شرح کتاب خصال

جلسه بیست و ششم

00:10:45
162

معرفی
یک کار و چهار فایده
بلای عظیم، جزای عظیم
کاری که موجب بیماری است
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

«عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: الکهُل یُنبتُ شَعرٌ و یُجفِفُ الدمع و یُعذِبُ الرِیق و یُجلِی البَصَر».

حدیث، رنگ و بوی بحث طبی بیشتری دارد. سرمه کشیدن باعث رویش مو می‌شود، رشد مو را زیاد می‌کند، دیگر بر کل بدن اثر دارد. اشک چشم را می‌خشکاند، خشکی چشم را کم می‌کند، آب دهان را شیرین می‌کند. حالا سرمه چه اثری روی بدن دارد؟ مثل سنگ‌ها دیگر، سنگ‌ها هم آثار عجیب و غریبی بر بدن دارند. شما یک انگشتر فیروزه مثلاً دستتان است، روی گردش خون اثر دارد، روی مو اثر دارد، روی صورت اثر دارد، روی پوست اثر دارد. چقدر آثار چهره باز می‌شود. در مورد سنگ‌ها، اگر ملاحظه بفرمایید، عجیب و غریب است؛ انگشتر طلا، رگ را می‌خورد، خون را می‌گیرد. بله، خلاصه و چشم را جلا می‌دهد. چهار تا اثر برای خصلت سرمه کشیدن؛ مو را رشد می‌دهد، اشک را خشک می‌کند، آب دهان را شیرین می‌کند، چشم را جلا می‌دهد.

حدیث بعد از امام صادق (علیه السلام) است. فرمودند که: پیغمبر اکرم فرمودند: «انّ عظیم البلاء یُکافَی عظیم الجزا» یا «یُکافا به عظیم الجزا». بلای عظیم، جزای عظیم در پی دارد، پاداشی که می‌دهد، مکافاتی که... مکافات را ما معمولاً معنای بد می‌گیریم، دیگر: "از مکافات عمل غافل نشو!" مکافات به معنای نتیجه کار را دیدن است. با عظیم الجزا مکافات عظیم بلا عظیم و «إذا احبّ الله عبداً ابتلاه بعظیم البلاء». ماجرای کربلا و ایام شهادت حضرت سیدالشهدا هم که هست، وقتی خدا کسی را دوست داشته باشد، او را مبتلا به بلای عظیم می‌کند. خدای متعال وقتی کسی را دوست دارد، بلای عظیم به او می‌دهد. «فَمَن رَضیَ فله الرضا عند الله عزّ و جلّ». اگر راضی بشود، نزد خدا رضایت دارد؛ یعنی خدا از او راضی است. «و من سخط البلاء فله السّخط» نوع مواجهه با بلا. اگر کسی از این بلایی که به او رسید، از جانب خدا راضی باشد، خدا هم از او راضی است. ناخشنود باشد، خدا هم از او ناخشنود. لذا اینی که فرمان اندر وصف حضرت اباعبدالله (علیه السلام) آمده، آیه نازل شده که «یا ایّتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربّک راضیهً مرضیه» اینی که رضایت دوطرفه هست، همین است. «راضیه» نسبت به بلایی که بر او وارد شد. «مرضیه» نسبت به این بَلاپذیری که بود، راضی بود به آن مقام رضا عندالله. این قاعده از این روایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فهمیده می‌شود که چه می‌شود که انسان به مقام «راضیه مرضیه» می‌رسد، هم راضی است، هم مرضی است. شاه‌کلیدش مبتلا شدن انسان در ابتلائات است.

اولاً که حالا ابتلائات خودش درجات دارد. عموماً برای ماها به خاطر معصیت است. ابتلائات برای اولیای خدا و اوحدی از بندگان خدا، وجهش ارتقای درجه است و محبت خداست. البته همانی هم که بابت معصیت است، آن هم محبت خداست، لطف خداست. این‌ها درجات محبت است. یک درجه برای اینکه طرف پاک بشود از گناهان، برای تخلیه. درجات دیگر برای تحلیه و تجلیه و مراحل بالاتر. خلاصه این‌ها همه‌اش اثر محبت خداست. خدا وقتی کسی را دوست دارد، او را مبتلا می‌کند، همین است. حالا مبتلا می‌کند یا برای اینکه گناهش پاک بشود یا برای اینکه ارتقای درجه پیدا بکند. در هر مقامی از بلا که انسان هست، نسبت به آن صبر داشته باشد، رضا داشته باشد. صبر هم نه، بالاتر، رضا داشته باشد. گاهی انسان خوشش نمی‌آید ولی مجبور است تحمل کند، می‌شود رضایت؛ یعنی می‌پذیرد با رغبت، با آرامش خاطر قبول دارد. می‌داند که این از جانب خداست و من شایستگی این بلا را داشتم، از هر جهت. از جهت اینکه گناهی کرده‌ام. از جهت اینکه خدا می‌خواهد بالاتر ببرم. هر چه این رضا، به هر میزانی که انسان رضایت نشان بدهد نسبت به بلا، خدا هم از او راضی است. نکته نه، نکات خیلی مهمی است. ما بس که شنیده‌ایم این حرف‌ها را، خیلی جلوی چشممان بزرگ جلوه نمی‌کند؛ ولی آن کسانی که بی‌بهره بودند از این معارف و این حقایق، در عالم الان غوغایی است. دیگر مسئله ابتلائات، چرا باید بحث‌های عظیمی ما در بحث جامعه‌شناسی داریم در مورد ابتلائات، که این جامعه‌شناسان غربی می‌خواهند یک‌جوری حلش بکنند. چرا انسان‌ها دچار یک سری ابتلائات می‌شوند؟ فلسفه‌اش چیست؟ حساب فرایند مادی و نگاه مادی هیچ توجیهی ندارد، غیر از اینکه طبیعت عادل نیست، طبیعت بی‌رحم است. این اصطلاحاتی الان زلزله پاکستان به هیچ نحوی توجیه بکنند، برای چی باید طی چهل ثانیه چند صد خانواده یتیم و بی‌خانوار خلاصه بی‌سرپناه این‌ها بشود؟ چرا؟ غیر از اینکه طبیعت یک موجود ظالم نمی‌دانم چی‌چی است. اله بله، هیچ توضیح دیگری ندارد. در حالی که با منطق دینی، با آنی که ما از اهل بیت عصمت یاد می‌گیریم، کاملاً توجیه دارد. این محبت خداست. این عظیمِ بلا، تجلی محبت خداست. محبتی که اگر هم گناه را پاک می‌کند، این هم محبت خداست. بلایی که انسان چوبی می‌خورد و گناهش پاک می‌شود، محبت خداست، لطف خداست. خدا نمی‌خواهد بار سنگینی که انسان خودش برای خودش درست کرده است، این را با خودش حمل بکند تا برزخ و قیامت. در همین دنیا می‌خواهد پاک بشود.

البته حالا یک وقتی انتقام الهی است، آن حسابش جداست. بلا به نحوی است که در مورد خیلی از قتله کربلا مبتلا به انتقام الهی شدند. پی‌سی و ورس کوریو... این را که می‌بینیم، فصل آخر کتاب «لهوف» سید بن طاووس، که عاقبت این کسانی که در کربلا مشارکت داشتند، آن کسی که شتر امام حسین (علیه السلام) را برداشت و برد و این را کشت و هر چه که این گوشت را توی آب انداختند که نه می‌پزد نه هیچ. خب، این جور ابتلائاتی، این دیگر بحث محبت خدا نیست، این انتقام خداست، این جلوه غضب است. این حسابش جداست. این‌ها هم باز نادر است. همان جوری که آن ابتلائات برای اولیای خدا که برای ارتقای درجه است، نادر است، این ابتلائات از سر انتقام الهی هم نادر است. یعنی عمده برای برگشتن است. «بازی قهم بعد الذی عملوا لعلّهم یرجعون». بعضی از کارهایی که انسان‌ها کرده‌اند، خدای متعال بهشان می‌چشاند تا اینها برگردند از مسیری که رفته‌اند. حالا یک وقت دیگر طرف برگشت‌پذیر نیست. آنجا دیگر حالا خدای متعال گاهی در همین دنیا انتقام می‌گیرد. گاهی هم نه، ولش می‌کند. یا در رجعت انتقام صورت می‌گیرد یا در قیامت انتقام صورت می‌گیرد. در هر صورت این حدیث هم خیلی حدیث خوبی بود.

و حدیث سوم را هم خیلی خلاصه عرض بکنیم، این هم جنبه طبی دارد. امیر المؤمنان (علیه السلام) فرمودند که: «طول الجلوس علی الخلاء یورث الباسور». باسور به معنای بواسیر، با «سین»، با «سیم»، باسور، بواسیری که ما می‌گوییم. طولانی نشستن در خلاء (دستشویی) این باعث بواسیر می‌شود. طبّ روز هم اثبات شده است. با این حرف‌ها را هم خدا ان‌شاءالله ما را عامل به این روایات قرار بدهد.

الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00