باب خصلت های سه گانه
سه طایفه که در قیامت بدون حساب وارد بهشت و دوزخ می شوند
مومن در سه چیز بازخواست ندارد
صاحبان این خصلت ها در سایه عرش الهی خواهند بود
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
**باب سهگانه کتاب شریف خصال**
**حدیث اول از امام صادق علیهالسلام:**
«ثَلَاثٌ یُدخِلُهُمُ اللَّهُ الْجَنَّهَ بِغَیْرِ حِسَابٍ» سه دسته که خدا اینها را وارد بهشت میکند، بدون حساب. «وَ ثَلَاثٌ یُدخِلُهُمُ النَّارَ بِغَیْرِ حِسَابٍ» سه دسته که خدا اینها را وارد جهنم میکند، بدون حساب.
«فَأَمَّا الَّذِینَ یُدخِلُهُمُ اللَّهُ الْجَنَّهَ بِغَیْرِ حِسَابٍ» آنهایی که خدا اینها را وارد بهشت میکند، بدون حساب عبارتاند از: «إِمَامٌ عَادِلٌ وَ تَاجِرٌ صَدُوقٌ وَ شَیْخٌ أَثْنَی عُمُرَهُ فِی طَاعَهِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ»
اولین، امام عادل؛ دومین، تاجر صدوق؛ تاجری که اهل ربّا و کلک نبود. و سومی، پیرمردی که عمرش را در طاعت خدا سرکرده باشد.
«وَ أَمَّا الَّذِینَ یُدخِلُهُمُ اللَّهُ النَّارَ بِغَیْرِ حِسَابٍ إِمَامٌ جَائِرٌ وَ تَاجِرٌ کَذُوبٌ وَ شَیْخٌ زَانٍ» روبروی آن سه تا، اینها بدون حساب میروند به جهنم: امام جائر، تاجر دروغگو و پیرمرد زناکار. قیمَش زناکار؛ یعنی کسی که پیر شده و هنوز دست از این گناه برنداشته. در روایت هم هست که زمین از بول او گله میکند و نفرینش مینماید.
**حدیث بعد، دوباره از امام صادق علیهالسلام:**
«ثَلَاثُ أَشْیَاءَ لَا یُحَاسِبُ اللَّهُ عَلَیْهِنَّ الْمُؤْمِنَ» سه تا چیزی که خدا مؤمن را بر آن محاسبه نخواهد کرد: «طَعَامٌ یَأْکُلُ» غذایی که میخورد. «وَ ثَوْبٌ یَلْبَسُ» و پیراهنی که میپوشد. «وَ زَوْجَهٌ صَالِحَهٌ تُعَاوِنُهُ وَ تُحْصِنُ فَرْجَهُ» همسر شایستهای که کمکش میکند و فرج او را نگه میدارد. باعث میشود که او به گناه نیفتد.
اینها مواردی است که مؤمن در آنها محاسبه ندارد؛ یعنی از چه راهی به دست آوردی و اینها. در مورد همسر میپرسند که به او چه برخوردی کردی و حقّش را ادا کردی یا نکردی؟ بله، حسابِ امتحان ظاهر است. بحث از کجا به دست آوردهای و اینکه چه استفادهای کردی؟ چرا؟ چون مؤمن است و نوع استفاده از نعمتها، نعمتهای حیاتی و نعمتهای اولیه این است که او به معصیت نیفتد و خودش را کنترل بکند. لذا از این جهت محاسبهای ندارد. باعث میشود گناه نکند و دامنش آلوده نشود.
**به حدیث بعد از امام سجاد، از ابوحمزه ثُمَالِی**
که از یاران خالص و ناب امام سجاد علیهالسلام است، که امروز روز میلادشان است. در روایات دارد در بحار که در میان حضرات معصومین، روز قیامت اینها وقتی که اصحابشان محشور میشوند، با ندای «أَیْنَ حَوَارِیُّونَ مَثَلاً حُسَیْنٍ؟»، «أَیْنَ حَوَارِیُّونَ صَادِقٍ؟» ندا میدهند. حواریون امیرالمؤمنین کجایند؟ حواریون امام سجاد کجایند؟ امام کاظم کجایند؟ تکتک. آن کسی که کمتر از همه یار دارد در قیامت و تعداد انگشتشماری دور ایشان را میگیرند، امام سجاد علیهالسلام است. «أَقَلُّ نَاصِرٍ» در بحار آمده یارشان از همه کمتر است؛ سه نفر یا چهار نفر.
ناصرین و حواریون امام سجاد، یکیشان جناب ابوحمزه ثُمالی است. بله، کمترین تعداد یار را امام سجاد علیهالسلام داشتند. جناب ابوحمزه روایت را نقل کرده از امام باقر علیهالسلام. فرمودند که پیغمبر اکرم فرمودند: «ثَلَاثُ خِصَالٍ مَنْ كَانَتْ فِیهِ وَاحِدَهُ مِنْهُنَّ كَانَ فِی ظِلِّ عَرْشِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَهِ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ» سه تا خصلت که کسی که این سه تا را درش باشد یا یکی از این سه تا را داشته باشد، در سایه عرش خدا خواهد بود روز قیامت، روزی که هیچ سایهای غیر سایه خدا نیست.
اولین این خصلتهای سهگانه: «رَجُلٌ أَعْطَی النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ مَا هُوَ سَائِلُهُمْ لَهَا» مردی که به مردم چیزی را از خود ببخشد که خودش همان را درخواست میکند. «مَا هُوَ سَائِلُهُمْ لَهَا» تعبیر ترجمه گفته که چیزی را که مردم ازش بخواهند عطا میکند، نمیخورد؛ به تعبیر روایت، «أَعْطَی النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ» عطا میکند مردم را از خودش «مَا هُوَ سَائِلُهُمْ لَهَا» آن چیزی که این خودش از آنها درخواست کرده. آنچه را که خودش درخواستکننده است برای خودش، ولی میبخشی؛ اونی که درخواست کرده برای خودش ولی پنهان. میبخشی یا این؟ یا اینکه اونی که برای خودش میخواهد به دیگران هم همان حق را میدهد؟ همان بحث انصاف. حالا جفتش محتمل است.
«وَ رَجُلٌ لَمْ یُقَدِّمْ رِجْلًا وَ لَمْ یُؤَخِّرْ أُخْرَی حَتَّی یَعْلَمَ أَنَّ ذَلِکَ لِلَّهِ فِیهِ رِضًا أَوْ سَخَطٌ» این خیلی سخت است و اصل کار این است. مردی که پا از پا برنمیدارد، پا را جلو نمیگذارد و پای عقب نمیگذارد، مگر اینکه بداند که برای خدا در این قدم رضایت است یا سخط. خدا از این قدم راضی است یا ناراضی! خیلی مهم است، اصل کار همین است.
«وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِعَیْبٍ حَتَّی یَنْفِیَ ذَلِکَ الْعَیْبَ مِنْ نَفْسِهِ» مردی که عیبی نمیزند برادر مسلمانش را به عیبی، تا اینکه نفی کند آن عیب را از خودش؛ یعنی عیبی که خودش مبتلا است را برای دیگران قائل نیست. کی به دیگران خرده میگیرد بابت عیبی؟ وقتی که خودش از آن عیب درآمده باشد. بنده خودم مبتلا باشم به پرخوابی، به دیگران خرده بگیرم که چرا تو آنقدر میخوابی؟ این کسی که خودش از عیب درآمد، آن وقت دیگران را تشویق میکند به خروج از آن عیب. این زیر سایه عرش خداست.
زیر سایه عرش خدا هم کنایه است دیگر، از شدت قرب و رفعت درجه که آنقدر بالاست که چرا آن سایه است. اینها در قیامت همه ظهورات حقایقی است. اینجوری نیستش که ما یک چیز سمبلیک داشته باشیم، همینجوری است. یک چیز قطعی. حساب کتاب اینی که انسان در قیامت اصلاً زیر سایهای باشد، این خودش تمثیل حقیقتی است و زیر سایه چه باشد؟ باز تمثیل حیات دیگری است.
پس او نفی نمیکند از آن عیبی را، مگر اینکه عیب دیگری برایش آشکار میشود. و «کَفَی بِالْمَرْءِ شُغْلًا بِنَفْسِهِ عَنِ النَّاسِ» برای انسان کفایت مشغولیتش شغل را. توضیح میدهد: کفایت میکند مرد را از حیث مشغولیت به نفس خودش از مردم؛ یعنی کسی به خودش که مشغول بشود، دیگر کفایتش میکند. وقت پیدا نمیکند به دیگران مشغول باشد. فرصت ندارد، نمیرسد به کسی دیگری.
خدایا! تو نصیب ما هم بکن، انشاءالله.
**حدیث بعدی**
این حدیث هم شغل است، تنها. بله، دیگر، آن «بِنَفْسِهِ» چیزش است، آن متعلق از یک لحاظ کلش میشود در واقع همان «شُغْلًا». «شُغْلًا» توضیح دارد، مشغولیت به چی؟ مطلق متعلقش. حالا حدیث بعدی هم همین است، فقط آنجایش که بحث داشتیم. میفرماید: «رَجُلٌ أنصَفَ النّاسَ» تعبیر انصاف را داریم. و مردی که قدم از قدم برنمیدارد و مردی که عیبی نمیزند، تا اینکه خودش آن عیب را برطرف کند که اگر عیبی باشد، مگر اینکه برایش ظاهر میشود عیب دیگری. این هم باز فرق کرد. یعنی وقتی از خودش یک عیبی را رفع میکند، تازه با یک عیب جدیدی مواجه میشود؛ از خودش، نه از مردم. یعنی اصلاً دیگر او مهلت ندارد به عیبی از مردم برسد. نه اینکه یک عیبی از خودش رفع کرد، حالا میآید این عیب را در مردم میبیند یا نه. نخیر! همین که از خودش برطرف کرد، تازه یک عیب جدیدی از خودش پیدا میکند. باز مشغول او میشود. این میشود برای «شُغْلًا بِنَفْسِهِ». مشغول خودِ خودش است، اصلاً فرصت پیدا نمیکند از دیگران بخواهد عیبی را ببیند و نقد بکند و نقل بکند. و خدا انشاءالله این حالات را نصیب ما بفرماید.
الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...