شرح کتاب خصال

جلسه هشتاد و پنجم

00:17:45
209

معرفی
به جز دو فرد بعد از نماز عشاء نباید بیدار بود
امت اسلامی به دو چیز وارد آتش و به دو خصلت وارد بهشت می شود
خدای عز و جل دو ترس و دو آسودگی خاطر را در بنده جمع نمی کند
عوامل صلاح و هلاکت امت اسلامی
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.

الرسول الله صلی الله علیه و آله: «لا سَمَرَ بَعدَ العِشاءِ الاخِرَةِ الا لِحَدِّ رَجُلَینِ: مُصَلَّا اَو مُسافِرٌ.» (سَمَر، مثلِ سُمُر- سین و میم-، به معنای شب‌نشینی است.) در قرآن هم داریم: «اَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ» بقره: ۶۱. حالا سَمَری که در سوره مؤمنون ذکر شده که دور هم شب بنشینند و صحبت بکنند، گپ بزنند و جلسه بگیرند. پیغمبر اکرم می‌فرماید که بعد از نماز عشا (عشا آخرت وقتی گفته می‌شود منظور نماز عشا است. عشا خالی وقتی بیاید هم مغرب منظور است هم عشا. عشا آخرت یعنی نماز عشا)، بعد از عشا آخرت دیگر بیداری و شب‌نشینی ما نداریم مگر برای نمازگزار یا مسافر. این دو تا. اصلاً بیداری بعد از عشا آخرت کراهت دارد. روایت دیگر است، مگر برای طلب علم یا مراوده با همسر یا قرائت قرآن و عبادت. این سه تا استثناء شده. برای فوتبال دیدن و خندوانه و دورهمی و خیابان رفتن کراهت دارد. پارک و شهربازی رفتن کراهت دارد. (آن روایت شاید منظور نیمه‌شب باشد.) ولی اینجا از آن می‌فهمند که بعد از نماز عشا مسافر و نمازگزار که حرفی بزنند، اشکالی ندارد.

**حدیث بعد:**
دوباره از پیغمبر اکرم. ابوهریره نقل کرده. حدیث مطهری. ابوهریره کذاب! حالا خودش کذاب بوده ولی شاید بعضی روایاتش درست باشد. از پیامبر اکرم حضرت فرمودند: «إنَّ أَولَ ما یُدخَلُ بِهِ النّارَ مِن اُمَّتِیَ الأَجوَفانِ.» تعبیر عجیبی است که حالا خیلی هم نمی‌شود درست ترجمه‌اش کرد و باید با کنایه ترجمه کرد و رفت. اولین چیزی که داخل آتش می‌شود از امت من، دو تا اجوف است. اجوف یعنی توخالی. «قِیلَ: القالَ وَ الفَرَجُ وَ الفَمُ.» فرج و فم. فرج که مشخص است، فم دهان. بله آنجا منظور اصل زنانگی است؛ چون در قرآن «فُرُوجَكُمْ» عام آمده است. اینجا مقصود مخصوص از اجوف بودن است. عجیب اینجاست که می‌فهمند از امت من اول این دو تا می‌روند جهنم. اشیا هم مگر جهنم دارند؟ و اشیا مگر از امت پیامبرند؟ اینجا بحث همان صور تمثیلی است. حضرت فرمودند که نماز انسان نهی از فحشا می‌کند. شخصیت دارد، حقیقتی دارد، توسلی دارد. در قیامت این‌ها به نظر می‌آید همان تمثل است. تمثل فم و فرج، اولین چیزی است که از بین توسلات اشیا وارد جهنم می‌شود؛ چون اینها در امت پیامبر بت‌های امت پیامبرند. این دو تا بت‌ها و آن مضلات، فتن این دو تا دهان؛ دهان، زبان، لسان. این دهان: دهان هم از زبان و هم از خوراک -جفتش-.

«أَکثَرُ ما یُدخَلُ بِالجَنَّةِ تَقوَى اللهِ وَ حُسنُ الخُلقِ.» اکثر آن چیزی که به آتش داخل می‌شود -نه اول ما یدخل النار- (درست ترجمه اشتباه شد.) اولین چیزی که به وسیله آن داخل آتش می‌شود از امت من. این دیگر الان این‌جور بشود، دیگر خود این دو تا نیست. منظور افرادند که به واسطه این دو تا می‌روند. در روایتی دیگر دارد: «أَکثَرُ ما یُدخَلُ بِهِنَّ» -بیشتر جهنمیان بابت این دو تا می‌روند جهنم-. در صورت این بت‌های امم، هی لطیف‌تر شده. دیگر شما از اول که می‌بینید شروع می‌شود، یک سیر عقلانی و بشر دارد طی می‌کند. در این سیر عقلانی، آن مضلات فتن و آن رهزن‌هایی از طریق عبودیتش، هی لطیف‌تر می‌شود. سطحش بالاتر می‌آید، لذت‌ها کلاسش بالاتر می‌آید، کفر کلاسش بالاتر می‌آید، شرک کلاسش بالاتر می‌آید. دیگر در امت پیامبر درگیری با بت و بت‌پرستی و اینها نیست. اینها قبل از اینکه پیغمبر بیاید... پیغمبر که می‌آید، دیگر بساط بت... دیگر اونی که درگیری پیغمبر با اوست: «إنَّ أَخوَفَ ما أَخافُ عَلى اُمَّتِیَ طُولُ الأَمَلِ وَ اتِّباعَ الهَوَى.» با این دو تا درگیر است پیغمبر. آرزوهای بلند و تبعیت از هوا. بت امت پیامبر حواس. قبل هم اونی که مایه رو آوردن به بت بوده، هوا بوده. این لطیف‌تر می‌شود و در تعلقاتش لطیف‌تر، به چیزهای بالاتری دلبستگی دارد. خب. و اکثر چیزی که به وسیله آن وارد بهشت می‌شوند، یکی تقوای الهی است و یکی حسن خلق. پس اکثر جهنمیان با فم و فرج -با اجوفین-، آیت‌الله جوادی خیلی در درس خود می‌گفتند: اکثر مردم گرفتار اجوف‌اند. و اکثر جهنمیان با اجوفین، جهنمی شدند، اکثر بهشتیان با تقوا و حسن خلق.

**حدیث بعد**
که این دو حدیث آخر باب خصلت‌های دوگانه است و باب دو تایی‌ها تمام می‌شود و بعدش باب سه تایی‌ها را آغاز خواهیم کرد ان‌شاءالله. می‌فرماید که دوباره حدیث از پیغمبر است: «قالَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالى: وَ عِزَّتِی وَ جَلالِی لا أَجمَعُ عَلى عَبدِی خَوفَینِ وَ لا أَجمَعُ لَهُ أَمنَینِ.» حدیث برای ما خوب است، با دینمان تناسب دارد. خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: به عزت و جلالم قسم من بر بنده ام دو خوف جمع نمی‌کنم و دو امن هم جمع نمی‌کنم. «فَإِذا آمَنَنِي فِي الدُّنْيَا أَخَفْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.» اگر در دنیا از من در امان باشد، روز قیامت می‌ترسانمش. «وَ إِذا خافَنِی فِي الدُّنْيَا آمَنْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.» اگر در دنیا ترسید، در قیامت به او امنیت می‌دهم. دو تا خوف و دو تا امن نداریم. همان‌گونه که دو تا عذاب نداریم. اگر کسی در دنیا عذاب کشید، دیگر در آخرت عذابی ندارد. مخصوصاً برای گناهانی که حد و قصاص و اینها دارد. این روایت است که بالاخره کسی مرتکب عمل منافی عفتی شد و به نحوی بود که حد کفایت می‌کرد از گناه. نه اینکه صد تا زنای محصن انجام داد، یک بار قصاص شد، یک بار اعدام شد. خب این کفایت نمی‌کند. یک بار حالا آن هم مثلاً غیرمحصن بود، صد ضربه شلاقش را خورد. دیگر در آخرت این همین پاکش کرد، موجب طهارتش شد. خدا دو بار عذاب نمی‌کند بابت گناهی بنده را. مهم است، دو بار خوف، دو بار امن، دو بار عذاب، اینها نیست. در دنیا ترسیدی، در آخرت در امانی. در دنیا در امان بودی، در آخرت در خوفی. بالاخره سهمی است باید مصرف شود.

**حدیث آخر:**
از فاطمه بنت الحسین که امروز روز میلاد حضرت اباعبدالله هم هست. حدیث هم از امام حسین علیه السلام، هدیه روح منور آقا امام حسین علیه السلام صلواتی هدیه کنید. (اللهم صل علی محمد و آل محمد.) رسول الله صلی الله علیه و آله از جدشان پیغمبر نقل کرده امام حسین علیه السلام که فرمودند: «إِنَّ صَلاحَ اَوَّلِ هَذِهِ الاُمَّةِ بِالزُّهدِ وَ الیَقِینِ.» حدیث قیمتی است. «وَ هَلاکَ آخِرِها بِالشُّحِّ وَ الاَمَلِ.» صلاح اول این امت، به زهد و یقین است. این امت -اولی که می‌خواهد راه بیفتد- با چه درست می‌شود؟ هلاکت آخرش با چیست؟ با شح و امل. شح چه بود؟ بخل شدید. و امل چه بود؟ آرزو. «اولی که می‌خواهد درست بشود با چه درست می‌شود؟» زهد و یقین. کارها پیش می‌رود. هر چقدر زهد و یقین باشد، مثل اوایل انقلاب. این امت زهد داشت. شما می‌دانید ما وضع اقتصادیمان در اواخر زمان شاه یکی از بهترین وضعیت‌های اقتصادی طول تاریخ ایران بوده. قیمت نفت به بالاترین حد خودش می‌رسد. بعد از قرارداد الجزایر، وضعیت اقتصادی ما فوق‌العاده خوب شده بود و داشت بهتر می‌شد. این‌جوری نبوده که مردم در تنگنای اقتصادی بودند و ریختند توی خیابان و انقلاب کردند. اتفاقاً مردم در تنگنای اقتصادی نبودند، وضع خوب بود و داشت بهتر هم می‌شد. اونی که مردم را کشاند، زهد و یقین بود. مردم آمدند جان دادند، کشته شدند. عید نان خشک زدند، رفتند صف کوپن ایستادند، به گوشت یخ‌زده اکتفا کردند. این زهد و آن یقین، یقین به حقانیت این مکتب، یقین به این راه، یقین به حقانیت امام، یقین جهاد، یقین به تکلیف. این کار را پیش برد. حالا هلاکت آخرش به چیست؟ با چه پرونده‌اش بسته می‌شود؟ حالا همان مردم را بیایند به بهانه اینکه «پنج قران کف دستتان می‌گذاریم، یک وعده سر خرمن، تحریم‌ها را برمی‌دارند، این‌قدرش را برمی‌دارند.» چه کار می‌کند؟ می‌آورد به دریوزگی می‌کشانَد. به نظر می‌رسد این «شح و امل»، آرزو، بیچاره می‌کند، پرونده این امت را می‌بندد. خیلی مهم است. تربیت اخلاقی، کار فرهنگی این است.
کار فرهنگی صرفاً با کار رسانه‌ای و خبررسانی اینها حل نمی‌شود. گذشته، جا دارد باز بیشتر از اینها در مورد این مسئله صحبت بکنیم. صرف اینکه ما خبر برسانیم و «کی چه کار کرده و چی گفت و اینها» متأسفانه می‌بینم خیلی بچه‌حزب‌اللهی‌ها اکتفا می‌کنند به همین مخابره و خبررسانی و توی تلگرام و این ور اون ور خبر برسانند، خبر منتقل بکنند. با اینها کار درست نمی‌شود. کار با تربیت درست می‌شود. اصلاً رسانه در نگاه دین، در نگاه قرآن، یعنی ابزاری برای تربیت، ابزاری برای خبردانی. نکته مهمش این است که عرض کردم: ابزار تربیت. «بابا رسانه ابزار تربیت ما باشد!» صداوسیما ابزار تربیت است، نه ابزار خبر، ابزار بعد از انتخاب نیست، ابزار قبل از انتخاب است. این‌جوری نیست که ما مردم بروند انتخاب بکنند. «آنهایی که انتخاب کردند که چه چیزهایی بشنوند، ما به آنهایی که دوست دارند این سیر از مطالب را بشنوند، اینها را می‌دهیم.» این نیست! خبرگزاری و خبررسانی قبل از انتخاب، یعنی ما مسیر را فراهم بکنیم که مردم خوب انتخاب بکنند. حق را بشناسند، باطل را بشناسند، ببینند و تسهیل شود در انتخابشان، در اختیارشان. نه اینکه آنهایی که این راه حق را انتخاب کردند، آنها برنامه‌های ما را ببینند. نخیر! ما می‌خواهیم قبل از انتخاب با این تلگرام و اینستاگرام فلان و اینها... این اتفاق نمی‌افتد، چون او می‌آید انتخاب می‌کند خودش چه کانال‌هایی را ببیند، چه مطالبی را بخواند. این مال بعد از انتخاب است. کار قبل از انتخاب، کار در مدارس، کار در خانواده است، کار در خانه است، کار در مسجد، کار در کوچه است. اینهاست. بعد رفت کار کرد. مردم را تربیت کرد. مردم اگر دچار شح و امل شدند، پرونده این دین بسته است، چیزی نمی‌ماند. کلام امام حسین علیه السلام که از پیامبر اکرم نقل می‌کند: «هلاکت آخر این امت به همین شح و امل است.» مردم را بیاورند به دنیا، نقطه او خواسته‌هایشان، نقطه آرمانشان این بشود که یک بساطی بند باشد و جوجه‌کبابی بخورند و یک مهمانی باشد و یک سفر خارجی بروند و ویزای فلان کشور راحت گرفته بشود. این را خیلی می‌بینم، مخصوصاً در تهران فرهنگ غالب و رایج است: «یک شمال برویم، یک ویلایی داشته باشیم، یک ماشین خوبی داشته باشیم، یک سفر خارجی هر از گاهی برویم، یک شغل بی‌دردسر و کم‌کار و پردرآمد امورات بچرخد.» هلاکت آخر امت همین است دیگر! بخل شدید و امل (آرزو). باید تربیت بشویم ان‌شاءالله. خودم عرض می‌کنم و تربیت کنیم به سمت زهد و یقین و از شح و امل فاصله بدهیم ان‌شاءالله. کار رسد به دست صاحب امر. الحمدلله رب العالمین.
نظرات

برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.

ورود با گوگل

در حال بارگذاری نظرات...

جلسات مرتبط

محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال

عنوان آهنگ

عنوان آلبوم

00:00
00:00