اثر انگشتر آهنین
پاسخ یک فرد را مده
در مذمت کهانت
مثلی ماندگار از انبیاء
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
«عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ما طهارت کفن فیها خاتم من حدید.»
پیغمبر اکرم (ص) فرمودند که دستی که انگشتری از آهن در آن باشد، پاک نمیشود. منظور اینجا چیست؟ "پاک نمیشود". بله، اینجا که پرانتز باز کردم و گفتم چون آهن زنگ میزند، انگشتر حدید این دست پاک نمیشود؛ یعنی میکروب به خودش جمع میکند. طهارت را به این معنا بگیریم.
حالا اگر معنای دیگری هم بخواهد بر آن بار شود، انگشتر حدید فی نفسه مشکلی که ندارد، بلکه استحباب هم دارد. اما اینجا منظور از اینکه این دست پاک نمیشود، شاید همین باشد که ویروس و میکروب و فلان و اینها خلاصه بر آن وارد میشود و آن جنبههای ضدعفونی و اینکه مراقبتهای ویژه آهن لازم دارد برای اینکه آلوده نشود، اینها مد نظر است. برخی سنگها خاصیتشان خاصیت ضد میکروب و ضدعفونی و اینهاست؛ یعنی اساساً این سنگ میکروب و اینها را از خودش دور میکند. ولی خوب، حدید ظاهراً پذیرش دارد نسبت به اینها. خوب، حالا معنایی بود که میشد در نظر گرفت.
حدیث بعدی از امام صادق (ع)، از آباءشان علیهم السلام، فرمودند که رسول الله (ص) فرمود: «من بدأ بالکلام قبل السلام، فلا تجیبوا». کسی که قبل از سلام شروع کرد به حرف زدن، جوابش را ندهید. در خیابان بدون اینکه سلام بدهد، میآید آدرس میپرسد. بدون سلام شروع میکنند حرف زدن. زنگ میزند، سلام نمیدهد. "الو حاج آقا خوبی؟" سلامی، علیکی، چیزی! تا سلام نداده، کلامی که سلام ندارد، جوابش را چهکار کنیم؟ بله، بله، ما معمولاً همین کار را میکنیم دیگر. وقتی میآید ما سلام... بعضی وقتها طرف آنقدر پرت است که همین سلام را باز جواب نمیدهد، شروع میکند حرف خودش را. طناب پرت دیگر، با همدیگر واقعاً...
«کلام پیغمبره! لا تُطعمَنَّ احداً حتّی یُسلّم». هیچکس را به غذایت دعوت نکن تا اینکه سلام بدهد. اینجا بحث پذیرایی و فلان و اینها، تعارفی که انسان میزند. کسی سلام نداده. وقتی انسان چیزی درآورده میخواهد بخورد، خوب دیگری آمده نشسته، نه سلامی، نه علیکی، ارتباطی برقرار نشده. اینجا لزوم ندارد آدم چیزی خاص بخورد، تعارف بکند: "آقا بفرما!" بله، وقتی که او رشته ارتباطی را قطع کرد. چون مسلمان یعنی سلام. مسلمانی که روابط مسلمانان جلویش سلام است، در سِلْم. وقتی کسی اهل سلام نیست، یعنی من را در زمره مسلمانها به حساب نمیآوری. من اهل رابطه نیستم. من نمیخواهم ارتباط برقرار کنم. قهر!
بله، لذا برخی فقها فتوا دادهاند کسی اگر برای دعوا دارد جایی میرود، این حرام است سلام بدهد. "سلام علیکم" دروغ است. دروغ! شما دارید به او پناهندگی میدهید، سِلْم میدهید، بعد دارید میزنیدش؟ پس سلام این است که شما دارید یک حصاری از سِلْم ایجاد میکنید؛ اینکه: "آقا ما با همیم و خلاصه از جانب بنده شر و آفتی به شما نمیرسد". "سلام" از "سالم". "سام" که معنای مرگ است. "سلام علیکم" عرض کنم که وقتی که کسی حصاری از سِلْم ایجاد نمیکند، یعنی "من شما را از شر خودم در امان نمیدانم."
انجام انسان غذایی که دارد میخورد، کاری که دارد میکند، خلاصه او را دخیل... بله، بیشتر جایی که نیست، در مترو، اتوبوس، هواپیما. جایی که انسان نشسته است. گاهی میبینی دو ساعت در اتوبوسی، در ماشینی اینها کنار همند. یک نفر، یک تاکسی پنج نفر. گاهی مسیر قم-تهران، یک ساعت و خردهای در ماشینند، یک کلمه کسی با کسی حرف نمیزند. کجایش آدم مسلمان نیست؟ من واقعاً... زیاده متأسفانه. به این سمت میرویم. بله، "مال کجایی؟ چند تایی؟" از تمام فضولیها و تجسس. بله، حالا آن مقداریش که در آداب ما و دستورات ما هست، اسم طرف، اصالت طرف، "مال کجا هستی؟" یک کلیت این شکلی که یک ارتباطی برقرار شود. دیالوگ، با جزئیات: "الان چهکار میکنی؟ فلان اداره هستی؟ تو کدام خیابان؟ کدام بخشش؟" انگار میخواهد بیاید خواستگاری دختر!
«عن ابی عبدالله علیه السلام قال: من تکهن او تکوهن له فقد برئ من دین محمد صلی الله علیه و آله.»
حدیث عجیب. «قلت: فالقافه؟ قال: ما احب ان تئتیهم و قل ما یقولون الا کان قریباً مما یقولون و قال: القیافه فضله من النبوه ذهبت فی الناس.»
کهانت به معنای غیبگویی؛ که کاهن ارتباط با اجنه و جنیان و اینها دارد و خلاصه از آن طریق پیامی را میآورد. میفرمایند که کسی که تکهن کند یا برایش تکهن شود، خودش ادعای کهانت کند یا برود سراغ کاهن، این از دین پیامبر اکرم (ص) بری است. کسی که به خاطر حل مشکلش رو بیاورد به کسانی که ارتباط با جن دارند، عرض کنم که فال و رمالی و اینجور مباحث، از دین پیامبر اکرم (ص) بری است.
راوی که جناب ابوبصیر است، عرض میکند که: "آقا قیافه چی؟ قیافهشناس؟" خوب، قیافهشناس هم بهش مراجعات بوده. خیلی وقتها نَسَب را اینها تشخیص میدادند. بعد طرف مثلاً شک داشته که این بچه از خودش است یا همسرش خیانت کرده یا نکرده، رفته سراغ قیافهشناس و مراجعات بعضاً زیاد بوده. برادر، کسی... بعداً خوب، دایرهها زیاد بوده. یک مردی وقتی در شهر دیگری بچهدار... طرف بعد از مرگش تعدادی از شهرهای مختلف، همه "پدر ما! بچه پدر شماییم!" به قیافهشناس که: "آقا، این تشخیص میدهد یا نمیدهد؟"
حضرت فرمودند که: "من دوست ندارم که تو بروی پیش اینها." حالا خوب، کسی هم که دارد سؤال میکند، ابوبصیر. نه اینکه کم باشد. "آن چیزی که اینها بگویند، مگر اینکه نزدیک به واقعیت." «و قل ما یقولون شیء الا کان قریباً مما یقول»، بله، کمتر چیزی میگویند که نزدیک واقعیت نباشد، یعنی حرفهایشان خیلی وقتها درست است.
بعد فرمودند که: "قیافه، یعنی قیافهشناسی، یک اضافهای از نبوت است که در اختیار مردم قرار گرفته." یعنی اصلش یک چیز باطلی نیست، مثل برخی چیزهای دیگر نیست که اصلش باطل باشد. یک ریشههای وحیانی دارد؛ "ولی من دوست ندارم تو سراغشان بروی."
حدیث آخر را هم بخوانیم. از ابوالحسن اول (ع) در روز چهارشنبه فرمودند که امام کاظم (ع): «ما بقی من أمثال الأنبیاء إلا کلمه.»
ممنون. از مثلهای انبیا غیر از یک کلمه، چیزی نمانده. یک مَثَل از انبیا که مانده و ماندگار است: «إذا لم تستحی فاصنع ما شئت.» "وقتی که حیا نداری، هر کار دلت میخواهد بکن." این از مثلهای انبیاست. دیگر حرف آخرشان این است. آدمی که حیا ندارد، نمیشود به او چیزی گفت. هر کار دلت میخواهد، از آبرویش نمیترسد. حالا عصرش از خدای متعال نمیترسد، پروا نمیکند، حیا نمیکند. از مردم حیا نمیکند، از آبرویش حیا... هیچ راهی، هیچ کمربند کنترلی برای این آدم نیست. هر کار دلت میخواهد. «أما إنها فی بنیأمیه». خیلی زیباست! خیلی عجیب است! امام کاظم (ع) دارند از انبیا نقل میکنند که این بهترین مصداقش بنیامیه است. در بنیامیه مصداق: "وقتی حیا نداری، هر کار دلت میخواهد بکن."
انشاءالله آن به آن عذاب بنیامیه را به حق این ماه محرم و این ایام حزنآلود بیشتر بکند و حیا هم به ما عنایت بفرماید. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...