شرح کتاب خصال

جلسه چهل و نهم

00:10:55
147

معرفی
مردم دو دسته اند
صفات که موجب فراموشی گناه، و قساوت قلب
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

نبی جعفرعلیه السلام قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «الناس افنانٍ واحدٌ اراه و آخرُ استراح».

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «مردم دو دسته‌اند: عده‌ای آنهایی که دیگران را راحت می‌کنند، و عده‌ای که خودشان راحت می‌شوند.»

«فمل استراحه فالمومن اذا مات صراه من الدنیا و بلاء.»

اونی که راحت می‌شود، مؤمن است. وقتی از دنیا می‌رود، از دنیا و بلای دنیا راحت می‌شود.

«وم الذی اراحه الکافر شجر والدواب و کثیرا من الناس.»

اونی که راحت می‌کند، کافر است. وقتی که می‌میرد، درخت و جنبندگان و بسیاری از مردم را راحت می‌کند. همین ملک سلمان، مثال بارز آن است. بله، ملک سلمان، مثلاً وقتی از دنیا برود و هلاک شود، سقط شود ان‌شاءالله، خلق عالم راحت می‌شوند. واقعاً واقعاً! یکی تعبیر خاصی به کار بردند: «شَلاک»؛ همه مؤمنین و شیعیان و مظلومین و مستضعفین نجات پیدا کنند. خب، این مؤمن، مثلاً مرحوم شیخ نمر رضوان الله علیه، خودش راحت شد. اون یکی (کافر) خودش تازه اول مصیبتش است، ولی بقیه راحت می‌شوند. چقدر تفاوت بین دو تا انسان!

حدیث بعدی از امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «الناس اصلان عالم و متعلم و سائر الناس همج، و الحمج فی النار.»

مردم دو دسته‌اند: عالم و متعلم، سائر مردم همج‌اند و همج در آتش‌اند. «همج» که می‌گویند، حالا اصطلاح خیلی دقیقش حالت بی‌وزنی است که نمی‌داند کدام طرف برود، مثل کاهی که در هواست، هر بادی از هر سمتی بیاید. همج همین حالت در هرج و مرج را می‌ماند، البته مرج و همج نزدیک هم‌اند. هرج و مرج اصطلاحاً به حالت رها بودن گفته می‌شود که خلاصه طرف روی موج سوار است و هر طرف برده می‌شود. خب، کسی که نه عالم است، نه متعلم، نه خودش بلد است خودش را جهت بدهد، نه به کسی "بنده" است که از او جهت بگیرد، همین فرد موجی درست می‌شود. الان می‌آید و همه می‌روند توی ستاد فلانی، در دوره بعدی انتخابات، دشمن فلانی ۲۵ میلیون رأی می‌آورد، دور بعد ۱۸ میلیون. حالا اینکه همه این‌ها همج باشند، ولی خب عموماً مردم چه شکلی‌اند؟ دیگر مبنایی ندارند برای اعمالشان. فکری پشت کارهایشان نیست، تصمیم‌گیری شده نیست، دفعی است. حالا پیام انتخابات شب آخر، آرا معلوم می‌شود. بله، یعنی عموماً آمار جدیدی که نشان می‌دهد ۶۰ درصد، تقریباً کمتر از ۵۰ و خورده‌ای درصد از مردم، شب آخر، یک روز مانده به انتخابات، تکلیفشان معلوم می‌شود به کی می‌خواهند رأی بدهند. خیلی فاجعه است. بله، یعنی می‌آیند ببینند که کی می‌تواند بیشتر موج بیندازد، یک فضا ایجاد کند؛ یک کلمه توی مناظره‌ای می‌گوید و رأی برمی‌گردد. آخه کسی که به یک کلمه بخواهد یک نفر را رئیس‌جمهور کند، اینجوری که می‌گوید، این دیگر رئیس‌جمهور است؟ آخه شوخی نیست. سرنوشت مملکت، تقدیرات یک مملکت، نسلی که می‌خواهد بیاید، دنیای مردم، آخرت مردم. می‌گوید یک کلمه مثلاً، اینجوری به آن یکی گفت، آن یکی اینجوری شل جواب داد، این رأیش خرد شد. و فرمود: «همج هم در آتش.» این حالت، حالتی است که رو به بهشت نمی‌رود دیگر. مسلم است، کسی که مبنایی ندارد، مقصدی ندارد برای کارهایش، شناختی ندارد، خب این به سعادت نمی‌رسد، به نتیجه نمی‌رسد. اول درست است؟ بله، مردم دو دسته‌اند: عالم و متعلم. بقیه چی؟ بقیه "نیستند".

حدیث از امام صادق علیه السلام از پدرش: «قال الله تبارک و تعالی الی موسی علیه السلام: لا تفرح به کثرت المال ولا تدع ذکری علی کل ذکر، ان کثرت المال تنسدنوب و ترک ذکری یغسل القلوب.»

خدای متعال به حضرت موسی علیه السلام فرمود: «بابت کثرت مال خوشحال نباش و در هر حالی ذکرم را رها نکن. زیرا کثرت مال باعث می‌شود که انسان گناهانش را فراموش کند و ترک ذکرم موجب قساوت قلب می‌شود.»

چه جور؟ حضرت صغری کبری: کثرت مال، فراموشی می‌آورد. فراموشی، قساوت قلب می‌آورد. فراموشی گناه، یکی از اقسام ذکر خداست. ذکر گناهان، نه ذکر در گناه، خود اینکه من نسبت به خودم می‌دانم متعال تقصیراتی دارم، کوتاهی‌هایی دارم، و خودش را در جایگاه متهم و مجرم بنشاند، یکی از اقسام ذکر خداست. خود همین هم ذکر است. خب، حالا گاهی انسان مالی که پیدا می‌کند، فکر می‌کند که واقعاً در جایگاه در خدا جایگاه پیدا کرده‌ای، اعتباری پیدا کرده است. وقتی که یک مالی بهشون داده می‌شود، می‌گوید: «نه، مثل اینکه خدا ما را قبول دارد. من اگر این کارهایی که می‌کنم اشتباه بود، خدا هی به ما از زمین و زمان چیزی نمی‌رساند. کارو داره پیش می‌رود، همه چیز خوب است، روبه‌راه است، معامله‌ها دارد جوش می‌خورد، خلاصه رزقمان معلوم شد.» رزق را فقط در مدح و مشرب می‌دانند دیگر. رزق را قطع نکرده، تو فشار نگذاشته، الهی نگذاشته معلوم شود که رابطمان خوب است. گناهان دیگر را فراموش می‌کند. مثال می‌زند که من ظاهراً مثل اینکه خیلی هم خدا این‌ها را گناه نمی‌داند. این حالا خاصیت بعدی‌اش چیست؟ فراموشی که اینجوری حاصل می‌شود، موجب قساوت قلب می‌شود. وقتی که برگشتن این آدم سخت‌تر می‌شود، دل سفت و تاثیرپذیری دل از بین می‌رود. قساوت قلب، دو سه دهه است که صحبت کردیم. بحث خیلی مهمی است. قساوت قلب و معصیت‌های فکری، خطرش از معصیت عملی به مراتب بیشتر است. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00