شرح کتاب خصال

جلسه هشتادم

00:11:46
179

معرفی
دو صنف که نصیبی از اسلام ندارند
با مردم دشمنی ورزیدن یکی از دو خصلت را در بردارد
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

قال اباعبدالله جعفر بن محمد صادق (علیهم السلام): "ناما یخرج به الرجل من الایمان ان یجلسه الی قال فیسستمع الا حدیثه و یصدقه علی قوله."

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کمترین چیزی که مرد را از ایمان خارج می‌کند، این است که در مجلس انسان غلوکننده‌ای بنشیند و به حدیث او گوش دهد و حرف او را تصدیق کند.» این کمترین چیزی است که او را از ایمان خارج می‌سازد.

"ان ابی حدثنی عن ابیه عن جده علیهم السلام رسول الله صلی الله علیه و آله قال صنفان حدیثه و یصدقه علی قوله قالن قالی علل غازن اجرا شد عن رسول الله صلی الله علیه و آله قال صنفان من امتی ایلا نصیب لهما."

هیچ مطلقا تو با غلوکننده ارتباطی نداشته باشی؛ افرادی که غلو می‌کنند، از دین خارج‌اند.

"صنفان من امتی لا نصیب لهما فی الاسلام الغلات والقدریه."

پدر من از پدرشان، از جدشان روایت کردند که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «دو صنف از امت من، هیچ نصیبی در اسلام ندارند؛ هیچ بهره‌ای ندارند.» یکی کسانی که قائل به غلو هستند؛ غلات پیامبر و اهل بیت را خدا می‌دانند و تا حد خدایی بالا می‌برند. و یکی هم قدریه که به قدر الهی اعتقاد ندارند، و قائل به این (فهمیدند) که این دو صنف هیچ بهره‌ای از اسلام ندارند.

حدیث دوم از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: "صنفان من امتی لیس لهما فی الاسلام نصیب." شبیه به همان است: «دو صنف از امت من هستند که هیچ نصیبی از اسلام ندارند: "المرجئه والقدریه."» یکی مرجئه با همزه؛ این مرجئه قائل بودند که هر که هر کاری کرد، کرد و ما کار بدی نداریم. اصلا قائل به حسن و قبح نبودند. می‌گفتند حالا قُبح کارها بعداً معلوم می‌شود. همین قدر که هر کسی بگوید خدا، همین قدر کافی است و همین قدر می‌رود بهشت. و خیلی قائل به عمل و این‌ها نبودند. روایت هم دارد که جوانانتان را نگذارید به غلات و مرجئه نزدیک شوند. زیرا بهره‌ای از اسلام ندارند.

روایت بعد: "حدثنا ابوالفضل محمد بن احمد محمد بن احمد الکاتبی انی صابوری." همان نیشابوری خودمان به اسنادی رفعه الی امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) انه قال لبنی: «امیرالمومنین (علیه السلام) به فرزندانشان فرمودند: "یا بنی ایاکم و معادات الرجال.» فرزندان من، پسران من، از دشمنی با دیگران بپرهیزید. مبادا با دیگران دشمنی کنیم. "فنهم لا یخلون منظربین." چون این‌ها بالاخره از دو حال خارج نیستند، خالی نیستند، از دو گروه خارج نیستند: "من عاقلن یمکر بکم او جاهلن یعجلو علیکم." این‌ها بالاخره یا عاقلند که مکر می‌کنند برایشان، یا جاهلند که شتاب می‌کنند برای برخورد با شما.

دشمنی نکنید. یعنی شما دشمنی‌های غیر حکیمانه. دشمنی حکیمانه وقتی است که طرف مستحق دشمنی است، دشمن است، ابراز دشمنی می‌کند، و در صدد لطمه زدن به بالاخره اسلام و مسلمین و این‌هاست. ولی این مورد ایجاد دشمنی است، دشمنی‌تراشی است. دشمن‌تراشی نکنید. الکی ایجاد دشمنی نکنید؛ چون که می‌خواهی او را دشمن خودت کنی. اگر عاقل باشد، یک حیله‌ای برایت درست می‌کند که بهت آسیب می‌زند. اگر جاهل باشد، شتاب می‌کند تو برخورد با شما. باز هم بالاخره نتیجه‌اش این است که آسیب می‌بینی.

"والکلام ذکر والجواب انسا." خیلی این تعبیر، تعبیر عجیب و جالبی است: «کلام نر است، جواب ماده. کلام مرد است، جواب زن است.» "فاز اجتمع الزوجان فلابد من الننتاج." همان قیاس منطقی را؛ وقتی که این دو تا با همدیگر همسر شدند، وقتی این دو تا همسر با هم جمع شدند، حتماً نتیجه‌ای به بار خواهد آمد.

"ثم انشعه یقول." بعد حضرت این بیت را خواندند: "سلیم الارض من هضر الجواب و من دار الرجال فقط اصابا و من هاب الرجا تهیه بوه و من حقر الرجال فلن یوهاب."

«کسی که آبروی سالم دارد، کسی که از جواب بپرهیزد.» یک حرفی زده، شما جواب نده. یک چیزی گفت. برای بنده الی ماشاءالله بعضاً از این پیام‌ها می‌آید. دری وری. از جواب نمی‌دهی، می‌سوزد طرف در حسرت یک پاسخ. یک سال، شاید بیشتر، منتظر جوابند بابت فحش‌هایی که قبلاً دادند. بعداً باز دوباره بس که سوخته، هر از گاهی یک پیام فحش دیگر می‌دهد که چرا جواب نمی‌دهی فحش‌های قبلی را؟

مشغول فعالیتم هستند؛ اینور و آنور می‌روند. کسانی که بیش از هفت، هشت، ده سال در دروس مختلف که بوده شرکت کرده بودند، بله، حق را ادا می‌کنند. لطف می‌فرمایند، انواع و اقسام پذیرایی می‌کنند و این طرف و آن طرف، دوست، آشنا، استاد، رفیق. یکی از طلبه‌هایی که مثلاً همان ابتدای امر ایشان را دعوت کردیم به طلبگی آمد و الان معمم شده، درس خارج می‌رود، بابا مثلاً پشت بام رفته، کلی دروغ و تهمت و این‌ها بسته و یکی‌یکی زن‌ها را منصرف کرد. با این حال باز جواب نمی‌دهی. آره بدم می‌آید ولی دلیلی ندارم برای دشمنی. دلیل ندارد این. آره، دلیل داشته باشد.

انسان جاهل این است دیگر. انسان احمق که واقعاً شرش را خدا از سر آدم کم بکند. حضرت عیسی بن مریم هوا را سر کشیده و فرار می‌کرد. گفتند آقا از دست کی فرار می‌کنی، کجا فرار می‌کنی؟ گفت: «من کور و بینا کردم، مرده را زنده کردم. یک طایفه را کاری نمی‌توانم بکنم. آن هم آدم احمق.» این را هیچ کاریش نمی‌شود. آسیب است برای انسان. محبتش آسیب، دشمنیش آسیب، همه رقم آسیب. کاری که می‌تواند انسان بکند برای اینکه در امان باشد از شر این‌ها، سکوت است. جواب ابلهان خاموشی است. حرفی که او می‌زند، انسان جواب نده. وگرنه جوابش، آن مرد، این زن است دیگر. آن حرف او نر و جواب شما ماده است. نتیجه‌اش هم فتنه است. از توش ولد خبیث به دنیا می‌آید. کینه و کدورت و دشمنی.

"سلیم الارض من هضر الجواب." «کسی که آبروی سالم دارد، اونی است که از جواب پرهیز می‌کند.» "و من دار الرجال فقط اصابا." «کسی با مردم، با مردان مدارا بکند، این به صواب اصابت کرده، راه درست رفته، راه ثواب رفته.» "و من هاب الرجا تهیه تحیبه." «کسی که از مردم هیبتی را در خود داشته باشد، یعنی احترام بگذارد، بهش احترام می‌گذارند.» "و من حقر الرجال فلن یوهاب." «کسی هم دیگران را تحقیر کند، هیبتی ندارد، احترام پیش مردم ندارد.»

خدا ان شاءالله توفیق عمل به این روایات را عنایت بفرماید. والحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00