تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت

جلسه هشتاد و شش : تمسخر به‌عنوان نظام بی‌ارزش‌سازی انسان‌ها

00:16:03
257

مجموعه جلسات «تأثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت» شما را به سفری شگفت از قرآن تا برزخ می‌برد. در فصل اول، قرآن به‌عنوان نقشه حیات معرفی می‌شود؛ در فصل دوم، راز نظام تسخیر و تمدن‌سازی اسلامی آشکار می‌گردد؛ و در فصل سوم، با نظام تقدیم، پرده از حقیقت اعمال، برزخ و سرنوشت انسان برداشته می‌شود. این جلسات فقط تفسیر نیست؛ نقشه‌ای است برای ساختن زندگی، جامعه و حتی آخرت. 📌 اگر می‌خواهید معنویت را در متن زندگی و تمدن لمس کنید، این مجموعه برای شماست

معرفی
نگاه مصرف‌گرایانه به زن در غرب

نقد فمینیسم غربی

تبدیل انسان‌ها به کالای مصرفی در فرهنگ رسانه و هنر

افسردگی و خودکشی سلبریتی‌ها

کرامت انسانی در نگاه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

بیمه مردمی در اسلام؛ حمایت از کارگر ازکارافتاده

فرهنگ میزبانی در اسلام؛ از سفره‌دار مدینه تا اربعین

نقد بی‌احترامی‌های اجتماعی و رسانه‌ای

الگوی جامعه مهدوی؛ احترام واقعی و علاقه متقابل میان انسان‌ها
متن
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
در سوره مبارکه حجرات به این آیه شریفه درباره تمسخر رسیدیم. این آیه خیلی ظرافت دارد؛ می‌فرماید: "شاید آن‌ها از شما بهتر باشند، مسخره‌شان نکنید." مسخره یک نظامی است؛ مسخره کردن یک نظامی است که برای انسان‌ها ارزشی در آن قائل نیست. آدم‌ها حرمت ندارند. آدم‌ها یک سری ابزارند برای اینکه تو حالت خوب باشد.
رسماً شنیده‌اید، می‌گویند بعضی‌ها همه بهانه‌اند برای اینکه تو حالت خوب باشد. به هر نحو حالت خوب می‌شود، حالت خوب باشد. با هرچه که احساس می‌کنی حالت خوب می‌شود، با همان حال خودت را خوب کن. گاهی به یک کسی خندیدن است، گاهی به یک کسی پریدن است، گاهی کارهای مختلفی است. الان در غرب اتاق کرایه می‌کنند؛ طرف ابزار تویش می‌گذارد، یک پولی می‌روی، می‌دهی، یک ساعت کرایه می‌کنی. "من عصبانی‌ام، اینجا تخلیه راحت است، یک ابزاری برای تخلیه." راه‌های مختلفی برای انواع اقسام تخلیه‌ها آنجا خلاصه دارند. نیاز به تخلیه داشتی، آنجا هست، تخلیه کن. دارند تخلیه می‌کنند چیزهای مختلف، از غضب گرفته تا جاهای دیگر. و چیزهای دیگر خوب باشد، بقیه چه ارزشی دارد؟
من خصوصاً در مورد زن حالا یک وقتی باید با هم صحبت بکنیم — تعریف مصرفی که از زن می‌شود. بعد جالب است که می‌آیند به حالت طلبکار می‌گویند: "چرا اسلام..." خیلی بامزه است: رسماً فروشگاه دارند، خرید و فروش بارکد زده. پسِ کله خانم، می‌فروشد، قیمت آن است، ویترین دارد، خاص هم دارد. می‌خرد، اجاره می‌کند.
اینستاگرام منتشر شده بود، خیلی عجیب بود. نمی‌دانم چرا ما صدایمان درنمی‌آید اینجاهـا. ایرانی هم هست. خانمی از پشت استفاده کرده بود که موهایش رشد کرده، نمی‌دانم دیدید یا نه. ایستاده موهای این خانم را می‌کشد، تعابیر بسیار رکیکی به کار می‌برند، خجالت می‌کشم بگویم. تو سر زن می‌زند، می‌گوید: "این بغل خیابان اگر می‌افتاد، کسی جمعش نمی‌کرد." دختر جوان موهایش رشد کرده، شما بروید بخرید، بزنید! دختری [او را] به طور معمول دارد می‌زند که بد هم هست، خیلی بد است. بد بودنش هم به خاطر اینکه خلاف قانون است. کاری که کرده بود، و برخوردی که با او شده، هر دویشان خلاف قانون بوده‌اند.
اگر نسبت به این فیلم حساسیت نشان داده می‌شود که خوب هم هست، تیتر یکی از روزنامه‌ها می‌شود با تعبیر "سگ" هی از او یاد می‌کند و هی تشبیه به سگ می‌کند. خشونت علیه زنان فقط آن نیست که [او را کتک بزنی]، این هم هست. کالای مصرفی که نیستش که! طرفداران فمینیست آقایان هستند! خیلی جالب است، این کتاب "فمینیست در آمریکا" که به شما معرفی کردم، "فمینیست در آمریکا" تا سال ۲۰۰۳ از کتاب‌های بسیار خواندنی [است]. دو جلد مجموعه از روان‌شناسان و جامعه‌شناسان آمریکا کتاب نوشته‌اند؛ بیشترشان هم خانم هستند. یکی از حرف‌هایی که آنجا می‌زند این است، می‌گوید که: "ما مخالف با فمینیسم هستیم، چون تنها کسانی که از فمینیسم سود برده‌اند، مردها بوده‌اند." اسم حمایت از حقوق زنان، زنان را آورده‌اند، یک ابزاری شده‌اند برای تبلیغاتشان، یک کالای مصرفی!
در ایران نمایشگاه ماشین راه‌انداخته، هر ماشینی چهار تا خانم بزک‌کرده، زیباروی پریوش، پری‌رو، "تاب مستوری ندارند" و از این حرف‌ها، کرایه کرده‌ایم. این به مسخره گرفتن انسان نیست؟ تمسخر آدم نیست؟ بی‌ارزش کردن آدم نیست؟ چه کسی صدایش درنمی‌آید؟ چرا بیانیه داده نمی‌شود؟ چرا تجمع نمی‌شود؟ "با لگد، با باطوم می‌زند، درد نمی‌کند؟" بلا وقتی فراگیر می‌شود، همه خوششان می‌آید دیگر. "مرگ دسته‌جمعی، عروسی است." فرهنگ این است دیگر. عوض می‌شود فضا، ارزش آدم را دارد می‌آورد پایین.
پس نکته اساسی این است: آدم احترام دارد، ارزش همه آدم‌ها [مهم است]. در فضای هنری هم سلبریتی‌ها تا وقتی که کارکردی برای آدم‌ها دارند، به ایشان ارزش می‌گذارند. این در فضای غرب که خیلی رایج است، در فضای ما متأسفانه این‌جوری شده: یک آدم ارزشش بسته به این است که برای تو چه کارایی‌ها دارد. آدم‌ها همه عروسک‌اند، کالای مصرفی. هر کسی به مقدار کارکردی که برای دیگران دارد و خاصیتی که برای دیگران دارد، [تا آن زمان] خوش باشند، حال کنند، حالشان خوب باشد.
یک فوتبالیست سالیان سال ستاره، قیمتش هم بالا است، محبوب. بعضی از این بازیکنان را من یادم است. یکی از این فوتبالیست‌ها سال ۲۰۰۲، جام جهانی ۲۰۰۲ رفته بود مسابقات جام جهانی کره و ژاپن (دو تا کشور). یک تیمی حالا نمی‌گویم کدام تیم، آمده بود در کشور ژاپن، قرنطینه بود. رفته بودند مردم ریخته بودند در آن هتل. بعد اتاق کاپیتان آن تیم که بازیکن خیلی معروفی بود... عالمی دارد؛ فضای پیدا کردن هم‌جنس‌گرا شده، مبلّغ هم‌جنس‌گرایی شده. و این‌ها هیچی نمانده، کاسه دستشویی فقط مانده! رفته فلانی را نشسته، عزیز دلمی را نشسته بودیم، یادگاری برداشت، برد! یک فضای دیگر، یک جوی است، یک ایجاد القایی است.
بیست سال... حالا این ماجرایی که چند وقت اخیر پیش آمد، باز بگوییم، بخندیم. یکی از این بازیگران معروف دهه هفتاد میلادی، حالا اسم بیاوریم: سوفیا لورن. دهه هفتاد در هالیوود ستاره بود. حالا یکی از علما، یکی از آقایان، یکی از ائمه جمعه، ایشان آمده مثال بزنیم. بزرگوار! حالا فضای جوانی خودش، آن ایام ایشان فیلم دیدند. ده سال اسمی نمی‌شناختند. فاصله سه روز، در گوگل شده بود در رنکینگ نفر اول که جستجو کرده بودند: "کیه؟" زنده کرده بود بنده خدا سوفیا لورن را! این‌جوری است. یعنی یک بابایی می‌آید سالیان سال خودشان را می‌کشند برایش، بعد چند سال اصلاً کسی نمی‌شناسد این را.
یک بخش عظیمی از [بازیگران]، من خبر دارم تا حدی از وضعیت بازیگران، خیلی‌هایشان عرض کنم دچار افسردگی‌اند، خیلی‌هایشان خودکشی می‌کنند. یکی از بازیگران معروف طنز سه بار خودکشی کرده است! سه بار خودکشی کرده است. بعضی‌هایشان به شدت افسرده‌اند، وضعیت‌های روحی روانی بعد از این مرگ‌ها، مرگ‌هایی که به خاطر مصرف زیاد دارو، داروهای افسردگی این‌ها است دیگر. دوز بالا مصرف می‌کنند، بنده خدا اور دوز می‌کند و به رحمت ایزدی می‌پیوندد.
این فضاها فضای یک نظام خراب است، یک نظام فاسد است که تا وقتی دیده می‌شود، آدم حسابت می‌کند. تا وقتی تو این تیم هستی، از این تیم که می‌رود بیرون، در خیابان که می‌آید، دیگر هیچ‌کس حسابش نمی‌کند. "آقا من دیروز پرسپولیس بودم‌ها!" امروز برخورد کنیم؟ ارزش هر کسی به آن شخصیت است. و جالب است، امیرالمومنین علیه السلام... دیوانه امیرالمومنین بود یک دانشمند لبنانی مسیحی، ده جلد کتاب نوشته است: "الامام علی بن ابی‌طالب، صوت العدالة الإنسانیة". در این کتاب می‌گوید که یکی از جاهایی که به شگفتی آمده، می‌گوید: امیرالمومنین علیه السلام در یکی از این سفرهایی که می‌رفت و سر می‌زد به این مناطق و این‌ها، پیرمرد از کارافتاده مسیحی دارد گدایی می‌کند.
خیلی در این [موضوع]، پیرمرد از کارافتاده مسیحی. حضرت نگاه کردند، فرمودند: "ما هذا؟" نفرمود "من هذا؟" "مَن هو؟" "این کیست؟" "ما هذا؟" یعنی چه؟ "این چیست؟ این چه پدیده‌ای است؟" گفتند: "آقا این کارگر بوده و دیگر از کار افتاده، گدایی می‌کند، مسیحی هم است." "تا وقتی جوان بود از او کار برمی‌آمد، رسش را کشیدید. حالا که دیگر از او کار برنمی‌آید، [رهایش کرده‌اید]؟ بیمه مردمی به این می‌گویند؟ بیمه مردم! تا وقتی داشتی، استفاده‌اش می‌کردید که خب پولش را داشتی، کارش را داشتی، می‌دادید. بعدش چه؟" "پول شخصیتش را بده! آدم است، شهروند مملکتت است. حمایت کن از او!" فاصله داریم با این فضا.
"هتل داریم یا نداریم در دین؟" مخصوصاً مشهدی‌ها اول از همه آدم را می‌کشند: "هتل نداریم!" من رفتم بررسی کردم آقا، دوران پیغمبر کسی از یک شهر دیگر می‌آمد مسافرت، مثلاً یک سری خانه ساخته بودند، این‌ها می‌رفتند در آن خانه، کرایه می‌دادند، آنجا ساکن می‌شدند. بررسی کردم چه‌کار می‌کردند؟ دیدم آقا کسی می‌آمده، حالا مکه که اختصاصی است، اصلاً یک چیز عجیب غریبی [در موردش هست]. اینجا کسی از بیرون می‌آید، با کسی که مقیم است، برابر است. کسی از بیرون می‌آید، صاحب‌خانه تویی. یعنی همه صاحب همه خانه‌هایی که در مکه هستند. حالا فقط در اربعین آدم این را می‌بیند. پیاده‌روی اربعین آدم نمی‌بیند، همه خانه‌ها مال همه است.
کریمی بوده، سفره‌دار بوده. اینکه می‌گویند سفره‌دار مدینه در مورد امام مجتبی، منظور همین است. دائماً از درِ خانه، تنور خانه دود بلند بوده. یعنی چه؟ از بیرون که می‌آمدند، دود را که می‌بینند دائم بالا است، می‌فهمیدند اینجا است، سفره‌خانه. یعنی هتل این شهر، هتل مردمی بوده. کریم آن شهر، سفره‌دار آن شهر، دائماً پذیرایی می‌کرد. هرکه هر ساعت می‌آمده، رستوران عمومی رایگان. به قول مشهدی‌ها: "چهل و هشت هم باشه، سر ببره!"
باخبر شدم یک راننده شریفی این را سوار می‌کند و بعد می‌بیند این [شخص] عرب و پولدار و از این‌ها است. می‌برد به سمت طرق و مرغ و این‌ها، یک فصلی می‌زند و جیب‌هایش را خالی می‌کند و پرتش می‌کند. "سفر خوبی در پیش داشته باشی!" برای عیب بردن از ایران و ایرانی و اسلام و مسلمان.
یک غضنفر داریم بین خودمان. بازی ایران و برزیل بود: "رونالدو را بگیرید!" غضنفر عقب ایستاده بود. رونالدو نیست، از بیرون نیست، از خودمان است. حیثیت خودمان را برای خودمان نگذاشته‌ایم. ارزش قائل نیستیم.
عرض من تمام شد. نظامی که در آن همه عاشق همدیگر باشند، به هم احترام بگذارند، واقعاً واقعاً احترام واقعی، اثر علاقه... در ادامه این بحث جلسه بعد با هم...
خدایا در فرج امام زمان (عج) تعجیل بفرما. قلب نازنینش را از ما راضی بفرما. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات تاثیر درک مهندسی خلقت بر معنویت

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00