معرفی
روز قیامت به جز سه چشم همه دیده ها گریان است
تمام خیر در سه چیز فراهم آمده است
در پشت چهار پا نباید سه نفر ردیف سوار شوند
تمام خیر در سه چیز فراهم آمده است
در پشت چهار پا نباید سه نفر ردیف سوار شوند
متن
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «کل عین باکیة یوم القیامة إلا ثلاث أعیُن: عَینٌ بَکَت مِن خَشیَةِ الله و عَینٌ غَضّت عَن مَحارِمِ الله و عَینٌ باتَت ساهِرَةً فی سَبیلِ الله». هر چشمی روز قیامت گریان است، مگر سه چشم: چشمی که از خشیت خدا گریه کند. چشمی که از محارم الهی پوشیده شود. و چشمی که در راه خدا بیدار مانده باشد و شببیداری کشیده باشد. اینها روز قیامت گریان نیستند.
این روایات، معارف عمیقی هستند؛ نکات خیلی نابی بعضاً پیدا میشود. بله، گریه، بسته شدن و بیدار بودن؛ یک جای چشم باز نگه داشته، یک جای چشم بسته، یک جایی هم گریان بوده.
حدیث بعدی از امام باقر (علیه السلام) است: قال امیرالمومنین (علیه السلام): «جُمِعَ الخَیرُ کُلُّهُ فی ثَلاث خِصال». تمام خیر در سه خصلت جمع شده است: «اَلنظَر و السُکوت و الکَلام». نگاه، سکوت، کلام. همه خیر در این سه تاست. «فکُلُّ نَظَرٍ لَیسَ فیهِ اعتِبارٌ فَهُوَ سَهوٌ». هر نگاهی که در آن عبرتگیری نباشد، سهو است؛ دیدن با تأمل و عبرت گرفتن نباشد. «و کُلُّ سُکوتٍ لَیسَ فیهِ فِکرَةٌ فَهُوَ غَفلَةٌ». سکوتی که در آن فکر نباشد، غفلت است. «و کُلُّ کَلامٍ لَیسَ فیهِ ذکرٌ فَهُوَ لَغوٌ». کلامی هم که در آن ذکر نباشد، لغو است.
هر سه لغو. حرفی است که در آن جنبه ذکری نیست. نه لزوماً حرفهای مستهجن لغو میشود، ممکن است بحث علمی باشد و جوشش تذکری نیست. هر سکوتی هم لزوماً خوب نیست؛ سکوتی باشد که در غفلت تذکری نیست. روی محور همه ذکر است، دیگر. چه حرف زدن، چه سکوت کردن و چه دیدن؛ اگر در آن خوراک ذکری به آدم داده میشود، این خوب است وگرنه انسان بهرهای ندارد.
«فَطوبی لِمَن کانَ نَظَرُهُ عِبرَةً و سُکوتُهُ فِکرَةً و کَلامُهُ ذِکرًا». خوش به حال کسی که نگاهش عبرت است، سکوتش فکر است و کلامش ذکر. «و بَکا عَلی خَطیئَتِهِ و أمِنَ النّاسُ شَرَّهُ». به گناهش گریه میکند، مردم از شرّش در امانند.
و حدیث آخر امیرالمومنین از پیامبر (نقل شده): «قال رسول الله صلی الله علیه و سلم: مردم در امان باشند. شر او را در حدیث طویل لا یرتدف ثلاثٌ علی دابةٍ». ارتدافع یعنی همان سه ترکه. سه ترکه سوار دابه نشوید. سه نفر ردیف نشوند پشت سر هم روی دابه، روی حیوان مرکب. سه ترکه ننشینید. «فإن أحدهم ملعونٌ و هو المقدم»؛ که اینجا وقتی که یکیشان ملعون است، آنهم آن یکی جلوتر از همه نشسته؛ نفر جلوتر از همه. حالا یا از این باب، یا از این باب که فشار بیشتری به گردن این حیوان میآید؛ بیشتر اذیت میشود تا مثلاً کوهان و دایره لند تا کجاهاست.
خیلی عجیب است واقعاً. یعنی انسان از رحمت خدا محروم میشود تا چه جاهایی، با چه اعمالی، با چه کارهایی. چقدر ریزهکاری دارد رحمت الهی! تو چه زوایایی است! بعد گاهی همین جا بابت همین کار کوچک، یک رحمتی میآید انسان را میگیرد. رحمت هم که اصل است دیگر. «و رَحمَةُ رَبّکَ خَیرٌ مِمّا یَجمَعونَ». یک رحمت الهی از تمام اعمال انسان بالاترین. لحنم که یک وقتی لعن میکنیم، خودمان را میگیرد، دیگر. ظالمین را لعن میکنیم، پرش دارد خود ما را میگیرد. خصوصیت بکنیم موتور هم شامل میشود یا نه؛ حیثیت ظلم به حیوان مرکب هم میشود دیگر؛ موتور فشار میآید. نکات خوبی است. به روشنی تحمل کرد. خیلی احادیث زیبایی است که الان واردش شدیم؛ روایات نابِ کمتر شنیده شدهای در کتاب خصال.
بسم الله الرحمن الرحیم.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «کل عین باکیة یوم القیامة إلا ثلاث أعیُن: عَینٌ بَکَت مِن خَشیَةِ الله و عَینٌ غَضّت عَن مَحارِمِ الله و عَینٌ باتَت ساهِرَةً فی سَبیلِ الله». هر چشمی روز قیامت گریان است، مگر سه چشم: چشمی که از خشیت خدا گریه کند. چشمی که از محارم الهی پوشیده شود. و چشمی که در راه خدا بیدار مانده باشد و شببیداری کشیده باشد. اینها روز قیامت گریان نیستند.
این روایات، معارف عمیقی هستند؛ نکات خیلی نابی بعضاً پیدا میشود. بله، گریه، بسته شدن و بیدار بودن؛ یک جای چشم باز نگه داشته، یک جای چشم بسته، یک جایی هم گریان بوده.
حدیث بعدی از امام باقر (علیه السلام) است: قال امیرالمومنین (علیه السلام): «جُمِعَ الخَیرُ کُلُّهُ فی ثَلاث خِصال». تمام خیر در سه خصلت جمع شده است: «اَلنظَر و السُکوت و الکَلام». نگاه، سکوت، کلام. همه خیر در این سه تاست. «فکُلُّ نَظَرٍ لَیسَ فیهِ اعتِبارٌ فَهُوَ سَهوٌ». هر نگاهی که در آن عبرتگیری نباشد، سهو است؛ دیدن با تأمل و عبرت گرفتن نباشد. «و کُلُّ سُکوتٍ لَیسَ فیهِ فِکرَةٌ فَهُوَ غَفلَةٌ». سکوتی که در آن فکر نباشد، غفلت است. «و کُلُّ کَلامٍ لَیسَ فیهِ ذکرٌ فَهُوَ لَغوٌ». کلامی هم که در آن ذکر نباشد، لغو است.
هر سه لغو. حرفی است که در آن جنبه ذکری نیست. نه لزوماً حرفهای مستهجن لغو میشود، ممکن است بحث علمی باشد و جوشش تذکری نیست. هر سکوتی هم لزوماً خوب نیست؛ سکوتی باشد که در غفلت تذکری نیست. روی محور همه ذکر است، دیگر. چه حرف زدن، چه سکوت کردن و چه دیدن؛ اگر در آن خوراک ذکری به آدم داده میشود، این خوب است وگرنه انسان بهرهای ندارد.
«فَطوبی لِمَن کانَ نَظَرُهُ عِبرَةً و سُکوتُهُ فِکرَةً و کَلامُهُ ذِکرًا». خوش به حال کسی که نگاهش عبرت است، سکوتش فکر است و کلامش ذکر. «و بَکا عَلی خَطیئَتِهِ و أمِنَ النّاسُ شَرَّهُ». به گناهش گریه میکند، مردم از شرّش در امانند.
و حدیث آخر امیرالمومنین از پیامبر (نقل شده): «قال رسول الله صلی الله علیه و سلم: مردم در امان باشند. شر او را در حدیث طویل لا یرتدف ثلاثٌ علی دابةٍ». ارتدافع یعنی همان سه ترکه. سه ترکه سوار دابه نشوید. سه نفر ردیف نشوند پشت سر هم روی دابه، روی حیوان مرکب. سه ترکه ننشینید. «فإن أحدهم ملعونٌ و هو المقدم»؛ که اینجا وقتی که یکیشان ملعون است، آنهم آن یکی جلوتر از همه نشسته؛ نفر جلوتر از همه. حالا یا از این باب، یا از این باب که فشار بیشتری به گردن این حیوان میآید؛ بیشتر اذیت میشود تا مثلاً کوهان و دایره لند تا کجاهاست.
خیلی عجیب است واقعاً. یعنی انسان از رحمت خدا محروم میشود تا چه جاهایی، با چه اعمالی، با چه کارهایی. چقدر ریزهکاری دارد رحمت الهی! تو چه زوایایی است! بعد گاهی همین جا بابت همین کار کوچک، یک رحمتی میآید انسان را میگیرد. رحمت هم که اصل است دیگر. «و رَحمَةُ رَبّکَ خَیرٌ مِمّا یَجمَعونَ». یک رحمت الهی از تمام اعمال انسان بالاترین. لحنم که یک وقتی لعن میکنیم، خودمان را میگیرد، دیگر. ظالمین را لعن میکنیم، پرش دارد خود ما را میگیرد. خصوصیت بکنیم موتور هم شامل میشود یا نه؛ حیثیت ظلم به حیوان مرکب هم میشود دیگر؛ موتور فشار میآید. نکات خوبی است. به روشنی تحمل کرد. خیلی احادیث زیبایی است که الان واردش شدیم؛ روایات نابِ کمتر شنیده شدهای در کتاب خصال.
نظرات
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید.
جلسات مرتبط
جلسه نود و ششم
شرح کتاب خصال
جلسه نود و هفتم
شرح کتاب خصال
جلسه نود و هشتم
شرح کتاب خصال
جلسه نود و نهم
شرح کتاب خصال
جلسه صدم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و دوم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و سوم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و چهارم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و پنجم
شرح کتاب خصال
جلسه صد و ششم
شرح کتاب خصال
سخنرانیهای مرتبط
محبوب ترین جلسات شرح کتاب خصال
جلسه هشتم
شرح کتاب خصال
جلسه نهم
شرح کتاب خصال
جلسه دهم
شرح کتاب خصال
جلسه یازدهم
شرح کتاب خصال
جلسه دوازدهم
شرح کتاب خصال
جلسه سیزدهم
شرح کتاب خصال
جلسه چهاردهم
شرح کتاب خصال
جلسه پانزدهم
شرح کتاب خصال
جلسه شانزدهم
شرح کتاب خصال
جلسه دوم
شرح کتاب خصال
در حال بارگذاری نظرات...