شرح کتاب خصال

جلسه شصتم

00:10:02
156

معرفی
رفاقت برادرانه بر دو گونه است
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

«عن ابی جعفر علیه السلام البر و الصدقه ینفیان الفقر». امام باقر (سلام الله علیه) فرمودند که نیکی و صدقه، فقر را از بین می‌برند. «یزیدان فی العمر و یدفعان سبعین میتهً بر». نیکی و صدقه فقر را نفی می‌کنند، عمر را زیاد می‌کنند و هفتاد نوع مرگ بد را دفع می‌کنند. (این دو چیز، یعنی نیکی و صدقه، از امام باقر علیه السلام).

حدیث بعدی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که فرمودند: «از سنت‌ها، دو نوع سنت وجود دارد: سنت فی فریضه الاخذ بها فریضه الاخذ بها، خدا و ترکها ضلاله، و سنت فی غیر غریر الاخذ بها فضیلت و ترکها غیرخطیه». یک سنت سنت در واجبات است که عمل کردن به آن هدایت است و رها کردنش گمراهی است. یک سنت هم در غیر واجبات است که انجام آن فضیلت است و ترکش گناه نیست. همان بحث واجب و سنت مستحب، مصوب گرفتن آن ثواب و فضیلت است و ترکش گناه نیست.

حدیث بعدی از امام صادق (علیه السلام) است که فرمودند: «لاتسلف الثنیه الا ذی حسب او دین». کار خوب را انسان می‌خواهد انجام دهد، این کار صلاحیت ندارد مگر اینکه برای کسی انجام دهد که یا حَسَب دارد یا دین. واقعاً کسی که صلاحیت کار آدم (آدمِ حَسَب‌دار) یعنی باشعور، باشخصیت، بافرهنگ، آدم‌های فهمیده با خانواده، آدم‌هایی که محبت دیگران را درک می‌کنند (خب، بعضی واقعاً شخصیت‌های پستی هستند). از تجربیات خود آدم (و خیلی هم می‌بیند انسان)، یعنی فقط هر کاری انسان می‌کند، فقط وظیفه است. به محض اینکه انسان به هر دلیلی نخواهد کار را ادامه دهد، متهم می‌شود. ابراهیم بهش به این کار خیر می‌شود جزئیات. دیدیم، لابد یکی دو تا هم پر شما را گرفتند. مشکلات خانوادگی دارند. در خانواده‌ی خودشان شخصیت‌های پدر و مادر هستند. شخصیت خانواده، یک خانواده بی‌فرهنگ، خانواده کم‌فهم، آدم‌های کم‌ارزش. معتادند، یکیشان دزد است. هرجور بخواهند همدیگر را صدا می‌کنند. هرجور خواب هم برخورد می‌کنند. این‌ها اینجوری‌اند. بعد هرچی از محبت آن کار خوب، هیچی؛ یعنی گربه‌صفت. خب، این صلاحیت نیست. نه اینکه انسان نباید کار بکند. خب، یک وقت تکلیف دینی است، ایجاب می‌کند انسان کاری می‌کند. ولی آن کسی که شایسته است، یعنی اولویت با اوست، او را انسان بناش بر این باشد که او را دریابد، او را کمک کند؛ آن کسی است که حسب داشته باشد. جایگاه خانوادگی و حالا حسب و نسب. می‌گویند نسب یعنی خانوادگی، حسب را یعنی شخصیت شَرَف خودش. انسان محترمی است. این خیلی مهم است. محترم بودن. از خانواده دختر بگیرید برای ازدواج که آن دختر در خانه خودش، در خانواده خودش محترم باشد. خیلی مهم است. بعضی واقعاً عادت دارند به فحش خوردن. تا فحش نخورد، آدم نمی‌شود. هرچه انسان می‌خواهد با کرامت با آن‌ها برخورد بکند، می‌بیند نه، این فقط باید فحش بخورد یا کتک بخورد. مرضش چیست؟ مازوخیسم. بله، واقعاً همین‌طور است. یعنی انقدر آزارت می‌دهد تا فحش بخوری، تا کتک بخوری. عادت کرده، از بچگی به فضای خانه این شکلی بوده؛ یا شخصیتش این شکلی بود. شخصیت بیمار. بله. آدم‌های بی‌حَسب، شخصیت حقیر. یا حَسَب داشته باشد یا دین. واقعاً گاهی انسان دین هم که نداشته باشد، خود حَسَب، خودش یک چیزی است. بعضی را انسان می‌بیند، واقعاً ما توی فضای دانشگاه، از جهت اعتقادی خیلی ضعیف بودند، ولی معلوم بود که در خانواده قرص بزرگ شده است. خانواده خوب. یعنی انسان تشخیص می‌داد که این‌ها اگر پدر و مادرشان هم بی‌حجابند، بی‌حجابانی هستند که عناد ندارند. انسان در مورد بچه، پدر باشخصیت، اگر مثلاً نماز هم نخوانَد، بر فرض، ولی کسی نیست که به مادر توهین بکند. آدم می‌بیند، قشنگ توی رفتار بچه می‌بیند. بچه‌ای که گاهی پدر و مادر مذهبی، ولی پدر و مادر هر روز دعوا دارند. این اختلال شخصیتی آدم توی بچه پدید می‌آورد. گاهی هم مادر، انسان می‌بیند که حداقل استخوان‌بندی خوب این بچه دارد. معلوم است که در خانه‌ای بوده که یک سری چیزها رعایت می‌شده، یک سری قواعد آداب مراعات می‌شده. مثال زیاد می‌شود آورد کنار چه جور شخصیت‌هایی پیدا می‌کنند بچه‌ها و خود پدر و مادر، می‌شود راحت فهمید چه روحیاتی دارند.

در هر صورت، حضرت فرمودند که خیلی حدیث، حدیث گران‌بهایی است. جای توضیح بیشتر از این هم دارد. صلاحیت کار خوب را انجام می‌دهد، اما بدون هدف نیست، صلاحیت نیست. جای دیگر در روایت داریم که از باب صلاحیت خودِ کار را انجام بده؛ یعنی خودت که اهل کار خوب هستی، اهل معروف هستی، خودت که صلاحیت داری کار خوب می‌کنی، اگر می‌خواهی ببینی که کی صلاحیت دارد که کار خوب برایش بکنی؛ کسی که می‌خواهد مورد کار خوب قرار بگیرد، آن کسی که صلاحیت دارد، فقط دو نفرند: یا حَسَب داشته باشد یا دین. حالا عموماً که این جوری نیستند، نه حَسَب دارند نه دین. اینجا باید چه کرد؟ اینجا فرمودند که حالا ما می‌خواهیم یک صدقه‌ای بدهیم، یک قربانی انسان بکند. حالا برویم بگردیم ذی‌حَسَب، ذی‌دین پیدا کنیم؟ انسان باید به اهلیت خودش نگاه کند. در روایت دارد، در نهج‌البلاغه و جاهای دیگر هم هست که خودت که اهل کار خوب هستی، دیگر نگاه نکن که طرف (اونی که دارد مورد کار خوب قرار می‌گیرد) صلاحیت دارد یا ندارد. آنجا دیگر خودت سعی کن که از اهل معروف بودن، از اهل خیر بودن خارج نشوی. از باب صلاحیت خودت کار انجام ده.

ان‌شاءالله توفیق عنایت.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00