شرح کتاب خصال

جلسه هفتاد و هشتم

00:13:07
199

معرفی
دو شهیدی که به آنان بال عطا شده است
در فضایل حضرت عباس سلام الله علیه
دو چیز مردم را گمراه کرد
فرمایش امیرالمومنین علیه السلام: دو کس پشت مرا شکستند
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم‌الله الرحمن الرحیم
عن ثابت ابن ابی صفیه قال: "قال علی بن الحسین علیهم‌السلام: رحم‌الله العباس، یعنی ابن علی، فلقد آثر وبلا و فدا اخاه به نفسه. قطعه یدا فابدل الله بهما جناحین یطير بهما مع الملائکه فی الجنه کما جعل لجعفر بن ابیطالب، و ان للعباس عندالله تبارک و تعالی لمنزلت یغبته بها جمیع الشهدا یوم القیامه."

امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: "خدا رحمت کند عباس را، یعنی فرزند امیرالمؤمنین، قمر بنی‌هاشم. ایشان ایثار کرد و خودش را در بلا انداخت و خودش را فدا کرد؛ جانش را برای برادرش. دو دست او قطع شد. خدا به‌جای آن دو دست، بال‌هایی به او عنایت کرد که به‌واسطه این دو بال همراه ملائکه در جنت پرواز می‌کند؛ همان‌طور که برای جعفر بن ابی‌طالب قرار داد. و همانا برای عباس نزد خدای تبارک و تعالی منزلتی است که همه شهدا روز قیامت به آن غبطه می‌خورند."

همان‌طور که جناب جعفر طیار، جعفر بن ابی‌طالب (برادر امیرالمؤمنین)، ایشان هم دستانش قطع شده و در بهشت با بال‌ها پرواز می‌کند. بعد حضرت فرمودند که حضرت عباس علیه‌السلام نزد خدای تبارک و تعالی جایگاهی دارد که همه شهدا روز قیامت به این جایگاه غبطه می‌خورند.

مرحوم صدوق می‌فرماید: "و الحدیث طویلا اخذنا منه موضع الحاجه." این حدیث طولانی است، ما به مقدار نیاز از این حدیث گرفتیم. "فقط اخرجته بتمام معنا روییته فی فضائل العباس بن." من این روایت را خارج کردم، اخراج کردم، همه‌اش را همراه آنی که روایت کردم در فضایل عباس بن علی، در کدام کتاب؟ "فی کتاب الحسین بن علی علیه‌السلام"، در کتاب مقتل حضرت اباعبدالله. حالا مقتل حسین بن علی از مرحوم صدوق را ما ندیدیم هنوز. حالا کدام کتاب می‌شود؟ کتاب قیمتی است؛ امر مقتل خیلی می‌تواند ما را کمک بکند. بیشتر آن‌چه که از مقتل از مرحوم صدوق در دست است، همین‌هایی است که در کتاب امالی و در کتاب من لا یحضره الفقیه و این‌ها در دست است، وگرنه کتاب جداگانه در مقتل از مرحوم صدوق، حتماً ایشان دارند، اینجا دارند اشاره می‌کنند ولی تا حدی که بررسی شده، یک همچین کتابی الان در دسترس ما نیست و واقعاً هم خسارتی است. مقتل مرحوم صدوق در اوج اعتبار است.

روایت بعدی: اسحاق بن موسی بن جعفر از موسی بن جعفر، از آباءشان، از "عن الحسین بن علی علیهم‌السلام" قال: "قال امیرالمؤمنین علیه‌السلام" که سلسله به امیرالمؤمنین برمی‌گردد و حضرت روایت می‌فرمایند. حضرت می‌فرمایند: "اهلک الناس اثنان: خوف الفقر و طلب الفخر." حدیث فوق‌العاده کلیدی است. مردم را دو تا چیز هلاک کرده: یکی ترس از فقر، یکی طلب فخر. منشأ بسیاری از بزهکاری‌ها و بداخلاقی‌ها، مفاسد، رذائل، سیئات، همین دو تاست؛ یا از فقر می‌ترسند، دست می‌زنند به یک سری خلاصه کارهایی. حب جاه است، می‌خواهد یک فخری پیدا بکند، یک جایگاهی پیدا بکند که بتواند فخر بفروشد: من اینم، من اونم، من اینو دارم، من این‌جورم. خیلی عجیب است واقعاً، این وضعیت روان‌شناختی کلام امیرالمؤمنین خیلی جای کار دارد، خیلی کلیدی است.

روایت آخر امروز را هم بخوانیم. این هم روایت عجیبی است. روایت امیرالمؤمنین یک طعم و بوی خاصی دارد. امیرالمؤمنین یک طراوت و مدل دیگری است. خلاصه کلام همه حضرات نور، کلهم نور واحد، ولی یک نوع دیگری است فرمایش امیرالمؤمنین. چه سری هست، آدم نمی‌داند. شاید از باب این‌که ایشان باب‌العلم است، باب‌الحکمه است؛ از این جهت است که خلاصه یک طراوت و پویایی خیلی خاص و عجیب، راهگشایی خیلی خاص در کلمات امیرالمؤمنین صلوات‌الله و سلام علیه هست.

روایت بعدی هم از حضرت امیر، ارواحنا فداه، حضرت می‌فرمایند که: "قَصَمَ ظهری رجلان من الدنیا." دو نفر، نه، دو نفر پشت منو شکستن، کمر منو دو نفر شکستن. یعنی این کمرشکسته که می‌بینید، حاصل کار دو نفر است از دنیا: "رجلٌ عليمُ اللسانِ فاسقٌ و رجلٌ جاهلُ القلبِ ناسكٌ." همان عالم متحرّک و جاهل متنسّک را به‌نحو دیگری می‌فرماید. کسی که عالم در چیست؟ عالم متحرّک چیست؟ "علیم اللسان" نه یعنی درس‌خوانده است و درس و بحث و این‌ها؛ "علیم اللسان" یعنی زبان‌باز، بلد حرف بزند، بلد است چی بگوید، بلد است کجا چه مغالطه‌ای بکند، بلد است چی بگوید که سر مردم شیره بمالد. "علیم اللسان" زبان را بلد است، زبان‌شناس، زبان‌دان، بلد است چی بگوید، چه‌کار کند و فاسق. این یک نفر که کمر منو شکسته. و دومی: "جاهل القلب." نمی‌داند در قلبش چه حالت دارد. وگرنه اگر انسان نداند این خیلی خطری ندارد. انسان جاهل خیلی خطر ندارد. "جاهل القلب" خطر دارد. یعنی کسی که معرفت پیدا نمی‌کند. نه کسی که دانش ندارد. کسی که معرفت ندارد، تفاوت در این دو تاست با "جاهل القلب". کسی که معرفت ندارد، کسی که دلش پیوندی با امیرالمؤمنین ندارد، پیوندی با این خاندان، با این معارف ندارد، درعین‌حال در ظواهر متنسک است. یعنی مراعات این‌ها همه را می‌کند. شما می‌بینید طرف روضه‌اش ترک می‌شود، ترک نمی‌شود، ولی یک سر سوزن دلش با اولیای خدا خوب نیست. از مقام معظم رهبری گرفته، از علما گرفته، از روحانیت گرفته، شروع می‌کند همه را به رگبار می‌بندد، توهین می‌کند. دراین‌حال نه نماز جماعتش ترک می‌شود، نه مسجدش ترک می‌شود، نه روضه‌اش. این "جاهل القلب ناسک" است. این از آن دسته افرادی است که کمر امیرالمؤمنین را شکسته. با نظام خوب نیست، ولی اطعام هفتگی در روضه و این‌هایش ترک نمی‌شود. ناسک. این خطر دارد دیگر. این گمراه می‌کند عده‌ای را. این منشأ فساد می‌شود. از آن طرف آن هم که بلد است حرف بزند که مردم را منحرف بکند، منشأ فساد است. این دو تا کمرشکن‌اند. نه کمر کسی مثل مثلاً یک عالم و یک مرجع و این‌ها، کمر امیرالمؤمنین را شکسته‌اند در این حد. این‌ها خطرناک‌اند.

"هذا یَسُدُّ بلسانه ان فسقه." این با زبانش، چون علیم‌اللسان است، نمی‌گذارد لو برود که فاسق است. خوب بلد است حرف بزند، خوب می‌پوشاند، پوشش می‌دهد فسقش را. "و هذا بِنَسْکِهِ ان جَهْلِه." آن یکی هم با این ظواهری که مراعات می‌کند، جهلش را پوشش می‌دهد. این بلد است حرف بزند، خوب بلد است که همه‌چیز را به امام حسین و کربلا و این‌ها برگرداند، حتی فجیع‌ترین جنایات و خسارات ملی را. آن یکی هم با مناسکی که رعایت می‌کند، آدم جرئت نمی‌کند بگوید این آدم حالی‌اش نیست. بگذریم. آدم بی‌تقوایی در رفتار این آدم علی‌الظاهر نمی‌بیند. آخه چطور می‌شود این آدمی که این‌قدر خوب است، همه‌چیز را مراعات می‌کند، این، این‌، ضد انقلاب است؟ آره. یک مشکل این انقلاب دارد که یک همچین آدمی باهاش مشکل دارد. کمرشکن‌اند. یعنی آدم نمی‌تواند به عوام تفهیم بکند مشکل این‌ها را و انحراف این‌ها را. از این علیم‌اللسان دیگر بالاخره یک جایی لو می‌رود چون فاسق است. ولی آن یکی چون مردم به ظواهر نظر می‌کنند، بالاخره یک کسی یک مدت با این علیم‌اللسان به‌پلاک می‌بینَش، فسق را در رفتار او می‌بیند، خیلی چیزها را رعایت نمی‌کند. آن یکی بدبختی این است که هرکس هرچی باهاش ارتباط برقرار می‌کند این است که رفتارش همه‌اش خوب، همه‌اش مبتنی بر شریعت، ولی یک قلب فاسد و منحرف متأسفانه پشت این‌هاست.

"فاتقوا الفاسق من العلماء و الجاهل من المتعبدين." خیلی بپایید از بین علما، فاسقین‌شان را؛ از بین متعبدین، جاهلین‌شان را. خیلی مواظب این‌ها باشید. "اولائکه فتنه کل مفتون." هرکس هرجا مفتون می‌شود، فتنه‌زده می‌شود، این دو تایند که منشأ فتنه، سران فتنه این دو تا. این دو تا فتنه می‌کنند؛ فاسق از علما و جاهل از متعبدین. "فاني سمعت رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله یقول: یا علی، هلاكُ امَتی علی یدی کل منافق علیمِ اللسانِ." من از پیامبر اکرم شنیدم که می‌فرمودند: یا علی، هلاکت امت من بر دست هر منافقی است که خوب بلد است حرف بزند. این‌ها امت را نابود می‌کنند، امت را به باد می‌دهند. خدا ان‌شاءالله عاقبت ما را بخیر بکند. ان‌شاءالله ما جز این‌ها نباشیم، لااقل کمر امیرالمؤمنین، هر بدی داریم در این حد دیگر نباشد. و الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00