شرح کتاب خصال

جلسه چهل و پنجم

00:07:58
159

معرفی
دو نعمت پنهان
آزمایش بیشتر مردم با دو نعمت
بهترین عبادت ها
امر به معروف دو نفر را سزاوار است
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

عن علی علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «نِعْمَتَانِ مَکْفُورَتَانِ: الْأَمْنُ وَ الْعَافِیَةُ.»

پیغمبر اکرم فرمودند: «دو نعمت است که مکفور است، کفران می‌‌شود و به آن توجهی نیست: یکی نعمت امنیت و دیگری نعمت عافیت.» در روایت دیگر دارد که تا وقتی که سلب نشود انسان به آن توجهی ندارد؛ یعنی اصلاً چیز خاصی نیست، اصلاً هیچ برجستگی برای انسان ندارد و مورد توجه نیست. بله، هیچ چیز خاصی نیست.

روایت بعد می‌فرماید که پیغمبر اکرم: «خَصْلَتَانِ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ مَفْتُونٌ فِیهِمَا.» (نزدیک به این مضمون) دو تا خصلت که بسیاری از مردم نسبت به این دو مفتون‌اند، فتنه و آزمایش در این دو مورد است، یعنی در این دو مورد آزمایش می‌شوند. حالا اینجا «مفتون» به این معناست که یعنی خوشی زیر دلشان زده و به آن توجهی ندارند. «یکی: صِحَّتُهُ وَ فَرَاغُهُ.» سلامتی و فراغت. انسان بالاخره گرفتار نیست. بعضی‌ها واقعاً سرشان را نمی‌توانند بخارانند. فراغت یعنی انسان می‌رود برای خودش، می‌آید، چه می‌دانم، وقتش در اختیار خودش است، کارهایش را خودش می‌تواند تنظیم بکند. این نعمتی است که خب خیلی‌ها توجه به این ندارند، از آن غافل‌اند.

ابن عباس از پیامبر اکرم دوباره همین را نقل کرده، فرمودند: «نِعْمَتَانِ مَفْتُونٌ فِیهِمَا کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ: الْفَرَاغُ وَ الصِّحَّةُ.» همین، فقط اول فراغت را آورده‌اند.

عن ابی عبدالله علیه السلام قال: «مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الصَّمْتِ وَ الْمَشْیِ إِلَى بَیْتِهِ.» خدای متعال با چیزی بهتر از سکوت عبادت نشده است، سکوت و پیاده رفتن به سمت خانۀ او، یعنی سمت کعبه. بهترین چیزهایی که خدای متعال با آن‌ها عبادت شده، این‌هاست. سمت یعنی انسان از لغو دوری می‌کند. بسیاری از گناهان از راه زبان است دیگر. اکثر گناهان، دروازه جهنم، دهان انسان است. از اینجا وارد جهنم می‌شود. انسانی که اهل سکوت است غیبت نمی‌کند، دروغ نمی‌گوید، تهمت نمی‌زند، حرف لغو ندارد، از بسیاری از معاصی نجات پیدا می‌کند.

و حدیث بعدی از امام صادق علیه السلام، ابی عبدالله علیه السلام قال: «إِنَّمَا یَعْمَلُ بِالْمَعْرُوفِ فَیُنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ مُؤْمِنٌ فَیُتَّعَظُ أَوْ جَاهِلٌ فَیَتَعَلَّمُ وَ أَمَّا صَاحِبُ الصَّوْتِ وَ السَّیْفِ فَلَا.»
امام صادق علیه السلام فرمودند: «امر به معروف و نهی از منکر را تنها مؤمن می‌پذیرد و پند می‌گیرد، یا جاهل که یاد می‌گیرد. اما صاحب تازیانه و شمشیر، آن را نمی‌پذیرد.»
یعنی کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می‌شوند، پذیرش دارند. متن عربی هم همین است: «فیُتَّعَظُ أَوْ جَاهِلٌ فَیَتَعَلَّمُ وَ أَمَّا صَاحِبُ الصَّوْتِ وَ السَّیْفِ فَلَا.»

امر به معروف و نهی از منکر را مؤمن می‌پذیرد و «یَتَّعِظُ» موعظه می‌پذیرد یا جاهل «فَیَتَعَلَّمُ» یاد می‌گیرد. یعنی این دو گروه پذیرش دارند نسبت به امر به معروف و نهی از منکر: یکی مؤمن و یکی جاهل. مؤمن که بلد است و می‌داند و این‌ها برایش موعظه‌ای می‌شود، یادآوری می‌شود، تکرار می‌شود. بله، «تَعِظُ، یَتَّعِظُ»، «تَعَازّ» می‌شود، افعال که معنای اصلی «مُطابعه» است. این دو پذیرش دارند. اما کسی که صاحب تازیانه و شمشیر است، «فَلَا»؛ این قبول نمی‌کند. آدمی که با زور کار می‌کند، زور دارد، این زیر بار امر به معروف و نهی از منکر نمی‌رود. کسی که ابزاری برای اعمال قدرت دارد... این به این معناست که نباید از او خیلی توقع پذیرش امر به معروف و نهی از منکر داشت. امر به معروف بیشتر احتیاج به آن زمینه‌های پذیرش دارد. بالاخره در منطقش، منطق زور است.

صاحب، صاحب نه به معنای «یعنی دارا»، بلکه «دارای مؤمن»، یعنی «دارای تازیانه و شمشیر» به معنای اینکه «مالک باشد» نه، به معنای اینکه این «صاحب» اینجا به معنای آن کسی است که قدرت دارد. قدرت که همه قدرت دارند. قدرت یعنی به نسبت به دیگران، او امکان بیشتری دارد. قدرت علم... همه علم دارند، کسی نیست که از مایه علم نداشته باشد. یا جاهل. جاهل ما نداریم؛ بالاخره یک حد از علم را که دارد. به نسبت؛ یعنی به نسبت به دیگران که این را می‌دانند، او نمی‌داند. به نسبت به دیگران که نمی‌دانند، این می‌داند. به نسبت به دیگرانی که اعمال قدرت نمی‌توانند بکنند، ابزاری ندارند برای اعمال قدرت، این دارد. زور دارد، شمشیر دارد، تازیانه دارد، خلاصه دستش باز است، یک همچین ابزاری دارد. این‌ها معمولاً کمتر زیر بار امر به معروف و نهی از منکر می‌روند.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00