ریشه های کفر سه چیز است
وام بر سه قسم است
اذن دخول سه بار است
بر سه کس نباید سلام کرد
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم. «ابیعبدالله علیهالسلام قال: اصول الکفر ثلاثه: الحرص والاستکبار والحسد.» امام صادق (ع) فرمود: «ریشههای کفر سه تاست: حرص، استکبار، حسادت.»
«فم الحرص و آدم حین نوحی له ان الشجره حمله الحرص علی ان یأکل منها.» حرص کجا خود را نشان داد؟ در ماجرای آدم؛ وقتی که نهی شد از اینکه برود به سمت آن درخت، حرص بود که او را وادار کرد به اینکه بیاید و از آن درخت بخورد.
«و اما الاستکبار ابلیس حین امر بالسجود فابی.» استکبار کجا بود؟ ابلیس وقتی که امر به سجده شد، ابا کرد.
«و اما الحسد فبنا آدم حین قتل احدهما صاحبه حسدا.» حسادت هم وقتی بود که یکی از فرزندان آدم، دیگری را از سر حسادت کشت.
«قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: الدین علی ثلاث.» دین سه وجه دارد، سه مدل. ببخشید، «الدین علی ثلاث.» دین سه وجه... بله دیگر. یک مرتبه از کفر خیلی رقیق و بله، تعبیری که در سوره طاها به کار میرود؛ تبلیغ روایت در مورد هستیِ آدم. تلاوت روایت شد، انحراف از مسیر خارج شدن. خب، «الدین علی ثلاث وجوه.» سه وجه دارد:
«رجل اذا کان له فانظر و اذا کان علیه اعطا.» مردی که وقتی طلب دارد —«له» یعنی طلب، «علیه» یعنی بدهکاری— وقتی طلب دارد، مهلت میدهد. وقتی هم که بدهکار است، عطا میکند.
«و لم یماطل، فذلک لا له و لا علیه.» این لفتش هم نمیدهد، سستی نمیکند. خب، این دین به سودش است، به ضررش نیست. دین برای اینجور آدمها خوب است. وام... وام... این حدیث، حدیث بانکی است.
«و رجل اذا کان له استوفا و ان کان علیه.» کسی است که وقتی طلب داشته باشد، میگیرد. بدهی داشته باشد، پرداخت... «فذلک لا له و لا علیه.» خنثی است، دین خوب است برایش، نه بد. میانه رو است. ضرب و زوری است. وقتی طلب دارد، میگیرد. وقتی هم بدهکار است، حالا پرداخت.
«و رجل اذا کان له استوفا و ان کان علیه ماطل.» دیگر خیلی شارلاتان! دسته آخر کسی است که وقتی طلبکار دارد، میگیرد. وقتی بدهکار است، هی لفتش میدهد. طلب که دارد، سر ساعت! مثلاً گفته: «من ۸ اردیبهشت ازت میگیرم.» سر صبح، ۷ صبح زنگ میزند به طرف. صبحش دیگر یادآوری که میکند با لحن معمولی اینها نیست. مثلاً: «میآیی بدی یا بیایم ببافمت؟» ولی وقتی که آقا! موعد چکاش رسیده، حالا دو هفته دیگر، یک ماه دیگر گریه و زاری، اشک و ناله، واسطه. این بدهی به ضررش است، به نفعش نیست.
و حدیث آخر از ابوبصیر از امام صادق (ع) است: «قال: الاستیذان ثلاث.» اذن گرفتن، اجازه خواستن، سه نوع است.
«اولهن: ان یسمعون.» مرحله اولش این است که اجازه... طرف را بشنوند. پشت در خانه آمده، استیذان میکند، صاحبخانه صدا را میشنود.
«و ثانیهن: یحضرون.» یعنی سه مرحله است، سه مرحله طرف اجازه میگیرد. با این حساب، باید ما در خانهها سه بار زنگ بزنیم. یک بار زنگ بزنیم که فقط بشنوند، یک بار زنگ بزنیم که جمع و جور کنند.
«و ثالثهن: ان شاؤوا اذنوا و ان شاؤوا لم یفعلوا، یرجع المستعذن.» برای این است که اگر خواستند، اذن بدهند. اگر نخواستند هم اذن... مهمان فحش بارت میکند! «داشتی چه کار میکردی؟ چرا اینقدر لفتش دادی؟» اصلاً میگوید: «سه بار نفهمیدی داشته چه کار میکرده؟»
ما خیلی باحالیم کلاً. بله، اگر خواست اذن بدهد. اگر نخواست اذن ندهد. اینجا "مستعذن" تهرانی، مشهدی بودن، زنگ خانهشان نوشته بودند: «ارجعوا.» فرجام ذالک از کالک. اگر پشت در آمدند، اینها را گفتند که در جدید و اجازه گفتن نمیشود. برگردید. سوره نور، آیه... این برای شما بهتر است. زنگ خانه نوشته.
جواب یکی از اساتید گفتش که: «ما اگر تکفیر میشویم، همینجوری شدم. گاهی یکی میآید پشت در، تعارف نمیکند، میروند کلی صفحه میگذارند.» «چه طرز برخورد؟! برخورد پیغمبر است این؟ برخورد فلانی است؟»
تا پشت در خانه. بله همین استادی که این را نقل میکرد، باجناقشان آمده بود پشت در منزلشان. زنگ زده، معطل شده بود که مثلاً حالا ایشان از اساتید به نام، اساتید زبده، همهچیز مجتهد، و باجناقی داریم شیخ. نه جواب داده بودند، باجناقی داریم شیخ است. این این کارها را میکند؟! سنت پیغمبر است. این مدلی بوده. این جزء دین است. استفاده که نمیکند از باجناق که هیچ، هیچ حسن ظنی هم که ندارد، هیچ.
چیزی که دستور دین است، طرف دارد عمل... آخرالزمان، معارف، معروف منکر میشود. خیلی بخیر. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...