شرح کتاب خصال

جلسه چهل و چهارم

00:07:03
155

معرفی
پذیرش دو غریب
عوامل ابطال وضو
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
**بسم الله الرحمن الرحیم**

از امام علی (علیه السلام) روایت شده که فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده: غریبتان فاحتملوهما.» (دو چیز غریب هستند؛ پس آن دو را تحمل کنید.) دو تا از این‌ها را تحمل کنید. تحمل کنید، باهاش راه بیاییم، بپذیرید. تحمل به معنای پذیرفتن. پذیرفتن با مثلاً کراهت.

«کلمة حکم من سفیهٍ فاقبلوه» (سخنی حکیمانه از فردی بی‌خرد را بپذیرید.) یکی از چیزهایی که غریب است و باید تحملش کرد؛ آدم تو ذوقش می‌خورد، خیلی بهش نمی‌چسبد، غریب به من است و باید تحملش بکند. آن حرف حکمت‌آمیز از آدم سفیه. تو باید قبول کنی. آدم سفیه، آدمی که خودش هیچ بویی از این حرف‌ها نبرده، حرف خوبی دارد می‌زند. حرفش عقلانی است، حرفش منطقی است، حرفش برهانی است. سهمی از این برهان ندارد. سفیه اهل تشخیص نیست؛ ولی کلمه حکمت‌آمیزی می‌گوید. «کلمه حکمت‌آمیز از سفیه» این را قبول کنید. «غریبتان فاحتملوهما».

و دوم هم «کلمة السفاهة من حکیم فاغْفِروه». (سخن سفیهانه از فردی حکیم را ببخشید.) حرف سفاهت‌آمیزی که حکیم بگوید، این را هم حالا ببخشید، خیلی ندید بگیرید، خیلی جدی نیست. این را بپذیرید و تحمل کنید. خلاصه به آدم فشار می‌آید.

جفتش هم. وقتی سفیه حرف می‌زند… یک مقدار کسی که چندین سال است که هیچ بویی از انقلاب و امام و شهدا و معنویت و این‌ها نبرده، بعد یک دفعه می‌آید به خاطر اینکه مثلاً یک وزنه‌ای برای خودش درست کند، انتخاباتی از رهبری می‌گوید، از امام می‌گوید، از فلان… تحمل کنید. «کلمه حکمتی است از سفیه». و تحمل آن‌که حالا خلاصه آدم می‌داند دلبسته این مکتب و این مسلک و این‌هاست. تعین عالی یک وقت‌هایی سوتی‌هایی می‌دهد، حرف‌هایی می‌زند که با آلبوم مبانی جور درنمی‌آید، به هر دلیل، به هر انگ. این را هم باید خلاصه. وقتی حکیم کلمه سفاهت‌آمیزی بزند، حالا آدم پخته‌ای، آدم خوش‌فکری، آدم دانایی، حالا ممکن است دیگر یک وقت‌هایی حرفی بزند که خیلی پخته نیست، یک چیزی بگوید که حالا خیلی رویش فکر نکرده است. باید بخشید. خیلی روایت، روایت زیبایی است. خوب، حدیث بعدی را هم بخوانیم.

از امام صادق (علیه السلام). ابوبصیر مرادی سؤال می‌کند که «سألته عن الحجامة و القی و کل دم سائل». (می‌گوید از حجامت پرسیدم، و قی کردن و هر خون روان.) قی کردن و هر خونی که جریان دارد. مشخصه. «فقال لیس فیه وضوء».

ظاهراً سؤال از این است که این‌ها محدثه یا نه؟ حدث است یا نه؟ یعنی بعد از این‌ها وضو، غسل، این‌ها لازم است یا نه؟ اذان که در این‌ها چیزی وضوی نیست. حدث نیست. اگر از آدم خون بیاید یا انسان قی کند یا انسان حجامت کند، این وضویش باطل نمی‌شود. حدث آن چیزی است که باعث می‌شود که وضو را باطل کند. حدث چیزی است که حادث می‌شود، بعد از وقوع طهارت می‌آید، مانع ادامه طهارت می‌شود. حالا یا حدث اصغر است یا حدث اکبر که حدث اصغر وضو می‌خواهد، حدث اکبر غسل می‌خواهد.

عرض کنم که «یخرج من طرفیک الذین…» (خارج می‌شود از دو طرفت، آن‌ها که…) الوین، فرق الذین و الذین این است که الوین دو تا لام دارد، الذین یک لام دارد. بله، «الذین» دو تا لام دارد. اینجا اعراب ندارد. نکته را توجه داشته باشید.

«طرفیک کلْذَیْنِ أنْعَمَ الله بهما علیک.» (از دو طرفت خارج می‌شود؛ آن دو طرفی که خدای متعال به‌وسیله آن دو به تو نعمت داده است.)

کرم مصنف این کتاب، ادام الله عزه. منظور کیست؟ مرحوم صدوق. خودش می‌گوید. مرحوم صدوق معمولاً پای روایات یک تتمه‌ای، پاورقی، چیزی می‌نویسد. اینجا پاورقی ظاهراً از خود مرحوم است. می‌فرماید: «یعنی من بول او غائط او منی». این از دو طرف است: بول و غائط و ریح و منی.

دو طرف ظاهراً منظور پشت و جلو، دو عورت مثلاً. دو طرفی که خدا به‌وسیله آن دو به تو نعمت داده. چه‌جوری به‌وسیله آن دو نعمت داده به تو؟ یعنی مثلاً نعمت ولد به‌واسطه «بلده»، خب. این اصطلاحی است که به این‌ها «نعمت» می‌گویند. در زبان این روایت به این‌ها می‌خورد. به‌وسیله آن‌ها «نعمت» داده شده. بحث لذتی‌اش هست. حالا اصلش بحث «بلده» است. قشنگ. من ندیده بودم این را. در بحث طهارت هم به درد می‌خورد. خلاصه وضو از این دو تاست. از جای دیگر وضو واجب نمی‌شود.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00