یک وصیت قابل توجه
اثر منفی یک صفت، اثر مثبت یک صفت
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
**عن ابی جعفر علیهالسلام قال لما حذرت علی بن الحسین علیهم السلام الوفات ومنی الی صدره قال یا بنیه اوسیک بما اوصانی بهی ابی علیهالسلام این حضرته الوفات و بما ذکر ان ابااهه اوسا اوصاحبه یا بنیه ایاک و ظلم من لا یجد عل ناصرا الا الله**
وقتی که امام باقر علیهالسلام فرمودند، زمانی که وفات به محضر امام علی بن الحسین علیهمالسلام آمد، ایشان مرا به سینه خود چسباندند و فرمودند: "پسرم! من تو را به چیزی سفارش میکنم که پدرم، امام حسین علیهالسلام، در هنگام وفات و ارتحال به من سفارش کرد. آنچه پدرم به من یادآوری فرمود که پدرش امام حسین (ع) به او سفارش کرده بود این بود: پسرم، مبادا به کسی ظلم کنی که یاوری جز خدا ندارد."
روز عاشورا، موقع وداع، بله، مبادا به کسی ظلم کنی که یاوری جز خدا ندارد. خیلی جای تأمل است. چرا در آن لحظه امام حسین علیهالسلام اینگونه فرمودند؟ چه مطلبی دارد؟ چه عمقی دارد این حرف؟ بله، بدترین حالت ظلم همین است دیگر؛ کسی که اسباب ظاهری هم چیزی برای دفاع ندارد، چیزی بهعنوان پناهگاه مادی ندارد. خب، این یا در حالت انقطاع است، در حالتی که جز به خدا هیچ وابستگی ندارد. ظلم به این، یعنی مستقیم با خدا در افتادن. ناصری غیر از خدا ندارد. بله. حالا میتواند انسان بیپناهی باشد که دلشکسته است، دسترسی به جایی ندارد، کسی را ندارد. این دیگر بدترین حالت ظلم است دیگر. به یک پیرزنی مثلاً آدم ظلم میکند که نه فرزندی برایش مانده، نه منزلی دارد، نه ثروتی دارد، نه قدرتی دارد، هیچی ندارد که بخواهد از خودش دفاع کند. رذیلانهترین، رذالتآمیزترین نوع ظلم همین است. انسان خیلی باید پست باشد. و مستقیم در افتادن با خداست دیگر. وقتی هیچ کس جز خدا ندارد، در حالتی است که از همه اسباب دل بریده و فقط به خدای متعال رو آورده، فقط از او کمک میخواهد.
خب، اینجا معمولاً زمینه برای امداد الهی کامل فراهم است. وقتی کسی دلشکسته است و از اسباب دل بریده، معمولاً اینجوری است که خدای متعال اینجا خیلی بروز و ظهور دارد و سریع خود را نشان میدهد. رمز اینکه چرا در آن لحظه امام حسین فرمودند و سفارش نهایی ایشان بوده، هنگام آخرین کلامی که به امام سجاد فرمودند، در آن موقعیت؛ بله. حالا از این باب بوده که بعد از خودشان، این خانوادهای که ماندند، احتمال این است که این خاندانی که ماندند، اینها همه همین حالت انقطاع را دارند و یاوری جز خدا ندارند. تنها مرد این کاروان و سرپرست این کاروان، امام سجاد علیهالسلام است. لذا پدرشان سفارش میکنند که مراقب باش کمترین ظلمی به اینها نشود؛ سر سوزنی.
اما اینکه بعداً امام سجاد هم به امام باقر این را سفارش بکنند در لحظه آخر و این آخرین کلامشان باشد، خب، آن هنگام جان دادن، حالتی است که انسان دیگر انقطاع کامل پیدا میکند. حالا در مورد حضرات معصوم که هست، همیشه شاید حالا باز بیشتر بشود، کامل بشود. حالا به هر نحوی بخواهیم بگوییم، دیگر آن لحظه آخر انقطاع کامل حاصل میشود از غیر خدا؛ و انسان میبیند که نسبت خودش با خدا به چه نحوی است. نصرت خدا نسبت به کسی که این حالت را دارد به چه نحوی است. میبینی که ظلم به یک همچین کسی چقدر تبعات دارد.
خب، بدترین چیز در روایات برای توشه قبر و برای قیامت نیز ظلم است. بدترین توشه است. بدترین چیزی که انسان از خودش با خودش از این دنیا میبرد، ظلم است. ظلم به همسر، ظلم به فرزند –العیاذ بالله–، ظلم به همسایه، ظلم به رفیق، شاگرد، همکار، مردم؛ هر قسمش بدترین توشه است. در این بدترین توشه، بدترین حالتش وقتی است که ظلم به کسی باشد که او غیر خدا کسی را ندارد. مظلوم کسی است که آهش میگیرد آدم را. یک جان سوزانی دارد و یک قلب منقطع از غیر خدا دارد. دیگر خدا در آن دل است، خدا نزد آن دل است. خدا منتظر آه این مظلوم است برای امدادش. اینجا ظلم دیگر دودمان آدم را بر باد میدهد.
خب، حدیث بعد را هم بخوانیم.
فرمودند حذیفة بن منصور نقل میکند: **سمعت اباعبدالله علیهالسلام یقول ان قوم من قریش قلت مداراتهم للناس فنفو من قریش و عین الله ما کان به احصابهم بعثون و ان قوم من غیرهم حسنت مداراتهم فالحقو بالبیت الرفیع ثم قال من کفه یده عن الناس فانما یکف عنهم یدا واحده و یکفون عنها عیادی کثیره**
حذیفة بن منصور میگوید که از امام صادق علیهالسلام شنیدم که فرمودند: "یک گروهی از قریش، مدارایشان با مردم کم بود. آنها از قریش رانده شدند. به خدا قسم، از نظر حسب و نسب مشکلی نداشتند؛ یعنی خیلی خانواده محترم، خانواده وزین، خانواده شناختهشده، خانواده با جایگاه خوب؛ حسب خیلی خوب. ولی مدارایشان چون کم بود، اینها را طرد کردند. و یک گروه دیگری بودند، اینها مدارایشان با مردم خوب بود. اینها تا بیت رفیع رفتند، به بیت رفیع ملحق شدند، بالاترین جایگاه بین مردم رسیدند."
سپس فرمودند: "هر کس دستش را از مردم باز بدارد و دست از مردم کوتاه کند، ظلم نکند، دستدرازی به مردم نکند، تجاوز نکند، این یک دست از مردم کوتاه میکند، ولی دستهای زیادی از او کوتاه میشود. یک نفر دستدرازی نمیکند به دیگران، ولی افراد زیادی دیگر دستدرازی به خود او نمیکنند."
بله، خیلی زیباست. انسان وقتی ظلم نکند. وقتی یک نفر ظلم میکند، از یک دست، باعث میشود که از صدها طرف ظلم ببیند. خب، ولی کسی که اهل مدارا است و اهل مراقبت است، با مردم میسازد، تا میکند، عرض کنم که کوتاه میآید، ظلم نمیکند. بله، بله، بله، درست. اگر این اهل ظلم نکردن باشد، یک دستی دارد که ظلم نمیکند، ولی چقدر انسانها از او راضیاند و چقدر دست محبت و احترام به سمت او دراز میشود.
خداوند اهل عمل به این روایات قرار بدهد.
الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...