میوه های یک درخت
هر نعمت یک سپاسگزاری
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
عن ابیعبدالله (علیه السلام) قال: «اذا اراد الله خیراً عجل عقوبته فی الدنیا.»
خدا وقتی که خیر بندهای را بخواهد، عقوبتش را در دنیا تعجیل میکند. زود پایش را میخورد، زود نتیجهاش را میبیند. خطایی بکند، زود اثرش را میبیند. زود خدای متعال عقوبتی میکند که این برگردد، توبه کند، متوجه بشود، متنبه بشود. دوستش دارد دیگر. خیرش را میخواهد.
تشخیص خوب دیگر؛ وقتی که ببینید، مثالش، مثالی که ما معمولاً میزنیم: شما الان زیر باران که میروید، عینکتان خیس میشود، پیراهنتان خیس میشود، کُتتان خیس میشود. بعد، شلوارتان مثلاً گلی میشود. منزلتان هم که وارد میشوید، آن گلی که به شلوار بوده، یک خرده به فرش هم میرسد. خب، اینجا انسان در درجات اولویتش کدامشان را زودتر از همه تمیز میکند؟ عینک را. همانجا که آمده، سریع پاک میکند. پیراهن را میگذارد تا آخر شب بیندازد توی ماشین لباسشویی. بعد، فرش را هم که میگذارد تا سر سال، انشاءالله آخر سال چوب و کلنگ میافتد به جانش که تمیزش کند. اینها درجات قُرب است دیگر، درجات حساسیت.
وقتی خدای متعال، نه اصلاً کلاً مرضیهها بر اساس دوست داشتن خداست، لطف خداست. انسان پاک میشود، برمیگردد دیگر. حالا به ندرت یک کسی باشد، چیزی باشد، مثل عبیدالله بن زیاد ملعون، مثلاً قطره خون از اباعبدالله روی پایش ریخته و ماجرا و اینها. آنها دیگر حالا استثنائات.
و وقتی که خدای متعال، «اذا اراد الله بعبدٍ سوءاً»، خدا اراده سوء بکند برای بنده، «امسک علیه ذنوبه». گناههایش را برایش نگه میدارد، «حتی یُوَفّی بها یوم القیامة.» فرش با چوب و کلنگ، خلاصه توی قیامت بیفتد به جانش. خدا همه را نگه میدارد. با چوب و بیل دسته بیل.
حدیث دوم را هم بخوانیم: «ابیعبدالله (علیه السلام) اصبر علی اعداء النعم.» تعبیر عجیبی است برای دشمنان نعمتها صبر کن. نعمتها، حسودها، دشمنان نعمت، حسودِ دشمنِ نعمت با نعمت مخالف است. درباره نعمتها دشمنی میکند. «فانک لن تکافی من عصا الله فیک، بافضل من ان تطیع الله فیه.» به به به.
بهترین روش مکافات کسی که به خاطر شما دارد معصیت خدا را میکند، این است که شما به خاطر او اطاعت خدا کنی. بهترین روش مکافات کسی که... مکافات کسی که به خاطر شما معصیت خدا میکند، این است که شما درباره او اطاعت خدا را کنید. دیگر از این بهتر مکافاتی نیست.
کسی به خاطر شما دارد به گناه میافتد، شما به خاطر او به اطاعت خدا عمل کنید. صبر، حلم ورزیدن و اینکه حالا انسان سعی کند که به نحوی برخورد نکند که او هم دامنش به معصیت آلوده بشود. ما معمولاً توی این فضاها خودمان را محق میدانیم دیگر. اگر کسی دارد گناه میکند درباره ما، دارد به معصیت میافتد، اینجا به معصیت بیفتیم. فکر میکنیم که مثلاً که «السیئةُ کالسّیئة». یعنی کسی گناه کرد تو هم گناه کن به خاطر او. تهمت زده، منم تهمت میزنم. فحش داده، منم فحش میدهم. به این معنا نیست.
حالا جزای «سیئه» که «جزا السیئة مثلها» خودش توضیح داده بشود که یعنی چه. وقتی کسی به شما بدی کرد، شما مثل همین بدی را بهش... تازه همانش هم برخیها خیلی لطیف گفتند که «مثلها جزا و سیئةٌ سیئةٌ مثلها» جواب میدهد. درست است که جوابش را دادی و اشکالی هم ندارد. ولی بالاخره آنکه اهل طاعت است، نمیگذارد به خاطر بندهای به معصیت بیفتد. به خاطر ما کسی خوردهحسابی دارد. خلاصه آلوده بشود.
بهترین نوع مکافات هم همین است که توی روایت هم دارد که بهترین حالت برای بنده این است که دشمنش معصیت خدا را کند. با سرعت دارد به سمت نابودی میرود. انسان ببیند که کسی که دشمنی با او میکند، متوسل به گناه شده. بدترین حالت وقتی که آدم احساس میکند دارد نابود میشود، این است که دشمنش مطیع خدا باشد و یک ذره دست از پا خطا نکند. اینجا آدم احساس نابودی میکند. یعنی کسی به خاطر خدا با آدم دشمن باشد، یک ذره از حریم الهی تجاوز نکند، یک ذره از حدود تقوا پایش را فراتر نگذارد. اینجا واقعاً آدم باید احساس خطر بکند. آدم! منم که دارم به سمت نابودی میروم.
ولی آن وقتی که کسی دارد با من دشمنی میکند، حسادت دارد میکند، تکبر دارد میکند، تهمت دارد میزند، معاصی خدا را انجام میدهد. این قشنگترین حالت است برای من. دشمن من کسی است که به خاطر من دارد با خدا دشمنی میکند. چی بهتر؟ دشمن من و خدا یکیاند. خدا خدا محافظت میکند و اینها سرانجامی که باید فرجام بدی که دارد، خواهد رساند. خدا انشاءالله ما را اهل عمل به این روایات قرار بدهد.
و الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...