عملی که مسبب آمرزش گناهان است
سرآمد گناهان
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
محمد بن ابی عمیر عن محمد بن عمران ابی علیه السلام قال: یؤتی به عبدٌ یوم القیامۀ لیس له حسنۀ. امام صادق (علیه السلام) فرمودند که روز قیامت بندهای را میآورند و حسنهای ندارد. یقال له: "اذکر او تذکر هل لک من حسنۀ؟" به او گفته میشود که یاد کن یا تذکر کن، یعنی خودت یاد کن یا به یاد بیاور، آیا حسنهای داری؟ "اذکر" یعنی همین الان تذکر، یعنی بله، جفتش فعل امر. "اذکر" یعنی بدون واسطه، سریعاً. "تذکر" یعنی که فکر کن، خوب تأمل کن.
قال: "فیتذکر فیقول: یا رب ما لی من حسنۀ الا ان فلان عبدک المومن مربّی فطلبت منه ماءً فاطَانی، فتوضأت به و صلیت لک." متذکر میشود و میگوید: خدایا من حسنهای ندارم، مگر اینکه فلان بنده مؤمن تو از کنار من گذشت. من از او آبی درخواست کردم، او به من آبی داد و من به آن وسیله وضو گرفتم و برای تو نماز خواندم.
فیقول الرب تبارک و تعالی: "قد غفرت لک ادخلوا عبدی الجنۀ." پروردگار تبارک و تعالی میفرماید: من تو را بخشیدم، بنده من را وارد بهشت کنید. البته اونی که معروفه در این بحث و درباره این روایت اینه که کسی رد شده و از انسان درخواست آب کرده. مؤمنی رد شده این جور معروفه. حالا اینجا میفهمانند که من از مؤمنی درخواست آب کردم وضو گرفتم نماز خوندم، ولی اونجا به این نحو که در بحار و جاهای دیگه است، به نحوی که مؤمنی رد شده، او درخواست آبی کرده، این شخص آبی داده که او وضو گرفته. همین واسطه، خدای متعال حساب! مؤمن بوده درخواست مؤمن بوده از این شخصی که اینکه آب داده مؤمن نبوده. حالا مؤمن نبوده یعنی اهل عملی نبود، مؤمن شاید بوده اهل عمل صالحی نبود، عملی نداشته، حسنهای نداشته. همین قدر در حد یک آب دادن برای وضوی دیگری، همین قدر انسان را وارد بهشت کند. بله دیگه، حالا اون ایمان که شرطه، وگرنه غیر مؤمن که وارد بهشت نمیشود و حرام است ورود غیر مؤمن به بهشت. این حالا شاید مؤمنی بوده که هیچ عملی نداشته، اهل عمل نبود.
حدیث بعد: عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: "حب الدنیا رأس کل خطیئه." این حدیثی که احادیث معروف است: محبت دنیا ریشه همه اشتباهات و خطیئات است. اعمّ از گناه. گناه، ما یک گناه داریم، یک خطیئه. گناه معصیت یعنی انسان نافرمانی میکند. خطیئه (یعنی نادرستی) یعنی لزوماً اینجوری نیست که انسان نافرمانی کند، کاری میکند که درست نیست. این را خیلی وقتها ماها قصدمان نافرمانی نیست. توجه به اینکه نافرمانی داریم میکنیم نداریم. چه بسا انسان قصدش هم خیره، نیتش خیره، دارد کار خیر انجام میدهد ولی اشتباه کار او اشتباه است. خوب، ریشه تمام اشتباهات اعم از گناه و غیرگناه چیست؟ دوستداشتن دنیا، محبت دنیا. هر کسی هر جایی دارد اشتباهی میکند، معصیتی میکند، رذیلهای دارد، کل اشتباهات بعد مربوط به دنیاست. بله، پیرزن حضرت عیسی (علیه السلام) دنیا را بهشکل پیرزن دیدم. طلا و جواهرات انداخته بود و... گفت: تو کی هستی؟ گفت: من دنیام. طلا جواهرات با اینها جذب میکند. گفت: حالا کسی هم به وصالت رسیده؟ ازت کام گرفته؟ گفت: نه، من باکرهام. بله، پیرزن باکره. و "میان شیفته من میشن میارمشون تا دم مرگ پرتشون میکنم تو جهنم. هیچکی تا حالا نتونست از من کام بگیره." این است که امیرالمؤمنین مردی بود که اینها را طلاق داد دیگه. «طلقتُک ثلاث». پیرزنه را خودش از بیخ طلاق سه طلاقه کرد. طلاقهای که دیگه رجعت هم نداشته، شرائط رجعی هم نباشد.
علی ای حال، محبت این دنیا انسان را به اشتباه میاندازد، انسان را دچار خطا میکند. به کسی اعتماد میکند که نباید اعتماد بکند. معصیت هم نیست خیلی وقتها. اعتماد ما به اون کسایی که صلاحیت اعتماد ندارند، معصیت نیست ولی اشتباه است. آدم میفهمد که رودست خورد. خب، چرا رودست؟ محبت دنیا شد. طمع گرفتتش. فکر میکرد که حالا به یک پولی میرسد، به یک جایگاهی میرسد، به یک موقعیتی میرسد. حب دنیا ریشه تمام اشتباهات و خطاهاست. خدایا ما را از این مفسده بزرگ نجات بده. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...