پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شراکت در دو کار را دوست نداشتند
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
«عن علی علیه السلام قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله: خصلتان لا احب ان یشارکنی فیهما احد.»
پیامبر اکرم (ص) فرمودند که دو تا خصلت هست که دوست ندارم در آن دو خصلت احدی با من شریک بشود: «وضویی فانه من صلاتی و صدقتی فانها من یدی الی ید السائل فانها تقع فی ید الرحمن.»
این دو خصلت، یکیاش «وضو»ی من است، به خاطر اینکه از نماز من است؛ به همین خاطر دوست ندارم کسی با من شریک بشود. یکی «صدقه» من است که از دست من به دست سائل میرسد. در واقع، واقع میشود در دست خدای متعال، به دست خدا میرسد.
به دست خداوند متعال میرسد. استشهاد شده به همان آیه قرآن که بله: «هو الذی یاخذ الصدقات عن عباده یقبل التَّوب و یاخذ الصدق.» خدا صدقات را از بندهها میگیرد، که گفتند در تفسیر یا در تطبیق این آیه، منظور این است که شما وقتی انفاق میکنی، صدقه مستقیم به دست خود خدای متعال میرسد. امام سجاد (ع) دست خودشان را میبوسیدند. برخی روایات برداشتی میشود که دست سائل را میبوسیدند که میگفت: «این دست، دست خداست که دارد میگیرد.» برخی روایات دست خودشان را میبوسیدند؛ یعنی دست خودشان به دست خدا تماس پیدا کرده. در این صورت، فرمودند که دوست ندارم در صدقهام کسی شریک بشود، یعنی مثلاً آب بریزد. برای کسی باطل است در وسایل. کسی مشارکت در وضوی دیگری بکند، مشارکت در عبادت موجب بطلان عبادت است. بحث ریا هم میتواند باشد؛ ولی اصلش آن آیه «لا تشرک به عبادت ربه» است. شراکت در عبادت، که امام رضا (ع) فرمودند: «یعنی ولو به این نحو که او آب بریزد بر دست این وضو بگیرد.»
در مباحث قبلی کار شده مفصل. مثلاً من بدهم به کسی، او بر بدهد. علت این حرمت اینجا ندارد و مخفی است. یک وقت شریکیه. بعد هم حرمتی ندارد. حضرت میفرماید: «چون به دست خدا میرسد، دوست دارم خودم همه کارش باشم. دوست دارم خودم دستم را به دست خدا برسانم. نمیخواهم سهمم نصف بشود. نمیخواهم بدهم کس دیگری ببرد و دستش به دست خدا برسد. خودم این کار را انجام بدهم.» بحث کم شدن نیست. میفهمم چون این صدقه که میرسد، به دست خدای متعال میرسد. دوست دارم پُر کننده خودم باشم. کسی شریک نشود. ثواب، چون در دست رحمان واقع میشود، دوست دارم خودم دستم به دست خدا بخورد. خودم دستم به دست خدا برسد و کسی شریک در این نباشد. سهمم نصف نباشد.
تحویل میدهی، شما سهمتان نصف است. چهار نفر... اینکه برود، یعنی یک فعلی صورت میگیرد دیگر، یک حرکتی واسطه میخورد. این رفتن، حالا این رفتن میتواند حتی دو قدم راه باشد. خود این پول تا برسد به دست او، یک حرکتی باید صورت بگیرد. یک موقع این حرکت را هم خود شما انجام میدهی. به ایشان، ایشان این پول را میدهد دست نفر بعدی. خود این یک فعلی است دیگر. این فعل هم جزو صَدَقه دادن است دیگر. جزو صَدَقه شما نیست. جزو صَدَقه دادن شما هست. یک قسمتی از این اجر را دادی به ایشان. این کمی متفاوت است، چون به دست خدا میرسد. یعنی غرض، در آن رسیدن است. انتهای کار... بله، احسنتم! یعنی آن دست ایجاد میشود. آن یک مطلوبیتی برای پیغمبر اکرم (ص) دارد، همین رسیدن دست. دوست ندارم کسی در این واسطه باشد، کسی شریک باشد. اصلاً بحث ثواب و اینها نیست. لسان روایات را باید خیلی دقت کرد. خودش یک فهم قوی است که باید خلاصه در اثر ممارست با روایات انسان بفهمد غرض شارع و غرض معصوم را که چه میخواهند بگویند. انسان تشویق بشود. همین که روایت ندارد. این روایت مشخص است. میفرماید که: «دوست ندارم کسی غیر از خودم این را به دست سائل برساند.» ثوابش کار دارد؛ نه به اینکه اگر ۱۰ نفر واسطه بشوند، این ۱۰ نفر ثواب میبرند. ثوابش بیشتر میشود، کمتر میشود؟ یک خاصیتی در این است که او وقتی از دست من بگیرد، یک خاصیتی در آن است که خاصیت چیست؟ که من دستم به دست خدا میرسد. این خاصیت باعث شده که من نمیخواهم کسی شریک باشد.
احسنتم! معنی اثری در آن رسیدن است. آن موقعی که میرسد به دست سائل، یک اثری آنجاست. حضرت دوست ندارم کسی اینجا شریک من بشود. میخواهم خودم تنها انجام بدهم.
صدقه و انفاق، ظاهراً انفاق اعم از صدقه باشد. صدقه لغوی و صدقه اصطلاحی فرق میکند دیگر. صدقه در لغت به معنی هر چیزی است که صدق را نشان دهنده صدق باشد. صدقه اصطلاحی به معنای این است که کسی بالاخره چیزی را به دیگری برساند. ایجاد یک موقعیت دیگری را در موقعیت مناسب - حالا بیشتر هم ناظر به مسائل اقتصادی و مالی و اینهاست - معیشتی، در وضعیت معیشتی خوبی دیگران را قرار بدهد. اصطلاحی اینجا اصطلاحی است. توسعه دادن. شما لبخند بزنید به برادر مؤمنت، این صدقه است. شما در معیشت یک گشایشی برای دیگر ایجاد کنید؛ همه آن تطبیقاتی که دارد، هفت هشت، ده تا چیز را صدقه میدانند. همه درست است. همین که خار از سر راه دیگری برداریم، صدقه است. دلش را شاد کنی، صدقه. یک کلمه حقی به او بگویی، راهنماییاش بکنی، کمکش بکنی، این صدقه است. سلام، افشای سلام بکنی، این صدقه است.
آنها همه منظور، به نظر میآید که منظور معنای لغوی نیست؛ اما اصطلاحی، یعنی یک وضعیت خوب، دیگری را در یک وضعیت خوب معیشتی، یک موقعیت خوبی برای دیگری ایجاد بکنی. هرچند باز دوباره اینها به نسبت صدقه مالی، آنی که برتری دارد، صدقه مالی است. یعنی در روایت وقتی میفهمند که شما برای این کار صدقه بده که مثلاً فلان اتفاق بیفتد، «مریضانتان را با صدقه مداوا کنید.» خب، صدقه به نظر میآید که همان اصل صدقه باشد. لبخندی بزنم که مریضت مداوا بشود، به نظر این نمیآید؛ هرچند ممکن است آن هم باشد.
خب، از این روایت که حالا دیگر فرصت به روایت بعدی هم نرسید. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...