در باب دو سوداگر
خیر در دو کار است
دو معامله ناپسند
دو دعای مختص صاحبان کسب
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
قال رسولالله صلیالله علیه و آله و سلم: «التَّاجِرَانِ بَوْرِکَ لَهُمَا وَ إِذَا کَذَبَا وَ خَانَا لَمْ یُبَارَکْ لَهُمَا رَحْمًا بِالْخِیَارِ مَا لَمْ یَفْتَرِقَا فَنَخْتَلِفَا فِی الْقَوْلِ قَوْلُ رَبِّ السِّلْعَةِ أَوْ یَتَارَکَا.»
پیغمبر اکرم فرمودند: وقتی دو تا تاجر راست بگویند و برداشته باشند، دو طرف تجارت، دو طرف معامله اگر با همدیگر با صداقت و درستی و اینها پیش بروند، برکت بهشان داده میشود. وقتی هم که دروغ بگویند و خیانت بکنند، خدا برکتی برایشان قرار نمیدهد. تا وقتی هم که از هم جدا نشدند، خیار دارد.
چرا خیار همان اختیار فسخ است؟ یعنی میتوانند معاملات را فسخ کنند. یعنی ولو چند ساعت گذشته، هنوز در همان مجلس حاضرند. این خیار مجلس است. در همان مجلس حاضرند، هنوز از هم جدا نشدند و معامله آنجا صورت گرفته و بعد چند ساعت طرف پشیمان میشود؛ خیار دارد. و خوب هم پیش است. اگر اختلاف پیدا کردند، حرف کسی که صاحب کالاست، آن را باید کلاً صاحب کالا حجت باشد که اگر گفتند که آقا فروخته شده، خریده شده، حرف صاحب کالا است یا اینکه متارکه کنند از هم. مفهوم حدیث مشخص شد، معنا مشخص بود.
حدیث بعدی امیرالمومنین علیه السلام از پیامبر اکرم نقل کردند. فال امیرالمومنین علیه السلام قال رسولالله صلیالله و علیه و آله و سلم: «عَلَیْکُمْ بِالْغَنَمِ وَ الْحَرْفِ مَا یَرُوحَانِ بِخَیْرٍ وَ یَغدُوانِ بِخَیْرٍ.»
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند که: پیغمبر اکرم فرمودند: بر شما باد گوسفند و زراعت، چون اینها با خیر صبح میکنند، با خیر هم شب میکنند، صبح و شبشان خیر است. قال: «فقیل یا رسولالله فاین الابل؟» گفته شد که: یا رسولالله، شتر چی؟ پس چون فقط گوسفند زراعت فرمودید، شتر چی میشود؟ قال: «تِلْکَ أَعْنَاقُ شَیَاطِینَ وَ یَأْتِیهَا خَیْرُهَا مِنْ الْجَانِبِ الأشأم.» عنان شیاطین، الان منو روشن نیست. بهار به خیرش از جانب اشأم. ایله: «یا رسولالله ان سمع الناس بذالک ترکوها.» حرف شما را اگر مردم بشنوند که دیگر شتران را ول میکنند. «یُعَدَّمَ الأشقیاء الحَضرة.» اگر اینجوری بشود دیگر، اگر ول کنند، دیگر باعث میشود که بداشام هم نیایند. شترها را از بین ببرند.
گفتند غرض این است: «سود لایأتیها خیرها من الجانب الاشأم.» از جانب شومترش خیرش میرسد. گفتند که یعنی سود شتر از طرف چپش است. شتر از طرف چپ میچوش است. از طرف چپ هم سوار میشود. حالا ظاهراً همین رو نقطهای مثلاً دانستم که خلاف خیر و برکت است. توضیح اعنان شیاطین است، یعنی شیاطین از این بهرهمند میشوند. حالا از خود شتر که بد نگفتند، چون خود قرآن است. شتر را تعریف کردند. درباره خیر و برکتش گفته شده. درباره گوسفند و زراعت، صبح و شامشان خیر است ولی در مورد شتر خیرش از سمت چپش میرسد، از سمت شومترش میرسد. سمت چپ شتر حال سمت چپ را شوم گرفتن و خیرش هم گفتند که هم شیرش از سمت چپ دوشیده میشود، عرض کنم که سوار شدنش از سمت چپ، سمت چپ سوار او میشوند، از آن خیر میبرند. خود این سمت چپ یک کنایه است از اینکه چپ و راستی که قرآن اصحاب یمین و اصحاب شمال حساب میشمرد. بانک ملت جانب الاشأم مشأم شور تو که از سمت شومش خیرش میرسد و حالا چه بسا غرض کنایهای باشد به شتر حضرت صالح و آمدم سر بریدن. بعد ماجرا و عذاب بابت هیچ حیوان دیگری ظاهراً قدری که اطلاع هست، عذاب الهی، عذاب استیصال اصطلاحاً عذاب استیصال نازل نشده. برای شتر بوده فقط. حالا از موارد دیگر که معجزه یک پیغمبری حیوانی بوده، آن هم شتر بود. چه بسا اینجا منظور همان است که شیاطین میآیند و خلاصه در قبضه قدرت میگیرند یا هدر میدهند، میکشند. لذا مایه شیاطین، خلاصه میخواهم بدوشم این ابل را، مایه عذاب میشوند برای یک مملکت، برای یک امت. چه بسا در عین حال، حالا عبارت خیلی روشن نیست. روشن نیست که منظور حضرت چی بوده. خوب، حدیث آخر بغل چیزی نیست. حالا جاهای دیگر گاوداری که اکرم البقر، گاو را اکرام کنید. گاو در روایت دارد که فرمودند از وقتی که خوب بنی اسرائیل گاوپرستیدند، هیچ گاوی به آسمان نگاه نکرده است. استحیا من الله، بهخاطر حیا از خدا. اینها دیگر گاوها سر بلند نکرده اند. گاو پرستیدند در آستان الهی، اینقدر حیا دارد دیگر. حالا هرچه هست، کنار احترام بگذارید کنار، بالاخره یک چیزی هست دیگر.
وقتی هدهد حرف میزند، استدلال پیغمبر خدا امام باقر علیه السلام، حضرت دو تا بود که راحت و خوب بنداز و بگیر. اِترو و بنداز، اِترو و خود من غیر تقلید بشری با لِمتره اصطلاح بوده دیگر. بساز بفروش، مثلاً صداش برای سنگاندازنه. قدیم در ایران هم بود. کجا رفت مثلاً ۲۰۰ هزار تومان زمین؟ ملاک هرکجا رفت این زمین اینجا، در پرانتز، گفته که این بنداز و بگیر این است که پول را بگذاری جنس را برداری. این خیلی او. خوب خود همین هم معامله نیست دیگر. بیع نیست. معت صیغه داشته باشد. کل زندگی بفروش. اصطلاح شهری، مالمتره، چه زود بخر که ندیدی. انبوه سازی تعبیر چیز دارد دیگر. آن درست است. آن عصر تجاری درست است. پیش فروش. اصلاً شما فردا هیچ نوع شکایتی نمیکنید. حالا آن بحث من غیر تقلیب حضرت توضیح دادند، بدون بگیر و بنداز و بگیر، بدون تقلیب، بدون جابجایی. حالا تقلیب اینجا باز به چه معناست؟ جا و دگرگونی. شاید غرض هم باشد. هیچ چیزی چه حرفی سخنی صیغهای بهش نمیخورد. نه، خوب است. سنگاندازی نوک اصطلاح قرآنش هم انساء و اِضلاله. انس از کجا؟ همان میزان حساب. این دو تا را حضرت کراهت داشتند. کراهت داشتند. حالا کراهت حضرت خیلی وقتها در روایت کراهت به معنای حرمت است. مشکلدار چیزی که انسان ندیده بخواهد بخرد که البته گفتم من که توصیفش را شنیده باشد به نحوی که جهل برایش مرتفع هم شده باشد. حالا در مکاسب بحثش مفصل آمده. مهم مکاسب اگر معتاد چند تا بهش برسیم. بحث امام باقر علیه السلام از اینها کراهت داشتند، چرا که امروز خیلی جنبه عملی نداشت. حالا مقداری که اصلا هیچی. سلام، روحیه تعبد دین که هست انشالله بیشتر از
در حال بارگذاری نظرات...