شرح کتاب خصال

جلسه سی و ششم

00:05:51
159

معرفی
خوشبخت کیست؟
مقیاس حرمت مومن
خداوند چگونه مومن را یاری می کند
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

«موسی بن بکر قال: قلت لابی الحسن موسی بن جعفر علیهما السلام: الرجل یقول لابنه او لابنته: بابی انت و امی، او بابی و امی بلالک، بعث، فقال: إن کان ابواه حیین فأرا ذالک حقوقاً و ان کانا قد ماتا فلا بعث.»

کتاب شریف خصال واقعاً روایات ناب و خیلی زیبا و کاربردی‌ای دارد. رضوان خدا بر مرحوم صدوق، بر زحماتی که کشیدند. موسی بن بکر واسطی به امام کاظم (علیه السلام) عرض می‌کند که: آقا، اگر یک مردی به پسرش یا دخترش بگوید: «پدر و مادرم به فدای تو»؛ به بچه‌اش بگوید: «پدر مادرم فدای» (یا بگوید) «به ابی، انت و امی، پدرم فدای تو، یا پدر و مادرم فدایت»، شما در این (باره چه می‌فرمایید؟). حضرت فرمودند: «اگر پدر و مادرش زنده‌اند، من این را *حَرام* می‌دانم. کسی به بچه‌اش بگوید: پدر و مادرم فدای تو، پدر و مادرش زنده‌اند. یعنی پدر و مادرِ زنده را که آدم می‌خواهد فدای بچه کند! اما اگر مردن، اشکال نداره. دیگه حالا روغن ریخته را نذر امام‌زاده می‌کند! دیگه پدر و مادر مرده را فدای بچه می‌کند. آنجا اشکال نداره.»

«قال: ثم قال: کان جعفر علیه السلام یقول: سعد امرؤ و سعید عمر لم یمت حتی یری خلفه من بعده و قد و الله ارانی الله خلفی.»

حضرت فرمودند که پدرشان امام صادق (علیه السلام) می‌فرمودند: «خوش‌بخت باشد (یا خوش‌بخت است، حالا این حالت دعایی یا حالت خبری، جفتش را می‌شود گرفت؛ *سَعدَ* هم انشایی هم خبری)؛ خوش‌بخت باشد، یا خوش‌بخت است، مردی که نمیرد تا اینکه جانشین خودش را بعد از خودش ببیند.» بعد امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «به خدا قسم، خدا جانشین بعد از من را به من نشان داد.»

حدیث بعد: «عن ابی عبدالله علیه السلام قال: المومن اعظم حرمتاً من الکعبه.»

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر است. حرمت (و) حرمت مؤمن از کعبه بالاتر است.» خب، این حدیث هم در نوع خودش خیلی عجیب است. دیگه چطور «تنجیس کعبه» حکمش اعدام است؟ کسی نجاست به کعبه برساند. کسی بخواهد با آبروی مؤمنی بازی بکند. لطمه‌ای به مؤمنی بزند. این چقدر منفور است پیش خدا! کسی به مؤمنی، به ولیّ خدایی توهین بکند، اعلان جنگ با خدا کرده. خدا را به مبارزه طلبیده. «اَهانَنی، فَقَد اَبرَزَنی بِالمُحارَبَه، یا بارَزَنی بِالمُحارَبَة.» خدا را به محاربه طلبیده.

حدیث: «عن ابی عبدالله علیه السلام قال: حسب المومن من الله نصرتاً ان یری عدوه یعمل بمعاصی الله.»

این هم خیلی حدیث زیبایی است. برای مؤمن، نصرت که بخواهد مؤمن از جانب خدا نصرتی داشته باشد، همین‌قدر بس که ببیند دشمنش مشغول به معاصی خداست. خیلی زیباست. یعنی هر وقت انسان دید کسی با او دشمنی می‌کند و دشمن او هم مشغول گناه است، بداند که این از جانب خدا دارد نصرت بهش می‌رسد. یعنی دشمن، دارد با دست خودش، خودش را نابود می‌کند.

خیلی حالا کجا آدم باید بترسد؟ وقتی که ببیند کسی با او دشمنی می‌کند که ولیّ خداست، مرز خداست، اهل تقوا، اهل زهد، دلسوز دین است. انسان ببیند یک همچین کسانی دارند باهاش دشمنی می‌کنند. همچین کسانی باهاش مخالفند. هر کسی که طرفدارش است، آدم لاابالی، بی‌دین، لا‌مذهب، آدم‌های بیخود، پست، این‌ها دنبال آدم‌اند؛ زیر علم آدم سینه می‌زنند. هر کسی که عاشق دین و قرآن و اهل‌بیت است، این با آدم مخالف است. مثلاً جلسه مذهبی که شرکت می‌کنیم، از فلان آقا دارند می‌گویند. جلسه تفسیر قرآن و هیئت و روضه. بدبختی آدم است دیگه. ذکر شرّش بین مؤمنین است. مؤمنین دور هم که می‌نشینند، شروع می‌کنند بدگویی از این‌ها.

یک وقت انسان هست کفار تا دور هم می‌نشینند، شروع می‌کنند بدگویی این‌ها. آدم‌های مست، مخمور، خلاصه اهل گناه. انسان هر وقت دید که یک همچین کسانی دارند باهاش دشمنی می‌کنند و مشغول معاصی خدا هستند، بداند که از جانب نصرت رسیده. همین برای نصرت انسان کافی است که دشمنش دارد با معصیت خدا، با دست خودش، خودش را نابود می‌کند.

ان‌شاءالله خودش ما را کمک بکند و از نصرتش بهره‌مند بفرماید. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00