شرح کتاب خصال

جلسه هفتاد و دوم

00:13:14
156

معرفی
دو قائم، دو رونده، دو مخالف، دو دشمن
پاداش آنکه دو بار حج رود
حق گویی در دو حال
کشته شدن و جنگیدن بر دو قسم است
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم

«عن عبدالله بن سلیمان و کان قارها للکتب». عبدالله بن سلیمان که کتاب‌ها را می‌خوانده است، ایشان نقل می‌کند: «قرأت فی بعض کتب الله عزوجل»، می‌گوید: «من در بعضی از کتب خدای عزوجل خواندم، أن‌القرنین لما فرغ من عمل أن طلق علی وجهه». جناب ذوالقرنین وقتی‌که از عمل سد فارغ شد - بین یأجوج و مأجوج، بین طایفه‌ای از مردم با یأجوج و مأجوج سدی ایجاد کرد - وقتی‌که از عملیات ایجاد سد فارغ شد، «انتلق علی وجهه»، رها شد و برگشت.

«فبینما و یصیر و جنوده إزمرة به رجلن عالم». همراه او برگشت؛ همان‌طور که همراه سپاهش می‌آمد، به یک مرد عالم رسید. «أطلاقا» به معنای رهایی، باز شدن، آزاد شدن. الا وجه کار خودش. تا حالا درگیر برگشت مسیر خودش بود، با آن سپاهی که خلاصه داشتند می‌ساختند، با قرارگاه خاتم. (برگشتن نبود که «اینها نبودن که مملکت خوب».)

«ازمرة به رجلن عالم» از کنار مرد عالمی عبور کردند. «القرنین» (ذوالقرنین. حالا در مورد ذوالقرنین احتمالاتی داده شده است؛ از اسکندر مقدونی تا کوروش. احتمالات هست که کی بوده.) البته اصل ذوالقرنین، امیرالمؤمنین است. لقب ذوالقرنین اصلاً مال حضرت امیر است؛ چون ایشان ذوالقرنین (دو تا قرن، دو تا شکاف) در سر داشتند. یکی از جنگ خندق... (پیکم در ماجرای شهادت.) رمز القرنین هم به خاطر این است که دو تا شکاف، دو تا شیار توی کلاهش بود؛ دو تا شکاف در کلاه خود خودش داشت جناب ذوالقرنین. برای همین ذوالقرنین گفته شد.

آن عالم به ذوالقرنین گفت: «أخبرنی عن شیئین». به من خبر بده از دو چیز. «منذ خلقهم الله عزوجل قائمین»، که از وقتی‌ خدا این‌ها را آفریده، پابرجا و قائم‌اند. «و ان شیئین جاریین»، از دو تا چیزی که از وقتی خدا آفریده‌شان، در حرکت‌اند. «من شیئین مختلفین»، از دو تا چیزی که از وقتی خدا آفریده‌شان، مختلف‌اند. «و ان شیئین متباغضین»، از دو تا چیزی که با همدیگر بغض دارند از وقتی خدا آفریده است.

«فقال له ذوالقرنین: أما عینا القائمان» (اما شیئان القائمان)، «فالسماوات والأرض». آن دو تا چیزی که قائم‌اند از وقتی خدا آفریده، سماوات و ارض‌اند. «ارضاً قائم» و «أما شیئان الجاریان»، آن دو تا چیزی که در حرکت‌اند از وقتی خدا آفریده، «الشمس والقمر»؛ خورشید و ماه. «وأما شیئان المختلفان»، چیزی که مختلف‌اند از وقتی خدا آفریده، «فاللیل والنهار»؛ شب و روز. «وأما شیئان المتباغضان»، آن دو تا چیزی که با همدیگر بغض دارند، «فالموت والحیات»؛ مرگ و زندگی است.

«قال فنتلقف انک عالم». آن عالم به جناب ذوالقرنین گفت که: «نه، برو. شما عالمی!» حدیث طولانی بود. بخشش را گرفتیم. آن را به صورت تمام و کامل در کتاب نبوت آورده‌ایم.
حدیث بعد از صفوان بن مهران الجمال. صفوان جمال، شتربانی بود از اصحاب نزدیک حضرت صادق علیه السلام بود. «عن ابی عبدالله علیه السلام»، از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند: «قال من حج حجتین لم یزل فی خیر حتی یموت». امام صادق فرمودند که هر کسی دو تا حج به جا بیاورد، این دائماً در خیر است تا اینکه از دنیا برود. دو تا حج.

مرحوم آیت‌الله مویدی قمی که در فاجعه منا ایشان شهادت رسیدند، حج چهلم؛ و گفته بودند که این سر حج چهلم... دو تا حج به جا بیاورد، دائماً... تا در خیلی تا دنیا... چهل تا حج در روایاتم هست. بیست تا و سی تا و چهل تا چه خاصیت‌هایی دارد تا پنجاه تا گفتن.

خب، حدیث بعد از مسعدة بن صدقه من جعفر بن محمد علیهم السلام، از امام صادق: «قال قال ابی علیه السلام قال رسول الله صلی الله علیه و آله ما انفق مؤمن من نفقة» (هیچ مؤمنی انفاق نکرد نفقه‌ای را) «یا احب الی الله عزوجل من قول الحق رضا والغض». (که او محبوب‌تر باشد برای خدا از قول حق در رضا و غضب.) یعنی انسان وقتی که راضی است، یک وقتی که عصبانی است، در هر دو حالت حرف حق بزند. این بهترین انفاقی است که می‌تواند داشته باشد. هیچ انفاقی بهتر از این نیست. کسی چیزی بهتر از این انفاق نکرد.

به حدیث آخر. جعفر بن محمد عن أَبِی علیهم السلام: «انه قال القتل قتلان». امام باقر علیه السلام فرمودند: «قتل دو نوع است: قتل کفاره و قتل درجه».

یکی قتل کفاره است که کسی را بابت گناهی که کرده می‌کشند. در ازای گناهی که کرده، مواخذه می‌شود. (دیگه روایت داریم که خدای متعال ارحم از این است که دوبار کسی را عذاب بکند. وقتی عذاب دنیا را بهش چشاند، دیگر تو آخرت عذاب نمی‌کند.) بستگی دارد باز در مورد قتل و قاتل و این‌ها. «قتل مؤمن» بحث... بحث‌هایی از حاشیه‌هایش زدیم. «و من یقتل مؤمناً متعمداً» (هر کس یک مؤمنی را بکشد) «فجزاه جهنم خالداً». هر کس یک مؤمنی را عمداً بکشد، این عقوبتش جهنم، خلود در جهنم است.

به نظر می‌آید که اینجا وصل باشد به علیت. یعنی «مؤمنا» وصفی است که مشعر به علیت است. از آن علیت فهمیده می‌شود. یعنی مؤمنی را به خاطر مؤمن بودنش بکشد. مگر نه، یک کسی مؤمنی را بکشد، عقوبتش هم ببیند. تو دنیا کشته بشود. یک مؤمن را بیشتر (چون اگه دو تا مؤمن رو بکشه، اعدامش، اعدام محقق میشه.) او دو اعدام کرده، یک اعدام برایش محقق می‌شود. اگر یک مؤمنی را (نه به خاطر مؤمن بودن آن مؤمن). حالا بغض و کینه‌ای چیزی بوده، عصبانیتی بود. حالا از دستش در... این بعید نیست که خدای متعال در ازای کفاره و قصاص، او را ببخشد.

ولی اگر کسی کسی را به خاطر ایمانش بکشد، مثل ماجرای شهید نمر رضوان الله علیه. یعنی غرض از کشتن او ایمان اوست. حتماً «جزاه جهنم خالداً»، عقوبتش خلود در جهنم.

پس قتل دو نوع است. یکی قتل کفاره است، یکی قتل درجه است. یک وقت انسان بابت کفاره کشته می‌شود، عقوبتش است، مواخذه‌اش است. یک وقتی هم درجه است. انسان در کشته شدن درجه پیدا می‌کند، که این دومی را اصطلاحاً ما «شهید» می‌گوییم خودمان فارسی. در قرآن واژه شهید برای... به کار نرفته. واژه همان «مقتول فی سبیل الله» به کار رفته.

«والقتال و قتالان». قتال هم دو نوع است: «قتال الفئة الکافر حتی یسلم» و «قتال الفئة الباغیة حتی یفیئوا». یکی کشتار با کفار است تا اینکه این‌ها مسلمان بشوند. و یکی هم کشتار با فئه باغیه، آن‌هایی که خروج می‌کنند. (مسلمانانی که خروج می‌کنند. مسلمان‌اند، کافر نیستند ولی خروج می‌کنند. اسلایم سران فتنه نفعه باقی. اگر هم نبودن الان هستن.)

اگر فعلاً، حالا با مدارا و تساهل نظام برخورد صورت نمی‌گیرد، این‌ها حکمشون محاربه است. هیچ شکی هم دیگه توش نیست. «باغیه» کسی است که خروج می‌کند علیه نظام اسلامی، رهبر اسلامی، رهبر حکومت. دیروز مسئولین سپاه گفته بود که حضرت آقا به آقای روحانی گفتند که چرا هر وقت من هر حرفی می‌زنم، شما فرداش یک موضع خلاف می‌گیرید؟ مخالف گفته بود: «من نمی‌دانم. والله سخنرانی من، دیگران تعیین می‌کنند. به من می‌گند چیا بگو!»

فئه باغیه، در هر صورت این‌ها وقتی دست به شمشیر می‌شند، این‌ها وقتی که دست به شمشیر می‌شند، قتالشون واجب است تا اینکه برگردند، رجوع کنند. پس دو نوع قتال شد. یکی با کفار تا اسلام بیارن. (کفار تا اسلام بیارن.) ولی این‌ها را تا اسلام (نیستند این‌ها خودشان مسلمان ادعاشونم در آسمون جر می‌دهند.) نه! ظاهراً دیگه روضه هم می‌خوانند.

حتی سر وقتش عاقبت ما را به خیر بفرمایند و ما را از شر منافقین، ان‌شاء‌الله که از کفار بدترند، نجات و خلاصی عنایت بفرمایند. «الح».
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00