دو چیز دعوت حضرت نوح ع را نپذیرفتند
اثبات شعور هستی
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
ابی عبدالله علیه السلام فرمودند: «إن نوحاً لما كان أيام الطوفان دعا مياه الأرضَ فجابت إلا الماء ماءَ الملح و ماءَ الکبریت». امام صادق علیه السلام فرمودند که حضرت نوح -النَبینا و آله و علیه السلام- وقتی در ایام طوفان آبهای زمین را خواند، این آبها او را اجابت کردند؛ مگر آب تلخ و آب گوگرد (کبریت). این دو آب حضرت نوح را اجابت نکردند.
این از بحثهای سنگین روایات ماست و در فلسفه، محل بحثهای زیادی در مورد شعور موجودات و اینکه به چه نحوی موجودات اختیار دارند یا ندارند، وجود دارد که بحثی بسیار دامنهدار است. الا ایحال، ولایت الهی بر تمام اشیاء عالم عرضه شده و همه اشیاء مأمورند به انقیاد در برابر این اولیا. اما در عین حال، عدهای اجابت نکرده و نپذیرفتند (اجابت نکردند، نپذیرفتند). چرا در روایات ما تقسیمبندی هم شده است که مثلاً از بین گیاهان کدامها پذیرفتهاند، از بین حیوانات کدامها پذیرفتهاند و در بین نباتات و جمادات تقسیمبندی شده با ویژگیهای پذیرفتن یا نپذیرفتن. بعد، یک سری شاخصها را گفتهاند که اگر پذیرفتند اینجور شدند و اگر نپذیرفتند آنجور شدند. مثلاً از بین سنگها، سنگ عقیق زودتر از همه پذیرفت، سنگ فیروزه مثلاً ولایت ما را پذیرفته است.
حالا اینکه «ولایت ما را پذیرفته» به چه معناست، بحثهای بسیار سنگینی است. یادم هست خیلی سال پیش، شاید ده سال پیش، روایت جلساتی بود که میخواندیم؛ جلد ۲۷ بحار اگر اشتباه نکنم. مفصل باببندی شده و روی اینها همه کار شده است و آنجا توضیحاتی در مورد اینکه ایمان اینها و ولایت اینها به چه معناست، میفرمایند. اشیاء مؤمن و کافر دارند. بله، اختیار تکوین معنا ندارد، ولی اینها قشنگ، ظاهرش متشابهات در روایات، ظاهرش کاملاً بین اجابت است. «الا» به معنای همه اجابت کرد. همه آبها اجابت کردند.
ایشان خوب، حدیث نهم ماجراشان ماجرای ویژهای بود دیگر. هم آبهای آسمانی، هر آنچه که بود، نازل شد؛ یعنی ابرها همه تخلیه شدند. هم آبهای زیرزمینی، هرچه که بود، از سفرههای زیرزمینی بیرون آمد. هیچ آبی نماند مگر اینکه جریان پیدا کرد در این سیل و طوفان. همه اجابت کردند او را. همه کره زمین را هم آب گرفت، غیر از دور کعبه، که اینجاست. ولی همه آن ارتفاعات و اینها را سیل برد. کل عالم را طوفان گرفت. از این طرف بیتالعتیق. «عتیق» یکی از معانی بیتالعتیق هم همین است که در ماجرای حضرت نوح علیه السلام نجات داشت.
خب، اینجا تعبیر به اجابت شده است؛ این آبها اجابت کردند حضرت نوح را. ظاهرش این است که خب، ایشان نفرین کرد، خدای متعال باران فرستاد و آبهای زمینی و دریاها را رها کرد. اینها همه جاری شد. یک چیز مخوفی است دیگر. شما تصور کنید دریاها رها بشوند و کره زمین را آب بردارد و شما با یک کشتی که از قبل ساختی، بعد «بسم الله مجراها و مُرساها»، این «بسم الله» میگوید حرکت میکند، «بسم الله» میگوید میایستد، تو آن فضای دهشتناک. خلاصه، آنکه به داد ایشان میرسد، همین اسباب و صفات الهی و آن حالت انقیاد و توکل اینهاست و آبها هم تسلیم نورند. خب، این به یک معنا همین است. ولی خدا او تسلیم محض خدای متعال است و اشیاء هم تسلیم محض او باشند.
در روایت هم داریم: کسی بندگی خدا را بکند، «فالله لشیءٍ تابش غریبه» یعنی خدا همه چیز را در اختیار او قرار میدهد. همه چیز را به بندگی او، به تسلیم در برابر او و اطاعت او وادار میکند. خب، یک معنایش این است: خدا دارد در واقع این قدرت را جاری میکند در ازای عبودیتی که شخص دارد. ولی اینجا باز روایت بیش از اینهاست. نمیفرماید خدا آبها را جاری کرد برای او. خدا آبها را تسلیم کرد که اجابت کردند، جواب دادند. آیات قرآن هم چندین آیه مذموم داریم، «قالتا آتینا طائعین» که خدای متعال ایمان و اسلام را در موجودات عالم عرضه کرد. اینها با اختیار پذیرفتند، همه موجودات عالم. خب، اینها مطالب عمیقی است. باید روی آن کار کرد و جای تحقیق مفصل دارد.
«وَ قِیلَ: یَا اَرْضُ ابلعین مَاءک و یَا سَمَاءُ اَقلِعی». اینجا مجهول آورده شده. فاعل واقعیش معلوم نیست که "حضرت نوح میگوید" یا "ای زمین" یا خود خدا. این جا هم هیچ دالی نیست که مستقیماً به خدا اشاره کند. حالا باز از این آیه شفافتر هم داریم تو قرآن. شعر منظور این باشد که ولیّ خدا -خلاصه- او دارد دخل و تصرف میکند در اشیاء و آیاتش و تحمّل ولی هست. بود که حالا این در مورد حضرت سلیمان. بعضی آیات خلاصه خیلی بروز خیلی خوبی دارد برای مثال. در هر صورت، این اجابت، اجابتی است که حکایت از شعور موجودات عالم دارد. عالم، عالم زندهای است. لذا برخی روایات که میفرماید که زمین مثلاً وقتی که میت را در فشار قبر و اینها... خب، فشار قبر به یک اعتبار به جسد اصلاً کاری ندارد؛ چون ممکن است کسی اصلاً تا هزار سال هم تو قبر نگذاردش. خب، این حتماً باید تو زمین دفن بشود تا فشاری بیاید یا کسی یک جایی کشته شده، تو آب بوده، فرعون تو آب بود. یعنی فشار قبر دیگر نیست. تو زمین نه. فشار قبر هست، آنجا هم هست. به تو آسمان هم اگر بشود، فشار قبرت تو زمین فرق نمیکند. مسئلهای که هست این است که خود زمین به ماهیت ارض، این واکنشی دارد نسبت به این جسد، نسبت به این بدن، پنهان سایر افراد. او شعور دارد، میفهمد. بنده خوب خدا را میفهمد، خدا را واکنشی نشان میدهد. موجودات شعور دارند، واکنش دارند نسبت به این مسائل.
حالا حیوانات که خب خیلی دیگر مسئله بارزتر است و روشن است برای ما. در مورد حیوانات خیلی بیشتر است. آیات قرآن هم خیلی ظهور و شفافیتش بیشتر است. موجودی مثل هدهد یک همچین درکی دارد، یک همچین شعوری دارد. یک موجودی مثل مورچه، قرآن میفرماید که شعوری دارد، بلکه تازه میگوید: «سپاه سلیمان شعور ندارد». فهم. حضرت امام (رضوان الله علیه) توی نامهشان به حاج احمد آقا به این آیه اشاره میکند که از حقارت انسان همینقدر بس که موجود پستی -به ظاهر پستی- مثل مورچه برگردد بگوید این شعور ندارد.
بعد، خلاصه، همه موجودات عالم، به خصوص حیوانات، شعور دارند و در حد این شعور هم مکلفند، تکلیف دارند و حقایق را هم -خلاصه- تا حد زیادی میفهمند؛ مخصوصاً نسبت به خدای متعال؛ چون اهل تسبیحند و اینها. انسانهایی که با این حقیقتِ چی؟ ارتباطی دارند، موجودات عالم واکنش نسبت به اینها دارند. واکنش با اختیار هم نیست چه بسا، ولی بالاخره فهمی نسبت به این دارند در حد خودشان. بگذار اینجا که حالا روایت بحث اجابت و اینها شده است، این با همان مبانی قرآنی باید مطلب فهمیده بشود و اینی که میفهمند که همه اجابت کردند غیر از اینها، این یک جور سرزنش برای اینهاست؛ یعنی آب گوگرد و آب تلخ، کانّهُ یک سرزنش شدند و دایره ولایت به یک معنا خارجند. تو جهنم بله، وسیله عذاب سطح بالایی اینها بله، سطح بالایی خوبان. تو به... یعنی توی چشمههایی که مثلاً برای بهشت گفته میشود، آبهایی که مظهر ولایتند؛ آب فرات مثلاً هر روز جامی از بهشت ملائکه در این آب میریزند. خب، آب فرات آب بهشتی است، خوردن شفاست، غسل درش باعث میشود که گناهان پاک بشود. از آن ور آب نیل که درش فرعون غرق شده است، گفتند که این اگر کسی بخورد ازش فلان میشود، به سرش بزند چه میدانم بیغیرت میشود. در این زمینه زیاد در مورد اشیاء روایات خیلی. خلاصه، اینها نشان میدهد که تو ولایت اولیای الهی و ولایت طاغوت، دامنه تا اینجاها پیش میرود و تو بهشت و جهنم خلاصه نشان میدهد. حالا این بحثی است که جا دارد روی آن پایاننامهها نوشته بشود، کارهای مفصلی بشود. بحث غریبی هم هست. خدا انشاءالله ما را اهل...
در حال بارگذاری نظرات...