شرح کتاب خصال

جلسه چهل و ششم

00:11:19
155

معرفی
دو بال کفر
دو قسم اهل زمین
صلاح و فساد امت وابسته به دو صنف
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

«عن ابی عبدالله علیه السلام قال علی الکفر جناحان بنی امیه و آل الملحب».

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: کفر دو جناح دارد، دو بال دارد؛ یکی بنی‌امیه (لعنت الله علیهم اجمعین) و یکی هم آل مهلب. کنار گفتن: کارگزاران بنی‌امیه بودند. حدیث، حدیث جالبی است؛ دو جناح دارد یعنی آن مستکبرین و مستضعفینی که تن دادند به این استکبار و عمله استکبار شدند. هر دو یکی‌اند؛ لطفاً! نه اینکه در طول هم، در عرض هم‌اند. یعنی اگر این‌ها نباشند، اصلاً بنی‌امیه‌ای نیست. در روایات دیگر هم هست. فرمودند: اگر همین‌هایی که فرش پهن می‌کنند، خیاطی می‌کنند، قلم تیز می‌کنند و این‌ها نبودند، بنی‌امیه ازش چیزی انجام… و خیلی در مجموعه به حساب نمی‌آید، ولی مجموعه نظام را دارند تقویت می‌کنند. مجموعه نظام را شکل دادند، نظام کفر را، نظام استکبار را، نظام بنی‌امیه. همه با هم یکی‌اند، دو بال کفرند. عوام هم به‌اندازه خواص سهیم‌اند. لذا در آیه قرآن فرموده: «کلن ضعفا». این‌ها می‌گویند که: «خدایا، ما کاره‌ای نبودیم. اینان سادات ما بودند، کُبرای ما بودند؛ این‌ها ما را کشیدند، فضلونا، این‌ها ما را اضلال...» ساکت باشین! شما قدرت پیدا کردند برای اضلال شما. دست این‌ها را باز کردی؟ شما بین قدرت. هر دوتا را دو برابر ما عذاب می‌کنیم. علی‌ای‌حال، کفر دو جناح دارد. حالا در دوره امام صادق (علیه السلام)، لابد در دوره بنی‌امیه بوده‌اند دیگر. اینکه با این تعبیر فرمودند.

حدیث از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):

«قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قسم الله تبارک و تعالی اهل الارض قسمین فجعلنی فی خیرهما». خدا تبارک و تعالی اهل زمین را دو قسم کرده است. من را در بین بهترین آن دو قرار داده است. «ثم قسم نصف الاخر الا ثلاثة فکنت خیر الصلا». بعد خدای متعال آن نصفه دوم را سه قسم کرده است. دو قسم کرده. من آن طرفیم که بهترینه. این طرفیم که بهترین نیست. این را خدا سه قسم کرده است. (نمودار درختی). نه، بهترین نیست، نصف آخر. نصف آخر را خدا سه قسم کرده است. «منته خیر ثلاث». تو آن سه قسم باز من از همه بهترم. یعنی چه؟ یعنی «ثم اختار العرب بعد من الناس». خدا از بین مردم، عرب را اختیار کرد. اختیار یعنی همان طلب خیر. افتعال، مطالعه از خیر. پذیرش خیر. خیر دانستن. اختیار که ما می‌گوییم به‌معنای انتخاب و عرض کنم که ما تو فارسی اختیار می‌گوییم به حالت علی‌السویه داره، درک معنای اصلی نیست. گزینشه، خیرگزینی، کدامش بهتره. اختیار آنی که بهتر است را انتخاب، ما می‌گوییم انتخاب، انتخاب بهترین میشه. عرب را از بین مردم اختیار کرد. یعنی بهترین را عرب دانست. «ثم اختار قریشاً من العرب». بعد از بین عرب، قریش را اختیار کرد. «ثم اختار بنی‌هاشم من قریش». بعد از بین قریش، بنی‌هاشم را اختیار کرد. «ثم اختار بنی عبدالمطلب من بنی‌هاشم». بعد از بین بنی‌هاشم، فرزندان عبدالمطلب را اختیار کرد. «ثم اختارنی من بنی عبدالمطلب». بعد از بین فرزندان عبدالمطلب، من را اختیار کرد.

حالا آن دو قسمش چی شد؟ در توضیح روایت چیزی ازش فهمیده نشد. نصفه دوم که باز حضرت جزو آن قسم بهترینه، آن همون سه قسم هم یک قسم بهترین دارد که باز حضرت... بله، بله. از چه لحاظ دو قسمت؟ از چه لحاظ بهتره؟ از چه لحاظ باز آن سه قسم شده؟ چی بوده؟ علی ای حال، می‌فهمن که این شکلی عرب و این‌ها... .

حدیث آخر را هم بخوانیم:

«قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم صنفان من امتی». خیلی حدیث عجیبی است و خیلی جای فکر و تأمل دارد. «صنفان من امتی اذا»؛ دوتا صنف از امت من، این‌ها خوب باشند، امتم خوبه. «و اذا فسدا فسدت امتی». اگه این‌ها فاسد بشوند، امت من فاسد می‌شود. «یا رسول الله و من هما؟». گفته شد که: یا رسول الله، نوکین؟ فرمود: «الفقهها والامرا». فقها و مسئولین، علما و مسئولین، خواص جامعه. جناح‌ها، عوام نظام را تقویت می‌کنند، ولی اصل اینه که خواص یعنی فقها و امرا خط می‌دهند و مردم را به خط می‌کشانند، جهت می‌دهند، می‌گمارند در جهتی که خودشان می‌خواهند، در آن جهتی که برنامه دارند برایش. مردم تابع اینان. مردم از خودشان نه خیلی فکری دارند، نه خیلی بصیرت انتخاب. عوام مردم عموماً شکلین. لذا خود حضرت آقا وقتی می‌فرمودند خطاب به یکی از دولت‌ها فرمودند که: در فلان دوره فلان پادشاه که مثلاً روی کار بود، مردم تو کوچه و خیابان تو نقلیه تاریخی نقل شده که همش حرف گندم و برنج و روغن و خوراک و پول و این‌ها. فلان پادشاه معنوی و متعبد و این‌ها که سرکار بود، مردم تو گفتگوهاشون تو کوچه و بازار: نماز این ماه چیه؟ و صدقه رو دادی یا نه؟ و روزه امروز مستحب بود یا نبود؟ کدوم مسجد میری؟ و این‌ها. واقعشم همینه. یعنی حتی تو دولت‌ها که حالا تو خود جمهوری اسلامی که اصلش یک نظام خیلی... تو خود این دولت‌ها باز انسان می‌بینه که حالات مردم متحول و متغیر میشه قشنگ. دولتی که جهتش جهت انقلابی است و مسائل معنوی براش اهمیت بیشتری داره، جهت‌گیری مردم یه جهت‌گیریه. یه دولتی هم میاد برنامه‌های دیگه‌ای داره جدید حالا بزنه. آن امرا خودشان از فقها بشن، ولی از همان فقهای سوء. این‌ها دیگه واویلاست دیگه! هیچ کاریش نمیشه. ادعای شادم دارن. خلاصه این دو طیف خیلی مهم‌اند. این‌ها رو فرمود: امت من فاسد میشه اگه این‌ها فاسد باشن. از شر فقهای سوء که در روایت امام عسکری فرمودند که: ضرر یک فقیه بر شیعیان من «اور من جیش یزید». از سپاه یزید، ضررش بیشتره. یک فقیه بد، یک عالم سوء از سپاه یزید. سرش و چشمش مشخصه. یزید قاتل اجساد و اجسام. سلب روح از جسم نسبت به مؤمنین اینجوری. ولی فقیه نسبت به مؤمنین چیکار می‌کنه؟ آن حیات معنوی رو می‌گیره. یزید نسبت به مؤمنین... خب نسبت به اونایی که کافرند که خب هیچی، می‌بره جهنم. نسبت به مؤمنین، بین مؤمنین وجهی نداره، یزید جایگاهی ندارد. کاری که می‌تونه بکنه که این‌ها رو بکشه. ولی فقیه سوء چی؟ وجهی داره بین این‌ها. ازش تقلید می‌کنه. خب چی میشه؟ جهنمی می‌کنه. هم خودش جهنمه، بدترین عنصر در... درس بخیر.

الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00