معرفی
* امام زمان عج، شاهنشاه عالم وجود زمانه
* مدل حکومت امام زمان عج، همانند مدل حکومتداری امیرالمومنین علی علیه السلام
* پیشگویی امیرالمومنین علی علیه السلام راجع به ظهور
* در محضر خطبه ۱۳۸ نهج البلاغه
* حکومت کردن مرد الهی
* وقایع قبل از حکومت
* فتنه شام
* مختصات دوران ظهور چگونه است؟
* حاکم شدن عقلانیت
* صورت جنگ در دوران آخرالزمان
* لزوم پناه بردن به علما در عصر غیبت
* اعمال شب نیمه شعبان
* یاد مظلومیت و غربت امام زمان عج باشیم
* مدل حکومت امام زمان عج، همانند مدل حکومتداری امیرالمومنین علی علیه السلام
* پیشگویی امیرالمومنین علی علیه السلام راجع به ظهور
* در محضر خطبه ۱۳۸ نهج البلاغه
* حکومت کردن مرد الهی
* وقایع قبل از حکومت
* فتنه شام
* مختصات دوران ظهور چگونه است؟
* حاکم شدن عقلانیت
* صورت جنگ در دوران آخرالزمان
* لزوم پناه بردن به علما در عصر غیبت
* اعمال شب نیمه شعبان
* یاد مظلومیت و غربت امام زمان عج باشیم
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آل الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
عرض تبریک دارم شب میلاد آقا و مولایمان، صاحبمان، ولی امرمان، اربابمان، حضرت حجت بن الحسن ارواحنا فداه را. انشاءالله خدا زمانه ما را زمانه ایشان قرار دهد و حاکمیت ایشان را بههمین زودی بر عالم مستقر کند و ما را سربازان پا رکاب حضرتشان قرار دهد.
علی دوران ما، علی زمان ما و شاهنشاه عالم وجود در زمانه ما، حضرت بقیهالله است. اگر ما در مورد امیرالمومنین میگوییم و بحث شهشناس پادشاهشناس را اینجا داریم، در واقع هر آنچه که اینجا گفته میشود، سخن از امام عصر هم هست و اساساً قبلاً به عرض رسید که مدل حکومت امام زمان (صلوات الله و سلامه علیه)، سیره امیرالمومنین است. و ما در این بحث یکی از اهدافی که دنبال میکنیم، این است که به آن مدلی که امام زمان در اداره حکومت دارند برسیم و بفهمیم و خودمان را برای آن دوره و آن مختصات آماده بکنیم. خدا انشاءالله همه ما را آماده کند و این مشکلات و گرفتاریها را زمینهساز آمادگی دلها قرار دهد.
امسال نیمه شعبان متفاوتی را تجربه میکنیم. سؤال دیگر این است و شاید خیلی به ندرت در طول تاریخ پیش آمده باشد که در نیمه شعبان اینطور فضای عالم شیعه، فضای غربت بوده باشد و آن انسجام، آن جلسات و آن شکوه و آن انبوهی از انسانهایی که ابراز عشق و ارادت میکنند به حضرت اباصالح، امسال دیده نمیشود و این غربتی است که دلسوزسوز دل را میسوزاند و در قلب ما ایجاد میکند. حالا انشاءالله با برخی کارهای دیگر بشود ما یک رزمایشی داشته باشیم، مثل همین کارهایی که قرار شده عزیزان در فضای مجازی انجام دهند و بهنحوی اعلام رزم و اعلام آمادگی است. یک نوع عملیات به حساب میآید.
جلسات قبل در مورد علم امیرالمومنین نکاتی را عرض کردیم. این جلسه هم انشاءالله در مورد علم امیرالمومنین نکاتی را عرض خواهیم کرد. خطبههایی را در نهجالبلاغه اشاره کردیم و دیدیم که امیرالمومنین نسبت به آینده نکاتی را میفرمایند که خیلیش محقق شد و خیلیش هم هنوز محقق نشده و امیدواریم به تحققش. خوب! خطبهای را جلسه قبل خواندیم در مورد قوم مغول بود و صاحبزن و دیدیم و محقق هم شده.
این جلسه بهمناسبت شب نیمه شعبان که فضای جلسه ما به هر حال امام زمان است، بنده راغبم که در مورد بحث امام زمان و پیشگوییهایی که امیرالمومنین درباره ظهور داشتند نکاتی را عرض بکنم. اگر وقت رسید نکات دیگری را هم از نهجالبلاغه عرض میکنم، اگر نشد هم جلسه بعد انشاءالله بحث را ادامه خواهیم داد.
خطبه ۱۳۸ نهجالبلاغه پیشگوییهایی است که امیرالمومنین نسبت به آینده اسلام و مسلمین در دوران امام زمان دارند و نکاتی را مطرح میکنند که هم بهشدت شورآفرین است، هم بهشدت دلشوره آفرین. جفت اینها با هم است که بخش اولش بخش خوبی است. بخش دوم و سوم بخش هراسانگیزی است و همچنین کمی دل آدم را خالی میکند.
امیرالمومنین به هر حال هر آنچه که گفتند محقق شده. خود حضرت فرمودند: «من خیلی چیزها را نمیگویم.» فرمودند: «اگر یک آیهای در قرآن نبود که میفرماید: «یَمحُو اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثبِتُ»؛ خدا هرچیزی را بخواهد محو میکند و هرچیزی را بخواهد اثبات میکند، یعنی خدا متعال بعضی چیزها را یکهو ممکن است محو بکند، تا قیامت را همه را بهتان میگفتم چه میشود.»
امیرالمومنین بهخاطر این آیه و چون همه چیز دست خداست و ممکن است یکهو ورق برگرداند، اصطلاحاً ما به آن میگوییم "بداء"؛ بداء صورت بگیرد، لذا نمیگویم. خوب! اینها را هم که گفتند، آنهایی که سندش محرز و مشخص است. چون در این فضای مجازی و اینها الحمدلله خیلی پخش و پلای زیاد داریم و سریع هم میافتد به تحلیل و بررسی و فلان و این دارد کرونا... ولی سندش محکم و در آن بحثی نیست؛ خصوصاً که در نهجالبلاغه است. اینها قابل اعتماد و اطمینان است و اینها را باید با یک نگاه و دقت بیشتری بررسی کرد.
خوب، این خطبه، خطبه ۱۳۸، بخش اول در مورد یک دورانی است. یک مرد الهی حکومت میکند که تطبیق دادهاند به امام زمان. هیچ اسمی از حضرت نیست ولی مختصاتی گفته میشود که فقط به دوران امام زمان میخورد. بخش دوم در مورد وقایع خونینی است که قبل از حکومت این شخص بر دنیا حاکم میشود و جنگهای فراگیر و کشت و کشتارها و نسلکشی فراوان و عجیب و غریبی که رخ میدهد. امیرالمومنین در مورد این صحبت میکنند. و در بخش سوم این خطبه در مورد فتنه شام مطالبی را میفرمایند که خیلی دلهرهآور است.
برخی گفتند مربوط به بنیمروان است که قبلاً رخ داده. ولی چون سیاق خطبه در مورد دوران امام زمان است، آنی که عمدتاً شارحین نهجالبلاغه گفتند این است که این بخش سوم در مورد سفیانی است و وقایعی که سفیانی در عراق و سوریه رقم خواهد زد که وقایع هراسانگیزی است و کرونا پیش او صفر است؛ کرونا و اینها چیزی به حساب نمیآید.
حالا آن بخش اول شیرین است؛ این هدیه شب نیمه شعبانمان. بخش دوم و سوم را هم بهخاطر… حالا خطبه را میخوانم ولی شما خیلی حالا به آن بخشها کار نداشته باشید. نه اینکه جدی جدی هست، ولی شب نیمه شعبان خیلی خاطرتان را با این مکدر نکنید. البته اگر میخواهیم به دوران ظهور نزدیک بشویم، چارهای غیر از این نداریم که این دوره را هم باید پشت سر بگذاریم و این سختیها و ملالتها و مرارتها هست.
«هُوَا عَلَی الْهُدَی» مختصات دوران ظهور چیست؟ چه مدلی میشود؟ امام زمان وقتی ظهور میکند، هوا را تابع هدا میکند: «إِذَا اتَّفَقَ الْهُدَی عَلَی الْهَوَی» تا قبل از ظهور، هدی دنبال هواست، بعد از ظهور هوا دنبال هداست. یعنی هدایت، هوا یعنی خواستههای نفسانی. الان اینجوری است؛ دوران ما و روزگار ما، قانون را بر اساس هوای نفس مینویسند، نه اینکه هوای نفس را بر اساس قانون تطبیق دهند. ما آنجوری که دوست داریم قانون مینویسیم، آنجا که دوست داریم بخشنامه میکنیم، اینجوری که دوست داریم اجرا میکنیم. هرچه اکثریت میگویند، هرچه همه خوششان میآید، هرچه دوست دارند.
دوران ظهور حضرت این شکلی میشود که آنی که حق است، آنی که اصل است، همه خواستهها، میلها، تمایلات به آن است، نه مثل الان که همه چیز دنبال خواستههاست. نگاه میکنند؛ این هم همین است. شاخص این است که خوششان میآید. میگوید: «چرا اینجوری ساختی؟» میگوید: «چون مردم خوششان میآید.» میگوید: «چرا خوششان میآید؟» خوششان نمیآید. همش ملاک چیست؟ هوای خوش آمد است.
البته میشود آدم هدایت را یک جوری هم بگوید که مردم خوششان بیاید. این کلمات امیرالمومنین در نهجالبلاغه سرشار از هنر است. مقالهها، پایاننامهها و کتابها نوشتند در مورد آفرینشهای هنری در نهجالبلاغه. ابعاد مختلف هنری نهجالبلاغه بینظیر است. روی دست امیرالمومنین هنرمندی نمیآید. امیرالمومنین از ابزار هنر دارد استفاده میکند برای اینکه یک مطلب حق و درستی را به مردم بفهماند. این چه اشکالی دارد از تکنیکهای مختلف، از هنر و رسانه و اینها استفاده بکنیم؟
حکمتهای نهجالبلاغه را که میخوانید، ما در کلاسهای توییتر به این رفقای رسانهای میگفتیم اگر میخواهیم توییتباز قوی بشویم و توییتباز و توییتساز خوبی بشید، بنشینید حکمتهای نهجالبلاغه را روش کار کنید و حکم زیاد بخوانید. این عبارات یکخطی امیرالمومنین، همین یک کلمه را شما: «یَتَّبِعُ الْهَوَی عَلَی الْهُدَی إِذَا اتَّبَعَ الْهُدَی عَلَی الْهَوَی.» این ترکیب هدی و هوا، این دوگانهای که حضرت دارند مقابلهسازی میکنند بین این دو تا کلمهای که مجانست با هم دارد، دو تا از سه تا حرفش با هم یکی است؛ اوج هنر است.
پس میشود از هنر استفاده کرد برای اینکه حرف حقی را زد. ولی مسئله این است که الان مسئله در جامعه و دنیای امروز ما این نیست. قبل از ظهور ملاک این است که خوششان میآید یا نمیآید. فیلم تاریخی هم میخواهم بسازم، یک جاهایی که احساس میکنند مخاطب خوشش نمیآید، جابجایش میکند. اینجوری خیلی جالب نمیشود. میگویند: «چرا این بخش تاریخ را این شکلی کردی؟» میگویند کارگردان دستش باز است، در حالی که خیلی جذاب نیست برای مخاطب. مخاطب دوست دارد آنجوری قصه پیش برود.
قرآن... قرآن را الان در زمانه ما تابع رأیشان کردهاند. دوران امام زمان، رأیها و آراء تابع قرآن است. الان قرآن تابع آرای مردم است. مردم چه میخواهند؟ به چه رأی میدهند؟ چه چیزها نظرشان است؟ کجای قرآن آمده؟ بعضی مسائلی که میگویی: «عرق نخوریم. یک قطرهاش هم نخوریم، حتی اگر مست نشویم.» کجای قرآن آمده؟ «سگ مثلاً سگ نداشته باشیم، سگبازی نکنیم.» کجای قرآن آمده؟
پاسخ به این سؤالها بحث نیستم چون واضح است. هر مسلمانی میگوید: «آره.» یک آیه در مورد دفن، حتی روایت نداریم در مورد این کیفیت دفن در خاک، در زمین. هر مسلمانی میداند که جنازه را در خاک دفن میکنند. درست است؟ چرا ایستاده در دیوار مثلاً نمیگذارند؟ یک دانه روایت مسلمات از واضحات عالم اسلام است. واضح است. بعد روایت به نحوی از آیات داریم. به نحوی از روایات داریم.
کجای قرآن آمده بعضی چیزهایی که بهوضوح در قرآن آمده، مثل بحث حجاب، ارتباط با نامحرم؟ وقتی بهش میگویی، خوب طبیعتاً باید بگویی کجای قرآن آمده؟ بهصراحت دو جای قرآن، سوره نور. دورانهای قدیم اینهاست. اینها الان دیگر این حرفها را بازی در میآورد. هی نفسنفس صاحبمرده بازی در میآورد. اول میگوید کجای قرآن آمده؟ بعد کجای روایت؟ بعد: «روایتها که اصلاً سندش معلوم نیست.»
بازیبازی است. به وضوح هم دارد میگوید: «برای خودش گفته. کثیف بودند. حموم نمیرفتند. گفته به این دستصورتتان را بشورید وضو بگیرید.» دورانها نیست. چیزهای عجیب و غریبی آدم میشنود. وقتی بنده اشاره کردم در بحثی گفتم که اینها لااقل از زمان ما که تمیزتر بودند. اینها وقتی نجس میکردند خودشان را، با دستمال توالت همدیگر را میزدند، تیکهپاره میکردند. ۸۰-۹۰ درصد اینها خودشان را با آب نمیشویند. یکی از چیزهایی که برند شده الان آفتابه ایرانی است دیگر. دنبال آفتابه ایرانی میگردند. اصلاً استفاده از آفتابه، شلنگ آب، اینها اصلاً خیلی زیاد است. یک سیفون دارد آنجا. سرویس فرنگی بازی در میآورد.
از اینها که لااقل تمیزتر بودند، آب داشته، آب مصرف میکرده. همجنسبازی بین اینها نبود. یعنی در جاهلیت عرب کسی همجنسبازی نمیکرد ابداً. قانونی باشد، لااقل از الان که بهتر بودند. بازی در آوردن است. قرآن را میخواهد یک جوری در کتاب رأیش باشد، آنی که همه خوششان میآید و میپذیرند و اینها. این شاخصههای اصل جاهلیت مدرن ماست و دوران قبل از ظهور و همه گرفتاریها سر همین است.
امیرالمومنین یک دوران طلایی را دارند توصیف میکنند که ویژگی اصلیش این است که آقا عقلانیت حاکم میشود بر بشر. روی اصول زندگی میکنند. با ضابطه، با قاعده زندگی میکنند. اینجور یلخی، هر کی هر کی، خر تو خر نیست مثل الان. اصطلاح قشنگ علمی "خر تو خر" خیلی اینجا بهدرد میخورد. حتی شیر تو شیر هم نه، فقط خر تو خر. الان دقیقاً معنای واقعی کلمه خر تو خر است. محموله ماسک را، آن یکی را میزند، آن یکی از او میدزدد، هواپیما او را مینشاند. قشنگ جنگل است. بعد به ما میگویند که: «اینو تصویب کن که ما میخواهیم گردشهای مالی شما را مدیریت داشته باشیم با FATF و اینها.» اصلاً ببین کجا زندگی میکنیم.
ما دیگر حتی جنگل نمیشود برایش بهکار برد. قشنگ سرویس بهداشتی عمومی است. عجیب و غریبی است. دوران امام زمان عقلانیت حاکم میشود. یک منطق، یک فکر واحد بر اساس حق و حقانیت عالم را اداره میکند. این ویژگی اول.
بعد میفرماید: «و منها»؛ یعنی بخشی از این خطبه، بخشهای دیگری هم داشته که مرحوم سید رضی آن را نیاورده. «حتی تقوم الحرب بکم علی ساقین بادیا نواجدها.» این وضعیت شما ادامه دارد که همه تابع هوا هستند و بر اساس آرای مردم و اینها کار پیش میرود. ادامه دارد تا اینجا خیلی بیخ پیدا میکند. تا اینجایی که جنگ مثل یک حیوان، امیرالمومنین تشبیه میکنند جنگ را به یک حیوان درنده. اینجا حیوان درنده یکهو میافتد به جان جامعه بشری که آن جنگ یک حیوان خطرناکی است. روی پاهایش میایستد. دندانهایش هم مثل این دندانهای ببر و گراز و اینها بیرون انداخته. آماده دریدن. به صورت جنگ در دوران آخرالزمان. «مَمْلُوءَةً أَخْلَافُهَا حَلَاوَةً أَرْضًا الْقَمَةَ عَقِبَتُهَا.» این را پشت سر همین جنگها پیش میآید.
این حیوان درنده سینههایی دارد. این سینهها پر از شیر است. اگر شما بیایید از این شیر بخوری، اول نگاهت به این است که این خیلی شیر شیرینی است. ولی وقتی میخوری عاقبتش این است که این دهنت میماسد و میگندد و... یعنی فضایی است که همه احساس میکنند الان موقع زدن و جنگ است و بیاییم. ماجرایی که در عراق پیش آمد و اینها. مثلاً احساس کردند که یک موقعیت خوبی است سردار ایرانی حاج قاسم سلیمانی را ترور کنند و گفتند میزنیم و یک ماجرا میشود. یک شیر خوشمزه احساس کردند از بستر دارند برای خودشان تهیه میکنند. زدند و دیدند که زهر مار شد برایشان. و این هم ادامه دارد.
اینجور فضایی قشنگ، چارهای غیر از این نیست. فقط فضا، فضای درگیری و آشوب است. اگر میخواهی به نتیجه برسی، هوسانگیز است. هی هوس جنگ در سر اینها میافتد. و کل این منطقه ما که میشود منطقه خاورمیانه یا غرب آسیا، میشود بستر جنگ. ایران البته ما چیزی در روایت به نحوی نداریم که ایران هم به آتش کشیده بشود و اینها. چیزی بنده ندیدم، لااقل در ولی در این منطقه، یعنی سوریه، عراق، لبنان، اردن، حتی ترکیه و کشورهای این حوزه، مصر تا حدودی، اینها بهشدت درگیرند. حجاز، یمن، به همش آتیش است که حالا در کلمات امیرالمومنین توضیحاتی هست.
احساس میکنند که اگر در این جنگها بیفتند زود پیروز میشوند و خیلی نتایج خوبی دارد و هوسبازی میکنند، میآیند در آن درگیر و زمینگیر میشوند و متلاشی.
بعد امیرالمومنین میفرماید: «أَلَا وَ فِی غَدٍ سَیُحْدِثُ بِمَا لَا تَعْرِفُونَ یَأْخُذُ الْوَالِی مِنْ غَیْرِ عَامِلِهَا وَ لَا یَعْمَلُ عَلَى مُصَابِ أَعْمَالِهَا.» بدانید فردا، فردایی که یک حوادثی با خودش دارد و شماها نمیدانید. یک ماجراهایی دارد. آن که میآید یک کسی بر شما حکومت میکند که غیر از آن طایفه آتشافروزان جنگ و فلان و اینهاست. این آقایی که میآید، یعنی امام زمان، یعنی بعد از این فضای جنگافروزی، یک کسی میآید که این جنگها را میخواباند. آتش جنگ در خاورمیانه با او خاموش میشود. او وقتی میآید برخورد میکند با هر کسی که ظلمی کرده. همه را سرکوب میکند. دیگر دوران بزن و در رو تمام شده. این نیست که طرف آنقدر بزند که به نتیجه برسد یا آنقدر بزند که خسته بشود. دیگر پول نداشته باشد.
دوران قبل از ظهور، یعنی قبل از دوران... یعنی دورانی که منتهی به ظهور نمیشود، هر کی که زور دارد میزند، جوابی هم نمیگیرد یا میزند به نتیجه میرسد یا میزند خسته میشود. مثل آمریکا و ویتنام که زد، خسته شد و به جایی نمیرسد. آمریکا مثلاً افغانستان، آمریکا و عراق به نتیجه نرسید، خسته شد، گذاشت رفت. دوران قبل از ظهور دیگر این شکلی نیست. یکی که میزند، ده تا میخورد. میزند و خسته میشود، دیگر نتیجه ندارد. یکی که میخوری، یکی محکمتر میخوری. این دوران منتهی میشود به دوران امام عصر. آن وقت دیگر هر کسی هر جایی هر فتنهای کرده، سر و صدایی کرده، یکی محکم میخورد، خاموش میشود بلکه نابود. این دوران ظهور است. مختصات امیرالمومنین.
بعد میفرمایند که: «تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِیذَ کَبِدِهَا.» وقتی او قیام میکند، زمین فلز... فلز یعنی کبد. این کبد شتر، بهش میگویند فلز؛ آن قطعهای از کبد که بخش حساس است و از آنجا خون پمپاژ میشود. مثل ما که مشکل کبد داریم و اینها که از آنجا خون کثیف میشود، عرض کنم که میشود افلاد با دالذال. فلو، این کبد افلاز میشود کبدها. زمین یک جاهایی دارد. این جاها مرکز تأمین مالی دنیاست. مثل کبد. کبد چه شکلی خون تولید میکند و منتشر میکند، میدهد به بدن، میدهد به قلب. در واقع به قلب، قلب پمپاژ میکند. این کبد، یک جاهایی در زمین مرکز ثروت و منابع زیرزمینی در زمین است. امام عصر که میآیند: «تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ»؛ زمین خودش در اختیار او قرار میگیرد. در بعضی روایات دارد مثلاً زیر اهرام مصر که حضرت آن را درمیآورند. دیگر این کسری بودجه و فلان و اینها کلاً خلاص. تمام مشکل حل میشود. شمش طلا و چه میدانم منابع زیرزمینی طلا و چه میدانم مس و روی و فلان و این حرفها. خلاصه منابع زیرزمینی همه خودشان را در اختیار امام زمان قرار میدهند. «أَفَالِیذَ کَبِدِهَا وَ تُلْقِی إِلَیْهِ سِلْمًا مَقَالِیدَهَا.» کلیدهایش را هم زمین فیلم کامل در اختیار امام زمان قرار میدهد. کلید دست امام زمان است. بقیه قفل دارد. کلید دست حضرت است. زمین کلیدها را میدهد دست امام زمان. گشایش امور دست اوست. هم از جهت بحرانها و فتنههای امنیتی و اجتماعی و سیاسی، هم از جهت منابع اقتصادی.
«فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ سِیرَتِهِ.» به شما نشان میدهد که چه شکلی سیره او عدل است. عدل را به شما نشان میدهد. «وَ یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ.» آنهایی که از کتاب و سنت مرده را زنده میکنند. همین مشکل ما این است که بر اساس آن چینش الهی زندگی نکردیم. دیگر بر اساس قاعده و فرمول خدا زندگی نکردیم.
بعد میفرماید که بخش آخر خطبه که این بخش هراسانگیز است: «کَأَنِّی بِهِ قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ.» مشخص است که این خطبه افتادگیهایی دارد. مرحوم عرض کردم سید رضی جداجدا از این خطبه طولانی بخشهایی را آورده. جلسه قبل امیرالمومنین فرمودند: «انگار دارم میبینم.» در مورد صاحب زنگ زنگبار و قوم مغول و اینها: «انگار دارم میبینم اینها این شکلیاند مثلاً صورتهایشان سپر خورده است.» انگار دارم میبینم شام خیلی اوضاعش خراب است. شام خیلی اوضاعش بههم میریزد. عبدالملک بن مروان است. ولی عرض کردم که نمیخورد به او، بنیامیه و اینها. چون آخر خطبه نکاتی دارد که فقط به این میخورد که این شرایط قبل از ظهور است که منتهی میشود، یعنی بلافاصله به شرایط ظهور منتهی میشود برمیگردد. در حالی که در دوران عبدالملک بن مروان ورق برنگشت. این فتنهها در شام شد. گستردگی بود نه. بد ورق برگشت به نفع مومنین. ولی اینجا میفرماید بعد ورق به نفع مومنین برمیگردد.
اینها نشانه سفیانی است و شرایط منتهی به ظهور. آقازاده آقای بهجت، آقای بهجت این اواخر خیلی دست رو دست میگذاشتند و ظهور را خیلی نزدیک میدانستند و شرایط را شرایط قبل از ظهور میدانستند و هی غصهشان میفرمودند که همه اینها بهکنار با بحث سفیانی. سفیانی جزء علائم حتمی ظهور حضرت و غوغا خواهد کرد. سفیانی در ظلم و جنایت و خونریزی و ماجراها خواهد شد.
یک خاطره تازگی دیدم. سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، یکی از رزمندههای دفاع از حرم، وقتی که ماجرا تمام شده بود و میخواستند برگردند ایران، کار داعش تمام شد و اینها، گریه میکرده. ظاهراً به حاج قاسم میگوید که: «حاجی، اینها رفتند، رفقا و ما هم شهید نشدیم و باید جمعوجور کنیم برگردیم ایران، درس و مشقم برسم. خیلی دلم گرفته ما اینجا شهید نشدیم.» گفت: «حاج قاسم به من فرمود که: غصه نخور عزیزم. بعد از داعش با ماجرایی داریم و جنگی داریم و درگیری داریم که همه شهدای دفاع مقدس و شهدای دفاع حرم آرزوشان این است که ای کاش در آن جنگ و در آن نبرد باشند. نبردی که مانده است.»
که وقتی رفته بود به آقا بگوید که: «آقا، داعش کارش تمام شد.» آقا فرموده بودند که: «این ماجرا ادامه و بدتر از داعش خواهیم داشت.» انشاءالله که نزدیک باشد و انشاءالله به هر نحوی که میشود خدا کنترلش بکند. هرچی کمتر بهتر. ولو شده یک نفر کمتر خون ریخته بشود، کمتر. ولی وقایعی است که امیرالمومنین در مورد شرایط پیش از ظهور دارند میفهمند. «بِالشَّامِ» انگار دارم میبینم که نعرش از شام بلند میشود چون سفیانی میآید و حکومت در شام دست میگیرد. مرکز خلافت او شام است. «وَفَاحَسَّ بِرَایَاتِهِ فِی زَوَاحِی الْکُوفَةِ.» هرچماش همه جا را میگیرد تا اطراف کوفه هم میآید. پرچمهای دولت او تا اطراف کوفه، نجف. یعنی تا کوفه و نجف هم سقوط. دولت مرکزی و حکومت سفیانی، پیدایش از حکومت سفیانی است.
خب اینها خیلی به ما کمک میکند در تحلیل وقایع و اینکه رصد بکنیم ماجرا چی باید بشود و چه خواهد شد. «فَعَطَفَ عَلَیْهَا عَطْفَ الرُّءُوسِ.» مثل شتری که هی گاز میگیرد. شتر وقتی عصبانی میشود، رم میکند. شتر از توی این حیوان، از همه اینها بدتر است. تو او خیلی قوی و جاندار است و با حوصله هم هست. این وقتی میافتد دنبال یک کسی و آن دندانهای قوی را که خار میخورد، اصلاً کارش خار خوردن است. آن گلو مری خیلی قوی که خار بیابان دیدید، خارهای سهتیکه را که پایین. وقتی بیفتد آن شتر گاز بگیرد، خیلی دیگر وضع خراب است. میفرماید که مثل شتر زخمی و عصبانی و وحشی رمکرده، این سفیانی که البته اسم ازش نمیآورند. ما تطبیق به سفیانی دادیم بر اساس قراین. این سفیانی اینجور میافتد به جان مردم. مثل شتر رمکرده عصبانی. هرچند بهدست خود حضرت، جلوی امام زمان سر بریده میشود. سفیانی دستگیرش میکنند و میآورند. طبق برخی روایات. «وَ فَرَشَ الْأَرْضَ بِرُءُوسٍ.» زمین را با سرها فرش میکند. همان جلد ۵ کتاب "پیام امیرالمومنین" امام امیرالمومنین علیه السلام که دوستان منتشر کردند، صفحه ۵۳۰ و خوردهای اینها. این بخش آنجا هست. دوستان میتوانند مطالعه کنند.
«قَدْ فُقِرَتْ فَقْرَةً بَاقِرَتَهُ.» دهانش را باز کرده. یک دهان گشاده برای بلعیدن. مثل یک جاروبرقی امروزی آن را بهکار ببریم. مثل جاروبرقی که میافتد و میبلعد هرچی سر راهش است. این سفیانی این شکلی است. با هرچی مواجه بشود، میبلعد؛ خانهها، زندگیها، آدمها. این قدمهایش روی زمین سنگین میشود. یعنی یک حکومت قرص انجام میدهد. البته خیلی دوامی ندارد. شش ماه نهایتاً طبق روایات حکومتش طول میکشد. ولی گام سنگینی برمیدارد. به همه مناطق سفت میآید. زیر پر و بالِش دیگر شل و ول مثل داعش اینها نیست. مجرب و کارآزموده و حرفهای.
«بَعیدَ الْجَبْلَةِ.» جولانش خیلی وسیع است. «بَعیدَ الْجَبْلِ عظیمَ الصَّولَةِ.» خیلی صولتش هم سنگین است. حمله کردن و پریدنش خیلی پرش سنگینی دارد. هجوم مقتدرانهای دارد. صولت قوی. با مشت پر وارد میشود. والله لا اله الا الله. انشاءالله که اینطور نشود. نمیدانم چه باید بکنیم. ای کاش امیرالمومنین چهار تا مطلب غلط هم توی پیشگوییهایشان بود. آدم اگر جزو آنهایی بود که قرار بود محو بشود دیگر. والله نداشت. قسم الله شاید جابجا بشود. والله والله و لام تأکید و نون ترکیب چهار تا تأکید اینجا حضرت نون تأکید ثقیله، چهار بار تأکید میکنند که این مسئله پیش میآید. «وَاللَّهِ لَیَشْرَدَنَّکُمْ فِی أَصْرَافِ الْأَرْضِ.» به خدا پخش و پلایتان میکند در زمین. متلاشیتان میکند. «حَتَّى لَا یَبْقَى مِنْکُمْ إِلَّا قَلِیلٌ کَالْکُحْلِ فِی الْعَیْنِ.» تک و توکی از شما میمانید. در فتنه سفیانی قلع و قمع میکند. در این عراق و سوریه میبلعد و میخورد و میکند. تک و توکی بمانی در اینها. مثل سرمه در چشم. یک دو تا مثلاً سیاهی کوچولو در چشم میبینی وقتی که سرمه کشیده. یک کوچولو تک و توک. اینجور پیدا میکنید از شماها میآید. میکند، درو میکند، میرود. حوزه مثلاً فلان شهر و مرجعیت فلان جا و اینها را صاف میکند قشنگ.
خوب! ۹ تا توصیف را بهکار برد امیرالمومنین در اینجا. نشان میدهد که این با سمبه پرزور میآید و رحم هم نمیکند. و از شام تا کوفه، یعنی عراق و سوریه، پایتخت جولانگاه اوست. البته سپاه خراسانی که حالا گفته شده از ایرانیان هستند، درگیرند. به این سادگی نیست که بخواهد هر کاری بکند. ولی به هر حال یک نبرد تمامعیار است و یک جنگ همهجانبه است. اینکه آن جلسه عرض کردم به رفقا که از این استراحتها خوب استفاده کنید. سریال یکی دو ماهی خدا اینجوری دیده برای ما که در خانهها نشستیم و اینقدر که خوردیم این یکی دو ماهه. خوب خودمان را با قرآن و نهجالبلاغه بسازیم که خیلی کار داریم.
اگر انشاءالله، اگر انشاءالله این شب نیمه شعبان آخرین شب نیمه شعبان باشد، انشاءالله، انشاءالله خدا کند بهحق امام زمان. خیلی کار داریم. خیلی کار دارید. خیلی کارتان دیگر ضدعفونی کردن و ماسک و فلان اینها دیگر میشود بچهبازی، خالهبازی. در منطقه درگیر میشویم. درگیری همهجانبه. دیگر حزبالله لبنان، شدن فاطمیون و زینبیون، یمن، همه میشوند یک کاسه. هر کی هرچی دارد باید بیاید وسط.
وضعیت عراق را نمیخواهم برایتان توصیف کنم. در روایت چی گفتند که چه شکلی شیعیان عراق را قلع و قمع میکنند و دختران به کنیزی میروند و چه میشوند و اینها. دیگر خیلی این شب نیمه شعبانمان تلخ میشود. خوب! و میفرماید که: «فَلَا تَزَالُونَ کَذَلِکَ.» این وضعیت شماست دائماً. این شکلی است. یعنی یک مدتی را دوام در این وضعیت بحرانی در جنگ و ناامنی و تبعید و پراکندگی و کشتار و اینها هستید تا چی بشود؟ «حَتَّى تَتُوبَ إِلَى الْعَرَبِ عَوَازِبُ أَحْلَامِهَا.» تا عقل عرب بیاید سر جایش. ملل عرب از ذلت، ضعف، زبونی، کرنش، عیاشی، شل و ول بودن نجات یابند. رزمندهاند و حشد شعبی و حزبالله لبنان و این بر و بچهها این فضای عمومی این کشور. مصر با این همه جمعیت و این فضای آماده بغل گوش اسرائیل. بعد این مثلاً بشود کمپ دیوید. بعد این بشود پاتوق حمایت از اسرائیل. و بعد چی کار است؟ دارد نیرو تربیت میکند. طلبه مسلمان. عقل بیاید سر جایش. یک ملتی مثل مصر قیام بکند. مثل مرسی را رئیس جمهور بکنند. بعد او بیاید اول برود سفیر برای اسرائیل بفرستد. با ولیعهد حاکم حجاز بیعت بکند. عقل سر جایش نیست. این سعودیها و این کشورهای دیگر قطر و عمان و امارات و کشورهای این شکلی این مردم. حالا اول حکومتها که حالا خیلی آنها عقلشان سر جایش نیست. مردم سر جا بیایند. کار دارد آقا جان. آنقدر سر وقت تو هم میآیند. یکی یکی خانه به خانه، اتاق به اتاق میآیند سر وقتتان. اتاق به اتاق. طبق روایت شیعه را از مخفیگاه کنج زیرزمین خانهاش پیدا میکنند و سرش را برمیدارند میبرند. قیمت کلان برای سر میگذارد سفیانی.
اگر ما شرایطمان شرایط ظهور امشب داریم دعا میکنیم برای ظهور. اگر جلو بیفتد، یعنی اینها جلو میافتد ها. حواستان به اینها باشد. اینها حواسمان باشد. کرونا دیگر آن موقع میشود مرگ خوبمان. ای کاش با کرونا رفته بودیم. غبطه میخوریم به آنهایی که با کرونا رفتند که: «آقا، گرفتند راحت دو تا سرفه کرد، تمام شد رفت. چی است این وضعیت این شکلی؟» داعش سگ شرف دارد به سپاه سفیانی. کارهای عجیب و غریبی در مورد سپاه سفیانی گفته شده در روایات که نمیخواهم به اینها اشاره کنم. «عَوَازِبُ أَحْلَامِهَا.» اینها عقلشان بیاید سر جا. «فَلْیَلْزَمُوا السُّنَنَ الْقَائِمَةَ.» یا امیرالمومنین قربانت بشوم من آقا جان. فدایت بشویم. چی کار کنیم ما در این بدبختی؟ ما چی کار باید بکنیم؟ فرمود: «فَلْیَلْزَمُوا السُّنَنَ الْقَائِمَةَ.» بچسبید به سنتهایی که بین شماست. ملتزم بشوید به این سنتها. سنت پیغمبر، سنت امیرالمومنین. دست از اینها برندارید. کوتاه نیایید. استکبار ستیزی، اتصال به قرآن، اتصال به معارف اهل بیت، جماعت، جمعه. حالا فعلاً بهخاطر کرونا تعطیل است. زیارت اینها که سنتهای اهل بیت است. توسل، استغاثه، نماز، ذکر، توجه. از اینها غافل نشوید. سفت بچسبید به اینها. در این فتنهها اینها شما را نجات میدهد.
«وَالْآثَارَ الْبَیِّنَةَ.» بچسبید به آن آثار روشنی که جلوی چشمتان است. دست بیندازید به اینها. مثل حرم اهل بیت، مثل علما. پرسیده بودند از رهبر انقلاب: «در فتنهها ما چه بکنیم؟» ایشان فرموده بود که: «مثل مرحوم آقای خوشبخت، آیتالله خوشبخت در قید حیات بودند. مثل ایشان را پیدا کنید، به اینها پناه بیاورید.» در فتنهها این شخصیتهای بزرگ، علمای برجسته، اهل حقیقت، از نفس درآمده، وارسته، به حقیقت متصل، متصل به غیب، متصل به حقایق عارف ولی خدا. لعن و نفرین میکردند آدمهای احمق و نادان سر یک نظر مثلاً کارشناسی که ایشان داده بود که میتوانست درست باشد، میتوانست غلط باشد. در این فتنهها اینها را اول میزنند. ببینید قم و چه کردن. این همین فتنهها در امان باشی. آخرالزمان دست تو دست اهل قم است. پایگاه معارف است. پاتوق حقایق. فتنههای مختلف سیاسی و اجتماعی. هیچ وقت این شهر سقوط نداشته. سلام بابا یی که مثلاً میخواسته رأی بیاورد با دروغ و دغل و اینها در سفر انتخاباتیاش همه شهرها رفت غیر از قم. لباس اینها بود. نکته است. خدا به این شهر نظر دارد. این شهر مایه استحکام است. به اینها بچسبید. آخرالزمان: «عَلَیْکُمْ بِقُمْ.» پلاک ۱۶. میبینی حالت بد بشود فقط از قم نیار. وضعیت بدتر از قم. ذهنیتهاست. دیگر کار دارد میشود.
«وَ الْعَهْدَ الْغَرِیبَ الَّذِی عَلَیْهِ بَقِیَّةُ النُّبُوَّةِ.» بمانید با آن عهد نزدیکی که میراث نبوت است. آنی که میراث نبوت است چیست؟ ولایت. ولایت اهل بیت میشود گفت ولایت فقیه. در آن عهد بمانید. با آن عهد غریب. دستتان را از دست ولایت جدا نکنید. مرجعیت. چون ولایت فقیه انحصار به یک شخص که ندارد. مرجعیت هم در فضای ولایت فقیه تعریف میشود. مرجعیت این مکانیزم این سیستم. این سیستمی است که اهل بیت طراحی کردند برای حفظ شیعه در فتنهها. و همیشه هم جوابگو بوده. از میرزای شیرازیاش ببینید، از شیخ انصاریاش ببینید، از آقای بروجردیاش ببینید، از امام خمینی تا برید به شیخ مفید و شیخ طوسی و از آن قدما. از این متأخرین در طول تاریخ نگاه میکنی. علامه حلی، مجلسیاش. همه اینها، اینها بودن کانون نگه داشتن در فتنهها. اینها ناخدا. ناخدا البته غلط است. ناخدا درست است. ناخدا. این کشتی بودند در این فتنهها و این کوران. در این بحران اینها نگه داشتند.
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ الشَّیْطَانَ إِنَّمَا یُسْنِی لَکُمْ طُرُقَهُ لِتَتْبَعُوا عَقِبَهُ.» این را هم حواستان باشد. شیطان راههایش را برای شما ساده جلوه میدهد. در این فتنه گرفتاری. بیا اینجا یک مذاکره، یک دست، یک بوس، یک عطر، یک عکس. حواست باشد. در آن کوران، شیطان چراغ سبز نشان میدهد. خلاصهاش کنم. دنبالش راه بیفتید. خود این سفیانی جریانی است که آن امپریالیسم جهانی و آن مکانیزم استکبار جهانی درستش کرده. بعد آن رئیس و بابای این از گوشه میگوید: «بیا بغل من.» این سگ پاچهات را نگیر. حواست باشد. شیطان میآید هی از آن ور وعده میدهد. میخواهد خوشگل بهت نشان بدهد. سادهاش کند. راهحل بهت نشان بدهد. این کار را نکرده بدتر میکند اوضاعت را. دو طرف در این درگیری، در این نبرد وایسید. کار درست میشود. ادامهاش میفرماید: «بعد میفرماید که اگر ایستادید، مسئله برای شما حل میشود.» که حالا اشاره کردند برخی شارحین. حالا این در متن نهجالبلاغه در این بخش نیامده. این راهحلش این ماجرای ماست و ماجرای ظهور.
این امیرالمومنین با آن علم الهی هزار باب و از اول تا آخر و اشراف بر همه عوالم و اینها این دوره قبل از ظهور را دیدهاند و به ما گفتهاند چه باید بکنیم. اهل یقینند و در این مسیر خدا بهشان راه را نشان داده است. اینها باکی ندارند. اینها مثل روز برایشان روشن است. مثل روز روشن است. بعضی از بزرگان ما میدیدیم میگفتند: «ما خیالمون جمع است که این انقلاب به ظهور حضرت ملحق میشود و متصل میشود. و این ایرانیها و این ملت واقعاً دیگر برگردند از این مسیر، خودشان این مسیر را کلاً معکوسش کنند.» وگرنه شرایط، شرایط ظهور است.
و ما جملاتی از بزرگان شنیدیم در بشارتهایی که دادند. آن جمله طلایی آقای بهجت که فرمودند: «پیرمردها، همین بشارت بهشان هست که اینها هم میمیرند.» نه، این همهاش پیرمرد را میبینند. یعنی تا آن سن و سال هم امیدوارند. هفتاد، هشتاد سالهها هم امیدوار باشند به اینکه بتوانند درک کنند ظهور را. به هر حال آدم ۷۰، ۸۰ ساله مثلاً دیگر تا ۵۰ سال مثلاً میشود برایش تصور کرد. دیگر تا ۱۳۰ سال مثلاً میشود تصور کرد که یک آدم ۸۰ ساله عمر بکند. یعنی همچین عمری.
ایرانیها وقتی که شورش میکنند و پیروز میشوند، حالا به تعبیر ما انقلابشان پیروز میشود، در فارس و ایران. فرمود: «بین پیروزی اینها و ظهور مهدی ما، قیامکننده ما به اندازه یک عمر طبیعی یک انسان فاصله است.» ۵۰ ساله. یک همچین تایمی. عمر طبیعی نرمال آدمیزاد آنقدر. ۴۰ تا ۵۰. اهل بیت عمدتاً در همین سن و سال عمر کردهاند. آنقدر فاصله است بین آن دوران تا ظهور. بخواهیم حساب بکنیم، فاصلهای نداریم انشاءالله. اگر ما عقبنشینی نکنیم و سفت و سخت باشیم.
بخش دیگر نهجالبلاغه است که دیگر چون این بحثمان امام زمانی شد، آن بخشها را من میگذارم برای جلسه بعد. خطبه ۵۹ و خطبه ۶۰ که موارد خوارج و امیرالمومنین پیشگوییهایی کردند که همانجا محقق شد بهطرز عجیبی و هیچکس باور نمیکرد که این مسئله رخ بدهد. کاملاً متضاد با همه تحلیلهایی بود که سپاه امیرالمومنین داشتند. بههمان دقیقاً رخ داد که دیگر این جلسه را بیشتر از این کشش نمیدهم.
امشب هم عزیزان اعمال زیاد دارند. حالا این سه تا سوره یاسین خوب است اگر کسی بتواند امشب انجام دهد. نماز استغاثه به امام زمان که با آن دعای «سلام الله الکامل» آخرش هست، آن را بتوانیم انجام دهیم. زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام بتوانیم انجام دهیم. زیارت امام حسین علیه السلام از راه دور به هر نحوی خوب است. امشب خصوصاً اگر زیر آسمان باشد. حالا در این هوای برفی نمیدانم چقدر میتوانیم زیر آسمان به جهت کربلا سه بار «صلی الله علیک یا اباعبدالله» گفتن و زیارت اباعبدالله به نیت تعجیل در فرج امام زمان را اگر بتوانیم انشاءالله امشب انجام دهیم. دعای فرج و بیداری شبش، احیایش، به هر نحوی که میتوانیم امشب را با امام زمان سر کنیم.
به هر حال ببینیم ما چند روز خانهنشین بودیم در این قرنطینه چه حالی داریم. این آقا و مولای ما ۱۲ قرن است که خانهنشین است. یکم اگر این را بتوانیم بفهمیم. شما میگویی من محل کارم نتوانستم بروم. به پدرم نتوانستم سر بزنم. فلان سفر نتوانستم بروم. در آرامش نیستید. میبینید درگیری. اگر بیرون میآیید امنیت ندارید. دائماً احساس ترس دارید از اینکه مثلاً این ویروس و این آلودگی نکند بچهام آلوده بشود، نکند دستم آلوده بشود، نکند خانهام آلوده بشود. دارید تجربه میکنید که امام زمان حالشان این است: «خائفاً یَتَرَقَّبُ». تمام این ۱۲ قرن با این حال است. با این ناامنی و آشفتگی از بیرون فضا این شکلی است. هیچ در امان نیست. عالم امان برای او نیست. این آقای ماست که امان ماست در همه فتنهها و به او پناه میآییم و نجات ماست. دست او بالا سر ماست. نگاه لطف او از همه مشکلات و مصیبتها مرا عبور میدهد. خود او ۱۲ قرن مزه امنیت را تجربه نکرده است.
امشب بفهمیم این حال امام زمان از وقتی بهدنیا آمده با ناامنی بوده است. یک مشت دشمن از شب اولی که بهدنیا آمد، از اول از قبل تولدش میخواستند بکشند. از روز اولی که متولد شده میخواستند بکشند. کسی با خبر نشده از تولد او. ۵ سال مخفیانه زندگی کرده. بعد پنج سالگی پدر از دست داده. یتیم ۵ ساله بوده. عموی او بهدنبال او بوده که او را پیدا بکند و بکشد. امام سجاد وقتی این را میگفتند های های گریه میکردند از این مصیبتهایی که قرار است برای امام زمان پیش بیاید و هنوز به دنیا نیامده. این آقایی است که از ۵ سالگی به عصر غیبت وارد شده. ۸۰ سال تقریباً غیبت صغرای او بوده. بعد این همه سال غیبت کبرای او بوده و این زندگی او بوده در ناامنی.
او امان عالم. گفت: «من خودم سیزدهمم که از همه عالم بهدر میشوم.» سیزده بهدر این است دیگر. ۱۳ پناه کسانی که میخواهند از نحسی بهدر بیایند. ۱۳ این شکلی است. خود او این بار را تحمل میکند برای اینکه همه بیایند از نحسی بهدر بیایند. آن خودش میشود نحس برای اینکه از نحس به دامن او فرار میکند. این امام زمانی است که در کانون دشمنیهای عالم بوده. ۱۲ قرن. از آن قوم مغول بگیرید و صاحب زنگ زنگبار بگیرید تا این سفیانی در کانون دشمنیها بوده و هدف از همه دشمنیها جنگیدن اوست. اگر قاسم سلیمانی را کشتند، بهخاطر این است که دستشان به بقیهالله. فکر بکنیم امشب اگر دستش به بقیهالله الاعظم میرسید، او را میکشتند. بویی از او داشتند. یادی از او داشتند. بازویی برای او به حساب میآمدند. اینها را زدند. همه دشمنیها محورش خود اوست. خود اوست. همه دعوا با خود اوست.
این آقای غریب و مظلوم ماست. «الْطَّرِیدِ الشَّرِیدِ» به قول امیرالمومنین، صاحب این جلسه. آنی که طرد شده، آنی که آواره شده. «الْوَحِیدِ الْغَرِیبِ.» آن آدم تنهایی که در غربت است. تنهاست، بیکس. یکم این بیکسیها را در این ایام تجربه کردیم. دیدیم تنهایی چه مزهای دارد. این شب نیمه شعبان با این حال دعا بکنیم، بگوییم: «آقا جان، ما یک کمی از غربت شما را فهمیدیم. از تنهایی شما را فهمیدیم. یکم فهمیدیم قرنطینه یعنی چی. فهمیدیم غیبت یعنی چی. فهمیدیم دست و بالای آدم را میبندند یعنی چی. شما ۱۲ قرن این شکلی زندگی کردید. ما میخواهیم تمام کنیم این عصر را. خاتمه بدهیم به این دوران. از جانمان، از مالمان، از فرزندمان، از خانوادهمان همه کف دست برای شما. ما نمینشینیم. ما بلند شدیم. این خیزش آغاز شده. تا عالم را نگیرد کوتاه نمیآید. از شما دست برنمیداریم. ما شما را تنها نخواهیم گذاشت. ما شما را رها نخواهیم کرد.»
همین که هشتگ قشنگی که بچههای لبنان داغش کردند: «ما ترکناک یا ابن الحسین.» اگر قمر بنی هاشم و اصحاب اباعبدالله شب عاشورا به اباعبدالله گفتند: «ما تو را تنها نمیگذاریم.» ما ترکناک یا ابن فاطمه. ما هم به آقازاده او، به منتقم او میگوییم: «ما ترکناک یا ابن الحسین.» ما تو را تنها نخواهیم گذاشت. به شرط اینکه شما هم دست ما را بگیرید. برای ما دعا کنید در این شب نیمه شعبان که شب سجابت دعاست. ما هم محتاج دعای شما هستیم. انشاءالله که شما قوت بگیرید، جان داشته باشیم. کاری بکنیم. مایه سرافکندگی نباشیم. سر بالا کنیم در قیامت در محضر شما. «یوم ندعوا کل اناس بامامهم.» روزی که ما با امام او محشور میشویم. با شما، با امیرالمومنین محشور. سرافکنده نباشیم. شرمنده نباشیم. خار نباشیم. امتهای دیگر تحقیرمان نکنند که: «بیچارهها! شما بهترین امت بودید. بهترین امام را داشتید. تو را تنها نصرت نکردید وقتی دنبال چرب و شیرین دنیایتان. کاری به کار این آقا نداشتید.»
از شما التماس دعا داریم. ما امشب آقا جان. اگر دعای شما نبود ما نبودیم. با این فتنهها، با این مصیبتها و مشکلات. یک سر سوزنش میخورد به اهل عالم بیچاره میشوند. ۱۰۰ برابری مشکلات تحمل کردیم و داریم تحمل میکنیم. بهدعای شما ماندیم و قرصیم و سفتیم. باب دعای شما محتاجیم. برای رهبر ما دعا کنید. برای ملت ما دعا کنید. برای نسل ما دعا کنید. باشد که انشاءالله ما همان نسلی باشیم که به شما وعده دادند و مایه دلگرمی شماست و شما تمام این ۱۲ قرن را با این آرامش سرگردید که هستند و میآیند کسانی که دور شما مثل پروانه میچرخند و خودشان را فدا میکنند. از شما میخواهیم ما را کمک کنید که بتوانیم به شما کمک کنیم. بتوانیم فدای شما بشویم.
خدایا در فرج امام عصر تعجیل بفرما. قلب نازنین حضرتش از ما راضی بفرما. جان ناقابل ما در طبقی از اخلاص به محضر حضرتش پیشکش بفرما. نسل ما را فدایی حضرتش قرار بده. اموات علما، شهدا، امام راحل، حقوق در این شب نیمه شعبان مهمان عنایات خاص بقیهالله الاعظم در عالم برزخ قرار بده. شر ظالمین را به خودشان برگردان. موانع فرج را همین امشب از سر راه برطرف بفرما. رهبر عزیز انقلاب را حفظ و نصرت عنایت بفرما. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آل الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.
عرض تبریک دارم شب میلاد آقا و مولایمان، صاحبمان، ولی امرمان، اربابمان، حضرت حجت بن الحسن ارواحنا فداه را. انشاءالله خدا زمانه ما را زمانه ایشان قرار دهد و حاکمیت ایشان را بههمین زودی بر عالم مستقر کند و ما را سربازان پا رکاب حضرتشان قرار دهد.
علی دوران ما، علی زمان ما و شاهنشاه عالم وجود در زمانه ما، حضرت بقیهالله است. اگر ما در مورد امیرالمومنین میگوییم و بحث شهشناس پادشاهشناس را اینجا داریم، در واقع هر آنچه که اینجا گفته میشود، سخن از امام عصر هم هست و اساساً قبلاً به عرض رسید که مدل حکومت امام زمان (صلوات الله و سلامه علیه)، سیره امیرالمومنین است. و ما در این بحث یکی از اهدافی که دنبال میکنیم، این است که به آن مدلی که امام زمان در اداره حکومت دارند برسیم و بفهمیم و خودمان را برای آن دوره و آن مختصات آماده بکنیم. خدا انشاءالله همه ما را آماده کند و این مشکلات و گرفتاریها را زمینهساز آمادگی دلها قرار دهد.
امسال نیمه شعبان متفاوتی را تجربه میکنیم. سؤال دیگر این است و شاید خیلی به ندرت در طول تاریخ پیش آمده باشد که در نیمه شعبان اینطور فضای عالم شیعه، فضای غربت بوده باشد و آن انسجام، آن جلسات و آن شکوه و آن انبوهی از انسانهایی که ابراز عشق و ارادت میکنند به حضرت اباصالح، امسال دیده نمیشود و این غربتی است که دلسوزسوز دل را میسوزاند و در قلب ما ایجاد میکند. حالا انشاءالله با برخی کارهای دیگر بشود ما یک رزمایشی داشته باشیم، مثل همین کارهایی که قرار شده عزیزان در فضای مجازی انجام دهند و بهنحوی اعلام رزم و اعلام آمادگی است. یک نوع عملیات به حساب میآید.
جلسات قبل در مورد علم امیرالمومنین نکاتی را عرض کردیم. این جلسه هم انشاءالله در مورد علم امیرالمومنین نکاتی را عرض خواهیم کرد. خطبههایی را در نهجالبلاغه اشاره کردیم و دیدیم که امیرالمومنین نسبت به آینده نکاتی را میفرمایند که خیلیش محقق شد و خیلیش هم هنوز محقق نشده و امیدواریم به تحققش. خوب! خطبهای را جلسه قبل خواندیم در مورد قوم مغول بود و صاحبزن و دیدیم و محقق هم شده.
این جلسه بهمناسبت شب نیمه شعبان که فضای جلسه ما به هر حال امام زمان است، بنده راغبم که در مورد بحث امام زمان و پیشگوییهایی که امیرالمومنین درباره ظهور داشتند نکاتی را عرض بکنم. اگر وقت رسید نکات دیگری را هم از نهجالبلاغه عرض میکنم، اگر نشد هم جلسه بعد انشاءالله بحث را ادامه خواهیم داد.
خطبه ۱۳۸ نهجالبلاغه پیشگوییهایی است که امیرالمومنین نسبت به آینده اسلام و مسلمین در دوران امام زمان دارند و نکاتی را مطرح میکنند که هم بهشدت شورآفرین است، هم بهشدت دلشوره آفرین. جفت اینها با هم است که بخش اولش بخش خوبی است. بخش دوم و سوم بخش هراسانگیزی است و همچنین کمی دل آدم را خالی میکند.
امیرالمومنین به هر حال هر آنچه که گفتند محقق شده. خود حضرت فرمودند: «من خیلی چیزها را نمیگویم.» فرمودند: «اگر یک آیهای در قرآن نبود که میفرماید: «یَمحُو اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثبِتُ»؛ خدا هرچیزی را بخواهد محو میکند و هرچیزی را بخواهد اثبات میکند، یعنی خدا متعال بعضی چیزها را یکهو ممکن است محو بکند، تا قیامت را همه را بهتان میگفتم چه میشود.»
امیرالمومنین بهخاطر این آیه و چون همه چیز دست خداست و ممکن است یکهو ورق برگرداند، اصطلاحاً ما به آن میگوییم "بداء"؛ بداء صورت بگیرد، لذا نمیگویم. خوب! اینها را هم که گفتند، آنهایی که سندش محرز و مشخص است. چون در این فضای مجازی و اینها الحمدلله خیلی پخش و پلای زیاد داریم و سریع هم میافتد به تحلیل و بررسی و فلان و این دارد کرونا... ولی سندش محکم و در آن بحثی نیست؛ خصوصاً که در نهجالبلاغه است. اینها قابل اعتماد و اطمینان است و اینها را باید با یک نگاه و دقت بیشتری بررسی کرد.
خوب، این خطبه، خطبه ۱۳۸، بخش اول در مورد یک دورانی است. یک مرد الهی حکومت میکند که تطبیق دادهاند به امام زمان. هیچ اسمی از حضرت نیست ولی مختصاتی گفته میشود که فقط به دوران امام زمان میخورد. بخش دوم در مورد وقایع خونینی است که قبل از حکومت این شخص بر دنیا حاکم میشود و جنگهای فراگیر و کشت و کشتارها و نسلکشی فراوان و عجیب و غریبی که رخ میدهد. امیرالمومنین در مورد این صحبت میکنند. و در بخش سوم این خطبه در مورد فتنه شام مطالبی را میفرمایند که خیلی دلهرهآور است.
برخی گفتند مربوط به بنیمروان است که قبلاً رخ داده. ولی چون سیاق خطبه در مورد دوران امام زمان است، آنی که عمدتاً شارحین نهجالبلاغه گفتند این است که این بخش سوم در مورد سفیانی است و وقایعی که سفیانی در عراق و سوریه رقم خواهد زد که وقایع هراسانگیزی است و کرونا پیش او صفر است؛ کرونا و اینها چیزی به حساب نمیآید.
حالا آن بخش اول شیرین است؛ این هدیه شب نیمه شعبانمان. بخش دوم و سوم را هم بهخاطر… حالا خطبه را میخوانم ولی شما خیلی حالا به آن بخشها کار نداشته باشید. نه اینکه جدی جدی هست، ولی شب نیمه شعبان خیلی خاطرتان را با این مکدر نکنید. البته اگر میخواهیم به دوران ظهور نزدیک بشویم، چارهای غیر از این نداریم که این دوره را هم باید پشت سر بگذاریم و این سختیها و ملالتها و مرارتها هست.
«هُوَا عَلَی الْهُدَی» مختصات دوران ظهور چیست؟ چه مدلی میشود؟ امام زمان وقتی ظهور میکند، هوا را تابع هدا میکند: «إِذَا اتَّفَقَ الْهُدَی عَلَی الْهَوَی» تا قبل از ظهور، هدی دنبال هواست، بعد از ظهور هوا دنبال هداست. یعنی هدایت، هوا یعنی خواستههای نفسانی. الان اینجوری است؛ دوران ما و روزگار ما، قانون را بر اساس هوای نفس مینویسند، نه اینکه هوای نفس را بر اساس قانون تطبیق دهند. ما آنجوری که دوست داریم قانون مینویسیم، آنجا که دوست داریم بخشنامه میکنیم، اینجوری که دوست داریم اجرا میکنیم. هرچه اکثریت میگویند، هرچه همه خوششان میآید، هرچه دوست دارند.
دوران ظهور حضرت این شکلی میشود که آنی که حق است، آنی که اصل است، همه خواستهها، میلها، تمایلات به آن است، نه مثل الان که همه چیز دنبال خواستههاست. نگاه میکنند؛ این هم همین است. شاخص این است که خوششان میآید. میگوید: «چرا اینجوری ساختی؟» میگوید: «چون مردم خوششان میآید.» میگوید: «چرا خوششان میآید؟» خوششان نمیآید. همش ملاک چیست؟ هوای خوش آمد است.
البته میشود آدم هدایت را یک جوری هم بگوید که مردم خوششان بیاید. این کلمات امیرالمومنین در نهجالبلاغه سرشار از هنر است. مقالهها، پایاننامهها و کتابها نوشتند در مورد آفرینشهای هنری در نهجالبلاغه. ابعاد مختلف هنری نهجالبلاغه بینظیر است. روی دست امیرالمومنین هنرمندی نمیآید. امیرالمومنین از ابزار هنر دارد استفاده میکند برای اینکه یک مطلب حق و درستی را به مردم بفهماند. این چه اشکالی دارد از تکنیکهای مختلف، از هنر و رسانه و اینها استفاده بکنیم؟
حکمتهای نهجالبلاغه را که میخوانید، ما در کلاسهای توییتر به این رفقای رسانهای میگفتیم اگر میخواهیم توییتباز قوی بشویم و توییتباز و توییتساز خوبی بشید، بنشینید حکمتهای نهجالبلاغه را روش کار کنید و حکم زیاد بخوانید. این عبارات یکخطی امیرالمومنین، همین یک کلمه را شما: «یَتَّبِعُ الْهَوَی عَلَی الْهُدَی إِذَا اتَّبَعَ الْهُدَی عَلَی الْهَوَی.» این ترکیب هدی و هوا، این دوگانهای که حضرت دارند مقابلهسازی میکنند بین این دو تا کلمهای که مجانست با هم دارد، دو تا از سه تا حرفش با هم یکی است؛ اوج هنر است.
پس میشود از هنر استفاده کرد برای اینکه حرف حقی را زد. ولی مسئله این است که الان مسئله در جامعه و دنیای امروز ما این نیست. قبل از ظهور ملاک این است که خوششان میآید یا نمیآید. فیلم تاریخی هم میخواهم بسازم، یک جاهایی که احساس میکنند مخاطب خوشش نمیآید، جابجایش میکند. اینجوری خیلی جالب نمیشود. میگویند: «چرا این بخش تاریخ را این شکلی کردی؟» میگویند کارگردان دستش باز است، در حالی که خیلی جذاب نیست برای مخاطب. مخاطب دوست دارد آنجوری قصه پیش برود.
قرآن... قرآن را الان در زمانه ما تابع رأیشان کردهاند. دوران امام زمان، رأیها و آراء تابع قرآن است. الان قرآن تابع آرای مردم است. مردم چه میخواهند؟ به چه رأی میدهند؟ چه چیزها نظرشان است؟ کجای قرآن آمده؟ بعضی مسائلی که میگویی: «عرق نخوریم. یک قطرهاش هم نخوریم، حتی اگر مست نشویم.» کجای قرآن آمده؟ «سگ مثلاً سگ نداشته باشیم، سگبازی نکنیم.» کجای قرآن آمده؟
پاسخ به این سؤالها بحث نیستم چون واضح است. هر مسلمانی میگوید: «آره.» یک آیه در مورد دفن، حتی روایت نداریم در مورد این کیفیت دفن در خاک، در زمین. هر مسلمانی میداند که جنازه را در خاک دفن میکنند. درست است؟ چرا ایستاده در دیوار مثلاً نمیگذارند؟ یک دانه روایت مسلمات از واضحات عالم اسلام است. واضح است. بعد روایت به نحوی از آیات داریم. به نحوی از روایات داریم.
کجای قرآن آمده بعضی چیزهایی که بهوضوح در قرآن آمده، مثل بحث حجاب، ارتباط با نامحرم؟ وقتی بهش میگویی، خوب طبیعتاً باید بگویی کجای قرآن آمده؟ بهصراحت دو جای قرآن، سوره نور. دورانهای قدیم اینهاست. اینها الان دیگر این حرفها را بازی در میآورد. هی نفسنفس صاحبمرده بازی در میآورد. اول میگوید کجای قرآن آمده؟ بعد کجای روایت؟ بعد: «روایتها که اصلاً سندش معلوم نیست.»
بازیبازی است. به وضوح هم دارد میگوید: «برای خودش گفته. کثیف بودند. حموم نمیرفتند. گفته به این دستصورتتان را بشورید وضو بگیرید.» دورانها نیست. چیزهای عجیب و غریبی آدم میشنود. وقتی بنده اشاره کردم در بحثی گفتم که اینها لااقل از زمان ما که تمیزتر بودند. اینها وقتی نجس میکردند خودشان را، با دستمال توالت همدیگر را میزدند، تیکهپاره میکردند. ۸۰-۹۰ درصد اینها خودشان را با آب نمیشویند. یکی از چیزهایی که برند شده الان آفتابه ایرانی است دیگر. دنبال آفتابه ایرانی میگردند. اصلاً استفاده از آفتابه، شلنگ آب، اینها اصلاً خیلی زیاد است. یک سیفون دارد آنجا. سرویس فرنگی بازی در میآورد.
از اینها که لااقل تمیزتر بودند، آب داشته، آب مصرف میکرده. همجنسبازی بین اینها نبود. یعنی در جاهلیت عرب کسی همجنسبازی نمیکرد ابداً. قانونی باشد، لااقل از الان که بهتر بودند. بازی در آوردن است. قرآن را میخواهد یک جوری در کتاب رأیش باشد، آنی که همه خوششان میآید و میپذیرند و اینها. این شاخصههای اصل جاهلیت مدرن ماست و دوران قبل از ظهور و همه گرفتاریها سر همین است.
امیرالمومنین یک دوران طلایی را دارند توصیف میکنند که ویژگی اصلیش این است که آقا عقلانیت حاکم میشود بر بشر. روی اصول زندگی میکنند. با ضابطه، با قاعده زندگی میکنند. اینجور یلخی، هر کی هر کی، خر تو خر نیست مثل الان. اصطلاح قشنگ علمی "خر تو خر" خیلی اینجا بهدرد میخورد. حتی شیر تو شیر هم نه، فقط خر تو خر. الان دقیقاً معنای واقعی کلمه خر تو خر است. محموله ماسک را، آن یکی را میزند، آن یکی از او میدزدد، هواپیما او را مینشاند. قشنگ جنگل است. بعد به ما میگویند که: «اینو تصویب کن که ما میخواهیم گردشهای مالی شما را مدیریت داشته باشیم با FATF و اینها.» اصلاً ببین کجا زندگی میکنیم.
ما دیگر حتی جنگل نمیشود برایش بهکار برد. قشنگ سرویس بهداشتی عمومی است. عجیب و غریبی است. دوران امام زمان عقلانیت حاکم میشود. یک منطق، یک فکر واحد بر اساس حق و حقانیت عالم را اداره میکند. این ویژگی اول.
بعد میفرماید: «و منها»؛ یعنی بخشی از این خطبه، بخشهای دیگری هم داشته که مرحوم سید رضی آن را نیاورده. «حتی تقوم الحرب بکم علی ساقین بادیا نواجدها.» این وضعیت شما ادامه دارد که همه تابع هوا هستند و بر اساس آرای مردم و اینها کار پیش میرود. ادامه دارد تا اینجا خیلی بیخ پیدا میکند. تا اینجایی که جنگ مثل یک حیوان، امیرالمومنین تشبیه میکنند جنگ را به یک حیوان درنده. اینجا حیوان درنده یکهو میافتد به جان جامعه بشری که آن جنگ یک حیوان خطرناکی است. روی پاهایش میایستد. دندانهایش هم مثل این دندانهای ببر و گراز و اینها بیرون انداخته. آماده دریدن. به صورت جنگ در دوران آخرالزمان. «مَمْلُوءَةً أَخْلَافُهَا حَلَاوَةً أَرْضًا الْقَمَةَ عَقِبَتُهَا.» این را پشت سر همین جنگها پیش میآید.
این حیوان درنده سینههایی دارد. این سینهها پر از شیر است. اگر شما بیایید از این شیر بخوری، اول نگاهت به این است که این خیلی شیر شیرینی است. ولی وقتی میخوری عاقبتش این است که این دهنت میماسد و میگندد و... یعنی فضایی است که همه احساس میکنند الان موقع زدن و جنگ است و بیاییم. ماجرایی که در عراق پیش آمد و اینها. مثلاً احساس کردند که یک موقعیت خوبی است سردار ایرانی حاج قاسم سلیمانی را ترور کنند و گفتند میزنیم و یک ماجرا میشود. یک شیر خوشمزه احساس کردند از بستر دارند برای خودشان تهیه میکنند. زدند و دیدند که زهر مار شد برایشان. و این هم ادامه دارد.
اینجور فضایی قشنگ، چارهای غیر از این نیست. فقط فضا، فضای درگیری و آشوب است. اگر میخواهی به نتیجه برسی، هوسانگیز است. هی هوس جنگ در سر اینها میافتد. و کل این منطقه ما که میشود منطقه خاورمیانه یا غرب آسیا، میشود بستر جنگ. ایران البته ما چیزی در روایت به نحوی نداریم که ایران هم به آتش کشیده بشود و اینها. چیزی بنده ندیدم، لااقل در ولی در این منطقه، یعنی سوریه، عراق، لبنان، اردن، حتی ترکیه و کشورهای این حوزه، مصر تا حدودی، اینها بهشدت درگیرند. حجاز، یمن، به همش آتیش است که حالا در کلمات امیرالمومنین توضیحاتی هست.
احساس میکنند که اگر در این جنگها بیفتند زود پیروز میشوند و خیلی نتایج خوبی دارد و هوسبازی میکنند، میآیند در آن درگیر و زمینگیر میشوند و متلاشی.
بعد امیرالمومنین میفرماید: «أَلَا وَ فِی غَدٍ سَیُحْدِثُ بِمَا لَا تَعْرِفُونَ یَأْخُذُ الْوَالِی مِنْ غَیْرِ عَامِلِهَا وَ لَا یَعْمَلُ عَلَى مُصَابِ أَعْمَالِهَا.» بدانید فردا، فردایی که یک حوادثی با خودش دارد و شماها نمیدانید. یک ماجراهایی دارد. آن که میآید یک کسی بر شما حکومت میکند که غیر از آن طایفه آتشافروزان جنگ و فلان و اینهاست. این آقایی که میآید، یعنی امام زمان، یعنی بعد از این فضای جنگافروزی، یک کسی میآید که این جنگها را میخواباند. آتش جنگ در خاورمیانه با او خاموش میشود. او وقتی میآید برخورد میکند با هر کسی که ظلمی کرده. همه را سرکوب میکند. دیگر دوران بزن و در رو تمام شده. این نیست که طرف آنقدر بزند که به نتیجه برسد یا آنقدر بزند که خسته بشود. دیگر پول نداشته باشد.
دوران قبل از ظهور، یعنی قبل از دوران... یعنی دورانی که منتهی به ظهور نمیشود، هر کی که زور دارد میزند، جوابی هم نمیگیرد یا میزند به نتیجه میرسد یا میزند خسته میشود. مثل آمریکا و ویتنام که زد، خسته شد و به جایی نمیرسد. آمریکا مثلاً افغانستان، آمریکا و عراق به نتیجه نرسید، خسته شد، گذاشت رفت. دوران قبل از ظهور دیگر این شکلی نیست. یکی که میزند، ده تا میخورد. میزند و خسته میشود، دیگر نتیجه ندارد. یکی که میخوری، یکی محکمتر میخوری. این دوران منتهی میشود به دوران امام عصر. آن وقت دیگر هر کسی هر جایی هر فتنهای کرده، سر و صدایی کرده، یکی محکم میخورد، خاموش میشود بلکه نابود. این دوران ظهور است. مختصات امیرالمومنین.
بعد میفرمایند که: «تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِیذَ کَبِدِهَا.» وقتی او قیام میکند، زمین فلز... فلز یعنی کبد. این کبد شتر، بهش میگویند فلز؛ آن قطعهای از کبد که بخش حساس است و از آنجا خون پمپاژ میشود. مثل ما که مشکل کبد داریم و اینها که از آنجا خون کثیف میشود، عرض کنم که میشود افلاد با دالذال. فلو، این کبد افلاز میشود کبدها. زمین یک جاهایی دارد. این جاها مرکز تأمین مالی دنیاست. مثل کبد. کبد چه شکلی خون تولید میکند و منتشر میکند، میدهد به بدن، میدهد به قلب. در واقع به قلب، قلب پمپاژ میکند. این کبد، یک جاهایی در زمین مرکز ثروت و منابع زیرزمینی در زمین است. امام عصر که میآیند: «تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ»؛ زمین خودش در اختیار او قرار میگیرد. در بعضی روایات دارد مثلاً زیر اهرام مصر که حضرت آن را درمیآورند. دیگر این کسری بودجه و فلان و اینها کلاً خلاص. تمام مشکل حل میشود. شمش طلا و چه میدانم منابع زیرزمینی طلا و چه میدانم مس و روی و فلان و این حرفها. خلاصه منابع زیرزمینی همه خودشان را در اختیار امام زمان قرار میدهند. «أَفَالِیذَ کَبِدِهَا وَ تُلْقِی إِلَیْهِ سِلْمًا مَقَالِیدَهَا.» کلیدهایش را هم زمین فیلم کامل در اختیار امام زمان قرار میدهد. کلید دست امام زمان است. بقیه قفل دارد. کلید دست حضرت است. زمین کلیدها را میدهد دست امام زمان. گشایش امور دست اوست. هم از جهت بحرانها و فتنههای امنیتی و اجتماعی و سیاسی، هم از جهت منابع اقتصادی.
«فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ سِیرَتِهِ.» به شما نشان میدهد که چه شکلی سیره او عدل است. عدل را به شما نشان میدهد. «وَ یُحْیِی مَیِّتَ الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ.» آنهایی که از کتاب و سنت مرده را زنده میکنند. همین مشکل ما این است که بر اساس آن چینش الهی زندگی نکردیم. دیگر بر اساس قاعده و فرمول خدا زندگی نکردیم.
بعد میفرماید که بخش آخر خطبه که این بخش هراسانگیز است: «کَأَنِّی بِهِ قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ.» مشخص است که این خطبه افتادگیهایی دارد. مرحوم عرض کردم سید رضی جداجدا از این خطبه طولانی بخشهایی را آورده. جلسه قبل امیرالمومنین فرمودند: «انگار دارم میبینم.» در مورد صاحب زنگ زنگبار و قوم مغول و اینها: «انگار دارم میبینم اینها این شکلیاند مثلاً صورتهایشان سپر خورده است.» انگار دارم میبینم شام خیلی اوضاعش خراب است. شام خیلی اوضاعش بههم میریزد. عبدالملک بن مروان است. ولی عرض کردم که نمیخورد به او، بنیامیه و اینها. چون آخر خطبه نکاتی دارد که فقط به این میخورد که این شرایط قبل از ظهور است که منتهی میشود، یعنی بلافاصله به شرایط ظهور منتهی میشود برمیگردد. در حالی که در دوران عبدالملک بن مروان ورق برنگشت. این فتنهها در شام شد. گستردگی بود نه. بد ورق برگشت به نفع مومنین. ولی اینجا میفرماید بعد ورق به نفع مومنین برمیگردد.
اینها نشانه سفیانی است و شرایط منتهی به ظهور. آقازاده آقای بهجت، آقای بهجت این اواخر خیلی دست رو دست میگذاشتند و ظهور را خیلی نزدیک میدانستند و شرایط را شرایط قبل از ظهور میدانستند و هی غصهشان میفرمودند که همه اینها بهکنار با بحث سفیانی. سفیانی جزء علائم حتمی ظهور حضرت و غوغا خواهد کرد. سفیانی در ظلم و جنایت و خونریزی و ماجراها خواهد شد.
یک خاطره تازگی دیدم. سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، یکی از رزمندههای دفاع از حرم، وقتی که ماجرا تمام شده بود و میخواستند برگردند ایران، کار داعش تمام شد و اینها، گریه میکرده. ظاهراً به حاج قاسم میگوید که: «حاجی، اینها رفتند، رفقا و ما هم شهید نشدیم و باید جمعوجور کنیم برگردیم ایران، درس و مشقم برسم. خیلی دلم گرفته ما اینجا شهید نشدیم.» گفت: «حاج قاسم به من فرمود که: غصه نخور عزیزم. بعد از داعش با ماجرایی داریم و جنگی داریم و درگیری داریم که همه شهدای دفاع مقدس و شهدای دفاع حرم آرزوشان این است که ای کاش در آن جنگ و در آن نبرد باشند. نبردی که مانده است.»
که وقتی رفته بود به آقا بگوید که: «آقا، داعش کارش تمام شد.» آقا فرموده بودند که: «این ماجرا ادامه و بدتر از داعش خواهیم داشت.» انشاءالله که نزدیک باشد و انشاءالله به هر نحوی که میشود خدا کنترلش بکند. هرچی کمتر بهتر. ولو شده یک نفر کمتر خون ریخته بشود، کمتر. ولی وقایعی است که امیرالمومنین در مورد شرایط پیش از ظهور دارند میفهمند. «بِالشَّامِ» انگار دارم میبینم که نعرش از شام بلند میشود چون سفیانی میآید و حکومت در شام دست میگیرد. مرکز خلافت او شام است. «وَفَاحَسَّ بِرَایَاتِهِ فِی زَوَاحِی الْکُوفَةِ.» هرچماش همه جا را میگیرد تا اطراف کوفه هم میآید. پرچمهای دولت او تا اطراف کوفه، نجف. یعنی تا کوفه و نجف هم سقوط. دولت مرکزی و حکومت سفیانی، پیدایش از حکومت سفیانی است.
خب اینها خیلی به ما کمک میکند در تحلیل وقایع و اینکه رصد بکنیم ماجرا چی باید بشود و چه خواهد شد. «فَعَطَفَ عَلَیْهَا عَطْفَ الرُّءُوسِ.» مثل شتری که هی گاز میگیرد. شتر وقتی عصبانی میشود، رم میکند. شتر از توی این حیوان، از همه اینها بدتر است. تو او خیلی قوی و جاندار است و با حوصله هم هست. این وقتی میافتد دنبال یک کسی و آن دندانهای قوی را که خار میخورد، اصلاً کارش خار خوردن است. آن گلو مری خیلی قوی که خار بیابان دیدید، خارهای سهتیکه را که پایین. وقتی بیفتد آن شتر گاز بگیرد، خیلی دیگر وضع خراب است. میفرماید که مثل شتر زخمی و عصبانی و وحشی رمکرده، این سفیانی که البته اسم ازش نمیآورند. ما تطبیق به سفیانی دادیم بر اساس قراین. این سفیانی اینجور میافتد به جان مردم. مثل شتر رمکرده عصبانی. هرچند بهدست خود حضرت، جلوی امام زمان سر بریده میشود. سفیانی دستگیرش میکنند و میآورند. طبق برخی روایات. «وَ فَرَشَ الْأَرْضَ بِرُءُوسٍ.» زمین را با سرها فرش میکند. همان جلد ۵ کتاب "پیام امیرالمومنین" امام امیرالمومنین علیه السلام که دوستان منتشر کردند، صفحه ۵۳۰ و خوردهای اینها. این بخش آنجا هست. دوستان میتوانند مطالعه کنند.
«قَدْ فُقِرَتْ فَقْرَةً بَاقِرَتَهُ.» دهانش را باز کرده. یک دهان گشاده برای بلعیدن. مثل یک جاروبرقی امروزی آن را بهکار ببریم. مثل جاروبرقی که میافتد و میبلعد هرچی سر راهش است. این سفیانی این شکلی است. با هرچی مواجه بشود، میبلعد؛ خانهها، زندگیها، آدمها. این قدمهایش روی زمین سنگین میشود. یعنی یک حکومت قرص انجام میدهد. البته خیلی دوامی ندارد. شش ماه نهایتاً طبق روایات حکومتش طول میکشد. ولی گام سنگینی برمیدارد. به همه مناطق سفت میآید. زیر پر و بالِش دیگر شل و ول مثل داعش اینها نیست. مجرب و کارآزموده و حرفهای.
«بَعیدَ الْجَبْلَةِ.» جولانش خیلی وسیع است. «بَعیدَ الْجَبْلِ عظیمَ الصَّولَةِ.» خیلی صولتش هم سنگین است. حمله کردن و پریدنش خیلی پرش سنگینی دارد. هجوم مقتدرانهای دارد. صولت قوی. با مشت پر وارد میشود. والله لا اله الا الله. انشاءالله که اینطور نشود. نمیدانم چه باید بکنیم. ای کاش امیرالمومنین چهار تا مطلب غلط هم توی پیشگوییهایشان بود. آدم اگر جزو آنهایی بود که قرار بود محو بشود دیگر. والله نداشت. قسم الله شاید جابجا بشود. والله والله و لام تأکید و نون ترکیب چهار تا تأکید اینجا حضرت نون تأکید ثقیله، چهار بار تأکید میکنند که این مسئله پیش میآید. «وَاللَّهِ لَیَشْرَدَنَّکُمْ فِی أَصْرَافِ الْأَرْضِ.» به خدا پخش و پلایتان میکند در زمین. متلاشیتان میکند. «حَتَّى لَا یَبْقَى مِنْکُمْ إِلَّا قَلِیلٌ کَالْکُحْلِ فِی الْعَیْنِ.» تک و توکی از شما میمانید. در فتنه سفیانی قلع و قمع میکند. در این عراق و سوریه میبلعد و میخورد و میکند. تک و توکی بمانی در اینها. مثل سرمه در چشم. یک دو تا مثلاً سیاهی کوچولو در چشم میبینی وقتی که سرمه کشیده. یک کوچولو تک و توک. اینجور پیدا میکنید از شماها میآید. میکند، درو میکند، میرود. حوزه مثلاً فلان شهر و مرجعیت فلان جا و اینها را صاف میکند قشنگ.
خوب! ۹ تا توصیف را بهکار برد امیرالمومنین در اینجا. نشان میدهد که این با سمبه پرزور میآید و رحم هم نمیکند. و از شام تا کوفه، یعنی عراق و سوریه، پایتخت جولانگاه اوست. البته سپاه خراسانی که حالا گفته شده از ایرانیان هستند، درگیرند. به این سادگی نیست که بخواهد هر کاری بکند. ولی به هر حال یک نبرد تمامعیار است و یک جنگ همهجانبه است. اینکه آن جلسه عرض کردم به رفقا که از این استراحتها خوب استفاده کنید. سریال یکی دو ماهی خدا اینجوری دیده برای ما که در خانهها نشستیم و اینقدر که خوردیم این یکی دو ماهه. خوب خودمان را با قرآن و نهجالبلاغه بسازیم که خیلی کار داریم.
اگر انشاءالله، اگر انشاءالله این شب نیمه شعبان آخرین شب نیمه شعبان باشد، انشاءالله، انشاءالله خدا کند بهحق امام زمان. خیلی کار داریم. خیلی کار دارید. خیلی کارتان دیگر ضدعفونی کردن و ماسک و فلان اینها دیگر میشود بچهبازی، خالهبازی. در منطقه درگیر میشویم. درگیری همهجانبه. دیگر حزبالله لبنان، شدن فاطمیون و زینبیون، یمن، همه میشوند یک کاسه. هر کی هرچی دارد باید بیاید وسط.
وضعیت عراق را نمیخواهم برایتان توصیف کنم. در روایت چی گفتند که چه شکلی شیعیان عراق را قلع و قمع میکنند و دختران به کنیزی میروند و چه میشوند و اینها. دیگر خیلی این شب نیمه شعبانمان تلخ میشود. خوب! و میفرماید که: «فَلَا تَزَالُونَ کَذَلِکَ.» این وضعیت شماست دائماً. این شکلی است. یعنی یک مدتی را دوام در این وضعیت بحرانی در جنگ و ناامنی و تبعید و پراکندگی و کشتار و اینها هستید تا چی بشود؟ «حَتَّى تَتُوبَ إِلَى الْعَرَبِ عَوَازِبُ أَحْلَامِهَا.» تا عقل عرب بیاید سر جایش. ملل عرب از ذلت، ضعف، زبونی، کرنش، عیاشی، شل و ول بودن نجات یابند. رزمندهاند و حشد شعبی و حزبالله لبنان و این بر و بچهها این فضای عمومی این کشور. مصر با این همه جمعیت و این فضای آماده بغل گوش اسرائیل. بعد این مثلاً بشود کمپ دیوید. بعد این بشود پاتوق حمایت از اسرائیل. و بعد چی کار است؟ دارد نیرو تربیت میکند. طلبه مسلمان. عقل بیاید سر جایش. یک ملتی مثل مصر قیام بکند. مثل مرسی را رئیس جمهور بکنند. بعد او بیاید اول برود سفیر برای اسرائیل بفرستد. با ولیعهد حاکم حجاز بیعت بکند. عقل سر جایش نیست. این سعودیها و این کشورهای دیگر قطر و عمان و امارات و کشورهای این شکلی این مردم. حالا اول حکومتها که حالا خیلی آنها عقلشان سر جایش نیست. مردم سر جا بیایند. کار دارد آقا جان. آنقدر سر وقت تو هم میآیند. یکی یکی خانه به خانه، اتاق به اتاق میآیند سر وقتتان. اتاق به اتاق. طبق روایت شیعه را از مخفیگاه کنج زیرزمین خانهاش پیدا میکنند و سرش را برمیدارند میبرند. قیمت کلان برای سر میگذارد سفیانی.
اگر ما شرایطمان شرایط ظهور امشب داریم دعا میکنیم برای ظهور. اگر جلو بیفتد، یعنی اینها جلو میافتد ها. حواستان به اینها باشد. اینها حواسمان باشد. کرونا دیگر آن موقع میشود مرگ خوبمان. ای کاش با کرونا رفته بودیم. غبطه میخوریم به آنهایی که با کرونا رفتند که: «آقا، گرفتند راحت دو تا سرفه کرد، تمام شد رفت. چی است این وضعیت این شکلی؟» داعش سگ شرف دارد به سپاه سفیانی. کارهای عجیب و غریبی در مورد سپاه سفیانی گفته شده در روایات که نمیخواهم به اینها اشاره کنم. «عَوَازِبُ أَحْلَامِهَا.» اینها عقلشان بیاید سر جا. «فَلْیَلْزَمُوا السُّنَنَ الْقَائِمَةَ.» یا امیرالمومنین قربانت بشوم من آقا جان. فدایت بشویم. چی کار کنیم ما در این بدبختی؟ ما چی کار باید بکنیم؟ فرمود: «فَلْیَلْزَمُوا السُّنَنَ الْقَائِمَةَ.» بچسبید به سنتهایی که بین شماست. ملتزم بشوید به این سنتها. سنت پیغمبر، سنت امیرالمومنین. دست از اینها برندارید. کوتاه نیایید. استکبار ستیزی، اتصال به قرآن، اتصال به معارف اهل بیت، جماعت، جمعه. حالا فعلاً بهخاطر کرونا تعطیل است. زیارت اینها که سنتهای اهل بیت است. توسل، استغاثه، نماز، ذکر، توجه. از اینها غافل نشوید. سفت بچسبید به اینها. در این فتنهها اینها شما را نجات میدهد.
«وَالْآثَارَ الْبَیِّنَةَ.» بچسبید به آن آثار روشنی که جلوی چشمتان است. دست بیندازید به اینها. مثل حرم اهل بیت، مثل علما. پرسیده بودند از رهبر انقلاب: «در فتنهها ما چه بکنیم؟» ایشان فرموده بود که: «مثل مرحوم آقای خوشبخت، آیتالله خوشبخت در قید حیات بودند. مثل ایشان را پیدا کنید، به اینها پناه بیاورید.» در فتنهها این شخصیتهای بزرگ، علمای برجسته، اهل حقیقت، از نفس درآمده، وارسته، به حقیقت متصل، متصل به غیب، متصل به حقایق عارف ولی خدا. لعن و نفرین میکردند آدمهای احمق و نادان سر یک نظر مثلاً کارشناسی که ایشان داده بود که میتوانست درست باشد، میتوانست غلط باشد. در این فتنهها اینها را اول میزنند. ببینید قم و چه کردن. این همین فتنهها در امان باشی. آخرالزمان دست تو دست اهل قم است. پایگاه معارف است. پاتوق حقایق. فتنههای مختلف سیاسی و اجتماعی. هیچ وقت این شهر سقوط نداشته. سلام بابا یی که مثلاً میخواسته رأی بیاورد با دروغ و دغل و اینها در سفر انتخاباتیاش همه شهرها رفت غیر از قم. لباس اینها بود. نکته است. خدا به این شهر نظر دارد. این شهر مایه استحکام است. به اینها بچسبید. آخرالزمان: «عَلَیْکُمْ بِقُمْ.» پلاک ۱۶. میبینی حالت بد بشود فقط از قم نیار. وضعیت بدتر از قم. ذهنیتهاست. دیگر کار دارد میشود.
«وَ الْعَهْدَ الْغَرِیبَ الَّذِی عَلَیْهِ بَقِیَّةُ النُّبُوَّةِ.» بمانید با آن عهد نزدیکی که میراث نبوت است. آنی که میراث نبوت است چیست؟ ولایت. ولایت اهل بیت میشود گفت ولایت فقیه. در آن عهد بمانید. با آن عهد غریب. دستتان را از دست ولایت جدا نکنید. مرجعیت. چون ولایت فقیه انحصار به یک شخص که ندارد. مرجعیت هم در فضای ولایت فقیه تعریف میشود. مرجعیت این مکانیزم این سیستم. این سیستمی است که اهل بیت طراحی کردند برای حفظ شیعه در فتنهها. و همیشه هم جوابگو بوده. از میرزای شیرازیاش ببینید، از شیخ انصاریاش ببینید، از آقای بروجردیاش ببینید، از امام خمینی تا برید به شیخ مفید و شیخ طوسی و از آن قدما. از این متأخرین در طول تاریخ نگاه میکنی. علامه حلی، مجلسیاش. همه اینها، اینها بودن کانون نگه داشتن در فتنهها. اینها ناخدا. ناخدا البته غلط است. ناخدا درست است. ناخدا. این کشتی بودند در این فتنهها و این کوران. در این بحران اینها نگه داشتند.
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ الشَّیْطَانَ إِنَّمَا یُسْنِی لَکُمْ طُرُقَهُ لِتَتْبَعُوا عَقِبَهُ.» این را هم حواستان باشد. شیطان راههایش را برای شما ساده جلوه میدهد. در این فتنه گرفتاری. بیا اینجا یک مذاکره، یک دست، یک بوس، یک عطر، یک عکس. حواست باشد. در آن کوران، شیطان چراغ سبز نشان میدهد. خلاصهاش کنم. دنبالش راه بیفتید. خود این سفیانی جریانی است که آن امپریالیسم جهانی و آن مکانیزم استکبار جهانی درستش کرده. بعد آن رئیس و بابای این از گوشه میگوید: «بیا بغل من.» این سگ پاچهات را نگیر. حواست باشد. شیطان میآید هی از آن ور وعده میدهد. میخواهد خوشگل بهت نشان بدهد. سادهاش کند. راهحل بهت نشان بدهد. این کار را نکرده بدتر میکند اوضاعت را. دو طرف در این درگیری، در این نبرد وایسید. کار درست میشود. ادامهاش میفرماید: «بعد میفرماید که اگر ایستادید، مسئله برای شما حل میشود.» که حالا اشاره کردند برخی شارحین. حالا این در متن نهجالبلاغه در این بخش نیامده. این راهحلش این ماجرای ماست و ماجرای ظهور.
این امیرالمومنین با آن علم الهی هزار باب و از اول تا آخر و اشراف بر همه عوالم و اینها این دوره قبل از ظهور را دیدهاند و به ما گفتهاند چه باید بکنیم. اهل یقینند و در این مسیر خدا بهشان راه را نشان داده است. اینها باکی ندارند. اینها مثل روز برایشان روشن است. مثل روز روشن است. بعضی از بزرگان ما میدیدیم میگفتند: «ما خیالمون جمع است که این انقلاب به ظهور حضرت ملحق میشود و متصل میشود. و این ایرانیها و این ملت واقعاً دیگر برگردند از این مسیر، خودشان این مسیر را کلاً معکوسش کنند.» وگرنه شرایط، شرایط ظهور است.
و ما جملاتی از بزرگان شنیدیم در بشارتهایی که دادند. آن جمله طلایی آقای بهجت که فرمودند: «پیرمردها، همین بشارت بهشان هست که اینها هم میمیرند.» نه، این همهاش پیرمرد را میبینند. یعنی تا آن سن و سال هم امیدوارند. هفتاد، هشتاد سالهها هم امیدوار باشند به اینکه بتوانند درک کنند ظهور را. به هر حال آدم ۷۰، ۸۰ ساله مثلاً دیگر تا ۵۰ سال مثلاً میشود برایش تصور کرد. دیگر تا ۱۳۰ سال مثلاً میشود تصور کرد که یک آدم ۸۰ ساله عمر بکند. یعنی همچین عمری.
ایرانیها وقتی که شورش میکنند و پیروز میشوند، حالا به تعبیر ما انقلابشان پیروز میشود، در فارس و ایران. فرمود: «بین پیروزی اینها و ظهور مهدی ما، قیامکننده ما به اندازه یک عمر طبیعی یک انسان فاصله است.» ۵۰ ساله. یک همچین تایمی. عمر طبیعی نرمال آدمیزاد آنقدر. ۴۰ تا ۵۰. اهل بیت عمدتاً در همین سن و سال عمر کردهاند. آنقدر فاصله است بین آن دوران تا ظهور. بخواهیم حساب بکنیم، فاصلهای نداریم انشاءالله. اگر ما عقبنشینی نکنیم و سفت و سخت باشیم.
بخش دیگر نهجالبلاغه است که دیگر چون این بحثمان امام زمانی شد، آن بخشها را من میگذارم برای جلسه بعد. خطبه ۵۹ و خطبه ۶۰ که موارد خوارج و امیرالمومنین پیشگوییهایی کردند که همانجا محقق شد بهطرز عجیبی و هیچکس باور نمیکرد که این مسئله رخ بدهد. کاملاً متضاد با همه تحلیلهایی بود که سپاه امیرالمومنین داشتند. بههمان دقیقاً رخ داد که دیگر این جلسه را بیشتر از این کشش نمیدهم.
امشب هم عزیزان اعمال زیاد دارند. حالا این سه تا سوره یاسین خوب است اگر کسی بتواند امشب انجام دهد. نماز استغاثه به امام زمان که با آن دعای «سلام الله الکامل» آخرش هست، آن را بتوانیم انجام دهیم. زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام بتوانیم انجام دهیم. زیارت امام حسین علیه السلام از راه دور به هر نحوی خوب است. امشب خصوصاً اگر زیر آسمان باشد. حالا در این هوای برفی نمیدانم چقدر میتوانیم زیر آسمان به جهت کربلا سه بار «صلی الله علیک یا اباعبدالله» گفتن و زیارت اباعبدالله به نیت تعجیل در فرج امام زمان را اگر بتوانیم انشاءالله امشب انجام دهیم. دعای فرج و بیداری شبش، احیایش، به هر نحوی که میتوانیم امشب را با امام زمان سر کنیم.
به هر حال ببینیم ما چند روز خانهنشین بودیم در این قرنطینه چه حالی داریم. این آقا و مولای ما ۱۲ قرن است که خانهنشین است. یکم اگر این را بتوانیم بفهمیم. شما میگویی من محل کارم نتوانستم بروم. به پدرم نتوانستم سر بزنم. فلان سفر نتوانستم بروم. در آرامش نیستید. میبینید درگیری. اگر بیرون میآیید امنیت ندارید. دائماً احساس ترس دارید از اینکه مثلاً این ویروس و این آلودگی نکند بچهام آلوده بشود، نکند دستم آلوده بشود، نکند خانهام آلوده بشود. دارید تجربه میکنید که امام زمان حالشان این است: «خائفاً یَتَرَقَّبُ». تمام این ۱۲ قرن با این حال است. با این ناامنی و آشفتگی از بیرون فضا این شکلی است. هیچ در امان نیست. عالم امان برای او نیست. این آقای ماست که امان ماست در همه فتنهها و به او پناه میآییم و نجات ماست. دست او بالا سر ماست. نگاه لطف او از همه مشکلات و مصیبتها مرا عبور میدهد. خود او ۱۲ قرن مزه امنیت را تجربه نکرده است.
امشب بفهمیم این حال امام زمان از وقتی بهدنیا آمده با ناامنی بوده است. یک مشت دشمن از شب اولی که بهدنیا آمد، از اول از قبل تولدش میخواستند بکشند. از روز اولی که متولد شده میخواستند بکشند. کسی با خبر نشده از تولد او. ۵ سال مخفیانه زندگی کرده. بعد پنج سالگی پدر از دست داده. یتیم ۵ ساله بوده. عموی او بهدنبال او بوده که او را پیدا بکند و بکشد. امام سجاد وقتی این را میگفتند های های گریه میکردند از این مصیبتهایی که قرار است برای امام زمان پیش بیاید و هنوز به دنیا نیامده. این آقایی است که از ۵ سالگی به عصر غیبت وارد شده. ۸۰ سال تقریباً غیبت صغرای او بوده. بعد این همه سال غیبت کبرای او بوده و این زندگی او بوده در ناامنی.
او امان عالم. گفت: «من خودم سیزدهمم که از همه عالم بهدر میشوم.» سیزده بهدر این است دیگر. ۱۳ پناه کسانی که میخواهند از نحسی بهدر بیایند. ۱۳ این شکلی است. خود او این بار را تحمل میکند برای اینکه همه بیایند از نحسی بهدر بیایند. آن خودش میشود نحس برای اینکه از نحس به دامن او فرار میکند. این امام زمانی است که در کانون دشمنیهای عالم بوده. ۱۲ قرن. از آن قوم مغول بگیرید و صاحب زنگ زنگبار بگیرید تا این سفیانی در کانون دشمنیها بوده و هدف از همه دشمنیها جنگیدن اوست. اگر قاسم سلیمانی را کشتند، بهخاطر این است که دستشان به بقیهالله. فکر بکنیم امشب اگر دستش به بقیهالله الاعظم میرسید، او را میکشتند. بویی از او داشتند. یادی از او داشتند. بازویی برای او به حساب میآمدند. اینها را زدند. همه دشمنیها محورش خود اوست. خود اوست. همه دعوا با خود اوست.
این آقای غریب و مظلوم ماست. «الْطَّرِیدِ الشَّرِیدِ» به قول امیرالمومنین، صاحب این جلسه. آنی که طرد شده، آنی که آواره شده. «الْوَحِیدِ الْغَرِیبِ.» آن آدم تنهایی که در غربت است. تنهاست، بیکس. یکم این بیکسیها را در این ایام تجربه کردیم. دیدیم تنهایی چه مزهای دارد. این شب نیمه شعبان با این حال دعا بکنیم، بگوییم: «آقا جان، ما یک کمی از غربت شما را فهمیدیم. از تنهایی شما را فهمیدیم. یکم فهمیدیم قرنطینه یعنی چی. فهمیدیم غیبت یعنی چی. فهمیدیم دست و بالای آدم را میبندند یعنی چی. شما ۱۲ قرن این شکلی زندگی کردید. ما میخواهیم تمام کنیم این عصر را. خاتمه بدهیم به این دوران. از جانمان، از مالمان، از فرزندمان، از خانوادهمان همه کف دست برای شما. ما نمینشینیم. ما بلند شدیم. این خیزش آغاز شده. تا عالم را نگیرد کوتاه نمیآید. از شما دست برنمیداریم. ما شما را تنها نخواهیم گذاشت. ما شما را رها نخواهیم کرد.»
همین که هشتگ قشنگی که بچههای لبنان داغش کردند: «ما ترکناک یا ابن الحسین.» اگر قمر بنی هاشم و اصحاب اباعبدالله شب عاشورا به اباعبدالله گفتند: «ما تو را تنها نمیگذاریم.» ما ترکناک یا ابن فاطمه. ما هم به آقازاده او، به منتقم او میگوییم: «ما ترکناک یا ابن الحسین.» ما تو را تنها نخواهیم گذاشت. به شرط اینکه شما هم دست ما را بگیرید. برای ما دعا کنید در این شب نیمه شعبان که شب سجابت دعاست. ما هم محتاج دعای شما هستیم. انشاءالله که شما قوت بگیرید، جان داشته باشیم. کاری بکنیم. مایه سرافکندگی نباشیم. سر بالا کنیم در قیامت در محضر شما. «یوم ندعوا کل اناس بامامهم.» روزی که ما با امام او محشور میشویم. با شما، با امیرالمومنین محشور. سرافکنده نباشیم. شرمنده نباشیم. خار نباشیم. امتهای دیگر تحقیرمان نکنند که: «بیچارهها! شما بهترین امت بودید. بهترین امام را داشتید. تو را تنها نصرت نکردید وقتی دنبال چرب و شیرین دنیایتان. کاری به کار این آقا نداشتید.»
از شما التماس دعا داریم. ما امشب آقا جان. اگر دعای شما نبود ما نبودیم. با این فتنهها، با این مصیبتها و مشکلات. یک سر سوزنش میخورد به اهل عالم بیچاره میشوند. ۱۰۰ برابری مشکلات تحمل کردیم و داریم تحمل میکنیم. بهدعای شما ماندیم و قرصیم و سفتیم. باب دعای شما محتاجیم. برای رهبر ما دعا کنید. برای ملت ما دعا کنید. برای نسل ما دعا کنید. باشد که انشاءالله ما همان نسلی باشیم که به شما وعده دادند و مایه دلگرمی شماست و شما تمام این ۱۲ قرن را با این آرامش سرگردید که هستند و میآیند کسانی که دور شما مثل پروانه میچرخند و خودشان را فدا میکنند. از شما میخواهیم ما را کمک کنید که بتوانیم به شما کمک کنیم. بتوانیم فدای شما بشویم.
خدایا در فرج امام عصر تعجیل بفرما. قلب نازنین حضرتش از ما راضی بفرما. جان ناقابل ما در طبقی از اخلاص به محضر حضرتش پیشکش بفرما. نسل ما را فدایی حضرتش قرار بده. اموات علما، شهدا، امام راحل، حقوق در این شب نیمه شعبان مهمان عنایات خاص بقیهالله الاعظم در عالم برزخ قرار بده. شر ظالمین را به خودشان برگردان. موانع فرج را همین امشب از سر راه برطرف بفرما. رهبر عزیز انقلاب را حفظ و نصرت عنایت بفرما. و صلی الله علی سیدنا محمد و آله.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه سه
شه شناس
جلسه چهار
شه شناس
جلسه پنج
شه شناس
جلسه شش
شه شناس
جلسه هفت
شه شناس
جلسه نه
شه شناس
جلسه ده
شه شناس
جلسه یازده
شه شناس
جلسه دوازده
شه شناس
جلسه سیزده
شه شناس
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شه شناس
جلسه بیست و دو
شه شناس
جلسه بیست و سه
شه شناس
جلسه بیست و شش
شه شناس
جلسه بیست و هفت
شه شناس
جلسه بیست و هشت
شه شناس
جلسه بیست و نه
شه شناس
جلسه سی و یک
شه شناس
جلسه سی و دو
شه شناس
جلسه سی و سه
شه شناس
جلسه سی و چهار
شه شناس
در حال بارگذاری نظرات...