سه کس در قیامت به خدا نزدیک تر خواهد بود
به هنگام پیدایش سه چیز دعا مستحاب می شود
تا سه خصلت در کسی نباشد مومن نیست
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
عَن اَبی عَبدِاللهِ (عَلَیهِ السَّلامُ) قالَ: ثلاثٌ هُمْ اَقْرَبُ الْخَلْقِ اِلَی اللهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ حَتّی یَفْرَغَ النّاسُ مِنَ الْحِسابِ.
از امام صادق (علیه السلام) حضرت فرمودند: سه گروه یا سه نفرند که نزدیکترین مخلوقات به خدا هستند در روز قیامت تا مردم از حساب فارغ شوند. اینها در قُرب خدا هستند؛ مردم مشغول حسابند و اینها در قُرب خدا هستند.
رَجُلٌ لَمْ تَدْعُهُ قُدْرَتُهُ وَ هُوَ فِی حالِ غَضَبِهِ اِلّا اَنْ یَنْتَهیَ فِی مَنْ تَحْتَ یَدِهِ
نفر اول مردی که قدرتش در حال غضبش باعث نمیشود که به زیردستانش ظلم بکند و زور بگوید. قدرت دارد؛ ولی زور نمیگوید در حال غضب.
وَ رَجُلٌ مَشَی بَیْنَ اثْنَینِ فَلَمْ یُهِمْ لِاَحَدِهُمَا عَلَی الْآخِرِ بِشَعیرَةٍ
نفر دوم کسی است که بین دو نفر رفتوآمد میکند، پیام میبرد و میآورد و بهاندازهٔ یک جو به یکی از اینها در برابر دیگری تمایل ندارد. یعنی حرف کامل را منتقل میکند. اینجور نیست که جانبداری بکند، بهنفع کسی بخواهد کار بکند. عدالت دارد بین این دو نفری که (حالا اینجا خبرچینی شاید خیلی نباشد) یعنی بین دو نفر که در ارتباط، نمیخواهد کسی را ضد کسی خراب بکند. به کسی متمایل شود که حالا برای او کاری بهنفعی باشد و به ضرر آن یکی باشد. واسطه بین دو نفر، آیا واسطه اقتصادی، واسطه خبررسانی؟ هرچه که هست، جانبداری برای یکیشان نمیکند.
وَ رَجُلٌ قالَ الْحَقَّ فِیما لَهُ وَ عَلَیْهِ.
نفر سوم کسی است که حرف حق را میزند؛ چه به نفعش باشد و چه به ضررش باشد.
روایت بعد از امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
وَ دَمَعَتْ عَیْنٰاکَ وَ وَجِلَ قَلْبُکَ فَدُونَکَ دُونَکَ فَقَدْ قَصَد قَصْدُکَ.
حدیث خیلی شریفی است. حدیثی فوقالعاده زیبا و پرمعنا.
فرمودند: وقتی که پوستت لرزید، اشکت جاری شد و دلت ترسید، آنجا را خوب بچسب. خوب مراقب باش که اشکت جاری شد و دلت ترسید، از خدا نسبت به خدا یک حالت معنوی، اینها همه سرّ معنویت باشد، خوب آنجا سفت بچسب که وقت برآوردهشدن حاجت توست. این حس معنوی وقتی میآید، حالت دلشکستگی، انسان یک انقلابی پیدا میکند؛ یک تحوّلی پیدا میکند. آنجا وقت استجابت، وقت گرفتن حاجت، مقصودی که میخواستی رسیده. این حال وقتی بیاید، انسان به مقصود رسیده؛ یعنی حال استجابت. معلوم میشود که خدا به او جواب داده که اینطور شده، نه! حتی به این معنا که میخواهد خدا جواب بدهد. این حال را که پیدا میکند یعنی خدا جواب داده که اینطور شده. حالا جوابدادن خدا هم اعم از این است که آن حاجتی که انسان دارد را خدا به او بدهد یا علی ایّ حال، مهم این است که او نظر بکند و عنایت بکند و این حال وقتی برای کسی حاصل شود، کاشف از این است که خدای متعال به او نظر کرده است.
حدیث بعد از امام رضا (علیه السلام)
حارث بن دِلهاس که غلام امام رضا (علیه السلام) بود میگوید:
سَمِعْتُ اَبَا الْحَسَنِ (عَلَیْهِ السَّلامُ)
از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که ازت میفرمود:
لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّی یَکُونَ فِیهِ ثَلاثُ خِصالٍ: سُنَّةٌ مِنْ رَبّهِ، وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیَّهُ، وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ.
مومن مومن نمیشود تا اینکه در او سه خصلت باشد: یک سنتی از رب او، و سنتی از نبی او، و سنتی از ولی او.
فَاَمّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ
اما سنتی که از خدای متعال است کتمان سرّ است. کسی مومن نمیشود تا کتمان سرّ را (بداند).
قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: عَالِمُ الْغَیْبِ فَلاَ یُظْهِرُ عَلَی غَیْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَی مِن رَّسُولٍ.
این آیه را حضرت خواندن که خدا عالم غیب است، احدی را بر غیبش آگاه نمیکند مگر کسی که پیامبری باشد که خدا از او راضی است. معلوم میشود که پس عیوب مردم یکی از مصادیق همین غیب است که خدای متعال عالم غیب و آشکارش هم نمیکند. (نکته مهم این است، آدرسش را اینجا ذکر نکرده، به نظر میآید سوره جن باشد، باید نگاه کرد.)
وَاَمّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فَمُداراةُ النّاسِ.
اما سنت از پیامبر مدارای با مردم است.
فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَمَرَ نَبِیهُ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) بِمُداراةِ النّاسِ فَقالَ: خُذِ الْعَفْو و اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلین.
خدای متعال پیغمبرش را امر کرده به مدارای با مردم. آنجا که می فرماید عفو را بگیر، به عرف عمل کن و از جاهلین اعراض کن. این هم حاکی از مدارای با مردم است که کسی مومن نمیشود مگر اینکه مدارایی با مردم داشته باشد.
وَ اَمّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَاصْطِبارٌ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
و اما سنت از ولی خدا چیست؟ صبرکردن در سختیها و ناراحتیها و تنگناها.
فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ.
خدای متعال در وصف اولیای خودش در قرآن میفرماید که اینها در آن شدتها و تنگناها و اینها صابرند. پس کسی تا اهل صبر نباشد در گرفتاریها و تلخیها و اینها مومن نمیشود. مراتبش هم متفاوت است دیگر. هر کسی به هر درجهای از اینها که باشد همان درجه از ایمان را (دارد). هر چقدر مدارا کند، هر چقدر کتمان کند و عیوب مردم را (بپوشاند)، هر چقدر صبر کند بر سختیها، همانقدر ایمانش بالا میرود. اگر درجه پنج (ایمان داشته باشد)، بیمارش هم درجه پنج، اگر درجه ده (ایمان داشته باشد)، ایمانش هم درجه ده. بستگی به این دارد که انسان خودش را در چه حدی قرار بدهد و در چه سطحی فعالیت بکند.
خدا انشاءالله ما را اهل این اعمال و خصلتها قرار بدهد.
والحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...