متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
بحث نافله که زمانش کی است را تقریباً گفتیم. درباره نافله صبح فقط یک نکته اشاره شود: اینکه نافله صبح زمانش از بعد نماز شب است. شما هر وقت نماز شبتان را خواندید، میتوانید نافله صبح بخوانید، ولو اذان نگفته باشید، تا آن زمانی که گفتیم حُمره مشرقیه دارد بیرون میزند. بله، بله، نماز شب را که خواندید، نافله مبتدعه، نافلهای که ذاتالسبب نیست. ذاتالسبب یعنی نافلهای که سببی دارد و در روایت برای سببی ذکر شده است؛ مثل طواف، احرام، تحیت مسجد، زیارت، حاجت، استخاره، غسل، نافله غسل، اصلاً نافله غسل نماز غسل واجب، هرگونه غسلی. کلاً اینها ذاتالسبب هستند.
ذاتالسبب هیچوقت کراهت ندارد. کراهت در عبادت به معنای اقلالثواب است دیگر، یعنی ثوابش خیلی کم است، کمترین حد ثوابش. نافله ذاتالسبب کراهت ندارد. اما در نافله مبتدعه، مبتدعه یک وقتهایی کراهت دارد؛ دو جا فعلی، سه جا زمانی. بعد دو تا فعل کراهت دارد، در سه زمان کراهت دارد. فعلیاش این است: بعد نماز صبح. شما نماز صبح را خواندید، تا طلوع خورشید دیگر کراهت دارد نافله مبتدعه بخوانی. اینکه دارد که قضای نماز شب بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر، سر من اسرار آلمحمد است؛ سری از اسرار مخزون اهلبیت.
بحثی میشود در مورد بعد از صبح که بعد نماز صبح نافله کراهت دارد. نافله ذاتالسبب است. نافله، آقا، چیز زیادی است. نافله از "نَفْل" میآید. انفال، اموال زیادی است که به امام تعلق میگیرد، دیگر شریک ندارد. توی خمس امام شریک دارد که سادات و بنیهاشم هستند و اینها فقرا شرکای اماماند، ولی توی انفال امام شریک ندارد، همهاش مال خودش است؛ زیادی است، زیاد بر سازمان.
و نافله و یعقوب و نافلةً؛ میفرماید که ما به ابراهیم بشارت دادیم اسحاق را و یعقوب را نافلت. یعنی یعقوب نافله بوده است، اضافی، اضافه بر سازمان. بله، نسل پیغمبر، یعنی نسلی که پیغمبر به پیغمبر اکرم منجر میشود، از اسماعیل. نسل یهود، بنیاسرائیل، آنها از اسحاق ادامه پیدا میکند دیگر، از نسل یعقوب. از یوسف که ادامه پیدا نمیکند، از یکی از فرزندان یعقوب. یعقوب خودش اسرائیل بوده دیگر. اسرائیل در لغت عبری حضرت یعقوب است. "مرگ بر اسرائیل" که میگوییم، باید مواظب باشیم که جسارت به ساحت ایشان نباشد. کلمه قرآنی هم هست، بدون وضو هم نمیشود مسش کرد، زیر دست و پا نباید برود کلمه اسرائیل.
حاجآقا فخر تهرانی: "اسرائیل، اِیل به معنای الله." اللهم به هر زبانی که باشد، قبلاً گذشته، بدون وضو نباید دست بهش زد، "الو گاد و چه و چه و چه." بله، طرفدار اسرائیل است، ایلش الله است. به هر زبانی باشد، بدون وضو نمیشود دست زد، زیر دست و پا نباید برود، حرام است. حالا الان که پرچم جمهوری اسلامی میرود.
آهنگ بس. کراهت فعلی مال بعد نماز صبح تا طلوع خورشید و بعد نماز عصر تا غروب آفتاب. غروب آفتاب را اینجا مرحوم شهید ثانی حمل بر سرخی مشرقیه میکند. خود سرخی مشرقیه که برطرف بشود تا افق، نه ها، خود سرخی مشرقیه که برطرف بشود، همین سرخی مشرقیه که رفت، میشود غروب. بیا تا افق. بله، سرخی شرق، افق فقط برطرف شدنش مال چی بود؟ مال مغرب بود، باریکالله.
بعد نماز عصر شما الان نماز عصر را خواندید، دیگر نافله مبتدعه مکروه است. مبتدعه نیست، سفارش شده است. شما میخواهی نماز یکشنبه ذیقعده بخوانی که خیلی هم سفارش شده است، نوافل ماه مبارک رمضان را بخوانی. حالا من میخواهم امروز روز میلاد امام حسن مجتبی(صلوات الله و سلام علیه) صلواتم را به ایشان هدیه کنم، دو رکعت نماز همینجوری بخوانم، هدیه بدهم به امام حسن مجتبی. این مبتدعه است، زیارت نماز اینجا چی میشود؟ ارتجاعی، به قول معروف، ارتجاعی، یک دفعهای. خلاصه اینجا کراهت در عبادت دارد، ثوابش خیلیخیلی کم است. از اسرار است آن هم بعد نماز عصر. چه سری؟ آقای فاطمینیا میگفت: "اگه سر نبود که همه باخبر بودند." که یعنی کسی نه، دعا کن من خودم باخبر بشم.
در مورد اوقات صلات، یکی از نکات عجیبش و جالبش این است که این از برخی روایات برداشت میشود. حالا بحثمان یک خورده به حاشیه میرود. هر نمازی کانّهُ جابر ماقبل خودش است، یعنی ما داریم تو روایت که ملائکه وقت اذان که میشود، میگویند: "بیایید این بارهایی که به دوشتان زدهاید و آتشهایی که بر خودتان حمل میکنید بشویید." خودتان، خود نماز طهارت است دیگر، شستوشوی دریاچه است.
فاصله زمانی بین نمازها، آنی که بیشتر از همه است، بین نماز صبح و نماز ظهر است. لذا یکی از وجوه اینکه به صلات وسط سفارش شده است، نماز ظهر است، همین است. "وَ حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى." محافظ بر صلواتها باشید و خصوصاً صلات وسط، چون فاصلهاش زیادتر است و نمازها را انجام.
اگر دقت کرده باشید، ما از ظهر شروع کردیم. وقت مابین این دو تا را در نوافل میشود گنجاند. نافله صبح را در نوافل اشرف و اعلایش نماز شب است دیگر. سوالات در مورد قضایش، سفارشهای ویژه و خاصی داریم. این را از این جهت شاید گنجاندن بین نافله، بین نماز صبح، نماز ظهر یکی از وجوهش این میتواند باشد. بین نماز عصر و نماز مغرب هم باز دوباره حساب بکنیم. پایان روز، ابتدای شب؛ یکی ابتدای شب، یکی ابتدای روز. نافله را این دو تا وقتش گذاشتهاند. روزت را با قضای نماز شب شروع کن و روزت را به قضای نماز شب تمام کن که هر آنچه مابین اینها بوده، جابرش بشود، جبران بکند ماقبل.
بخشی از سر هویدا است پس که کراهت در نافله، نافله مبتدعه، یک کراهت فعلی داشتیم اهلبیت. اینکه نسبت داده شده به هر کسی نمیآید، چون تو روایت دارد که راوی گفت: "آقا، من نماز شب خواب میمانم، نماز بعد نماز صبح بخوانم، قضایش را میخوانم." حضرت فرمودند که: "بخوان، اشکال ندارد، ولی زن و بچهات نفهمند." که از اصل یعنی این جبران میکند نماز شب را، ولی کار سحر را نمیکند. به عنوان برخی اساتید: "نماز شب قضا دارد، سحر قضا ندارد." غرض این سحر موضوعیت دارد. کانّهو کانّهو حضرت میخواهند که این سحر قضا نشود همین دیگر. که آنها نماز شب به این دل خوش نکنند که قضایش را میخوانند، سحرش را پاشند.
از جهت زمان سه وقت است: یکی بعد از طلوع خورشید، تا بالا آمدن شاه خورشید و از بین رفتن سرخی طرف مشرق. یکی وقت غروب خورشید است که گفتیم غروب خورشید چی بود. یکی هم وقت زوال، یعنی خورشید برسد به نصفالنهار. نصفالنهار یعنی خورشید نقطه اوجش در روز است. خط نصفالنهار که میگوییم، یعنی نقطه اوج حرکت خورشید. خورشید سر ظهر به آنجا میرسد، آنجا میشود نصفالنهار. چون الان نصفالنهار قم را میخواهید تشخیص بدهید، سر ظهر دقیقاً سر ظهر که دیگر سایه به کمترین حد میرسد، موقع زوال آنجا نصفالنهار است. خورشید جواب بحث قبله هم به درد ما میخورد، بهش اشاره.
موقعی که زوال است، نافله مبتدعه کراهت دارد، مگر روز جمعه. روز جمعه نافله مبتدعه موقع زوال کراهت ندارد. فضای زمانی ایجاد میشود قبل اذان ظهر، میشود تقریباً چند دقیقه. روز جمعه شما میتوانی نافله موقع زوال بخوانی. درباره روز جمعه یک سری نوافل خاص سفارش شده است، نه اینکه نافله ظهرش فرق میکند. نافله همین تعدادی که بود که گفتیم در مورد ظهر جمعه سفارش بیشتر است، اینقدر بخوانید. یک عده آمدند گفتند که این نافله جمعه ذاتالسبب است. ذاتالسبب اصلاً استثناست، استثنای منقطع. نافلههای مبتدعه کراهت دارد، مگر ظهر جمعه. این اصلاً مبتدعه دیگر نیست، ذاتالسبب است.
یک برداشت دیگر که برخی کردهاند، میگویند که نه، ذات و سببش که جدا است که آن لحظه اشکال ندارد، موقع زوال، مبتدعهاش هم اشکال ندارد. از عبارت شهید اول این برداشت میشود. نقطه جمعه را میگویم. از صبح چند ایست، شهد دو ر. ذاتالسبب است دیگر. میگوید بعد از اذان ظهر دو رکعتش را بخوان، یعنی ۱۸ رکعتش را بخوان، دو رکعتش بعد از نماز ظهر. وقتی که خورشید به درجه برسد، گفتم که ممکن است شما ذاتالسبب بگیری، مبتدعه محسوب نمیشود، هم کلام شما است که اصلاً بحث ما ربطی ندارد.
یک بحث دیگر این است که ذاتالسبب کار نداریم، همینجوری من میخواهم نافله مستحبی بخوانم. بقیه روزها سر این ساعت کراهت دارد، ظهر جمعه کراهت ندارد. نافله یک وقتهایی میشود نافله شب را زودتر از وقتش خواند. نافله را از وقت خودش نمیشود جلو انداخت، فقط نافله شب را میشود جلو انداخت، آن هم به خاطر چند تا چیز. اولاً که عذری داشته باشد. پس اصل بر این است که نافله شب را زودتر از موعد خودش نخواند. نافله شب، نماز شب. این اصل ساعت چیست که بنده در میان مستحبات بالاتر از نماز شب و گریه بر سیدالشهدا سراغ ندارم.
این نماز شب که در اعلی درجه اهمیت است و خیلی هم عجیب است. واقعاً حضرت میفرماید، وجود نازنین امام عسکری میفرمایند که: "اصلاً وصول الی الله حاصل نمیشود مگر به امتداد اللیل." و طی کند برای خودش مرکب سواری شب را. راه شب را، روزها نیست، شب باید بروی. این حدیث را مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت خوانده بودم برای علامه تهرانی که در جلد ۱۲ امامشناسی، اگر اشتباه نقل میکند، علامه اخبار آیتالله بهجت از ضمیر مولف.
ایشان وقتی که بیمارستان بوده، قلبشان را که جراحی میکنند، عمل میکنند، یکی دو شب نمیتوانسته نماز شب بخواند. یعنی که حسش نیست که اصلاً بلند شود و اینها. بعدش از بیمارستان مرخص میشوند. مشهد بودم، تابستانها میآیند عیادت ایشان. من بودم و پسرم استاد محمد صادق آقای بهجت. بعد آیتالله بهجتها مینشینند، میگویند که بله، از امام عسکری روایتی داریم که سفر وصول الی الله میسر نمیشود مگر به امتداد اللیل. صحبتی شد، باز موقع رفتن گفتند: "بله، روایت داریم از امام عسکری علیهالسلام." که فهمیدم منظورش منم، چون بنده زاده که نماز شبش قضا نشده بود، من بودم که نماز قضا شده بود و ایشان خواستند اینجور گوشزد بکنند که نماز شب، ولو در عمل جراحی قلب، با آن حال، بعدش آدم افتاده، ولو حال ندارد بلند شود تکان بخورد، نباید از دست.
یک وقتهایی میشود از وقت خودش جلو انداخت. وقت خودش کی بود؟ نیمهشب شرعی، طلوع فجر صادق. این میشد فضای وقت نماز شب. قبل از نیمهشب شرعی بخوانی، دوازده و نیم نیمهشب شرعی، شما یازده نماز شب بخوانی، بخوابی، عذر داشته باشی. مثل چی؟ مثل خستگی. خیلی خسته بخوابی، بلند شوی. سرما، میدانی بلند شوی، سحر خیلی سرد است، نمیشود مثلاً وضو گرفت، بیرون رفت و اینها. رطوبت سر جوان، بالاخره سرش آب دارد، خوابش سنگین است، خوابش. نمیتواند بلند شود، سختش است. یا بالاخره بدنش یک جوری است که رطوبت سر. یادم است که اساتید من میگفتند حرارت بدن، یعنی بدنش خیلی داغی دارد و خلاصه این دیگر بخوابد، دیگر بلند نمیشود. یک ترس از جنابت. پاشم لپتاپ بخواهم بروم غسل کنم و اینها، نماز شب از دست میرود.
از کرامات مرحوم مقدس اردبیلی که اینجا دیگر داستانهایی پیش آمده، خلاصه برای احتیاج داشته، آب، دلو را میاندازد تو چاه، در طلا: "به خدای احمد از تو آب میخواهد." نقره، آب وضو میگیرد، غسل میکند. حمام بوده آن هم ماجرای دیگری دارد. اهتمام ایشان به نماز شب عجیب است. صاحب جواهر در مورد عدالت تو کتاب جواهر که کتاب اجتهادیه است، مشخصات عدالت و اینها را مطرح میکند. بعد میفرماید که: "اگر بخواهد عدالت در کسی باشد، کسی پیدا نمیشود مگر اردبیلی." شاه مقدس اردبیلی عادل است.
خلاصه اینجا اگر مانعی باشد، میشود به اول شب و بعد نماز شب. نماز عشات را خواندی، بعد نماز شب میخواهی بخوانی، اشکال ندارد. اینجا نافله را بر وقت خودش مقدم میکند. به نیت ادا هم میخوانی. ولی بخوانی قبل از وقت، بهترش این است که اگر اینها هست، بعداً قضایش را بخوانی. قضا خواندن بهتر از زودتر از خواندن است. یادم است سفر کربلا بودیم و پیادهروی، دیگر رسیدیم. خیلی دوستان خسته بودند، یک عده شروع کردند قبل نیمهشب نماز شبها خواندن. ندیدید شما که گفتند که: "جوانی که رطوبت سر دارد و اینها." این همه روحانی کاروان، آخوندها بودیم، طلبها، حاجآقا گفتند که: "اشکالی ندارد، ولی قضایش را بخوانید بهتر است." ملائکه تعجب میکنند: "خدایا، چیزی که برای بنده واجب نکردی را خوانده، قضایش را هم دارد میخواند." یعنی اینقدر اهمیت برایش قائل است. نه نه نه، قضا خواندن بهتر از قبل از وقت خواندن است.
نماز اول وقت سه جا است که دیگر فضیلت ندارد. دانلود. نماز اول وقت شما میتوانی از اول وقت تأخیر بیندازی. خیلی بحث قشنگ و خیلی هم لازم داریم. ما دوستش داریم. کی میشود که ما اول وقت نخوانیم؟ بله، برخی بزرگان بودند پیشانیشان خارش میگرفته وقت نماز. پیشانی عادت است دیگر، اصلاً نمیتوانی. از مهر میخواهد. خلاصه وضع عجیب. حسشان، حال. یک حدیثی بود تازگی دیدم، صبرآمیز فرستادم. خیلی حدیث زیبایی است. پیدا کنم. تمدید نماز، اصلاً واقعاً آدم تنش میلرزد.
یک چند تا صلوات برای امام حسن مجتبی بفرستید. اللهم صل علی محمد. "یا اباذر ما دمت فی الصلاة فانک تقرأ باب الملک." پیغمبر اکرم به ابوذر میفرماید: "ابوذر، تا وقتی در نماز هستی، داری در خانه پادشاه میکوبی." "و من یکثر قرباب الملک یفتح له." هر که زیاد در خانه پادشاه بکوبد، آخر در. چقدر زیبا است. سلام بر پیغمبرم بفرست. اللهم صل علی.
امام صادق در ادامه حدیث که به نماز اول وقت فرمود که: "نماز اول وقت خواندن." حضرت فرمودند که: "موقع اذان درهای رحمت الهی باز میشود. دوست دارم من اول باشم پیش خدا، اولین کسی که من باشم." اول حس، اول بودن آدم. انگار این حسش باید تأمین بشود. حسش با چی تأمین میشود؟ به نماز اول، اول وقت. انشاءالله خدا نصیب کند بتوانیم تو این حس و حال عقب.
دستورهای شاهآبادی که این بوده دیگر برای سلوک. فرمودند، میفرمودند که: "خمس شبانه دادن هر روز مقدار زائد درآمد به مستحق. همین است." خود کتاب خمس هم همین است. خمس مال سال، سال نهایت خمس، وگرنه شما اصلش این است که خمس را هم وقتی که بحث عجیبی است تا سال وقت دارد. به امید اینکه شاید کم و زیاد بشود. تا سال سر سال خمسی شما فرصت داری که تا آن موقع عقب بیندازی. الان من یک کاسبی کردم، ده میلیون سود پیدا. آنقدر مخارجم، پنج میلیون مخارجم، پنج میلیون دیگرش را خمسش را یک میلیونی که این پنج میلیون باید خمس بدهم را میتوانم تا آخر سال نگه دارم، شاید از این یک میلیون کارهای دیگر برایم پیش میآید که یک میلیون.
بحث خمس اشارهای بهش بشود که توجه معمولاً نیست. چرا اول وقت بخوانی؟ عرض کنم که شاهآبادی فرموده بودند که: "یکی خمس شبانه هر شب. نماز لیلةالدفن برای مؤمنین بیووارث. صحبت وارث و ناشناخته و اینها." و نماز اول وقت. الاایحال آفتابهای تو ماشینت باشد، هر جا اذان گفتند پیاده شوی بخوانی. وضو بگیرد بخو.
سه نفر کلاً ایشان یک وقتی تو مسجد شاهآباد تهران عصبانی میشود و میگوید که: "آدم نمیشوید دیگر. خسته شدم از دست شما." سه نفر کلاً پا میشوند، خیلی دیگر منقلب میشوند. سه نفر. به این سه نفر میگویند این سه نفر مشغول میشوند. بعد یک مدتی یکی از اینها میگوید که: "من رفتم یک جای دیگر مسجد نمازی بخوانم. دیدم که امام جماعت گاهی هست گاهی نیست." گفتش که: "شما از کجا هستی؟ میری؟" میگفت که: "الان با زنم بحثم شده قبل نماز. هی تو نماز میرفتم خانه یک جوابی به زنم میدادم برمیگشتم." خیالتان راحت. گفتم که: "اینم برم." رفتم خانه بهش بگویم اینم برگشته به من گفته. بله. این سه تا وقتی آقای قاضی میفرماید: "نماز اول وقت خواندی به جایی نرسید تف کن به صورت من آنطور که یا منو لعن کن." خیلی این حرف ایشان یعنی اینکه نماز اول وقت فقط باشد، حضور قلب هم نداشته باشد. خود اول وقت حضور قلب میآورد. این جمله ایشان یک کتاب حرف دارد. چرا؟ چرا نماز اول وقت حضور قلب میآورد؟ یک ربط عجیبی است بین نماز اول وقت، حضور قلب. بماند.
در صورت یک جاهایی میشود عقب انداخت. در مورد فضیلت اول وقت چیزی نگفته بود. بعد میگوید میشود عقب انداخت دیگر، نفس هم که در معرضش هستم دیگر. حله. اینها را اول داشته باشیم بعد وقت نخوانیم. درآمد ما روزانه نیست. کاسبها بوده، شهریه که اصلاً خمس ندارد، چون هدیه است. هر وقت درآمدی حاصل شد. دانلود.
جناب سلمان اینجوری بود دیگر. اولی که درآمد پیدا میکرد، میزان خرجی خودش هم کمک میکند به قناعت و عدم ولخرجی و خیلی چیزها را تو زندگی آدم میزان میکند. میگفت: "من اینقدر بیشتر مخارج ندارم تو این ماه." بقیه را میداد. شاهآبادی بوده. یکی از توضیحاتی که نفس دارد، آقای شاهآبادی گفتم: "ما از کسی دیگر، شاگرد کسی دیگر است." سه جا که شما میشود نماز را از اول وقت تأخیر بیندازید: یکی وقتی که عذر داری. یکی وقتی روزهدارند و منتظر شوند. یکی وقتی که از عرفات داری به سمت از عرفه دارد به سمت مشعر میرود. حاجی باشی در عرفات، از عرفه به سمت مشعر که خدا نصیب کند. عجیب فضا که یقین داری وجود نازنین امام عصر هم یکی از همینان سمت مشعر. حالا کسی نصیبش بشود، آنجا نماز هم بخواند، پشت حضرت نماز با تأخیر از اول وقت باشد، حضرت بخواند، عقب پشت حضرت بخوانیم. کسی نصیبش بشود. تمام الحج لقاء الامام. برزخ بزرگان ورزش کردهاند به اینکه تو الان هم باید شما هرچی که میروی امام را ببینی تا حجت تمام بشود. مال دوره حضور اهلبیت بوده که هر وقت مکه مدینه ما را ببینید که هر جسم تمام بشود حجت تمام.
کسی که عذر دارد، میتواند مستحب را از اول وقت عقب بیندازد تا به امیدش برطرف بشود. مثل کسی که پوشش ندارد، ساتر. ساتر عورت ندارد، یا اینکه یکی از اوصاف ساتر ندارد. اوصاف ساتر یادتان بود دیگر؟ حالا بحث بعدیمان هم در مورد عورت، اوصاف ساتر اینکه خود طهارت ساتر و اینجور چیزها. در مورد جایی که محلی که سجده میشود و فلان و اینها طهارت ندارد، مکان نمازگزار، لباس نمازگزار یکی از اوصافش. خلاصه برطرف.
یک کسی که نمیتواند نماز اول وقتش را ایستاده بخواند، عقب بیندازد شاید بتواند مستحبها را. میتوانم اول وقت نشسته امید ایستاده. کسی که اول وقت مرتبه بعد از قیام را دارا نیست، یعنی بالاخره بعدش نشسته خواندن، بعدش خوابیده خواندن، بعدش به سمت راست خواندن، یعنی سمت راست خواندن به خواندن افضل. درجه به درجه اینها را اگر میتواند تأخیر بیندازد به امید اینکه یک درجه بهتر بشود، تأخیر بیندازد. من لذتبخشترین نمازم را تو راه قم خواندم. قم تهران تو ماشین، پشت به قبله، با تیمم به کف ماشین، دو رکعت. امید دارم اگر خدا بخواهد بپذیرد.
کسی که اول وقت آب برای طهارت ندارد، یا یک نجاست غیرمعفو دارد. اول وقت که نه، آب برایش ندارد که او را تطهیرش کند. اینجا مستحبی است که از اول وقت تأخیر. روزهداری که دیگران منتظرش هستند که افطار کنند، یا خودش روزه است، اگر بخواهد بعد نماز افطار بکند، حضور قلب ندارد، شکمش غرغر میکند و سر و صدا و گرسنهاش است، حضور قلب ندارد. فتوا دادهاند که حتی شما نماز اگر شروع کردی اول نماز حضور قلب نداریم بشکنی. خلاصه شرایط قیودی. برخی از فقها عضوی داشته باشد به امید اینکه عقب بیندازد، عضو برطرف بشود. روزهدار منتظر افطار کند یا خودش افطار، حضور قلب ندارد. یا اینکه از عرفه به سمت مشعر میرود، عقب. ولو یک ثلث، سه شب هم بگذرد، اشکالی.
قرائتی چند تا چیز دیگر هم اضافه کرده است. گفتهاند دکتری که تو اتاق عمل جراحی است، جراحی میکند و باید عقب بیندازد اول وقتش. اول وقت از آنجا اول وقتی شروع میشود، برنامهریزی شده نبوده باشد. و دو تا مسئله دیگر میماند. بحث زمان وقت، بحث وقت تمام میشود.
مسئله اول، ما از کجا بفهمیم که وقت داخل شده است؟ اگر علم به داخل شدن وقت نماز میسر غیرممکن است، شما نمیتوانی کلاً الان هوا ابری است اصلاً نمیشود تشخیص داد، یا به یک نحوی است که شما نمیتوانی تشخیص بدهی، زندانی هستی مثلاً، چون نمیتوانی تشخیص. اینجا به ظنی که پشتوانهاش یک کار مرتبی است، پشتوانهاش ورده کار مرتب، به این ظن نمیتواند اعتماد کند. مثلاً هر روز من درس کلاس فلان ساعتم که تمام شد برای اذان ظهر، گفته بودند الان هوا ابری. یا این مقدار کار که میکردم، مثلاً این یک تیغه دیوار که میکشیدم اذان میگفتند. معلوم نیست. میتوانم به این ظن عمل بکنم و مثل شغل و درس ایشان مثال میزند. اگر میتواند یقین پیدا کند. بدون یقین حق ندارد عمل. یقین پیدا کند بعد نماز. حالا اگر نمیتواند یقین به داخل شدن وقت پیدا کند، با همان گمان شروع کرد، با همان ظن شروع کرد، نماز خواندن. نمازش را خواند، بعداً فهمید که کل نمازش تو وقت بوده است. چه حکمی دارد؟ صحیح. نمازش را خواند، وسط نماز وقت داخل شد. صحیح. نمازش را خواند، بعداً فهمید که تمام نمازش را قبل از وقت خوانده است. باطل. باید دوباره اعاده کند. اجماعی است. بله، اشکالی ندارد. الحمدلله رب.
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
بحث نافله که زمانش کی است را تقریباً گفتیم. درباره نافله صبح فقط یک نکته اشاره شود: اینکه نافله صبح زمانش از بعد نماز شب است. شما هر وقت نماز شبتان را خواندید، میتوانید نافله صبح بخوانید، ولو اذان نگفته باشید، تا آن زمانی که گفتیم حُمره مشرقیه دارد بیرون میزند. بله، بله، نماز شب را که خواندید، نافله مبتدعه، نافلهای که ذاتالسبب نیست. ذاتالسبب یعنی نافلهای که سببی دارد و در روایت برای سببی ذکر شده است؛ مثل طواف، احرام، تحیت مسجد، زیارت، حاجت، استخاره، غسل، نافله غسل، اصلاً نافله غسل نماز غسل واجب، هرگونه غسلی. کلاً اینها ذاتالسبب هستند.
ذاتالسبب هیچوقت کراهت ندارد. کراهت در عبادت به معنای اقلالثواب است دیگر، یعنی ثوابش خیلی کم است، کمترین حد ثوابش. نافله ذاتالسبب کراهت ندارد. اما در نافله مبتدعه، مبتدعه یک وقتهایی کراهت دارد؛ دو جا فعلی، سه جا زمانی. بعد دو تا فعل کراهت دارد، در سه زمان کراهت دارد. فعلیاش این است: بعد نماز صبح. شما نماز صبح را خواندید، تا طلوع خورشید دیگر کراهت دارد نافله مبتدعه بخوانی. اینکه دارد که قضای نماز شب بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر، سر من اسرار آلمحمد است؛ سری از اسرار مخزون اهلبیت.
بحثی میشود در مورد بعد از صبح که بعد نماز صبح نافله کراهت دارد. نافله ذاتالسبب است. نافله، آقا، چیز زیادی است. نافله از "نَفْل" میآید. انفال، اموال زیادی است که به امام تعلق میگیرد، دیگر شریک ندارد. توی خمس امام شریک دارد که سادات و بنیهاشم هستند و اینها فقرا شرکای اماماند، ولی توی انفال امام شریک ندارد، همهاش مال خودش است؛ زیادی است، زیاد بر سازمان.
و نافله و یعقوب و نافلةً؛ میفرماید که ما به ابراهیم بشارت دادیم اسحاق را و یعقوب را نافلت. یعنی یعقوب نافله بوده است، اضافی، اضافه بر سازمان. بله، نسل پیغمبر، یعنی نسلی که پیغمبر به پیغمبر اکرم منجر میشود، از اسماعیل. نسل یهود، بنیاسرائیل، آنها از اسحاق ادامه پیدا میکند دیگر، از نسل یعقوب. از یوسف که ادامه پیدا نمیکند، از یکی از فرزندان یعقوب. یعقوب خودش اسرائیل بوده دیگر. اسرائیل در لغت عبری حضرت یعقوب است. "مرگ بر اسرائیل" که میگوییم، باید مواظب باشیم که جسارت به ساحت ایشان نباشد. کلمه قرآنی هم هست، بدون وضو هم نمیشود مسش کرد، زیر دست و پا نباید برود کلمه اسرائیل.
حاجآقا فخر تهرانی: "اسرائیل، اِیل به معنای الله." اللهم به هر زبانی که باشد، قبلاً گذشته، بدون وضو نباید دست بهش زد، "الو گاد و چه و چه و چه." بله، طرفدار اسرائیل است، ایلش الله است. به هر زبانی باشد، بدون وضو نمیشود دست زد، زیر دست و پا نباید برود، حرام است. حالا الان که پرچم جمهوری اسلامی میرود.
آهنگ بس. کراهت فعلی مال بعد نماز صبح تا طلوع خورشید و بعد نماز عصر تا غروب آفتاب. غروب آفتاب را اینجا مرحوم شهید ثانی حمل بر سرخی مشرقیه میکند. خود سرخی مشرقیه که برطرف بشود تا افق، نه ها، خود سرخی مشرقیه که برطرف بشود، همین سرخی مشرقیه که رفت، میشود غروب. بیا تا افق. بله، سرخی شرق، افق فقط برطرف شدنش مال چی بود؟ مال مغرب بود، باریکالله.
بعد نماز عصر شما الان نماز عصر را خواندید، دیگر نافله مبتدعه مکروه است. مبتدعه نیست، سفارش شده است. شما میخواهی نماز یکشنبه ذیقعده بخوانی که خیلی هم سفارش شده است، نوافل ماه مبارک رمضان را بخوانی. حالا من میخواهم امروز روز میلاد امام حسن مجتبی(صلوات الله و سلام علیه) صلواتم را به ایشان هدیه کنم، دو رکعت نماز همینجوری بخوانم، هدیه بدهم به امام حسن مجتبی. این مبتدعه است، زیارت نماز اینجا چی میشود؟ ارتجاعی، به قول معروف، ارتجاعی، یک دفعهای. خلاصه اینجا کراهت در عبادت دارد، ثوابش خیلیخیلی کم است. از اسرار است آن هم بعد نماز عصر. چه سری؟ آقای فاطمینیا میگفت: "اگه سر نبود که همه باخبر بودند." که یعنی کسی نه، دعا کن من خودم باخبر بشم.
در مورد اوقات صلات، یکی از نکات عجیبش و جالبش این است که این از برخی روایات برداشت میشود. حالا بحثمان یک خورده به حاشیه میرود. هر نمازی کانّهُ جابر ماقبل خودش است، یعنی ما داریم تو روایت که ملائکه وقت اذان که میشود، میگویند: "بیایید این بارهایی که به دوشتان زدهاید و آتشهایی که بر خودتان حمل میکنید بشویید." خودتان، خود نماز طهارت است دیگر، شستوشوی دریاچه است.
فاصله زمانی بین نمازها، آنی که بیشتر از همه است، بین نماز صبح و نماز ظهر است. لذا یکی از وجوه اینکه به صلات وسط سفارش شده است، نماز ظهر است، همین است. "وَ حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى." محافظ بر صلواتها باشید و خصوصاً صلات وسط، چون فاصلهاش زیادتر است و نمازها را انجام.
اگر دقت کرده باشید، ما از ظهر شروع کردیم. وقت مابین این دو تا را در نوافل میشود گنجاند. نافله صبح را در نوافل اشرف و اعلایش نماز شب است دیگر. سوالات در مورد قضایش، سفارشهای ویژه و خاصی داریم. این را از این جهت شاید گنجاندن بین نافله، بین نماز صبح، نماز ظهر یکی از وجوهش این میتواند باشد. بین نماز عصر و نماز مغرب هم باز دوباره حساب بکنیم. پایان روز، ابتدای شب؛ یکی ابتدای شب، یکی ابتدای روز. نافله را این دو تا وقتش گذاشتهاند. روزت را با قضای نماز شب شروع کن و روزت را به قضای نماز شب تمام کن که هر آنچه مابین اینها بوده، جابرش بشود، جبران بکند ماقبل.
بخشی از سر هویدا است پس که کراهت در نافله، نافله مبتدعه، یک کراهت فعلی داشتیم اهلبیت. اینکه نسبت داده شده به هر کسی نمیآید، چون تو روایت دارد که راوی گفت: "آقا، من نماز شب خواب میمانم، نماز بعد نماز صبح بخوانم، قضایش را میخوانم." حضرت فرمودند که: "بخوان، اشکال ندارد، ولی زن و بچهات نفهمند." که از اصل یعنی این جبران میکند نماز شب را، ولی کار سحر را نمیکند. به عنوان برخی اساتید: "نماز شب قضا دارد، سحر قضا ندارد." غرض این سحر موضوعیت دارد. کانّهو کانّهو حضرت میخواهند که این سحر قضا نشود همین دیگر. که آنها نماز شب به این دل خوش نکنند که قضایش را میخوانند، سحرش را پاشند.
از جهت زمان سه وقت است: یکی بعد از طلوع خورشید، تا بالا آمدن شاه خورشید و از بین رفتن سرخی طرف مشرق. یکی وقت غروب خورشید است که گفتیم غروب خورشید چی بود. یکی هم وقت زوال، یعنی خورشید برسد به نصفالنهار. نصفالنهار یعنی خورشید نقطه اوجش در روز است. خط نصفالنهار که میگوییم، یعنی نقطه اوج حرکت خورشید. خورشید سر ظهر به آنجا میرسد، آنجا میشود نصفالنهار. چون الان نصفالنهار قم را میخواهید تشخیص بدهید، سر ظهر دقیقاً سر ظهر که دیگر سایه به کمترین حد میرسد، موقع زوال آنجا نصفالنهار است. خورشید جواب بحث قبله هم به درد ما میخورد، بهش اشاره.
موقعی که زوال است، نافله مبتدعه کراهت دارد، مگر روز جمعه. روز جمعه نافله مبتدعه موقع زوال کراهت ندارد. فضای زمانی ایجاد میشود قبل اذان ظهر، میشود تقریباً چند دقیقه. روز جمعه شما میتوانی نافله موقع زوال بخوانی. درباره روز جمعه یک سری نوافل خاص سفارش شده است، نه اینکه نافله ظهرش فرق میکند. نافله همین تعدادی که بود که گفتیم در مورد ظهر جمعه سفارش بیشتر است، اینقدر بخوانید. یک عده آمدند گفتند که این نافله جمعه ذاتالسبب است. ذاتالسبب اصلاً استثناست، استثنای منقطع. نافلههای مبتدعه کراهت دارد، مگر ظهر جمعه. این اصلاً مبتدعه دیگر نیست، ذاتالسبب است.
یک برداشت دیگر که برخی کردهاند، میگویند که نه، ذات و سببش که جدا است که آن لحظه اشکال ندارد، موقع زوال، مبتدعهاش هم اشکال ندارد. از عبارت شهید اول این برداشت میشود. نقطه جمعه را میگویم. از صبح چند ایست، شهد دو ر. ذاتالسبب است دیگر. میگوید بعد از اذان ظهر دو رکعتش را بخوان، یعنی ۱۸ رکعتش را بخوان، دو رکعتش بعد از نماز ظهر. وقتی که خورشید به درجه برسد، گفتم که ممکن است شما ذاتالسبب بگیری، مبتدعه محسوب نمیشود، هم کلام شما است که اصلاً بحث ما ربطی ندارد.
یک بحث دیگر این است که ذاتالسبب کار نداریم، همینجوری من میخواهم نافله مستحبی بخوانم. بقیه روزها سر این ساعت کراهت دارد، ظهر جمعه کراهت ندارد. نافله یک وقتهایی میشود نافله شب را زودتر از وقتش خواند. نافله را از وقت خودش نمیشود جلو انداخت، فقط نافله شب را میشود جلو انداخت، آن هم به خاطر چند تا چیز. اولاً که عذری داشته باشد. پس اصل بر این است که نافله شب را زودتر از موعد خودش نخواند. نافله شب، نماز شب. این اصل ساعت چیست که بنده در میان مستحبات بالاتر از نماز شب و گریه بر سیدالشهدا سراغ ندارم.
این نماز شب که در اعلی درجه اهمیت است و خیلی هم عجیب است. واقعاً حضرت میفرماید، وجود نازنین امام عسکری میفرمایند که: "اصلاً وصول الی الله حاصل نمیشود مگر به امتداد اللیل." و طی کند برای خودش مرکب سواری شب را. راه شب را، روزها نیست، شب باید بروی. این حدیث را مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت خوانده بودم برای علامه تهرانی که در جلد ۱۲ امامشناسی، اگر اشتباه نقل میکند، علامه اخبار آیتالله بهجت از ضمیر مولف.
ایشان وقتی که بیمارستان بوده، قلبشان را که جراحی میکنند، عمل میکنند، یکی دو شب نمیتوانسته نماز شب بخواند. یعنی که حسش نیست که اصلاً بلند شود و اینها. بعدش از بیمارستان مرخص میشوند. مشهد بودم، تابستانها میآیند عیادت ایشان. من بودم و پسرم استاد محمد صادق آقای بهجت. بعد آیتالله بهجتها مینشینند، میگویند که بله، از امام عسکری روایتی داریم که سفر وصول الی الله میسر نمیشود مگر به امتداد اللیل. صحبتی شد، باز موقع رفتن گفتند: "بله، روایت داریم از امام عسکری علیهالسلام." که فهمیدم منظورش منم، چون بنده زاده که نماز شبش قضا نشده بود، من بودم که نماز قضا شده بود و ایشان خواستند اینجور گوشزد بکنند که نماز شب، ولو در عمل جراحی قلب، با آن حال، بعدش آدم افتاده، ولو حال ندارد بلند شود تکان بخورد، نباید از دست.
یک وقتهایی میشود از وقت خودش جلو انداخت. وقت خودش کی بود؟ نیمهشب شرعی، طلوع فجر صادق. این میشد فضای وقت نماز شب. قبل از نیمهشب شرعی بخوانی، دوازده و نیم نیمهشب شرعی، شما یازده نماز شب بخوانی، بخوابی، عذر داشته باشی. مثل چی؟ مثل خستگی. خیلی خسته بخوابی، بلند شوی. سرما، میدانی بلند شوی، سحر خیلی سرد است، نمیشود مثلاً وضو گرفت، بیرون رفت و اینها. رطوبت سر جوان، بالاخره سرش آب دارد، خوابش سنگین است، خوابش. نمیتواند بلند شود، سختش است. یا بالاخره بدنش یک جوری است که رطوبت سر. یادم است که اساتید من میگفتند حرارت بدن، یعنی بدنش خیلی داغی دارد و خلاصه این دیگر بخوابد، دیگر بلند نمیشود. یک ترس از جنابت. پاشم لپتاپ بخواهم بروم غسل کنم و اینها، نماز شب از دست میرود.
از کرامات مرحوم مقدس اردبیلی که اینجا دیگر داستانهایی پیش آمده، خلاصه برای احتیاج داشته، آب، دلو را میاندازد تو چاه، در طلا: "به خدای احمد از تو آب میخواهد." نقره، آب وضو میگیرد، غسل میکند. حمام بوده آن هم ماجرای دیگری دارد. اهتمام ایشان به نماز شب عجیب است. صاحب جواهر در مورد عدالت تو کتاب جواهر که کتاب اجتهادیه است، مشخصات عدالت و اینها را مطرح میکند. بعد میفرماید که: "اگر بخواهد عدالت در کسی باشد، کسی پیدا نمیشود مگر اردبیلی." شاه مقدس اردبیلی عادل است.
خلاصه اینجا اگر مانعی باشد، میشود به اول شب و بعد نماز شب. نماز عشات را خواندی، بعد نماز شب میخواهی بخوانی، اشکال ندارد. اینجا نافله را بر وقت خودش مقدم میکند. به نیت ادا هم میخوانی. ولی بخوانی قبل از وقت، بهترش این است که اگر اینها هست، بعداً قضایش را بخوانی. قضا خواندن بهتر از زودتر از خواندن است. یادم است سفر کربلا بودیم و پیادهروی، دیگر رسیدیم. خیلی دوستان خسته بودند، یک عده شروع کردند قبل نیمهشب نماز شبها خواندن. ندیدید شما که گفتند که: "جوانی که رطوبت سر دارد و اینها." این همه روحانی کاروان، آخوندها بودیم، طلبها، حاجآقا گفتند که: "اشکالی ندارد، ولی قضایش را بخوانید بهتر است." ملائکه تعجب میکنند: "خدایا، چیزی که برای بنده واجب نکردی را خوانده، قضایش را هم دارد میخواند." یعنی اینقدر اهمیت برایش قائل است. نه نه نه، قضا خواندن بهتر از قبل از وقت خواندن است.
نماز اول وقت سه جا است که دیگر فضیلت ندارد. دانلود. نماز اول وقت شما میتوانی از اول وقت تأخیر بیندازی. خیلی بحث قشنگ و خیلی هم لازم داریم. ما دوستش داریم. کی میشود که ما اول وقت نخوانیم؟ بله، برخی بزرگان بودند پیشانیشان خارش میگرفته وقت نماز. پیشانی عادت است دیگر، اصلاً نمیتوانی. از مهر میخواهد. خلاصه وضع عجیب. حسشان، حال. یک حدیثی بود تازگی دیدم، صبرآمیز فرستادم. خیلی حدیث زیبایی است. پیدا کنم. تمدید نماز، اصلاً واقعاً آدم تنش میلرزد.
یک چند تا صلوات برای امام حسن مجتبی بفرستید. اللهم صل علی محمد. "یا اباذر ما دمت فی الصلاة فانک تقرأ باب الملک." پیغمبر اکرم به ابوذر میفرماید: "ابوذر، تا وقتی در نماز هستی، داری در خانه پادشاه میکوبی." "و من یکثر قرباب الملک یفتح له." هر که زیاد در خانه پادشاه بکوبد، آخر در. چقدر زیبا است. سلام بر پیغمبرم بفرست. اللهم صل علی.
امام صادق در ادامه حدیث که به نماز اول وقت فرمود که: "نماز اول وقت خواندن." حضرت فرمودند که: "موقع اذان درهای رحمت الهی باز میشود. دوست دارم من اول باشم پیش خدا، اولین کسی که من باشم." اول حس، اول بودن آدم. انگار این حسش باید تأمین بشود. حسش با چی تأمین میشود؟ به نماز اول، اول وقت. انشاءالله خدا نصیب کند بتوانیم تو این حس و حال عقب.
دستورهای شاهآبادی که این بوده دیگر برای سلوک. فرمودند، میفرمودند که: "خمس شبانه دادن هر روز مقدار زائد درآمد به مستحق. همین است." خود کتاب خمس هم همین است. خمس مال سال، سال نهایت خمس، وگرنه شما اصلش این است که خمس را هم وقتی که بحث عجیبی است تا سال وقت دارد. به امید اینکه شاید کم و زیاد بشود. تا سال سر سال خمسی شما فرصت داری که تا آن موقع عقب بیندازی. الان من یک کاسبی کردم، ده میلیون سود پیدا. آنقدر مخارجم، پنج میلیون مخارجم، پنج میلیون دیگرش را خمسش را یک میلیونی که این پنج میلیون باید خمس بدهم را میتوانم تا آخر سال نگه دارم، شاید از این یک میلیون کارهای دیگر برایم پیش میآید که یک میلیون.
بحث خمس اشارهای بهش بشود که توجه معمولاً نیست. چرا اول وقت بخوانی؟ عرض کنم که شاهآبادی فرموده بودند که: "یکی خمس شبانه هر شب. نماز لیلةالدفن برای مؤمنین بیووارث. صحبت وارث و ناشناخته و اینها." و نماز اول وقت. الاایحال آفتابهای تو ماشینت باشد، هر جا اذان گفتند پیاده شوی بخوانی. وضو بگیرد بخو.
سه نفر کلاً ایشان یک وقتی تو مسجد شاهآباد تهران عصبانی میشود و میگوید که: "آدم نمیشوید دیگر. خسته شدم از دست شما." سه نفر کلاً پا میشوند، خیلی دیگر منقلب میشوند. سه نفر. به این سه نفر میگویند این سه نفر مشغول میشوند. بعد یک مدتی یکی از اینها میگوید که: "من رفتم یک جای دیگر مسجد نمازی بخوانم. دیدم که امام جماعت گاهی هست گاهی نیست." گفتش که: "شما از کجا هستی؟ میری؟" میگفت که: "الان با زنم بحثم شده قبل نماز. هی تو نماز میرفتم خانه یک جوابی به زنم میدادم برمیگشتم." خیالتان راحت. گفتم که: "اینم برم." رفتم خانه بهش بگویم اینم برگشته به من گفته. بله. این سه تا وقتی آقای قاضی میفرماید: "نماز اول وقت خواندی به جایی نرسید تف کن به صورت من آنطور که یا منو لعن کن." خیلی این حرف ایشان یعنی اینکه نماز اول وقت فقط باشد، حضور قلب هم نداشته باشد. خود اول وقت حضور قلب میآورد. این جمله ایشان یک کتاب حرف دارد. چرا؟ چرا نماز اول وقت حضور قلب میآورد؟ یک ربط عجیبی است بین نماز اول وقت، حضور قلب. بماند.
در صورت یک جاهایی میشود عقب انداخت. در مورد فضیلت اول وقت چیزی نگفته بود. بعد میگوید میشود عقب انداخت دیگر، نفس هم که در معرضش هستم دیگر. حله. اینها را اول داشته باشیم بعد وقت نخوانیم. درآمد ما روزانه نیست. کاسبها بوده، شهریه که اصلاً خمس ندارد، چون هدیه است. هر وقت درآمدی حاصل شد. دانلود.
جناب سلمان اینجوری بود دیگر. اولی که درآمد پیدا میکرد، میزان خرجی خودش هم کمک میکند به قناعت و عدم ولخرجی و خیلی چیزها را تو زندگی آدم میزان میکند. میگفت: "من اینقدر بیشتر مخارج ندارم تو این ماه." بقیه را میداد. شاهآبادی بوده. یکی از توضیحاتی که نفس دارد، آقای شاهآبادی گفتم: "ما از کسی دیگر، شاگرد کسی دیگر است." سه جا که شما میشود نماز را از اول وقت تأخیر بیندازید: یکی وقتی که عذر داری. یکی وقتی روزهدارند و منتظر شوند. یکی وقتی که از عرفات داری به سمت از عرفه دارد به سمت مشعر میرود. حاجی باشی در عرفات، از عرفه به سمت مشعر که خدا نصیب کند. عجیب فضا که یقین داری وجود نازنین امام عصر هم یکی از همینان سمت مشعر. حالا کسی نصیبش بشود، آنجا نماز هم بخواند، پشت حضرت نماز با تأخیر از اول وقت باشد، حضرت بخواند، عقب پشت حضرت بخوانیم. کسی نصیبش بشود. تمام الحج لقاء الامام. برزخ بزرگان ورزش کردهاند به اینکه تو الان هم باید شما هرچی که میروی امام را ببینی تا حجت تمام بشود. مال دوره حضور اهلبیت بوده که هر وقت مکه مدینه ما را ببینید که هر جسم تمام بشود حجت تمام.
کسی که عذر دارد، میتواند مستحب را از اول وقت عقب بیندازد تا به امیدش برطرف بشود. مثل کسی که پوشش ندارد، ساتر. ساتر عورت ندارد، یا اینکه یکی از اوصاف ساتر ندارد. اوصاف ساتر یادتان بود دیگر؟ حالا بحث بعدیمان هم در مورد عورت، اوصاف ساتر اینکه خود طهارت ساتر و اینجور چیزها. در مورد جایی که محلی که سجده میشود و فلان و اینها طهارت ندارد، مکان نمازگزار، لباس نمازگزار یکی از اوصافش. خلاصه برطرف.
یک کسی که نمیتواند نماز اول وقتش را ایستاده بخواند، عقب بیندازد شاید بتواند مستحبها را. میتوانم اول وقت نشسته امید ایستاده. کسی که اول وقت مرتبه بعد از قیام را دارا نیست، یعنی بالاخره بعدش نشسته خواندن، بعدش خوابیده خواندن، بعدش به سمت راست خواندن، یعنی سمت راست خواندن به خواندن افضل. درجه به درجه اینها را اگر میتواند تأخیر بیندازد به امید اینکه یک درجه بهتر بشود، تأخیر بیندازد. من لذتبخشترین نمازم را تو راه قم خواندم. قم تهران تو ماشین، پشت به قبله، با تیمم به کف ماشین، دو رکعت. امید دارم اگر خدا بخواهد بپذیرد.
کسی که اول وقت آب برای طهارت ندارد، یا یک نجاست غیرمعفو دارد. اول وقت که نه، آب برایش ندارد که او را تطهیرش کند. اینجا مستحبی است که از اول وقت تأخیر. روزهداری که دیگران منتظرش هستند که افطار کنند، یا خودش روزه است، اگر بخواهد بعد نماز افطار بکند، حضور قلب ندارد، شکمش غرغر میکند و سر و صدا و گرسنهاش است، حضور قلب ندارد. فتوا دادهاند که حتی شما نماز اگر شروع کردی اول نماز حضور قلب نداریم بشکنی. خلاصه شرایط قیودی. برخی از فقها عضوی داشته باشد به امید اینکه عقب بیندازد، عضو برطرف بشود. روزهدار منتظر افطار کند یا خودش افطار، حضور قلب ندارد. یا اینکه از عرفه به سمت مشعر میرود، عقب. ولو یک ثلث، سه شب هم بگذرد، اشکالی.
قرائتی چند تا چیز دیگر هم اضافه کرده است. گفتهاند دکتری که تو اتاق عمل جراحی است، جراحی میکند و باید عقب بیندازد اول وقتش. اول وقت از آنجا اول وقتی شروع میشود، برنامهریزی شده نبوده باشد. و دو تا مسئله دیگر میماند. بحث زمان وقت، بحث وقت تمام میشود.
مسئله اول، ما از کجا بفهمیم که وقت داخل شده است؟ اگر علم به داخل شدن وقت نماز میسر غیرممکن است، شما نمیتوانی کلاً الان هوا ابری است اصلاً نمیشود تشخیص داد، یا به یک نحوی است که شما نمیتوانی تشخیص بدهی، زندانی هستی مثلاً، چون نمیتوانی تشخیص. اینجا به ظنی که پشتوانهاش یک کار مرتبی است، پشتوانهاش ورده کار مرتب، به این ظن نمیتواند اعتماد کند. مثلاً هر روز من درس کلاس فلان ساعتم که تمام شد برای اذان ظهر، گفته بودند الان هوا ابری. یا این مقدار کار که میکردم، مثلاً این یک تیغه دیوار که میکشیدم اذان میگفتند. معلوم نیست. میتوانم به این ظن عمل بکنم و مثل شغل و درس ایشان مثال میزند. اگر میتواند یقین پیدا کند. بدون یقین حق ندارد عمل. یقین پیدا کند بعد نماز. حالا اگر نمیتواند یقین به داخل شدن وقت پیدا کند، با همان گمان شروع کرد، با همان ظن شروع کرد، نماز خواندن. نمازش را خواند، بعداً فهمید که کل نمازش تو وقت بوده است. چه حکمی دارد؟ صحیح. نمازش را خواند، وسط نماز وقت داخل شد. صحیح. نمازش را خواند، بعداً فهمید که تمام نمازش را قبل از وقت خوانده است. باطل. باید دوباره اعاده کند. اجماعی است. بله، اشکالی ندارد. الحمدلله رب.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه سیزدهم
شرح لمعه
جلسه اول
شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
جلسه سوم
شرح لمعه
جلسه چهارم
شرح لمعه
جلسه ششم
شرح لمعه
جلسه هفتم
شرح لمعه
جلسه هشتم
شرح لمعه
جلسه نهم
شرح لمعه
جلسه دهم
شرح لمعه
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح لمعه
جلسه دوم
شرح لمعه
در حال بارگذاری نظرات...