شرح کتاب شط شراب

جلسه پانزدهم

00:34:07
55

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آل الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.

از مبنای بهجت جملاتی را می‌خواندم. این ماجرایی که می‌خوانیم، ماجرای بسیار جالبی است، مربوط به زیارت امام رضا (علیه السلام). می‌فرمایند که با یک یا دو واسطه برای من نقل شده است. آیت‌الله بهجت می‌فرمایند که با یک یا دو واسطه برای من نقل شده: «زنی در آستان قدس رضوی خوابی دیده که آثار صدق در این خواب هست.»

علما معمولاً به خواب و این‌ها اعتماد و اعتنا ندارند و ما دینمان را از خواب نمی‌گیریم. قرار نیست که اعتقاداتمان را از اینکه کدبانو چه خوابی دیده و شمس خانم در جواب او چه خوابی دیده، درست کنیم. ولی بعضی خواب‌ها هست که آدم می‌بیند انگار خود قرآن و خود روایت را دارد تفسیر می‌کند. شواهد صدق در آن هست. پیداست که این خواب یک چیز دیگر است. الان این تجربه‌های نزدیک به مرگ و مسائلی که پیش می‌آید، در کما می‌روند، چیزهایی می‌بینند، برمی‌گردند تعریف می‌کنند؛ آدم می‌بیند که این شواهد صدق درش هست. این خواب و خیال و تصرف شیطان و این‌ها نبوده، این واقعیت را دیده، واقعیت به او گفته‌اند، حقایقی برایش معلوم شده است. خوابی که این‌گونه باشد، شواهد صدق دارد، اعتماد می‌کنیم. حالا خوابی که آیت‌الله بهجت تأیید بکنند، دیگر در آن حرفی نیست؛ اصلاً آثار صدق در این خواب هست.

خواب چیست؟ «امام رضا (علیه السلام) در مسجد بالای سر مبارک، نماز می‌خواندند.» این خانم خواب می‌بیند که تازه خود خانم هم تعریف نکرده بود؛ با دو سه واسطه برای بهجت، یکی دو واسطه برای ایشان تعریف کردند. امام رضا (علیه السلام) در حرم، بالای سر ضریح خودشان دارند نماز می‌خوانند.
«عرض می‌کنم: آقا، امسال زائر زیاد دارید؟ حضرت می‌فرمایند: چیزی نیست. عرض می‌کنم: آقا، چگونه چیزی نیست؟ می‌فرماید: میان دو انگشت من را نگاه کن.»

امام رضا (علیه السلام) دو تا انگشت را این شکلی گرفته‌اند. چون نگاه می‌کند، می‌بیند همه به صورت حمارند. حمار یعنی چه؟ آقا دیگر ترجمه می‌خواهید بگویم یا نمی‌خواهید؟ حمار، کلمه عربی‌اش می‌شود الاغ. می‌بیند همه به صورت حمارند و کسی هم نزدیک است قد بلندی دارد. می‌پرسد: «آقا، این کیست؟» می‌فرماید: «این هم تویی!»

الله اکبر! خیلی بدتر! اگر به ما بگویند یک نفر چشم برزخی دارد، سمتش نمی‌روی، می‌ترسی. دیگر بزرگان در مورد آیت‌الله بهجت. آیت‌الله معزّی تهرانی فرموده بود: «اگر مردم می‌دانستند آقای بهجت چه باطن‌هایی را می‌بیند، از کوچه آقای بهجت رد نمی‌شدند.» بهجت چه جور باطن‌ها را خبر دارد؟ در خانه دعوا کرده‌ای و در ماشین هم با خانم داد و بیداد و فحش و فضاحت. رسیدیم دم حرم، «السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا». گفتم: «آقا، زائر زیاد دارین؟» فرمود: «چیزی نیست. زائر نداریم ما.» گفتم: «این همه آدم؟» می‌گوید: «همه را شکل ملکوتیشان را به من نشان داد.»

استادان اخلاقی ما کمتر به حرم مشرف می‌شدند، شاید به این نظر بود که با آمادگی مخصوصی مشرف شوند. امثال بنده باید حرم زیاد برویم که هی تطهیر شویم. آن بزرگان کمتر بعضی‌هایشان می‌رفتند؛ البته خداییش هر روز می‌رفتند. یک ماجرای جالب از آیت‌الله بهجت برایتان بگویم.
آیت‌الله کشمیری (رحمت الله علیه) از نجف که برمی‌گردند، می‌آیند قم. ایشان یک مدت بیماری داشتند و حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) کم می‌رفتند. یکی از اساتید می‌فرمود: «ما با آقای بهجت رفتیم عیادت آیت‌الله کشمیری. کسی هم خبر نداشت که آقای کشمیری حرم نمی‌رود یا کم می‌رود.» نشستیم. آیت‌الله بهجت به آیت‌الله کشمیری (سید بود) فرمودند: «عمه جان شما از شما گله دارد! حضرت معصومه که چرا کم حرم می‌آیید؟» حرم رفتن باید زیاد رفت. بی‌اعتنایی به حرم، بی‌احترامی، خوب نیست، عواقب بدی دارد. کدام مشهد زندگی بکند، ماهی یک بار هم حرم نرود؟ خیلی بد است. حتی شاید هفته‌ای یک بار هم اگر یادش نرود، بد باشد. زیارت اهل قبور هفته‌ای یک بار، آدم باید برود امامزاده، اهل قبور. کمتر می‌فهمند. به این نظر بود که آمادگی مخصوصی داشته باشم، با آمادگی مخصوص مشرف بشوم.

اگر کسی برای امام مرده و زنده قائل نشد، البته باید چنین باشد. امام که مرده و زنده ندارد؟ الان به من و شما بگویند که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسجد طاها تشریف می‌آورند، ساعت هفت شب. همین‌جوری می‌آیم مسجد؟ حالتم چطور می‌شود؟ قبل زیارت، قبل مسجد آمدن، در خانه قشنگ کتک کاری‌هایم را کردم و در گوشی‌ام هم قشنگ همه چیزهایم را دیدم و در یک گوشه نشستم. بنده اینجا می‌نشینم و قشنگ برای خودم، در وادی خودم، کارهایی که دارم می‌کنم. دیگر هر کسی بازی خودش را خودش می‌داند؛ دیگر عکس وادی برای خودش. در وادی خودم، در هپروت خودم دارم سیر می‌کنم. امام زمانم اینجا. امام زمانم، آقای بهجت شد. آدم جرئت نمی‌کند نزدیک برود. این علما، بزرگان.

یک اردویی برده بودیم از مشهد برای قم، دانشجویان ترغیب شوند که خدمت یکی از بزرگان داریم می‌رویم. کم سن و سال بودیم، بی‌تجربه. آقایی که داشتیم می‌رفتیم دیدنش، تعریف کردیم. بعد گفتیم: «مثلاً ایشان از عالم برزخ هم سر درمی‌آورد.» فیلم ساختیم که بچه‌ها تشویق شوند مثلاً پیش این آقا داریم می‌رویم. اتوبوس بود، نشستیم. این‌ها گفتند که همه فشار آوردند، گفتند: «دیدار کنسل کنین. خجالت نمی‌کشید؟ دیدن این آقا، این عالم می‌خواهید بروید؟ خود چشم برزخی؟ از خدا خجالت نمی‌کشی؟ معصومه به کنار. چشم برزخی. کدام چشم برزخی دارد؟ نه دارد آقا، یا ندارد؟»

خدا، تا آخر عمرمان می‌خواهیم بخوریم و نخوریم؟ امام مرده و زنده برایش فرقی ندارد؟ خب، این اگر این‌جوری برویم حرم. خدا روزی من بکند. اگر بفهمیم خودت، خودت چی؟ اوضاع خودت چطور است؟ نشسته‌ای بالای منبر برای مردم داری موعظه می‌کنی، خودت، خودت وضعت چطور است؟ خودت زیارت‌ها چطور است؟ نشان دادند دیگر. بعد نشسته مردم را موعظه می‌کنی. البته باید چنین باشد. مردم سه‌دسته‌اند. آیت‌الله بهجت می‌گوید: «عده‌ای چشمشان نزدیک و روحشان دور. عده‌ای روحشان نزدیک و چشمشان دور. و عده‌ای هم چشمشان و هم روحشان نزدیک است. اگر کسی در عمل به آن‌ها نزدیک باشد و از آنان پیروی کند، دارای فضیلت است.»

یعنی چه بعضی چشمشان نزدیک، روحشان دور؟ چطور می‌شود چشم آدم نزدیک بشود، دور بشود؟ یعنی بنده و شما الان اینجا نشسته‌ایم. در نمی‌آورم، نمی‌دانم... چشمم نزدیک است. روح؟ حالا یک کسی کنج خانه نشسته، این چشمش دور است ولی روحش نزدیک. حالا امام معصوم، روح امام معصوم دیگر دوری ندارد. از ما هم چشمش نزدیک است. درست شد؟ امام رضا (ع) که آن گوشه ضریح و در ضریح و حرم امام رضا (ع) آنجا نیستند که. خدا ایمان بدهد به بنده، اعتقاد بدهد به بنده. از حرم می‌آییم بیرون، لحنمان عوض می‌شود، تیپمان عوض می‌شود، قیافه‌مان عوض می‌شود. تازه اگر در حرم عوض شده باشد. انگار نه انگار که وارد حرم شدیم. تا خود ضریح هم می‌رویم. الان هم که مد شده همه گوشی‌ها... بابا! تو آمده‌ای زیارت؟ نه می‌خواهم واسطه بشوم فلانی ببیند. خدا ما را آدم کند. اصلاً هیچ توجهی نیست. خانم سرلخت تماس گرفته بود، او هم همین‌جوری نشسته با سرلخت دارد زیارت امام رضا (ع) می‌کند. این هم گوشی این‌جوری گرفته جلوی چشم خلق‌الله زیارت کند امام رضا (ع) را. گنبد را نشان می‌دهد. تصویر روی گوشی‌اش هم چیست؟ خانم است! قطعاً امام رضا (ع) اینجا خوششان نمی‌آید، بدشان می‌آید از این کار. تصویر زیارت می‌کند؟ یک ادبی، احترامی. زیارت امام رضا (ع) می‌کنی. درست است آقا؟ زیارت ما پس چه شد؟ خود من توجه پیدا کنم. در زیارت امام هم چشمش نزدیک است، هم روحش نزدیک.

بعد این را هم باز آقای بهجت نقل می‌کنند که این هم باز یک خواب دیگر است. کسی در خواب دیده بود: «افرادی که به حرم امیرالمومنین (علیه السلام) رفته بودند، همه به صورت حمارند.» گوش یکی از آن‌ها را گرفته بود. در این حال از خواب بیدار شد. دید دستش به گوش خودش است! گرفته بود که مثلاً فلان، برو کنار. بهش گفتند که تو هم جزء همین‌هایی این‌جوری می‌آیی زیارت.

خب، ویژگی این حیوان نجیب، حیوان چهارپای درازگوش مگر چیست؟ می‌خواهند به هم فحش بدهند، اسم این حیوان را می‌آورند. به که این حیوان را می‌گویند؟ چی؟ نفهم. درست است آقا؟ به کسی که نفهمد این کلمه را می‌گوید، اسم این حیوان را می‌گویند. اونی که نفهمه کیه؟ خدا به داد آدمی که نمی‌فهمد امام کیست، امام جایگاهش چیست، امام کجاست، نسبت ما با امام چیست، در محضر که ایستاده‌ایم، کجا هستیم. بعد حرف گوش‌کن باشی، مطیع باشیم. از این‌ها هیچی سر در نمی‌آوری؟ خوبی؟ غیر از این باید باشد؟ غیر از این حیوان باید باشد؟ «مثل الذین حُمِّلوا التوراه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا.» این‌جوری آدم. ما فکر می‌کنیم چقدر در این حرم امام رضا (ع) بزنیم؟

یکی از اساتیدمان می‌گفت: «خیلی از این‌ها که می‌روند حرم امام رضا (ع)، به زبان شوخی می‌گفت، حرم امام رضا (ع) که از امام، از خدا پیش امام رضا (ع) شکایت کنند.» گفت: «نمی‌دانم خود امام رضا (ع) با خدا توی یک تیم‌اند. خدا پدر ما را درآورده، به دادمان برس. دارم می‌روم پیش امام رضا (ع) از خدا شکایت کنم.» این‌جوری می‌رود حرم. دست به گوشش اگر بگیرد، بیدار شود، چی می‌بیند؟ خودش را گرفته، دارد می‌رود از خدا شکایت کند. می‌شود امام رضا (ع)... ای امام رضا (ع)، چی بگویم دیگر؟ شام، خب پدر ما را درآوردی! (العیاذ بالله آدم می‌شنود این حرف‌ها را.) یکی می‌گفت: «رفتی حرم امام رضا (ع)، بگو: پدر ما را که درآوردی، ولی ما تحمل می‌کنیم.» این حرم بیاید، همان می‌شود که امام رضا (ع) فرموده: «ما زائر نداریم اینجا. چیزی نیست.»

در این حرم، نخودکی دیده بود که این ماجرای «محمود نخودکی» معروف است دیگر، که اصلاً برای همین اینجا دفن ایشان. این مزار ایشان دیدید؟ سنگ قبرش را کجا زده‌اند؟ در دیوار زده‌اند! قبر ایشان اینجا نیست. قبر ایشان همان وسط است. جلوی در را سنگ را کنار زده‌اند. آنجا نمی‌شد سنگ بزنند. سنگ را بغل. ایشان در عالم معنا دیده بود که تخت امام رضا (علیه السلام) آنجاست. تخت امام رضا (علیه السلام) آنجاست. زائرها، خب قدیم از بالا خیابان و پایین خیابان فقط می‌آمدند دیگر. درهای دیگر و صحن‌های دیگر که نبود. بالا خیابان وارد می‌شوند. کی؟ وارد صحن عتیق (صحن انقلاب فعلی) می‌شدند. می‌گفت: «دیدم از این در که وارد می‌شوند، همه به شکل حیوانند.» نخودکی، امام رضا (علیه السلام) با دستشان می‌گیرند به سمت این‌ها. همه این‌ها حرم که می‌آیند، آدم می‌شوند، تطهیر می‌شوند، پاک می‌شوند! بعد وصیت کرده بود که: «من را اینجا دفن کنی.» اینجا جایی است که امام رضا (علیه السلام) به زائرانش عنایت دارد.

هر حرمی که می‌رویم، یک عنایت جدید، یک محبت. ولی کی حفظش می‌کند؟ آدم صبح می‌بیند رفته حرم، شب نگاه می‌کند می‌بیند با دیروز هیچ فرقی ندارد، بدتر هم شده! ها! زیارت رفتیم ما آقا؟ آدم پیش یکی از ملائک‌الله برود، زندگی زیر و رو می‌شود. اینجا کسی است که همه ملائک از نور وجود او آفریده شده‌اند. همه ملائک سجده می‌کنند به محضر او. بعد می‌رویم خدمت امام رضا (ع)، برمی‌گردیم هیچ! این حرف‌ها. خدا کند که برای گوینده باشد، اول از همه. به آبروی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) خدا ما را نجات بدهد، پاکمان بکند، تطهیرمان بکند، قلوبمان را آشنا بکند ما را با اهل بیت. فاطمه زهرا (س) شهید معرفت نسبت به اهل بیت است دیگر. شهید شد مردم معرفت پیدا کنند به امیرالمومنین (ع)، به امام. معرفت به امام پیدا. از فاطمه زهرا (س) این ایام فاطمیه، معرفت به امام... این امامی که محضرش هستیم که خیلی‌ها آرزوشان است یک بار بیایند حرم امام رضا (ع). لطف خداست. اینجا زیر سایه امام رضا (ع) زندگی می‌کنیم. دلمان می‌گیرد، غصه‌مان می‌شود، پا می‌شویم می‌رویم حرم، نجوا می‌کنیم با امام رضا (ع). راهمان می‌دهد امام رضا (ع).

یک چند روزی حرم بسته شد، چقدر تلخ بود عزیزان! یادتان است اوایل سال؟ امام رضا (ع) تلنگر داد به ما، تذکر داد. حرم بسته شد. مردم می‌آمدند در خیابان، پشت در و دیوار حرم می‌نشستند، به این گنبد نگاه می‌کردند، اشک می‌ریختند. الان دوباره در باز شده، الحمدلله. اطراف ضریح را باز کردند. قدر بدانیم! یک‌هو بسته می‌شود، دیگر رفت که رفت‌ها! بسته می‌شود که رفت که رفت. مثل فاطمه زهرا (س). هی مردم را نصیحت کرد سر به راه بشوند، نشدند. گفت: «علی جان، اصلاً من را شبانه، مخفیانه دفنم کن. این مردم، قهرند. نخواست هیچ‌کدام از این‌ها نیایند کنار بدن من. هیچ‌کس از قبر من باخبر نشود تا ابد این قبر مخفیانه باشد.» نگذاشت زائر دیگر برایش بیاید. همه را از زیارت خودش محروم.

یا امام رضا (ع)، به گناه من این حرم را نبندید. شما یک چند ماهی حرم بسته شد، جان به لب شدیم. خدا شاهد است، خیلی سخت بود، خیلی تلخ بود. آدم... بیا تا پشت در، سمت ضریح بروی، سمت حرم بروی. آن ایام ماه مبارک گذشته امسال که حرم بسته بود. یک شب، یکی از رفقا، ولایت امام رضا (علیه السلام) واسطه شد، شب قدر ما رفتیم حرم. حرم خلوت بود. خیلی دلم گرفت، خدا شاهد است. اصلاً، اصلاً این حرم با حرم همیشه فرق می‌کرد. یک حرم غریبانه. یک حرم تاریک، سوت و کور. زیارت به آدم نمی‌چسبد این‌جوری. وقتی می‌آیی، با اینکه در حرم هم باز می‌شود، انگار آقا خودش خوشش نمی‌آید از این فضا، از این حرمی... حرم شلوغ باشد، بیایند عنایت کند. ولی گناه ما باعث می‌شود محروم بشویم. خدا کند که ما اصلاح بشویم، محروم نشویم.

یا فاطمه الزهرا، یا بنت محمد، یا قره عین الرسول، یا سیدتنا و مولانا. انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا. یا وجیهه عندالله اشفعی لنا عندالله.

دردهای ما کجا و در فاطمه؟ پرسش ما پاسخش سوز فاطمه.
«لا اله الا الله». استخوان‌های شکسته می‌دهد پاسخ به ما،
ضربه‌های بی‌هوا بر دست و پای وای از بی‌رحمی آن فرد نامرد لعین.
آه از سقط جنین، بی فاطمه گریم، جایی ندارد.
باید از این چاره‌ای جز فضائل فاطمه.
مرتضی می‌دید، اما بر نمی‌گشت.
بعد از آن چاره‌ای جز دیدن آه و نوای فاطمه.
پشت در تا مسجد به ذکر یا علی بود در چشمان زینب کربلای فاطمه.
روی کبود و چادر خاکی شد بدون شرح ماجرای فاطمه.
این بود از تمام درد و رنج این قیام یاری شد به غربت مقتدای فاطمه.
روز تنهایی که حتی یک نفر یارش با چهل نامرد جنگیده.
ولایت قدرت بازوی حیدر فاطمه بود و شکست تا غلاف تیغ قنفذ بلای فاطمه.
یاری رهبر به هر قیمت می‌ارزد بی‌گمان.
درس عبرت می‌دهد ما را وفای فاطمه.
گریه‌هایش نهضتی دیگر شد و شد.
ماند تا قیامت نهضت صوت رسای فاطمه.
شیعه زهرا چو زهرا کشته علی بر علی.
می‌میریم برای فاطمه.
ما قلیل و کسی از خیر کوثر گشتیم.
این همه دنیاست از لطف و عطای فاطمه.

شیخ نیجریه هست ها، شیخ زکزاکی، خدا حفظ کند همه سینه‌چاکان فاطمه زهرا (س)، شیعیان در اقصا نقاط. آن‌هایی هم که به جرم محبت فاطمه زهرا (س) کشته شدند، امشب سر سفره... خیلی گریه هست ها! تا یمن، تا قدس پر شد از سنای فاطمه.
روز جمعه از شام جمعه است. این یک بیت تقدیم به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، سربنده یا زهرا (س).
که‌ای عالمگیر شد، فتح مکه می‌کند نام ندای فاطمه.
می‌آید آقایمان ان‌شاءالله یک روزی. کدام گُل باشیم؟ امروز ببینیم ان‌شاءالله نزدیک باشیم.
یا صاحب الزمان، دل‌ها مضطر شدند، مردم بی‌قرارند، چشمان شماست.
زندگیمان پریشان است. همه منتظر شماییم. ان‌شاءالله صادق باشیم در این.
ان‌شاءالله چشممان به جمال شما روشن بشود. باشیم و ببینیم از کنار کعبه صدا «فاطمه».
انتقام مادر بگیری، رزمنده! هر کی رفت پشتشان نوشتند: می‌رویم تا سینه زهرا!
کی می‌شود آقایمان انتقام سیلی را می‌گیرد؟ قبر را بشکافد، از قبر بیرونشان بگوید: «به یک زن با قل قصد؟! به چه جرمی مادرم را کشتی؟ به چه جرمی بین دیوار با ضربه، با در و سپاره (برگه‌ای از قرآن)؟»
«لا اله الا الله». به چه جرمی با غلاف شمشیر به بازویش؟ به چه جرمی چشم علی را به ناموس کبریا کردی؟
یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا. یعلم السر و أخفی. دلم ای امان. قلم ینقلون علی لعنت الله علی القوم الظالمین.

اسئل اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم، یا الله، یا رحمن و یا رحیم، یا مقلّب القلوب، انک علی کل شیء قدیر. یا حمید، به حق محمد، یا علی، یا فاطمه، یا محسّن، یا حسین، یا قدیم الاحسان، یا ... اللهم عجل لولیک الفرج به حرمت فاطمه زهرا (س). در فرج فرزندش امام زمان (عج) بفرما. قلب نازنین حضرتش از ما راضی بفرما. عمرمان را نوکر حضرتش قرار بده. نسل ما را نوکران حضرتش، شهدا، فقها، سفره پربرکت حضرت زهرا (س) بفرما. شب اول قبر بی‌بی دو عالم به فریادمان برس. کمتر از آنی ما را به خودمان وامگذار. مرز اسلام، شفای عاجل و کامل عنایت بفرما. حاجات حاجتمندان را برآورده بفرما. شر ظالمین را به خودشان برگردان. دشمنان دین، قرآن و انقلاب اگر قابل هدایت نیستند، نیست و نابود بفرما. رهبر عزیز انقلاب را حفظ و نصرت عنایت بفرما. در دنیا زیارت، در آخرت شفاعت اهل بیت را نصیب ما بفرما. هر آنچه گفتیم، آنچه نگفتیم و صلاح ما می‌دانی برای ما رقم بزن.

یا نبی و آله رحم الله من قرا الفاتحه مع الصلوات.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب شط شراب