تجارت نجات

جلسه بیست و دوم : فسق؛ بهای ترجیح دنیا بر جهاد

قرآن . تجارت نجات . 1404/06/03
00:09:58
120

در این جلسات، سوره صف نه به‌عنوان یک متن تاریخی، بلکه به‌مثابه نقشه راه امروزِ مؤمنان خوانده می‌شود. از مرز ظریف ایمان واقعی تا جهاد عملی، از افشای نفاق پنهان تا وعده قطعی پیروزی حق، همه‌چیز شفاف و صریح ترسیم می‌شود. اینجا قرآن از «تجارت نجات» می‌گوید؛ معامله‌ای که انسان را از خسران بیرون می‌کشد و در صف درست تاریخ قرار می‌دهد. اگر به دنبال فهم عمیق دین، معیار تشخیص حق و باطل و معنای واقعی ایستادگی هستید، این جلسات نقطه شروع شماست

معرفی
*هشدار شدید خداوند به دنیاطلبان: منتظر باشید تا تکلیف شما را روشن کنم [01:25]

*قرآن، مال را «خیر» می‌نامد، اما آیا مال هدف است یا وسیله؟ [05:05]

*منطق مجاهد: دنیا ابزار ساختن و رسیدن به حیات ابدی است [05:28]]

*حفظ کاسبی و درآمد، بهانه‌ای برای عافیت‌طلبی و مماشات با دشمن! [08:30]

*مردم، امام مجتبی(ع) را با بهانه «از نان خوردن افتادیم» تنها گذاشتند [08:43]

*چشم‌پوشی از درآمد به خاطر جهاد، یکی از بزرگترین آزمون‌های بندگی است [09:39]

*ترجیح اقتصاد بر مبارزه، انسان را از رحمت خاص الهی محروم می‌کند [09:47]
خلاصه
بسم الله الرحمن الرحیم برادران و خواهران ایمانی، در شرح آیهٔ شریفهٔ «وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» بودیم که فاسق کیست. قرآن کریم در سورهٔ توبه پاسخی کوبنده می‌دهد و ما را در برابر یک دوگانه قرار می‌دهد: یک سو، تعلقات دنیوی همچون خانواده، فرزندان و «أَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا»، یعنی اموال و دارایی‌هایی که کسب کرده‌ایم و سوی دیگر، محبت خدا، پیامبر و جهاد فی‌سبیل‌الله. پروردگار با لحنی تهدیدآمیز می‌فرماید اگر آن تعلقات دنیایی برایتان محبوب‌تر است، «فَتَرَبَّصُوا»؛ یعنی منتظر بمانید تا امر الهی فرارسد و تکلیفتان را روشن کنم. محبت به خانواده و کسب مال هر دو نیکوست، اما تا زمانی که وسیله باشند، نه هدف. اگر این محبت‌ها دست‌وپای ما را ببندد و سبب شود برای حفظ کاسبی و درآمد، میدان جهاد را خالی کنیم، به خدا و رسولش پشت کرده‌ایم و فاسق شده‌ایم. این همان مصیبتی بود که بر سر امام مجتبی (ع) آوردند. لشکرش به بهانهٔ آنکه «از کسب‌وکار و زندگی بازمانده‌ایم»، امام را تنها گذاشتند. همین عافیت‌طلبی و تنها گذاشتنِ ولیّ خدا بود که راه را برای واقعهٔ کربلا هموار کرد و کار به جایی رسید که فرزندش، حسین (ع)، در آن میدان غریبانه فریاد «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی» سر داد؛ اما کسی نبود یاری‌اش کند.
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
به مناسبت مطلبی که در آیه پنجم سوره مبارکه صف بود که فرمود: «والله لایهدی القوم الفاسقین»، در مورد این صحبت می‌کردیم که فاسقین کیستند و در میدان جنگ این فسق چه شکلی خودش را نشان می‌دهد و باعث می‌شود که انسان از آن هدایت‌های خاص حق تعالی محروم شود.
بر اساس آیه ۲۴ سوره مبارکه توبه دیدیم که خدای متعال یک دسته‌بندی می‌کند: یک طرف حلقه‌های دنیایی و تعلقات مادی را قرار می‌دهد، یک طرف تعلقات الهی، تعلق به خدا، پیامبر و جهاد در راه خدا. و می‌فرماید که اگر کسی این تعلقات دنیایی برایش محبوب‌تر است تا آن علقه به خدا و پیغمبر و جهاد، این «صبر کند تا امر خدا بیاید.» یک جور تهدید است این بیان. می‌فرماید: «فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ»، «صبر کنید خدا امرش را بفرستد.» اینجا لحن، لحنی است که: «وایسا برات حکم کنم، وایسا تکلیفت را معین کنم.» گاهی ما خودمان در فارسی می‌گوییم: «هر کی که از اینجا خوشش نمی‌آید، مثلاً یک رئیس کارخانه می‌گوید: آقا! هر کی که فلان شغل را از شغل اینجا بیشتر دوست دارد، هر کی مثلاً حقوق فلان جا از حقوق اینجا بیشتر خوشش می‌آید، بیاید من بیاید کارگزینی مثلاً تکلیفش را معلوم کنم.» این لحن، لحن تهدید است؛ یعنی اینجا دیگر جای مماشات نیست و من همچین خیلی رغبتی به حضور این افراد ندارم. اینجا هم خدای متعال دارد اینطور صحبت می‌کند و بعداً می‌فرماید اینها فاسقند، من هدایتشان نمی‌کنم.
یکی از این دوگانه‌ها، دوگانه علقه به خانواده و علقه به جهاد بود. محبت به خانواده خیلی خوب است، محبت به پدر و مادر، برادر و خواهر، فرزند، همسر خیلی خوب است، خیلی سفارش شده، خصوصاً نسبت به پدر و مادر که انسان وظایف ویژه‌تری هم دارد؛ ولی این علقه و محبت نباید به اینجا کشیده شود که اگر یک وقتی لازم بود در یک میدانی من وارد شوم، جهاد بکنم، این محبت به خانواده دست و پای من را ببندد، مانع من شود. نه، اینجا جای کندن است، جای رفتن است. اینجا محبت خدا و رسول باید بر دل من حاکم باشد. اگر اینجا به خاطر این علقه‌ها و محبت‌ها پشت بکنم به خدا و پیغمبر، به خدا و پیغمبر آزار رسانده‌ام. این خیلی مهم است. دل کسی را می‌خواهم نشکنم، حالا اینجا دل پیغمبر را دارم می‌رنجانم، پیغمبر را دارم ناراحت می‌کنم. این خیلی مهم است و این آزار دادن پیغمبر موجب لعن انسان می‌شود، محرومیت از رحمت خدای متعال می‌شود که در سوره مبارکه احزاب بهش اشاره شده، ان‌شاءالله یک مروری بهش خواهیم کرد.
خب مورد دیگر چیست؟ مورد بعدی «اموالٌ اقْتَرفْتُموها». پول‌هایی که کسب کردید، پول‌هایی که جمع کردید. پول شیرین است. خدای متعال هم صحه گذاشته روی مطلب. در جاهایی از قرآن، مال را با عنوان «خیر» ان ترک خیراً، جایی که می‌خواهد بفهماند مثلاً از مرده اگر مالی به جا مانده، می‌فرماید که اگر از این مرده «خیری» به جا مانده. یک جای دیگر می‌فرماید: «إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ». بعضی روایات تفسیر کردند به حب مال. مال خیر است، مال خوب است. مال نباشد آدم زندگیش متوقف است، هیچ کاری نمی‌تواند بکند، هیچ حرکتی نمی‌تواند داشته باشد؛ ولی مسئله این است که مال هدف یا وسیله است؟ خیلی نکته مهمی است. اساساً به همه امور دنیایی باید این شکلی نگاه کرد: اینها هدف یا وسیله است؟ قرار ما زندگی بکنیم که به اینها برسیم یا قراره که اینها را استفاده بکنیم که زندگی بکنیم؟ این خیلی نکته مهمی است. مجاهد کسی است که منطقش این است: دنیا برای بهره‌مند شدن است، برای ساخته شدن است، برای تلاش و کار تا به زندگی برسیم. البته یک بخشی از زندگی اینجاست که خب این حیات دنیاست، پایین‌ترین سطح و کوچکترین و سطحی‌ترین مرتبه حیات. مرتبه عالی حیات هم در عالم ابدیت است که اتفاقاً مژده‌ای است که خدای متعال به مجاهد در راه حق داده که تو اگر تلاش بکنی و جهاد بکنی، ثمره جهادت حیات ابدی است، خصوصاً اگر شهید بشوی در مسیر این جهاد در راه خدا، «أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»، پیش ربت زنده‌ای و بهره‌مند می‌شوید از رزق خاص، بهره‌مندید.
زندگی آن وقتی حاصل می‌شود که من اینها را در آن جهتی استفاده بکنم که مأموریت دارم، وظیفه دارم. پول را، امکانات را، همراه توان بدنی‌ام را، آبروم را، حلقه‌های خانوادگی‌ام را، همه را باید بیاورم در یک بستری، ببرم به سمت یک هدفی. آن هدف چیزی نیست جز جلب رضایت خدای متعال، اطاعت حق تعالی، تسلیم خدای متعال بودن، تسلیم پیامبر بودن که رضایت خدا و پیامبر به واسطه همین حاصل می‌شود. اگر هر کدام از اینها بخواهد مانع شود، من را متوقف بکند، مشغول به خودش بکند، اینجا من دور می‌شوم، محروم می‌شوم از رحمت، دور می‌شوم از هدایت، دور می‌شوم از آن خط و خطوط حیطه و حدود بندگی خودم، خارج می‌شوم، فاسق می‌شوم و «والله لایهدی القوم الفاسقین» برای من صدق می‌کند. جزء فاسقینی می‌شوم که از هدایت محرومم.
اموال می‌آید رهزن می‌شود برای آدم. آدم نمی‌تواند از اینها بگذرد، سختش است از پول گذشتن. حالا یک وقتی از این پول گذشتن به معنای این است که هزینه بکنم برای جهاد، هزینه کنم، مجاهدین را تأمین بکنم. یک بخشش این است. یک بخشش این است که دارایی خودم را برای جهاد مصرف بکنم؛ اسبی دارم، شمشیری دارم، بیاورم توی خط جهاد. یک وقتی هم به این است که یک میدان مبارزه است، کی میدان؟ میدان جهاد. باید توی میدان حضور داشت، از این میدان عقب‌گرد کنیم به خاطر اینکه تو این میدان که هستیم، از افتادیم از درآمد و پول و مغازه و همه چی افتادیم. مثل مردمانی که امام مجتبی علیه السلام را رها کردند به خاطر همین مسائل، همین گرفتاری‌ها، همین مشکلات. به بهانه اینکه ما زندگیمان مختل شده، از کاسبی افتادیم، از نان خوردن افتادیم. همین می‌شود یک میدانی که باید اینجا جنگید تا به یک هدفی رسید، به یک نتیجه‌ای رسید، دشمن را سرکوب کرد، دشمن را دست و بالش را قطع کرد، دیگر جرئت نکند دست‌درازی کند، تجاوز کند، پایش را از گلیمش بیشتر دراز بکند. آدم عافیت‌طلب می‌شود، مماشات می‌کند، کوتاه می‌آید، راه می‌آید: بگذریم، ولش کن، نمی‌خواهد، چه کاریه؟ عقب‌نشینی می‌کند. چرا؟ برای اینکه ادامه این میدان و این مجاهدت همراه با چشم‌پوشی از کاسبی و درآمد و پول و اقتصاد و این حرف‌هاست. این یکی از آن مواردی است که انسان را از مسیر بندگی خارج می‌کند و از هدایت‌ها و رحمت‌های خاص الهی محروم می‌کند.
مورد دیگری هم می‌ماند، ان‌شاءالله در جلسه بعد بهش می‌پردازیم.
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
-------------------------------------------------
[آیه قرآن] سوره صف، آیه ۵ — «فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ ۚ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ»

[آیه قرآن] سوره توبه، آیه ۲۴ — «قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ»

[آیه قرآن] سوره بقره، آیه ۱۸۰ — «كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ»

[آیه قرآن] سوره عادیات، آیه ۸ — «وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ»

[آیه قرآن] سوره آل عمران، آیه ۱۶۹ — «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00