جلب روزی با دو چیز
رعایت حد متوسط دو مکروه
دو رفتار به عوض دو رفتار
حیا بر دو قسم است
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
روایت از امام صادق (علیه السلام):
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: «اصل العناء و کسح الفناء مجلبت للرزق».
اصل العناء، شستن ظرف و کسح الفناء، جارو کردن جلوی خانه؛ اینها مایه جلب رزق و جلبکننده است. آیا محل جلب رزق؟ «مَجْلَبَه» را میدانیم یا اسم مکان است؟ اول صبح میگفتند حضرت خضر یه همچین چیزی... چه روزی چیز میکردم... بین یزدیها بیشتر بوده. یکجوری بالاخره انس با همین دستورات بوده دیگر. سابقهی این «مَجْلَبَه» یا بله، آن موقع شهرداری نبوده. حالا شهرداری دارد جارو میکند. ولی خب این این را میرساند که چقدر انسان باید مقید باشد بین آداب و حتی به فکر بیرون از منزلش هم باشد. جلوی در خانه، خانهای که تو کوچه است، خلاصه آن را هم مقید باشد، موظف باشد تمیز بکند. ولی خب آثار ماوراییاش که ما نسبتها را نمیفهمیم، نسبت جارو کردن جلوی در این خانه با جلب رزق چیست؟ به چه نحوی است که شما وقتی جارو میکنی رزق را جلب میکنی، رزق میآید؟
علی ایحال این کار مایه جلب رزق است.
حدیث بعد از عیاشی، صاحب تفسیر معروف، و هو یقول: استأذنت الرضا (علیه السلام)، میگوید: «من از امام رضا (علیه السلام) اجازه گرفتم در اینکه من راجع به خرجی دادن به خانواده اجازه گرفتم از حضرت.»
روحین و واجبی است نفقه دادن به خانواده، و «عی» که بین دو تا مکروه است. این دو تا مکروه چیست؟
قال: «فقلت: جعلت فداک لا والله ما اعرف المکروحین.» گفتم: «آقا جان، به خدا قسم، نه به خدا من نمیشناسم دو تا مکروه چیست؟»
قال: «فقال: بلا یرحمک الله.» حضرت فرمودند: «چرا خدا رحمت کند؟ خدا رحمتت کند! اما تعرف ان الله عزوجل کره الاصراف و کره الاقطار؟» آیا نمیشناسی که خدای متعال اسراف و "اقطار" (بخل) را کراهت دارد؟ خدا از این دو تا بدش میآید.
فقال: «والذین اذا انفقو لم یصرفو ولم یقترو کان بین ذالک قواما.» حضرت آیه ۶۷ سوره فرقان را خواندند که کسانی که انفاق میکنند، اسراف و "اقطار" نمیکنند، مابین این دو تا کار را انجام میدهند. خب انفاق به نفقه ربط دارد دیگر. انفاق و نفقه یکی است. نفقه یک شعبهای از انفاق است. اتفاق واجب و محدودش هم مشخص است.
بعد نه اسراف بشود، نه "اقطار" بشود. یک خورده از حد بزند بیرون میشود اسراف، ولخرجی کردن اضافی. یک خورده اینور باشد میشود بخل، سفت بودن، سفت دست بودن که انسان آب از دستش نچکد که خلاصه به زور بخواهد یک پولی بدهد به زن و بچه.
اسراف فرض کنید که مثلاً خراب میشود. انسان میداند که اگر بخرد خورده نمیشود و خراب میشود و اینها، نمیخرد دیگر. میشود اسراف. حالا از دست در میرود، میماند و خراب میشود، آن بحثش جداست. ولی یک وقت میداند که انسان اگر بخرد اضافی است، کسی نمیخورد تو این خانه، میشود اسراف.
و روایت از امام صادق (علیه السلام) قال: «بروا آباکم یبرّکم ابناکُم.» تازه فهمیدند که به پدرانتان بر داشته باشید، خوبی کنید، بچههایتان به شما خوبی میکنند. «و عفوا نساء الناس تعف نساؤکم.» نسبت به زنان مردم عفت داشته باشیم، نسبت به زنان شما عفت ورزیده میشود. عالم عالم روابط.
و روایت آخر، قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): «الحیاء علی وجهین.» پیامبر اکرم فرمودند که حیا بر دو وجه است. «فمن هو ضعف و منه قوه.» حیا، یا حیات، حیا و اسلام و ایمان، حیا بر دو وجه است. یک وجه ضعف، یک وجه قوتش که آن بخش قوتش اسلام و ایمان است. یعنی حیای از سر ضعف، خجالتی بودن ضعیفانه، این ربطی به اسلام و ایمان ندارد. این از ایمان نشئت نگرفته. خجالت میکشد حرف بزند، خجالت میکشد...، خجالت میکشد دستش را از تو جیبش دربیاورد، خجالت میکشد سوال بپرسد. اینها حیای از ایمان و اسلام و ایمان نیست. حیا از اسلام و ایمان وقتی است که مرزها را، مرزهای دینی را... حالا سوال نپرسیدن مگر حریم دینی است که طرف بخواهد رعایت بکند؟ اصل سوال مورد تشویق دین است. آنی که حریم دینه را مراعات میشناسد میشود حیا. این میشود اسلام، این میشود ایمان.
انشاءالله به من حقیر این حیا را عنایت کن و در ما تقویتش بکند.
در حال بارگذاری نظرات...