شرح کتاب خصال

جلسه هفتاد و نهم

00:10:56
191

معرفی
فرد حریص از دو خصلت محروم، به دو خصلت پایبند
رسول خدا صلی الله علیه و آله دو نماز را ترک نکرد
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

«أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: حَرَمَ الْحَرِيصُ خَصْلَتَيْنِ وَ لَزِمَتْهُ خَصْلَتَانِ.»
حدیث از دو خصلت محروم است و دو خصلت دائماً با اوست.

«حَرَمَ الْقَنَاعَةَ ففقد الرَّاحَةَ وَ حَرَمَ الرِّضَا فَفَقَدَ الْيَقِينَ.»
حریص قناعت را از دست می‌دهد. وقتی قناعت را از دست داد، راحتی را از دست داده است؛ یعنی از قناعت محروم است. قناعت ملتزم با پایداری است تا آنجا که در برخی روایات، حیات طیبه را تفسیر کرده‌اند. حریص از قناعت محروم است و وقتی از قناعت محروم بود، راحتی هم ندارد. همچنین از رضا محروم است و رضا نیز با یقین همنشین است. وقتی از رضا محروم بود، یقین هم ندارد و یقین را هم از دست می‌دهد.

«عايشه قَالَت: صَلَاتَانِ لَمْ يَتْرُكْهُمَا رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) سِرّاً وَ عَلَانِيَةً.»
عایشه نقل کرد: «پیغمبر دو نماز را هیچ‌وقت ترک نکرد؛ نه در پنهانی و نه در آشکار.»
این دو نماز چه بود؟

«رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعَصْرِ وَ رَكْعَتَيْنِ قَبْلَ الْفَجْرِ.»
یکی دو رکعت بعد از نماز عصر و دو رکعت قبل از نماز فجر (دو رکعت پیش از نماز صبح). این دو نماز را پیغمبر هیچ‌وقت ترک نکرد.

دوباره از عایشه است که: «أَنَّهُ دَخَلَ عَلَيْهَا يَسْأَلُهَا عَنْ رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعَصْرِ.»
عبدالواحد بن ایمن از پدرش نقل کرده: «(پدرم) بر عایشه وارد شد و از او راجع به همین دو رکعت نماز بعد از عصر پرسید.»

«قَالَتْ: فَالَّذِي ذَهَبَ بِنَفْسِهِ تَعْنِي رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) مَا تَرَكَهُمَا حَتَّى لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.»
گفت: «قسم به کسی که پیامبر را گرفت، پیامبر این دو رکعت بعد از عصر را رها نکرد تا اینکه خدای عزوجل را ملاقات کرد.»

«وَ حَتَّى فُقِلَ عَنِ الصَّلَاةِ.»
حتی وقتی این نماز را خواند که دیگر از نماز خواندن سنگین شده بود (نماز برایش سخت شده بود).

«وَ كَانَ يُصَلِّي كَثِيراً مِنْ صَلَاتِهِ وَ هُوَ قَائِمٌ.»
پیامبر بیشتر نمازهایش را دیگر آن موقع نشسته می‌خواند.

«فَقُلْتُ: إِنَّهُ لَمَّا وَلِيَ عُمَرُ كَانَ يَنْهَى عَنْهُمَا.»
راوی می‌گوید: «پرسیدم که عمر وقتی به خلافت رسید، از این دو رکعت (بعد از عصر) نهی می‌کرد.»

«قَالَتْ: صَدَقْتَ وَ لَكِنْ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) كَانَ لَا يُصَلِّيهِمَا فِي الْمَسْجِدِ مَخَافَةَ أَنْ يُفْقِلَ عَلَى أُمَّتِهِ وَ كَانَ يُحِبُّ مَا خَفَّ عَلَيْهِمْ.»
گفت: «راست می‌گویی، عمر نهی کرد؛ ولی پیغمبر هم این دو را در مسجد انجام نمی‌داد، از ترس اینکه مبادا بر امتش سنگین شود و پیغمبر دوست می‌داشت آنچه را که بر امت خفیف و آسان است.»
(به هر حال) تخفیف بدهد تا آنجا که می‌شود کمتر گفته نشده (است)، گفته‌اند: «دو رکعت بعد از نماز عصر.»

حدیث بعدی دوباره از عایشه: «قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) عِنْدِي يُصَلِّي بَعْدَ الْعَصْرِ رَكْعَتَيْنِ.»
گفت: «پیغمبر پیش من بعد از عصر دو رکعت نماز می‌خواند.»
دیگر با هر دوی آنها تعارض است.

و حدیث آخر در این بخش، عن ابی‌بکر بن عبدالله بن قیس عن أَبِيهِ قَالَ:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله): مَنْ صَلَّى الْبَرْدَیْنِ دَخَلَ الْجَنَّةَ.»
کسی که نماز دو وقت خنک را (بردین: نماز عصر و نماز صبح) بخواند، وارد بهشت می‌شود. یعنی بعد از «غَدَات» (صبح) نماز صبح و بعد از «عصر». (این بعد از نماز قبل از نماز صبح نیست).
(مثلاً در) هوای گرم، پنج بعدازظهر هوا گرم است، نسبت به ظهر می‌خواهی در نظر بگیری، شدت (محرومیت از گرما) شب منظور است.
دوتا نماز خنک در طول روزه دیگر، دو وقت خنکی روز این دو تاست. اگر جمع بخوانیم، ملاکی نیست که بلافاصله بعد از عصر همون زمان (باشد).

مصنف این کتاب می‌گوید که: «كَانَ مُرَادِي بِإِيرَادِ هَذِهِ الْأَخْبَارِ»
حالا من چرا این روایت را آوردم؟

«الرَّدِّ عَلَى الْمُخَالِفِينَ لِأَنَّهُمْ لَا يَرَوْنَ بَعْدَ الْغَدَاءِ وَ بَعْدَ الْعَصْرِ صَلَاةً.»
خواستم رد بر مخالفین باشد. زیرا آنان (مخالفین) بعد از (نماز) صبح و بعد از (نماز) عصر نماز را جایز نمی‌دانند.

در لمعه هم مرحوم شهید ثانی روایاتش را نقل کرده که کراهت دارد نماز در این دو وقت؛ بعد از عصر و بعد از نماز صبح.
من این روایت را آوردم که با مخالفین، که قالب آن دسته از روایات‌اند، مخالفت کرده باشم. بگویم اینجور روایاتی را عایشه راوی بوده، در صحت‌اش در حد حرام.
(اگر) این‌ها را، اگر منظورش از مخالفین همینه، نه امثال مرحوم شهید ثانی که قلب شش قرن بعد بیاید.

«لِأَنَّهُمْ لَا يَرَوْنَ بَعْدَ الْغَدَاةِ أَنَّهُمْ قَدْ خَالَفُوا النَّبِيَّ فِي قَوْلِهِ وَ فِعْلِهِ.»
من خواستم نشان بدهم که این‌ها مخالف پیغمبراند در کلام و فعل پیغمبر.
این‌ها اهل سنت نیستند، اهل خلافت همه‌شان. نه، مثلاً قالب این‌ها با این دسته از روایتی که خود عایشه نقل کرده در مخالفت می‌کنند.
(راوی می‌گوید) مرض دارم، قبول دارم، مرض دارم. اصل مطلبم آنجا بود دیگر، که گفت: «یکی در چه دوره‌ای نمی‌گذاشته.» و اینها.
«به خدا عایشه گفت: "فلانی که نمی‌گذارد."» گفت: «راست می‌گویی.»
حالا پیغمبر تو خونه این کار را می‌کرد. آن‌ور عایشه می‌گوید: «سراً و علانیةً.»
«فلانی که نمی‌گذارد.» می‌گوید: «آره، پیغمبر تو خونه این کار را می‌کرد.»
نه سیخ بسوزد، نه کباب. نه اینکه روایت آخر تو آن سه تا، تو هر سه تااش از این جهت با همدیگر مخالفت نداشت که بعد العصر اشاره کرده بود. توی یکیش، بعد الغداة هم داشت. تو یکیش «رَكْعَتَيْنِ قَبْلَ الْفَجْرِ» بود.

پس سه تا روایت بود از عایشه، تو هر سه تا بعد العصر بود. جایی که قبل الفجر ذکر شده بود. تو یکی قبل الفجر نیامده بود. تو آن یکی هم نیامده (بود). از این جهت با همدیگر مخالفت نداشت. از جهت «سراً و علانیةً»اش مخالفت داشت، که گفت که: «همیشه اصلاً ترک نکرد، سراً و علانیةً.»
یکی دیگر گفت: «اصلاً پیغمبر هیچ‌وقت تو مسجد، همیشه تو خونه خوند.»
«خالی که میاد» منظور نماز صبح است. بسیار خوب. ان‌شاءالله که ما اهل سنت پیغمبر باشیم، به این دسته از روایات مثل بقیه روایات عامل باشیم.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00