دو خصلت فقیه
خیر دنیا بر دو شخص
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
«إِنَّ مُوسَى بْنَ أُكَیلٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ یقُولُ لَا یكُونُ الرَّجُلُ فَقِیهًا حَتَّى لَا یبَالِی أَیهُ یثَبِّیهِ ابْتَلَ وَ بِمَا سَدَ فَوْرَتَ الْجُوعِ»
الله اکبر! فرمودند که امام صادق (ع) فرمودند که انسان، مرد فقیه نمیشود تا اینکه برایش فرقی نکند، باکش نباشد که کدام یکی از دو لباسش، این از کار افتاده، از جلوه افتاده، به درد نمیخورَد. چه لباسی بپوشد؟ کدام لباس بهتر است؟ کدام لباس بدتر است؟ تا وقتی انسان حالت بیتفاوتی را پیدا نکند، فقیه نمیشود. و برایش فرقی نکند که با چه گرسنگیاش را برطرف کند. یعنی کسی درگیر این مادیات و این جلوهها و مشغولیت به اینها (این لباس و آن لباس و این عبا و آن عبا)، چیزهایی که بین ما طلبهها رایج است؛ عمامه اینجوری خوشگلتر و عمامه آنجوری، عمامههای بهتر، نعلین این رنگ، این تیپ لباسها و... . حالا اینها نه تو فضای مرید و مریدبازی و قدرت و اینها که هیچی؛ آن که اصلاً نمیشود بهش فقیه گفت، که اصلاً هیچی. آن که فقیه که هیچی، حتی مؤمن و اینها هم نمیشود بهش گفت اصلاً. ولی در مورد فقیه، خلاصه علم و معرفت و اینها رو به همچین کسایی نمیدهند. به کسی که هنوز مشغولیتش به این است که در عالم ماده، در عالم کودکی دارد سیر میکند. حالا مثلاً موقعیت بهتری پیدا کند، چهار کلمه درسی که خوانده، چیزی از دنیا برایش بمانَد، بهش یک جایگاهی برایش درست کند. چهار تا در روایت دارد کسی بحث بکند: «مرائین چه فاضل» این شخص مناظره از بحث ظاهراً برای خدا و پیغمبر و برای دفاع از دین است، ولی ته ته تهش را که میشکافیم قصد این است که خودی نشان بدهد، اظهار فضلی بکند. این فرمود که خدا به این آدم نیازی ندارد و این اصلاً از اهل نار است. کدام؟ تحقیرش میکند در قیامت، یک همچین کسی را.
حدیث بعدی از امیرالمؤمنین (علیه السلام): «قالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ لَا خَیرَ فِی الْعَیشِ إِلَّا لِرَجُلَینِ عَالِمٍ مُطَاعٍ أَوْ مُسْتَمِعٍ وَاعٍ»
پیامبر اکرم فرمودند که خیری در زندگی نیست مگر برای دو نفر. دو نفر فقط بهره دارند در زندگی: یکی «عالم مطاع»، عالمی که اطاعت میشود، حرفش مقبول و پذیرش دارد و یکی هم «مستمع واع»، کسی که حالا اگر عالم نیست، حرف گوشکن است، گوشش به حرف علماست. «مستمع»، مستمع از وحی. وحی به معنای پذیرفتن، گوش دادن، دریافت. مستمعی که دریافتش خوب است. انسان باید عالم باشد و جهت بدهد به مردم، یا باید مستمع باشد و از عالم و از اهل فن جهت بگیرد و کمک بگیرد و راهنمایی بگیرد. زندگی برای این دو تا خوب است. برای بقیه آدمهای ولی که با باد، آدم بیمایه، مایه ندارند (قوت فکری به جایی بند نیستم) این همه جا، یعنی به جایی بند نیستند. کمترین فتنه، کمترین طوفان آنها را میبَرَد. اصلاً بنیانی ندارد که بخواهد برود. طوفان هم نباشد همینجوری روی هواست، معلّقه.
خوب، حدیث بعدی: «کَالِ ابَاعَبْدِاللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ» امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لا خَیرَ الدُّنْیا إِلَّا لَهُدٍّ رَجُلَینِ» در دنیا خیری نیست مگر برای یکی از این دو نفر: «رَجُلٌ یزْدَادُ فِی کُلِّ یوْمٍ إِحْسَاناً» مردی که در هر روزی بر احسان میافزاید. روز به روز دارد بهتر میشود، چیزی یاد میگیرد، عمل میکند، متخلق میشود، در مسیر رشد، در مسیر کمال است. و «وَ رَجُلٌ یتَدَارَكُ ذَنْبَهُ بِالتَّوْبَةِ» و دومی کسی است که تدارک تدارک میبیند برای گناهش به توبه. یعنی در صدد جبران گناهان است. اگر در مسیر رشد نیست، در مسیر حرکت نیست، در مسیر پیشرفت نیست، لااقل دارد آن کم و کاستیهایی که در مسیر معصیت داشته جبران میکند. «وَ أَنَّا لَهُ بِالتَّوْبَةِ» کی میتواند توبه کند؟ کجاست توبه برایش؟ کجاست؟ کی برای او توبه است؟ (این ها به هر دو استعمال شد هم ظرف زمان هم ظرف مکان) «وَ اللَّهِ لَوْ سَجَدَ» کجا توبه دارد؟ (ادامهاش توضیح میدهند که یعنی توبه با چه چیزی محقق میشود.) «وَ اللَّهِ لَوْ سَجَدَ حَتَّى ینْقَطِعَ عُنُقُهُ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ إِلَّا بِوَلاَیتِنَا أَهْلَ الْبَیتِ» به خدا قسم اگر سجده کند تا جایی که گردنش قطع بشود، خدا از او قبول نمیکند مگر به واسطه ولایت ما اهل بیت. یعنی هر دوی اینها باز به واسطه ولایت اهل بیت. چه کسی ولایت اهل بیت نداشته، هیچ چیزی از دنیا گیرش نمیآید. یعنی بعد از مرگ این، «لاَ خَیرَ دُنْیَا» اینها خیلی در دنیا نیست. در نگاه اهل بیت، دنیا که اصالت ندارد که. مثل ماها که میگوییم خوب و خیر دنیا و اینها. آنها که منظورشون این نیست. خیر دنیا یعنی که برای توشه جمع کردن از کسی اینجوری باشد، از این دنیا یک چیزی گیرش آمده، برده برای آخرت. اینجوری نباشد، مثل حیوانات زندگی میکند و بعدش هم هیچی به هیچی، همه چی تمام میشود.
یکی آن روایت عالم مطاع و مستمع واع، یک هم این روایت که هر روز در مسیر احسان، شکوفههای جدیدی (رشد جدید) و اگر گناهی داشته، دارد تدارک میبیند برای توبه، و همه اینها در مسیر و بستر ولایت اهل بیت. آن نباشد، توبهای نیست، احسانی نیست، پیشرفتی نیست، معنویتی نیست. خدا انشاءالله توفیق عمل به این روایات را به ما عنایت کند.
الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...