پرسش درباره ثقلین در روز قیامت
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسمالله الرحمن الرحیم.
«اَلحَظی ابن اَسید الغِفارِی قالَ لَمّا رَجَعَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ مِن حِجَّتِ الوِداعِ وَ نَحْنُ مَعَهُ، اَقْبَلَ حَتّی انتَهی اِلیَ الجُحْفَةِ، فَأَمَرَ اَصْحابَهُ بِالنُزُولِ، فَنَزَلَ القَوْمُ مَنازِلَهُمْ ثُمَّ نُودِیَ بالصّلاةِ فَصَلّی بِاَصْحابِهِ رَکْعَتَین.»
وقتی پیغمبر اکرم از حَجّةالوداع برگشتند و ما با پیغمبر بودیم. حُذَیفه میگوید: پیامبر به جُحفِه رسیدند. بعد به اصحابشان امر کردند که پایین بیایند. اصحاب آمدند و هرکدام در منزل خودشان مستقر شدند. بعد اذان گفته شد و پیغمبر با اصحابشان دو رکعت نماز خواندند، نمازِ مسافر.
«رَکْعَتَین، ثُمَّ اَقبَلَ بِوَجْهِهِ اِلَیْهِم فَقالَ لَهُم: اِنَهُ قَدْ نَبَأَنِیَ اللَّطِیفُ الخَبِیرُ اَنّی مَیتٌ و اِنَّکُمْ مَیتُونَ و کَأنّی قَدْ دُعِیتُ فَاَوجَبْتُ، وَ اَنَا مَسْؤُولٌ عَمّا اُرْسِلْتُ بِهِ اِلَیکُمْ».
رو به اصحاب کردند و فرمودند که: «لطیف خبیر به من خبر داده که من از دنیا میروم، شما هم از دنیا میروید، و گویا من دعوت شدم و اجابت کردم، و من مسئولم از آنچه که به وسیله آن به سمت شما ارسال شدهام.» یعنی از من میپرسند بابت امر رسالت.
«وَ اَمّا خَلَّفْتُ فِیکُمْ مِن کتابِ اللهِ وَ حُجَّتِهِ، وَ اَنَّکُمْ مَسْئُولُونَ»
درباره خلیفه هم سؤال میشود که من چه چیزی بعد از خودم به جا گذاشتم؟ خلیفه من کیست؟ از کتاب خدا و حجت خدا، شما هم مسئولید.
«فَما اَنتُمْ قائِلُونَ لِرَبِّکُمْ؟»
شما در جواب خدا چه میگویید؟
«قالُوا: نَقُولُ: قَد بَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ وَ جاهَدْتَ، فَجَزاکَ اللهُ عَنّا اَفْضَلَ الجَزا.»
گفتند: «ما میگوییم شما همه سعیتان را کردی، نصیحت کردی، جهاد کردی. خدا به شما بهترین جزا را بدهد.»
«ثُمَّ قالَ لَهُمْ: اَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ اَن لا اِلَهَ اِلا اللهُ، وَ اَنّی رَسُولُ اللهِ اِلَیْکُمْ، وَ اَنَّ الجَنَّةَ حَقٌ؟»
پیامبر فرمودند: «شما شهادت نمیدهید که خدایی جز خدا نیست و من رسولالله به سمت شما هستم؟ و بهشت حق است؟»
«وَ اَنَّ النّارَ حَقٌّ، وَ اَنَّ البَعْثَ بَعدَ الموتِ حَقٌّ؟»
اینها حق است، چرا شهادت نمیدهید؟
«قالُوا: اَللّهُمَّ نَشْهَدُ عَلَی ما یَقُولُونَ اِلا وَ اَنّی اُشْهِدُکُم اَنّی اَشْهَدُ اَنَّ اللهَ مَولایَ.»
فرمودند که: عرضه داشتند: «خدایا شاهد باش بر آنچه که اینها میگویند. من هم شاهدم و شهادت میدهم که خدا مولای من است.»
«وَ اَنَا مَولَی کُلِّ مُسلِمٍ، وَ اَنَا اَولی بِالمُؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم.»
من شهادت میدهم خدا مولای من است و من مولای هر مسلمانی هستم و من اولی بالمؤمنین هستم از نفس خودشان.
«فَهَل تُقِرُّونَ لِی بِذلِکَ؟ وَ تَشْهَدُونَ لِی؟»
شما اقرار میکنید برای من این را و شهادت میدهید؟
«فَقالُوا: نَعَم نَشْهَدُ لَکَ بِذلِکَ.»
ما شهادت میدهیم.
«فَقالَ: عَلِیٌ مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ و هُوَ هَذا.»
فرمودند که: «هرکس من مولایش هستم، علی هم مولای اوست و او هم این است.» با انگشت اشاره کردند.
طبق آنکه برخی اهل سنت میگویند در مورد علی مولا وجهی تراشیدهاند که علی مولا؛ هرکی من مولایش هستم، پس مولای بزرگی دارد. فعلی مولا؛ مولایش علی است. علی به معنای بزرگ، مرتفع.
«عَلِیٌّ بابُِ، اَنَا مَدینَةُ الحِکمَةِ وَ عَلِیٌ بابُها.»
من شهر حکمتم، در بزرگی دارد.
«و هُوَ هَذا.» با انگشت اشاره کردند.
قضیه، قضیه شخصیت در منطقه جحفه هم بوده. نشان میدهد که این غیر از ماجرای غدیر است. در بحث حَجّةالوداع.
«ثُمَّ اَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ عَلَیهِ السَّلامُ فَرَفَعَها مَعَهُ حَتّی بَدَت اِباطُهُما.»
غدیر فاصله دارد از مکه. جحفه نزدیکی جحفه یکی از مواقیت است. نه، نه، فاصله زیاد. غدیر به نظرم ۱۵-۲۰ کیلومتر خارج از مکه است.
بعد، دست امیرالمؤمنین را گرفتند و بالا بردند با دست خودشان، تا جایی که زیر بغل هر دو بزرگوار پیدا شد.
«ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ، وَ عادِ مَن عاداهُ، وَ انصُر مَن نَصَرَهُ، وَ اخْذُل مَن خَذَلَهُ.»
این دعا را کردند.
«اَلا وَ اِنّی فَرَطُکُمْ وَ اَنتُمْ وارِدُونَ عَلَیَّ الحَوضَ.»
فرط، یکی از معانیاش کسی است که به سمت آب زودتر میرود، بلد آب است، بلد راه است. میرود کاروان دنبالش بیایند برای اینکه بیایند از آن چشمه و نهر و اینها آب بردارند. یکی از معانی فرط این است: من «فرط» شما هستم و شما وارد میشوید بر من در کنار حوض، در حوض.
«حَوضی وَ هُوَ حَوضٌ عَرْضُهُما بَینَ بُصْری وَ صَنْعا.»
حوض من فردای قیامت وسعتی مثل وسعت بین بُصرای و صنعا دارد. حالا بُصرا کجا میشود، نمیدانم. شاید منظور همان بصره است. فاصله حوض من، وسعت ارض حوض من، فاصله بُصرا تا صنعا است.
«فیهِ اَقداحٌ مِن فِضَّةٍ عَدَدَ نُجُومِ السَّما.»
در آن قدحهایی از نقره به تعداد ستارگان آسمان است.
«اَلا وَ اِنّی سائِلُکُمْ غَداً ماذا صَنَعْتُمْ فیما اَشهَدْتُ اللهَ عَلَیْکُمْ فِی یَوْمِکُمْ هذا؟»
ولی من فردا از شما میپرسم بابت همینی که امروز شما را شاهد گرفتم، شهادت دادید.
«اِذا وَرَدتُم عَلَیَّ، وَ ماذا صَنَعتُمْ بِالثّقلَینِ مِن بَعدی؟»
وقتی کنار من بیایید در حوض سؤال میکنم و میپرسم که با ثقلین بعد از من چه کردید؟
«فَاِنْظُروا کَیفَ تَکُونُونَ خَلَّفْتُمُونی فیهِ؟»
نگاه کنید که چگونه هستید. چگونه مراقبت کردید از آن چیزی که من به یادگار میگذارم؟ بعد از من، آن وقتی که با من ملاقات میکنید، مراقب باشید که چه حالی دارید نسبت به اینها، نسبت به ثقلین.
«قالُوا: وَ مَا هذَا الثَّقَلانِ یا رَسُولَ اللهِ؟»
گفتند: «آقا ثقلان چیست؟» «ثقلین چیست؟»
«قالَ: اَمَّا الثَّقَلُ الأَکبَرُ فَکِتابُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ، سَبَبٌ مَمدُودٌ مِنَ اللهِ وَ مِنّی فی اَیدیکُمْ.»
ثقل اکبر قرآن، یک سببی است که کشیده شده است از جانب خدا و از من، آمده تا دستان شما.
«طَرَفَهُ بِیَدِ اللهِ وَ طَرَفُهُ الآخَرُ بِأَیدیکُمْ.»
یک طرفش به دست خداست، یک طرف دیگر دست شماست.
«فیهِ عِلْمُ ما مَضی وَ ما بَقِیَ اِلَی القِیامَةِ.»
علم گذشته و آینده تا قیامت در قرآن هست.
«وَ اَمَّا الثَّقَلُ الأَصغَرُ فَهُوَ حِلفُ القُرآنِ.»
ثقل اصغر آن همنشین قرآن است.
«وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ اَبِیطالِبٍ وَ عِتْرَتُهُ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.»
ثقل اصغرند. اهل بیت امیرالمؤمنین و عترت امیرالمؤمنین.
«وَ اِنَّهُما لَن یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدَا عَلَیَّ الحَوضَ.»
اینها از هم جدا نمیشوند تا اینکه در کنار حوض بر من وارد شوند.
معروفبنخربوذ گفته که این کلام را بر امام باقر علیه السلام عرضه کردند. حضرت فرمودند: «صَدَقَ رَحِمَهُ اللهُ.» خب، اصل نقل مال ابوطُفَیل بود که از حُذیفه نقل کرده بود. حضرت فرمودند که: «راست گفته ابوطُفَیل این کلام را.»
«وَجَدَناهُ فی کِتابِ عَلِیٍّ عَلَیهِ السَّلامُ.»
ما این را در کتاب علی علیه السلام دیدیم. کتاب علی علیه السلام داستانی دارد که این کتاب چه بوده و به چه نحو بوده و کجا بوده و اینها. آنی که حالا از برخی تحقیقات به دست آمد این است که کتاب علی علیه السلام کتابی بوده که مطالب ناب و زبده و حقایق مباحث شیعه را در خودش داشته. به نظر میآید همان کتابیست که هفتاد زراع، در هفتاد زراع است. ۳۵ متر در ۳۵ متر. و دست اهل بیت هم هست. در دسترس مردم نبوده. خیلی وقتها اهل بیت ارجاع به آن کتاب میدهند. میگویند: «ما در کتاب علی علیه السلام یافتیم.» در کتاب علی علیه السلام عرفنا.
و نقل دیگری را هم، سلسله سند دیگری را هم مرحوم صدوق اینجا برای این روایت نقل میکنند.
بعد میفرمایند که مصنّف این کتاب گفته: «اخبار در این معنا زیاد است. من اینها را در کتاب "المعرفة فی فضائل" نقل کردم که مشهور به احادیث ثقلین است.»
حدیث ثقلین، خبر ثقلین، یکی از معدود اخبار متواتر ماست. حدیث ثقلین. ما به اندازه انگشت یک دست خبر متواتر نداریم در عالم اسلام. یکیاش همین است: خبر ثقلین متواتر است. حالا بحث که مثلاً، آن حدیث منزلت هم جزو متواترات هست یا نیست، بیشتر تو همین بحث فضایل و اثبات ولایت و اینهاست. موضوع دیگری همین غدیر میشود دیگر. هرچی غدیر! بله.
عرض کنم که تقاطع... البته دستهبندی دارد. حالا انشاءالله در حلقات عرض خواهیم کرد. تواتر معنوی زیاد داریم. مثلاً بحث در مورد امام زمان، جزو متواترات است. اصل وجود ایشان، امامت ایشان، ظهور ایشان، برخی از ویژگیهای غیبت، برخی از ویژگیهای مقدمات ظهور، اینها جزو متواترات معنوی است. بحث سفیانی، اینها مثلاً، جزو متواترات است. ولی تواتر لفظی محکم داریم. تواتر لفظی. این هم از این روایت نسبتاً طولانی.
الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...