!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
«قال امیرالمؤمنین علیه السلام: للمسرف ثلاث علامات: یأکل ما لیس له، و یلبس ما لیس له، و یشتری ما لیس له.»
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که اسرافکار سه علامت دارد: چیزی را میخورد که برای او نیست (در شأنش نیست)، چیزی را میپوشد که برای او نیست، و چیزی را میخرد که برای او نیست.
کسی که متناسب با شأنش نباشد –بحث شأن یکی از مباحث مهم است– آنچه که میپوشد و میخرد، وقتی متناسب با شأنش نباشد، بله، اگر بیش از شأن باشد، اسراف میشود. اگر کمتر باشد، حالا نه، اشکال ندارد؛ کمتر از شأن خودش یا خانوادهاش. اگر کمتر از شأن خانواده باشد، بخول. ولی کمتر از شأن خود، نه. تواضع از اثر همین است. در روایت دارد که راضی بشوی بدون شأنیت، این میشود تواضع. خرج بکند، بله. بقیه هم دارد دیگر. مثلًا خانواده آدم، آنها کشششان چقدر است؟ در روایت هست که هم در مورد امام حسین (ع) و هم در مورد امام باقر (ع)، راوی میگوید: «آمدیم منزل حضرت، دیدیم که یه منزل مبله، شیک و خیلی شکیل.» و بعد من گفتم که این امام حسین که اینقدر دعوت به زهد میکند و اینها، خانهاش این است؟ فرمودند که: «من مهریه همسرم را دادم با اهل بیتی هستیم که مهریه همسرمان را به او دادهایم، او هم رفته با آنها اینها را خریده. شما میخواهی اتاق من را ببینی؟» رفتیم توی اتاق، دیدیم که یه اتاق است، کفش یک حصیر است. حضرت هستی را میدهند کنار، روی خاک نماز میخوانند. هیچی هم این مال من، آن مال خانواده است. این مال من، برای ما زندگی. بله، این از جهت مبنایی خیلی روایت است؛ یعنی اصل ماجرا.
خود آدم، منی که مثلاً شأنم تهش یه ماشین معمولی که بر فرض، حالا ظوابط دارد دیگر، شأن هم باز خیالات نیست که من رئیسم و اینها. نه، شأن یعنی من که مثلاً مسافرت زیاد میروم، باید یک ماشین داشته باشم که توی راه من را نگذارد. ماشینی باشد که توی گرما خوب باشد، توی سرما خوب باشد، سرعتش خوب باشد، امنیتش خوب باشد. حالا مثلاً به ماشینهای امروزی، مثلاً یک پژو برای من کفایت میکند. بر فرض، حالا من بروم زانتیا به جای پژو بخرم؟ این نمیشود. به نظر نمیآید که بله صلاح باشد. ظاهر، ولی سوار یک ماشینی است که یعنی باید توانایی مالیاش را هم داشته باشد. اینجاها به نظر نمیآید که بحث قرض و وام و اینها مطرح باشد، مثل منزل کوچک و اینها. حضرات توصیه کردند که بین زندگی خود و دیگران جابهجا بشویم، ولو شده قرض کنیم. مثلاً پول خانه را، مثلاً خدا میرساند. یکی از مباحثش همین جاست: «آه، چه خانه کوچکی زندگی میکنی؟» گفت: «خانه پدریمان است.» بله، یعنی قطعی نیست، همش بله. نسبی در راه خیر استفاده.
یکی از مبناهای بسیار مهمش، مسئولیت داشتن طرف است که همیشه ببینید اهل بیت به مسئولین تاختند. یک ذره تحت مسئولیت داشته، رفته خانه بزرگ خریده. «خودت را انداختی توی جهنم! تو را چه به خانه بزرگ؟ خانه بزرگ میخواهی چهکار؟ تو برای آخرتت چارهای نسبت به خانه بزرگ تا توی دنیا؟» یا سر سفره نشستن. گاهی محتاجی سر سفره نشسته که الوان غذای رنگارنگ آوردند و اینها، و فقیری دعوت نشده. در شأن رئیس یک هیئت دیپلماتند. اینها هر کدام مسئولند و فلان. بله، آقا! غذا فرمودند که: «میبینم که پرت شدی توی دره جهنم، بین زمین و آسمان. عنقریب است که بیفتی آن ته.» به عثمان ابن حنیفه، بله. عثمان ابن حنیفه، به هر حال ببینید. اینها هم هست؛ یعنی مسئولیت داشتن خودش یک شأن است پایین در نظام دینی. یعنی شأن هی میآید پایین، هر چه مسئولیت میرود بالا. شما هی باید فقیرتر زندگی بکنی تا لا یتفق علی الفقراء، فقرا بهش فشار نیاید. «رئیسمان از ما بدتر است. علی همین را هم ندارد توی خانهاش.» حرفش این، این حرفها این بود.
استفاده نمیکرد. بله، اصل قضایایی که دارد بهتان ارث میرسد، استفاده بکنید. از منافعش استفاده. این با آن چطور جمع میشود؟ ببینید، قدرت و ثروت دو تا چیز ضروری است، مخصوصاً برای حاکمیت. حالا هم بحث اینکه، بحث بودجه و سرمایههای ملی و اینهاست که بیشتر هم ثروتهای امیرالمومنین توی این مسیر به کار رفت. بعد اصل توی این ماجرای فدک. ما مفصل توضیح دادیم که چرا دشمن دست گذاشت روی فدک، درگیریها مثل فدک. آنجا بحث میشود که بالاخره سرمایه اقتصادی پشتوانه یک حرکت است، پشتوانه یک نهضت. وقتی فدک را گرفتند، توانستند پیروز بشوند، فائق بشوند به امیرالمؤمنین. و اگر فدک بود، عواید ماهیانهای که داشت، بودجهای که تولید میکرد. لذا در زمان حضرت فرمود که وقتی میخواست برگرداند به موسی بن جعفر، حضرت فرمودند: «دیگر فدک آن باغ کوچک نیست. سرحداتش از اینجاست تا سمرقند. از آنور تا خلیج عدن و از آنور تا کجا و اینها. کل خاورمیانه را دارد در بر میگیرد.» گفت: «نمیخواهد باشد، حالا بعداً با هم حساب میکنیم.»
نه، زمان هارون که حالا قرن دوم بود. زمان عمر بن عبدالعزیز که همون باز خیلی قبلتر بود. ۱۰۰ سال چقدر قبلش؟ حضرت فرمودند که: «اگه میخواهی برگردانی، اینها همه حکومت باید بدهی.» یعنی فدک یک باغ نبود. فدک بودجه سرمایه ملی بود. چهار حلقه نفت بود، یک پالایشگاه بود که مثلاً چقدر درآمد داشته. این به مرور هی رشد کرده. شما نمیتوانی آقا، «چهار حلقه را میخواهم برگردانم.» آن اصل جایی که بوده، مرکز نفتی و فلان و اینها، آن اصل ماجرا مال ماست. یعنی فدک همچین جایگاهی داشت. لذا از این جهت تولید ثروت و قدرت داشتند، نه برای خودشان، برای اینکه پشتوانه نهضت بشود، پشتوانه کار باشد. آنها از کمترین حد استفاده را داشتند. لذا مصرف به حساب آن تولید قدرت و تولید ثروت. کسی اگر مصرف مح ندارد، هر چقدر تولید بکند و دارایی به آن معنا، هیچ اشکالی ندارد. حضرت امام سخنرانی فرمودند که: «این انقلاب کار بازاریها بود.» آدم گاهی نگاه میکند، میبیند که این حوزه را بازاریها نگه داشتهاند. همه علما، مراجع دست پرورده بازاریها، بازاریهای مؤمناند. اموراتش میگذرد. واقعاً بله، بله، بله. خود آن ثروت بعداً باز مسائل دیگر در طول تاریخ ثروت ائمه، جاهای مختلف کارایی داشت.
عرض کنم که در هر صورت، مصرف به اعتبار خود واژه "اسراف" توی خرج معمولاً معنا پیدا میکند، نه توی دخل. اینجا کسی که، ببینید «یشتری ما لیس له» همش توی مصرفی است، تولیدی نیست. نه اینکه مثلاً پول در میآورد با چیز، نه. کسی که بیش از شأنش پول در میآورد، اشکال ندارد، اما بیش از شأنش خرج میکند. متناسب با اقتضائاتی است: حسب و نسب. اینها را توی بحث طلاق، توی بحث نفقه همش گفته شده. شما وقتی طلاق دادید، همسرتان باید منزلی در شأن خودش داشته باشد. منزل را باید بهش بدهی. به خونه بهش بدهی. وقتی نفقه میدهی، باید در شأن او باشد. برای خمس گفتن: «آن مقداری که در شأن است، بهش خمس تعلق نمیگیرد. بیش از شأن، خمس تعلق میگیرد.» یعنی کسی شأنش این است که یه مبلمان ۵ میلیونی داشته باشد، چهار دست هم داشته باشد، این خمس تعلق نمیگیرد. یک کسی شأنش این است که یه دست ناهارخوری داشته باشد. این رفته یک مبل هم خریده، این به این مبل تعلق نمیگیرد.
استفاده هم نمیکند. شأن هم مثلاً یکی از مواردش این است که مهمان دارد، میآیند، میروند. چطور است؟ الان خیلی از مردم ما، چه بسا دارند بیش از شأن زندگی میکنند. یعنی مسئله شأن واقعاً یکی از ضروریات فقه و واقعاً فرهنگ را کنترل میکند. ولی خب مانیتور نیست. اساتید دانشگاه محاسبه کردند با فرانسه بود که مثلاً پولی از دستش برود، مطلوبیت به دست گفت: «من محاسبه کردم، درآمد سالیانه ۳۰۰ تا خانه میتوانسته بخرد.» آقای دکتر صدر گاهی فعالیت اقتصادی خارج از این مسائل دارند. گاهی هیچ اشکالی هم ندارد. ارث و میراثی استیه بالاخره. عرض کنم که جهاتش مختلف است. وقتی وارد، بله. عرض کنم که خود رو وابسته نیست. میخواهم عرض بکنم که از شأنیت خارج نمیشود. یعنی یه چیزهایی وقتی الان شما نگاه میکنی، میبینی آقا، یک همچین جای خانهای دارد یا ۳۰ سال پیش اینجا بیابان بودی. آقا اینجا خانه داشت، الان شده اینجا. گاهی اینها را ما لحاظ نمیکنیم. فقط چه خانهای، چه جایی طرف دارد. بله. انشاءالله که این روایت شخص و خانواده. میشود یکی بحث.
لذا امام صادق (ع) گفتش که آنی که از امیرالمؤمنین (ع) شنیدیم فرق میکند. این چه تیپی است؟ این چه لباسی است؟ عرض کنم که زمانه، زمانهای بود که فقر حاکم بود، الان ثروت حاکم است. اصلاً خود امیرالمؤمنین (ع) توی تاریخ دارد. این چیز جالبی است. حالا گوشه ذهنتان باشد. امیرالمؤمنین (ع) توی این مدت پنج سال حکومت، توی منابع تاریخی هستش که کار را به جایی رساند که یک فقیر در کوفه نبود. خیلی مردم از جهت سطح درمانی، بهداشتی، عواید عامه، راهسازی، همشان به رفاه رسیدند. به همین رفاه بود که بعداً دچار مصیبت کربلا شد. یعنی همین که بله بله. بعد تازه به رفاه رسیدند، دیگر جنگ را بگذاریم کنار. جنگ برای رفاه نبود که حالا به رفاه رسید. میگوید: «ول کنیم.» غرض این که دوره عوض شد. وارد دوره جدید ماجرای کربلا داری که امام حسین (ع) جبهه خز داشت، لباسهای به قول امروزیها، آره، خیلی لباس گرانقیمت و اینها که وقتی آن خبر آوردند که یکی از اصحاب توی سرحدات، پسرش دستگیر شده، به قول خودمان زندگی کنند دیگر آنجا بمانند. و بحث حکومت آدم رای نداشته باشد. حال بحث داشتن و اینها مشکلی توش نیست. خدا به ما هم بدهد. داده البته در حد داشتن داریم. بله. انشاءالله که از حلال به دست بیاورد، در حلال خرج بشود. الحمدلله رب العالمین.
در حال بارگذاری نظرات...