جهاد با نفس

جلسه شصت و چهارم : صبر تلخ؛ قله بندگی

00:06:33
379

معرفی
صبر کردن به حق، هرچند تلخ باشد
تقسیم‌بندی صبر
راه صبر کردن به دنیا
پاداش‌ها در مقابل انواع صبر
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

**بسم الله الرحمن الرحیم**
«قال ابوجعفر علیه السلام لما حضر علی بن الحسین علیه السلام الوفات و منی الی صدر امام باقر علیه السلام»
فرمودند: «وقتی که هنگام وفات پدرم امام سجاد (علیه السلام) شد، مرا به سینه خود چسباندند و قال یا بنیه اوسیک بما اوسانی بهی ابی حین حضرته الوفا» «من تو را به چیزی سفارش می‌کنم که پدرم وقتی که وفاتش رسید، مرا به آن سفارش کرد و بما ذکره ان ابااه اوصاحبه امیرالمومنین هم موقع جون دادن این سفارش امام حسین کرده بود». «یا بنیه اصبر علی الحق و ان کان مرا».
جانِ همه حرف‌هاست. کأنه چکیده‌ی آن اسرار و حقایق امامت هم هست در مقام اجرا. که خوب «فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل». وقتی به پیغمبر اکرم خدای متعال همچین توصیه‌ای دارد، مثل اولوالعزم. ویژگی اصلی اولوالعزم صبرشونه. تو هم مثل آن‌ها صبر کن. حالا این جمله‌ی آخری هم که حضرات به همدیگه گفتند اینه که: «صبر کن بر حق هرچند مر باشه، تلخ باشه». این دیگه واقعاً اصل صبر اینجا دیگه انکار «مر» را، دیگر تا اعماق وجود آدم رو بخواهد بسوزونه و خلاصه به هیچ وجه نفس آدم باهاش مطابقت نداره. گاهی حتی به لحاظ ظاهر با شاید جنبه‌های دستوری و موازین شرعی هم یه جاهایی تناسب نداشته باشه. مثل ماجرای موسی و خضر (علیه السلام): «لن تستطیع صبرا». آن صبرِ تلخ یکی از مصادیق آن است.
«عن ابی جعفر علیه السلام قال: الصبر صبران، صبر علی البلاء حسن جمیل و افضل الصبرین الورع عن المحارم»
دو نوع صبر داریم: یکی صبر بر بلاست که این همون حسن جمیلِ صبر جمیله. صبر بر بلا. و بهترین دو نوع صبر، ورع از محارم در برابر طمع است. فرقش با تقوا و الهام (است). یعنی حتی میل هم در انسان کاهش پیدا بکند. صبر در اینکه حتی آدم میلش را هم نکند. این بهترین دو تا صبر است.
«عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: اصبروا علی الدنیا فانما هی ساعة فما مضا منه لا تجد له علم ولا سرورا و ما لم یجع فلا تدری ماه»
به دنیا صبر کنید. این یه لحظه بیشتر نیست. اونی که از دنیا گذشته الان نه علمش برای شما مونده نه سرورش. خیلی منطق خوبیه. دیگه اینکه آدم یه وقتایی می‌خواهد قید همه چیو بزنه و خلاصه رو همه چی پا بذاره. یه نگاهی بنداز ببینم خب، اونایی که تا حالا واسش پیش اومده و بارها می‌خواست، ده‌ها بار تا مرز خودکشی چه بسا اینו پیش می‌برد. سُّرورهایی بود که اینו تا مرز قبض روح داشت پیش می‌برد از شدت خوشحالی. خب هیچ کدومش نیست الان. نه اون علم هست نه اون سُرور. اینیم که هست: «این نیز بگذرد». بنویسید تو کیفتون داشته باشین، تو جیبتون و اینا. هر روز چند بار نگاه کنید: «این نیز بگذرد». واسه همه این‌هایی که گذشت. اینیم که الان هست مثل همونه. اونیم که نیومده که خب، هیچ.
دنیا پس اصلاً دیگه چیزی نمی‌مونه. یعنی این دنیا رو ساده گرفتنه که صبر بر دنیا. این آنات به مقدارش که گذشت، هیچی ازش نمونده. نه از شیرینیش نه از تلخیش. یه مقداری هم که بعداً که معلوم نیست بیاد. یه الانه الانم تصویر بده به گذشته، همونی که نبود. اونایی که گذشت و الان هیچی ازش نیست، اینم بعداً همین میشه. اینم دو روز دیگه همینه تلخی الان.
«و انما هی ساعة کلتی انت فیها فاصبر فیها علی طاعت الله و صبر فیها علی معصیه الله».
الان فقط یه لحظه‌ای که توش هستی. فسبر فیها علی طاعت الله و سبر فیها علی معصیت الله. الان بر طاعت خدا صبر کن. تو همین لحظه بر از معصیت خدا هم صبر کن.
«قال رسول الله (صلی الله علیه و سلم) از صبر ثلاثة (سه)». سه نوع صبر داریم: صبر بر مصیبت، صبر عند الطاعه، صبر عن المعصیه.
کسی از بر مصیبت اگه صبر بکنه تا اینکه خدا او را به حُسن عزایش از او رد کنه. یعنی بدون اینکه خدای متعال به خدای متعال نشون بده که خلاصه اون حد و حدود بلا رو ازش تجاوز نکرد در مصیبت و اینها. حُسن عزا. تعبیر حُسن عزا همینه. یعنی انسان بالاخره پاش از گلیم خودش بیشتر دراز نکرد. به قوانین عالم تعرض نکرد. به خدای متعال و حقایق و دین و این‌ها تعرض نکرد. می‌گذره. خدا برای ۳۰۰ درجه می‌نویسه که بین درجه تا درجه بعد فاصله زمین تا آسمان است.
کسی صبر بر طاعت اگه بکنه، خدا براش ۶۰۰ درجه می‌نویسه که بین هر درجه، فاصله بین تخم الارض تا منتهای عرش است. کسی صبر از معصیت بکنه، خدا براش ۹۰۰ درجه می‌نویسه. پس معلوم میشه که اینا به ترتیب، ساده‌ترینش صبر بر مصیبت، بعد طاعت، بعد معصیت. که هر درجه «کما بین تخم الارض الی منتهی العرش». این حدیث آخر.
**الحمدلله رب العالمین**
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00