شرح کتاب خصال

جلسه سی و یکم

00:05:08
169

معرفی
در باب تقیه
تقیه قبل و بعد از ظهور
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

«عن ابی عبدالله علیه السلام قال لی قال قال لی یا محمد کان ابی علیه السلام یقول.»

محمد بن مروان نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) به او فرمود که ای محمد پدر من این‌گونه می‌فرمود: «یا بنیه ما خلق الله شیاء اقر لعین ابیک من التقیه.»

خیلی عجیب است! «پسرم، خدای متعال چشم‌روشنی‌ای برای پدرت بهتر از تقیه قرار نداده.» هیچ‌چیزی مثل تقیه چشم پدرت را روشن نمی‌کند. «یا بنیه ما خلق الله شیا اقر لعین ابیک من التقیه.»

قدر و جایگاه تقیه، خیلی بالاست. (این) دین و آیین ماست. حالا ممکن است چهار تا انسان جاهل کودن، بعضاً مزدور، پیدا شوند و بگویند: «تقیه چیست؟» که می‌بینیم زیاد هم می‌بینیم زیر آب تقیه را می‌زنند یا یک جوری ماست‌مالی می‌کنند؛ می‌گویند تقیه را قبول داریم، شرایطش نیست و فلان و این‌ها. خیانت می‌کنند. تا خود ظهور حضرت ولی‌عصر (عجّل الله فرجه)، تقیه هست. بعد از ظهور هم تقیه هست. بله، بعد از ظهور هم تقیه هست، به نحو مطلق نیست. مرحله به مرحله یک جوری امر روشن می‌شود که دیگر نیازی به تقیه نباشد. ولی این‌طور نیست که حضرت همان لحظه‌ای که ظهور فرمودند، دیگر تقیه تمام شود.

برخی روایات قشنگ حاکی از این است و ما هم در برخی مباحث اشاره کردیم در بحث سیره‌ی چهارده امام معصومی که داشتیم، بخش نکات در مورد تقیه در دوران امام عصر (عجّل الله فرجه) اشاره کردیم.

«قال عن ابی عمر العجمی قال قال ابوعبدالله علیه السلام یا اباعمر ان تسعت اعشار دین فتقی.»

ابی عمر عجمی می‌گوید که امام صادق (علیه السلام) به من فرمودند: «ای ابا عمر نُه‌دهم دین در تقیه است. و لا دین لمن لا تقیة له.» کسی که تقیه ندارد، دین ندارد. «و تقیه فی کل شی.»

همه جا هم کاربرد دارد تقیه. «الا فیشرب النبیذ والمصح علی الخفین.» دو جا هست که دیگر نمی‌شود آنجا تقیه کرد. یکی که در شراب خوردن. طبیعتاً شراب ... حالا بحث اکراه، غیر از تقیه است. انسان حفظ جان بکند با خوردن شراب یک بحث دیگر است، ولی طبیعتاً شراب بخورد از این باب که بخواهد خودش را اهل مسلک دیگری جا بزند یا مشخص نشود که اعتقاد او چیست، اینجا تقیه نیست و در مسح بر خفّین که از اعتقادات اهل سنت است، روی کفش، مسح می‌کند؛ جوراب، کفش، چکمه. این هم اینجا، تقیه هم اینجا هم تقیه از ... فرا.

«عن ابی عبدالله جعفر بن محمد علیهم السلام قال من رضی القضا عطا علیه القضا و هو معجور و من سخط القضا عطا علیه القضا و احدب الله اجره.»

کسی اگر به قضای الهی راضی باشد، این قضا می‌گذرد. کسی اگر ناراضی باشد از این قضا، این قضا می‌گذرد. هیچی هم اجر برایش نمی‌ماند. علی ایحال این باید بگذرد. همین است. شرایط همین است. شرایط با جزع و فضا و آه و ناله‌ی ما تغییر نمی‌کند. منفعلانه برخورد نمی‌کند. منتظر ننشسته که صدای عبدش در بیاید.

آش کشک خاله‌اش. خلاصه باید طی بشود. فقط انسان اگر تحمل کرد و به پای خدا نوشته: «به خاطر خدا تحمل کرد.» سر و صدا کرد و این در و آن در زد، بردباری نکرد، این اجرش را نابود می‌کند. چیزی برایش از بین بردن اثر اجرش را اهل عمل به این روایات.

الحمدلله رب.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00