان باشد. غسالخانه شلوغ پلوغ است. سه ساله آوردند. زنانه خلوت، مردانه شلوغ است. پسر سه ساله را میدهند زنها میشویند. اشکالی هم ندارد. کمتر هرچه. بله. همجنس هم باشد که بشود این را غسل بدهد. ولی باید انتهای حد سه سالش روز فوتش باشد. نه اینکه از وقتی که مرده چند روزی که میخواهیم غسلش بدهند سه ساله شده باشد در این چند روز. درست شد. وقتی مرده باید سه ساله باشد. فیلم عنوان رجولیت انوسیت بر اینها صدق. در فقط مساوات غاسل و میت که این همجنس باید باشند. آنی که غسل و میت.
یک مورد استثنا داریم: زن و شوهر میتوانند همدیگر را غسل بدهند. این چه در حال اضطرار چه در حال اختیار. اگر مرد زنش را غسل بدهد خودش ولایت دارد. اولویت هم دارد نسبت به احکام زن از همه اولی است که همه کارهایش را خود شوهرش انجام بدهد. اگر زن دارد مردش را غسل میدهد، اینجا آن کسی که اولویت دارد از او اجازه میگیرد. ولی میت و بر این حساب اجازه را که گرفت انجام.
یک عده گفتند آقا باید زن و شوهر همدیگر را از روی غسل بدهند. چون درست است که نگاه به بدن دیگری حرام نیست. این هم بحثی است. بعضی قبرستانها میگویند آقا من شنیدم این بعضی شهرها مثلاً خیلی بیشتر. زن طرف را در قبر گذاشتهاند. میگویند که دیگر شوهرش حق ندارد بیاید نگاهش بکند. دیگر نامحرم شدید به هم. مرده. این نیست. نامحرم نیست. حتی غسلش هم میتواند بدهد. یک نگاهی بکنم. خلاصه وسایل ماجراها. اینجا از روی لباس ولی باید غسل بدهند. از عریان نمیتوانند همدیگر را هرچند که به همدیگر محرم. این نظر مشهور است.
حالا لباس هر کدام اگر در حال غسل دادن دیگری لباسش نجس شده، چون تا غسل سوم او طرف نشود او پاک نیست دیگر. میت. آبی که روی شما میریزی. عصاره آب هم نجس است. بعد غسل. یعنی غسل سوم که تمام شد دیگر الان این پاک است. آبی به او سرایت بکند پاک است. وگرنه نجس است. تمام نشده. لابلای این شستن آب بریزد روی لباس من. پاک شدهاش نیاز به فشار ندارد. آن عصارهای که گفتیم فشاری که میخواهد. اینجا فشار لازم ندارد. آن لباسی که برای سه تا عورت میت گذاشتهاند آن هم فشار نمیخواهد. در اثر شستن در این سه بار آب بهش میرسد. خودش بعداً در حکم چیزهایی است که فشار دادنش ممکن نیست. کسی ببیند کنار میدهند آب میآید و حتماً باید آب بریزد.
گفت که یک آقایی میخواست از دنیا برود. از اولیای خدا آمد پیش آن رفیقش گفت: «فلانی من فردا دارم از دنیا میروم. فقط یک مسئلهای، من این انگشت پای کوچکم میچسبد به انگشت بغلیش. استادم مواظب باش آب بهش برسد.» احکام را مراعات میکرده. بله. متأسفانه خب الان طرف مثلاً تاتو هم کرده. خالکوبی هم دارد. مشکلات این جوری هم هست. خودش مانع برای غسل است. دیگر حالا بعضی وقتها مثل اینکه سنگ پا آن قدر میکشند تا حالا. این اگر باز دوباره پوست طرف کنده بشود پوستش دیه. بله. نه. اگر روی پوست باشد مانع غسل است. اگر زیر پوست برود که مانع.
عرض کنم که این حالا خلاصه مانع از غسل باشد. اگر روی غسل اگر زن هم فرقی نمیکند که یک مسئله خیلی مهم. زن فرقی نمیکند که آزاد باشد یا کنیز. مدخوله باشد یا غیر مدخوله. هنوز بهش دخول نکرده. طلاق رجعی اگر داده باشد، این زن در حکم همسر مرده است. با اینکه طلاق شده، عده هم تمام شده. شما میدانید طلاق میدهد در این سه تا طوری که گفتیم این هنوز فرصت مرد، فرصت برگشت است و میتواند بدون عقد برگردد. اگر عده تمام شده هنوز طلاق رجعی است. میتواند بیاید عقد بخواند. حالا اگر دوباره عقد کرد، طلاق داد تا سه طلاق. سه طلاق که صورت گرفت سه طلاقی میشود و طلاق بائن میشود. دیگر ابدی میشوند به همدیگر. محلل میخواهد. محلل میخواهد. بله. محلل که آن فیلمی که ساخته بودند شهید مطهری هم نقدش کرده. فیلم محلل. مسجد پول میگرفت حلال میکرد.
طرف عدهاش هم تمام شده. طلاق رجعی داده. زن میتواند بیاید غسلش بدهد شوهر را. تازه یک قولی هست که حتی اگر شوهر کرده هم. شوهر کرده میتواند شوهر قبلی را بیاید غسل بدهد. مال سه طلاقه اولش است. در طلاق دوم طلاق رجعی است. طلاق رجعی طلاق اول یا دوم. شوهرم دارد. زن. زن با اینکه شوهردار است میتواند بیاید این شوهر قبلی را غسل بدهد. شهید شوهرم. بله. ولی میتواند. نظر ایشان. نظر فقهای امامیه این است که میشود این کار را کرد. مولا هم میتواند کنیزش را غسل بدهد. کنیز هم میتواند مولایش را غسل بدهد. به شرط اینکه این کنیزه از مولایش بچه دار شده باشد و قبل از مرگ مولا هم با کس دیگری ازدواج نکرده باشد.
اگر ما همجنس نداشتیم در غسل دادن، نوبت به محرم میرسد. محرم کیست؟ محرم کسی است که ازدواج با او همیشه، همیشه برای شما حرام است. هرکی که همیشه ازدواجش با او بر شما حرام است میشود محرم. البته بعضیها هم هستند که همیشگی بر شما حرام نیستند. خواهر زن. خواهر زن محرم نیست. واسه همین آنی که همیشگی حرام است، محرم میشود. کی؟ خویشاوند نسبی، خویشاوند رضاعی و مصاهره. این هم بحث مهمی است. به سه طریق آدم با کسی محرم میشود. یا به وسیله نسب، نسبش به او میرسد. پدر، مادر، عمو. سبب ازدواج میکند. پدر زن، مادر زن. اینها. مادر شوهر، پدر زن که حالا محرم هست. پدر شوهر، مادر زن و مادر مادر زن. مادر پدر زن. مادر پدر پدر زن. مادر پدر مادر و برعکسش. اینها همه نسبیاند و مصاهره. خود ازدواج و این داماد و عروس اینها به همدیگر هم حلال میشوند و پدر مادرهاشان به هم حلال میشوند. حرام میشود. برعکس. یعنی محرم میشوند. حرام ابدی میشوند به همدیگر.
اگر ما در غسل دادن همجنس نداشتیم، نوبت به محرم میرسد. باید محرم. اگر بیشتر از سه سال دارد از روی لباس غسلش بدهد. اگر محرم نداشت بین پسر و داماد. اگر محرم نداشت. اگر همجنس نداشت، فرقی نمیکند. میخواهد پسر باشد داماد. اینجا پسر باز دوباره مقدم است. چون گفتیم که وارث مقدم است. داماد که ارث نمیبرد. پسر. فقه در مشت من است. آقا دیدی گفتم جوابت را دادم. میگویم که وارث مقدم است. پس پسر مقدم.
بله. حالا اگر آقا نه محرم بود نه هم. چیکار میکنیم؟ همجنسش نبود. غسل بدهد از مسلمان کافر باید غسل بدهد. بله. ما همجنس مسلمان. این آقا در کشور دنیا رفته. اصلاً مسلمان اینجا نیست. محرم هم اینجا ندارد. مأموریت فرستادیم آقا رفته در یوگوسلاوی مثلاً در روستایی. آنجا هم سکته کرده مرده. نه از فامیلهایش کسی هست نه همجنسش. فقط خانمش آنجا هست. حالا مثلاً خانمشان که میتواند غسل بدهد. دخترش فقط هست. حالا دخترش هم که محرم است باز میتواند غسل بدهد. خواهر مثلاً زن، زن داداشش باهاش است. حالا به چه نحوی بوده این زن داداش هم نه محرم است و نه اینکه همجنس است. نامحرم. همجنس است. اینجا چیکار میکنی؟ کافر. فقط کافرش را داریم. مسلمان نیست. مسلمان نیست. مسلمان نداریم. نداریم. اگر باشد که همان غسل میدهد. نداریم. اینجا این کافر تا مقداری که مرد کافر مرد مسلمان غسل. زن کافر زن مسلمان را غسل میدهد. فقط ترتیب بهش یاد میدهند. حالا نیتش را چیکار کنیم؟ نظر مشهور. بله دیگر. نیت را چیکار کنیم؟ نیت را میگویند آقا نمیخواهد کافر. نیت نمیخواهد. همین فقط صورت و هیئت غسل را انجام بدهد.
محققی زمان که نه. این غسل مسلمان اصلاً توسط کافر صورت نمیگیرد. روایاتش هم ضعیف است. چون نیت هم ندارد طرف. حکم شهید را انشاءالله جلسه بعد حکم شهید را اشاره میکنیم. دیگر بحث غسل و کفن و اینها دیگر انشاءالله.
الحمدلله رب.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه چهارم
شرح لمعه
جلسه پنجم
شرح لمعه
جلسه ششم
شرح لمعه
جلسه هفتم
شرح لمعه
جلسه هشتم
شرح لمعه
جلسه دهم
شرح لمعه
جلسه یازدهم
شرح لمعه
جلسه دوازدهم
شرح لمعه
جلسه سیزدهم
شرح لمعه
جلسه اول
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...