جهاد با نفس

جلسه صد و چهلم : بدترین عقوبت؛ واگذار شدن به نفس

00:05:07
329

معرفی
لوازم عبودیت و ربوبیت
به خدا واگذار شویم یا به خودمان!؟
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم
«محمّد بن علی بن الحسین قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال الله جل جلاله: ای ما عبد اطاعنی لم اکل الی غیره».
خدای تبارک و تعالی در حدیث سلسله الذهب – امام باقر تا پیغمبر، از خدای تبارک و تعالی - فرمود: "هر بنده‌ای که از من اطاعت کند، به غیر خودم واگذارش نمی‌کنم." او که عنایات و توجهات خدای تبارک و تعالی را نگه می‌دارد، اطاعت را نگه‌دار.
همان‌طور که قهرمانی تهرانی زیاد می‌خواند:
«نگه‌دار سررشته تا نگسللت پیوند، گر از هواست که معشوق نگسللت پیوند»
«نگه‌دار سررشته تا نگسللت پیوند، گر از هواست که معشوق نگسللت پیوند»
«نگه‌دار سررشته تا...»
تا وقتی سررشته را نگه‌داشتیم، سررشته‌مان هم اطاعت است، تا از لوازم عبودیت انسان خارج نشود. تا وقتی از لوازم خارج نشده، خدای متعال از لوازم ربوبیت خارج نشده. تا وقتی انسان از لوازم عبودیت خارج نشده، خدای متعالم از لوازم ربوبیت خارج نشده.
تا ما عبدیم، او هم ربّ است؛ البته ما بالقوه عبدیم، بالقوه ربّ است. اِعلَم! ربّ یعنی تکویناً، ربّ یعنی تشریعاً. بالقوه ربّ که ما باید فعال کنیم این ربوبیت را. که ما اگر فعال کنیم، می‌شود بلفعل رفته. بعد دیگر امور در اختیار اوست؛ یعنی ادراک این را می‌کنیم که امور در اختیار اوست. بهش می‌دهیم. تفویض نیست که کار را به خدا بدهی تا قبلش کار دستش نبوده. تفویض این است که بپذیری کار دست او باشد و اعمال ولایتش را به غیر واگذار نکنی. که این واگذاری به غیر، خیلی بسیار مهم است. یکی از آن ناله‌های اباعبدالله در دعای عرفه همین است: «ألا مَن تَکِلُنی بِهِ؟» به کی می‌خواهی من را بسپاری؟ غریبم؟! «إلّا بَعیدٍ» (که بعد معلوم می‌شود به نزدیکان). من اگر من را بخواهی بسپاری که این‌ها خودشان نان‌خور من‌اند؛ من بهشان رسیدگی می‌کنم. اگر دشمن نابودم می‌کند. نه، به غریب می‌شود سپرد، به عید می‌شود سپرد و خود او کار را دست بگیرد، متولی باشد.
«و ای ما عبد عصانی وکلته الی نفسه»
بدترین حالت هم این است که یکی را به خودش، به خودش واگذار کردن، بدتر از واگذاری به پشت و پناه هیچ‌کس دیگه نیست. اگر معصیت کرد، مستحضرید این‌ها همه تشکیکیه. روایات را همه را باید با نگاه تشکیکی خواند. کلاً معارف و مبانی تشکیکیه. یعنی اطاعت مراتب دارد، معصیت مراتب دارد، واگذاری به خیر مراتب دارد، واگذاری به نفس مراتب دارد.
اگر یک درصد اطاعت کند، یک درصد خدا متولی امور او می‌شود. یک درصد معصیت کند، یک درصد خدا او را به خودش واگذار می‌کند. فرمود: "به خودش واگذار می‌کنم." این تکه آخر خیلی حَلَک است دیگر. «باکم نیست، جهنم، دره هلاکت.» واگذارش می‌کنم هرجا خواست هلاک بشود، دیگر من ربطی ندارم. معنا هم همین است: خودمان از عاقبت کارها نمی‌ترسیم. تنها کسی که از سرانجام کارهایی که می‌کند نمی‌ترسد، خودش مسئولیتی ندارد. به کسی نباید جواب پس بدهد. "از عاقبتش نمی‌ترسم. می‌زنم نابودت می‌کنم. هیچ‌کس هم نیست که بخواهد سوال بپرسد، حرف بزند." «لا یخافوا»، دیگر باکم نیست. مبالاتی ندارم نسبت به اینکه… این هم از این.
و حدیث پایینی‌اش هم چون قبلا نزدیک به این را داشتیم، بخوانم. پیغمبر فرمودند که: «خداوند مسلط علیه من خلق من لا یع من خلق من یخشی الله». "من مسلط می‌کنم بر او از خلقم کسی را که من را نمی‌شناسد." خداشناس اگر معصیت کند، خدا نشناس را بر او مسلط می‌کند. این هم از این.
الحمدلله رب العالَمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00