شرح لمعه

جلسه سیزدهم

شرح لمعه . 1393/04/17
01:06:17
2

متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد، اللهم و آله الطیبین الطاهرین، و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.

بخش آخر کتاب طهارت، بخش تیمم. تیمم سه تا شرط دارد تا واجب شود. ما اول تیمم را در یک نگاه کلی خدمتتان عرض می‌کنیم؛ بعد می‌رویم سراغ جزئیات و شرایط.

چیزی برای اینکه واجب شود، اول اینکه آب نباشد، یا اینکه آب باشد ولی من دسترسی به آن نداشته باشم، یا اینکه آب باشد، دسترسی به آن داشته باشم، ولی استعمال آب ضرری داشته باشد یا خوفی داشته باشم از آن.

برای اینکه من احراز کنم که آب نیست، باید دو کار کرد: یکی در زمین "فزونه"، یکی در زمین "سهله". این حکمش با همدیگر فرق می‌کند. در زمین "حضور" یا "هزنه"؛ یعنی زمینی که ناهموار است، دشت دارد، کوه دارد، جنگل دارد و اینها، باید به‌اندازهٔ پرتاب یک تیر قدیمی به چهار طرف بگردیم. مقداری که یک تیر قدیمی با ابزار معمولش پرتاب می‌شود، به چهار طرف تیر می‌اندازیم. شما به آن محدوده می‌روی، می‌گردی. اگر آب نبود، تیمم می‌کنی.

اگر زمین "سهله" (هموار و کفی) باشد، اینجا به‌اندازهٔ دو تیر باید بگردیم. تیمم به خاک پاک درست است، به سنگ هم درست است که اینجا مباحثی از پیرامون سنگ مطرح می‌شود که به آن می‌پردازیم. تیمم بر معادن و بر نوره، سنگ آهک پخته صحیح نیست. تیمم بر سبخه و بر رمل مکروه است. سبخه (نمکزار دریچه نم) و رمل (ریگ) مکروه است. بر اوالی هم مستحب است (جاهای بلند). شما وقتی می‌خواهید بروید جاهای پایین، چون معمولاً محل نجاست است و کسی هم بخواهد کاری بکند، می‌رود پایین. ما جایی که بلند است، نوک تپه، بالای تپه، به آنجاها تیمم می‌کنیم.

واجبات تیمم ۵ تا چیز است. اولش نیت است که حکمش همیشه گفتیم روشن است. دو تا دست را با هم به زمین بزند. اختلافی که بزنیم یا بگذاریم، درمورد این توضیح می‌دهیم. اگر بدل از وضو است، یک بار باید بزند. بدل از غسل، دوبار باید بزند؛ چون بدل از غسل، یکی بدل از خود غسل، یکی بدل از وضوش. ولی در غسل جنابت یک بار کفایت می‌کند؛ چون وضو و غسل یکی می‌شود. زدن اولیه است یا کلاً دو بار؟ عرض کنم که با دو تا دستش از پیشانی بیاید، از جایی که رستنگاه مو تا بالای بینی را با دست چپش روی دست راست، از مچ تا سر انگشتان بکشد. این همه توضیحاتش می‌آید ان‌شاءالله. بعد دست چپم همین‌طور. گفتیم مگر بدل از غسل باشد و دوبار بزند. موالات هم شرط است؛ فقط در غسل واجبات نیتش چیست؟ یا نیت بدلیت بکند که بدل از وضو، بدل از غسل. و نیت استباحه بکند که مباح شود برایش عبادت. نیت وجه بکند: عبادت واجب یا مستحب. به نیت تقرب بکند. این چهار تا را با همدیگر باید انجام دهد. اگر عبادتش واجب است، به نیت وجه وجوبی. اگر عبادتش مستحب است، به نیت وجه استحبابی.

بعد مستحب است که دست‌هایش را هم تکان بدهد که حالا این هم سه حالت دارد: که فوت کند، یا تکان بدهد، یا به هم بزند. وقت تیمم باید به آخر وقت بیندازد. اگر طمع در آب هست؛ یعنی امید می‌رود که آب پیدا شود، آخر وقت اگر آب پیدا نشد، آن موقع نماز بخواند و تیمم کند. اگر امید به دسترسی آب را ندارد، مستحب است بگذارد آخر وقت. خواندن اشکالی ندارد. اگر تمکن از آب پیدا کند، تیممش باطل می‌شود.

می‌گویند که آن کدام نماز است که با صدای الاغ باطل می‌شود؟ نمازی است که طرف آفتابه آبش در خورجین الاغ بود، الاغش را گم کرد، تیمم کرد. دارد نماز می‌خواند، صدای الاغش در می‌آید. نمازی که با صدای الاغ باطل می‌شود. طلبه‌های قدیم بالاخره بیکار بودند، نشستند از اینجور شبهات و از اینجور مثال‌ها می‌گفتند. اگر وسط نماز آب پیدا کند، اینجا باید نمازش را تمام کند، دوباره بخواند؛ بنا بر قول اقوی. چرا در مورد این‌ها همه صحبت می‌کنیم؟ این کلیت بحث تیمم بود.

برویم سراغ جزئیات. شرط اول تیمم چی بود؟ آب نباشد. آب نباشد یعنی چه؟ من جستجو کردم، به مقدار واجب آب پیدا نکردم. شرط دوم این بود که دسترسی به آب نداشته باشم. آب هست، ولی من دسترسی ندارم. ۵ حالت پیش می‌آید که من دسترسی به آب ندارم:

حالت اول این است که آن حرکت لازمی که من لازم دارم تا بروم به آب برسم، آن را تواناییش را ندارم. عجز از حرکت دارم. بالاخره آب تا یک جایی هست، من باید حرکت کنم، بروم. این هم که نمی‌توانم بروم، حالا یا به‌خاطر پیری است، یا به‌خاطر مریضی، به‌خاطر ناتوانی. تواناییش در من نیست. و از جهتی هم معاونی ندارم؛ کسی که من را کمک کند و ببرد. کدام را توانش را ندارم؟ خسته‌ام، خیلی ضعیفم، جان نمانده در بدنم وضو بگیرم. ولو به اینکه یک پولی بهش بدهم، آن مقدار پولی که در توانم است، می‌توانم بدهم برای اینکه کسی من را ببرد، ولی کسی نیست. درست شد؟ این حالت اول از شرط دوم.

شرط دوم این بود که آب هست، من دسترسی به آب ندارم. چرا دسترسی به آب ندارم؟ قسمت اولش این بود چون نمی‌توانم بروم تا آنجایی که باید آب را تهیه بکنم. چرا نمی‌توانم بروم؟ یا پیری، یا مریضی، یا به‌خاطر اینکه کسی نیست من را ببرد، ولو به اینکه بهش پول بدهم، مقدار پولی که در توانم است بهش بدهم تا من را ببرد، این آدم نیست. معاونی. این حالت اولش.

حالت دوم: به‌خاطر این است که آب در دسترس هست. من تا بخواهم بروم وضو بگیرم یا غسل بکنم، نمازم قضا شده، وقت تنگ است. یک دقیقه مانده که آفتاب طلوع کند؛ مثلاً جنوب هم هست. یا مثلاً می‌خواهد وضو بگیرد، بعد برود تا حیاط آنجا وضو بگیرد و برگردد. رفت. آب در دسترس است. آب هست. من اگر بروم، نمازم فوت شده. ولو به‌اندازهٔ یک رکعت. اگر داخل وقت می‌شود؛ یعنی من می‌بینم که اگر بروم، به‌اندازهٔ یک رکعت هم دیگر وقت ندارم که در وقتش نماز بخوانم. مقدار وجوب نماز این است دیگر: یک رکعت در وقت. برگردم، در حد یک رکعت در وقت خواندم. وقت غسل کنم. اگر می‌مانم بروم غسل کنم، بیایم، به‌اندازهٔ یک رکعت در وقت خواندن هم وقت ندارم. یک حرکتش داخل وقت است. درست است خارج از وقت است، ولی داخل وقت محسوب می‌شود. آن مقداری که خارج از وقت است، می‌گویند چه می‌شود؟ عجیبی از امام نقل می‌کرد، منم جایی ندیدم. ایشان از امام نقل فرمود که فتوای امام این است که اگر کسی پا شد، دید که نمازش قضا شده، در توانش هست یک مقدار پول بدهد، بلیط بخرد، با هواپیما برود یک جایی که هنوز نماز صبح قضا نشده. خیلی عجیب است. سوار ماشینش بشود، هواپیما یک ساعت و نیم قبلش مقدمات دارد دیگر. به یک نحوی حالا اصل مسئله در توانش حذف بکند، قضا می‌شود یا نه؟ بعید نیست قضا.

سومیش به‌خاطر اینکه دسترسی به آب ندارد این است که آب در یک چاه عمیق است. منم وسیله‌ای ندارم که از این چاه آب بکشم. ابزار ندارم. حالا این ابزار ندارم، ابزار بخرم. بیایم بخرم؟ من که ابزار ندارم، تیمم می‌کنم. یا اینکه لباس قیمتی دارم، می‌توانم پاره‌اش بکنم. عمامه‌ای قیمتی دارم، می‌توانم پاره کنم، بیندازم، آب بکشم بیرون. این هم باز دوباره تیمم می‌کنم. لزومی ندارد این کار را بکنم. یا اینکه ابزار بروم عاریه بگیرم از کسی، بازم تیمم می‌کنم. لزومی ندارد بروم عاریه بگیرم. آب داریم. می‌گوییم که می‌توانم بیندازم در آب با آن بگیرم، وضو می‌توانم بگیرم. نه، نه. می‌توانم بروم عاریه بگیرم از کسی، قرض بگیرم ابزارش را، بیایم آب بکشم. نمی‌روم عاریه بگیرم، تیمم می‌کنم. بله. مهم این است که ابزار ندارم. حالا ابزار ندارم، می‌خواهد بتوانم بروم بخرم، کسی قرض بکنم، ولی ابزار ندارم.

اصل نماز در مورد مطهراتش نیست ها، اشتباه. اصل نماز به هیچ وجه، به هیچ نحوی، ترخیص نداده‌اند، به هیچ نه. یعنی شما موقع جان دادن است، در آبی داری غرق می‌شوی، می‌روی. نماز ظهرت، وقتی شنیدم و ظهر و عصر. کتاب صلات که اینجا باید با پلک زدن الله اکبر بگو، یک الله اکبر، سبحان الله. یک چیزی هم بگو به نیت نمازت. این‌قدر مسئله مهم است. ولی در مورد مطهراتش بدل دارد. عدم دسترسی به آب، یا به‌خاطر این است که توان اینکه بروم تا آب را ندارم. یا به‌خاطر اینکه وقتش را که من بروم تا آب بردارم، ندارم. به‌خاطر اینکه آب در یک چاهی است که ابزارش را ندارم. یا به‌خاطر این است که آب در یک جایی است که من می‌ترسم بروم از آنجا بردارم. در یک جنگلی، در یک کلبه‌ای هستیم. آب آن بیرون لب برکه است. می‌ترسم بروم یک حیوانی بهم حمله کند. در جنگ خودمان آب تا یک جایی بوده، تا یک تانکر بوده. فرمان کسی از این پایگاه، از این سنگر حق ندارد بیرون برود. داستان آیت‌الله جوادی که ایشان گفته بودند که یک جوانی گفته من می‌روم وضو می‌گیرم. گفتم که عزیزم، دیگر لازم نیست، تیمم کن. و این‌ها که نقل شده. حالا نماز آخرمان را با وضو بخوانیم، با حال خوانده. رفت جلو، شهید شد. و دایی‌جون خیلی متأثر شده بودند از اینکه این جوان چه می‌دانسته که مثلاً این باید وضو بگیرد، نماز آخرش را. این‌ها خلاصه اینجا تیمم واجب است.

می‌ترسد خودش یا یکی دیگر کشته شود. حالا این ترس از چیست؟ از این ۶ تا مورد:

یکی اینکه من بترسم اگر بروم تا آنجا، خودم یا یک شخص دیگری کشته شود.
دومیش: اعضا و جوارح کسی تلف شود، ناقص شود.
سومین: مالی تلف شود. من تا آنجا بروم، این کیف دستی این آقا خانم، وضو بگیرم، کیفم را دزد می‌زند. ماشین مثلاً دزد می‌زند. به این نحوی است، چیزی است. اینجا تیمم می‌کند. البته گفتیم تا آخر آخر وقت برای شرایط اضطراری بد. یعنی همه این‌ها مال وقتی است که در تمام طول این مانع بود برایش. تا آخر صبر کن. اگر دیدی مانع برقرار است، مگر اینکه یقین دارد که این مانع تا آخر وقت هستش. آب رفته، شب می‌آید، ساعت جیره‌بندی است. اینجا هم مستحب است که آخر وقت بیندازد وگرنه اگر در آن وقت خواند، اشکالی ندارد.
می‌ترسی اگر برود، به زنی تعرض شود.
می‌ترسد اگر برود، آبروی شرافت خودش از بین برود. حالا این هم شنیدید دیگر. هر کسی توهمی نیست. اینجا همه مسخره می‌کنند وضو بگیرم، ما تیمم می‌کنیم. این‌ها که نیستش که. بنده خدا که می‌گفتش که آیا سجده‌دار شنیده بود، روم نمی‌شود الان حرام. ترس دیوانه شدن داشته باشد. هرچند به‌واسطه ترس درس قاطی ترس برش می‌دارد و قاطی می‌کند. این شش تا ترس بود، ترس خوف زیرمجموعهٔ چی بود؟ عدم دسترسی به آب. آب حتماً دسترسی بهش ندارم.

یک بار دیگر چهار تا حالت تا اینجا گفتیم:

اولش که من توان ندارم تا آنجا بروم، یا به‌خاطر پیری یا مریضی یا معاونی نیست که من را ببرد.
وقت تنگ است.
ابزار ندارم از چاه آب بکشم. حالا یا ابزار باید بروم بخرم، یا یک وسیله‌ای دارم که گران قیمت است، باید بیندازم در آب، یا عاریه بگیرم.
می‌ترسم بروم. ترسش هم از جهت این است که مرگ خودم یا دیگری، نقص عضو، تلف مال. عرض کنم که تعرض به زنان، آبرو و شرافت و دیوانه شدن، هرچند به‌واسطه ترس.

پنجمین از عدم دسترسی: من اگر بروم آب بخرم، دسترسی دارم. می‌توانم آب بخرم. به‌جای آب، خریدنی است دیگر. می‌توانم دسترسی داشته باشم، ولی پول پرداخت آب را ندارم. به‌خاطر این است که بهاش را ندارم. یا به‌خاطر اینکه پول را لازم دارم جای دیگر. در آینده نزدیکی. زمان آینده به این پول احتیاج دارد. اینجا همیشه دسترسی عدم دسترسی به آب روشن شد تا اینجا. حالا من اینجا پول بدهم بابت آب، فرقی می‌کند پولش کم باشد یا زیاد؟ من باید پول بدهم. حالا یا این پولش را ندارم، یا به‌خاطر اینکه بعداً به این پول احتیاج دارم.

در مورد این مالی که تلف می‌شود، اگر من وضو بگیرم، یک مالی تلف شود. هم به اینجا ربط دارد، هم آن بحث قبلی. اگر من مالی ازم تلف می‌شود، مال کم و زیادش فرقی می‌کند. گفتی که مال اگر تلف شود، این دیگر نمی‌خواهد. حالا مال کم باشد یا زیاد باشد، وضو بگیرم، فرقی بین این‌ها هست؟ نه فرقی نمی‌کند. چه در آن مالی که ترس تلف شدنش را داشت، چه در مالی که دارد اجرت می‌دهد در ازایی که آب بگیرد. در جفتش فرقی بین کم و زیاد نمی‌کند.

اگر قرار است که آب پول بدهد و پولش را. ولی یک جاهایی فرق گذاشتند. گفتند که در آن مسئله اول که تلف می‌شود، آنجا یک امر منقطع. بعد آن مالش هم می‌رود در گردن غاصب، به گردن غاصب. ولی در دومی پول می‌دهد، ولی ثواب دارد. پس آن اولی را فقط چون یک امر منقطعی است، آنجا نمی‌خواهد. ولی در دومی پول خرج کند، ثواب هم فرقی بینش نمی‌کند. در هر دو تایش هم ثواب دارد. تازه آنجا که پول می‌رود گردن غاصب، بعد برگرداندن یک مزیتی برای این آقا هم دارد. آنجا اشکالی ندارد. با این چیزی که بخواهیم بگوییم، آنجا بهتر هم هست که اتفاقاً پول را بدهد که آنجا گفتم تیمم اشکال ندارد. شما پول را به غاصب نده. آن مال که دارد تلف می‌شود، تیمم کن. غاصب هم ثواب دارد، هم بعداً به گردن آقا هست که پولمان را برگرداند. جفتش فرقی نمی‌کند. در جفتش به‌محض اینکه آدم قرار است پول بدهد، دیگر تیمم می‌خواهد، دیگر وضو نمی‌خواهد.

ح: شرط سوم برای تیمم چی بود؟ آب نباشد، دسترسی نباشد، دسترسی باشد، ولی نتواند. ضرر داشته باشد. باریک‌الله. سه تا حالت کلی شد، اقسامی. حالا آب دسترسی هم هست، ضرر دارد. ضرر دارد یک وقت به‌خاطر بیماری است. بیماری یک وقتی الان هست، یک وقت ممکن است بعداً بیاید. اگر الان هست، می‌ترسم بیماری شدید شود. یا می‌ترسم بیماری‌ام طولانی شود. یا می‌ترسم درمانش با مشکلی مواجه شود. هر سه تا در بیماری موجود، در بیماری آینده هم که می‌ترسد اگر من الان آب بزنم، به یک بیماری مبتلا شوم. جفتش باعث می‌شود که دیگر آب استعمالش برایش لازم نباشد، بلکه شاید حرام هم باشد و لازم می‌شود که تیمم کند.

یک وقت دیگر آب هست، دسترسی هم هست، خوفی دارم از استعمالش. می‌شود سرمای شدید. طرف دارد در قطار می‌رود یا حالا اتوبوس در راه جنب شده، خوابیده، پا شده، می‌بیند که اتوبوسم وایساده. در حد یک نماز صبح وقت داریم. غسل هم می‌خواهد برود بکند، یخ می‌زند. به‌معنی واقعی درد سرماخوردن، در حد لرزیدن سرماخوردن. باعث می‌شود که تیمم. فقط آن بخش نجاستش را برطرف کند. با نجاست دیگر نمی‌تواند نماز بخواند، مگر دیگر همان ازاله نجاست هم اضطرار پیش بیاید. جبهه رزمنده، یکی از خواب پا می‌شود، می‌دیدند که از خواب پا شده، یکی دیگر داشت جلویش نماز می‌خواند، تق می‌زد پشت او. این هم بهش اقتدا می‌کرد. با پشت پیراهن خاکی آن رزمنده تیمم می‌کرد.

یا می‌ترسد که اگر از آب استفاده کند، برای خودش یا برای حیوانی تشنگی ایجاد شود. اینجا حرام است که از آب استفاده کند، باید تیمم کند. یا اینکه در آینده تشنگی ایجاد شود. الان تشنه نمی‌مانند وقتی در آینده تشنگی ایجاد شود، به آب احتیاج دارند. شب به این آب احتیاج دارد. حالا چه جور می‌ترسد که بعداً تشنه می‌شوند و دسترسی به آب ممکن نباشد. یا عادتاً احتمالش را می‌دهند. می‌گویند این مسافت چون مثلاً جایی نیست که ما آب بخریم، آب برداریم و فلان و اینها. یکی از قرائن موجود ما الان دیگر مثلاً در شرایطی هستیم که احتمالش را می‌دهیم که مثلاً آب نداشته باشیم، نمونه بماند. اینجا دیگر از آب نگه می‌دارد برای ولو به غذا پختن باشد، غذا باهاش بپزد. حیوانش تشنه می‌ماند. می‌داند که این سگی که همراه کاروان است، تشنه می‌ماند. این مسئله فقهی را به‌نظرم شب عاشورا در روضه گفتیم. حالا یادم در روضه.

این مقدار تفحص از آب برای اینکه من اطمینان پیدا کنم به اینکه آب نیست، توضیح اجمالی داده بودیم. در زمین "حزونه" یا "هزنه" به‌مقدار یک تیر. در زمین "سهله" به‌مقدار دو تیر. قلب در "سهمین" یا "قلب سهم". این "قلب سهم" چی هست؟ به‌اندازهٔ یک تیر انداختن. پرتاب تیر توسط یک تیرانداز، به آن ابزار تیراندازی. قین. بعد هم تیرانداز آدم معمولی. تیرانداز حرفه‌ای این تیر را می‌اندازد ۶۰ کیلومتر آن‌ورتر. معمولی چقدر تیر می‌اندازد؟ ابزار المپیک است. از اینجا می‌زند چشم آن بابا را مثلاً ته شهر در می‌آورد. حرمله‌ای برای خودش مثلاً لعنت الله علیه. زمین سهل زمینی است که خب این زمین "حزنم" گفتیم درخت دارد، سنگ دارد، پستی بلندی دارد، مانع از دیدن پشت می‌شود. این به‌اندازهٔ یک تیر. ولی در زمین "سهله" خب زمین صاف است، اینجا دو تا تیر می‌اندازد.

حالا اگر من آقا احتمال اینکه در هر چهار طرف آب باشد را می‌دهم، مال وقتی است که در هر چهار طرف که آب باشد، اینجا به هر چهار طرف تیر می‌اندازم. ولی اگر از این چهار طرف، یک طرفش یقین دارم که آب نیست، آن طرف را نمی‌خواهد. یا دو طرف یقین دارم آب نیست، آن دو طرف را نمی‌خواهد. خب پس اگر یقین کند که آب مطلقاً وجود ندارد، اینجا آب واجب نیست. مطلقاً جستجو کردنش. برخی از جهات آب نیست. این هم در همان جهت‌ها لزومی ندارد برود تفحص بکند.

اگر یقین دارم در این مقداری که تیر می‌اندازم، آب نیست، ولی دورترش آب هست، اینجا باید برود از همان جا که دورتر است آب بردارد. اگر توانایی دارد، قدرت دارد، وقت نمازش تنگ نیست. بله. یعنی اگر یقین ندارم که آب کجاست، اگر یقین دارم که آب نیست، تیر نمی‌اندازم. یقین دارم که آب هست، بازم تیر نمی‌اندازم، می‌روم آب را برمی‌دارم. ولو فاصله بیشتر از یک تیر باشد. توانایی داشته باشم، قدرت داشته باشم، وقت نماز صحیح نباشد. آن شرایطی که گفتیم دسترسی به آب هست، ولی من نمی‌توانم، در نظر.

حالا آقا من نایب می‌توانم بگیرم؟ خودم نمی‌توانم تفحص از آب بکنم؟ نایب می‌توانم بگیرم. جستجو کند از یکی، برود در دفتر خودم. بروم بگردم پیدا کنم. اولاً که جایز است. بله خوب. نه اینجا گفتند که اشکالی ندارد. بعد آنجا هم بحثی بود باز پیرامون اینکه خدمتتان عرض کنم که پول دادن یا بهاش را نداشته باشد یا بهش احتیاج داشته باشد، این را شرط کرده بودم. یکی تلف شدن مال بود، یکی مالی که پول قرار است بدهم. از این جهت مشکل. با پول می‌توانم آب بگیرم، باید بگیرم. مگر اینکه به پولش احتیاج داشته باشم. یا اینکه نه، آنجا در بحث این بود که من به پول احتیاج دارم. در این جمع شود، اشتباه نشود. حالا اگر خوب جا نیفتاده، الان توضیحش را دادیم. پس اینجا هم من باید پول خرج بکنم. اینکه حالا هرجا باید پول بدهم، دیگر نمی‌خواهد وضو بگیرم. این نیست. اگر پولش را لازم دارم یا پولش را ندارم، اینجا از گردنم برداشته می‌شود.

حالا اگر پول دارم بدهم کسی واسم برود. اصل خب نایب فرستادن که جایز است. اگر خودم تواناییش را ندارم، چه بسا واجب هم بشود. به کسی پول می‌دهم، ولو به اینکه اجرت بهش بدهم، به شرط اینکه قدرت مالی داشته باشم. توانایی که می‌خواهم بهش پول بدهم. حالا اگر نایب اختیاری، مهم نیست چقدر باشد. مثلاً یکی هست. مثال می‌زنم میزان مقدار پول اهمیتی در چیز ندارد، شاید نداشته باشد. چون گفتند قدرت مالی ولو عرفاً خیلی گران است، ولی خب در توان او هست. حالا من نایب که می‌خواهم بگیرم، یک وقت اختیاری است، یک وقت اضطراری است. مجبورم بالاخره همین بابایی که اینجا هست را به‌عنوان نایب بفرستم. چند نفری هستند. اگر اختیاری است، باید عادل باشد حتماً. نه شاید نیاز نداشته باشند. من در فضایی گیر کرده‌ام. نماز خودم دارد قضا می‌شود. وضو گرفتن. بله معنی. مشکلاتی دارم که وضو مثلاً هی باطل می‌شود. جان. اگر اختیاری. قول او فلان جا من آب واست پیدا نکردم. بدونم که آدم عادلی است. بشود به حرفش اعتماد کرد. رفته گشته که پیدا نکرده. اگر اضطراری بشود، در صورت امکان باید عادل باشد. اگر دیگر نشد عادل باشد که دیگر هیچی.

حالا اگر خاک هم برای تیمم پیدا نشود. در آمریکاست مثلاً طرف. نه آب پیدا می‌شود. مثلاً تشنم بود در انگلیس. می‌رفتیم رستورانی، وایسادیم. گفتیم آقا آب بده به ما. گفتش که ما اینجا هیچی بدون شراب سرو نمی‌کنیم. حتی یک لقمه آب. آب می‌خواهی؟ بعد یک شراب سفارش بدهید در کنارش. بله. بطری آب بهت بدهم. چندین سال پیش فرمودند که ما برای درمان سرمان رفتیم ایتالیا. سردردهای شدیدی داشتند. دیگر ایتالیا رفتیم یا ایتالیایی انگلیس. حالا ایتالیا گفتم. آنجا یک مردی بود. ما اولای بعد جنگ، سال ۶۹ این‌ها بوده. گفتند که رفتیم آنجا و یک مردی بود. پیرمردی. کشوری هستید که جنگ‌زده هستید و ما من هم جنگ جهانی دوم را مثلاً دیده بودم. بچه که بودم و این‌ها. جوان بودم. سخت‌ترین خاطرات چی بوده از جنگ جهانی؟ خاطرم چی بوده؟ این بود که با خمپاره زدند این عرق‌فروشی سر کوچه را ترکاندند. ما یک هفته مجبور شدیم آب بخوریم. مگر آدم آب می‌خورد؟ آب مال قورباغه است. آدم عرق می‌خورد. یعنی به‌عنوان رفع تشنگی روزمره‌شان معمولش اصلاً آب معنا ندارد. آب گیر نمی‌آید. خاک هم ممکن است گیر نیاید. حالا حالا چه کار کنیم؟ تیمم چه کار کنیم؟ بعد تفحص از خاک بکنم. همان‌جور که برای آب تفحص می‌کنم. تیر بیندازم، خاک پیدا می‌شود یا نه؟ به‌اندازهٔ یک تیر دنبال خاک بگردم. یعنی گرد و ... نه حالا عرض می‌کنیم.

حالا تیمم با چی؟ یکی با خاک پاک، یک هم با سنگ. سنگ و چرا خاک پاک مشخص است. سنگ چرا؟ چون اطلاق اسم "ارض" بر آن می‌شود. ارض باشد بر زمین باشد. به سنگ هم زمین می‌گویند. لفظ "سعید" هم برایش بار می‌شود. "تیممو سعیداً طیباً". بر سعید تیمم کنید. بساد. ضمن اینکه سنگ در حقیقت خاکی بوده که رطوبت چسبناک به خودش دیده، حرارت رویش تأثیر کرده، استحکام پیدا کرده وگرنه سنگ هم همان خاک است. این دو تا دلیل برای اینکه به سنگ می‌شود تیمم کرد. در سنگ‌ها فرق بین اقسام سنگ نیست. سنگ مرمر، سنگ سیاه سخت، که ازش دیگر سنگی درست می‌کنند و اینها فرقی نمی‌کند. اختلاف کوچک بین فقها در این مسئله هستش. به سفال می‌شود تیمم کرد یا نه؟ وقتی که تیمم به سنگ جایز است، به طریق اولی سفال به طریق اولی هم جایز است. بله آه. چرا به سفال به طریق اولی جایز است؟ چون که سفال فقط پختن خاک پخته است. بدبخت سنگ را که فشرده کرده بودند، چی کرده؟ این فقط پختنش. هنوزم اطلاق اسم زمین بر آن می‌شود. اطلاق اسم "سعید" بر آن می‌شود. سعید. حالا در همین بحث سعید معناش اختلاف خیلی مفصلی است که خود سعید به چه معناست. منظور زمین اصطلاح ۱۸ تا لفظش برایش فرق از اسم خاک بودن سفال در آمده، ولی از اسم زمین بودن و اینها در نیامده. همان خاک، همان زمین. تازه سنگ استحکامش هم از سفال بیشتر است.

مرحوم محقق حلی اینجا یک اختلافی دارند که خب ما مطرح. سفال را قبول ندارد. شهید شما چه جور سجده به سفال را قبول دارید؟ تیمم قبول. تیمم به چیزهای معدنی مثل سنگ سرمه، سنگ زرنی، خاک آهن، چیزهای معدنی اگر باشد، تیمم برای صحیح. میز سرامیک، موزاییک، پارکت. بله دیگر. معدنی محسوب. کارخانه محسوب. تحقیق معدنی. سنگ طبیعی عقیق، عرض کنم که فیروزه. معدن تولید بشود، معدن کشف بشود. حالا مثلاً استخراج بشود، طبیعی نیست. مال در زمین نیست. مال یک جاهای خاصی. اگر معدنی فیروزه معدنی است. زمین بحث‌های اجتهادی کرد.

به سنگ آهک پخته. بله. به نوره. نوره نمی‌شود آقا تیمم کرد. نوره را باید برای جاهای دیگر استعمال کرد و سنگ گچ این‌ها هم نمی‌شود. چرا؟ دیگر سنگ آهک، خاک آهک. آهک خاک طبیعت هستش. خب اینی که الان برای خاصیت موبر دارد، کلاً خاصیتش همین گندزدایی و اینهاست دیگر. آهک. عرض کنم که حالا ظاهراً این‌هایی که برای خواص بهداشتی استفاده می‌شود، بهش چیزی هم اضافه می‌شود. ولی اصلش همین نوره طبیعی خیلی چیز خوبی برای پاک کردن کله پاچه از نوره استفاده کنند. سفارش شده به خود نوره هم خیلی استحباب شدیدی دارد استعمالش. حتی دارد که ۲۱ روز یک بار مصرف کن. پول نداری برو قرض کن. استفاده. خود امام حسین علیه‌السلام صبح عاشورا استفاده کردند از نوره قبل از شهادت. چه تیغ درست کردن‌ها. کشورشان تیغ درست کردند. ما را از نوره محروم کردند. این‌ها دیگر سنگ آهک، سنگ گچ این‌ها از اسم زمین بودن دیگر خارج.

تیمم به سبخه و بر ریگ مکروه است. سقف زمین شوره‌زار خشک. البته کراهتش مال وقتی است که نمک آن‌قدر ندارد که مانع برخورد دست با زمین شود. اگر آن‌قدر مانع داشته باشد، زمین نمی‌خورد. تیمم. تیمم به ریگ هم مکروه است. چون بالاخره شبیه به معدن هستند. زمین معدنی شباهت دارد. مستحبی که به جاهای اولی، جاهای بلند تیمم شود. دلیلش هم روایت است. جاهای محل متهم به نجاست. اصلاً "قاعد" که می‌گویند "قاعد" به این محل بوده. قاعدتاً به مدفوع می‌گویند. چرا به مدفوع می‌گویند؟ چون اصلش این بوده که قدیم هرکس می‌خواسته برود این کار را بکند، می‌رفته توی یک گودالی. گودال. گفتند جا من القاع. از "قاعدت" آمد. از "قاعد" آمد. از "قاعد" آمد. گفتند "قاعد" "قاعد" دیگر اسمش خود آن یارو شد. قاعت محیط‌هایی که مثلاً پست‌تر بوده، گودالی بوده، چاله‌ای بوده، آنجا می‌رفت. واسه همین در گودال و چاله خوب نیست. بلند زمین تیمم. آن که نجاستی داشته باشد، قبلاً یک بچه‌ای را آورده باشند، خرابکاری، کاری کرده باشد و این‌ها.

تیمم شما بعد اولاً اینکه نیت بکنی. نیتت هم به قصد انجام تیمم باشد. مقارن هم با اولین بخش تیمم باشد. اولین جزء تیمم این است که هر دو دست را با هم به زمین بزنیم. بزنیم یا بگذاریم. اختلاف. باریک‌الله. طبق نظر شهید اول باید بزنی. با شدت. صرف گذاشتن روی زمین کفایت نمی‌کند. ولی خود شهید اول در یک جای دیگر ایشان فرموده که بگذاری روی زمین کفایت می‌کند. اختلاف نظر فقها به‌خاطر تعبیر "ضرب" و تعبیر "وضع" در روایت. ضرب یک جا آمده، وضع. اختلاف فتوا. بلد باشیم خوب است. آفرین. حالا می‌گویند که آقا اگر شما بزنی، به هر دو عمل کردی. ولی اگر فقط بگذاری، به یک سری روایت عمل نکردی.

زدن هر دو تا دست با هم به زمین، مال وقتی است که مانعی نباشد. حالا اگر یکی دو تا دست خودش نتواند به زمین بزند. یک دستش حالا یا قطع است یا بیماری دارد یا در زنجیر است. فقط زنگ بزند. همان یک دست را می‌زند. حالا اینجا با همان دست خودش پیشانی‌اش را مسح می‌کند. از وسط. حالا به یک نحوی می‌کشد که کل پیشانی را در بر بگیرد. دستی هم که سالم است، دیگر مسح کردنش ساقط می‌شود. همین دستی که الان من باهاش زدم به زمین، خود این را که دیگر نمی‌توانم تیمم کنم. این‌جوری در بیاورم. تیممش ساقط می‌شود. مگر اینکه قول قوی هست. خود این دست را روی خاک پشتش را بمالاند. مثل کسی که دو تا دستش قطع است، پیشانی‌اش باید به خاک بمالاند. این هم دستش را پشتش را به خاک می‌مالاند.

حالا اگر هر دو دستش نجس باشد، بحث دستی‌ام عزیزم. بله چشم. فعلاً در بحث دست. اول زدنش. حالا این هر دو تا دست نجس است. این بابا می‌خواهد بزند دستش. یا زخمی دارد، یک چیزی دارد، نجس است. اینجا نباید این را به زمین بکشد. در بحث کشیدنش. اگر نتواند تطهیرش بکند، با همان نجاست به زمین می‌زند و مسح می‌کند. حالا اگر نجاست سرایت بکند، یا مانع از خوردن کف دست به زمین بشود. نمی‌شود برطرفش کرد. ولی اگر به خاک سرایت می‌کند. حالا نه، این دستی که می‌خواهد پشتش را بکشد به خاک. یک دست بسته است دیگر. آقا این دست شکسته است. تیمم کنم؟ مثلاً این زیر اصلاً زیر شکمش را بردند توی چیز، اصلاً نیستش. دستی نیست. این دست اگر خون سرایت بکند یا مانع از خوردن کف دست به زمین بشود، این نجاست است. در صورت امکان باید نجاست دستش را خشک کند و نجاستی که مانع است را برطرف کند. حالا اگر خشک کردن و برطرف کردن نجاست هم باز ممکن نیست، اینجا پشت دستش را به زنگ بزند. کف دست نجاستی دارد. به زنگ بزند، منتقل می‌شود. اینجا پشت دست زنگ می‌زند. خون آمده، تیر خورده. مثلاً این ای، خون آمده باشد. اگر کف دستش یک جوری است که نجاست مانع از اینکه دست به زمین بخورد، قانون این است که دست به زمین بخورد. یا اینکه اگر بزند، نجاست سرایت می‌کند، پخش می‌شود. به خاک می‌خواهد بزند، پخش می‌شود. همه جا بزند، سرایت موضوعیت دارد یا اینکه می‌خواهد خاک نجس نشود. مسح بکنم. سرایت می‌کند. بله خب. حالا بقیه جاهای دست به بقیه اعضای مسح. اگر پشتش با سرایت می‌کند، اینجا چه کار کند؟ خیلی دیگر حاد است. دو طرف دست واسه تیمم مانع. اینجا نجاست سرایت کننده را. نجاست سرایت می‌کند برایت. مسح. اگر سرایت نمی‌کند، ولی ازاله نجاست ممکن نیست، اینجا همان دو تا کف دست خودش را که نجس است، به زمین می‌زند. همان‌جوری که در جبیره‌ای این کار را می‌کند. حله. این گیر کردیم. مروری بشود.

بخش سخت تیمم تمام شد. یک تیکه فقط در تیمم مبتدا و تیمم مستدام. بحث بقیه‌اش دیگر ساده است. در تیمم باید یک بار دستش را بزند. اگر بدل از وضو است، اینجا با هر دو تا دست خودش از پیشانی، رستنگاه مو تا بالای بینی مسح می‌کند. تا بالای بینی، مستحب است تا سر بینی. تا بالای بینی، تا اینجا. حالا ابروها را هم بکشد یا نه؟ دو تا قول است. از بالا به پایین هم باید باشد. محدودش هم می‌گوییم. بعد این محدوده جبین را هم در بر بگیرد. اینجایش واجب بود. مورد اتفاق همه فقها هم بود. این یک تیکه‌اش. یک عده گفتند که مستحب هم دو تا ابرو باید بشود. یک عده گفتند نمی‌خواهد. یک عده گفتند که دو تا جبین را هم باید بکشد. جبین چیست؟ این دو تا محلی که پیش رو احاطه کرده. می‌گویند عرق جبین. اینجا که عرق می‌ریزد. جبین بالای گوش و گوشه چشم. اینجا بغل شقیقه. آفرین. متصل به این است. از اینجا که احاطه کرده می‌آید به شقیقه می‌رسد. اینجا بعید نیست این‌جور باشد. چون روایات برخی‌اش همین را گفته.

حالا بعد از مسح پیشانی، باید کف دست چپش را بگذارد روی دست راست. از مچ تا سر انگشتان. این‌جوری نه ها. این‌جوری. یعنی دست از مچ شروع بشود. از مچ به این نحو. این‌جوری نه. پایین برود مشکل پیدا می‌کند. همه انگشتان را باشد. تازه مانع هم نباید داشته باشد. انگشتری چیزی نباید باشد. این هم باید بسته باشد. دست جفتش بسته باشد. این روی این می‌آید تا ته این دست. از ته مچ شروع بشود. از مچ شروع بشود. از اینجا دارد شروع می‌شود. شروع شدنش از مچ بشود. از ما شروع بکن. جلو دست راستش را باید بگذارد روی دست چپ. همین کار را انجام بدهد. هر دو تا باید از مچ شروع کند به طرف پایین تا سر انگشت‌ها دست خودش را بکشد.

اگر تیممش بدل از غسل است، دو مرتبه دستش را به زمین می‌زند. یک بار برای مسح پیشانی‌اش، یک بار برای مسح دو تا دستش. تیمم فقط این است که یک بار. اگر برای وضو یک بار می‌زند بحث پیشانی، مسح دست. اگر برای غسل یک بار می‌زند مسح پیشانی. دوباره می‌زند مسح دست‌ها. درست شد. البته بین فقهای موجود اختلاف. حالا اگر جنب که همان یک بار کفایت می‌کند. چون یکی است. ولی اگر غیر جنب، این دو مرتبه تیمم می‌کند. اول که می‌زند در تمام حالت. قرص می‌خواهد تیمم بکند. باید بعد از صورت بزند دوباره. نه. نگاه کنید. اگر غسل، اگر به‌جای غسل جنابت دارد تیمم می‌کند، در تیممش یک بار موقع پیشانی می‌زند، یک بار موقع دست. این آقا اگر وضو مهم متعلقش است، خوب گوش بدهید. این تیکه را خوب گوش بدهید. اگر برای غسل یک بار می‌زند، برای پیشانی یک بار می‌زند، برای دست‌ها. هر غسلی. هر غسلی. حالا اگر برای وضو یک بار می‌زند، همه را می‌کشد. حالا اگر غسلش غسل جنابت بوده، همان یک باری که به‌جای غسل گرفت، کفایت می‌کند. اگر به‌جای غسل حیض بوده، غسل استحاضه بوده، غسل میت بوده و بقیه، یک بار به‌جای غسلش تیمم می‌کند. یک بار به‌جای وضوش تیمم می‌کند. آها. یک دانه به‌جای غسلش. یک دانه گفتن داشت. یعنی خانم حائض در سفر آب ندارد. هر کدام که لازم بود. فقط در قوس. به‌جای غسل اگر باشد، دوبار می‌زند. دوبار می‌زند. بعد آره دیگر. ولی برای وضو یک. حالا اگر غسل جنابت فقط به‌جای غسلش تیمم می‌کند. به‌جای غسلش وضو. اگر برای بقیه غسل‌هاست، یک بار به‌جای غسلش تیمم می‌کنیم و به‌جای وضو تیمم.

برای بعد از غسل جنابت اگر وضو هم بگیرید، بهتر است. مستحب است دیگر. درست است. برای غسل جنابت. بعد غسل جنابت، وضو حرام است. بدعت. و بدعت. حالا مسئله. حالا اینجا بحثی هست. محل وارد بحثش نشویم. اینکه از باب الوضو علی الوضو باشد، یک بحث. یک وقت آدمی که به‌جای اینکه حالا مثلاً بحث اگر مقداری آب داری، باهاش وضو بگیرد. به‌اندازهٔ وضو آب دارد. شما غسل یک سا آب، ۳ لیتر. وضو یک مد، ۷۵۰ گرم بود. موضوع آب دارد. اینجا فقط باهاش وضو می‌گیرد. به‌جای غسلش تیمم می‌کند. بله دیگر. حالا فرقی نمی‌کند. در مورد غسل‌های دیگر داشتیم که مستحب زودتر از خودش وضو بود. بله. عکسش هم می‌شود. می‌شود با این آب غسل کند. آب به‌اندازهٔ غسل دارد. آب غسل می‌کند. به‌جای وضوش تیمم بگیرد. این‌ها همه برای کسی است که غیر جنب است. بین جنب که غسل و وضوش یکی. باید نیت بدلیت هم بکند. من الان به‌جای چی دارم تیمم می‌کنم. این هم نکته‌ای ایست.

یک وقتی آدم تیممش طول می‌کشد. یعنی مانعش، عذرش طول می‌کشد. مثلاً بیمارستان. این آقا نمی‌تواند عمل جراحی کرده. مثلاً نمی‌تواند وضو بگیرد. این یک وقت جنب هم شده. حالا یک وقتی برای هر نمازش جداگانه تیمم می‌خواهد. این باید جدا جدا نیت بکند. حالا برای هر نمازی. این بابا مسئله مهمی است. ببینید این بابا که در بیمارستان است، فرض اینکه حالا مثلاً فرض بکنیم که این مریض است. در این حالت هم جنب می‌شود. مثلاً جراح. حالا این آقا به هوش آمده. می‌خواهد نماز بخواند. ببیند هم جنب است هم وضو می‌خواهد. حالا با همان غسل جنابتش که حالا بر فرض بگوییم زنی باشد، حائض بشود. این خانم حائض است. حالا استحاضه متوسطه و کسی دیگر. فاجعه می‌شود. حائض بابت حیضش غسل می‌خواهد. بابت نمازش وضو می‌خواهد. یعنی برای نمازش هم غسل می‌خواهد هم وضو می‌خواهد. حالا بابت غسل حیضش تیمم کرد. تیمم کرد. برای هر نمازی وضو می‌خواهد. حالا در هر نمازی باز لازم است که این به‌جای آن غسلی که نگرفته، تیمم بدلی بگیرد یا نه؟ مثلاً افتاد. یا خیلی سخت. هنوز تا وقتی که این باید بحث بشود. یعنی آقا حالا ان‌شاءالله در رسالت بخش تیمم را در می‌آورند. این اینی که الان عذر دارد از اینکه غسل کند، یک بار تیمم کرد، کفایت می‌کند یا برای هر نمازی باز باید تیمم بکند؟ چون هنوز همان عذر را دارد تا اینکه موعظه برطرف شود و برود غسل کند. مدت زمانش بیشتر از. یعنی یک غسل. یک غسل می‌خواست برای اینکه این حیضش پاک شود تا حیض بعدی. نیت بدلیت را بکند. این غسل بدل از چیست؟ آن قوس بدل از چیست؟ روشن باشد. من دو تا تیمم می‌خواهد بکنم. وضو روشن باشد. اولی برای گوشی. دومی برای چی؟

یک وقت‌هایی از تیمم بدل می‌کند، ولی این تیمم بدلش مبیحه نیست. مثل وقتی که می‌خواهد نماز میت بخواند. خب حالا تمام بدل گرفت. غسل ندارد و نمی‌تواند بخواند. نخیر. این مستحب است. کسی در رختخواب رفته، وضو ندارد یا غسل ندارد. ولو در رختخوابش می‌خوابد، تیمم کند و بخوابد. با این می‌تواند پا شود نماز صبح بخواند. جنب بودیم در رختخواب. زدیم و پا شدیم و بخوانیم. ایموبیه سوم در مسجدالحرام بود، مسجدالنبی بود. خواب بود، پا شد، دید جنب شده. اینجا برخی واجب بودند که همان‌جا تیمم کند بعد خارج شود. در اعتکافم یک مسئله‌ای. وقتی کسی می‌بیند که در مسجد است. بیدار می‌شود، می‌بیند جنب است، تیمم کند برود بیرون. چنین مسیری که حالا من که ما گذر را برای غیر از مسجدین جایز بدانیم برای جنب. یک بحث دیگر. اینجا هم این تیممی که در مسجد دارد می‌کند، اگر واجب بدانیم، تازه باز هم مبیحه نیست. قصد استباحه باید بکند. قصد وجه باید بکند. قصد غربت هم باید بکند. کما اینکه در وضو، در طهارت مائیه هم همین را دارد. در طهارت ترابیه هم همین را دارد. هم توی آخر شرط.

در تیمم موالات واجب است. افعال تیمم را پشت سر هم انجام بدهد. بینش فاصله نیفتد. اگر این وسط تیمم اخلالی برایش پیش بیاید، تیممش باطل است. یا گناه کرده. فقط وضعیت تکلیفی. بساط تیمم یک تیکه را زد پیشانی‌اش را. رفت ۱۰ دقیقه بعدش دست راست بکشد با دست چپ. اینجا تیممش درست است و فقط گناه کرده. یا اینکه هم گناه کرده هم تیممش باطل است. اختلاف است. اگر قائل بشویم به اینکه واجب نمازگزار انجام تیمم را به تأخیر بیندازد، در وقت نماز تنگ بشود، اینجا تیممش هم باطل است، باطل است. اگر این تأخیر را قبول نداشته باشیم، تیممش درست است ولی گناه انجام داده. تأخیر مستحب است که دست‌ها را بعد از هر باری که می‌زند به زمین، تکان بدهد. حالا تکان بدهد یا فوت. هر بار که دست را می‌زند زمین، دست را تکان بدهد. حالا اگر در غسل دوبار می‌زند، اگر در وضو یک بار می‌زند. حالا تکان دادنش یا فوت می‌کند گرد و غبارش برود. یا دست‌هایش را به هم بمالاند. یا به هم بزند. به هر نحو.

تیمم ابتدایی وقتش کی؟ تیمم استدامه‌ای وقتش کی؟ تیمم مبتدا، تیمم مستدام. تیمم مبتدا تیممی است که الان تیمم می‌کنم برای همین نماز. تیمم مستدام تیمم کردن برای نماز قبلی تا بین نماز قبلی و این نماز حدثی صورت نگرفته. نماز عصر تیمم کردم. تا نماز مغرب دارم. خب حالا آب پیدا. من با تیمم مبتدا کی باید نماز بخوانم؟ با تیمم مستدام کی باید نماز بخوانم؟ درست است. با تیمم مبتدا باید بیندازم آخر نماز ظهر و عصر. آب نداشتم. این‌قدر صبر می‌کنم. آخرای وقت بشود تا آب پیدا بشود. اگر یقین دارم که اشکالی ندارد. استحباب داشت که آخر وقت بگذارد. تنگ بشود بعد تیمم بکند. در ایام عقد زن و شوهر مثلاً در خانه پدری، مادری که سینا این‌ها چه کار می‌کنند؟ مثلاً خجالت می‌کشند که بروند. بله. خجالت می‌کشم من غسل کنم. یک کسی خانه فامیل رفته، جنب شده. ترس غسل کند. خجالت می‌کشد. این یکیش این است که برود همان تیکه تیکه که گفتیم یک بار در بحث غسل غسل کند. کسی نفهمد. حیا اینجا جایز نیست. خجالت بردار نیست. بعدش این است که اگر دیگر واقعاً نشد، آخر وقت می‌اندازد که تیمم بهش واجب بشود. ولی خود این تأخیرش بر این آقا حرام است. تأخیر انداختن شراب نماز صبحش می‌بیند که جنب. ماه رمضان. یکی نمی‌دانم موردی داشتیم. مورد داشتیم. طرف عمل نکرده. غسل هم به گردنش آمده. خانه پدر خانم. خجالت می‌کشد. کفاره جمع نیست. حالا یا ۶۰ تا فقیر، ۶۰ تا مسکین بخوراند، بپوشاند. ۶۰ روز روزه‌ای که ۳۰ روزش ممتد است. عرض کنم که آنجا تأخیرش حرام است. ولی تیممش درست است و نمازش درست است. خود اینکه این‌قدر عقب می‌اندازد که فقط به‌اندازه یک رکعت نماز وقت داشته باشد. بعد تیمم می‌کند. نماز می‌خواند. اینجا تأخیر انداختن حرام است، ولی نمازش درست است. ولی در وقتی که این‌جوری نیست و اضطرار واقعاً آب نیست. یا آب هست. آن سه تا شرطی که گفتیم. استعمال می‌تواند بکند. ضرر دارد برایش. آخر وقت تیمم می‌کند. آخر وقت شده یا گمان بکند دیگر آخرای وقت است. همین‌قدر کفایت.

اگر البته مال وقتی است که امید دسترسی به آب نداشته باشد. هرچند احتمال بعیدی بدهد ها. احتمال بعیدی است که دسترسی به آب پیدا کنم. بازم صبر. اگر امید به دسترسی به آب ندارد. نه. اختلافی باز اینجا بین فقها هست که دیگر از زمین رد می‌شویم. در تیمم مستدام. اینجا می‌تواند در صورت وسعت وقت و اول وقت عبادت دیگری را به جز آن عبادت قبلی را با همین تیمم انجام بدهد. اول وقت نماز مغربش را می‌خواند. آخر وقت نماز عصر را خوانده بود. تمام شد. بعدی‌اش را دیگر می‌تواند اول وقت بخواند. نمازهای واجب دیگری داشته باشد. نذر کرده که قبل نماز مغرب دو رکعت نماز بخواند. آن هم می‌خواند با همین. اینجا یک بحث دیگر هم داریم. این است که من نماز واجب دیگری داشتم غیر از این نماز. آن برایم تیمم مبتدا بود. نماز واجب مثلاً نماز ظهر و عصر نبود. نماز نذری بود یا هر نماز دیگری بود. نماز قضا بود مثلاً. با تیمم مبتدا آن را خواندم. بعدی‌اش را می‌توانم با تیمم مستدام اول وقت بخوانم؟ می‌گویند نماز قضا را با تیمم مبتدا خواندم. قضایی که در این شرایط، در این شرایط بوده دیگر. نماز قضای پیام مبتدا خواندی. نماز واجب بعدی‌اش را به تیمم مستدام می‌توانی بخوانی. روشن شد؟ اینجاش که نماز واجب بخوانی، نماز واجبی خواندی بوده و آخر وقت بوده. حالا آخر وقت مال وقت معمولی آخر وقت خواندم. نماز مغرب که هنوز حدیثی صورت نگرفته، می‌توانم اول وقت بخوانم.

اگر کسی تیمم کرده، قادر به استفاده کردن از آب بشود در وقت، اینجا تیممی که کرده باطل است. و الان دیگر قادرم که طهارت مائیه بگیرم. دیگر تولد ترابی باطل. باید وضو بگیرم یا غسل بگیرم، انجام بدهم. خب اگر وقتش گذشته. نه. الان در وقتیم هنوز. نه دیگر. اگر وقتش تمام شده که نه. این در وقت. بله. وقت. وقت نماز صبح. من اول نماز صبح تیمم کردم. آب نمی‌آید. آنجا غسل برداشته می‌شود. ولی الان یک ربع مانده تا نماز قضا بشود. ببینم که مشکلم برطرف شود. اگر وقت گذشت، قضاش ۱۰ دقیقه بعد از طلوع آفتاب. مانع برطرف شد. نمازم درست است. آقا جان. در وقت. وقت نماز تیمم کردم. هنوز وقت تمام نشده. مانعی که داشتم که به‌خاطر آن مانع تیمم کردم. مانع برطرف شد. باید بروم وضو بگیرم یا غسل بکنم، بیایم نمازم را بخوانم. اگر وقت تمام شد، مانع برطرف شد. اینجا نمی‌خواهد دیگر. نمازم درست است. نماز درست خواندی. تمام شده. نماز بعدی بحث دیگر است.

اگر کسی که غسلی غیر از غسل جنابت به گردنش است و فقط می‌تواند وضو بگیرد یا فقط تیمم بدل از وضویش باطل است. اگر فقط بر غسل کردن قدرت دارد، اینجا تیمم بدل از غسل باطل است. قدرت بر وضو پیدا کرده. وضویش باطل است. فقط قدرت پیدا کرده، غسلش باطل است. پژوهش تیمم که کرده. روشن نیست این‌ها. من مانعی داشتم. به‌خاطر این مانع تیمم کردم. مانعم نمی‌گذاشت که غسل کنم. حالا مانع برطرف شد. می‌توانم غسل کنم. تیمم بدل از غسلم باطل است. مانعم نمی‌گذاشت تیمم کنم. حالا می‌آمدم برطرف شد. بتوانم وضو کنم. وضو بگیرم. تیمم بدل از وضویم باطل است. و وضو بگیرم. باریک‌الله. نقشه آخرش را دیگر. وقتی که معلوم شد قدرت پیدا کردن آب تیمم را باطل می‌کند.

حالا اگر قبل از شروع به خواندن نماز دسترسی به آب پیدا کند، تیممش باطل است. بعد از اینکه از نماز فارغ شد، دسترسی به آب پیدا کند، نمازش صحیح است. ولی برای نمازهای بعدی باید غسل کند یا وضو بگیرد. اگر وسط نماز بعد از اینکه تکبیرت الاحرام را گفت، دسترسی به الاغ آمد. اینجا نمازش را تمام می‌کند. ولی باز نمازش را دوباره می‌خواند. این هم که نماز نهی داریم. بعد از اینکه نماز شما بشکن. نمازش هم باطل است. اینجا باز نمازش را باید تا آخر بخواند. نمی‌تواند بگوید آقا من عدول نافله می‌کنم و نافله را می‌شکنم. نافله شکستنش اشکالی ندارد. حرام نیست. آخر می‌خواند. بعد برمی‌گردد دوباره از اول می‌خواند. بعد از فارغ شدن از نماز دسترسی به آب نداشته باشد. آیا تیممش نسبت به نمازهای بعدی غیر از این نماز باطل است یا نه؟ بعد از اینکه از نماز فارغ شد، دسترسی به آب نداشته باشد، همین تیمم نسبت به نمازهای بعدی غیر از این نماز باطل است یا نه؟ همان بحثی بود که گفتم که برای هر نمازی. آفرین. اقرب این است که تیممش باطل نیست. ولی برخی فقها می‌گویند که گفتند اگر هنوز به رکوع نرسیده یا هنوز حمد نخوانده، شرایطی گفتند که آنجاها باطل است. آن را قطع می‌کند، وضو می‌گیرد، نماز می‌خواند. اگر هنوز به رکوع نرسیده، قطع می‌کند، وضو می‌گیرد، می‌خواند. اگر حمد هنوز نخوانده، قطع می‌کند، وضو می‌گیرد و مانند این.

این کتاب طهارت تمام شد به حمد الهی. درسی که تقریباً در ۴۰ روز طلبه‌ها می‌خوانند و در یک هفته کل بحثمان شاید آنی که جا انداختیم دو صفحه است. دو صفحه سه صفحه است. کل بحث بود که جا انداختیم.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح لمعه

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00